<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>امیر شمس حائری</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%b3-%d8%ad%d8%a7%d8%a6%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/امیر-شمس-حائری</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 15 Dec 2021 04:53:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>امیر شمس حائری</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/امیر-شمس-حائری</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>شقایق های پرپر – کودکان در مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46522</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46522#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Aug 2021 06:13:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[امیر شمس حائری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب شقایق های زخمی]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46522</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر وقت موضوع سرنوشت کودکان مجاهدین خلق به میان می آید خونم به جوش می آید و طاقتم طاق می شود. خونم به جوش می آید، نه به خاطر آن دسته فرزندان بالایی ها که حالا قد کشیده و در اروپا و دانشگاه و بیزنس و سایر جاها از مواهب خوب زندگی برخوردارند و نه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46522">شقایق های پرپر – کودکان در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هر وقت موضوع سرنوشت کودکان مجاهدین خلق به میان می آید خونم به جوش می آید و طاقتم طاق می شود. خونم به جوش می آید، نه به خاطر آن دسته فرزندان بالایی ها که حالا قد کشیده و در اروپا و دانشگاه و بیزنس و سایر جاها از مواهب خوب زندگی برخوردارند و نه آن دسته که هنوز در قفس باقی مانده اند بلکه به خاطر آن دسته از فرزندان اعضای فرودست که بی هیچ دلیل و منطقی، پرپر شدند.</p>
<p>از میان نزدیک به هزار تن از کودکان اعضای مجاهدین خلق که شامل دختر و پسر بودند و به بهانه جنگ آمریکا علیه عراق در سال 1990 از کشور عراق خارج و در کشورهای غربی پناه گرفتند، جملگی سرنوشت یکسانی نداشتند. بستگی به کشور و خانواده و شانسی که آن کودکان کم سن و سال داشتند بعداً که بزرگتر شدند به سرنوشت متفاوتی دست یافتند. تعدادی توسط والدین هوادار مورد سوء استفاده و تجاوز قرار گرفتند، تعدادی به خاطر سود مالی سازمان به تکدی گری در خیابان ها پرداختند، تعدادی آواره ی کمپ های کودکان و بدون والدین شدند، تعدادی توسط والدین جداشده به خانواده شان بازگشتند، تعدادی به ایران بازگشتند، تعدادی خودکشی کردند، تعدادی دوباره به عراق و وارد سازمان شدند و اما تعداد دیگری با کمک و یا بدون کمک مجاهدین و در همین کشورهای غربی، موفق و کامیاب شدند.</p>
<p>موضوع کودکان مجاهدین خلق را از ابتدا تا انتهای داستان طی مصاحبه هایی با والدین و مربیان کودکان در سال 1384 در کتاب „شقایق های زخمی“ آوردم که اگرچه مورد عبرت بسیاری از والدین و کودکان قرار گرفته است احتمالاً مورد عنایت و توجه آن سری از کودکان بالایی ها که امروزه در دانشگاه و بیزنس نشسته و در یک جنگ زرگری از مواهب یا بهتر بگویم خون قربانیان مجاهدین بهره می برند، قرار نگرفت که این بار محض توجه آن دسته از بی خیالان و بی توجهان، لینک کتاب „شقایق های زخمی“ را دوباره در زیر می آورم.</p>
<p>با این که می گویند بعضی از کودکان مجاهدین به ویژه فرزندان رهبران سازمان در ناز و نعمت به سر می برند خواستم مجدداً و در تکمیل کتاب „شقایق های زخمی“ یادی از فرزندان هادی شمس حائری به ویژه امیر شمس حائری، داشته باشیم.</p>
<p>هادی شمس حائری، انسان مبارز و فرزانه ای بود که اکثر اعضای جداشده از سرنوشت تلخ هادی باخبرند. ایشان وقتی از سازمان مجاهدین در سال 1370 جدا می شود سازمان او را به رمادی عراق تبعید می کند. هادی سپس به کمک تعدادی از اعضای سازمان های چپ ایرانی خود را به هلند می رساند و آنجا موفق به اخذ پناهندگی می شود. هادی همچنین در همان کمپ پناهندگی اولین کتاب پر بار خود را که محصول سال ها مبارزه در سازمان مجاهدین بود را جهت عبرت به رشته تحریر در آورد و سپس وقتی متوجه می شود که سازمان فرزندان او را که امیر و نصرت، نام داشتند به آلمان آورده است از فرصت استفاده می کند و می خواهد فرزندان خود را از طریق قانونی از کشور آلمان نزد خود ببرد و سرپرستی آن دو را به عهده بگیرد که اگر هادی موفق به دریافت فرزندان خود از دادگاه می شد به احتمال زیاد حالا خود و فرزندانش زنده و موفق بودند. اما مسعود رجوی که کینه هادی را به دل داشت ابتدا به کمک همسر مصادره شده ی هادی مهین نظری، فرزندانش را از دادگاه اخذ و سپس هر دو را به عراق فرستاد.</p>
<p>داستان جدال نافرجام هادی و مسعود رجوی به خاطر فرزندان و عمر به هدر رفته، سال ها ادامه یافت و طی این مدت مسعود رجوی هر آنچه در چنته داشت علیه هادی و زن و فرزندش، انجام داد. هادی شمس حائری مورد انواع و اقسام توهین و ناسزا و ارعاب و افشاگری از جانب سازمان قرار گرفت. اوباشان مجاهدین حداقل سه بار هادی را در خیابان های هلند مورد ضرب و شتم قرار دادند. مسعود رجوی در غیظ و غضبی بی مانند نسبت به هادی حتی اسامی فرزندانش را از شمس حائری به نظری، تغییر داد و در نشریه اش یادآور شد که هادی شمس حائری به دلیل تمرد و خیانت، مشروعیت ایدئولوژیکی اش را از دست داده است.</p>
