یکشنبه, ۱۲ مهر , ۱۴۰۵
نامه فواد بصری به محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی 11 مهر 1405

نامه فواد بصری به محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی

سلام محمد جعفر خوبی. مادرت چند وقت پیش به رحمت خدا رفت. زمانی که در عراق بودی خدا بیامرز چند بار به عراق سفر کرد که شاید با تو دیداری داشته باشد ولی تو خبر نداری که سران رجوی دل سنگی دارند و از مادرت با بد و بی راه استقبال کردند. مادرت خانم صدیقه […]

از این عکس خاطرات بدی دارم 06 مهر 1405
از خاطرات فواد بصری

از این عکس خاطرات بدی دارم

سال 2003 اتفاقی در پادگان خراب شده اشرف و در مقرها رخ داد. می‌دیدم که سران رجوی بهم ریخته بودند. مشخص بود که اتفاقی افتاده و از ما پنهان می‌کنند. بعد از یکی دو روز مجبور شدند در نشست مقر ماجرا را مطرح کنند. خبر این بود پلیس فرانسه مریم رجوی را دستگیر کرده است! […]

پیام فواد بصری به دوستان سابقش در کمپ آلبانی 21 شهریور 1405
اردوی رجوی را ترک کنید

پیام فواد بصری به دوستان سابقش در کمپ آلبانی

سلام من فواد بصری بعد از نزدیک به بیست سال تحقیر و سرکوب توسط سران تشکیلات مجاهدین توانستم خودم را از چنگال رجوی و گروهش در عراق نجات دهم. من شناختی به سازمان مجاهدین نداشتم. نام رجوی و زنش به گوشم نخورده بود. سرباز بودم که اسیر سازمان مجاهدین خلق شدم و مرا با فریب […]

رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد 04 مرداد 1405
پس از جدایی، طعم آزادی را چشیدم

رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد

زمانی که برای تفریح همراه خانواده بیرون می رویم خاطرات بد دورانی که در پادگان اشرف بودم به ذهنم می آید. در پادگان اشرف از تفریح و رفاه خبری نبود. یک حصار بسته که دور تا دورش بیابان بود. در پادگان اشرف پارکی احداث کرده بودند بنام پارک مریم که به همه چیز شباهت داشت […]

در تشکیلات مجاهدین جشن تولد معنی نداشت 26 خرداد 1405
محرومیت برای اعضاء

در تشکیلات مجاهدین جشن تولد معنی نداشت

خانواده ام روز تولدم بیست خرداد ماه سال 1405 برای من جشن تولد گرفتند . همسرم از از من سئوال کرد در پادگان اشرف که بودی برای شما جشن تولد می گرفتند که در جواب گفتم خیر. در ادامه گفتم رجوی و سرانش مثل برده از ما کار می کشیدند و در پادگان اشرف رجوی […]

دزدیهای سازمان مجاهدین خلق بعد از سرنگونی صدام در عراق 17 خرداد 1405
اموال مردم عراق را به خودشان فروختند

دزدیهای سازمان مجاهدین خلق بعد از سرنگونی صدام در عراق

بعد از سرنگونی صدام در عراق آشوبی به پا بود. سازمان مجاهدین از فرصت استفاده کرده و شروع به غارت کردن اموال مردم کرد. بعد از سرنگونی صدام ما در فیلق 2 (پادگان لشکر دوم عراق) مستقر بودیم. وقتی آمریکاییها به سران رجوی ابلاغ کردند که بایستی پادگان را تخلیه کنند و به پادگان اشرف […]

ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین 10 خرداد 1405
از خاطرات فواد بصری

ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین

سال 1380 ما را برای نشستی به مقر مخوف باقرزاده بردند. هیچ کس خبر نداشت که رجوی و دار و دسته اش چه خوابی برای ما تدارک دیدند! خبر نداشتیم چه روزهای سختی در انتظار ماست. در مقر باقرزاده مستقر شدیم و محل استراحت ما سوله هایی بود که محل زندگی کبوترها بود. سوله ها […]

نشست های تحقیر آمیز درون تشکیلات مجاهدین 27 اردیبهشت 1405
قبول انقلاب مریم رجوی

نشست های تحقیر آمیز درون تشکیلات مجاهدین

زمانی که در تشکیلات مجاهدین بودم در سال 1370 چند روزی مرا در بنگال زندانی کردند. علت زندانی کردن من در بنگال شرکت نکردن در نشست های انقلاب مریم رجوی بود. روزی نبود که توسط مسئولین مجاهدین برای من نشست برگزار نشود. نشست های تهدید آمیز و تحقیر آمیز. حرفشان با من این بود که […]

پیام تبریک سال نو فواد بصری به اعضای گرفتار در کمپ مجاهدین 22 فروردین 1405
رجوی گرگی در لباس میش بود

پیام تبریک سال نو فواد بصری به اعضای گرفتار در کمپ مجاهدین

سلام سال جدید را به شما دوستان سابقم تبریک می گویم و امیدوارم سال جدید سال خوب و سال رهایی شما از کمپ مجاهدین خلق باشد. رجوی و دار و دسته اش سوء استفاده زیادی از شما می کنند و خواهند کرد، همانطور که در پادگان اشرف در عراق از من و امثال من کردند. […]

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق 29 بهمن 1404
رجوی در مانور غرش شیر

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق

رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابان‌های عراق به راه می‌انداخت. در هر مانوری که انجام می‌شد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت می‌کردند و به صدام گزارش می‌دادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیع‌تر […]

به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم 19 بهمن 1404
سوخت زدن ضابطه داشت

به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم

بعد از انقلاب من در آوردی رجوی ها، ضوابط بین مردها و زنها به شدت سخت و توسط سران رجوی کنترل می شد. برای سوخت زدن مردها بایستی صبح به پمپ بنزین مراجعه می کردند و زنها بعد از ظهر. من در تاسیسات کار می کردم و یک خودروی آیفا به من داده بودند که […]

محاکمه در سالن میله ای در مقر مخوف باقرزاده 12 بهمن 1404
خاطرات فواد بصری

محاکمه در سالن میله ای در مقر مخوف باقرزاده

من در مقر موزرمی بودم که همه را در سالن غذا خوری جمع کردند. مسئول مقر میکروفن را دست گرفت و گفت می خواهیم به ماموریت برویم. برای ماموریت به مقر باقرزاده می رویم. وسایل فردی خودتان را جمع کنید تا زمان حرکت را به شما ابلاغ می کنیم و در ادامه گفت می خواهیم […]

blank
blank
blank