<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اسماعیل نیکزاد</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%B2%D8%A7%D8%AF/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/اسماعیل-نیکزاد</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 02 Feb 2025 11:59:25 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>اسماعیل نیکزاد</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/اسماعیل-نیکزاد</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>پیام محمود آسمان پناه به اسماعیل نیکزاد در کمپ آلبانی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63870</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63870?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Feb 2025 11:53:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اسماعیل نیکزاد]]></category>
		<category><![CDATA[محمود آسمان پناه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63870</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمود آسمان پناه عضو پیشین مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات در پیامی از دوست قدیمی اش اسماعیل نیکزاد می خواهد تا زندگی آزاد را انتخاب کند و بیش از این عمر خود را در تشکیلات رجوی به هدر ندهد. آسمان پناه از دلتنگی خانواده نیکزاد برایش می گوید. از بی تابی های خواهرانش. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63870">پیام محمود آسمان پناه به اسماعیل نیکزاد در کمپ آلبانی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمود آسمان پناه عضو پیشین مجاهدین خلق و عضو کنونی انجمن نجات در پیامی از دوست قدیمی اش اسماعیل نیکزاد می خواهد تا زندگی آزاد را انتخاب کند و بیش از این عمر خود را در تشکیلات رجوی به هدر ندهد.</p>
<p>آسمان پناه از دلتنگی خانواده نیکزاد برایش می گوید. از بی تابی های خواهرانش. از زندگی آزاد و از راهی که خودش طی کرده تا به آزادی برسد. راه سختی که ارزش پیمودن دارد، چرا که انتهای مسیر سبز و روشن است. آزادی و رهایی است.</p>
<p>آسمان پناه رو به اسماعیل نیکزاد می گوید:</p>
<p>عمر و جوانی خودت را در این فرقه از دست دادی، باید یادت باشد که در سال 1373 چه بلایی سرمان آوردند و چقدر شکنجه شدیم، از تو می خواهم که از این فرقه جدا شوی و تصمیم خودت را بگیری و مسیر زندگی ات را انتخاب کنی و نگذاری رجوی ملعون فریبت دهد. من تصمیم خودم را گرفتم و از فرقه جدا شدم و الان در ایران زندگی خوبی دارم، اگر نمی خواهی به کشورت هم برگردی از فرقه جدا شو و برو دنبال زندگی ات و آزادانه زندگی کن، اینجا هنوز هم خواهرانت چشم انتظارت هستند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63870">پیام محمود آسمان پناه به اسماعیل نیکزاد در کمپ آلبانی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63870/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه خواهر دردمند و چشم به راه اسماعیل نیکزاد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57337</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57337?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 Dec 2023 11:10:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اسماعیل نیکزاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57337</guid>

					<description><![CDATA[<p>اسماعیل جان سلام، امیدواریم سالم و تندرست باشی و بعد از 37 سال دوری و بیخبری، جویای حال ما باشی. ما همه اعضای خانواده شکر خدا در کنار عزیزانمان زندگی میکنیم و تنها امیدواری و دلیل زندگی مان بازگشت تو به ایران و در آغوش کشیدنت هست . از قضا امروز کل خواهرها دورهم بودیم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57337">نامه خواهر دردمند و چشم به راه اسماعیل نیکزاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اسماعیل جان سلام، امیدواریم سالم و تندرست باشی و بعد از 37 سال دوری و بیخبری، جویای حال ما باشی.</p>
