<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>علی پناه فرحناک</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%be%d9%86%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%ad%d9%86%d8%a7%da%a9/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/علی-پناه-فرحناک</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 08 Sep 2024 10:53:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>علی پناه فرحناک</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/علی-پناه-فرحناک</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>هدف مجاهدین خلق از تعهدنامه های اجباری</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61779</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61779?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Sep 2024 08:50:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[علی پناه فرحناک]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61779</guid>

					<description><![CDATA[<p>زمانیکه در اشرف در عراق اعلام جدایی کردم، سران مجاهدین خلق با ترفندهای مختلف می خواستند که من را نگه دارند. مثلا می گفتند که ما خودمان آنهایی که درخواست جدایی دارند را به خارج می فرستیم که در دام رژیم ایران نیفتند و به این شیوه از من تعهد گرفتند که مدتی صبر کنم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61779">هدف مجاهدین خلق از تعهدنامه های اجباری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زمانیکه در اشرف در عراق اعلام جدایی کردم، سران مجاهدین خلق با ترفندهای مختلف می خواستند که من را نگه دارند. مثلا می گفتند که ما خودمان آنهایی که درخواست جدایی دارند را به خارج می فرستیم که در دام رژیم ایران نیفتند و به این شیوه از من تعهد گرفتند که مدتی صبر کنم و به کمپ آمریکایی ها نروم و به من قول دادند که با هزینه های خودشان من را به هر کشوری بخواهم، می فرستند. اما عملا دروغ بود و فقط برای سپری کردن زمان و نگه داشتن من چنین گفتند.</p>
<p>وقتی که به آلبانی آمدیم هم می خواستند همان خط خودشان که در عراق برای نیروها اجرا کردند را پیش ببرند.</p>
<p>ما به آلبانی رفتیم و دیگر کمیساریا خرج و مخارج ما را می داد و مکانی را هم دولت آلبانی در اختیار ما قرار داد تا مستقر شویم. و دیگر عضوی از مجاهدین خلق نبودیم و مسئولیتی هم در قبال آنها نداشتیم. ولی جواد خراسان و افشین علوی مراجعه می کردند ومی گفتند هر خبری هست و می بینید به ما بگویید. ما کمکتان می کنیم.</p>
<p>ما جداشده ها در کمپ های جداگانه ای مستقر بودیم و حتی خورد و خوارک ما را مجاهدین نمی دادند. یک روز من را صدا زدند که این تعهد را امضا کن! با این مضمون که در نشست های رهبری شرکت کن ولی در همان جای خودت مستقر باش! یعنی جاسوسی بچه های جداشده را بکنم.</p>
<p>تعهدهای زیادی از من گرفتند:<br />
&#8211; تعهد سر حمله ائتلاف به عراق که مسعود رجوی تعهد گرفت از همه که اگر اتفاقی بیفتد، فروغ 2 را شروع می کنیم و همه باید با این تعهد در این آ (آمادگی ) با ما باشید و همه تبعیت کنید . اما وقتی که آمریکا حمله کرد خود رجوی فرار را بر قرار ترجیح داد .</p>
<p>&#8211; تعهد سر دستگیری مریم رجوی در فرانسه که در صورتی که مریم رجوی آزاد نشد، اقدام به خودسوزی کنیم.</p>
<p>&#8211; تعهد سر طلاق های اجباری چه مجرد و چه متاهل و &#8230;</p>
<p>&#8211; تعهد سر شکست های رجوی و خلع سلاح که در این صورت بندی آورد به نام بند (ص) که با همین بند، قفلی به پای اعضا بزند .</p>
<p>و در واقع تعهد یعنی قفل زدن به پای اعضا &#8230;.</p>
