<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مهدی ابریشمچی</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b4%d9%85%da%86%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مهدی-ابریشمچی</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 03 Aug 2024 11:34:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مهدی ابریشمچی</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مهدی-ابریشمچی</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>اسنادی از خدمات سازمان مجاهدین خلق به صدام در جنگ با ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61278</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61278#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Aug 2024 06:40:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61278</guid>

					<description><![CDATA[<p>در روزهای پر التهاب جنگ ایران و عراق، دامنه‌ ارتباطات بین حزب بعث عراق به رهبری صدام حسین و سازمان مجاهدین خلق ایران به سرکردگی مسعود رجوی روز به روز بیشتر می‌شد. اسناد باقی‌مانده از آن روزها حکایت از نشست اعضای دستگاه اطلاعاتی عراق با ابریشمچی عضو سازمان مجاهدین خلق ایران دارد. در این نشست [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61278">اسنادی از خدمات سازمان مجاهدین خلق به صدام در جنگ با ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در روزهای پر التهاب جنگ ایران و عراق، دامنه‌ ارتباطات بین حزب بعث عراق به رهبری صدام حسین و سازمان مجاهدین خلق ایران به سرکردگی مسعود رجوی روز به روز بیشتر می‌شد. اسناد باقی‌مانده از آن روزها حکایت از نشست اعضای دستگاه اطلاعاتی عراق با ابریشمچی عضو سازمان مجاهدین خلق ایران دارد. در این نشست که در ۷ مرداد ۱۳۶۵ برگزار شد، بر لزوم تامین نیازهای سازمان (پادگان و رادیو) از جانب دولت عراق تاکید شد. همچنین مذاکراتی پیرامون تحولات سیاسی داخل ایران صورت گرفت که شرح آن از این قرار است:</p>
<p>ابریشمچی: سازمان به دلیل کمبود جا در عراق در مضیقه به سر می‌برد. به طوری که از پذیرفتن نیروهای جدید در داخل سازمان معذوریم و حتی دربعضی اتاق‌ها هفت تا ده نفر می‌خوابند و وقتی به برادر مسعود می‌گوییم ساختمان جدید نیاز داریم به مرز اشاره می‌کند و می‌گوید به آنجا بروید ما آن‌جا پادگان نداریم. ما افراد زیادی را در خارج از ایران داریم که می‌خواهند جذب سازمان شوند و شما می‌بینید ما مشتری دائم ایرفرانس شده‌ایم و مشخص است این افراد می‌آیند عراق که به جبهه‌های جنگ علیه ایران بروند. فصل تابستان نزدیک است تردد در شهرها و روستاهای نزدیک مرز راحت‌تر است. اگر یکی از پادگان‌ها آماده شود و ما در آن مستقر شویم، شرایط خیلی بهتر می‌شود حتی اگر این پادگان در نزدیکی کرکوک باشد. امکانات تبلیغاتی مثل سلاح سنگین است و ما امکانات تبلیغاتی متوسطی نداریم که بسادگی بتوانیم ارتش و روستاها را تحت نفوذ بگیریم. دیدید که رژیم ایران شورای نظامی خود را به روستاها منتقل کرده است. ما برای سلب قدرت &#8220;بسیج &#8221; نیاز به رادیو با موج متوسط داریم. ترس ما این است که سرعتمان متناسب با سرعت خمینی نباشد. محسن رضایی راه افتاده در شهرهای بزرگ و کوچک و مانند ملاها سخنرانی می‌کند و البته سخنرانی وی از رادیو پخش می‌شود. البته جنگ با خمینی وجه سیاسی‌اش بر وجه نظامی‌اش تقدم دارد. ما باید با اندیشه و روان مردم کار داشته باشیم.</p>
<p>اطلاعات عراق:</p>
<p>آیا شما سخنان خمینی که به مناسبت سال نو ایرانی انجام شد را شنیدید. او در سخنرانی خود به مخالفان اشاره داشت. او به انواع اختلاف‌های داخلی در رژیم اشاره کرد. اشاره ای هم به مخالفین کرد. من متوجه نشدم آیا منظورشان از&#8221;معارضه&#8221;، گروه‌ها و احزاب داخل ایران بوده یا شما ( مجاهدین خلق ) هستید؟ هر چند او شما را منافقین می‌خواند.</p>
<p>ابریشمچی:</p>
<p>من فکر می‌کنم خمینی، اسم منافق را از روی هر کسی بردارد جز ما مجاهدین خلق. وقتی شاه سرکار بود همه با ما سرسازش داشتند و رهبری سازمان را قبول کردند الا خمینی. و او بود که در مقابل ما ایستاد. ومن فکر می‌کنم خمینی کشته شدن به دست ما را به زنده بودن به این که به سازمان چیزی جز منافق بگوید ترجیح می‌دهد.</p>
<p>اطلاعات عراق:</p>
<p>اینکه یک عالم دینی بیاید و همه‌ی مردم را این‌طور جمع کند و نقش رهبری را اینگونه ایفا کند و راه خود را طی کند، خیلی عجیب است. الان هیچ مرد دینی نمی‌تواند این کار را بکند.</p>
<p>ابریشمچی:</p>
<p>حساسیت‌های ما در مورد مسائل مالی و آنچه در مورد امور اداری و رادیو هست ، همه در مورد ارتباط فی مابین ما و مردم و خمینی است و نه چیز دیگر. بنابراین وقتی که من به مسئله جنگ فکر می‌کنم و این که خمینی پایه و اساس کارش را بنابر تحلیل خودتان دوباره روی بسیج نیرو و جنگ امواج قرار داده، احساس می‌کنم دقیقاً جنگ ما و جنگ شما با خمینی در یک نقطه مشترک به هم می‌رسد و آن ذهن بیدار مردم ایران است. هر قدر مجاهدین خلق بتوانند با مردم حرف بزنند باعث خواهند شد ضربه تخمینی کاهش یابد به خصوص وقتی که در عراق هستیم قدرت ما برای تبلیغ مستقیماً به نفع صلح بدون واسطه باعث افت بسیج می‌شود. چون ما توی عراق هستیم ودیگر مرزی بین ما و شما نیست. مردم ایران دیگر نمی‌توانند به طور مجزا به مسئله جنگ و صلح و آزادی و خمینی فکر کنند. من معتقدم در مبارزه علیه خمینی همه امکانات را باید بسیج کنیم، هم شما و هم ما. هیچ امکان استفاده نشده‌ای نباید باقی بماند و از نظر ما رادیو برای مجاهدین یک امکان بسیار خوب برای جذب نیروهای بدنه نظام خمینی می‌باشد که الان بدون استفاده مانده. توی این رابطه هم من احساس می‌کنم باید تا آخر راه را رفت و مسئله رادیو حل شود. مسئله حرف زدن ما با مردم غیر قابل صرف‌نظر کردن است. رژیم همه‌ی قدرت حمله و دفاع خود را بسیج کرده است ولی ما طبعاً همه امکانات را استفاده نکردیم. بنابراین من از آنجا که فی‌الواقع اعتقاد دارم هر فردی که به سمت مجاهدین خلق از ایران بیاید به سمت عراق،‌ جلوی کشته شدن ۱۰ عراقی تا ۱۰۰ عراقی را می‌گیرد، از شما می‌خواهم که در این رابطه نهایت توجه خود را بذل کنید واگر نیازمند توضیحات بیشتری هستید برادر مسعود آماده است که بیاید و صحبت کند.</p>
<p>اطلاعات عراق:</p>
<p>در مورد صحبت‌های شما مایلم چند نکته را به منظور آگاهی‌تان توضیح دهم. نکته اول ، همه دوستانی که در اینجا مشغول کار هستند در رابطه با سازمان و ایران می‌باشند. یعنی ۱۰۰ درصد کارما ۶۰ درصد برای سازمان و ۴۰ درصد برضد رژیم ایران می‌باشد. این ناشی از اعتقاد راسخ به کار مشترک است، تا زمانی که دشمن ما یکی است. از طرفی دوست ندارم که به ما در مورد کار تذکر داده شود. ما آمادگی داریم تا پاسخگوی تمامی درخواست‌های سازمان باشیم. در مورد پادگان‌ها،‌برخی از پادگانها در مناطقی هستند که نیازمند تصمیم‌گیری هستند. در روزهای آینده همه پادگان‌ها و یا برخی از آن‌ها در اختیار شما قرار می‌گیرد. در مورد موضع رادیو تلویزیون توافق حاصل شد. شما در ارائه موضوعی بر ضد خمینی و رژیم او از طریق رادیو به مردم آزاد هستید. رادیو از فردا در اختیار شما قرار می‌گیرد. در مورد تلویزیون هم برابر ضوابط رادیو آمادگی آن را داریم که پس از نشست سیاسی با شخصیت‌های دولتی با توجه به موافقت به عمل آمده، اقدام مقتضی به عمل آید. موضوع &#8220;خلیج فارس&#8221; و &#8220;خلیج عربی&#8221; و موضع‌گیری درباره کشورهای موافق و مخالف بر مبنای توافق و تصمیمات متخذه اقدام می‌شود.</p>
<p>ابریشمچی:</p>
<p>تشکر می‌کنم.</p>
<p>اطلاعات عراق:</p>
<p>اگر می‌خواهید باعث آزار و اذیت ما شوید تشکر کنید. چون ما با شما یک هدف استراتژیک داریم.</p>
<p>ابریشمچی:</p>
<p>من می‌توانم ادعا کنم هیچ‌کس در دنیا مانند مجاهدین خلق حزب بعث عراق را نمی‌شناسد.</p>
<p>اطلاعات عراق:</p>
<p>من دیشب خواب مجاهدین خلق را دیدم. ما حتی در خواب هم دنبال حل کارهای شما هستیم.</p>
<p>ابریشمچی:</p>
<p>مسئله‌ای که در مورد نشست مسعود و استاد طارق گفتید عالی است که در آن نشست تمامی مشکلات حل شود. ما در مسئله جنگ کنار شما هستیم. ما باید نمایندگان افکار غلط را معرفی کنیم. تا تفاوت کلمه صلح از زبان رجوی با دیگران مشخص شود. چرا باید بازرگان در تهران باشد و ما در عراق؟ مردم عادی روشنفکر نیستند تا با آن‌ها در مورد تئوری صحبت کنیم. بایستی با مردم صحبت کرد و اگر صحبت کنیم ذهن‌ آن‌ها آماده می‌شود تا بیایند و بپذیرند. پیوستن به ما را و همه چیز را تحمل کنند. مسعود آمده است به عراق. هیچ ایرانی قادر به پذیرفتن آن نبود. این شهامت مسعود را نشان می‌دهد که به عراق بیاید.</p>
<p>نک: تبرائیان، صفاءالدین ( ۱۳۹۲) خوابگردها، تهران</p>
<p>نشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61278">اسنادی از خدمات سازمان مجاهدین خلق به صدام در جنگ با ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61278/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت چهارم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Mar 2024 11:35:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[صدیقه حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[عباس داوری]]></category>
		<category><![CDATA[فتح الله فتحی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشته یگانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهیمه اروانی]]></category>
		<category><![CDATA[متهمان دادگاه مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59061</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل درباره محاکمه نصرالله مجیدی توسط مهدی ابریشمچی، زهرا مریخی، محمد علی توحیدی و مهوش سپهری توضیحاتی داده شد. محاکمه و شکنجه فتح الله فتحی توسط مهدی ابریشمچی، فهیمه اروانی، عباس داوری، صدیقه حسینی، مهوش سپهری و فرشته یگانه متهمین ردیف های 4 ، 6 ، 13 ، 15 ، 17 و 42 [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061">نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775"> قسمت قبل</a> درباره محاکمه نصرالله مجیدی توسط مهدی ابریشمچی، زهرا مریخی، محمد علی توحیدی و مهوش سپهری توضیحاتی داده شد.</p>
<h3>محاکمه و شکنجه فتح الله فتحی توسط مهدی ابریشمچی، فهیمه اروانی، عباس داوری، صدیقه حسینی، مهوش سپهری و فرشته یگانه متهمین ردیف های 4 ، 6 ، 13 ، 15 ، 17 و 42</h3>
<p>فتح الله فتحی یکی از نفراتی بود که به اتهام درخواست جدایی تحت شدیدترین برخوردها قرار گرفت و در نهایت برای درهم شکستن یا نابود شدن، او را به زندان مخوف ابوغریب فرستادند. اما او بعد از سرنگونی صدام موفق شد از این زندان خارج شده و خود را به نیروهای آمریکایی معرفی کند و در حال حاضر نیز در آمریکا زندگی می کند. او در مطلبی با عنوان &#8220;بازی سرنوشت&#8221; درباره محاکمه خود در جریان نشست های مخوف طعمه چنین نوشته است:</p>
<p>&#8220;ابریشمچی این موجود کثیف در ساختمان ستاد قرارگاه باقرزاده، با مشت زیر چانه و توی دنده هایم می زد و می گفت خودم می کشمت! صدیقه حسینی سیم میکروفن را دور گلویم پیچیده بود و داد می زد خودم خفه ات می کنم! و فرشته یگانه داد می زد توی دهانت نارنجک می کشم! و فهیمه اروانی می گفت مثل دستمال مصرف شده رژیم مالی ات می کنیم تا حرفهایت خریدار نداشته باشد! و نسرین با چوب توی سر و صورتم می زد و می گفت انتقام فلانی را از تو می گیریم و از برادر مسعود برایت درخواست اعدام کرده ایم!</p>
<p>امروز من هستم، سلامت، محکم، و مقتدر. اما از رجوی خبری نیست! و در حفره و مخفی گاه خود پنهان شده و از دردهای بی درمان و بی شمار بر خود می پیچد. چه سرنوشت زیبایی!</p>
<p>مطلبی که نوشتم مربوط به سالن میله ای قرارگاه باقرزاده نیست. بسیاری آنجا حضور داشتند و وحشی گری رجوی علیه مرا به چشم دیدند و البته به دستور رجوی فیلمبرداری هم شد! در همان سالن بود که از من امضای &#8220;نفوذی وزارت اطلاعات رژیم&#8221; گرفتند! و به دستور نسرین، دالان تف و پس گردنی برایم درست کردند!!</p>
<p>ماجرای یادداشتم برمی گردد به ساختمان ستاد باقرزاده. در قسمتی از قرارگاه باقرزاده دیواری بلند کشیده بودند و به کسی اجازه ورود به آن طرف نمی دادند. آنجا ساختمان ستاد و سالن دوم شورای ملی مقاومت و دفاتر کار شورای رهبری بود. همانجا بود که در یک جلسه (یک هفته بعد از دستگیری ام) حدود هفتاد نفر از مسئولین سازمان به ریاست نسرین [مهوش سپهری] ریختند روی سرم، و بیش از ده ساعت زیر شکنجه بودم. به دستور رجوی، جهنمی را در آن شب براه انداختند که در تصور هیچ انسانی نمی گنجد. همه بر سرم فریاد می زدند اعدام، اعدام، اعدام!!! و من هرگز و هرگز و هرگز فراموش نخواهم کرد و نخواهم بخشید.</p>
<p>در نشست آخر سالن میله ای باقر زاده که فکر می کنم چند صد نفر حضور داشتند (چون آنقدر زیر فشار فیزیکی و روانی بودم دقیقاً نمی دیدم چه تعداد نفرات را آوردند برای اینکه مثلاً به حساب من برسند) بچه های زیادی هستند که الان جدا شدند و در اون جلسه حضور داشتند. شاید یه روزی کسی درباره اون شب بنویسد که چه گذشت و رجوی با من چه کرد، اما نکته ای که بعد از گذشت بیش از بیست سال دوباره ناراحتم کرد چه بود؟!</p>
<p>قبل از پایان شکنجه من در آن شب، و قبل از اینکه به دستور رجوی که نسرین صحنه گردان اون شب بود، دالان تُف و پس گردنی برایم درست بکنند. نسرین رو به جمعیت کرده و داد می زد و فحش می داد که بیشرف های آشغال، هر کسی توی مناسبات ما پاشو کج بگذارد همین بلا رو سرش می آوریم که سر پاسدار فتحی آوردیم و دارید می بینید! و گفت: &#8220;به ستون شده و از جلو او رد بشوید و هر چه دلتان می خواهد به اوبگوئید تا ما مطمئن بشویم شما مثل پاسدار فتحی نیستید!&#8221;</p>
<p>یکی یکی آدمها از جلوی من رد می شدند و بدترین و شدیدترین حملات را به من می کردند! بعضی ها هم از سر اجبار می آمدند یه چیز الکی می گفتند و زود رد می شدند. در بین نفرات، فرمانده تانکی به اسم &#8220;م – الف&#8221; با قد کوتاه بود که سالیان با یکدیگر هم یگان بودیم. فردی سر تا پا متناقض به همه چیز در سازمان بود. در ضمن، آن شب سمت چپ و راست من ابریشمچی و فکر می کنم عباس داوری، شکنجه گرهای بی رحم نشسته بودند و آتش بیار معرکه بودند. وقتی &#8220;م – الف&#8221; به من رسید آنچنان مشتی به صورتم زد که من افتادم روی داوری یا یک شکنجه گر دیگر. مشت او به صورتم درد داشت، اما دردناکتر از درد مشت او، تمام وجودم بود که درد گرفت و من در خودم گریستم که رجوی با نسل ما چه کرد؟ با افراد خودش و با نیروهای خودش چه کرد؟!!! چطور ممکن است این فرد با سابقه سالیان رفاقت، چنین مشتی به صورتم بزند؟!!!</p>