<p>ما همه اعضای خانواده شکر خدا در کنار عزیزانمان زندگی میکنیم و تنها امیدواری و دلیل زندگی مان بازگشت تو به ایران و در آغوش کشیدنت هست .</p>
<p>از قضا امروز کل خواهرها دورهم بودیم و یادت کردیم و تصمیم گرفتیم برایت نامه ای بنویسیم شاید که به گوش تو برسد و توهم تماسی با ما داشته باشی اسماعیل جان .</p>
<p>خیلی از دوستانت از رجویها جدا شدند یا به ایران آمدند و یا برای ادامه زندگی به اروپا رفتند و فرصتی پیدا کردند که مدام بتوانند با خانواده هایشان در تماس باشند. اسماعیل جان ما هم آنروز را انتظار می کشیم که صدای تو را بشنویم و نهایتا از نزدیک در آغوشت بگیریم.</p>
<p>الان رهایی تو از شر رجویها با تشکیل انجمن نجات در آلبانی خیلی در دسترس قرار گرفته است و لازم است کمی جسارت به خرج بدهی و تصمیم نهایی برای خروج را بگیری. اسماعیل جان همه ما بعنوان خانواده تو تحت هر شرایطی دوستت داریم و آرزویمان رهایی تو و بازگشتت به دنیای آزاد خصوصا کانون گرم خانواده است و همه جوره یک زندگی آرام را برایت فراهم میکنیم.</p>
<p>خواهرت &#8211;  زری نیکزاد رودسری</p>
<div id="attachment_28175" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-28175" class="size-full wp-image-28175" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Family_3.jpg" alt="خانواده اسماعیل نیکزاد " width="500" height="359" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Family_3.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Family_3-300x215.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-28175" class="wp-caption-text">خانواده اسماعیل نیکزاد</p></div>
<p><em>*اسماعیل نیکزاد رودسری متولد 1343 شماره شناسنامه 1446 فرزند محمدعلی و طاهره در زمان خدمت سربازی در سن 22 سالگی در تاریخ 10 اردیبهشت 1365 در منطقه فکه به دست نیروهای صدام به اسارت درآمد و به اردوگاه شماره 10 صدام هدایت شد و شماره 013024 به نام او در صلیب سرخ جهانی به ثبت رسید. او سپس به اردوگاههای مجاهدین خلق منتقل شد و هم اکنون 59 سال سن دارد و در کمپ مانز آلبانی در اسارت رجوی بسر می‌برد و از دنیای بیرون و اعضای خانواده اش بی اطلاع است.</em></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57337">نامه خواهر دردمند و چشم به راه اسماعیل نیکزاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57337/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اسماعیل جان چشم به راه آمدنت هستیم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53391</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53391?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Mar 2023 07:17:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[اسماعیل نیکزاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53391</guid>

					<description><![CDATA[<p>اسماعیل نیکزاد رودسری متولد 1343 شماره شناسنامه 1446 فرزند محمدعلی و طاهره در زمان خدمت سربازی در سن 22 سالگی در تاریخ 10 اردیبهشت 1365 در منطقه فکه به دست نیروهای صدام به اسارت درآمد و به اردوگاه شماره 10 صدام هدایت شد و شماره 013024 به نام او در صلیب سرخ جهانی به ثبت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53391">اسماعیل جان چشم به راه آمدنت هستیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اسماعیل نیکزاد رودسری متولد 1343 شماره شناسنامه 1446 فرزند محمدعلی و طاهره در زمان خدمت سربازی در سن 22 سالگی در تاریخ 10 اردیبهشت 1365 در منطقه فکه به دست نیروهای صدام به اسارت درآمد و به اردوگاه شماره 10 صدام هدایت شد و شماره 013024 به نام او در صلیب سرخ جهانی به ثبت رسید. او پس از اسارت نیروهای بعثی به اسارت مجاهدین خلق درآمد و هم اکنون ۵۸ سال سن دارد و در کمپ مانز آلبانی در اسارت رجوی بسر می‌برد و از دنیای بیرون و اعضای خانواده اش بی اطلاع است.</p>
