معجزه اشرف سه در برابر نفرت مردم ایران پشیزی نمی ارزد

به رسم همه این سال ها، هر از چند گاهی، در تشکیلات مجاهدین خلق، سوژه ای مطرح می شود و برای مدتی انواع عملیات تبلیغاتی و روانی حول آن انجام می شود. این روزها در رسانه های تبلیغاتی مجاهدین خلق و توییت های مزرعه ترول های آلبانی، ملغمه ای از واژگان پرطمطراق درباره مکانی به نام اشرف سه منتشر می شود؛ واژگانی چون «کهکشان»، «منظومه» و «معجزه اشرف سه».
این ادبیات متفرعنانه در تمجید و تحسین از ساخت و سازهای اخیر مجاهدین خلق در آلبانی به کار می رود. مجموعه ای از بناها و برج و باروهای عظیم با تزئینات گسترده که در مدت نسبتا کوتاهی در منطقه دورس در شمال تیرانا ساخته شده است که به ادعای مجاهدین خلق نشان از کارآمدی و شایستگی آن ها دارد.

 class=

سران مجاهدین خلق برای شروع کمپین تبلیغاتی خود درباره اشرف سه، مراسمی پنج روزه برگزار کردند و به نوشته واشنگتن تایمز بیش از سیصد سیاستمدار از 47 کشور دنیا به این مراسم دعوت کردند. شمار بسیاری از این میهمانان در مدح و ثنای مجاهدین خلق و رئیس جمهورشان مریم رجوی سخن ها راندند که محور اصلی بیشتر سخنرانی ها «معجزه اشرف سه» بود. سخنرانان از ساخته شدن مکانی چنین «سازمان یافته» برای تشکیلات مجاهدین خلق ابراز شگفتی کردند. حتی یکی از آنان از از اشرف سه با عنوان «شهری تاریخی» یاد کرد و آن را با رم و آتن قابل مقایسه دانست و ادعا کرد که این شهر تاریخ را خواهد نوشت!
با این وجود، به نظر نمی رسد که ساختن چنین مکانی با وجود بیش از دو هزار نفر نیروی کار رایگان در پایگاه مجاهدین خلق و جیب های پرپول تشکیلات مجاهدین خلق، کار چندان دشواری باشد. چانکه می دانیم این روزها در دنیا پروژه های ساختمانی عظیمی در کمتر از دو ماه به ثمر می رسند. بنابراین اظهارات وزیر سابق حقوق بشر فرانسه مبنی بر اینکه او در اشرف سه، غیرممکن را دیده است کمی اغراق آمیز است چرا که جایی که پول ، مدیریت سلسله مراتبی و فرقه ای و نیروی کار فراوان باشد خیلی از امور ممکن می شود.
اساسا فرقه های مخرب، ظرف وقوع غیر ممکن ها و عجایب هستند. گزارش ها و شواهد فراوان مبنی بر کارکردهای فرقه ای مجاهدین خلق وجود دارد. سلسله مراتب عجیبی که در راس آن شخص مریم رجوی – در زمان غیبت مسعود رجوی است و در آن افراد مجبور به کار اجباری بدون دستمزد، تجرد دائمی، اعتراف روزانه به افکار جنسی، محروم از خواب و خوراک کافی، محروم از حق انتخاب پوشش و شیوه زندگی و محروم از صدها حق انسانی دیگر هستند. در این شرایط مدیریت فرقه ای موفق به شستشوی مغزی افراد و اجبار آن ها به تن دادن به هر گونه فعالیتی می شود.
سوی دیگر ماجرا، پول مورد نیاز برای راه اندازی چنین پروژه عظیمی است که موضوع بحث برانگیز همیشگی درباره مجاهدین خلق است. منابع مالی مجاهدین خلق همواره از اصلی ترین مباحث مطرح شده درباره این گروه بوده است. واقعیت این است که این پرسش در زمان های گوناگون پاسخ های متفاوتی داشته است. تا پیش از سقوط صدام حسین حامی مالی اصلی مجاهدین خلق، این گروه مشخصا سهمی از برنامه نفت دربرابر غذا از دولت بعث دریافت می کرد. در قبال اطلاعات جاسوسی و عملیات های تروریستی که علیه ایران انجام می داد از مدیران استخبارات عراق بسته های بزرگ دلار دریافت می کرد که پس از سقوط رژیم بعث، اسناد معتبر و فیلم های این مبادلات پولی به طور گسترده ای در رسانه ها منتشر شد.
هر چند که تشکیلات مجاهدین خلق ادعا می کند که هزینه هایش را از محل کمک های اهدایی هوادارانش تامین می کند، اما اگر حتی برنامه های گلریزان تلویزیون تشکیلات را معتبر فرض کنیم نمی توان پذیرفت که پول های جسته گریخته ای که اهدا می شود کفاف یکی از مراسم هایی که مجاهدین برگزار می کنند را بدهد. چنانچه بارها در گزارش های خبری و مقالات تحقیقی آمده است دستمزد هایی که این گروه به سخنرانان مدعوش برای پنج الی ده دقیقه سخنرانی می دهد بین ده هزار تا چهل هزار دلار متغیر است. به این هزینه ها، هزینه خوراک و پوشاک –البته نه چندان مفصل—اعضا در آلبانی و ساخت و ساز های اخیر در دورس را اضافه کنید. هزینه پایگاه مریم رجوی در حومه پاریس و هزینه پرواز و اسکان او و هر کدام از سیصد نفر میهمان کذایی برای گردهمایی ها، هزینه آگهی های یک صفحه ای در روزنامه های پرتیراژ غربی و شبکه های اجتماعی، کمک های مالی به احزاب دست راستی اروپایی مانند حزب وکس اسپانیا و صدها مورد دیگر از هزینه های تبلیغاتی و عملیاتی گروه را به مبالغ بالا بیفزایید.
