در چند روز گذشته به دلیل اعتراضات گسترده در پایتخت آلبانی، تیرانا، علیه طرح توسعه “جزیره سازان”، این کشور مورد توجه رسانهها قرار گرفته است. جزیره سازان یک محیط تالابی بکر است که پرندگان مهاجر در آن رشد میکنند. معترضان آلبانیایی، قانونی بودن و شفافیت این پروژه و تصمیمات دولتی مربوط به آن را به […]
در چند روز گذشته به دلیل اعتراضات گسترده در پایتخت آلبانی، تیرانا، علیه طرح توسعه “جزیره سازان”، این کشور مورد توجه رسانهها قرار گرفته است. جزیره سازان یک محیط تالابی بکر است که پرندگان مهاجر در آن رشد میکنند. معترضان آلبانیایی، قانونی بودن و شفافیت این پروژه و تصمیمات دولتی مربوط به آن را به چالش کشیدهاند. با توجه به اینکه این طرح توسعه به شرکتهای تحت کنترل جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، مربوط میشود، اعتراضات برجستهتر شدهاند.
جزیره سازان، از نظر زیستمحیطی به دلیل مسیر مهاجرت پرندگان و حیات وحش دریایی مانند لاکپشتهای دریایی منطقهای حساس شناخته میشود. گروههای زیستمحیطی هشدار میدهند که بولدوزرها و بیلهای مکانیکی پیش از اعتراضات، پاکسازی شن و ماسه، جنگلهای کاج و زیستگاههای ساحلی را آغاز کردهاند. تصمیم دولت در سال ۲۰۲۴ مبنی بر اعطای وضعیت “سرمایهگذار استراتژیک” به شرکت وابسته به کوشنر (Affinity Partners) امکان تصویب سریع، دور زدن مناقصه رقابتی استاندارد و مجوزهای کاربری زمین را فراهم کرد. منتقدان معتقدند که این امر عملاً موانع قانونی معمول را دور زده است.
ادی راما، نخست وزیر آلبانی، از این پروژه به عنوان یک سرمایهگذاری استراتژیک که میتواند کشورش را به یک مقصد برتر گردشگری مدیترانه تبدیل کند، دفاع کرده است. او حتی در یک موضع گیری عجیب ایران را مسئول به راه افتادن اعتراضات در کشورش دانسته است. در واکنش به این اتهام زنی، سخنگوی وزارت امورخارجه ایران، اسماعیل بقایی خطاب به راما گفت: ” بهتر است برای درک و شعور مردم خود، بهعنوان یک ملت با فرهنگ و دارای تاریخ غنی، احترام قائل باشید. آنها آنقدر زیرک و فهیم هستند که راست را از ناراست تشخیص دهند. اگر میخواهید حاکمیت ملی خود را بفروشید، به خودتان مربوط است. نیازی نیست به ما توضیح بدهید.”
اما دفتر دادستانی ویژه آلبانی علیه فساد و جرایم سازمانیافته (SPAK) تحقیقاتی را در مورد تصمیمات اتخاذ شده در سال ۲۰۲۴ که وضعیت قانونی زمین در منطقه ویوسا-نارتا و اطراف سازان را تغییر داده است، آغاز کرده است. مقامات اسپاک در حال بررسی این موضوع هستند که آیا مناطق حفاظتشده بهطور خاص برای فعال کردن پروژه مرتبط با کوشنر طبقهبندی مجدد شدهاند یا خیر.
نشریه استرالیای کانبرا دیلی (Canberra Daily) به بررسی جایگاه تاریخی آلبانی در منطقه بالکان و تلاش ابرقدرتها برای نفوذ در این منطقه پرداخته است. نویسندگان این مقاله تحقیقی، دیجان هینیک و گابریل موئنز، میزبانی آلبانی از سازمان مجاهدین خلق را یکی دیگر از چالشهای آلبانی در جریانهای ژئوپولیتیکی برشمردهاند. در بخشی از این مقاله آمده است:
مسلم است که جنجال پیرامون توسعه پیشنهادی جزیره سازان توسط نهادهای مرتبط با جارد کوشنر، توجه مجددی را به جایگاه دیرینه آلبانی در تقاطع سیاست منطقهای، نفوذ خارجی و منافع استراتژیک جهانی جلب کرده است. در واقع، اگرچه اختلاف فعلی ریشه در نگرانیهای زیستمحیطی، حقوقی و حاکمیتی دارد، اما با وقایع قبلی در تاریخ سیاسی بالکان، از جمله پروژه توسعه مرتبط با کوشنر که اخیراً در صربستان لغو شد، مأموریت اکتشافی صهیونیستی در سال ۱۹۳۵ به آلبانی و نقش اخیر آلبانی در میزبانی از مجاهدین خلق، یک گروه مخالف ایرانی، نیز طنینانداز است. روی هم رفته، این وقایع نشان میدهد که چگونه جغرافیا و جهتگیری سیاسی آلبانی بارها آن را در جریانهای ژئوپلیتیکی وسیعتری قرار داده است.