<p>علی پناه فرحناک</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61779">هدف مجاهدین خلق از تعهدنامه های اجباری</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61779/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از اشرف عراق تا مانز آلبانی &#8211; قسمت پایانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48487</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48487?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Dec 2021 09:38:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی پناه فرحناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=48487</guid>

					<description><![CDATA[<p>همانگونه که در قسمت قبلی توضیح دادم اینجانب پس از 26 سال اسارت در قرارگاه های سازمان تروریستی فرقه گرای رجوی تصمیم به جدایی گرفتم. اما به مدت 2 سال در مقر مانز کشور آلبانی در یک کارگاه درب و پنجره سازی من را به بیگاری گرفته بودند. شرایط خیلی برایم سخت می گذشت. تنها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48487">از اشرف عراق تا مانز آلبانی &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همانگونه که در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48341">قسمت قبلی</a> توضیح دادم اینجانب پس از 26 سال اسارت در قرارگاه های سازمان تروریستی فرقه گرای رجوی تصمیم به جدایی گرفتم. اما به مدت 2 سال در مقر مانز کشور آلبانی در یک کارگاه درب و پنجره سازی من را به بیگاری گرفته بودند. شرایط خیلی برایم سخت می گذشت. تنها روز و شب را سپری میکردم که پس از انتقال به یک آپارتمان متعلق به فرقه با گروهی دیگر از جداشده ها هم اتاق شدم، اما تحت کنترل شدید بودیم و خروج و ورود زمانبندی داشت و پلیس محلی آلبانی که اجیر شده فرقه بودند مسئولیت حفاظت در ورودی ساختمان را بعهده داشتند.</p>
<p>در این مدت افرادی همچون جواد خراسان و افشین علوی که از مسئولین و شکنجه گرهای فرقه هستند ما را تحت نظر داشتند. جواد خراسان هر هفته برای ما نشست برگزار میکرد و امر و نهی میکرد، دستور میداد به هیچ عنوان تنها از  ساختمان بیرون نروید و به هیچ عنوان به سفارت ایران نزدیک نشوید. فرقه رجوی از طریق افشین علوی ماهیانه مبلغ 500 هزار لک ( واحد پول کشور آلبانی ) برای خرید خوراک و پوشاک به ما پرداخت میکرد که این مبلغ کفاف خوراک ما را هم نمیداد، چه برسد به پوشاک و غیره!</p>
<p><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-48342 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnaki-Ali.jpg" alt="علی پناه فرحناک" width="700" height="466" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnaki-Ali.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnaki-Ali-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnaki-Ali-300x200.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>مسئولین فرقه در ازاء این مبلغ از ما میخواستند که برایشان جاسوسی کنیم و اگر جداشده ای قصد خرید دستگاه تلفن همراه جهت ارتباط با خانواده اش را داشته باشد به آنها گزارش بدهیم. البته با این مبلغ قادر به خرید موبایل نبودیم و شاید میتوانستیم دستگاه معمولی کار کرده ای را خریداری کنیم. جدا شده های تحت کنترل همچون اسیران فرقه در اشرف سابق و مقر مانز آلبانی از تمام حقوق انسانی محروم بودند. ما جدا شده ها در آلبانی  با ممنوعیت ازدواج و ارتباط با خانواده هایمان مواجه بودیم و امکان برقراری با خانواده خط قرمز فرقه بود. همچنین از هرگونه درمان پزشکی و مراجعه به پزشک، تفریح و سرگرمی و گفتگوهای دوستانه جمعی و فعالیت های دلخواه محروم بودیم و باید هر آنچه فرقه برایمان تصمیم میگرفت انجام می دادیم. فشارهای مسئولین فرقه در آلبانی هم تمام نشدنی بود، نیروها بدلیل فشارهای متعدد و رهایی از چنگال فرقه