<p>آنان که هنوز مسعود رجوی را نشناخته و یا کم شناخته اند، بایست یادآوری کرد که کینه حیوانی مسعود رجوی نسبت به هادی شمس حائری، به همین جا خاتمه نیافت بلکه مسعود رجوی در آخرین تیری که از کمانش رها شد این بار نه به سمت دختر بلکه دقیقاً پسر هادی را نشانه گرفت.</p>
<p>مسعود رجوی وقتی نیروهایش را از قرارگاه اشرف در عراق به اردوگاه لیبرتی منتقل کرد به عمد امیر فرزند هادی شمس حائری را در همان قرارگاه و به بهانه حراست از اموال مجاهدین، باقی گذاشت و سپس نقشه ناجوانمردانه و به غایت ددمنشانه خود را در مورد او و سایر اعضای مسئله دار، پیاده کرد.</p>
<p>مسعود رجوی که به غایت از تیر و تیر غیب هراس داشت و مخفی زندگی می کرد برای فریب و این که دیگران آیا می دانند او کجا پنهان شده، توسط بادیگاردش مسعود دلیلی که او نیز قربانی همین حیله و فریبکاری شده، با تبلیغات گمراه کننده خواست این شبهه را القاء کند که من هنوز در داخل قرارگاه اشرف پنهان شدم اگر می توانید بیایید پیدایم کنید. او این سناریوی قایم باشک را طی ماه ها و سال ها با شعار بیا بیا، اشاعه و تمرین کرد و النهایه قرارگاه اشرف را با اعضایی که آنجا جهت طعمه قرار داده بود سپر بلای خود کرد.</p>
<p>امیر حائری یکی از قربانیان این توطئه و فریب، بود که مسعود رجوی ظاهراً برای گمراه کردن دیگران و حفظ خود، دست به این عمل تبهکارانه زد اما در اصل او با کینه و عداوتی که از هادی شمس حائری به دل داشت به عمد فرزندش را در قرارگاه اشرف باقی گذاشت و قربانی کرد. هادی شمس حائری نیز تنها شانسی که آورد این بود که آن روز اجل مهلتش نداد و خود زودتر از فرزندش امیر، دق مرگ شد و آن روز را ندید که مسعود رجوی به خاطر کینه ای که از هادی به دل داشت انتقام سختی از او گرفت.<br />
حال، پیشنهاد و خطابم به آن دسته از کودکان سن و سال امیر شمس حائری که حالا بزرگ شده و از خوان یغما، بردند و خوردند و از خون کسانی چون امیر شمس حائری ها، ارتزاق کردند این است که نیاز به ایستادن در مقابل رهبران دروغ و فریب، نیست چون که به قول حافظ شاعر ایرانی؛</p>
<p>ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست \ عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد</p>
<p>لطف کنید همین که دک و پز تان را در مقابل دیگران پنهان و باعث زخم بیشتر همرزمان سابق و „شقایق های زخمی“ نگردید، همین ما را بس است.</p>
<p>مهدی خوشحال</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46522">شقایق های پرپر – کودکان در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46522/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رباب از عراق برای تنبیه جدی بچه‌های مجاهدین خلق آمده بود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 May 2021 08:39:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[امیر شمس حائری]]></category>
		<category><![CDATA[نادره افشاری]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=44695</guid>

					<description><![CDATA[<p>تصویری از زنانی روسری پوش، با لباس های زمخت تک رنگ و کدر، با چهره های فرسوده و پرچروک بدون کمترین آرایش ، تصویر بدون روتوشی از زنان در تشکیلات مجاهدین خلق است. برای یک مخاطب نا آشنا وضعیت اعضای مجاهدین خلق به ویژه زنان در قلب یک کشور اروپایی با آزادی‌های دمکراتیک نسبی عجیب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695">رباب از عراق برای تنبیه جدی بچه‌های مجاهدین خلق آمده بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تصویری از زنانی روسری پوش، با لباس های زمخت تک رنگ و کدر، با چهره های فرسوده و پرچروک بدون کمترین آرایش ، تصویر بدون روتوشی از زنان در تشکیلات مجاهدین خلق است.</p>
<p>برای یک مخاطب نا آشنا وضعیت اعضای مجاهدین خلق به ویژه زنان در قلب یک کشور اروپایی با آزادی‌های دمکراتیک نسبی عجیب به نظر می‌رسد و چالش ذهنی او این است که چگونه صدها انسان در شرایط زندگی جمعی، در انزوا با لباس‌های تقریبا متحد الشکل و برنامه‌های روزانه کاملا مشخص زندگی می‌کنند؟ چه ساختاری موفق می‌شود که افراد را بدین شیوه و برای سال‌های متمادی در فضای بسته خود حفظ کند؟</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-24685 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Women_Liberty.jpg" alt="زنان در فرقه رجوی" width="630" height="502" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Women_Liberty.jpg 630w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MKO_Women_Liberty-300x239.jpg 300w" sizes="(max-width: 630px) 100vw, 630px" /></p>
<p>خداوند باری تعالی که حاکم مطلق نظامات جهان است برای انسان حق انتخاب محل زندگی، پوشش، شغل، خورد و خوراک و برنامه زندگی &#8230; قائل می‌شود و با استناد به آیه «لا اکراه فی الدین» در پذیرش دین افراد را اجبار نمی‌کند. در مقابل، در طول تاریخ، انسان‌های فراوانی وجود داشته‌اند که خود را قدرت بلا منازع جهان می‌دانستند و با تمامیت خواهی و سرکوب موفق شدند افراد زیادی را برای مدتی چند زیر یوغ استبداد خود نگه دارند. دیکتاتورهای تاریخ، فرعون، نرون، استالین، صدام حسین و رهبران همه فرقه های مخرب، اگر ساختار حکومت آنها به دور از اجبار و ارعاب و سرکوب بود، هیچ کدام موفق به ارتکاب به جنایت‌ نمی‌شدند.</p>