<p>خواهران دردمند و چشم انتظار اسماعیل نیکزاد در نامه ای نگرانی خود را از صحت و سلامت عزیزشان اعلام  کردند و امیدوار هستند که در آستانه سال نو ۱۴۰۲ بتوانند حداقل صدای اسماعیل را بشنوند.</p>
<p>نامه خواهران دردمند و چشم به راه اسماعیل نیکزاد رودسری:</p>
<p>اسماعیل جان سلام. امیدواریم سالم و تندرست باشی. اسماعیل جان ما خوبیم و تنها نگرانی مان دوری و بیخبری از شماست و انتظار داریم مثل خیلی‌ از دوستانت از رجوی جدا شوید و با ما ارتباط برقرار کنید. اسماعیل جان زمستان آخرین نفسهای خود را می‌کشد و بهار زیبا در راه است و خودت بهتر میدانی فصل بهار در گیلان و زادگاهت رودسر چقدر زیبا و دیدنی می‌شود.</p>
<p>اسماعیل جان عمر انسان خیلی کوتاه است. چرا باید عمرت را در راهی تلف کنی که آینده ای ندارد و باور کن مجاهدین جایی در ایران ندارند و منفور هستند و ما تصورمان اینست که خودت هم به ماهیت شان پی بردی و کافی است موانع دست و پا گیر را کنار بزنی و خودت را از اسارت رجویها نجات بدهی.</p>
<p>اسماعیل جان بیا و ما را خوشحال کن تا سر سفره هفت سین، شادمانه در کنار هم باشیم.</p>
<p>خواهران چشم انتظارت</p>
<div id="attachment_28175" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-28175" class="wp-image-28175 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Family_3.jpg" alt="خانواده اسماعیل نیکزاد" width="500" height="359" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Family_3.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Family_3-300x215.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-28175" class="wp-caption-text">خانواده اسماعیل نیکزاد</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53391">اسماعیل جان چشم به راه آمدنت هستیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53391/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شکایت خانواده اسماعیل نیکزاد از مجاهدین خلق به دادستان کیفری بین المللی لاهه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47589</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47589?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 Oct 2021 05:53:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[اسماعیل نیکزاد]]></category>
		<category><![CDATA[دادستان دیوان کیفری بین المللی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47589</guid>

					<description><![CDATA[<p>اسماعیل نیکزاد رودسری متولد 1343 شماره شناسنامه 1446 فرزند محمدعلی و طاهره درزمان انجام خدمت سربازی درسن 22 سالگی مورخه 10/2/1365 درمنطقه فکه به دست نیروهای صدام به اسارت درآمد وبه اردوگاه شماره 10 صدام هدایت شد وشماره 013024 به نام او درصلیب سرخ جهانی به ثبت رسید. خانم زری نیکزاد رودسری درنامه مبسوط خود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47589">شکایت خانواده اسماعیل نیکزاد از مجاهدین خلق به دادستان کیفری بین المللی لاهه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اسماعیل نیکزاد رودسری متولد 1343 شماره شناسنامه 1446 فرزند محمدعلی و طاهره درزمان انجام خدمت سربازی درسن 22 سالگی مورخه 10/2/1365 درمنطقه فکه به دست نیروهای صدام به اسارت درآمد وبه اردوگاه شماره 10 صدام هدایت شد وشماره 013024 به نام او درصلیب سرخ جهانی به ثبت رسید.</p>