به هر کار و راهی تن میدادند. من با یک تصمیم عاقلانه و فرصتی مناسب مخفیانه خودم را به کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی رساندم و پس از مدتی تحت پوشش کمیساریا و هماهنگی با مقامات کشور ایران به وطن عزیز بازگشتم و توانستم پس از آزادی ام در سن 52 سالگی ازدواج نمایم و طمع خوش آزادی و زندگی را بچشم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48487">از اشرف عراق تا مانز آلبانی &#8211; قسمت پایانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48487/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از اشرف عراق تا مانز آلبانی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48341</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48341?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Dec 2021 08:29:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[علی پناه فرحناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=48341</guid>

					<description><![CDATA[<p>26 سال از عمرم را در کمپ های سازمان مجاهدین خلق گذراندم. طی این مدت بیشترین چیزی که دیدم تضییع حقوق افراد درون مناسبات بود. از فشارهای روحی و روانی گرفته تا شکنجه و قتل و وادار به خودکشی و عدم رسیدگی به اعضا. در این مناسبات جهنمی ارزانترین کالا جان افراد بود. افرادی که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48341">از اشرف عراق تا مانز آلبانی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>26 سال از عمرم را در کمپ های سازمان مجاهدین خلق گذراندم. طی این مدت بیشترین چیزی که دیدم تضییع حقوق افراد درون مناسبات بود. از فشارهای روحی و روانی گرفته تا شکنجه و قتل و وادار به خودکشی و عدم رسیدگی به اعضا. در این مناسبات جهنمی ارزانترین کالا جان افراد بود. افرادی که مدام نامشان و خاطره شان در ذهنم مرور می شود.</p>
<p>من علی پناه فرحناک در آذرماه سال 1366 حین خدمت نظام وظیفه در منطقه ابوغریب اسیر نیروهای متجاوز عراقی شدم که پس از یک سال اسارت به مقر سازمان مجاهدین منتقل شدم و به مدت 26 سال در قرارگاه مخوف اشرف و در کمپ موقت لیبرتی عراق و 2 سال در مقر مانز آلبانی تحت اسارت مطلق عینی و ذهنی سازمان تروریستی فرقه گرای رجوی بسر بردم .</p>
<p>سرانجام سال 1394 به ایران بازگشتم و توانستم پس از مدت کوتاهی ازدواج کنم. در اشرف شاهد اذیت و آزار بسیاری از اسیران توسط مسئولین فرقه بودم، افرادی همچون جلال گل محمدی، محمدرضا اسکندری اهل شهرستان دهلران، هوشنگ قربانی اهل کرمانشاه و محمود وحیدی اهل تهران در نشست های عملیات جاری و بعد از نشست به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.</p>
<p>جلال را سالها به زندان انداختند، مچ دست محمود قربانی را شکستند و محمدرضا اسکندری که با همسرش آنجا بودند موفق به فرار شدند. نشست عملیات جاری یعنی تحقیر و سرکوب و ترساندن نفرات! این نشست ها یکطرفه بود و هیچ جوابی نباید در برابر اتهامات و تهمت ها داده می شد. در طول 28 سال اسارت چه در کشور عراق و چه در کشور آلبانی هر زمان بیمار می شدم و نیاز به درمان و مراجعه به پزشک داشتم هیچگونه رسیدگی انجام نمی شد. فقط ممنوعیت بود و محرومیت.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-48342 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnaki-Ali.jpg" alt="علی پناه فرحناکی " width="700" height="466" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnaki-Ali.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnaki-Ali-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Farahnaki-Ali-300x200.