<p>اسم او را نمی گویم چون نمی دانم الان کجا هست و چون می دانم او خود یک قربانی و اسیر در دستان رجوی بود. همان شب در حالی که می گریستم، او را بخشیدم، اما هرگز رجوی را نخواهم بخشید! و هرگز فراموش نمی کنم که چه بلایی سر من و ما آورد. برای همین هست که رجوی فرار کرده و مخفی شده. رجوی از ترس ایران مخفی نشده، بلکه از دست ما (یعنی نیروهای که به اسارت گرفته بود) فرار کرده و مخفی شده است، چون می داند با ما چه کرد!&#8221;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061">نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59061/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عزا گرفتن مریم رجوی برای کسی که روزی می خواستند ترورش کنند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59008</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59008#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Mar 2024 05:30:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=59008</guid>

					<description><![CDATA[<p>مدتی قبل یک سرهنگ آمریکایی به نام لئو مک کلاسکی بر اثر بیماری مُرد. وی بعد از سرنگونی صدام مدتی مسئول حفاظت از اشرف بود. این زمان مصادف بود با شروع دریوزگی و پاچه خواری های علنی سران فرقه تروریستی رجوی از فرماندهان و نیروهای آمریکایی تا بتوانند به حیات خفیف خائنانه خود ادامه بدهند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59008">عزا گرفتن مریم رجوی برای کسی که روزی می خواستند ترورش کنند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مدتی قبل یک سرهنگ آمریکایی به نام لئو مک کلاسکی بر اثر بیماری مُرد. وی بعد از سرنگونی صدام مدتی مسئول حفاظت از اشرف بود. این زمان مصادف بود با شروع دریوزگی و پاچه خواری های علنی سران فرقه تروریستی رجوی از فرماندهان و نیروهای آمریکایی تا بتوانند به حیات خفیف خائنانه خود ادامه بدهند. آنها در این مسیر نه تنها به پاچه خواری از آمریکایی ها می پرداختند بلکه با ذلت تمام به توجیه حضور نیروهای نظامی آمریکا که عراق را اشغال کرده بودند می پرداختند. از سوی دیگر نیز با جاسوسی و مزدوری برای آمریکایی ها تلاش می کردند که آنها را به سمت جنگ با ایران سوق بدهند.</p>
<p>با دیدن این خبر یاد سال ها قبل افتادم. در سال 1358 در هنگامه اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، فرقه مجاهدین که هنوز برای شروع جنگ مسلحانه آماده نشده بود تلاش داشت با فریبکاری حاکمیت را به دست بگیرد و به همین دلیل در انتخابات آن شرکت نمودند. در آن زمان رجوی و دیگر سران فرقه مجاهدین از هر سو دولت و مسئولین جمهوری اسلامی را با انتقادات و تهمت های مدام متهم می کردند که ضد امپریالیست نیستند و بجای مبارزه با امپریالیسم آمریکا دنبال سازش می باشند. رجوی خودش را صاحب اختصاصی مبارزه با امپریالیسم و ضد آمریکایی ترین نیرو جا می زد و در زیر خیلی از اطلاعیه های مجاهدین شعار «مرگ بر امپریالیسم آمریکا» را درج می کرد.</p>
<div id="attachment_59009" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-59009" class="wp-image-59009 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-1358.jpg" alt="نمونه هایی از شعارهای انتهای اطلاعیه های فرقه مجاهدین در سال های اولیه انقلاب" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-1358.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-1358-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/MEK-1358-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-59009" class="wp-caption-text">نمونه هایی از شعارهای انتهای اطلاعیه های فرقه مجاهدین در سال های اولیه انقلاب</p></div>
<p>برخلاف امروز که می خواهند چهره ای قابل قبول نزد غربی ها ارائه کنند، در آن زمان یکی از چیزهایی که فرقه مجاهدین برای فریب نسل جوان بکار می برد ادعای ضد امپریالیست بودن شان بود. آنها در این مسیر بارها و بارها به اینکه آمریکایی ها را ترور کرده اند اذعان می کردند.</p>
<p>در زیر بخشی از صحبت های مهدی ابریشمچی یکی از مسئولین فرقه مجاهدین در گردهمآیی انتخاباتی زمستان 1358 در تهران که در صفحه 5 از فوق العاده شماره 2 نشریه مجاهد به مناسبت انتخابات مجلس که به تاریخ 5 اسفند 1358 منتشر شد را ملاحظه می کنید.</p>
<p>ابریشمچی : &#8220;بهرحال ، خواهران و برادران همانطور که گفتم سازمان ما نگران تداوم مبارزه ضد امپریالیستی است. این منحصر به امروز نیست، سازمان ما از بدو آغاز فعالیت هایش تمام تلاش خود را در جهت مبارزه با امپریالیسم و وابستگان داخلی آن معطوف داشته، چه آنموقعی که در خیابانها مستشاران آمریکایی و مزدوران ساواک را به رگبار مسلسل می بستیم . . . &#8221;</p>
<div id="attachment_59011" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-59011" class="wp-image-59011 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mojahed-Entekhabat-1.jpg" alt="روزنامه مجاهد - بخشی از صحبت های مهدی ابریشمچی در کردهمآیی انتخاباتی زمستان 1358 " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mojahed-Entekhabat-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mojahed-Entekhabat-1-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mojahed-Entekhabat-1-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-59011" class="wp-caption-text">روزنامه مجاهد &#8211; بخشی از صحبت های مهدی ابریشمچی در کردهمآیی انتخاباتی زمستان 1358</p></div>
<p>منظور ابریشمچی از مستشاران آمریکایی افرادی مثل سرهنگ &#8220;هاوگینز&#8221; است که مجاهدین ترورش کردند. اگر آن روزها لئو مک کلاسکی هم دم دستشان بود همین کار را با او می کردند.</p>
<p>این جملات همان ابریشمچی است که همچون دیگر سران فرقه تروریستی رجوی، امروز با حقارت و پاچه خواری خودشان را در کشورهای غرب به در و دیوار می کوبند تا بگویند ما طرفدار شما و ایران دشمن شماست. &#8220;سر مار در تهران است&#8221; به آنها حمله کنید.</p>
<p>به رجوی ها و امثال ابریشمچی باید گفت، همانطور که آن شعارهای دروغین ضد امپریالیستی تان راه به جایی نبرد، این دلقک بازی ها و پاچه خواری های امروز تان نیز راه به جایی نخواهد برد.</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/59008">عزا گرفتن مریم رجوی برای کسی که روزی می خواستند ترورش کنند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/59008/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Feb 2024 11:50:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[زهرا مریخی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد علی توحیدی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[مهوش سپهری]]></category>
		<category><![CDATA[نشست طعمه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58775</guid>

					<description><![CDATA[<p>به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سال 1380 در ایران، که مشخص شد واقعیت ها با تحلیل های رجوی همچون بسیاری موارد دیگر 180 درجه اختلاف دارد، موج سنگینی از مسئله داری در بین نیروهای مجاهدین ایجاد شد. رجوی برای سرکوب و کنترل نیروها اقدام به برگزاری یک سلسله نشست با عنوان &#8220;طعمه&#8221; نمود و برای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775">نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سال 1380 در ایران، که مشخص شد واقعیت ها با تحلیل های رجوی همچون بسیاری موارد دیگر 180 درجه اختلاف دارد، موج سنگینی از مسئله داری در بین نیروهای مجاهدین ایجاد شد. رجوی برای سرکوب و کنترل نیروها اقدام به برگزاری یک سلسله نشست با عنوان &#8220;طعمه&#8221; نمود و برای آن که فشار بیشتری بر نیروها بیاورد همه را در قرارگاه باقرزاده جمع کردند. در یکی از روزهایی که برای نشست های وحشتناک طعمه در قرارگاه باقرزاده جمع شده بودیم به ما گفته شد که برای نشست به <strong>سالن میله ای</strong> برویم.</p>
<p>ما هنوز نمی دانستیم که قرار است چه اتفاقی بیافتد و با توجه به جوی که در زمان برگزاری نشست های طعمه وجود داشت، کلیه افراد نگران بوده و با استرس منتظر بودند که چه خواهد شد. بعد از مدتی یکی از درب های سالن باز شد و چند تن از مسئولین از جمله حسین مدنی یکی از افراد قدیمی به نام<strong> نصرالله مجیدی</strong> را به همراه خودشان کشان کشان به سالن آوردند. اولین چیزی که توجه ام را جلب کرد کبودی هایی بود که روی صورت نصرالله وجود داشت. مشخص بود که وی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده بودند. چند تن از مسئولین فرقه از جمله مهوش سپهری، زهرا مریخی، مهدی ابریشمچی و محمد علی توحیدی در پشت میزشان منتظر آمدن او بودند. بعد از آن که نصرالله را به سالن آوردند، او را روبروی میز مسئولین فرقه نشاندند و محاکمه شروع شد. طبق روش مرسوم در نشست های طعمه، حرف ها با داد و بیداد و با فحش و ناسزا بیان می شد. در لابلای این فحش ها مشخص شد که نصرالله درخواست جدایی داده بود و به همین دلیل این محاکمه را برای او ترتیب داده بودند تا اولاً او را از درخواست خود پشیمان نمایند. ثانیاً به بقیه بگویند که در صورت درخواست جدایی با چه واکنشی از سوی رجوی ها مواجه خواهند شد. جمع کردن تعداد زیاد در سالن هم به این خاطر بود که فشار را بر فرد محاکمه شونده، بیشتر کنند.</p>
<p>مشخص بود که از قبل سناریوها را چیده بودند. هدف مسئولین فرقه در نشست این بود که ابتدا نصرالله را علیرغم این که سالهای طولانی در بخش های مختلف نظامی سازمان کار کرده بود، یک فرد ترسو معرفی کنند که از ترس جان خواهان جدایی شده و به این ترتیب بگویند که رجوی و مناسبات مجاهدین هیچ مشکلی ندارد و این فرد به دلیل ترس از مرگ درخواست جدایی داده است. یعنی در قدم اول تمام حرف ها و انتقادهای او را لگدمال کرده و مسکوت بگذارند و درخواست جدایی را به ترس از مرگ ربط بدهند. آنگاه بعد از تحقیر او و معرفی اش به عنوان یک فرد ترسو، در قدم بعدی او را یک خائن جلوه دهند که از ترس مرگ می خواهد از سازمان جدا شود و نه یک عضو معترض که به دلیل انتقادات مشخص خواهان جدایی است.</p>
<p>به دستور رجوی ها برای آن که کسی جرأت نکند درخواست جدایی بدهد، با امثال نصرالله مجیدی برخوردهای وحشیانه ای کردند تا همه حساب کار دست شان بیاید. در آن دادگاه تشکیلاتی اتهامات ابلهانه ای مطرح می شد. یکی از اتهاماتی که به نصرالله زده شد این بود که در یکی از مانورها بجای فرمان &#8220;آتش&#8221; گفته است &#8220;آتک&#8221; و به این ترتیب متهم شده بود که رجوی ها را مسخره کرده!!!<br />
یکی دیگر از اتهامات این بود که او در سال 1363 وقتی در قالب یک واحد عملیاتی در منطقه ای در کردستان درحال عبور بودند، از ترس جان، جای خود را تغییر داده و به انتهای ستون رفته بود!!!</p>
<p>در هنگام بیان اتهامات، مهوش سپهری با گفتن جملاتی مثل &#8220;جمعی که تو در آن بودی چقدر بی عرضه و بی غیرت بودند که تو چنین کارهایی کردی&#8221; به تحریک جمع مبادرت می کرد. هم زمان زهرا مریخی با وسایلی که روی میز بود بر سر نصرالله می کوبید و به همراه تکرار کلمه &#8220;خائن&#8221;، به او فحش می داد. مهدی ابریشمچی و محمد علی توحیدی و دیگر مسئولینی که پشت میز بودند با فریاد نصرالله را ترسوی خائن می خواندند. در نتیجه این تحریکات، تعدادی از چاپلوسان به سمت نصرالله حمله برده و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند. این خواسته مسئولین بود چرا که تا چند دقیقه هیچ کدام از آنان در حالی که میکروفون داشتند و به راحتی با یک فرمان می توانستند مانع از کتک زدن نصرالله بشوند بدون عکس العمل در جای خود ساکت نشستند و از چهره های شان مشخص بود که از این روند بسیار راضی هستند.</p>
<p>بعد از آن چند دقیقه که نصرالله کتک زیادی خورد، مهدی ابریشمچی که تا آن زمان مانند دیگر مسئولین سازمان مشغول تماشای کتک خوردن نصرالله بود، جلو رفت و فریاد زد ولش کنید. او می خواست اینگونه وانمود کند که کتک خوردن نصرالله تشکیلاتی نبود تا خودشان را مبری کنند. در حالی که همه می دانستند اگر مسئولین با کتک زدن نصرالله مخالف بودند کسی جرات نمی کرد به سمت نصرالله حمله کند. ضمن این در همان لحظات نیز زهرا مریخی با هر وسیله ای که روی میز گیر می آورد مستمر به نصرالله ضربه می زد و با این کار دیگران را به کتک کاری تحریک می کرد. در واقع مسئولین با تحریک عامدانه افراد، چنین برخوردی را زمینه چینی کرده بودند. علاوه بر این نصرالله را قبل از اینکه به نشست بیاورند آنچنان زده بودند که روی صورتش کبودی های زیادی بود و مشخص می کرد که کتک زدن یک روش برخورد با اعضای ناراضی است.</p>
<p>محاکمه چند ساعتی طول کشید و در نهایت مهوش سپهری به نصرالله گفت برو فکرهایت را بکن و جلسه آن روز تمام شد.<br />
بعد از نشست دیگر نصرالله را ندیدم تا اینکه نزدیک به یک سال بعد از محاکمه، در یکی از نشست های جمعی که رجوی برگزار کرده بود، نصرالله را در سالن نشست دیدم. او حالت متعادلی نداشت و تنها و ساکت در یک گوشه سالن نشسته بود.</p>
<p>دقیقاً نمی دانم بعد از آن محاکمه بر او چه گذشت اما از دیگران شنیدم که او را به ابوغریب فرستاده بودند و چون فشار زیادی روی او بود تعادل روحی و روانی اش به هم خورد. این بهترین چیزی بود که رجوی ها می خواستند چرا که او نه تنها دیگر خطری برای تشکیلات نداشت بلکه وضعیت او بهترین تبلیغ برای ایجاد دلهره و ترس در دیگران بود تا به خیال رجوی ها از سرنوشت او درس بگیرند و فکر جدایی از مجاهدین را از سر بیرون کنند.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775">نمونه هایی از جرم و جنایت سران فرقه تروریستی رجوی &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58775/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آقای ابریشمچی! فکر نکردید، که این بچه ها بزرگ می‌شوند و برای حق‌شان می‌جنگند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58748</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58748#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Feb 2024 07:30:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[زینب حسین نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مستند کودکان کمپ اشرف]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[کودک سرباز]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان؛ قربانیان فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58748</guid>