<p>در تشکیلات مجاهدین خلق همانند بسیاری از گروه های چپ گرا از همان بدو تاسیس، بیش از آنکه آزادی‌های اجتماعی و مدنی هدف مبارزه باشد، مبارزه با امپریالیسم هدف بود. پس از انقلاب 57 و رهبری مادام العمر مسعود رجوی بر تشکیلات مجاهدین خلق نه تنها آزادی های اجتماعی مهم نبود بلکه ممنوع شد. زندگی در انزوا، کار اجباری، حجاب اجباری، برنامه روزانه اجباری، حضور اجباری در نشست‌های شستشوی مغزی، طلاق‌های اجباری، جدا کردن اعضای خانواده‌ها از هم، جدا کردن فرزندان از والدین، کوچکترین آزادی‌های فردی و اجتماعی را از اعضای مجاهدین خلق سلب کرد.</p>
<p>با این وجود، برای نهادینه کردن سرکوب و ارعاب لازم بود که این فرایند از کودکی شروع شود. بنابراین، از همان بدو ورود خانواده‌ها به کمپ اشرف و دایر شدن مدارس و پانسیون برای کودکان آنها، سازوکار اداره امور کودکان مجاهدین خلق دیکتاتوری و سرکوبگر بود.</p>
<p>پس از سال 1369 و انتقال کودکان مجاهدین خلق به اروپا، به دلیل حضور در محیط جدید، با آزادی‌های اجتماعی و دمکراتیک اروپایی، سرکوب و ارعاب کودکان شدت بیشتری گرفت.</p>
<p>مرحوم <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1%db%8c"><strong>نادره افشاری</strong></a> در بخشی از خاطرات خود در کتاب <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9">«عشق ممنوع»</a> درباره شیوه تربیت و تعلیم کودکان و نوجوانان در پایگاه‌های رجوی در اروپا و به ویژه پایگاه موسوی در کلن که خود او از مربیان آن بود، از رفتارهای خشونت آمیز و ضرب و شتم کوکان و نوجوانان در این پایگاه می‌گوید. به طور خاص در یک مورد زنی به نام رباب را به منطقه فرستاده بودند تا بچه ها را کتک بزند. او در واقع به کمک یکی دیگر از مسئولان خشن پایگاه به نام <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44109">طیبه رحمانی لاهوت ملقب به اعظم، که پیش تر شرح بد رفتاری او با نوزادان مجاهدین خلق رفته است</a>، آمده بود. افشاری می‌گوید: « این دو نفر با چوب و چماق و کمربند افتادند به جان دختران و تا می‌خوردند آنها را زدند». به گفته نادره افشاری، رباب از عراق برای تنبیه جدی بچه‌های معصوم اعزام شده بود چراکه عصیان آنها شروع شده بود و زمزمه‌هایی شنیده می‌شد که کمتر حرف مسئولین‌شان را می‌خوانند.</p>
<blockquote><p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44109">ماجرای شکنجه دختری که در پایگاه مجاهدین خلق سیگار داشت</a></p></blockquote>
<div id="attachment_44112" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-44112" class="size-full wp-image-44112" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot.jpg" alt="طیبه رحمانی لاهوت ملقب به اعظم" width="500" height="281" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tayebe-Rahmani-Lahot-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-44112" class="wp-caption-text">طیبه رحمانی لاهوت ملقب به اعظم</p></div>
<p>طبیعی است که برای مسئولان مجاهدین خلق نگهداری صد و پنجاه کودک و نوجوان در محیط یک کشور اروپایی کار ساده‌ای نبود. در حالی که این کودکان در محیط اروپایی به مدرسه می‌رفتند و دائما با فرهنگی بسیار متفاوت با فرهنگی که از کودکی در کمپ اشرف آموخته اند، مواجه میشدند، حفظ اصول «مکتب رجوی» روز به روز دشوارتر می‌شد. طبق آموزه‌های این مکتب سرکوب خشونت‌آمیز سریعترین راه برای مقابله با عصیان این کودکان بود. به گفته نادره افشاری «موضوع برداشتن روسری و شنیدن موزیک و مطالبه آزادی‌های اجتماعی پیش آمده بود و به شدت داشت پایگاه صد و پنجاه نفری موسوی و پایگاه سی و چند نفره حاتمی را درمی‌نوردید و این برای آقا و خانم رجوی که قرار است ناجی ملت ایران و بشارت دهنده آزادی‌های اجتماعی در ایران فردا باشند، قابل هضم نبود.»<br />
شاید در آن زمان وجدان‌های بیدار دختران نوجوان، مستعد بهترین آموزه ها بود. آن ها جرات‌ورزانه اعتراض خود را به تشکیلات ابراز کردند. نادره افشاری در ادامه می‌گوید: «بچه ها جملگی سر به شورش برداشتند و وسط راهرو‌های پایگاه موسوی فریاد مرگ بر رجوی سردادند.»</p>
<p>اما این کودکان و نوجوانان توسط چماقدارانی چون رباب و اعظم سرکوب شدند. بسیاری از آنها به فاصله چند سال به کمپ اشرف بازگردانده شدند و در آنجا دیگر به هیچ عنوان فضا برای اعتراض مهیا نبود. ساز و کار سرکوب در هر لحظه در حال فعالیت بود و هنوز هم هست. افشاری تنها به یک نمونه از این سرکوب‌گری‌ها اشاره می‌کند که نه تنها تا اشرف ادامه می‌یابد بلکه خود والدین کودکان را تبدیل به عامل سرکوب می‌کند: «وارد شدن عنصر چماقدار برای ادب کردن بچه‌ها و نسق گرفتن از آنها، در واقع همان خطی بود که بعدها باعث شد مهین نظری همسر پیشین هادی شمس حائری، برای اثبات شدت اعتقادش به مسعود و مریم رجوی ، سراسیمه برود به محل زندگی بچه‌ها و دختر معصومش نصرت را زیر بار مشت و لگد و کمربند از نفس بیندازد. »</p>