مروری بر مباحثی که از دو دهه پیش درباره منابع مالی مجاهدین خلق وجود داشته است، ما را به گزارشی از اف بی آی می رساند که در سال 2004 منتشر شد و در آن از فعالیت های مخفیانه هسته های عملیاتی مجاهدین خلق در لوس آنجلس و واشنگتن دی سی برای جمع آوری پول و شستن آن ها از طریق حساب هایی در امریکا و کشورهای مختلف از جمله بلژیک، فرانسه، نروژ، اردن و امارات متحده عربی خبر می داد. طبق گزارش اف بی آی این پول ها تحت عنوان کمک های خیریه و بشر دوستانه برای پناه جویان جمع آوری می شدند. پس از آن همواره شواهد مشابهی درباره منابع مالی مجاهدین خلق وجود داشت تا زمانی که در سال 2017 شاهزاده سعودی ترکی فیصل به عنوان نماینده عربستان سعودی، در گردهمایی مجاهدین خلق در پاریس سخنرانی کرد و رسما اعلام کرد که برای سرنگونی حکومت ایران در کنار این گروه ایستاده اند.
فیلیپ جیرالدی کارمند سابق سازمان سیا اسرائیل را نیز به حامیان مالی مجاهدین خلق ملحق می کند و در این باره می نویسد: « زاویه ای که از دو ضلع سعودی و اسرائیل تشکیل شده است، وجود دارد. عربستان سعودی در حال حاضر حامی مالی اصلی مجاهدین خلق است. رئیس سازمان اطلاعاتی عربستان ترکی فیصل در سال 2017 برای گروه سخنرانی کرد و اسرائیل در روز های آغازین این گروه به آن کمک مالی کرد و شاخه خارجی موساد از این گروه در پشت صحنه قتل دانشمندان هسته ای ایران استفاده کرد. سازمان سیا نیز که به تازگی عملیات های ضد ایرانش را گسترش داده است با این گروه همکاری نزدیک دارد و تصادفی نیست جیولیانی و چاو در حلقه داخلی کاخ سفید حضور دارند و در کمین خون ایرانی ها هستند.»
باربارا اسلاوین روزنامه نگار آمریکایی درباره حمایت عربستان سعودی از مجاهدین خلق می گوید: « همدستی با مجاهدین خلق منجر به فاجعه در منطقه می شود چراکه حواس ها را از دشمن اصلی جهان و منطقه یعنی داعش منحرف می کند.»
دانیل لاریسون در تایید گفته های اسلاوین می نویسد: « علی رغم ادعاهای مجاهدین خلق، این تشکیلات فرقه ای هیچ جنبه دمکراتیکی ندارد چراکه اعضایش را مجبور به طلاق از همسرانشان و تجرد اجباری می کند و ملزم به برگزاری جلساتی است که به شیوه مائویست ها در آن خود تحقیری رخ می دهد. کسانی که موفق به فرار از تشکیلات مجاهدین شده اند به زمانی طولانی نیاز دارند تا آموزه های فرقه ای را از ذهن خود بزدایند.» وی در ادامه اذعان می کند که سعودی ها هرگز به عواقب رفتارهایشان فکر نمی کنند و حملات چندین ماهه شان به یمن گواه این موضوع است؛ آن ها فکر می کنند که برای آسیب رساندن به ایران احمقانه ترین و کوتاه بینانه ترین اقدامات را می توانند انجام دهند.
بدین ترتیب، عربستان سعودی در خط مشی دشمنی با ایران حاضر به صرف هزینه های بسیار است و مجاهدین خلق برای خریدن حمایت دشمنان ایران این دلار های سعودی را صرف ساختن اشرف سه و برگزاری نمایش های تبلیغاتی لوکس می کند.
تریتا پارسی جنبه های مختلف هزینه های مجاهدین خلق را چنین برمی شمرد: « این گروه آن چنان غرق در پول است که فقط برای سخنران ها هزینه نمی کند بلکه برای خریدن مخاطب نیز خرج بسیار می کند. به جوانان لهستانی و چکی که برای شنیدن سخنرانی جیولیانی به مراسم مجاهدین آمدند نیز آخر هفته ای رایگان درپاریس هدیه دادند.»
پارسی به یک نکته به درستی اشاره می کند: «تنها چیزی که مجاهدین خلق نمی تواند با پول بخرد: حمایت مردمی ایرانیان است.»
مزدا پارسی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.