					<description><![CDATA[<p>در پی اکران مستند کودکان کمپ اشرف در جشنواره یوتوبری سوئد و واکنش خشم آلود تشکیلات مجاهدین خلق به روایت مستند و معتبری از نقض حقوق کودکان در ساختار فرقه رجوی ، چند تن از کودکان پیشین مجاهدین خلق و جوانان شجاع امروز، مطالبی منتشر کردند. زینب حسین نژاد فرزند قربان علی حسین نژاد یکی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58748">آقای ابریشمچی! فکر نکردید، که این بچه ها بزرگ می‌شوند و برای حق‌شان می‌جنگند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در پی اکران مستند کودکان کمپ اشرف در جشنواره یوتوبری سوئد و واکنش خشم آلود تشکیلات مجاهدین خلق به روایت مستند و معتبری از نقض حقوق کودکان در ساختار فرقه رجوی ، چند تن از کودکان پیشین مجاهدین خلق و جوانان شجاع امروز، مطالبی منتشر کردند. زینب حسین نژاد فرزند قربان علی حسین نژاد یکی از این افراد است. او از کودک سربازان سابق جدا شده از مجاهدین خلق است که پس از خروج از تشکیلات نام ژینا را برای خود برگزید.</p>
<p>وی در مطلب مفصلی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد ابعاد تازه‌ای از نیت واقعی مسعود رجوی از جدا کردن کودکان از والدینشان مطرح کرد. در این مطلب به واکنش ژینا حسین نژاد به ماجرای اکران فیلم و برچسب زنی‌های عوامل مجاهدین خلق به دست اندرکاران فیلم پرداخته می‌‎شود. ژینا حسین‌نژاد که کودکی و جوانی خود را در کمپ‌های مجاهدین خلق گذراند همواره از انتقاد به ساختار فرقه رجوی دست نکشیده است. او این بار هم در واکنش به پخش مستند سارا معین لب به سخن می‌گشاید و می‌نویسد:</p>
<p>&#8221; تولید کنندگان فیلم را نمی شناسم، اما دوستانم در سوئد را که در این فیلم سرنوشت شان نشان داده می شود و از آن سخن می گویند را می شناسم، با آنها بزرگ شده ام، به چشم وقایع را دیده ام و به راست گویی و حقیقت زندگی مشابه آنها با خودم گواهی میدهم.&#8221;</p>
<p>ژینا در مطلب اخیر خود نکات مهمی را درباره تعمد سران مجاهدین خلق در جدا کردن کودکان کمپ اشرف از والدینشان در سال 1369 بیان می‌کند. او ادعای مجاهدین مبنی بر حفظ جان کودکان از جنگ عراق و کویت را رد می‌کند. وی با استدلال زیر به مطلب ادامه می‌دهد:</p>
<p>&#8220;اولا که جنگ کویت (جنگ اول آمریکا و عراق در سال 1990) بر خلاف جنگ دوم، یک جنگ کوچک تر و گذرا بود که اساسا پایگاه های مجاهدین را در بر نگرفت و هیچ یک از مجاهدین در این بمباران ها نه مورد هدف قرار گرفتند و نه کشته شدند. لذا فاجعه جدایی 900 کودک از مادر و پدرشان که از نوزاد شیرخواره بودند تا نوجوان، بسیار بسیار پرضررتر بود تا جنگ کویت. حتی اگر موضوع انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین و طلاق ها هم همزمان نبود، باز هم می توانستیم و باید این را با نقدی جدی بر عدم دقت و عدم بررسی درست و چشم انداز، ازش صحبت می کردیم. اما اصل موضوع چیز دیگریست، حتی اگر بگوییم ده الی بیست درصد موضوع نجات جان کودکان بوده است، هشتاد الی نود درصد قضیه انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین بود، یعنی طلاق های درونی که از همان سال آغاز شده است.&#8221;</p>
<p>ژینا حسین نژاد شخص مسعود رجوی را به مثابه رهبر بلامنازع تشکیلات عامل اصلی جداسازی کودکان از والدین میداند:</p>
<p>&#8220;در این انقلاب زنان و مردان، مادران و پدران، باید تمام هستی و خانواده شان را به پای &#8220;رهبری&#8221; فدا می کردند تا بتوانند تمام وقت و تمام عیار و گوش به فرمان رهبری برای سرنگونی رژیم حرکت کنند. لازمه این امر در ایدئولوژی مجاهدین این بود که زنان و مردان می بایست &#8220;رهبر&#8221; را به جای هر عشق دیگری در قلب شان می‌گذاشتند و عشق به هر کس دیگر جز او خیانت محسوب می شد و سال به سال به تابو بودن و گناه بودن آن افزوده شد.&#8221;</p>
<p>او اوج فساد و تفکرات فرقه ای و ارتجاعی ای که مسعود رجوی میخواست بر پیروان خود دیکته کند را در جملاتی که از قول مهدی ابریشمچی مینویسد متبلور میداند:</p>
<p>&#8220;در باب اینکه چگونه این انقلاب که ابتدا بنظر &#8220;فدا&#8221; می‌آمد اما منجر به بت شدن و فاسد شدن رهبران، سکت شدن و ارتجاعی‌تر شدن سازمان شد، گفته شده و هنوز سخن‌های بسیار، رواشناسی تاریخی، کتاب و فیلم‌های بسیار باید تا فهم عمیق شود. اما اینجا چون موضوع کودکان است، می‌خواهم فقط به یک جمله از آقای مهدی ابریشمچی که درشروع نشست های طلاق گفته است اشاره کنم. در این جلسات که زنان و مردان می بایست تمام لحظات انسانی درونی شان نسبت به خانواده را اعتراف کرده و با آن می‌جنگیدند، وقتی صحبت و اعتراف‌های مادران نسبت به نگرانی از جدایی و سرنوشت کودکان شان می شود، آقای ابریشمچی به پشت میکروفون آمده و می‌گوید: &#8221; ما وقتی همه چیزمان را در این راه به رهبری داده‌ایم و فدا کردیم دیگر به ما مربوط نیست که کودکان مان چه می‌شوند، می‌خواهد هر بلایی که سرشان بیاید، خیابانی، فاحشه، معتاد و &#8230;&#8230; هم شوند، دیگری ربطی به ما ندارد &#8230;. و باید در این راه چشم پوشید و به عقب نگاه نکرد &#8230; &#8220;.</p>
<p>ژینا خطاب به ابریشمچی مینویسد:</p>
<p>&#8220;آقای ابریشمچی! اون روزها فکر این رو نکردید، که این بچه ها بزرگ می شوند و برای حق شان می جنگند؟&#8221;</p>
<p>ژینا حسین نژاد که همواره تلاش میکند فاصله خود با حکومت ایران را حفظ کند، در ادامه به عنوان یکی از شاهدان عینی آنچه بر کودکان مجاهدین رفته است سعی میکند با نگاهی منصافه بنویسد:</p>
<p>&#8220;من خودم یکی از آن بچه های فراری از سرپرست هوادار مجاهدین هستم، که ناچار شدم به پایگاه مجاهدین پناه ببرم، سوگند به وجدانم که می دانم بسیاری از بچه ها وضعیت بدتری از من و حتی از این فیلم داشتند، یکی از بچه ها را تا حد کبودی هر روز می‌زدند، اما بسیاری از آنان هنوز لب به سخن نگشودند.&#8221;</p>
<p>مطلب ژینا در حساب های کاربری فیس بوک و اینستاگرامش در میان کاربران به ویژه دیگر اعضای سابق مجاهدین خلق، بازخوردهای بسیار مثبتی داشت. در این میان سه نظر خاص به طور ویزه جلب توجه میکند.</p>
<p>نخست کامنت محمدرضا ترابی از کودک سربازان سابق مجاهدین خلق است که خود پیش از این با انتشار ویدئویی حمایت خود را از مستند کودکان کمپ اشرف نشان داد:</p>
<p>خواهر عزیرم ژینا،</p>
<p>به عنوان یکی دیگر از همان کودکان، بهت افتخار میکنم. شجاعتت در ایستادن بر سر حق و حقیقت و بیان صادقانه و در عین حال استدلال های مستحکمت از وقایع آن روزگار جای تحسین دارد. مطمئن هستم که دیگران هم تحت تاثیر جسارت بی همتایت کم کم لب به سخن خواهند گشود و تمام ماجرا و پشت صحنه ها افشا خواهد شد.</p>
<p>خوشحالم که در کنارت در سمت درست تاریخ ایستادم. و میبینم آن روز را که این جنایتها را در دادگاه های بین‌المللی افشا خواهیم کرد و این جنایتکاران را به دست عدالت خواهیم سپرد.</p>
<p>پیروز و سربلند باشی</p>
<p>کامنت دیگر متعلق به منوچهر معبودی است که از اعضای پیشین فرقه رجوی است و در یک پاراگراف به عنوان شاهد عینی مناسبات مجاهدین خلق از کینه و نفرت سران مجاهدین خلق نسبت به کودکان کمپ اشرف مینویسد:</p>
<p>من هر بار که مطالب جدید مینویسی به عمق فاجعه بیشتر پی میبرم ، اما موضوعی که برایم روشن تر میشود نفرت و کینه رجوی از این بچه‌ها بود و هست، یادم هست در یک نشست با مهوش سپهری ( نسرین کماندو) داشتیم که در مورد بچه‌ها ی مجاهدین خیلی با خشم و کینه صحبت می‌کرد و می‌گفت اینها سرشان به تن‌شان نمی ارزد و فقط ضرر هستن &#8230; که برایم بسیار عجیب بود این همه نفرت و کینه.</p>
<p>و در نهایت خانمی با نام کاربری سارا اسونسون در چند جمله از رنج خویش به عنوان مادری که مسعود رجوی از فرزندان خردسالش جدایش کرد و از تخم نفرتی که رجوی آن زمان در دلش کاشت، می‌نویسد و وعده افشاگری بیشتر می‌دهد:</p>
<p>اینقدر خوب و واقعی نوشتی که تنها حقیقت آشکار و تلخی است. من به عنوان یک مادر شهادت میدهم که مجاهدین با آن شیوه شستشوی مغزی بچه های ما را از ما گرفتند . بچه های من ۵ ساله و ۷ ساله بیشتر نبودند که در شوک و ناباوری از من جدا شدند. همانجا بود که از خودم، از رهبری و از تمام سازمان آن موقع متنفر شدم. بزودی داستان حقیقت ام را منتشر خواهم کرد. شما ها جوانان سمبل شجاعت و الهام من هستید و این شجاعت شما ما را انرژی می بخشد. با اجازه شر میکنم تا مخاطبین بیشتری مجاهدین را بشناسند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58748">آقای ابریشمچی! فکر نکردید، که این بچه ها بزرگ می‌شوند و برای حق‌شان می‌جنگند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58748/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقاحت مهدی ابریشمچی در برنامه گلریزان فرقه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58236</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58236#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Jan 2024 07:08:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58236</guid>

					<description><![CDATA[<p>بذل و بخشش های منحصر به فردی که در برنامه های سیمای ضد آزادی و دروغ پرداز رجوی در جریان است، شباهتی به هیچ چیز الا لاف زنی های گوبلزی و&#8230; ندارد! پول ها و هدایایی که در این برنامه داده و گرفته میشود، حد و مرزی ندارد. جالب است که  دولت های ذینفع با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58236">وقاحت مهدی ابریشمچی در برنامه گلریزان فرقه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بذل و بخشش های منحصر به فردی که در برنامه های سیمای ضد آزادی و دروغ پرداز رجوی در جریان است، شباهتی به هیچ چیز الا لاف زنی های گوبلزی و&#8230; ندارد!</p>
<p>پول ها و هدایایی که در این برنامه داده و گرفته میشود، حد و مرزی ندارد.</p>
<p>جالب است که  دولت های ذینفع با این بذل و بخشش ها که سخت به  گرفتن مالیات علاقمندند، تحرکی از بابت گرفتن مالیاتی که به این پول های مثلا سرازیر شده به حساب رجوی نداشته و گویا بهتر از من میدانند که پولی در جریان این برنامه &#8220;گلریزان&#8221; رد و بدل نمیشود و تنها حرف های مفتی است که رد و بدل میگردد و حرف مفت هم مالیات ندارد.</p>
<p>من بعنوان یک شخص درد آشنا، دهه هاست که میدانم مجاهدین استحاله یافته این مراسم رسوا را برگزار میکند تا ایزهای کمک های مالی دولت های دشمن مردم ایران به تروریزم رجوی را گم کند و مردم را از منشاء پول های فراوانی که بدست آورده و صرف تروریزم و جاسوسی علیه ملت ایران میکند ، بیخبر نگه دارد و این اقدامات که با جار و جنجال زیادی همراه است، نمونه بارز پولشویی است.</p>
<p>شرکت کنندگان دراین برنامه که هنوز ادامه دارد، بسیار بودند و یکی از آنها همشهری خوش غیرت ما مهدی ابریشمچی ( شوهر سابق مریم عضدانلو) بود که از گردانندگان تلویزیون ضد آزادی مسعود رجوی تشکر کرد که به او اجازه داده تا هم در برنامه شرکت کرده و گناه قسمتی از دروغگویی ها را به گردن بگیرد و هم با هموطنانش صحبت کند که البته او هیچ حرف راستی به هموطنانش تحویل نداد.</p>
<p>آخر این آدم یک روده راست در شکم خود ندارد و اعمال و کردارش مانند مشخصات روده اش هست که نمایش راستی و درستی از آن، قابل انتظار نیست.</p>
<p>ابریشمچی در این حضور نحس خود در سیمای ضد ملی و دشمن آزادی رجوی گفت که این تلویزیون که کاری جز پاشیدن زهر بر روی مردم ایران و رواج ایران هراسی هر چه بیشتر و مباح و بلکه ثواب دانستن تروریسم ندارد ، صدای گویای مردم ایران است؟؟!!</p>
<p>او بطور مزورانه و وقیحانه ای ادعا کرد که این تلویزیون خط مشی خود را با راهنمائی مردم ایران تنظیم میکند که این گفته در ذات خود تهمت زدن و توهین کردن به مردم ایران از حیث متهم کردن آنها به حمایت از تروریزم و وطن فروشی است .</p>
<p>آقا مهدی در ادامه سخنانش گفت که تلویزیون ضد آزادی، تنها تلویزیونی است که 24 ساعته برنامه پخش میکند و به هیچ قدرت دولتی بازتاب نمیدهد الا مردم ایران؟؟!!</p>
<p>جواب ساده این قسمت از دروغگویی های وقیحانه او این است که داشتن تلویزیون 24 ساعته مستلزم وجود بودجه کافی است که تامین این بودجه از یک گروه ایرانی بر نمیآید و جبرا باید دولت های خارجی قدرتمندی در پشت سر آن باشند و این دولت ها در راه احسان برای پدرشان پولی برای کسی نمیدهند و پرداخت این مبالغ گزاف تنها در تبعیت لازم و کافی از سیاست های ضدبشری آنهاست.</p>
<p>کسانی میتوانند این ادعای مهدی خان را تایید کنند که دهه هاست مانند خود ابریشمچی، غیرت و حفظ ناموس از آنها ساقط است و یک انسان با قدری وجدان، قادر به طرح اینهمه دروغ های عظما نیست.</p>
<p>رضا اکبری نسب</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58236">وقاحت مهدی ابریشمچی در برنامه گلریزان فرقه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58236/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تلاش مهدی ابریشمچی مزدور برای جا انداختن واژه &#8220;استقلال مالی مجاهدین&#8221;</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58184</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58184#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jan 2024 12:04:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[سایت راه نو]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=58184</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهدی ابریشمچی یکی از عمله های رجوی است که این روزها در تلویزیون شیطان منظر مجاهدین تحت عنوان &#8220;گلریزان همیاری&#8221; میدان داری کرده تا کثافت کاریهای این فرقه در وابستگی مالی اش به سرویس های اطلاعاتی غربی و عربی بویژه دریافت پول از صدام در مقابل انجام جنایت در زمان جنگ و تا قبل از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58184">تلاش مهدی ابریشمچی مزدور برای جا انداختن واژه &#8220;استقلال مالی مجاهدین&#8221;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهدی ابریشمچی یکی از عمله های رجوی است که این روزها در تلویزیون شیطان منظر مجاهدین تحت عنوان &#8220;گلریزان همیاری&#8221; میدان داری کرده تا کثافت کاریهای این فرقه در وابستگی مالی اش به سرویس های اطلاعاتی غربی و عربی بویژه دریافت پول از صدام در مقابل انجام جنایت در زمان جنگ و تا قبل از سقوط وی را لاپوشانی کند.</p>
<p>در اولین جلسه دادگاه تهران در ۲۱ آذرماه، نماینده دادستان اتهامات ۴ نفر از متهمان پرونده از جمله مهدی ابریشمچی کادر مرکزی مجاهدین متهم ردیف چهارم پرونده را قرائت کرد که هم اکنون تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره ۲۰۰۲-۵۲۵/۶-A است.</p>
<p>این مزدور که هم اکنون در سن ۷۶ سالگی بسر می برد و حتی قادر به تکلم درست کلمات در دهانش هم نیست و در خیلی از جلسات مجاهدین با مسئولین اطلاعاتی وقت صدام برای دادن اطلاعات و دریافت پول حضور داشته سعی می کند این همه گند و کثافت را زیر انبوهی اراجیف و دروغ و فریبکاری پنهان کند.</p>
<p>این ابله خرفت می گوید: &#8220;سیمای آزادی خوب است، به من هم فرصت داده صحبت کنم. تلویزیون خوبی است که توسط مردم ایران اداره می شود. به جایی هم وابسته نیست و . . . &#8220;!</p>
