رجوی همیشه تشنه به خون مردم بی گناه ایران بود. برای اینکه خون مردم ایران را بیشتر روی زمین بریزد واحد های تروریستی را راه اندازی کرد. وقتی می خواستند واحد های عملیاتی را به داخل ایران بفرستند من در مقر موزرمی بودم. نفرات واحد را از یگانها جدا می کردند و در یک ساختمان […]
رجوی همیشه تشنه به خون مردم بی گناه ایران بود. برای اینکه خون مردم ایران را بیشتر روی زمین بریزد واحد های تروریستی را راه اندازی کرد. وقتی می خواستند واحد های عملیاتی را به داخل ایران بفرستند من در مقر موزرمی بودم. نفرات واحد را از یگانها جدا می کردند و در یک ساختمان جدا گانه آنها را منتقل می کردند تا کسی از آموزشهای آنها مطلع نشود. نفرات انتخاب شده برای عملیاتهای تروریستی، حق نداشتند از ساختمان بیرون بروند و زمانی که می خواستند به مرز بروند آنها را شبانه به مرز منتقل می کردند .
در مدت زمانی که تیم های تروریستی آموزش می دیدند، از بغداد مهوش سپهری (نسرین)، زهره اخیانی، فهیمه اروانی به مقر موزرمی می آمدند. آموزشهای تیم های تروریستی را چک می کردند و توجیهات لازمه را به تیم تروریستی ابلاغ می کردند. توجیهاتی که شخص رجوی ابلاغ می کرد.
من با یکی از نفرات تیم های تروریستی که انتخاب شده بودند، دوست بودم ولی به بیرون بروز نمی دادیم. دوست من را برای خمپاره زدن به داخل ایران با ما بقی اعضای تیم اعزام کردند. ده دوازده روزی در مقر نبود.
یک روز مشغول کار در آشپزخانه بودم که مسئول ارکان گفت امشب جشن داریم و بایستی غذای خوب به بچه ها بدهیم. از او سئوال کردم خبری شده؟ در جواب گفت تیم های عملیاتی برگشته اند و می خواهیم برای آنها جشن بگیریم. این موضوع را به کسی نگویید. نفرات یگان ها در جریان این خبر نیستند .
شب شد و جشن گرفته شد. بعد از شام در بیرون از سالن دوستم را دیدم که بهم ریخته بود. به او گفتم چه خبر! چرا بهم ریخته ای در جواب گفت: قبل از اینکه به داخل اعزام شویم مهوش سپهری (نسرین) برای توجیه ما نشستی گذاشت و گفت هدف های شما برای خمپاره زنی مشخص است. اگر به هر دلیلی هدف ها را نتوانستید بزنید، خانه های مردم را هدف قرار بدهید. برادر مسعود خوشحال می شود. این دستور برادر مسعود است و مهماتی که با خودتان می برید بر نگردانید.
از دوستم پرسیدم رفتید داخل چی شد؟ در جواب گفت: موفق نشدیم سوژه هایی که به ما داده بودند را با خمپاره بزنیم. و به کنایه گفت: خلق قهرمان ایران را هدف قرار دادیم . و حالا گزارش نوشتم من دیگر در واحدها شرکت نمی کنم مرا حذف کنید . بعد از نوشتن گزارش دوستم مسئولیت او را در یگان گرفتند و هر روز برای کار تحت امر آشپزخانه بود.
فواد بصری

