چندی پیش در مطلبی از ژینا (زینب) حسین نژاد، درباره ابعاد مختلف سانسور در تشکیلات مجاهدین خلق، دریافتیم که سانسور سازمان یافته در سطوح مختلف در این تشکیلات در جریان است. بر اساس خاطرات ژینا حسیننژاد، کودک سرباز پیشین مجاهدین و اسناد معتبر تاریخی و حقوق بشری درباره وضعیت داخلی این تشکیلات در کمپ اشرف از جمله گزارشهای دیدهبان حقوق بشر، ابعاد گوناگون و سیستماتیک سانسور و نقض حقوق بشر را میتوان با صورت بندی زیر دسته بندی و تحلیل کرد:
انقطاع کامل ارتباط با دنیای خارج: قطع دسترسی به رسانههای مستقل، مطبوعات آزاد، رادیو و تلویزیونهای بیرونی و محدود کردن تمام اطلاعات به منابع داخلی سازمان (شبکه تلوزیونی و وبسایت انحصاری مجاهدین)، باعث ایجاد یک محیط کاملاً ایزوله و کنترلشده شده است.
سانسور و دستچین کردن اطلاعات: اخبار و اطلاعات بیرونی پیش از رسیدن به بدنه اعضا، به شدت پالایش، سانسور و تحریف میشوند تا صرفاً در راستای منافع رهبری سازمان و توجیه خطمشیهای آن قرار گیرند .
کنترل ابزارهای ارتباطی و بولتنهای محدود: انتشار اخبار صرفاً در قالب بولتنهای گزینشی محدود یا برنامههای رسانهای سازمانی، مانع از آگاهی اعضا از تحولات واقعی جهان خارج و حتی سرنوشت عزیزانشان میگردد.
انطباق ابعاد سانسور در مجاهدین خلق با مصادیق نقض حقوق بشر
با مطالعه اعلامیه ها و پیمان های بین المللی حقوق بشر، این شیوه از کنترل همهجانبه و سانسور شدید اطلاعات در تشکیلات مجاهدین خلق، مصداق بارز مواردی از نقض حقوق بشر در حقوق بینالملل است:
نقض حق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات: طبق ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، هرکس حق دارد آزادانه به جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات بپردازد. انحصار مطلق رسانهای و محروم کردن افراد از اخبار آزاد، نقض صریح این حق بنیادین است.
ایجاد فضای ارعاب و کنترل ذهنی یا شکنجه روحی: منزوی کردن طولانیمدت و بمباران تبلیغاتی اعضا با اطلاعات جهتدار، نوعی اعمال فشار روانی و سلب خودمختاری از فرد است که به گفته پژوهشگران حقوق بشر، از مصادیق بارز نقض امنیت روانی و حق استقلال انسانی به شمار میرود.
پنهانسازی سایر موارد نقض حقوق بشر: سانسور مطلق رسانهای در داخل تشکیلات، سد محکمی در برابر مستندسازی و درز اخبار مربوط به سایر موارد نقض حقوق بشر مانند تجرد اجباری، طلاق اجباری، بازداشتهای خودسرانه، زندانهای انفرادی طولانیمدت، و فشارهای روانی و جسمی بر منتقدان و افراد خواهان جدایی، ایجاد میکند که گزارشهای متعدد دیدهبان حقوق بشر و موسسه رند نیز بر آن صحه گذاشتهاند.
استانداردهای جهانی حقوق بشر همواره بر حفظ استقلال فردی، آزادی اندیشه، ارتباط آزاد با دنیای خارج و عدم به کارگیری شیوههای شستشوی مغزی تأکید دارند.
مکانیسمهای کنترل ذهن و منزوی سازی افراد در فرقه رجوی
بنا بر پژوهشهای انجامشده درباره ساختارهای فرقهای و به ویژه خاطرات اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق و در مورد اخیر خاطرات ژینا حسین نژاد، مکانیسمهای کنترل ذهن و منزوی کردن اعضا، در این سازمان ابعاد گوناگونی داشته است.