<p>بنظر می رسد سالمندی مهدی ابریشمچی باعث هذیان گویی وی نیز شده است. او که روزگاری در عراق مسئول دادن اطلاعات مردم و نیروهای نظامی ایران به دستگاه اطلاعاتی صدام و دریافت پول های کثیف برای انجام عملیات تروریستی در داخل کشور بود و در هر جلسه تبادل پول با مسعود رجوی حضور داشت حال با وقاحت و دریدگی تمام عیار دم از &#8220;استقلال کامل مالی مجاهدین با تکیه بر مردم ایران&#8221; می زند!</p>
<p>باید گفت وطن فروشی، جنایت و وابستگی مالی این فرقه تروریستی به سرویس های اطلاعاتی و به صدام حسین در زمان جنگ و تا قبل از سقوط این دیکتاتور آنقدر عیان و واضح است و اسناد و مدارک وجود دارد که با این اراجیف و برنامه های مزخرف و عوام فریبی ابلهانه که صرفاً توهین به شعور مردم ایران است، هرگز کسی به استقلال مالی مجاهدین فکر هم نکند چه رسد آن را باور  کند.</p>
<p>در اینجا توجه آقای مهدی ابریشمچی را به جلسه سوم دادگاه تهران و ویدئوهایی که از جلسه مسعود رجوی با ژنرال حبوش که ایشان هم تشریف داشتند جلب می کنم تا شاید دهان کثیف خود را بسته و در آن را گِل بگیرد و دیگر از استقلال مالی مجاهدین حرف نزند.</p>
<p>البته قابل توجه اینکه سایت رسمی این فرقه که به شدت در قبال جلسات برگزار شده دادگاه این فرقه در تهران پیگیر بوده و با برگزاری هر جلسه در قبال آن مفصلا موضع می گرفت و کلی اراجیف بهم می بافت در قبال جلسه سوم تنها به نوشتن چند خط بدون اشاره به موضوعات اصلی مطرح شده در آن بسنده کرد و آن را بکلی سانسور کرد.</p>
<p>چرا که جلسه سوم در ارتباط با افشای ویدئویی از قرارداد مالی مجاهدین با ژنرال حبوش مسئول اطلاعات صدام ، انجام جنایت در ایران در قبال دریافت پول بود. و سران فاسد و بدنام مجاهدین فکر می کردند با سانسور کردن آن در رسانه های رسمی این فرقه دیگر کسی از این همه گند و کثافت مجاهدین که عالمی را فرا گرفته باخبر نخواهند شد!</p>
<p>حال اگر از فریبکاریهای مستمر این روزهای سران مجاهدین در راستای بازگرداندن آبروی بر باد رفته این فرقه بگذریم، و در دنیای واقعی به وضعیت گروه‌های تروریستی نزد سیا و موساد و زمانی صدام حسین  نگاه کنیم خواهید دید که آنان در گذشته با چه اهدافی فربه شدند، اما اکنون به چه نکبتی افتادند! دربه‌دری بقایای داعش و سازمان مجاهدین را با روزگار قدرت آنها مقایسه کنید! داعش، بر بخش بزرگی از عراق و سوریه حکومت کرد و سودای تسخیر لبنان و ایران را داشت. اما تارومار شدگان، حالا کدام گوری هستند؟!</p>
<p>سران سازمان مجاهدین خلق (پیش‌کسوت داعش)، اختیاردار اولین رئیس‌جمهور ایران بودند و خیال می‌کردند چند ماه بعد، کار جمهوری اسلامی را تمام می‌کنند. چه کلاهبرداری‌ها و فاکتورسازی‌هایی که در قبال سرویس‌های جاسوسی انجام دادند! این فاحشه های سیاسی هر چند وقت یک بار، یک سرویس جاسوسی را در عراق (رژیم صدام)، فرانسه، آمریکا و اسرائیل تیغ زدند، و حالا در حالی که رأس سازمان گم و گور شده، نمی‌دانند برای ادامه زندگی نکبتبار، دلالی محبت کدام مافیا و خیانت مطلوب او را بکنند که نکرده‌اند. این، &#8220;وضعیتِ مضمحل&#8221; برخی سرمایه‌های آمریکا و اسرائیل است.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/58184">تلاش مهدی ابریشمچی مزدور برای جا انداختن واژه &#8220;استقلال مالی مجاهدین&#8221;</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/58184/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اثبات استقلال مالی مجاهدین خلق مزدور به سبک ابریشم چی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57938</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57938#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jan 2024 05:09:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57938</guid>

					<description><![CDATA[<p>به مناسبت همیاری شماره 28 سازمان مجاهدین خلق، مهدی ابریشم چی به تلویزیون آمده و اندر باب استقلال مالی سازمان! حرفهای مفتی زده که حتی مرغ پخته را به خنده وا می دارد. او برای عوامفریبی بیشتر، در جایی از بنیانگذران سازمان و عملکرد آنها هم نام می برد به این امید که همچون گذشته [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57938">اثبات استقلال مالی مجاهدین خلق مزدور به سبک ابریشم چی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به مناسبت همیاری شماره 28 سازمان مجاهدین خلق، مهدی ابریشم چی به تلویزیون آمده و اندر باب استقلال مالی سازمان! حرفهای مفتی زده که حتی مرغ پخته را به خنده وا می دارد.</p>
<p>او برای عوامفریبی بیشتر، در جایی از بنیانگذران سازمان و عملکرد آنها هم نام می برد به این امید که همچون گذشته بتواند با دروغ بافی و پشت هم اندازی به نحوی سازمان را به لحاظ مالی مستقل نشان بدهد و به بهانه کمک کردن تعدادی هوادار خارجه نشین و اعضای شورا استقلال مالی سازمانی را ثابت کند که همه عمرش نان مزدوری برای دشمنان مردم ایران را خورده است را اثبات کند.</p>
<p>می توان به فیلم های دریافت پول از دولت عراق اشاره کرد که چگونه در مقابل وطن فروشی رجوی، دولت صدام به آنان پول می داد و حتی خود ابریشم چی هم در صحنه حضور داشت. افشاگری آقای خدابنده در مورد دریافت طلا از دولت عربستان و پولشویی های مستمر در اروپا به اسم انجمن ایران اید و &#8230; از نمونه های تامین مالی سازمان است. حال با افشا شدن دریافت پول از کشورهای مختلف دیگر شوی مسخره کمک کردن نیروهای هوادار در داخل و خارج از کشور بیشتر به جوکی شبیه است که به درد خود ابریشم چی می خورد .</p>
<p>در مورد دوران بنیانگذاران هم باید عنوان داشت اعضای سازمان در همان زمان در رابطه با عراق بودند و کمک های مالی زیادی دریافت می کردند اینکه حنیف نژاد برای تامین مالی سازمان کار می کرده بیشتر به درد فریب دادن اعضا و نیروهای هوادار خود در خارجه می خورد اکنون در عصر آگاهی همه چیز روشن شده است دیگر نمی توان با نام بنیانگذاران دست به فریبکاری زد.</p>
<h3>نمونه ای از کلاهبرداری از خانواده ها توسط سازمان مجاهدین</h3>
<p>بطور نمونه جهت اطلاع به شیوه ای از دریافت پول از خانواده ها بعد از سرنگونی صدام در سازمان اشاره می کنم تا روشن شود ادعاهای ابریشم چی دروغی بیش نیست. در بهار سال 83 بعد از سرنگونی صدام یکی از مسئولین زن به نام راضیه کرمانشاهی که اکنون فوت کرده بچه های قدیمی را جمع کرد و گفت سازمان اکنون نیاز به پول دارد و هر فرد باید با خانواده اش تماس بگیرد و به دروغ بگوید که در عراق بوده و اینکه مطب و یا دفتر کار وی در بغداد در زیر بمباران خراب شده و اکنون نیاز به پول دارد و سقف دریافت پول را بیست هزار دلار که کمترین مقدار است از خانواده طلب کند.</p>
<p>البته این کار با تناقض زیادی برای افراد همراه بود چون عنوان می کردند چگونه بعد از بیست سال با خانواده تماس بگیریم و درخواست پول کنیم شما که به ما اجازه یک تماس ندادید چگونه انتظار دارید از خانواده این مقدار پول دریافت کنیم و یا عنوان می شد سازمان به ما گفته خانواده ما یا در زندان هستند و یا در فقر کامل بسر می برند پس چگونه می توان این مقدار پول را طلب کرد؟ این پروژه کاسبی سازمان از خانواده ها در داخل کشور به جز چند مورد با شکست مواجه شد. این کار سرپوشی برای دریافت پول از صدام بود تا وانمود کنند که از لحاظ مالی سازمان از استقلال مالی برخوردار می باشد.</p>
<p>خود ابریشم چی هم می داند فیلم های دریافت پول سازمان از نیروهای صدام موجود است ولی با دریدگی خاص خود باز دم از کمک های مالی از داخل کشور و خصوصا از طرف خانواده ها می زند! شما که خانواده را کانون فساد می نامید و آنان را مورد شدیدترین توهین ها قرار می دهید و حتی به نیروهای خود اجازه تماس نمی دهید پس حرف از کمک مالی از داخل کشور نزنید که بیشتر به تف سر بالا شبیه است و به درد خود رجوی ها می خورد. بهتر است دست از فریبکاری بردارید. این شیوه کار اساس و پایه و بنیان سازمان مجاهدین از بنیان گذاران تا کنون بوده است و شما هم سردمدار این جریان منحرف هستید .</p>
<p>برای ما روشن است به مانند گذشته این بار هم در برنامه و شوی مسخره همیاری باز با ردیف کردن یک مشت ارقام و اعداد سعی می کنید این گونه جلوه دهید که از حمایت های داخل کشور برخوردار هستید. این دروغ ها سالها است که دیگر رنگی نداشته و در داخل کشور همه خانواده ها شما را به عنوان مزدورانی که به درد وطن فروشی و ابزار دست خارجی ها می خورند می شناسند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57938">اثبات استقلال مالی مجاهدین خلق مزدور به سبک ابریشم چی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57938/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مهدی ابریشمچی &#8211; متهم ردیف ۴ دادگاه مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57984</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57984#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Dec 2023 11:12:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[متهمان دادگاه مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[محاکمه 104 عضو سازمان مجاهدین خلق در تهران]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57984</guid>

					<description><![CDATA[<p>نامبرده در سال ۱۳۴۸ توسط محسن نجات حسینی جذب سازمان مجاهدین خلق شده و در سال ۱۳۵۴ توسط ساواک دستگیر و به هفت سال زندان محکوم می شود که در نهایت وی نیز با پیروزی انقلاب از زندان آزاد می شود. گفتنی است خواهران و برادران نامبرده به نام‌های جواد کاظم حسین، سعید محمود، فرزاد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57984">مهدی ابریشمچی &#8211; متهم ردیف ۴ دادگاه مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نامبرده در سال ۱۳۴۸ توسط محسن نجات حسینی جذب سازمان مجاهدین خلق شده و در سال ۱۳۵۴ توسط ساواک دستگیر و به هفت سال زندان محکوم می شود که در نهایت وی نیز با پیروزی انقلاب از زندان آزاد می شود.</p>
<p>گفتنی است خواهران و برادران نامبرده به نام‌های جواد کاظم حسین، سعید محمود، فرزاد رحمت سرور صدیقه و شیرزاد همگی از مجاهدین خلق بوده اند.</p>
<p>ضمناً وی در سال ۱۳۵۸ به دستور تشکیلات با مریم قجر عضدانلو (رجوی) ازدواج کرده که حاصل آن دختری به نام نرگس است و در نهایت مشارالیه در اواخر سال ۱۳۶۳، باز هم به صورت تشکیلاتی از مریم رجوی جدا شده و متارکه می کند.<br />
لازم به ذکر است که نامبرده در سال ۱۳۵۷ نفر پنجم سازمان و عضو کمیته‌ مرکزی بوده که اقدام به طراحی و راه اندازی بخش‌های مختلف سازمان می کند.</p>
<p>همچنین وی در سال ۱۳۵۹، مسئول جنبش به اصطلاح ملی مجاهدین خلق بخش امنیت و عملیات مهندسی بوده است. در ضمن نامبرده در حال حاضر از عناصر کادر مرکزی سازمان و مسئول کمیسیون به اصطلاح صلح شورای ملی مقاومت است.</p>
<p>دیگر فعالیت‌ها و مسئولیت‌های او عبارت است از:</p>
<p>عضو شورای رهبری سازمان<br />
مسئول پشتیبانی تیم‌های تظاهرات مسلحانه در سال ۱۳۶۰<br />
معاونت در ربایش هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ به منظور فراری دادن مسعود رجوی ابوالحسن بنی صدر و عامل انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی از طریق طراحی و برنامه ریزی عملیات ربایش هواپیمای موصوف در تاریخ ۱۳۶۰/۰۵/۰۵<br />
عضو مرکزیت و هیئت اجرایی سازمان در سال ۱۳۶۱<br />
مسئول روابط خارجی سازمان در سال‌های ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴ مسئول پشتیبانی کل ستاد فرماندهی ستاد مرکزی و ستاد اطلاعات در سال ۱۳۶۵<br />
فرمانده‌ی حفاظت قرارگاه‌ها و معاون ستاد قرارگاه نیرویی عملیات‌های چلچراغ آفتاب و فروغ جاویدان<br />
مسئول طرح انقلاب ایدئولوژیک<br />
مسئول، زندان برخورد و شکنجه‌ی اعضای مسئله دار در سال ۱۳۷۳<br />
مسئول برگزاری نشست‌های غسل در سال ۱۳۸۰</p>
<p>ضمناً نامبرده تحت تعقیب اینترپل بوده و دارای اعلان قرمز به شماره ۲۰۰۲-۵۲۵/۶-A است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57984">مهدی ابریشمچی &#8211; متهم ردیف ۴ دادگاه مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57984/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فراز و نشیب پهلوان مهدی ابریشمچی در انقلاب مریم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Jan 2022 10:48:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=48689</guid>

					<description><![CDATA[<p>مراسم پهلوانی 40 سال پیش که مسعود رجوی هزاران نوجوان را وارد کشتار خیابانی و عملیات تروریستی کرد و خود به همراه بنی صدر به فرانسه گریخت تا در امنیت باشد، هیچکس تصور نمی کرد همسر و فرزند خردسال وی با سرنوشتی شوم مواجه شوند، اما چند ماه بعد اشرف ربیعی کشته و فرزند یک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689">فراز و نشیب پهلوان مهدی ابریشمچی در انقلاب مریم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>مراسم پهلوانی</h3>
<p>40 سال پیش که مسعود رجوی هزاران نوجوان را وارد کشتار خیابانی و عملیات تروریستی کرد و خود به همراه بنی صدر به فرانسه گریخت تا در امنیت باشد، هیچکس تصور نمی کرد همسر و فرزند خردسال وی با سرنوشتی شوم مواجه شوند، اما چند ماه بعد اشرف ربیعی کشته و فرزند یک ساله آنها نیز قربانی بی تدبیری و قدرت طلبی پدر شد. با اینحال، مسعود نگران نبود چون بهانه خوبی برای ازدواج سیاسی با یک دختر جوانتر و مشهورتر پیدا شده بود و دختر بنی صدر در این موقعیت از اهمیت بیشتری برایش برخوردار بود. داستان ازدواج دوم زیاد هم به درازا نکشید و فیروزه که حاضر نبود همراه با مسعود در باتلاق صدام گرفتار شود، مسعود را رها کرد تا فارغ از رنج و درد هزاران دختر میلیشا، با رئیس دفتر خود «مریم عضدانلو» قرارداد جدید امضا کند و با سومین ازدواج، مبارزه با جمهوری اسلامی را به مداری بالاتر جهش دهد!. اینکه مسعود به مریم دلباخته بود و یا مریم عاشق او گشت و این عشق از کی پدیدار شد، بحث دیگری است، اما داستان عشق شیرین و فرهادِ این زوج خیلی زود در مناسبات پیچید و تصمیم به ازدواج گرفتند. اما یک مانع بزرگ بر سر راه بود و مریم، همسر مهدی ابریشمچی، سومین شخصیت سازمان پس از مرگ موسی خیابانی بود و مسعود نمی توانست به راحتی با همسر وی پیوند بخورد و بایست پیشاپیش زمینه های لازم آماده شود.</p>