<p>درباره سرگذشت غم‌انگیر نصرت و برادرش امیر شمس حائری بیشتر بدانید:</p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43329">کودک آزاری در تشکیلات مجاهدین خلق</a></p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40470">سازمان مجاهدین خلق و کودکان – امیر شمس حائری</a></p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695">رباب از عراق برای تنبیه جدی بچه‌های مجاهدین خلق آمده بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/44695/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کودک آزاری در تشکیلات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43329</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43329#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Feb 2021 10:15:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[امیر شمس حائری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43329</guid>

					<description><![CDATA[<p>کودکان زیباترین مخلوقات هستی اند، که خداوند به انسان‌ها عطا می‌کند، اما متاسفانه امروزه یکی از بزرگترین معضلات جوامع انسانی ناسپاسی در برابر این نعمت الهی است. گاهی بی توجهی به کودکان در جوامع، منجر به جنایاتی علیه این موجودات معصوم و بی پناه می‌شود. عوامل متعددی دست به دست هم داده‌اند تا ما روز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43329">کودک آزاری در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کودکان زیباترین مخلوقات هستی اند، که خداوند به انسان‌ها عطا می‌کند، اما متاسفانه امروزه یکی از بزرگترین معضلات جوامع انسانی ناسپاسی در برابر این نعمت الهی است. گاهی بی توجهی به کودکان در جوامع، منجر به جنایاتی علیه این موجودات معصوم و بی پناه می‌شود. عوامل متعددی دست به دست هم داده‌اند تا ما روز به روز شاهد افزایش کودک آزادی در سراسر جهان باشیم. اما در تشکیلات مجاهدین خلق سابقه کودک آزاری به دست کم سه تا چهار دهه پیش بازمی‌گردد که چندان دور از ذهن نیست چراکه کودک آزاری یکی از پدیده های معمول در فرقه‌های مخرب است.</p>
<p>کودک آزاری سیتماتیک در فرقه‌های مخربی چون مجاهدین خلق موجب شده است که امروز بزرگسالانی که کودکی خود را در تشکیلات مجاهدین خلق گذرانده‌اند مابقی عمر خود را با زخم‌های روحی، عاطفی و حتی جسمی سپری کنند. حتی در چندین مورد، رویکرد تشکیلاتی مجاهدین خلق نسبت به کودکان و نوجوانان سرنوشت غم‌انگیزتری برای آن‌ها رقم زده است. نوجوانان و جوانانی چون آلان محمدی، یاسر اکبری نسب، آسیه رخشانی، امیر شمس حائری در نتیجه رفتار ایدئولوژیک و کودک آزاری در مجاهدین خلق جان خود را از دست دادند.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-24749 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_Children_L.jpg" alt="کودکان در فرقه رجوی" width="400" height="276" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_Children_L.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ashraf_Children_L-300x207.jpg 300w" sizes="(max-width: 400px) 100vw, 400px" /></p>
<p>پژوهشگران معتقدند که عوامل مؤثر در پدیده کودک آزاری به سه گروه قابل تقسیم هستند. گروهی ناشی از وضعیت جسمی کودک، مشکلات رفتاری و روانی کودک، نامشروع بودن کودک، ناخواسته بودن کودک، گروهی دیگر عوامل ناشی از جامعه و مشکلات آن است؛ مانند فقر اقتصادی، کمبودها و مشکلات فرهنگی، نواقص و ابهامات قانونی، مشکلات محیط‌های آموزشی، فقدان نظارت کارشناسانه بر مراکز نگهداری کودکان و حمایت از آنها، ضعف باورهای دینی. گروهی نیز ناشی از وضعیت والدین و سرپرستان است ؛ مانند فقدان مهارت‌های تربیتی والدین و سرپرستان قانونی، اشتغال مادر و ضعف‌های تربیتی او، فشارهای اقتصادی ، اعتیاد، طلاق، بیماری روانی و جسمی و نیز اختلافات خانوادگی. با این وجود، کودک آزاری سیستماتیک در فرقه ها و به طور ویژه در تشکیلات مجاهدین خلق، پیامد مستقیم تفکرات فرقه‌ای و عملکرد شخص مسعود رجوی به عنوان محور این کیش شخصیتی است.</p>
<p>مرحوم <a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D8%AD%D8%A7%D8%A6%D8%B1%DB%8C">هادی شمس حائری</a>، عضو جدا شده از مجاهدین خلق که اندکی پس از آنکه متوجه رویکرد فرقه‌ای مسعود رجوی شد، تشکیلات را ترک کرد، در کتاب خود با عنوان<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/840"> «بن بست انحراف»</a> درباره وضعیت کودکان در کمپ اشرف در همان سال‌های خروجش در اوایل دهه 70 شمسی، می‌نویسد:</p>
<p>«داستان کودکان در سازمان غم انگیز است. بزرگترین ظلم را سازمان به بچه ها کرد.» او اذعان می کند که در کمپ اشرف «بچه چسب اصلی خانواده» بود «پس برای انحلال خانواده در سازمان باید بچه ها را از میان برمی‌داشتند تا راه برای انقلاب ایدئولوژی و طلاق‌های معروف هموار می‌شد و چنین نیز شد.»</p>
<div id="attachment_43260" style="width: 410px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-43260" class="size-full wp-image-43260" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/bonbast-enheraf.jpg" alt="کتاب بن بست انحراف" width="400" height="599" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/bonbast-enheraf.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/bonbast-enheraf-200x300.jpg 200w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /><p id="caption-attachment-43260" class="wp-caption-text">کتاب بن بست انحراف نوشته شمس حائری</p></div>