<p style="text-align: center;"><img decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-28177" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Salib.jpg" alt="نامه صلیب سرخ - اسماعیل نیکزاد" width="500" height="354" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Salib.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Salib-300x212.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>خانم زری نیکزاد رودسری درنامه مبسوط خود به جناب کریم اسد خان دادستان کیفری بین المللی لاهه با تشریح اسارت برادرش وپیامدهای سنگین آن برروی یکایک اعضای خانواده به خصوص پدرومادرش بدرود یافته اش افزودند &#8221; درطول 4 سال اسارت اسماعیل دراردوگاه صدام، ارتباط اسماعیل با ما پیوسته برقراربود وخوشبین بودیم که به زودی درجریان تبادل اسیران جنگی ایران وعراق اورا درآغوش بگیریم ولیکن متاسفانه اتفاق دیگری برایش رقم خورد که عمروجوانی اش به تباهی رفت.</p>
<p>جناب دادستان<br />
آنطورکه بعدها خبردارشدیم برادرمان دریک چالش قمارگونه فی مابین صدام و رجوی مورد معامله کثیف و ضد انسانی قرارگرفت و با وعده های دروغین وبی پایه به اردوگاه کار اجباری مجاهدین خلق انتقال یافت که با وجود انتقال او به کشورآلبانی تاکنون ازایشان وصحت وسلامتی اش بی اطلاع هستیم که خود موجبات ترس ونگرانی فراوان ما را به دنبال داشته است.<br />
من به نمایندگی از خانواده خود ضمن حمایت تمام عیارازشکایت شماری ازجداشدگان که اقامه دعوی آنان درشعبه 55 دادگاه کیفری تهران به جریان افتاد وخوشبختانه به منظورثبت وانجام روند پیگیری به دادگاه لاهه ارجاع داده شد، ازشخص شما به عنوان دادستان درخواست داریم با سازمان تروریستی مجاهدین به محوریت مریم ومسعود رجوی درحوزه قانون انسان دوستانه حقوق بشر برخورد جدی و کیفری صورت بگیرد که خانواده ما نیز بر صحت و درستی شکایت جداشدگان گواهی خواهد داد.<br />
پیشاپیش ازانجام امرخطیرمواخذه ومحاکمه سران تشکیلات مخوف مجاهدین خلق ازشما سپاسگزاریم.</p>
<p>زری نیکزاد رودسری</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-28178" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Sis_201811.jpg" alt="زری نیکزاد رودسری" width="700" height="524" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Sis_201811.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Sis_201811-300x225.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Nikzad_Sis_201811-400x300.jpg 400w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47589">شکایت خانواده اسماعیل نیکزاد از مجاهدین خلق به دادستان کیفری بین المللی لاهه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47589/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آرزو داریم تو را ببینیم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7049</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7049?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اسماعیل نیکزاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/10/05/%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصاحبه تو رو دیدیم لابه لای صحبت هایت گفتی که خانواده با من تماس گرفتند و گفتند که کسی منتظر تو نیست. دائی عزیز بعد از رفتن و اسیر شدن تو کدام یک از خانواده صدای گرم و صورت زیبای تو را دیدن گر چه همه ما آرزو داریم تو را ببینیم.این حرفها صحت ندارد وما میدانیم که برایت دیکته می کنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7049">آرزو داریم تو را ببینیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از:خانواده نیکزاد (گیلان &#8211; رودسر)</p>
<p>به: اسماعیل نیکزاد</p>