<p>در همان ایام، مسعود معاون اول خود، علی زرکش را به بهانه شکست علمیات های تروریستی محاکمه و به اعدام محکوم کرده بود و بهترین گزینه پس از وی «ابراهیم ذاکری» فرمانده قوای مجاهدین در کردستان عراق بود، ولی در راستای اهدافی که مسعود برای خود در نظر گرفته بود، مهدی ابریشمچی یک مدار تشکیلاتی بالاتر رفت و در صدر مردان مجاهد قرار گرفت. در ادامه، مسعود خواهر موسی خیابانی را نیز ترغیب کرد تا با مهدی که تفاوت سنی زیادی با وی داشت ازدواج کند. همه چیز آماده شده بود و تنها گام، مشروعیت بخشیدن به ازدواج، با یک استدلال ایدئولوژیک بود.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-48691 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-2.jpeg" alt="مهدی ابریشمچی" width="800" height="495" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-2.jpeg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-2-300x186.jpeg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-2-768x475.jpeg 768w" sizes="(max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>مسعود برای این هم برنامه داشت و گفت این ازدواج یک اقدام فداکارانه برای رهایی زنان و یک «انقلاب ایدئولوژیک» برای تغییر اندیشه شرک آلود جنسیت است و من نیز «رهبر عقیدتی» مجاهدین هستم. وی دفتر سیاسی را منحل و همه اعضای آنرا هیئت اجرائی و مجری دستورات رهبر خواند. وی ادعا داشت که مریم خود را ققنوس وار در آتش انداخته تا رهبری عقیدتی را به دیگران بشناساند و در نتیجه هم ردیف رهبر عقیدتی محسوب می شود. بدین ترتیب در 30 خرداد 1364 که سرآغاز ورود سازمان به فاز مسلحانه بود، آن دو رسماً ازدواج کردند و آن را حرکتی ایدئولوژیک در راستای سرعت گرفتن سرنگونی نظام جلوه دادند. در این نمایش، مسعود از مهدی ابریشمچی تقدیر کرد و او را فراتر از همه پهلوانان جهان خواند و مینا را با یک خطبه به عقد او درآورد. به این شکل، مهدی ابریشمچی نه تنها به یک همسر بسیار جوانتر از مریم دست یافت، که در رأس همه مردان قرار گرفت و نام او در صدر انقلاب ایدئولوژیک مریم ثبت گردید!. این نمایش، تنها یک قربانی داشت و آن «مینا، امانت موسی خیابانی در دستان مسعود رجوی» بود.</p>
<h3>بازپس گیری بازوبند پهلوانی!</h3>
<p>از آن پس، مهدی که نسبت خانوادگی با مسعود پیدا کرده بود، یکه تاز عرصه تشکیلات شد. «زندگی با زن جوان و سربزیر، سخنرانی های هیجانی، مزه پرانی برای زنان، تکه پرانی به مردان، سفرهای مستمر اروپایی» بخشی از دوران طلایی آقا مهدی پس از گرفتن بازوبند پهلوانی در ماه عسل جدید بود. اما این ماه عسل دائمی نبود، و مسعود نمی توانست مدام نظاره گر جولان مهدی در تشکیلات باشد. فقط 4 سال طول کشید تا پهلوان اسطوره ای مجاهدین، از سکوی قهرمانی به پایین کشیده شود. پهلوان نامدار انقلاب مریم، با یک حرکت هوشمندانه نقش بر زمین شد. انتخاب مریم به عنوان «مسئول اول سازمان»، یک ضربه فنی شدید به مهدی بود که طی این سالیان، در دل بسیاری نفوذ کرده بود و می رفت تا در برابر مسعود هم ابراز وجود کند.<br />
26 مهرماه 1368، همزمان با معرفی مریم بعنوان مسئول اول، دوران افول مهدی آغاز گردید و کار به جایی رسید که او را به خاطر گرفتن لقب پهلوانی زیر ضرب بردند و معترف کردند که نه تنها خصلت پهلوانی نداشته، بلکه حق مریم و مسعود را هم غصب و از آن خود کرده، چرا که بیش از همه، مسعود بود که انواع تهمت ها را به جان خرید تا با مریم ازدواج کند و مسیر رهایی و برابری مجاهدین را هموار نماید!. و مریم بود که دست از همسر و فرزند شست و خود را 24 عیار در اختیار رهبر عقیدتی اش گذاشت. در این میان، آقا مهدی نه تنها برای وصل شدن به رهبر عقیدتی اش تلاش نکرد، بلکه با یک دختر جوانتر از مریم هم پیوند خورد و مورد ستایش قرار گرفت… بدین ترتیب، مهار مهدی دوباره به دست مسعود افتاد و بازوبند پهلوانی اش بازپس گرفته شد!. از این دوران شیطنت های مهدی هم فروکش کرد و در انقلاب مریم ذوب شد!</p>
<h3><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-48690 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-1.jpg" alt="مهدی ابریشمچی" width="700" height="357" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-1-300x153.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></h3>
<h3>شیطنت پس از استقرار مسعود در تابوت!</h3>
<p>دوران افول مهدی زمانی آغاز شد که زن دیگری چشم مسعود را گرفته بود. آن زن فهیمه اروانی نام داشت و روز به روز در مسابقه تمجید از انقلاب، از دیگران پیشی می گرفت. با این حال، مریم و مسعود حق خویشاوندی را رعایت کردند چون بالاخره مسعود پدرخوانده دختر آقا مهدی بود. پس از جنگ کویت که حمله آمریکا محتمل شد و بسیاری از نفرات در مباحث انقلاب دچار تزلزل شدند و یکی پس از دیگری درخواست جدایی دادند، مهدی به درخواست مسعود، مربی درس های انقلاب شد و مسئولیت برگزاری مخفیانه نشست برای اعضای انقلاب کرده را به عهده گرفت تا آنان را به خاطر شل و سفت شدن انقلابشان توبیخ کند. وی به «برادران مسئول» هم در این نشست ها اتهام می زد و می گفت چون خودتان اسیر مسائل جنسی هستید، بقیه زیردستان خود را هم ول کرده اید. در یک جلسه ی مردانه که برای فرماندهان محور 4 برگزار شد، به مهدی فتح الله نژاد (معاون عذری علوی طالقانی) گفت تو نمی توانی به اینها چیزی بگویی چون خودت گرفتار (مسائل جنسی) هستی!.</p>
<p>بدین ترتیب، دوران جدیدی برای مهدی کلید خورده بود، دیگر کسی از او تکه پرانی های مبتذل آنچنانی نمی دید. به ظاهر سر به زیر داشت و دیگران را به راه انقلاب و زدودن افکار شرک آلود جنسیتی هدایت می کرد، طوری که گویی هیچ آلودگی به مسائل جنسی و جنسیتی در او نیست و انسانی رها و وارسته از قید و بندهاست. در سال های 74 و 80 در سلسله نشست های سرکوب «حوض» و «طعمه»، وی یکی از مهاجمان به «مهدی افتخاری» بود. افتخاری، برجسته ترین فرمانده ارتش آزادیبخش بود که جلوی انقلاب مریم ایستاد و آن را نپذیرفت و از سوی مسعود به شدت تحقیر گردید. ابریشمچی او را زیر ضرب می برد تا به خیال خود از انقلاب مریم حمایت کند. در پاییز 80 نیز مهدی ابریشمچی برای فرماندهان مرد کلاس برگزار کرد و به همه یاد داد که چطور با کمک انقلاب مریم از افکار جنسی دور شوند، و می گفت خانواده باید از هم پاشیده شود چون محل استثمار جنسی است.</p>
<p>ده سال از آن روزها می گذرد و در این مدت، اسمی از مسعود رجوی جز در تابوت نیست. با این حال مهدی نه قادر است با همسر دوم خود رابطه داشته باشد و نه می تواند بیش از حد به مریم نزدیک شود. در سال 72 که مریم به فرانسه اعزام شده بود، وظیفه مهدی ابریشمچی حضور در کنار وی و مراقبت از او در ملاقات ها و نشست ها بود. پس از سقوط صدام نیز با وی به فرانسه منتقل شد تا در کنار وی باشد. در خلأ حضور مادی و عینی مسعود رجوی، مهدی همچنان حسرت به دل ،می بیند از انقلاب مریم چیزی جز وارفتن در دنیای بورژوازی باقی نمانده است. اما او چندان هم گوشه گیر نشده، بلکه حسرت بدلی خود را با حرکاتی تسکین می دهد که به مدت 30 سال دیگران را از آن منع می کرد!. مهدی در واپسین سال های زندگی، تلاش می کند نیازهای عاطفی خود را با زنانی که خارج از مناسبات مجاهدین هستند برآورده کند!</p>
<p>وی سال های طولانی اعضا و مسئولین سازمان را به خاطر فکر کردن به مسائل عاطفی زیر ضرب می برد و حالا خودش به صورت مادی و ملموس گرفتار آن شده و با دست گذاشتن روی سر و دوش زنان و دخترانِ به اصطلاح «حامی مقاومت»، نیازهای عاطفی خود را ارضاء می کند. همان کاری که همچنان برای صدها تن از اسیران مستقر در اشرف 3 ممنوع و مرز سرخ است. البته این تصاویر گویای خیلی از کارهای مخفیانه آنها نیست. کسی نمی داند مریم و سایر مسئولین رده بالای سازمان در خفا چه کارهایی انجام می دهند. همانطور که مریم در تابستان 1382، پس از آزادی از بازداشت دو هفته ای، با شهردار اورسوراواز دست داد و همه مجاهدین را متناقض کرد چون چنین عملی برای هر زن دیگر جرم نابخشودنی بود. مسعود گفته بود اگر مریم با یک مرد دست بدهد، یعنی زنان مجاهد هم می توانند روسری از سر بردارند!. اما مریم با یک مرد دست داد و باز هم زنان مجاهد مجوز حرف زدن با مردان مجاهد نداشتند و روسری هم بر سرشان ماند. راستش عمل مهدی یک موضوع شخصی است، اما کاش خودش اعضای سازمان را به خاطر اندیشیدن به خانواده شان زیر ضرب نبرده و سرکوب نکرده بودند، و کاش در این سالیان اجازه می دادند آنها نیز نیازهای عاطفی خود را برآورده کنند و با خانواده های خویش در تماس باشند و در صورت نیاز ازدواج کنند، آن وقت دیگر نیاز نبود آقا مهدی بدور از چشم ساکنان اشرف، برای رفع نیازهای عاطفی خود در سنین پیری، با زنان و دختران خارج از مناسبات مجاهدین عکس یادگاری بگیرد و آنها را لمس کند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-48692 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-3.jpg" alt="مهدی ابریشمچی" width="700" height="472" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-3.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-3-150x100.jpg 150w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi-202201-3-300x202.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>جا دارد از مهدی ابریشمچی بپرسیم: آقا مهدی، اگر یکی از مجاهدین همینطور که شما الان در عکس هستید، دست خود را روی دوش یک زن و دختر مجاهد بگذارد با او چکار می کنید؟ در عراق چه بلایی سر کسانی می آوردید که کوچکترین نظر عاطفی به یک زن داشتند؟ چرا برای خودتان این کارها حلال ولی برای دیگران ممنوع است؟ راستی اگر «مهدی افتخاری» را سربه نیست نکرده بودید و الان شما را در این وضع می دید، چطور کار خود را توجیه می کردید؟ آیا انقلاب مریم دچار خدشه شده و یا شما خسته شده اید؟</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689">فراز و نشیب پهلوان مهدی ابریشمچی در انقلاب مریم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/48689/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انقلاب‌ ایدئولوژیک یا بحران در خط مشی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Jul 2021 07:06:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45563</guid>

					<description><![CDATA[<p>در پی استقرار تشکیلات سازمان مجاهدین خلق در فرانسه، شکست‌های مستمر استراتژی‌های رهبری سازمان و «تناقض بین تفکّرات و عملکرد انحرافی و غلط مرکزیت (چه ایدئولوژیک و چه تشکیلات سیاسی استراتژیک) با اصول و ضوابط و معیارهای سازمان، که در شکست‌ها و بن‌بست‌ها، عدم کارآیی لازم سیستم تشکیلاتی، رشد انتقادات و اعتراضات و کناره‌گیری سطوح [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563">انقلاب‌ ایدئولوژیک یا بحران در خط مشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در پی استقرار تشکیلات سازمان مجاهدین خلق در فرانسه، شکست‌های مستمر استراتژی‌های رهبری سازمان و «تناقض بین تفکّرات و عملکرد انحرافی و غلط مرکزیت (چه ایدئولوژیک و چه تشکیلات سیاسی استراتژیک) با اصول و ضوابط و معیارهای سازمان، که در شکست‌ها و بن‌بست‌ها، عدم کارآیی لازم سیستم تشکیلاتی، رشد انتقادات و اعتراضات و کناره‌گیری سطوح مختلف سازمانی عینیّت می‌یافت، انشعاب و فروپاشی تشکیلاتی را در آینده‌ای نه‌چندان دور‌، در چشم‌انداز قرار داده بود.»</p>
<p>افرادی مثل پرویز یعقوبی که از کادرهای قدیمی بوده‌اند‌، به علت رعایت نشدن اصول تشکیلاتی مقبول سازمان به نوشتن نامه‌های اعتراضیّه به رهبری سازمان اقدام کردند و خواستار تشکیل کنگره‌ای از نمایندگان اعضای سازمان شدند تا عملکرد مرکزیت مورد بررسی قرار گیرد.</p>
<p>یعقوبی در این زمینه می‌نویسد: «پروسه دو ساله [۶۱-۶۳] مبارزات درون‌گروهی که نقطه عطف و کیفی آن کنگره‌(ناقص و ناتمام) [در تاریخ 63/5/31] بود، تناقضات را به مرحله‌ای رساند که سردمدار مرکزیت منحرف [=مسعود رجوی] یا می‌بایست در عمل به اصول و ضوابط و معیارهای انقلابی سازمان تسلیم شده و تن به کنگره کامل و منتخب از اعضا و مسئولین داده و حسابرسی می‌شد و نتایج آن را که همانا توبیخ و برکناری از تمام مسئولیت‌های سازمانی‌، به خاطر دیدگاه‌های انحرافی از ایدئولوژی و نقض مکرر اصول عام تشکیلاتی و موضع‌گیری‌های غلط سیاسی‌، استراتژیکی در نتیجه چپ (از موضع راست) و راست‌زدن‌های متناوب که موجب بوجود آمدن بن‌بست‌ها و شکست‌های پیاپی شده بود را می‌پذیرفت و یا&#8230;»</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38788 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg" alt="رجوی ها" width="500" height="362" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_36-300x217.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>در ادامه اختلافات درون‌گروهی و افزایش زمینه‌های انشعاب در سازمان‌، رهبری تشکیلات در اواخر سال ۶۳ «برای تثبیت غیر اصولی خویش و فرار از حساب‌رسی&#8230; تحت عنوان جمع‌بندی&#8230; دست به تجدیدنظر اساسی در اصول و ضوابط تشکیلاتی و معیارهای ایدئولوژیکی&#8230; زد&#8230; تحت عنوان به اصطلاح «جهش عظیم ایدئولوژیکی» و «تحول عمیق درونی و ارتقاء جداً کیفی و تکاملی» و&#8230;»<br />
در اواخر سال ۶۳ رجوی پیش‌بینی کرد که کادرهای اصلی گروه دیر یا زود به این جمع‌بندی می‌رسند که اقدامات‌، تاکتیک‌ها و سیاست‌های وی با ناکامی روبرو شده و ضایعات سنگینی بر پیکر سازمان وارد آمده است. رهبری سازمان پی برد که عدم تحقق هدف‌های استراتژیک باعث بروز تردید در خط مشی و درستی تاکتیک‌های رهبری شده و مقدمه بحران سیاسی‌، تشکیلاتی و رشد تضادهای درونی را فراهم خواهد ساخت. از این رو برای گریز از بحران‌، اقدام به تغییر ماهیّت تشکیلات و روابط تشکیلاتی نمود و کوشید تحت عنوان «انقلاب نوین ایدئولوژیک»، در واقع با «رهبر سازی» بر بن‌بست پدید آمده غلبه کند.</p>
<p>در تاریخ ۱۹ اسفند ۶۳، اعلان ازدواج غیرمترقبه و حیرت‌انگیز نفر اول سازمان (رجوی) با همسر فرد دوم سازمان (ابریشمچی) توجه بسیاری را به این حادثه معطوف ساخت. مرکزیت سازمان در بیانیه خود کوشید تا اعضا و هواداران را برای جاانداختن شکل نوین رهبری آماده سازد. ظاهراً چنین نمایانده شد که این برنامه از مدت‌ها قبل توسط رجوی در حلقه پیرامونش مورد بحث و پذیرش قرار گرفته بود و مدت‌ها روی طرّاحی و چگونگی اجرای آن کار شده بود. از همان مرحله آغازین اجرای این طرح‌، کادرها در مقیاس وسیعی اقدام به تقدیس و ستایش و اعلام تسلیم در برابر رهبری نوین کردند. به رغم آشکار بودن جنبه غیرشرعی این ازدواج که قبل از سپری شدن مدت شرعی بین طلاق و ازدواج دوم زن، انجام شده بود، در تبلیغات انبوه سازمان تلاش شد تا با تشبیه و استناد موضوع به اسلام و سنت پیامبر، صورت مقدس نیز برای این اقدام پرداخته شود. حال آنکه‌، شگفتی و تحیّر ناشی از این ماجرای عجیب و بی‌سابقه، وجوه عاطفی و انسانی ایجاد جدایی بین یک زوج دارای فرزند ۳ ساله و تصاحب اقتدارگرایانه همسر یک دوست و همکار را نیز در اذهان برجسته ساخته بود. در کتابچه «بحران در خط مشی»، طرح موضوع این‌گونه صورت پذیرفته است:</p>