<p>حمله آمریکا به عراق در سال 1991 فرصتی که سازمان در انتظارش بود را در اختیار آن قرارداد. به نوشته شمس حائری «در مدت کوتاهی بچه ها از عراق خارج و آواره و دربدر کشورهای اروپایی شدند». اینکه در اروپا و امریکا در پانسیون‌ها و یتیم خانه‌های مجاهدین خلق چه بر سر کودکان رفت و یا کودکانی که در میان خانواده های هوادار مجاهدین خلق با انواع مشکلات روحی و روانی و جسمی دست به دست می‌شدند، قصه هایی است پر از آب چشم که در بخش <strong><a href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c">کودکان و مجاهدین خلق</a></strong> سرگذشت پرغصه برخی از آنها شرح داده شده است. اما پیش از خروج کودکان از عراق، ساختار تشکیلات و شرایط نگهداری کودکان در کمپ اشرف چنان اسفناک بود که خوشبخت‌ترین آن ها که امروز در اروپا و آمریکا ساکن هستند، آن روزهای شوم را فراموش نمی کنند. شوربختانه عده ای از این کودکان به عراق بازگردانده شدند، جایی که سرنوشت اسفناک‌تری در انتظارشان بود.</p>
<p>شمس حائری درباره وضعیت کودکان در مجاهدین خلق می‌نویسد: «<em>کمبودهای عاطفی و روحی و نگرانی‌های آنها و بزرگ شدن در محیط‌های دربسته و تنگ و تاریک و بیگانه با مسائل روزمره اجتماعی، از آنان موجوداتی ترسو و مضطرب و بی اعتماد به خود بارآورده بود. بسیاری از بچه‌ها دچار ضعف اعصاب شده بودند که بسیار عجیب بود. دختران 8 ساله موی سرشان می‌ریخت و دکتر گفته بود ریشه عصبی دارد و عجیب‌ترین چیزی که بین بچه ها شیوع پیدا کرده بود، درک زودرس مسائل جنسی بود</em>&#8230;»</p>
<p>در شرح مفصل تری از رابطه کودکان با خانواده خود به ویژه با مادر در کمپ اشرف، می بینیم که کودک حتی در عین حضور خانواده در درون کمپ، از کانون خانواده حتی برای ساعاتی محدود محروم است. شمس حائری می نویسد: «بچه ها هفته ای یکبار پدر و مادر خود را می‌دیدند و تازه در آن یک روز هم مادران، آنها را سرکار خود می‌بردند و خود مشغول کارشان می‌شدند و بچه‌ها در حیاط لشگر‌ها و بیابان‌های اطراف در هوای گرم خاک آلود ول می‌گشتند یا در بغل این عمو و آن عمو دست به دست می‌شدند و حتی آن یک روز هم به مسائل عاطفی و کمبودهای بچه ها رسیدگی نمی‌شد. بارها پیش می‌آمد که عمدا نشست‌های عمومی را روز پنج شنبه یا جمعه می‌گذاشتند تا بچه ها در همان پانسیون بمانند و نتوانند مادرانشان را ببینند.»</p>
<p>بدیهی است که در چنین شرایطی، کودک به طور سیستماتیک در معرض بسیاری از عوامل ایجاد پدیده کودک آزاری که در بالا ذکر شد قرار می‌گیرد. پدر و مادری که در خدمت رهبری مطلق رجوی است و آموخته است که خدمت به تشکیلات اولین اولویت و فضیلت برای اوست، فرزندش را در بستری از مسائل آسیب‌زا رها کرده است. به تعبیر شمس حائری «مغزها معیوب شده بود و فساد تمامی روابط و مناسبات راپوشانده بود.»</p>
<p>در این فضا ذهن کودکان دچار اختلالات فراوان می‌شود چراکه تضاد‌ها و مشکلات زندگی بزرگترها در سازمان به طور مستقیم بر رفاه و آرامش کودکان اثر می‌گذارد. نویسنده کتاب در این باره می‌نویسد: « بچه‌های سازمان دارای دو دنیای متضاد با هم بودند، دنیای کودکانه خودشان و دنیای مسائل سیاسی و ایدئولوژیکی و سایر مسائل و مشکلات والدینشان.»</p>
<p>هادی شمس حائری در پایان مبحثی که درباره عموم بچه‌های مجاهدین خلق نوشته است اشاره‌ای به رنج شخصی خود و فرزندانش در تشکیلات می‌کند: «خدا می‌داند که بچه‌های ما چه کشیده‌اند و هنوز به شکلی دیگر و در محیط‌های دیگر به دور از والدینشان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.»</p>
<p>هنگامی که او این خطوط را می‌نوشت در هلند اقامت داشت و فرزندانش تحت قیمومیت مجاهدین خلق در آلمان زندگی می‌کردند. علیرغم شکایت‌هایش به دادگاه آلمان و به دلیل کارشکنی‌های مجاهدین خلق او تنها یکبار توانست با پسرش امیر در مدرسه‌اش در کلن دیدار داشته باشد و دخترش نصرت را هرگز پس از خروج از تشکیلات ندید. سازمان چندی بعد فرزندان او را در سنین حساس نوجوانی به عراق فرستاد. او برای نجات فرزندانش از دست مجاهدین خلق کوشش فراوان کرد اما متاسفانه تا به هنگام مرگ در سال 2012 موفق نشد که دو فرزند خود را ملاقات کند. دو سال بعد از فوت او، <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40470">پسرش امیر</a> در حمله به کمپ اشرف کشته شد و دخترش امروز در تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی ساکن است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-40473 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2.jpg" alt="امیر شمس حائری - امیر مسعود نظری" width="1000" height="714" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2-300x214.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2-768x548.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p>سرنوشت فرزندان مجاهدین خلق چه در بیرون و چه درون تشکیلات مجاهدین خلق، سرشار از وقایع هولناک و غمبار است که می‌تواند دست مایه نوشتن تراژیک‌ترین رمان‌ها، فیلمنامه‌ها و نمایشنامه‌ها باشد اما متاسفانه به سهو یا به عمد از سوی رسانه‌ها و جوامع حقوق بشری نادیده گرفته می‌شود.<br />
مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43329">کودک آزاری در تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43329/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خانواده، بزرگترین و پابرجاترین مشکل تشکیلات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43259</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43259#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Feb 2021 11:20:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[امیر شمس حائری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی شمس حائری]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب بن بست انحراف]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=43259</guid>