<p>سلام.</p>
<p>سلامی ازراه دوربرای عزیزماکه دوراز همه است ولی امیدداریم که برمیگردی.دائی</p>
<p>سلام من سامره هستم یادت هست دختر دوم خواهر بزرگت این دومین نامه ای است که برایت می نویسم.دائی جان نمی دونم نامه قبلی من را خوانده ای یا&#8230;&#8230;ولی باز برایت می نویسم و می نویسیم تا یادت بیاید و مطمئن شوی در ایران کسانی منتظر تو هستند و جای تو در بین آنها خالی است. دائی عزیز از گذشته چی بنویسم از شبهای جمعه که با خاله ها می آمدی خونه ما (خواهر بزرگت) من که زیاد یادم نیست ولی از حرفهای مامان و بابا و خاله ها چیزهایی توی ذهن ما تداعی می شه. دلت برای سپیده تنگ نشده که نامه های قبلی تو که در اسارت بودی می نوشتی. دلت برای حسین و حسن و جواد تنگ نشده، دلت برای داماد بزرگت تنگ نشده ما همه بیاد توئیم و با عکس و خاطرات روزگار می گذرانیم. باز می گم شوهر سپیده خانم حسین وجواد تو را از روی عکس می شناسند و با یادآوری خاطرات بزرگترها تو را شناختند ولی همه آنها دوست دارن دایی خوشگل و خوش لباس ما را ببینند در نامه گذشته نوشتم که مامان و بابا پیر شدن چون خیلی مشکلات برای بزرگ کردن ما کشیدن ولی دوری تو هم آنها را اذیت می کنه. چند وقت پیش پسر سپیده عکس تو رو توی کیف من دید گفت: خاله دائی کجاست؟ چرا نمی یاد؟ من در جواب بهش گفتم رفته مسافرت ولی زود می یاد. دائی عزیز پس زود بیا. مصاحبه تو رو از طریق CDدیدیم لابه لای صحبت ها گفتی که خانواده با من تماس گرفتند که کسی منتظر تو نیست همان جا بمان دائی عزیزتو بعد از رفتن و اسیر شدن کدوم یک از خانواده صدای گرم و صورت زیبای تو را دیدن گر چه همه ما آرزو داریم تو را ببینیم این حرفها صحت ندارد وما میدانیم که برایت دیکته می کنند. بیا ما منتظریم. دائی جان دوستت داریم برگرد. دلت برای ما تنگ نشده دل ما ترکید. منتظریم. دائی جان یادته سینمای رودسر. یادته اخته و آلبالوی بهمن یادته باید یادت باشد، اگه ما تو رو فراموش کردیم پس بدان خاطرات تو هم فراموش می شه. مغازه اخته و آلبالو همان جاست فقط تو دوری پس بیا با خواهر زاده و برادر زاده هایت دوباره خاطرات جوانی را تکرار کنی این دفعه به جای خواهر هات با خواهر زاده هایت، دائی جان واقعاً درباره دوری نوشتن خیلی سخته چون اشک امان نمی ده پس بیا. چند وقت پیش آلبوم خانوادگی رو باز کردم. عکس جشن دندونک جواد به چشم من خورد دیدم ای وای همه بودن تو هم بودی دائی جان یادته به من می گفتی خوش لباس ترین دختر بچه فامیل هستی ولی الان نیستی ببینی چه بچه های نازی توی خانواده هستن دائی جان گرچه دائی کوچک هستی ولی بدون می گن پشت خواهر، برادره، هر گلی یه بویی داره سه دائی جای خود و تو هم جای خود پس بیا تمام این نامه خواهش یه خواهر و داماد و فرزندان و عروس و دامادها اینه که برگرد منتظر توئیم دوستت داریم. دائی جان راستی تا یادم نرفته بهت بگم هر وقت تیم فوتبال ایتالیا داره بازی می کنه همه ما می گیم ای وای دائی ما هم طرفدار تیم فوتبال ایتالیا بود پس ببین ما تو را فراموش نکردیم. مطمئن باش دوستت داریم.</p>
<p>برگرد. برگرد. منتظریم.</p>
<p>از طرف خواهر بزرگت</p>
<p>سامره</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/7049">آرزو داریم تو را ببینیم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/7049/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>همه منتظر آمدنت به خاک وطن هستند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6210</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6210?