<p>«&#8230;اعلام شد که مسعود رجوی‌، رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران که قبلاً همسر دوم خود‌، دختر ابوالحسن بنی صدر را طلاق داده بود، با مریم قجر عضدانلو همسر مهدی ابریشمچی ازدواج کرده است. ابریشمچی عضو مرکزیت سازمان و مسئول روابط خارجی است و برای آنکه زنش، مریم (قجرعضدانلو) بتواند با رجوی ازدواج کند، او را طلاق داد. رجوی و ابریشمچی در مراسم ازدواج در کلیسایی در پاریس‌، این اقدام را «انقلاب نوین ایدئولوژیک مجاهدین» توصیف کردند. ازدواج مزبور با آن کیفیت، طبعاً انعکاس نامطلوبی درمیان بسیاری از اعضا و هواداران و همه کسانی داشت که خبر را با حیرت و شگفتی تمام دریافت کردند&#8230;کسانی چون ابریشمچی (در رده های بالا) نمونه برجسته‌ای از شخصیت‌های «حل» شده در سازمان و از «خویشتن انسانی» تهی گشته هستند که در برابر سازمان و رهبر آن از خود اراده و اندیشه مستقل ندارند. در وجود تهی‌شده از خویشتن انسانی‌شان، مسعود و سازمان حلول کرده اند&#8230; وقتی تمایل و رأی و سیاست رجوی و به اصطلاح جمع‌بندی و مصلحت سازمان بر این ازدواج قرار گرفت، [ابریشمچی] همسر خود را که فرزندی هم از او داشت، بی‌آنکه عواطف انسانی‌اش جریحه‌دار شود، طلاق داد و جمله‌ای گفت که مضمونش این بود: مخالفت با مشیت مسعود، کفرآمیزتر از مخالفت با مشیت خداست.»</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-45564 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Doc-Marriage-Rajavi.jpg" alt="سند ازدواج مسعود و مریم رجوی" width="390" height="500" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Doc-Marriage-Rajavi.jpg 390w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Doc-Marriage-Rajavi-234x300.jpg 234w" sizes="auto, (max-width: 390px) 100vw, 390px" /></p>
<p><strong>پیشینه این پیوند</strong><br />
برخی از مبارزان قدیمی -که از قضا دارای سوابق طولانی حضور در میان مجاهدین خلق نیز بودند- به گونه‌ای، ارتباط میان آن دو تن را مسبوق به سابقه عنوان کردند و حتی یادآور شدند که پچ پچ ‌های مربوطه، حاکی از قدمت این رابطه از اواخر سال ۵۹ بوده است! «راه کارگر» (سازمان انقلابی کارگران ایران) در یک اطلاعیه به تاریخ نهم فروردین ماه ۱۳۶۴ -یعنی پیش از مراسم رسمی ازدواج و در واقع پس از اطلاعیه دفتر سیاسی سازمان- این جریان را تقبیح نمود و نوشت:</p>
<p>«اتخاذ چنین روشی برای ازدواج، از سوی مسعود رجوی و صحه گذاردن بر آن توسط دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین، به ویژه تأیید این شیوه توسط مهدی ابریشمچی به عنوان شوهر مریم عضدانلو و حتی ابراز افتخار وی به شرکت در این تصمیم‌گیری، افکار عمومی را به شدت مبهوت و اخلاق عمومی را عمیقاً جریحه‌دار ساخت.»</p>
<p>علاوه بر این‌گونه واکنش‌ها و اتخاذ مواضع، زمزمه‌های دیگری از درون سازمان مجاهدین خلق به بیرون انعکاس می‌یافت که کل ماجرا را به نوعی دیگر ترسیم می‌کرد. این زمزمه‌ها حاکی از این بود که «یک جریان رسوا» ناگهان به «چیزی دیگر» تبدیل شده است. در اینجا -بدون قضاوت درباره چند و چون آنچه بیان گشته- این روایت بازگو می‌شود.</p>
<p>البته ناگفته نماند که اختلاف مریم و ابریشمچی بر سر ارتباط با رجوی مسبوق به سابقه بوده، زمان آن به کمی بعد از ازدواج این دو بر می‌گشته است. «بچه‌هایی که در خانه تیمی ابریشمچی بودند (مثل احمد پورقاضیان و رفعت خلدی) قبل از اتفاق ۱۹ بهمن (ضربه به مرکزیت سازمان در کشور) تعریف می‌کردند که مریم به شدت به بهانه‌های مختلف، اصرار به رفتن از ایران و نزدیک شدن به رجوی داشت و این موضوع، جوّ بدی در خانه ایجاد کرده بود؛ به طوری که مریم و مهدی همیشه دعوا داشتند.» در ماجرای پاییز ۶۳ نیز گویا قضیه از این قرار بوده است که عده‌ای از اعضای سازمان در پاییز آن سال، مسعود رجوی و مریم عضدانلو را به اعمال منافی عفت متهم می‌نمایند و این دو نیز تکذیب نمی‌کنند:</p>
<p>«پس از پرده‌برداری از این رابطه، کشمکش‌هایی در سطح مرکزیت سازمان آغاز گردید. [در یک نشست مرکزی] رجوی و مریم قجر در صندلی اتهام نشانده شدند و مهدی ابریشمچی به عنوان شاکی، محمد حیاتی [به عنوان دادستان] و جابرزاده انصاری به عنوان قاضی حضور پیدا کردند&#8230;</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38536 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg" alt="ابریشم چی و مریم" width="500" height="390" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2-300x234.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>ابریشمچی&#8230; صراحتاً گفت: «ما ناموس‌مان هم دیگر امنیت ندارد! شما از الاۤن به فکر دخترانتان هم باشید؛ چه رسد زنانتان.»<br />
از سوی متهمین (یعنی مریم و رجوی) اتهامات بدون کم و کاست مورد قبول واقع می‌شود؛ یعنی صراحتاً به زنای محصنه در حضور جمع اقرار می‌کنند. هواداران رجوی در کمیته مرکزی در دادگاه هیاهو می‌کنند که رهبر اختیار دارد و از این حرف ها!&#8230;»</p>
<p>از قضا، اولین کسی که فضا را گرفت و قضیه را با ژستی پراگماتیستی تحلیل کرد -و به عبارتی، جانبداری از رجوی را به سود خود و تشکیلات قلمداد نمود و مخالفت با مشیت مسعود- را کفرآمیزتر از مخالفت با مشیت خدا دانست- شخص شاکی (ابریشمچی ) بوده است. محور نشست (یا دادگاه) به دنبال بگومگوهای مفصل، بدین سمت متمایل شد که حذف مسعود یعنی تلاشی و نابودی سازمان و بدین ترتیب، وجود شخص رجوی رمز بقای سازمان وانمود شد. این تغییر جهت، که شاید (با فرض صحت این روایت) از قبل برنامه‌ریزی شده بوده، منتهی به بیان مطالبی از سوی مسعود رجوی و سپس مریم قجر عضدانلو شد که چکیده آن به اجمال این است:</p>
<p>«به خاطر تلقی استثمارگرایانه از زن، مردم به غلط فکر می‌کنند زن باید متعلق به یک نفر باشد؛ حق طلاق ندارد؛ و یا نمی‌تواند خود فرد دیگری را برای رابطه انتخاب کند&#8230; زن حق انتخاب دارد و هیچ تفاوتی نیز در همه ابعاد با مرد ندارد. وارد کردن اتهامات اخلاقی در مورد روابط بین زن و مرد، به خاطر رسوبات قشری است که در تفکر افراد باقی مانده است. وقتی کسی در سطح رهبری است، فرد نزدیک با وی نیز دارای همان صلاحیت است&#8230; و از قضا عدم درک درست و انقلابی از «رهایی زن» و «جهش کیفی در ارتقای زن» است که موجب وارد آوردن آن اتهامات بوده است.»</p>
<p>شاید الزام همه افراد -در مقاطع بعدی- به اینکه کلیه اعمال غیراخلاقی خود را در طول سالیان زندگیشان اعتراف کنند و -راست یا دروغ- ناگزیر باشند که نسبت‌های سخیف و شنیع به خود بدهند تا به عنوان یک عضو «انقلاب کرده» پذیرفته شوند، نوعی تلاش برای عادی‌سازی مسئله و جبران آن «دادگاه» -در خصوص ناگزیر شدن رجوی و همسر ابریشمچی به پذیرفتن ارتباط نامشروع‌شان- باشد.</p>
<p><strong>روایت خواهر زن اوّل از ازدواج سوم</strong><br />
مینا ربیعی خواهر اشرف ربیعی همسر اول مسعود رجوی، که از سازمان جدا شده است، طی نشستی درباره بررسی انقلاب ایدئولوژیک، درباره ماجرای ازدواج سوم رجوی می‌گوید:</p>
<p>«[رجوی] از اواخر پاییز ۶۳ آمد در خفا انقلاب ایدئولوژیک را طراحی کرد&#8230; ایشان با خانم فیروزه بنی صدر ازدواج کرده بودند و آن طور که آقای بنی صدر در نوشته‌هایشان بیان می‌کنند، یک ازدواج با نهایت عشق و علاقه و خارج ازمسائل سیاسی بوده. (البته به ما این‌طور نگفتند و ما [هم] این‌طور ندیدیم! که این مبحثِ جدایی دارد.)</p>
<p>[آقای رجوی] در شرایطی که همسر خانم فیروزه بنی صدر بودند، در شرایطی که آقای مهدی ابریشمچی و خانم مریم عضدانلو زندگی مشترکی -آن‌طور که خودشان در نشریاتشان اعلام می‌کنند- کاملاً موفق و بر مبنای علاقه با هم داشتند&#8230; در چنین شرایطی تصمیم گرفتند که انقلاب ایدئولوژیک را طراحی [کنند] و به اجرا بگذارند، ولی در پنهان.</p>
<p>&#8230;قبل از اینکه انقلاب ایدئولوژیک را اعلام کنند، تحت عنوان اینکه رژیم نفوذی داخل سازمان فرستاده، بچه‌ها را [در منطقه کردنشین عراق] خلع سلاح کردند و زندان‌هایشان را آماده کردند. دستبندها، شکنجه‌گران، نقاب‌ها و آن چشم‌بندها آماده شد و بعد از خلع سلاح بچه‌ها، تحت عنوان نفوذی‌های رژیم ۷۵۰ نفر را بازداشت و زندانی کردند.</p>
<p>&#8230;بعد از اینکه بچه‌ها را زندان کردند، در اسفندماه -در درون تشکیلات- مسئله انقلاب ایدئولوژیک را مطرح کردند و بعد از آن هم، با برنامه‌ای (که خود مبحث جدایی دارد) ترتیب جدایی آقای رجوی و خانم فیروزه بنی صدر را دادند و به فاصله کوتاهی بین خانم مریم عضدانلو و آقای مسعود رجوی اعلام ازدواج کردند. &#8230; کمتر کسی بود که این خبر را بشنود و با شگفتی، برای چند روز به این مسئله فکر نکند&#8230; این چه معنایی دارد که آقایی که همسرش را دوست دارد، از او جدا بشود و آقای دیگری -حتی بدون رعایت مسائل دینی‌اش- &#8230; که باید چهارماه صبرکنند [که] شاید این زوجین به هم برگشت کنند؛ شاید بخواهند ادامه دهند&#8230;بدون در نظر گرفتن این موارد، ازدواجشان را اعلام کردند.»</p>
<p>البته در اغلب انتقادات اعضای سابق سازمان و شورای مقاومت از منظر اخلاقی، ابتدا و پیش از رجوی، این ابریشمچی بود که آماج حملات اولیه واقع می‌شد که چرا و چگونه حاضر شده است از همسر خود به سود رفیق تشکیلاتی‌اش «گذشت» کند و به این موضوع تن دهد.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام؛ مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی؛ جلد 3؛ صص 21 تا 26</p>
<p>موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563">انقلاب‌ ایدئولوژیک یا بحران در خط مشی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45563/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه مردان مجاهد زنان خود را تقدیم مسعود رجوی کردند؟ &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45509</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45509#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Jun 2021 07:44:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[زنان اسیران فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب سازمان مسعود]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45509</guid>

					<description><![CDATA[<p>در فرهنگ رایج، امور مقدس به  اموری تلقی می‌شوند که در باب آنها زیاد نمی‌توان چون و چرا کرد. مطابق این تلقی رایج، گویی امور مقدس یعنی امور پرسش‌ناپذیر؛ یعنی اموری که نسبت به آنها فقط باید ادای احترام کرد. این تلقی بسیار زیان‌بار است و مصادیق آن در جوامع دیکتاتوری و فرقه ای به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45509">چگونه مردان مجاهد زنان خود را تقدیم مسعود رجوی کردند؟ &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در فرهنگ رایج، امور مقدس به  اموری تلقی می‌شوند که در باب آنها زیاد نمی‌توان چون و چرا کرد. مطابق این تلقی رایج، گویی امور مقدس یعنی امور پرسش‌ناپذیر؛ یعنی اموری که نسبت به آنها فقط باید ادای احترام کرد. این تلقی بسیار زیان‌بار است و مصادیق آن در جوامع دیکتاتوری و فرقه ای به وفور وجود دارد.</p>
<p>در تشکیلات مجاهدین خلق که در منابع گوناگون فرقه‌ای مخرب شمرده می‌شود، بسیاری از مسائلی که حول محور رهبران تشکیلات، مسعود و مریم رجوی، می‌گذرند در حیطه امور مقدس هستند و اعضا به هیچ عنوان حق چون و چرا درباره آن ندارند. شاید بتوان نخستین موضوع در این حیطه را ازدواج مسعود رجوی با مریم قجر عضدانلو دانست.</p>
<p>مریم قجر عضدانلو همسر عضو رده بالای تشکیلات، مهدی ابریشمچی بود که در یک مراسم ویژه همزمان از ابریشمچی جدا شد و با مسعود رجوی ازدواج کرد و نام خانوادگی اش به رجوی تغییر یافت. این مراسم سرفصلی مقدس به نام «انقلاب ایدئولوژیک» را در تشکیلات رقم زد و سرآغاز پدیدار شدن امور مقدس دیگری شد. رجوی ها از آن چه درحیطه امر روزمره و در دسترس عموم اعضای تشکیلات بود بیرون رفتند و هاله قدسی حول آنها تشکیل شد. بتدریج در روند انقلاب فرقه گونه ایدئولوژیک، قداست‌زدایی یعنی تصور کردن این افراد در متن زندگی روزمره و در امور زمینی، برای اعضا ممنوع شد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38787 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_9.jpg" alt="رجوی ها" width="550" height="429" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_9.jpg 550w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavis_9-300x234.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 550px) 100vw, 550px" /></p>
<p>محسن زال در کتاب <strong><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/25285">سازمان مسعود</a></strong> مینویسد: «بعد از ازدواج مریم و مسعود نوع رابطه آن‌ها در هاله‌ای از ابهام و تقدس فرو می‌رود. تا آنجا که مردم فکر می‌کنند این ازدواج وجهی استراتژیک داشته و رابطه زناشویی و شخصی در آن معنا ندارد.» (ص. 265)</p>
<p><a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/25285">محسن زال</a> در بخشی از کتاب با عنوان «<a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/25346">ازدواج نمادین-رابطه واقعی</a>» از یکی از افراد رده بالای تشکیلات که پس از حمله آمریکایی‌ها به کمپ اشرف از سازمان جدا شد، به نام  سعید جمالی نقل  می‌کند: «جمالی می‌گوید که در سال هشتاد فردی را به او می‌سپارند که از نظر ذهنی به هم ریخته است و او بعد از اطمینان در حالی که بغض کرده و در آستانه گریستن است، می‌گوید که از خواهر رقیه  (از اعضای شورای رهبری) شنیده است که مسعود و مریم رجوی رابطه جنسی دارند، که این باعث پریشانی و در هم ریختگی این برادر شده است، تا آنجا که از حالت تعادل خارج و پریشانیش نگران کننده شده است. وی تصور می کند که به اعتمادش خیانت شده و آنچه که در جریان انقلاب ایدئولوژیک مطرح شده نیرنگ آمیز بوده است.» (همان)</p>
<p>در روند انقلاب ایدئولوژیک، سران تشکیلات و در راس آن مسعود رجوی چنان به حمله به مسائل جنسی و رابطه زناشویی میان زن و شوهرهای عضو تشکیلات می‌پردازند که به نوشته محسن زال «عملا مساله عشق فردی و سکس را بی موضوع و نشان کوته فکری» می‌شمرند.</p>
<p>با این وجود، زمینی بودن مسعود و مریم رجوی و شکاف در هاله قدسی آن‌ها هر از چند گاهی نمایان می‌شود. زال در ادامه به نقل از رضا گوران عضو جدا شده دیگری، می‌نویسد: «پس از حمله آمریکا مسعود طی بیانیه‌ای اعلام می‌کند که به آسایشگاه وی حمله شده و حتی تخت خواب محل استراحت وی و مریم هم نابود شده. این نیز برای اعضا این سوال را پیش می‌آورد که مگر &#8220;برادر&#8221; و &#8220;خواهر مریم&#8221; کنار یکدیگر در یک تخت می‌خوابیدند.» (همان)</p>
<p>حمله آمریکایی‌ها در بهار سال 2003 رخ داد که نزدیک به دو دهه از انقلاب کذایی ایدئولوژیک و تبعات آن می‌گذشت. از آن زمان مسعود رجوی ناپدید شد اما بعد‌ها از میان شواهدی که زنان و مردان جدا شده از مجاهدین خلق ارائه کردند، مطالبی عنوان شد که هاله قدسی مسعود و مریم رجوی را دست کم برای بخش زیادی از اعضای درون تشکلات از بین برد و رجوی‌ها را به قعر امور روزمره کشاند.</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45509">چگونه مردان مجاهد زنان خود را تقدیم مسعود رجوی کردند؟ &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45509/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ازدواجی به نام انفجار رهایی در مناسبات مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45485</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45485#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Jun 2021 06:09:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مسعود رجوی و ساواک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45485</guid>

