سه شنبه, ۳۰ تیر , ۱۴۰۵
بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق 29 بهمن 1404
رجوی در مانور غرش شیر

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق

رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابان‌های عراق به راه می‌انداخت. در هر مانوری که انجام می‌شد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت می‌کردند و به صدام گزارش می‌دادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیع‌تر […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم 26 بهمن 1404
دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم

حالا تقریباً دو ماه از زمانی که وارد کمپ TIPF شده بودم می‌گذشت. در این مدت دوبار منتقل شده بودم و اکنون در بخشی جداافتاده به نام SEG یا “قرنطینه” قرار داشتم. یکی از اتفاقات خاص این دوره این بود که ارتش آمریکا انبارهای مهمات سازمان مجاهدین را تخلیه می‌کرد و آن‌ها را در توده‌های […]

به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم 19 بهمن 1404
سوخت زدن ضابطه داشت

به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم

بعد از انقلاب من در آوردی رجوی ها، ضوابط بین مردها و زنها به شدت سخت و توسط سران رجوی کنترل می شد. برای سوخت زدن مردها بایستی صبح به پمپ بنزین مراجعه می کردند و زنها بعد از ظهر. من در تاسیسات کار می کردم و یک خودروی آیفا به من داده بودند که […]

زندان انفرادی در تشکیلات مجاهدین خلق بخاطر یک اعتراض 19 بهمن 1404
در دوران زندان مستمرا کتک می خوردم

زندان انفرادی در تشکیلات مجاهدین خلق بخاطر یک اعتراض

مدت 22 سال از بهترین سال های عمر و زندگیم را در تشکیلات مجاهدین خلق تباه کردم. بعد از اسارت توسط ارتش بعث صدام در جریان جنگ ایران وعراق به اردوگاه اسیران جنگی منتقل شدم. در طی تمامی دوران اسارت بدلیل اینکه از قومیت عرب خوزستان بودم بصورت مضاعف و بدلایل اینکه چرا علیرغم اینکه […]

آزار جسمی و روحی در شکنجه گاهها و زندان های مجاهدین 18 بهمن 1404

آزار جسمی و روحی در شکنجه گاهها و زندان های مجاهدین

داستان من و شکنجه های سازمان، بر می گردد به مهرماه سال 1376، همه چیز با بی پاسخ ماندن سئوال های من در مورد تماس با خانواده و سازماندهی شروع شد، سه روز در آسایشگاه ماندم، تا مسئولین و بویژه مسئول پذیرش، مریم باغبان را مجبور کنم که به سئوالاتم پاسخ دهند، در ذهنیت من […]

خاطره‌ای از شکنجه‌گاه‌‍‌های مجاهدین خلق 14 بهمن 1404
آزادی مورد نظر مریم رجوی

خاطره‌ای از شکنجه‌گاه‌‍‌های مجاهدین خلق

بعد از ناآرامی های اخیر در صفحات اینستاگرام دیدم که مریم رجوی فرصت طلب به میدان آمده و دم از آزادی و ایرانی آزاد می زند! یاد سال 76 افتادم. آن سال سه نفر از بچه های ایلام از سازمان فرار کردند که متاسفانه عراقی ها آنها را دستگیر کردند و به سازمان تحویل دادند. […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و یکم 12 بهمن 1404
اولین تماس تلفنی به دنیای آزاد

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و یکم

امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش مواردی از زندگی در تیف را بیان کرد. تا جایی که یادم می‌آید، در کمپ آمریکایی‌ها، وقتی تازه وارد شده بودم، قانون این بود که هر نفر فقط ماهی یک بار اجازه تماس تلفنی داشت. آن هم نه با تلفن معمولی، بلکه با تلفن ماهواره‌ای که درون کمپ قرار […]

محاکمه در سالن میله ای در مقر مخوف باقرزاده 12 بهمن 1404
خاطرات فواد بصری

محاکمه در سالن میله ای در مقر مخوف باقرزاده

من در مقر موزرمی بودم که همه را در سالن غذا خوری جمع کردند. مسئول مقر میکروفن را دست گرفت و گفت می خواهیم به ماموریت برویم. برای ماموریت به مقر باقرزاده می رویم. وسایل فردی خودتان را جمع کنید تا زمان حرکت را به شما ابلاغ می کنیم و در ادامه گفت می خواهیم […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتادم 05 بهمن 1404
اولین نامه از پدر در تیف

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتادم

امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش از ورودش به بلوک 3 گفت. دور از باغ‌وحش، در میان جمعی از گوشه‌گیران. این بهترین توصیفی‌ست که می‌توانم از بلوک ۳ ارائه دهم. بعد از آن‌که از بلوک ۶ ــ بزرگ‌ترین بخش کمپ و محل تجمع جوان‌های دردسرساز ــ جدا شدم، به بلوکی به نام “۳ آلفا” منتقل […]

دکتر شکنجه گر “حسین فرصت” با نام مستعار دکتر یحیی 05 بهمن 1404
شیوه خاص شکنجه گری

دکتر شکنجه گر “حسین فرصت” با نام مستعار دکتر یحیی

در زمانی که در اسارت مجاهدین خلق در پادگان اشرف بودم، یک روز مسئول ارکان مرا صدا زد و گفت یک هفته تحت امر امداد اشرف می روی. تحت امریت صبح تا بعد از ظهر است و بعد از ظهر به مقر بر می گردی و مجددا صبح فردا پیک تو را به امداد می […]

شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم 01 بهمن 1404
عمل جراحی بدون بی حسی

شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم

تذکر: در قسمت هائی از متن زیر، ممکن است در بیان، نکاتی حاوی صحنه های دلخراش باشد، از کسانی که با این گونه موارد مشکل دارند، خواهشمندم از خواندن این نوشتار خودداری کنند. *** در قسمت قبل گفتم که تمام کادر پزشکی در سازمان، از زیر تا بم، به هیچ تعهد پزشکی پایبند نبوده و […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و نهم 30 دی 1404
بیداربانی با چوب و داستان یک فرار باورنکردنی

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و نهم

یکی از افسران میان‌سال آمریکایی با قدم‌هایی سنگین و شمرده به سمت سلولم آمد. نگاهی مستقیم به چشمانم انداخت. گفت: “تو نباید اینجا باشی. من تو رو می‌شناسم. بچه‌ی خوبی هستی.” همین جمله‌ی ساده از زبان مردی که مسئول نگهبانی این جهنم بود، برایم دنیایی ارزش داشت. این جملات قسمتی از خاطرات امیر یغمایی در […]

blank
blank
blank