جنجال آلبانیاییها شباهت زیادی به رویدادهای صربستان دارد، جایی که دولت اخیراً توسعه املاک و مستغلات مرتبط با کوشنر را در ستاد نظامی سابق یوگسلاوی در بلگراد میشد، لغو کرد. مخالفت عمومی در صربستان بر نگرانیها در مورد مذاکرات غیرشفاف، ارزیابی املاک دولتی و پیامدهای نمادین انتقال املاک مهم تاریخی به سرمایهگذاران خارجی سیاسی متمرکز بود. جرقه اصلی که اعتراض عمومی علیه املاک و مستغلات مرتبط با کوشنر را شعلهور کرد، این واقعیت بود که ستاد نظامی یوگسلاوی دو بار توسط نیروی هوایی ایالات متحده در طول لشکرکشی ناتو در سال 1999 بمباران شد و سرمایهگذار آمریکایی، به طرز طعنهآمیزی، قول داد که برای افرادی که در بمباران ساختمانها جان باختند، یادبودی بسازد.
تحلیلگران سیاسی استدلال کردهاند که تغییر موضع دولت صربستان، ترکیبی از فشار عمومی، عدم قطعیت قانونی و ریسک سیاسی را نشان میدهد، به ویژه با توجه به حساسیت کمپین غیرقانونی ناتو در سال 1999. از آن زمان، گروههای جامعه مدنی آلبانی به پرونده صربستان به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه چنین توافقهایی میتوانند در صورت عملکرد مؤثر سازوکارهای پاسخگویی نهادی متوقف شوند، استناد کردهاند.
شباهتهای بین این دو پرونده، الگویی از بیاعتمادی عمومی، نگرانیهای زیستمحیطی و حساسیت سیاسی پیرامون پروژههای بزرگ خارجی مرتبط با چهرههای بانفوذ سیاسی را آشکار میکند.
در حالی که این توسعه صرفاً یک پروژه تجاری است که با انگیزههای سیاسی و با انگیزههای سودجویانه هدایت میشود، بحث جزیره سازان، علاقه علمی به یک دوره کمتر شناخته شده از تاریخ بین دو جنگ جهانی را احیا کرده است: مأموریت اکتشافی صهیونیستها در آلبانی در سال ۱۹۳۵. در این دوره، رهبران صهیونیست، که با محدودیتهای بریتانیا در فلسطین تحت قیمومیت مواجه بودند، چندین مکان جایگزین برای اسکان احتمالی یهودیان را بررسی کردند. تساهل مذهبی، تراکم کم جمعیت و دسترسی به مدیترانه، آلبانی را به کاندیدای جذابی برای اسکان مجدد تبدیل کرد. اگرچه این پیشنهاد هرگز فراتر از بحثهای اولیه پیش نرفت، اما نقش بعدی آلبانی را در طول هولوکاست، زمانی که این کشور به تنها سرزمین اشغالی نازیها در اروپا تبدیل شد که جمعیت یهودیان در آن به دلیل پایبندی گسترده به قانون “بسا”(besa) آلبانی افزایش یافت، پیشبینی کرد. قانون آلبانیایی “بسا”، یک اخلاق عرفی برای آبرو و حفاظت، نقش مهمی در ترغیب خانوادههای مسلمان و مسیحی به پناه دادن به پناهندگان یهودی ایفا کرد. این میراث به روایتی اساسی در روابط مدرن آلبانی و اسرائیل تبدیل شده است که اغلب توسط هر دو دولت به عنوان گواهی بر یک قرابت اخلاقی ریشهدار تاریخی مورد استناد قرار میگیرد. گفتمان دیپلماتیک معاصر آلبانی و اسرائیل اغلب از این میراث تاریخی یاد میکند و آن را به عنوان گواهی بر همدلی دیرینه بین دو ملت مطرح میکند.