					<description><![CDATA[<p>صفاءالدین تبرائیان گفت: بعد از اینکه مهدی ابریشمچی همسرش (مریم عضدانلو) را در اختیار مسعود رجوی قرار می‌دهد به «ایثارگر بزرگ» ملقب می‌شود و از این ازدواج به نام «انفجار رهایی» یاد می‌‌کنند. ماجرای شرط‌ گذاشتن اعضای گروه مجاهدین در حمله به شهر اسلام آباد همزمان با عملیات مرصاد بود. در این عملیات مجاهدین با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45485">ازدواجی به نام انفجار رهایی در مناسبات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>صفاءالدین تبرائیان گفت: بعد از اینکه مهدی ابریشمچی همسرش (مریم عضدانلو) را در اختیار مسعود رجوی قرار می‌دهد به «ایثارگر بزرگ» ملقب می‌شود و از این ازدواج به نام «انفجار رهایی» یاد می‌‌کنند.</strong></p>
<p>ماجرای شرط‌ گذاشتن اعضای گروه مجاهدین در حمله به شهر اسلام آباد همزمان با عملیات مرصاد بود. در این عملیات مجاهدین با ورود به داخل خاک ایران به بیمارستان اسلام آباد غرب وارد شده و با پاره کردن شکم زنان آبستن، بر سر اینکه کودک داخل رحم دختر است یا پسر شرط‌ بندی می‌کردند! در این زمینه با صفاءالدین تبرائیان شرق‌شناس و پژوهشگر تاریخ و نویسنده کتاب خوابگرد‌ها ارتباط رهبران سازمان مجاهدین خلق با نهاد‌های نظامی و امنیتی حزب بعث عراق به گفت‌وگو نشستیم.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق در بدو تولد یک سازمان چپ‌گرا و ضد امپریالیستی بود. چگونه امروز به دامان امپریالیسم افتاده است!؟</p>
<p>اصولا سازمانی مثل سازمان مجاهدین خلق که با روش ماکیاولیستی برای رسیدن به هدف ابزار را توجیه می‌کند چه سابقه و پیشینه‌ای در این زمینه دارد؟</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق در واقع خشن‌ترین،‌ قدیمی‌ترین و شناخته‌ترین اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران است، اولین تقابل سازمان با جمهوری اسلامی را قبل از انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی در نظر بگیریم حدود ۴ دهه است که مجاهدین علیه نظام مشغول به فعالیت هستند. شاید مسائل سازمان که به قبل از انقلاب برمی‌گردد مورد توجه نباشد اما چون پرسش شما درمورد روش ماکیاولیستی سازمان مجاهدین خلق است من فقط چند مورد در این خصوص طرح می‌کنم.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق بعد از پیروزی انقلاب به باز تولید خشونت پرداخت، به طور مثال در ۲۶ تیر ماه ۱۳۵۲ رژیم پهلوی در مصاحبه‌ای با دو تن از اعضای سازمان به نام احمدرضا کریمی و فاضل البسطام کرد که فاضل البسطام جاسوس Spy حزب بعث بود و فاضل با مرکزیت سازمان ارتباط داشت و چون با ساواک همکاری کرد ساواک از شاه خواست که حکم اعدام او را با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل کند و چند سال بعد فاضل آزاد شد اما بعد از آزادی از زندان دوباره به سازمان وصل شد و جالب است بدانید فاضل در سال ۱۳۶۱ بعد از وقایع هفت‌تیر در درگیری مسلحانه کشته شد.</p>
<p>فاضل البسطام نمونه صادقی است که سیاست ماکیاولیستی سازمان را بهتر درک کنیم. فاضل در آن مصاحبه رسما اعلام کرد قصد داشت مسجد هدایت و جواد و جاوید را آتش بزند و به گردن ساواک بیندازد.</p>
<p>اوقاف زمان شاه قصد داشت مساجد و حسینیه ارشاد را زیر نظر خود ببرد و اولین مسجدی که خواست زیر نظر خود بیاورد مسجد احمدیه بود که پیش‌نماز آن مسجد حجت‌الاسلام جلالی خمینی بود که او قبول نکرد مسجد زیر نظر اوقاف برود و یک شب کتابخانه مسجد آتش گرفته بود و همه جا شایعه شده که این کار ساواک است که مسئول مسجد حاضر نشد تولیت مسجد را به اوقاف بسپارد.</p>
<p>بعد از آن سازمان طرح آتش‌زدن مسجد هدایت، جواد و جاوید را برعهده گرفت تا به گردن ساواک بیندازد. اینها آمدند این طرح را در ۲۶ تیر ماه ۱۳۵۲ مطرح کنند که ما می‌خواستیم در این سه مسجد بمب‌گذاری کنیم تا مسئولیت آن را برعهده سازمان بیندازیم. این دو نفر در همین مصاحبه اعتراف کردند اطلاعاتی را در اختیار کاردار و سفارت فرهنگی عراق قرار دادند و ادعا کردند که نمی‌دانستیم این افراد عراقی هستند و فکر می‌کردیم چون گذرنامه اردنی دارند فلسطینی‌ هستند و به عنوان فلسطینی به ما معرفی شدند.</p>
<p>این مصاحبه اعتراف اعضای سازمان بود که اطلاعات مراکز نظامی، سیاسی‌، اقتصادی و محل مستشاران خارجی و اطلاعاتی و پایگاه نظامی پهلوی دوم و اطلاعاتی در مورد فرودگاه‌های کشور در اختیار این دو نفر قرار دادند. این دو نفر دیپلمات عراق بودند که در آن موقع کسانی که اجازه دادند این اطلاعات در اختیار عراقی‌ها قرار بگیرند آقای رضا رضایی و مجید ظابطی بود.</p>
<p>رضا رضایی قبل از انقلاب کشته شد و ظابطی در مناظره با آیت‌الله بهشتی در تلویزیون ظاهر می‌شود. سازمان قبل از انقلاب که به قول خودشان هنوز راست افراطی روی کار نیامدند همان موقع داشت دست به چنین کارهایی می‌زد. سازمان قبل از انقلاب اقداماتی را علیه آمریکایی‌ها انجام دادند. نخست ترور چند افسر بلند پایه آمریکایی آمریکایی در خیابان دولت بود. دوم ترور منطقه قیطریه بود که کیفی را ربودند و در اختیار سفارت روسیه قرار دادند.</p>
<p>معلوم نشد تیم تقی شهرام اطلاعات ذی قیمتی را که از آمریکایی‌ها بدست آورد و چگونه در اختیار اتحاد جماهیر شوروی قرار داد. در آستانه انقلاب افراد سازمان که در زندان بودند حدود دویست و خرده‌ای نفر بودند که از زندان آزاد شدند و کار سازماندهی را شروع کردند بخصوص در کار تشیکلاتی مهارت داشتند این دویست و اندی نفر کار عضوگیری و جذب را آغاز کردند و متأسفانه از نقاط ضعف نظام آگاه بودند و استفاده کردند. این دویست و خرده‌ای نفر تکثیر شدند و در خرداد ۶۰ اقدام مسلحانه را علیه جمهوری اسلامی آغاز کردند.</p>
<p>۲۳ تیر ۱۳۶۰ قیام مسلحانه را به نوعی آغاز کردند که تمرینی برای باز تولید خشونت بود. ملیشیا را که به قول خودشان چریک نیمه وقت بودند را به صحنه آوردند تا واقعه ۳۰ خرداد قیام مسلحانه را با نظام رسما شروع کنند. آنها در زندان علما را راست ارتجاعی می‌نامیدند و از رژیم شاه خطرناک‌تر می‌دانستند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-45411 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/30-Khordad-60-Mek-1.jpg" alt="۳۰ خرداد ۶۰" width="800" height="422" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/30-Khordad-60-Mek-1.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/30-Khordad-60-Mek-1-300x158.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/30-Khordad-60-Mek-1-768x405.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>آقای کاظم بجنوردی در کتاب «به رنگ شفق» که منتشر شد گفت: در زندان مسعود رجوی به من اعلام کرد که رسماً مارکسیست است منتهی برای حفظ ظاهر نماز می‌خواند،‌ کار به جایی رسید بعد از انقلاب نشریه‌ای را به نام مجاهد منتشر می‌کردند. در این نشریه تعابیر عجیبی درباره امام خمینی به کار می‌بردند از جمله پرچم‌دار، قهرمان، امام مجاهد، زعیم عالیقدر، پدر بزرگ و حتی یک جایی به امام می‌گویند خورشید که تابناک ‌تر از هر ستاره‌ای است. ظاهر نفاق همینه بعد از پیروزی انقلاب به ایجاد شبکه اختلاف افکنی‌ها، درگیری‌های قومی که بتواند جمهوری اسلامی را سرگرم کند پرداختند تا به قدرت برسند برای همین منظور کانون اصناف، دانشجویان مسلمان، انجمن مادران مسلمان، انجمن زنان مسلمان،‌ کانون زنان مسلمان، جنبش ملی مجاهدین را ایجاد کردند پایین‌تر از میدان ولیعصر مرکز آنان بود و جنگ روانی متعددی را علیه انقلاب آغاز کردند.</p>
<p>۷۴ روز بعد از پیروزی انقلاب بود که محمدرضا سعادتی نفر دوم سازمان مجاهدین خلق دستگیر شد که اسناد بسیار محرمانه‌ای توسط سرلشکر مقربی از طریق یک رابط سازمانی به نام اکبر طریقی در اختیار ولادیمیر کیتوویچ فیسینکو دبیر اول سفارت شوروی قرار داده شد. من یک بار از آیت‌الله سید حسین موسوی تبریزی که دادستان کل وقت آن کشور بود پرسیدم آیا کپی پرونده را در اختیار شوروی قرار دادند یا اصل آن را که او گفت اصل را در اختیار آنان قرار داده بودند.</p>
<p>مقربی یک سال قبل از انقلاب به جرم جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی اعدام شد و روس‌ها خیلی مایل بودند بدانند مقربی چگونه لو رفت؟ اینها اصل پرونده را در اختیار مامور K.G.B قرار دادند. سازمان با ترور قیطریه که سرهنگ عالی آمریکا بود به نام جک ترنر و پل شفر اطلاعات بسیار عجیبی در کیف سامسونت آمریکایی‌ها بود که این دو نفر را کشتند و کیف را تحویل بیگانگان دادند.<br />
یعنی عملا اتحاد شوروی به آنها گرا داده بود؟</p>
<p>بله؛ آنها بازوی اجرایی بودند و کار عملیاتی انجام می‌دادند.<br />
یعنی سازمان مجاهدین خلق نیز مانند حزب توده که از اتحاد جماهیر شوروی دستور می‌گرفتند با اتحادیه جماهیر شوروی ارتباط داشتند؟</p>
<p>بله؛ شما ملاحظه می‌کنید که در پرونده سازمان یک ترور عنصر چپ انجام نگرفت، اتفاقا ترور خیابان دولت، یک مادر با بچه‌ای نیز آسیب دید. این شخص اتفاقا زنده ماند و پای خود را از دست می‌دهد و رسما سازمان این ترور را برعهده گرفت.</p>
<p>اولین اطلاعیه سیاسی و نظامی سازمان ۲۶ فروردین ۱۳۵۸ صادر شد که در آن اطلاعیه بحث از امپریالیسم که به تعبیر آنان به «ائمه کفار» بود باید مبارزه کرد. مسعود رجوی در میتینگ امجدیه سخنرانی پرشوری انجام می‌دهد و اعلام می‌کند وای به حال روزی که مشت با مشت،‌گلوله با گلوله پاسخ دهیم آن وقت شما پیشمان خواهید شد.</p>
<p>وقتی از او می‌پرسند که شما نظام را تهدید می‌کنید می‌گوید ما تهدید نکردیم بلکه هشدار و اخطار به نظام می‌دهیم. در انتخابات ریاست جمهوری چون مسعود رجوی به قانون اساسی رأی نداده بود رد صلاحیت شد البته در آن انتخابات تعداد قابل توجهی‌ از نامزد‌ها تایید صلاحیت شدند. یکم شهریور ۱۳۵۹ تهاجم رژیم عراق به خاک ایران است، جالب است در اولین اعلامیه‌ای که سازمان منتشر می‌کند در مورد جنگ تحمیلی از خلق و خوی فاشیستی رژیم بعث می‌گوید.</p>
<p>قبل از انقلاب سازمان با حزب بعث ارتباط داشت؟<br />
دقیقا؛</p>
<p>چون حزب بعث یک حزب چپ‌گرا بود؟<br />
نه، ارتباط سازمان با حزب بعث در ماجرای دزدیدن هواپیمای خط دبی &#8211; بندرعباس توسط سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاد و آقای نجات حسینی در کتاب «بر فراز خلیج فارس» توضیح داد وقتی هواپیما را دزدیدند و بردند بغداد، حزب بعث به اینها مشکوک می‌شوند و ربایندگان را به شدت کتک زده به آنها اعتماد نمی‌کردند و تصور می‌کردند این توطئه شاه و ساواک است که می‌خواهد روابط ایران و عراق را تیره و تار کند.</p>
<p>آنها از آن موقع ارتباط برقرار کردند. منتهی یک اتفاقی در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ افتاد که نوعی تمرین ایستادگی در برابر جمهوری اسلامی ایران بود. مجاهدین در ۱۴ اسفند در کنار بنی‌صدر ایستادند تا با ماجرای مربوط به انفجار نخست‌وزیری با برنامه‌ریزی مسعود کشمیری، جواد قدیری که همسر زهره عطریانفر و خواهر محمد عطریانفر است. و انفجار درفتر حزب جمهوری اسلامی کار جمهوری اسلامی را یکسره کنند.</p>
<p>وقتی سازمان به عراق پناه برد تعابیر آنها این بود که جمهوی اسلامی ایران یک قدرت است و برای سرنگونی نظام ما چاره‌ای جز توسل به یک ابر قدرت نداریم. ابرقدرت امروز آمریکا است. البته تخیلات و اوهام و خوابگرد آنان که منجر به سوءتفاهم کرد این بود که فکر می‌کردند که با تکیه بر پایگاه عظیم توده‌ای، ایجاد فضای هیجانی می‌توانند با جمهوری اسلامی مقابله کنند.</p>
<p>مواردی مانند شرکت ۵ هزار نفر در کلاس تبیین جهان مسعود رجوی در دانشگاه صنعتی شریف و شب‌های ماه رمضان و سخنرانی موسی خیابانی که در دانشگاه تهران برگزار می‌شد این سوءتفاهم را بیشتر می‌کرد. مهدی ابریشمچی که در دانشگاه علم و صنعت صحبت می‌کرد و تیتراژ نشریه آنها با توجه به جمعیت ۳۰ میلیونی قبل از انقلاب و قبل از قیام مسلحانه آنان در برابر جمهوری اسلامی به ۴۰۰ هزار نسخه رسید.</p>
<p>۲۸ خرداد ماه به بهانه ورود مأموران امنیتی به خانه پدر ابریشمچی سازمان اطلاعیه سیاسی و نظامی شدیدالحنی را صادر کرد و دو روز بعد سازمان اعلام کرد ۵۰۰ هزار نفر در تظاهرات اعتراضی آنها شرکت کردند در حالی که خبرگزاری رویترز گزارش داد ۳ هزار نفر بیشتر نبوده‌اند.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق ۲۸ ماه تنها توانست جمهوری اسلامی ایران را تحمل کند و بعد هم طرفداران سازمان هم مات و مبهوت بودند و برای این قیام مسلحانه که آماده نبودند از پیچ‌گوشتی، کارد، تیغ موکت‌بری و خنجر نیز استفاده کردند.</p>
<p>در بحث انفجار هفت تیر مجاهدین فکر می‌کرد جمهوری اسلامی ایران می‌میرد و طرح آنان به قتل رساندن کلیه نامزد‌ های احتمالی بعد از رهبری امام خمینی بود و قبل از آن نیز آیت‌الله خامنه‌ای را ترور کردند و در ۶ مرداد ۱۳۶۰ شاهد قرارداد بین بنی‌صدر و رجوی هستیم. یعنی همان شخصی که شاه را به خارج برد و سرهنگ معزی توانست بنی‌صدر و رجوی را فراری دهد.</p>
<p>سرهنگ معزی بعد از عملیات مرصاد دچار زاویه با سازمان شد به تعمیرگاه ماشین تبعید می‌شود و سازمان خوب می‌داند هواداران خود را چگونه تحقیر کند و در عملیات مرصاد سازمان ۹ لشکر داشت که البته به اندازه یک گردان هم نبود که نه با شعار برابری زن و مرد بلکه برای تحقیر مردان فرماندهانش همه زن بودند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-42752 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi.jpg" alt="سرهنگ بهزاد معزی و مسعود رجوی" width="800" height="556" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi-300x209.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Banisadr-Moezi-Rajavi-768x534.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 800px) 100vw, 800px" /></p>
<p>سرهنگ معزی از خط پرواز ناتو هواپیما را از ایران به فرانسه می‌برد. بامداد روز بعد به فرودگاه پاریس می‌رسند. سوال این است چطور این هواپیمای به این بزرگی جا برای اشرف ربیعی همسر اول مسعود رجوی و مصطفی فرزندش نبود که همان موقع در خانه‌های تیمی که بنی‌صدر را می‌بردند مسعود طرح ازدواج با فیروزه بنی‌صدر را با خود ریخته بود و اشرف ۵ ماه بیشتر زنده نبود.</p>
<p>۸ ماه بعد، بعد از کشته شدن اشرف ربیعی مسعود با فیروزه بنی‌صدر ازدواج کرد که ۱۶ سال از او بزرگتر بود. به محض اینکه استفاده خود را از بنی‌صدر برد فیروزه بنی‌صدر را طلاق داد. بنی‌صدر بعد از مدتی دیگر متوجه شد رجوی آدم زیاده‌خواه است. این در حالی بود که بنی‌صدر خود معروف کیش شخصیت بود و بعد از آنکه سازمان با طارق عزیز دیدار می‌کند بنی‌صدر متوجه می‌شود که چه اشتباهی کرده است.</p>