ایزولاسیون کامل حسی و ارتباطی: همانطور که در خاطرات ژینا اشاره شد، قطع دسترسی به دنیای خارج، ممنوعیت استفاده از تلفن، نامهنگاری آزاد، رادیو و تلویزیونهای مستقل، باعث قطع ارتباط فرد با واقعيات جامعه میشود. این امر مصداق بارز ایجاد حصارهای اطلاعاتی است تا فرد هیچگونه مرجع مقایسهای برای سنجش درستی باورهای القایی درون تشکیلات نداشته باشد.
کنترل محیط و زمان، اشتغال دائم به کار اجباری: اعضا در پادگان اشرف به طور مداوم با برنامههای فشرده، جلسات عقیدتی، کار اجباری و نشستهای موسوم به “گزارش روزانه” و “عملیات جاری” ومشغول نگه داشته میشوند. هدف از این کار، گرفتن زمان و فرصت تفکر فردی از اعضا است تا مغز فرصتی برای استراحت و پردازش مستقل افکار نداشته باشد.
جلسات انتقاد از دیگری و خودانتقادی: برگزاری جلسات اجباری موسوم به”غسل هفتگی” ، “دیگ” و “طعمه” سطح دیگری از کنترل ذهن است.در این نشستهای تفتیش عقاید، افراد باید افکار، احساسات و حتی رویاهای شخصی خود را در حضور دیگران اعتراف و نقد کنند. این مکانیسم باعث از بین رفتن حریم خصوصی، خرد شدن اعتماد به نفس فردی و ایجاد وابستگی مطلق به رهبری سازمان میشود.
ایجاد احساس گناه و خودسرزنشگری مداوم: تشکیلات با متهم کردن مرتب افراد به داشتن ضعفهای درونگروهی یا وابستگی به دنیای خارج یعنی مفاهیمی چون لیبرالیسم و بورژوازی، در افراد احساس گناه شدید ایجاد میکند. این تکنیک باعث میشد فرد پناهگاه و نجات خود را صرفاً در تبعیت کورکورانه از رجوی بداند.
انتظارات از نهادهای بین المللی حقوق بشری
رفتارهای حکمرانان تشکیلات مجاهدین خلق در مقایسه با استانداردهای بینالمللی حقوق بشر، حاکی از نقض فاحش حقوق بشر علیه ساکنان کمپ ایزوله اشرف 3 واقع در روستای مانز در شمال کشور آلبانی است.
جدول زیر خلاصهای وضعیت نقض حقوق اعضای مجاهدین خلق بر اساس استانداردهای بینالمللی حقوق بشر، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب دسامبر 1948 و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب دسامبر 1966 را نشان میدهد:
جدول تطبیق نقض حقوق بشر در مجاهدین خلق با قوانین بین اللملی
در برابر نقض سیستماتیک حقوق بشر در تشکیلات و کمپهای وابسته به سازمان مجاهدین خلق مانند آنچه پیشتر در کمپ اشرف در عراق و سپس در کمپ مانزا در آلبانی گزارش شده است، انتظار میرود نهادهای بینالمللی حقوق بشری، دولتهای میزبان و سازمانهای مدنی مسئولیتپذیر گامهای عملی و جدی بردارند. گزارشهای متعدد دیدهبان حقوق بشر و نهادهای حمایتی بر لزوم اقدام فوری در این زمینه تأکید کردهاند.
انتظار میرود که نهادهای حقوق بشری و دولتها با انجام تحقیقات مستقل و بیطرفانه، تضمین آزادی تردد و ارتباط ساکنان اشرف 3 با خانوادهها، صیانت از حقوق افراد جداشده و مستندسازی و پیگرد قانونی موارد نقض حقوق بشر در درون قرارگاه مجاهدین خلق، نسبت به آنچه روزانه در ساختار حکمرانی مسعود و مریم رجوی رخ میدهد، بی تفاوت نباشند.
مزدا پارسی