					<description><![CDATA[<p>اهمیت خانواده به عنوان بنیادین‌ترین نهاد اجتماعی بر همگان روشن است. درباره این مهم پژوهش های فراوان شده و ازجنبه های گوناگون به خانواده و کارکرد آن در اجتماع پرداخته شده است. با این وجود، برای تشکیلات مجاهدین خلق، خانواده همواره نوعی دردسر و مخل نظم تشکیلاتی تلقی می‌شود. مرحوم هادی شمس حائری عضو سابق [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43259">خانواده، بزرگترین و پابرجاترین مشکل تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اهمیت خانواده به عنوان بنیادین‌ترین نهاد اجتماعی بر همگان روشن است. درباره این مهم پژوهش های فراوان شده و ازجنبه های گوناگون به خانواده و کارکرد آن در اجتماع پرداخته شده است. با این وجود، برای تشکیلات مجاهدین خلق، خانواده همواره نوعی دردسر و مخل نظم تشکیلاتی تلقی می‌شود.</p>
<p>مرحوم هادی شمس حائری عضو سابق مجاهدین خلق <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/840">در کتابی که پس از جدایی‌اش از تشکیلات در سال 1370</a>، نوشت، از «<em>انحراف اساسی در ایدئولوژی اولیه سازمان و نادیده گرفتن خواست مردم</em>» در زمان رهبریت مسعود رجوی می‌گوید. وی در بخشی از کتاب (صفحات 98 تا 120) به پیچیدگی‌های مسئله خانواده در تشکیلات مجاهدین خلق و آسیب‌هایی که شخص مسعود رجوی به نهاد خانواده وارد کرد، می‌پردازد.</p>
<div id="attachment_43260" style="width: 410px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-43260" class="size-full wp-image-43260" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/bonbast-enheraf.jpg" alt="کتاب بن بست انحراف" width="400" height="599" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/bonbast-enheraf.jpg 400w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/bonbast-enheraf-200x300.jpg 200w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /><p id="caption-attachment-43260" class="wp-caption-text">کتاب بن بست انحراف نوشته شمس حائری</p></div>
<p>نویسنده کتاب با ارائه مقدمه‌ای در خصوص نهاد خانواده، کارکردهای آن در نظام اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و ایدئولوژیک جامعه به نقد رویکرد مسعود رجوی در مواجهه با نهاد خانواده می‌پردازد:</p>
<p>«بر حسب تصادف واتفاق دربین سازمان‌های سیاسی در ایران، سازمان مجاهدین با وسعتی نه چندان کم با مقوله ای به نام خانواده سروکار پیدا کرده و تعداد و کثرت خانواده‌ها در این جا ترکیبی به وجود آورده است که اکثر مناسبات از آن تاثیر پذیرفته‌اند. به همین دلیل برخورد با آن و حل مسائل آن از پیچیدگی وظرافت بیشتری نسبت به سایر خانواد‌ه ها در بیرون برخوردار است. البته هر پدیده‌ای با سایر پدیده های دیگر هم تصادم و تضاد دارد و هم وحدت و اشتراک. اما وجوه تضاد خانواده برای پیشبرد اغراض جاه طلبانه رجوی در تشکیلات مانعی جدی به وجود آورده بود و بایستی آن را از سر راه برمی‌داشت.»</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25702 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Divorce.jpg" alt="فرقه و نفی روابط خانوادگی" width="600" height="300" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Divorce.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Divorce-300x150.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>چنانچه شمس حائری می نویسد و در مشاهدات دیگر اعضای جدا شده از مجاهدین خلق نیز به کرات به آن اشاره شده است، خانواده برای تشکیلات مشکل بزرگی محسوب می‌شود. در زمانه‌ای که نویسنده در تشکیلات حضور داشت خانواده، چنان که او می نویسد، به طور طبیعی به «محفل» تبدیل شده بود و برای فرماندهان تشکیلاتی قابل کنترل و نظارت نبود چراکه خانواده ها یک روز در آخر هر هفته اجازه داشتند در محلی به نام اسکان بدون حضور عضو ارشد، با یکدیگر ملاقات کنند. به باور شمس حائری، «خانواده‌هایی که در تشکیلات ازدواج کرده بودند بیشتر مهار کردنی بودند زیرا در جریان نوع ازدواج ها آنچه اصلا وجود نداشت عشق و عاطفه همسری بود و اکثر آن ها ازدواج های اجباری و مصلحتی به شمار می‌رفتند و هر وقت می‌خواستند آن ها را از هم جدا می‌کردند.»</p>
<p>صرف نظر از اینکه حتی ازدواج‌های اجباری تشکیلاتی هم نقض حقوق انسانی اعضای مجاهدین خلق است اما پر واضح است که بیشترین آسیب‌ها به خانواده‌های واقعی در تشکیلات وارد می‌شد. به نوشته شمس حائری «خانواده های قدیمی تر که از قبل با هم ازدواج کرده بودند و به ویژه دارای بچه هم بودند پیوندهای قویتری داشتند و ساعات بیشتری را با هم می‌گذراندند، طبیعی بود که این نوع خانواده‌ها دردسرهای بیشتری داشته و کمتر قابل کنترل بودند.»</p>
<p>به نوشته شمس حائری علت مخالفت سران تشکیلات با کانون خانواده این بود که مسعود رجوی آن را «کانون فساد» می‌دانست و «یک بار گفته بود که خانواده مایه نگرانی تشکیلات ماست و باید از بین برود». او در ادامه می نویسد که «رجوی عمدا برای ویران کردن خانواده به پا خاست و نیت خود را برآورده ساخت».</p>