<p>ازدواج رجوی با فیروزه بنی صدر چقدر طول کشید؟<br />
۲ سال بیشتر طول نکشید. مسعود رجوی تا آنجا که یادم است اواخر سال ۱۳۶۳ با مریم قجر همسر مهدی ابریشمچی ازدواج می‌کند.<br />
یعنی بعد از اینکه شواری ملی مقاومت کارایی خود را از دست داد فیروزه بنی‌صدر را طلاق می‌دهد.</p>
<p>در انگلیس مجازات اعدام وجود ندارد اما اگر کشور در شرایط جنگی قرار بگیرد فرد انگلیسی با دشمن همکاری کند به جرم همکاری با دشمن اعدام می‌شود. در اینصورت قضات انگلیسی می‌تواند حکم اعدام صادر کند.</p>
<p>عده‌ زیادی از اعضای سازمان در ماجرای طلاق دادن زن مهدی ابریشمچی اسم سازمانی ابریشمچی برادر شریف است که کار ناشرفانه می‌کند. همسرش را طلاق می‌دهد در اختیار دوستش قرار می‌دهد که رهبر سازمان است. با سازمان زاویه پیدا می کنند. این ماجرای طلاق ارتقای مریم رجوی به نوعی ارتقای همسر سابق مهدی ابریشمچی نیز است. که همراه نفر اول سازمان می‌شود. بعد از اینکه ابریشمچی همسرش را در اختیار مسعود رجوی قرار می‌دهد ایثارگر بزرگ ملقب می‌شود. از این ازدواج به نام انفجار رهایی یاد می‌‌کنند. به نظرم اعضای از سازمان که چنین کار ناشریفانه را بپذیرند. آن وقت می توانند در سال بعد در ۱۷ خرداد ۶۵ به هم پیمانی با دشمن آب و خاک تن دهند رهبر سازمان با هواپیمای اختصاصی که صدام برایش می‌فرستد به کشوری برود که با زادگاه آنان در حال جنگ است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38536 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg" alt="ابریشم چی و مریم" width="500" height="390" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2-300x234.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>و هر روز دست آنان از مفرغ به خون هموطنانش آلوده است وقتی بتوانید ازدواج سازمانی و طلاق زنت را و اهدا کردن او به رفیقت را بپذیری می‌توانی بپذیری که با دشمن آب و خاکت هم پیمان شوی. زمانی که این واقعه را درک کنند می‌توانند جاسوسی با صدام را درک کنند.</p>
<p>سازمان در توجیه رفتن به خاک عراق در زمان جنگ با ایران به تئوری استالینستی متوسل می‌شوند استالین در جنگ جهانی دوم با این تئوری که اتحاد با امپریالیسم علیه فاشیسم است با آمریکا هم پیمان شد. چون فاشیسم بدتر از امپریالیسم است. رهبر سازمان نیز در هم پیمانی با صدام دچار این توطئه ابلهانه ی اتحاد با امپریالیسم علیه فاشیسم شد. جمهوری اسلامی را معادل فاشیسم تلقی کردند. که به همین دلیل با امپریالیسم دست دوستی می‌دهند.</p>
<p>فراز و نشیب بسیار پاردوکسیکال از یک حزب چگونه امکان پذیر است و چگونه طرفداران حزب این نظر پاردکسیکال را می‌پذیرند. در حالی که فکر می کنم ذهن سالم نباید چنین نظر پارودیکسکال را بپذیرند؟</p>
<p>سازمان از یک مرحله به بعد فرقه می شود و در فرقه اعضای آن فرقه شستشوی مغزی می شوند به همین دلیل نظر سازمان را می‌پذیرند اگر سازمان بگوید زنت را طلاق بدهد طلاق می‌دهند با دشمن همکاری کن همکاری می‌کنند.</p>
<p>پایگاه خبری و اطلاع رسانی رکنا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45485">ازدواجی به نام انفجار رهایی در مناسبات مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45485/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قرنطینه ای به نام خروس آباد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45472</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45472#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Jun 2021 10:19:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رهبران مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکنجه]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45472</guid>

					<description><![CDATA[<p>ماهیت فکری تشکل‌های فرقه‌ای که البته ماهیت تروریستی نیز دارند نهایتا به افکار التقاطی و البته اجبار رهبر فرقه ختم می شود. نکته مهم در بررسی جریان های فرقه ای در این است که آنها پس از مرگ مدیر و رهبرشان هیچگاه بصورت یکپارچه در نیامده و به شاخه‌های مختلفی تقسیم می شوند چرا که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45472">قرنطینه ای به نام خروس آباد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ماهیت فکری تشکل‌های فرقه‌ای که البته ماهیت تروریستی نیز دارند نهایتا به افکار التقاطی و البته اجبار رهبر فرقه ختم می شود. نکته مهم در بررسی جریان های فرقه ای در این است که آنها پس از مرگ مدیر و رهبرشان هیچگاه بصورت یکپارچه در نیامده و به شاخه‌های مختلفی تقسیم می شوند چرا که سودای ریاست و قدرت در فرقه ها نکته ای قابل تامل است.</p>
<p>در عین حال مدیران فرقه ها همواره تلاش می کنند افرادی را در کنار خود نگه دارند که ضمن بی خطر بودن برای ایشان، برای اهداف مد نظر مدیر دست به هر کاری بزنند، از قتل و ترور گرفته تا شکنجه و تجاوز.</p>
<p>گروه مجاهدین نیز بعنوان یک تشکیلات فرقه ای همواره از این حیث خارج نبوده و ضمن اینکه رجوی هر بلایی را که اراده می کرد بر سر اعضای گروه می آورد.</p>
<p>مهدی ابریشمچی از جمله این افراد به حساب می آید که با پذیرش ننگ ازدواج تشکیلاتی همسرش را به رجوی تقدیم می کند و پس از آن رفتار خشونت باری را در درون سازمان به نمایش گذاشت.</p>
<p>در نمایش شخصیتی همچون ابریشمچی باید به پای سخنان جداشده های مجاهدین نشست، متن زیر به یادداشت یکی از جداشده های مجاهدین درباره ابریشمچی اختصاص دارد:</p>
<p>در کنار مسعود و مریم رجوی تعداد زیادی از مسئولان و فرماندهان سازمان هستند که حقیقتا جرمشان از رجوی ها کمتر نیست و در بعضی از موارد بیشتر هم هست! این جمله من به این مفهوم نیست که بخواهم از بار گناه مریم و مسعود رجوی ذره ای کم کنم اتفاقا برعکس منظور من اینست که دست پرورده های رجوی میتوانند در بعضی نقاط از خود آنها هم منافق تر و بد ذات تر شوند!</p>
<p>یکی از این افراد مهدی ابریشمچی با نام مستعار شریف است. مهدی ابریشمچی از مسئولین قدیمی سازمان است که فعالیت خودش را در این سازمان از زمان شاه آغاز کرده بود. او اصالتا اهل آذربایجان ولی بزرگ شده تهران است و اگر اشتباه نکنم متولد ۱۳۲۶ است یعنی یک سال از رجوی بزرگتر است. اوهمیشه از نفرات اصلی و دست راست رجوی محسوب می شد و در تمامی تصمیمات سازمان بصورت مستقیم حضور داشت! او شوهر اول مریم رجوی است و از مریم یک دختر بنام اشرف دارد. مسئول تمامی روابط سازمان با دولت عراق مهدی ابریشمچی بود که در سازمان به آن مسئول روابط گفته می شد! تمامی اطلاعات ایران در دوران جنگ با عراق توسط مهدی ابریشمچی و تیمی که به او کار می کردند در اختیار عراق و ارگان های امنیتی آن کشور گذارده می شد!</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-38536 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg" alt="ابریشم چی و مریم" width="500" height="390" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Abrishamchi_2-300x234.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>مهدی ابریشمچی شخصیتا آدمی بسیار لات و بددهان بود و کسی بود که نخستین بار گفت که خانواده کانون فساد است و اگر روزی به قدرت برسیم تمامی بنیاد خانواده را از بین خواهیم برد! مهدی ابریشمچی یکی از شکنجه گران سازمان بود.</p>
<p>بعد از سال ۱۳۷۲ و اینکه بحثهای طلاق اجباری در سازمان عمومی شده بود و تناقضات در بین حتی مسئولین سازمان بالا گرفته بود سازمان یک طرحی را اجرایی کرد و آن این بود که هرکس که بر سر مسائل انقلاب درونی سازمان مشکل داشت و در یک کلام مریم را قبول نداشت به او انگ نفوذی زدند و او را در قرنطینه ای که بچه ها به آنجا خروس آباد می گفتند جمع کردند و مورد شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار دادند و آنچنان شکنجه می کردند که طرف بصورت سوری هم که شده اعتراف کند که نفوذی است و وقتی کتبا می نوشت که نفوذی بوده دیگر با دست بازتری اورا می زدند و شکنجه می کردند بطوریکه نزدیک به ده تن از بچه ها در خروس آباد زیر شکنجه کسانی چون مهدی ابریشمچی از بین رفتند ودر بیابانهای اشرف دفن شدند!</p>
<p>مهدی ابریشمچی بعد از طلاق از مریم رجوی با خواهر موسی خیابانی، مینا ازدواج کرد. در زمان ازدواج آنها مهدی ابریشمچی نزدیک به ۴۳ سال و مینا فقط ۱۹ سالش بود! او تجسم همانی بودکه بعدها در نشستها ورد زبانش شده بود.(نرینه وحشی و متجاوز)! او آنچنان از زشتی ازدواج و داشتن زن و زندگی حرف می زد که پنداری خودش بادمجان یا گوجه فرنگی بوده و از زیر بوته عمل آمده است و هرگز در زندگی دور و بر زن و ازدواج نرفته است. در صورتیکه او زن خود را به دوست خود پاس داد و رفت یکی دیگر را گرفت که بیش از ۲۰ سال هم از خودش کوچکتر بود.</p>
<p>در یک کلام مهدی ابریشمچی یکی از خراب ترین و منحرفترین کسانی بود که در سازمان دیده بودم و قطعا در ایده استخر و رقص رهایی هم که مسعود رجوی در سازمان براه انداخته بود و هر غلطی که خواستند با دختران و زنان سازمان انجام دادند نقش داشته است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45472">قرنطینه ای به نام خروس آباد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45472/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مراسم اخیر در زندان مانز، تصاویری از اسارتی دلخراش</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45444</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45444#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Jun 2021 06:40:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=45444</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر بار که صحنه های بردگی اسیران را در اسارتگاههای فرقه ی رجوی می بینم، خاطرات سیاه دوران اسارت خودم در این فرقه برایم تداعی شده و به عمر و جوانی از دست رفته ام افسوس می خورم! گویی شیادی، رمالی و به زنجیر کشیدن انسان ها در این فرقه تمامی ندارد! از اولین روزی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45444">مراسم اخیر در زندان مانز، تصاویری از اسارتی دلخراش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هر بار که صحنه های بردگی اسیران را در اسارتگاههای فرقه ی رجوی می بینم، خاطرات سیاه دوران اسارت خودم در این فرقه برایم تداعی شده و به عمر و جوانی از دست رفته ام افسوس می خورم!</p>
<p>گویی شیادی، رمالی و به زنجیر کشیدن انسان ها در این فرقه تمامی ندارد! از اولین روزی که مریم رجوی را در سالنی کوچک در اشرف به همراه مسعود رجوی دیدم، نزدیک به 30 سال می گذرد، آنروز یکی از اصلی ترین سئوالات ذهنی ام را پاسخ گرفتم.</p>
<p>همیشه در پذیرش ارتش از مسئولین و برگزارکننده های نشست های مغزشوئی و نوارهای انقلاب می پرسیدم من قضیه ی طلاق و ازدواج مسعود و مریم را بخوبی درک نکردم. آیا روابط این دو، مثل زن و شوهرهای عادی است؟ حتی با اصرار درخواست داده و بارها فیلم طلاق و ازدواج در اورسورواز پاریس را دیدم، بدقت نیز رفتارهای مهدی ابریشمچی را دنبال می کردم که در مواجهه با این امر چه عکس العمل هائی نشان می دهد! اما هرگز این قضیه را آنطور که نشان می دادند و وانمود می کردند، قبول نکرده بودم!</p>
<p>کسانی را هم که مجبور به پاسخ گوئی می کردم، تمام تلاش خود را می کردند که با آرامش به من جواب بدهند که این دستگاه ایدئولوژیک ، معیارهایش فرق می کند! جواب می دادند نه ! البته که نه ! برادر و خواهر بصورت ایدئولوژیک با یکدیگر ازدواج کردند!<br />
حتی یکبار که سماجت زیادی بخرج دادم، یکی از مسئولین گفت: نه ! فکرت را باز نکن! به افکارت افسار بزن! برادر و خواهر ، فقط تا زمان استراحت با هم کار می کنند، زمان استراحت هر کدام به محل خود برمی گردند!!!</p>
<p>اما عاقبت خیلی زود، روز موعود فرا رسید، مریم و مسعود آنروز عصر به سالن کوچکی در اشرف آمدند که ما جدیدالورودها را آنجا جمع کرده بودند!</p>
<p>عمدا در صف جلو نشستم تا همه ی وقایع را از نزدیک رصد کنم. محلی که مسعود و مریم نشستند، از من حدود 3 متر فاصله داشت، مریم رجوی کاملا آرایش کرده و مشخص بود که حسابی به خودش رسیده است تا شاداب تر دیده شود! همچنین در پادگان اشرف رسم بود که همه ی زنان شلوار بپوشند، اما مریم رجوی دامن پوشیده و دستش در دستان مسعود بود! برایم قابل درک نبود که چرا مریم باید استثناء باشد، مثل زنان دیگر نباشد؟ چرا او نباید مثل بقیه لباس های فرم را رعایت کند! بعدها نیز بهتر دیدم که او انگیزه ی اصلی اش از رسیدن به این مقام ، این بوده است که خود را خاص کرده و خودش را &#8220;ویژه &#8221; نشان بدهد!</p>
<p>مریم طلاق گرفته از مهدی ابریشمچی ، همیشه وصله ای ناچسب به مسعود بوده و هست و اینکه او و مهدی ابریشمچی باز هم دلشان با همدیگر است! از نگاههای مهدی ابریشمچی هم همیشه این حس انتقام به مسعود دیده می شد که چرا زنش را از دست او ربوده است؟</p>
<p>زیاده خواهی های مریم و شهرت طلبی هایش و اینکه باید &#8221; بانوی اول &#8220;! باشد، همه چیز او را قربانی کرد!<br />
امروز بعد از قریب به 30 سال باز هم وقتی عکس خیمه شب بازی 30 خرداد را در زندان مانز دیدم ، باز هم مهدی ابریشمچی نیم نگاهی به مریم داشت و مریم هم علیرغم اینکه پیرزن شده است تمام تلاش خود را کرده بود که رنگ لباسش با بقیه متفاوت باشد !<br />
این داستان آتش زدن به خرمن بود و نبود خانواده ، داستانی تکراری برای همه ی زوج ها در این فرقه می باشد.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-45446 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Abrishamchi-1.jpg" alt="رجوی و ابریشمچی" width="700" height="438" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Abrishamchi-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Rajavi-Abrishamchi-1-300x188.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>اگرچه سالها از قضیه ی 64 می گذرد، اما مهدی ابریشمچی هنوز طلبکار مریم از مسعود است و دعوایش سرنگونی و &#8230; نیست!<br />
ابتذال و هرزگی ، داستان جاری بین این سه نفر است ، یکی(مسعود) زن دیگری را ربوده ، دیگری (مریم)در هوس بانوی اول بودن است و سومی(مهدی)، هم در هوس رهبری و هم داشتن بانوی اولش!</p>
<p>اما حیف بر جوانی و عمر اسیرانی که در درون این مثلث شوم ، تلف شدند و هرگز طعم زندگی آزاد را نچشیدند!<br />
آیا روزی خواهد رسید که جنایتکاران به سزای اعمال ننگینشان رسیده و اسیران این فرقه ، آزاد شوند ؟<br />
فرید</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/45444">مراسم اخیر در زندان مانز، تصاویری از اسارتی دلخراش</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/45444/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