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Feb 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[اسماعیل نیکزاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/02/17/%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d8%a7%da%a9-%d9%88%d8%b7%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>نمی دانم چگونه عمر سپری می نماییم یادت هست، آیا خاطرات خانوادگی خود را مرور مینمایی... آن پدر زحمتکش و صدیق، مادر پر لطف و مهربان خانواده پر جمعیت با برادران و خواهران بسیار با عطفه از جمله برادر بزرگ علی آقا، حسن، قاسم و خواهران سکینه، فاطمه، رقیه، زری، طیبه و زینب آنها را به یاد داری؟ همگی خوبند و مشغول زندگی همراه با بچه های قد و نیم قد. واقعاً همگی دیدن دارند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6210">همه منتظر آمدنت به خاک وطن هستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span  style=" Tahoma; > </p>
<div>
<p><img decoding="async" alt="نامه به احمد رضا پورمقدم" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Mail.jpg" />به: اسماعیل نیکزاد (اهل گیلان)</p>
<p>از: احمد رضاپورمقدم </p>
<p>به نام خدا</p>
<p>گمشده بیست ساله مان کاش هم اکنون رخ آن یوسف یعقوب یا وصف دیگر تاریخ عشق فرهاد شیرین را میدید. </p>
<p>آقای نیکزاد: کاش من نقاش بودم و حرف دل خویش را نقش می بستم و تو میدیدی. چون در این صورت شما با چشم روح و قلبی عاطفی به تصویر می نگریستی. چه کنم که بین این فاصله ما و شما را فقط نگارش و کاغذ طی می کند.</p>
<p>اسماعیل بیست سال است که زندگی فعلی خود را تجربه نمودی.</p>
<p>نمی دانم چگونه عمر سپری می نماییم یادت هست، آیا خاطرات خانوادگی خود را مرور مینمایی&#8230; آن پدر زحمتکش و صدیق، مادر پر لطف و مهربان خانواده پر جمعیت با برادران و خواهران بسیار با عطفه از جمله برادر بزرگ علی آقا، حسن، قاسم و خواهران سکینه، فاطمه، رقیه، زری، طیبه و زینب آنها را به یاد داری؟ همگی خوبند و مشغول زندگی همراه با بچه های قد و نیم قد. واقعاً همگی دیدن دارند.</p>
<p>صادقانه بگویم خداوند کریم انسان را آزاد آفرید تا آزاد زندگی کند، بخوانَد و تفکر کند، تجربه نماید و بیندیشد و زندگی درست پیشه گیرد تا جسم و روح خویش را مرهم گذارد.</p>
<p>گمشده ام، ما جملگی (خانواده ات) آن انسانهایی هستیم نیازمند به دیدار و مهر تو.</p>
<p>چون چشم به راهیم. فقط شما با یک همت، تفکر و دگرگونی و مهمتر از همه خواستن، نیاز ما را بر طرف خواهی نمود.</p>
<p>خلاصه میکنم، مدتی پیش نامه ای به دستمان رسید از یک انجمن جدید التأسیس به نام &laquo;انجمن نجات&raquo; که از خانواده های هم دردمان تشکیل شده و بسیار فعال و استقلال یافته حتی در جوامع بین الملل است. آنها به ما خبر زنده بودن شما را دادند و ما بسیار خوشحال و امیدوار به یک روز دیدار شدیم. چون این انجمن از نهاد مردم بود. با دیدن آنها متوجه شدیم اگر مردم بخواهند میتوانند حتی برای &laquo;نجات&raquo;. انشاءالله&#8230; برای نجات مساعدت می کنی.</p>
<p>آقای نیکزاد بی ریا بگویم شاید قلم زیاد فعال گشته و سرت را درد آورده باشم مرا ببخش. این جا همه منتظر آمدنت به خاک وطن هستند تا زندگی دیگری را شروع کنی.</p>
<p>اسماعیل جان کارت صلیب سرخ جهانی تو که مربوط به اسارت شما میباشد، در دست ما است.</p>
<p>این موارد به ما امید زیادی میدهد و تو هم امیدوار باش چون که تو در ایران شاکی خصوصی نداری و دلایل رفتن شما به آنجا مشکلات تو در اسارت بوده که فقط تو میدانی و افراد همانند تو. </p>
<p>به امید خدا نامه ام را شروع کردم و با امید خدا به پایان میبرم. امیدوارم خداوند رحمان هیچ امیدی را نا امید نکند.</p>
<p>اسماعیل جان دوستت دارم. </p>
<p>احمد رضاپور با خانواده: احمد &#8211; طیبه &#8211; سعید &#8211; سمیرا</p>
<p>  &nbsp;</p></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6210">همه منتظر آمدنت به خاک وطن هستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6210/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
