مقدمه :
در قسمت قبل توضیح دادم که پس از شکست کمرشکن مجاهدین خلق در عملیات مرصاد، رجوی که عامل اصلی این شکست بود برای فرار از پاسخگویی در اینباره و همچنین فرار از پاسخگویی درباره به گل نشست استراتژی به اصطلاح جنگ آزادیبخش و حفظ کنترلش بر تشکیلات و جلوگیری از جدایی اعضای مسئله دار، بحث های انقلاب طلاق (انقلاب ایدئولوژیک) را راه انداخت. سپس درباره بندهای الف، ب و جیم توضیحاتی دادم. حال به ادامه موضوع می پردازم.
از اواسط سال 1370 تغییرات زیادی در مواضع مختلف فرماندهی صورت گرفت. در این تغییرات زنان جایگزین مردان می شدند. مسئول شدن زنان و داشتن تحت مسئول مرد برای زنان و مردان در تشکیلات مجاهدین چیز جدیدی نبود و تقریباً همه نیروهای تشکیلات با آن مواجه شده بودند. تعدادی از زنان فرمانده یگان های نظامی بودند و یا مسئولیت بخش های مختلف سیاسی، تبلیغاتی و پشتیبانی را برعهده داشتند. تا قبل از سال 70 زنانی که در موضع مسئولیت قرار می گرفتند، زنانی بودند که از توان کنترل آن مسئولیت را داشتند و به همین دلیل مردانی که تحت مسئول آنها قرار می گرفتند در پذیرفتن آنها خیلی دچار مشکل نمی شدند. اما از اواسط سال 1370 ریل تعیین زنان به عنوان مسئول تغییر کرد. دیگر ملاک برای مسئول شدن این زنان دارا بودن صلاحیت تجربی و تخصصی و تشکیلاتی نبود بلکه ملاک میزان تملق گویی شان از مریم رجوی و انقلاب طلاق بود. به مرور همه مواضع فرماندهی به زنان سپرده شد تا آن که رجوی در سال 1372 این تغییرات سازماندهی را بند چهارم انقلاب طلاق و “بند دال” نامید.
او در ظاهر استدلال می کرد که اگر اعضای مجاهدین در بحث انقلاب طلاق به مرحله بعدی نروند، بسیار سریع واگشت خواهند خورد و در امر طلاق دچار مشکل جدی می شوند. وی می گفت برای آن که چنین اتفاقی نیافتد از این پس هیچ مردی نباید تحت مسئول زن داشته باشد و کلیه مسئولیت های فرماندهی باید در اختیار زنان قرار بگیرد و مردان نیز باید تابع زنانی که به عنوان مسئول شان گمارده می شوند باشند. وی می گفت که وجود زنان “حرز” و نوعی محافظ ایدئولوژیک برای مردان است تا از خطر واگشت خوردن در امان بمانند.
رجوی برای آن که موانع تشکیلاتی را نیز از سر راه اجرای بند دال بردارد، ضوابطی که قبلاً برای عضویت گذاشته بود را تغییر داد. تا آن زمان لااقل 5 سال سابقه لازم بود تا فردی به رده عضویت برسد به همین دلیل رجوی سابقه لازم برای قرار گرفتن زنان در موضع مسئولیت را خیلی کم کرد و ملاک را داشتن صلاحیت ایدئولوژیک قرار داد. فرد دارای صلاحیت ایدئولوژیک از نظر رجوی عبارت بود از کسی که در برابر خودش مطیع مطلق باشد، مستمراً در نشست ها و گزارشات خود به مجیزگویی و تملق گویی از انقلاب طلاق و مریم رجوی بپردازد و بر علیه کسانی که منتقد بوده یا در بحث انقلاب طلاق وارد نمی شدند موضع بگیرد و آنها را بکوبد. در واقع چاپلوسی بیشتر برای رجوی ها و مهاجم بودن در برابر منتقدین دو ویژگی مهم برای دارا بودن صلاحیت ایدئولوژیک مورد نظر رجوی بود. به این ترتیب رجوی با تغییر ضوابط، زنانی با سابقه کم را در رده های بالای تشکیلاتی قرار داد. رجوی علاوه بر مردان با سابقه، زنان با سابقه ای که از نظر او صلاحیت مد نظرش را نداشتند نیز از مسئولیت برداشت و بجای آنها زنانی همچون فهیمه اروانی که تازه کار و بی تجربه بودند را بر مسند مسئولیت ها نشاند.
رجوی قصد داشت با اجرای این طرح که شکل ظاهری آن “هژمونی زنان” در سازمان بود، با یک تیر چند نشان بزند. اولاً کلیه مردانی که از نظر سابقه با او هم طراز بودند و به نوعی رقیبان او محسوب می شدند و در تشکیلات مسئولیت های مهمی داشتند را از مسئولیت سلب و با قرار دادن آنان در زیر دست زنانی که در بعضی موارد سن شان از سابقه تشکیلاتی این مردان کمتر بود و صلاحیت تخصصی شان نیز بسیار پایین بود، شخصیت آن مردان را خُرد نموده، اعتبار این مسئولین که در اذهان نیروهای تشکیلات هنوز جایگاهی داشتند را از بین ببرد.
دوماً اکثر زنانی که مسئولیت گرفته بودند توان انجام کامل و درست کارها در حیطه تحت مسئولیت شان را نداشتند و ناچار بودند برای کوچکترین مشکلات به رجوی ها مراجعه کنند و از آنها کمک بگیرند. در نتیجه همه آنها محتاج و مطیع رجوی ها شده و مو به مو حرف های آن ها را اجرا می کردند. سوماً چون این زنان برای جبران ناتوانی های شان به رجوی ها مراجعه می نمودند، این ذهنیت برای آنها برجسته می شد که پیش از آنها نیز اگر کاری در سازمان صورت می گرفته با رهنمود رجوی بوده و نقش دیگر مسئولین بسیار کم رنگ بوده است. در نتیجه به میجزگویی بیش از پیش از رجوی می پرداختند و باعث می شدند نام او پر رنگ تر شود.
ادامه دارد…
ایرج صالحی