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>ارتش عراق به دستور صدام همواره در تمام موارد سازمان را حمایت میکردند. من شاهد بسیاری از قتل ها و مرگ اعضای فرقه بودم که بدلیل فشار جسمی و روحی و عدم مداوای بیماری فوت شدند. شخصی به نام حمدا&#8230; رحمانی بدلیل ناراحتی قلبی و بدلیل فشارهای حاکم در تشکیلات و عدم رسیدگی پزشکی فوت شد یا بهتر است بگویم به قتل رسید. دیگران همچون یحیی زیارتی، محمدرضا علیزاده، مصطفی و حمیده که همگی بدلیل عدم مداوا و درمان فوت شدند. یحیی زیارتی در نشست عملیات جاری و فشارهای روحی عصبی سکته کرد و مرد، مصطفی اهل شمال بود و مبتلا به سرطان شده بود و خیلی عذاب میکشید ولی او را به بیمارستان منتقل نکرده و خودمان به او رسیدگی میکردیم و در نهایت بدلیل نبود امکانات پزشکی و عدم درمان فوت شد. خانم حمیده که مجبور بود در گروه کر و نوازندگان شرکت کند هم به علت رسیدگی نکردن به بیماری اش از دنیا رفت.</p>
<p>در آلبانی و مقر کنونی فرقه نیز همان سیستم نشست های عملیات جاری، غسل هفتگی ، عدم مداواهای پزشکی و درمان نیروها پابرجا بود و بنده شاهد مرگ بسیاری بودم. محمدرضا علیزاده اهل شیراز از جمله افرادی بود که در آلبانی ساعاتی پس از نشست عملیات جاری به خاطر فشارهای روحی وارده سکته کرد و درگذشت.</p>
<p>بعد از 6 ماه استقرار در کمپ لیبرتی در یکروز آفتابی با دیدن خودروهای یونامی (هیات مساعدت سازمان ملل متحد برای عراق) به بهانه ورزش کردن خودم را مخفیانه به آنها رساندم و درخواستم مبنی بر جدایی را اعلام نمودم و آنها اسم مرا یادداشت کردند. همان شب فرمانده مقر فرقه من را صدا کرد و پرسید تو چه زمانی رفتی پیش یونامی؟ من هم اظهار بی اطلاعی کردم و انکار کردم که دیداری داشتم. او گفت: اسمت برای مصاحبه فردا به ما اعلام شده و مراقب باش نکات بدی در مورد سازمان نگویی و با اطاعت اتاقش را ترک کردم.</p>
<p>صبح روز بعد برای مصاحبه نزد یونامی رفتم و درخواست جدایی ام را ثبت و هر آنچه ظلم و ستم بر ما روا شده بود از طلاق های اجباری، ممنوعیت ها و شکنجه های روحی &#8211; روانی برای آنها بازگو کردم.<br />
بعدازظهر هنگام بازگشت به مقر مجدد فرمانده صدایم زد و من گزارش دادم که فقط از سازمان و مناسبات تعریف کردم و مثبت گفتم . پس از اخراج از عراق و انتقال تمام اعضا به کشور آلبانی، یونامی اسم من و کسانیکه تقاضای جدایی کرده بودند را به فرقه اعلام کرده بود . فرقه در هنگام استقرار در مقر مانز آلبانی با غضب ، من و تعدادی دیگر را در مکانی جداگانه کنترل میکرد.</p>
<p>در مقر آلبانی همانند قرارگاه اشرف بیگاری بدون حقوق و دستمزد، نشست های تشکیلاتی و فشارهای روحی روانی، عدم درمان و مداوای بیماران حاکم بود. در مقر مانز هم از تمام حقوق فردی ، شخصی و عمومی محروم بودیم و هیچ حق مالکیت برای افراد وجود نداشت. وضعیت حقوقی هویتی ما بدلیل نداشتن مدارک هویتی مجهول بود. فرقه با قدرت از دارا نبودن اسناد هویتی افراد اسیر هرگونه سوءاستفاده ای و تهدیدی انجام میداد! به خاطر همین افراد برای نجات مجبور به فرار می شدند. با فرار تعدادی از نیروها از مقر آلبانی، ما جداشده ها به یک ساختمان شیشه ای که فرقه اجاره کرده بود منتقل شدیم و در نزدیکی همان ساختمان نیز تعدادی از مسئولین فرقه در طبقه دوم ساختمانی مستقر شدند و با پوشش اینکه برای پرداخت ماهیانه چنین مکانی را نزدیک شما اجاره کرده ایم ما را کنترل میکردند. در یکی از روزها هنگام تردد در شهر یکی از دوستان به نام سعید منوچهری که از مقر مانز آلبانی فرار کرده بود را دیدم و گفت از شدت فشارها و نشست ها و حفظ جانم فرار کردم&#8230;</p>
<p>علی پناه فرحناک</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48341">از اشرف عراق تا مانز آلبانی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48341/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