<p>از این رو سازمان عزم خود را برای انحلال خانواده‌ها در تشکیلات جزم کرد. سلسله اقداماتی برای متلاشی کردن نهاد خانواده پیش گرفته شد که زیر عنوان «انقلاب ایدئولوژیک» انجام شد. شمس حائری این اقدامات را مفصلا شرح می‌دهد که در زیر تنها بخش‌هایی از آن آورده شده است: « زنان و شوهران تشویق شده بودند که از یکدیگر گزارش نویسی و جاسوسی کنند و حتی مسائل جنسی خود را به مسئولان اطلاع دهند&#8230;زن ها به بهانه بالا کشیدن و همطراز شدن به مردان و کسب حقوق به اصطلاح برابر آن قدر دریده و بی ادب شده بودند که که به شوهرانشان هر چه دلشان میخواست می‌گفتند. مردان آنقدر بی عاطفه و سخت دل شده بودند که با زنان با خشونت رفتار می‌کردند، بچه ها در این وسط قربانی شده بودند.»</p>
<p>در ادامه این رویکرد سازمان بود که اگر شخصی از سازمان جدا می‌شد، همسرش فرد خارج شده را مرتد می‌دانست و صیغه طلاق خود به خود جاری می‌شد. بتدریج، در مناسبات زندگی خانواده‌ها تا پیش از اجرایی شدن طلاق های اجباری، سنگ بنای تلاشی خانواده ها گذاشته شد. حائری به خاطر می آورد که «زنی به نام مریم، همسر محسن، چند ماهی بود که به خانه نمی آمد. پدر دو بچه را از مدرسه تحویل میگرفت و کارهایشان را انجام می‌داد و صبح شنبه هم آنها را به مدرسه تحویل می‌داد. وقتی از او سوال کرد که چرا به خانه نمی‌آیی، گفته بود که من انقلاب کرده‌ام و نمیتوانم خانه بیایم.»</p>
<p>فضای کینه و دشمنی، جاسوسی و گزارش نویسی علیه همسران در تشکیلات چنان شدت گرفت که به باور شمس حائری «افراد از هر چه خانه و خانواده و دوست و همصحبت بیزار شده بودند و ترجیح می‌دادند تنها باشند و با کسی صحبت نکنند». از همین جمله به نظر میرسد که تلاشی خانواده به فروپاشی و از هم گسیختگی روانی اعضا در تشکیلات مجاهدین خلق انجامید.</p>
<p>فروپاشی روانی اعضای تشکیلاتی که در انزوای بیابان های عراق نگه داشته شده بودند، به مسعود و مریم رجوی کمک کرد که در گام های بعدی موفق‌تر عمل کنند و سیطره خود برای کنترل ذهن افراد و رهبری مطلق خود را گسترده تر کنند چنانکه بعدها کودکان را از خانواده ها جدا کردند. همچنین، فضای کار اجباری را به شدت جنسیت زده کردند به طوری که نهایتا مسعود رجوی موفق شد تعداد زیادی از زنان عضو شورای رهبری را به عقد خود درآورد و با آن ها رابطه جنسی داشته باشد.</p>
<p>قربانیان این خانواده‌ها نه تنها زن و شوهرها بلکه صدها کودکی بوده‌اند که تا امروز که بیش از دو دهه از انتشار کتاب حائری گذشته است رنج های ناشی از آن را تحمل می‌کنند. خانواده چهار نفره شمس حائری در شمار همین قربانیان هستند. هادی شمس حائری و مهین نظری دو فرزند به نام های امیر و نصرت داشتند.</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-40473" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2.jpg" alt="امیر شمس حائری - امیر مسعود نظری" width="1000" height="714" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2-300x214.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2-768x548.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40470">امیر از نوجوانی تا 34 سالگی که در کمپ اشرف</a>، در سال 1393 کشته شد، در حصارهای تشکیلات مجاهدین خلق بسر می‌برد. مهین نظری پس از طلاق‌های تشکیلاتی و جدایی هادی از تشکیلات راه دشمنی با همسر سابقش را در پیش گرفت. هادی شمس حائری تا پیش از مرگ زودهنگامش در کشور هلند بر اثر بیماری سرطان، در سال 1391، علیرغم همه تلا‌ش‌هایش موفق به دیدار با فرزندانش نشد. نصرت، دختر این خانواده، در اوج جوانی کماکان مانند بسیاری دیگر از اعضا، در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی گرفتار است و مطابق مقررات مجاهدین خلق در حالی که با مادر در یک پایگاه ساکن هستند اما ارتباطی با یکدیگر ندارند.</p>
<p>امروز با گذشت نزدیک به سه دهه از زمانی که مرحوم شمس حائری کتاب خود را نوشت، سران تشکیلات مجاهدین خلق کماکان بر گسسته نگه داشتن خانواده‌ها و پاشیدن بذر کینه در دل اعضا علیه خانواده‌هایشان اهتمام می ورزند. در حقیقت از این راه تلاش می‌کنند ادامه بقای تشکیلات را ممکن کنند.</p>
<p>در مقابل، خانواده‌های اعضای مجاهدین خلق در بیرون از تشکیلات نیز همه تلاش خود را به کار بسته‌اند که به هر نحوی، بند های مهر و عاطفه با عزیزانشان در قرارگاه مجاهدین خلق را حفظ کنند حتی اگر بسیار ناممکن به نظر برسد. همچنین، وظیفه انسانی و اجتماعی سازمان‌های حقوق بشری و مقامات دولت آلبانی است که خانواده‌ها را در این راه یاری کنند.<br />
مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/43259">خانواده، بزرگترین و پابرجاترین مشکل تشکیلات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/43259/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سازمان مجاهدین خلق و کودکان &#8211; امیر شمس حائری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/40470</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/40470#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Jul 2020 08:20:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[امیر شمس حائری]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=40470</guid>

