ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین
سال 1380 ما را برای نشستی به مقر مخوف باقرزاده بردند. هیچ کس خبر نداشت که رجوی و دار و دسته اش چه خوابی برای ما تدارک دیدند! خبر نداشتیم چه روزهای سختی در انتظار ماست. در مقر باقرزاده مستقر شدیم و محل استراحت ما سوله هایی بود که محل زندگی کبوترها بود. سوله ها […]
نشست های تحقیر آمیز درون تشکیلات مجاهدین
زمانی که در تشکیلات مجاهدین بودم در سال 1370 چند روزی مرا در بنگال زندانی کردند. علت زندانی کردن من در بنگال شرکت نکردن در نشست های انقلاب مریم رجوی بود. روزی نبود که توسط مسئولین مجاهدین برای من نشست برگزار نشود. نشست های تهدید آمیز و تحقیر آمیز. حرفشان با من این بود که […]
پیام تبریک سال نو فواد بصری به اعضای گرفتار در کمپ مجاهدین
سلام سال جدید را به شما دوستان سابقم تبریک می گویم و امیدوارم سال جدید سال خوب و سال رهایی شما از کمپ مجاهدین خلق باشد. رجوی و دار و دسته اش سوء استفاده زیادی از شما می کنند و خواهند کرد، همانطور که در پادگان اشرف در عراق از من و امثال من کردند. […]
بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
رجوی زمانی که در عراق بود برای اینکه خودش را به اربابش صدام ثابت کند مانورهای زیادی در بیابانهای عراق به راه میانداخت. در هر مانوری که انجام میشد دو یا سه افسر ارشد عراقی مانور را نظارت میکردند و به صدام گزارش میدادند. مانور غرش شیر نسبت به دیگر مانورها متفاوت بود. چون وسیعتر […]
به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم
بعد از انقلاب من در آوردی رجوی ها، ضوابط بین مردها و زنها به شدت سخت و توسط سران رجوی کنترل می شد. برای سوخت زدن مردها بایستی صبح به پمپ بنزین مراجعه می کردند و زنها بعد از ظهر. من در تاسیسات کار می کردم و یک خودروی آیفا به من داده بودند که […]
محاکمه در سالن میله ای در مقر مخوف باقرزاده
من در مقر موزرمی بودم که همه را در سالن غذا خوری جمع کردند. مسئول مقر میکروفن را دست گرفت و گفت می خواهیم به ماموریت برویم. برای ماموریت به مقر باقرزاده می رویم. وسایل فردی خودتان را جمع کنید تا زمان حرکت را به شما ابلاغ می کنیم و در ادامه گفت می خواهیم […]
دکتر شکنجه گر “حسین فرصت” با نام مستعار دکتر یحیی
در زمانی که در اسارت مجاهدین خلق در پادگان اشرف بودم، یک روز مسئول ارکان مرا صدا زد و گفت یک هفته تحت امر امداد اشرف می روی. تحت امریت صبح تا بعد از ظهر است و بعد از ظهر به مقر بر می گردی و مجددا صبح فردا پیک تو را به امداد می […]
خمپاره زدن به مردم بی گناه از افتخارات رجوی بود
رجوی همیشه تشنه به خون مردم بی گناه ایران بود. برای اینکه خون مردم ایران را بیشتر روی زمین بریزد واحد های تروریستی را راه اندازی کرد. وقتی می خواستند واحد های عملیاتی را به داخل ایران بفرستند من در مقر موزرمی بودم. نفرات واحد را از یگانها جدا می کردند و در یک ساختمان […]
اظهارات سخن گوی مجاهدین خلق کذب محض است
من فؤاد بصری در اول مهرماه 1404 در سی و نهمین دادگاه سران مجاهدین خلق در تهران شرکت کردم و ادای شهادت نمودم. بعد از گذشت چند روز از این موضوع، تشکیلات رجوی که از شهادت اعضای سابق خود در این دادگاه خیلی واهمه دارد علیه من موضع گیری کرد و همچون همیشه دروغ گفت. […]
دلتنگی های مادر پروانه ربیعی عباسی
زمانی که تشکیلات رجوی در عراق مستقر بود خانم حبیبی چندین بار با تمام مشکلاتی که داشت به عراق سفر کرد و در کنار پادگان اشرف فعالیت و تلاش زیادی داشت تا با فرزندش دیداری داشته باشد ولی متاسفانه سران رجوی به فرزندش پروانه اجازه ملاقات ندادند. ناگفته نماند بعد از جنگ و دورانی که […]
چند کلامی با مسعود رجوی
آقای رجوی می خواهم سخنی را با شما آغاز کنم آنقدر در تشکیلات شما سختی کشیده ام که نمی دانم از کجا شروع کنم. من در زمان جنگ سرباز بودم و در جبهه بدست نیروهای شما اسیر شدم. مرا به اردوگاه خودتان منتقل کردید در اُردوگاه توسط افرادی بنام سید سادات دربندی (عادل) و مجید […]
جشن یلدا در کنار خانواده
مراسم شب یلدا یکی از کهن ترین و زیباترین آیین های ایرانی است که از گذشته های بسیار دور تا کنون در میان مردم ایران زنده مانده است. در شب یلدا خانواده ها در خانه بزرگ ترها جمع می شوند و لحظاتی صمیمی و خاطره انگیز را کنار یکدیگر می گذرانند. در تشکیلات رجوی عکس […]