دفاع نخست وزیر از پروژه سازان با این استدلال که این پروژه منافع بلندمدتی برای بخش گردشگری آلبانی دارد، نشانهای از تأثیر ملاحظات سیاسی خارجی بر تصمیمات سیاست داخلی است. به عنوان مثال، پذیرش مجاهدین خلق، یک سازمان مخالف ایرانی که در ابتدا از ایران و سپس از عراق تبعید شده بود، توسط آلبانی، بُعد آموزندهای به موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور میافزاید. حضور مجاهدین خلق، با توجه به تاریخچه بحثبرانگیز آن و شناخته شدن این گروه به عنوان یک گروه افراطی توسط دولت ایران، موضوع بحث و جدل بوده است. میزبانی از مجاهدین خلق، آلبانی را در مرکز یک مثلث ژئوپلیتیکی حساس شامل ایران، ایالات متحده و اسرائیل قرار داده است. تصمیم آلبانی منعکس کننده استراتژی گستردهتر آن برای همسویی با منافع امنیتی غرب، به ویژه در دوره پس از ۲۰۱۴ است.
تلاقی این وقایع، مناقشه جزیره سازان، مأموریت صهیونیستی در سال ۱۹۳۵ و حضور مجاهدین خلق، یک مضمون تکرارشونده در تاریخ سیاسی آلبانی را برجسته میکند: موقعیت استراتژیک این کشور بارها آن را به مکانی برای منافع خارجی، آزمایشهای ژئوپلیتیکی و حاکمیت مورد مناقشه تبدیل کرده است.
در حالی که بازیگران و شرایط خاص در طول دههها متفاوت هستند، روندهای اصلی همچنان ثابت هستند. انتخابهای سیاسی آلبانی، چه در مورد استفاده از زمین، سرمایهگذاری خارجی یا مشارکتهای امنیتی، توسط تعامل بین ساختارهای حاکمیتی داخلی و فشارهای گستردهتر بینالمللی شکل میگیرند. بنابراین، نتیجه جنجال جزیره سازان نه تنها سرنوشت یک پروژه توسعه واحد را تعیین میکند، بلکه نشان میدهد که چگونه آلبانی در چشمانداز پیچیده ژئوپلیتیکی قرن بیست و یکم حرکت میکند.
اما پیام اصلی که باید از این جنجال برداشت کرد این است که گاهی اوقات طمع شرکتها حتی بر نیات سیاسی خیرخواهانه نیز غلبه میکند. در واقع، پروژه سازان صحت گفته مهاتما گاندی را ثابت میکند که “زمین، برای برآوردن نیازهای هر انسان به اندازه کافی فراهم میکند، اما برای طمع هر انسان، نه.”
بدین ترتیب، به نظر میرسد که ادعاهای نخست وزیر آلبانی درباره آنچه نقش ایران در شکل گیری اعتراضات مینامد، بیش از همه فرافکنی تصمیمگیریهای غیر شفاف دولتش است. تصمیماتی که مبتنی بر سرسپردگی به اسراییل و آمریکا، تن دادن به امپریالیسم به طمع پول به هر قیمتی، در پناه فرهنگ انسان دوستی مردمش است. فراموش نکنیم که اسکان تشکیلات چندهزارنفره مجاهدین خلق با وجود سوابق تروریستی و فرقهای آن، در قلب کشور آلبانی، در حالی که عراق دستور اخراج آنها را داده بود و هیچ کشوری حاضر به پذیرش آن نبود، زیر عنوان “اسکان انسان دوستانه” انجام شد.
با توجه به فعالیتهای مستمر مجاهدین خلق در تلاش برای بی ثبات کردن حکومت ایران و نقش اثبات شده آن در بروز خشونت در اعتراضات ایران از طریق فعالیت در فضای مجازی، تحولات منفی در روابط ایران و آلبانی لاجرم به نظر میرسد. کنش و واکنش میان هکرها و ارتش سایبری رجوی و حکومت ایران، پیامد تصمیمات حریصانه و ریاکارانه دولتمردان آلبانی است.
مزدا پارسی