					<description><![CDATA[<p>«ستاره ای از کهکشان اشرف»، عنوانی است که پس از کشته شدن امیر در حمله جوانان انتفاضه عراق به کمپ اشرف و کشته شدن امیر و 51 تن دیگر از اعضای به جا مانده مجاهدین در کمپ، از سوی رسانه های تشکیلات به این جوانمرگ 34 ساله داده شد. امیر فرزند هادی شمس حائری از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40470">سازمان مجاهدین خلق و کودکان &#8211; امیر شمس حائری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>«ستاره ای از کهکشان اشرف»</strong>، عنوانی است که پس از کشته شدن امیر در حمله جوانان انتفاضه عراق به کمپ اشرف و کشته شدن امیر و 51 تن دیگر از اعضای به جا مانده مجاهدین در کمپ، از سوی رسانه های تشکیلات به این جوانمرگ 34 ساله داده شد.</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-40473" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2.jpg" alt="امیر شمس حائری - امیر مسعود نظری" width="1000" height="714" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2.jpg 1000w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2-300x214.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Haeri_Nazari_Amir_2-768x548.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<p><strong>امیر فرزند هادی شمس حائری</strong> از اعضای با سابقه تشکیلات مجاهدین خلق بود. هادی <strong>شمس حائری</strong> از 1354 به عضویت سازمان درآمد. امیر فرزند او در 1358 متولد شد. پس از انقلاب و آغاز درگیری های مجاهدین خلق با حکومت ایران، امیر و خواهرش نصرت به همراه پدر و مادرشان (مهین نظری) به عراق گریختند.</p>
<blockquote><p>اما پس از آنکه پدرش در 1370 از تشکیلات جدا شد، سران تشکیلات امیر و خواهرش را گروگان گرفتند.</p></blockquote>
<p><strong>مهدی خوشحال</strong> از اعضای جدا شده و دوستان شمس حائری در این باره می نویسد:« هادی با آن که سالهای زیادی از عمر و جوانی خود را در راستای مبارزه با استبداد سپری کرده بود، اما از شناخت لازم در ارتباط با همکاران سابق و رهبران سازمان برخوردار نبود. او تصور چنین چیزی را از رهبران سازمان نداشت. به همین دلیل وقتی که در سال ۱۳۷۰ از سازمان جدا شد و بنا به درخواستش از سازمان، دو فرزندش امیر و نصرت را تحویل گرفت، با خود به رمادی برد. هادی وقتی دانست در رمادی، هم جان خودش و هم جان کودکانش در خطر است، دوباره کودکانش را به بغداد برده و تحویل سازمان داد.» اشتباهی که هادی هیچ وقت خود را به خاطر آن نبخشید و سال ها برای جبران این اقدام و پس گرفتن فرزندانش از مجاهدین خلق تلاش کرد. به ویژه پس از آنکه فهمید تشکیلات کودکان را به اروپا آورده است.</p>
<p>مهدی خوشحال در ادامه می‌نویسد: «هادی وقتی در سال ۱۳۷۲ به کشور هلند و جای امنی رسید، اطلاع یافت که سازمان کودکانش امیر و نصرت را به آلمان آورده است. هادی از هلند به آلمان آمد و سراغ مدرسه کودکانش را گرفت. ولی سازمان دست پیش گرفت و با آوردن مادر کودکان مهین نظری، از طریق قانونی و رای دادگاهی در آلمان، کودکان را به مادرش که عضو مجاهدین و مستقر در عراق بود، مسترد داشت و سرانجام هر دو کودک هادی را در انتقام از جداشدنش از سازمان، به عراق فرستادند.»</p>
<p>در نامه ای که هادی شمس حائری در 22 آبان 1389 در روزهای بیماری خطاب به فرزندان خود می نویسد، ضمن ابراز مهر و محبت فراوان به امیر و نصرت در پی 20 سال هجران، از نامه های بسیاری که به واسطه صلیب سرخ و تشکیلات مجاهدین برای فرزندانش فرستاده و هرگز به دست آنها نرسیده است، می‌گوید. در طول نامه از فرزندانش می‌خواهد که تصمیم درستی برای ادامه زندگی شان بگیرند و خطاب به امیر می نویسد:</p>
<blockquote><p>«پسرم تو داری به نیمه دوم عمرت نزدیک می شوی باید یک تصمیم سرنوشت ساز بگیری و به عنوان برادر بزرگتر به نصرت کمک کنی تا اون رو هم نجات بدی حتی اگر تونستی به مادرت هم کمک کن تا خودش رو پیدا کنه و به زندگی طبیعی بر گرده و با خانواده اش تماس بگیره. امیر جان من در مراحل پایانی عمرم هستم و چندان فرصتی باقی نمونده. شاید اگر دیر کنید هرگز نتوانیم همدیگر رو ببینیم و می ترسم با حسرت دیدار شما این جهان را وداع کنم. عزیزان من، پیام من بشما اصلا سیاسی نیست. آن به خود شما مربوط است که چگونه فکر می کنید. پیام من پیام یک پدر دردمند و دل شکسته است که تنها آرزویش دیدن روی شما و خوشبختی و سعادت شما است.»</p></blockquote>
<p>پدر در حسرت دیدار فرزندان از دنیا رفت و نمی‌دانست که امیر تنها دو سال پس از مرگ او با مرگی به مراتب هولناکتر از مرگ پدرش از دنیا می رود. قربانعلی حسین نژاد عضو جدا شده از مجاهدین، که در کمپ اشرف معلم عربی امیر بود می نویسد: « امیر را بعد از جدا شدن پدرش از سازمان و فعالیت‌های افشاگرانه او علیه سیاستهای رجوی &#8230; به نام فامیل مادرش که از اعضای شورای رهبری سازمان به نام مهین نظری می باشد خواندند و نامش شد: <strong>امیر نظری!</strong>!»</p>
<p>او درباره مرگ امیر در اردوگاه اشرف می نویسد: « نمی دانستم که او در جوانی این چنین با تیر دشمنان غدار قربانی سیاست‌های غلط خودخواهانه و جنگ طلبانۀ رجوی‌ها خواهد شد.»</p>
<p><strong><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40120">سازمان مجاهدین خلق و کودکان – آسیه رخشانی</a></strong></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/40470">سازمان مجاهدین خلق و کودکان &#8211; امیر شمس حائری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/40470/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
