نامه عزیزالله رستمی به برادرش داریوش رستمی در کمپ مجاهدین

داریوش جان سلام

امیدوارم حالت خوب باشد . برادر جان کجایی؟! اوضاع و احوالت چطور است؟ چرا تماسی با ما نمی گیری؟ حساب سال هایی که ما را رها کرده ای و رفته ای داری؟ می دانی چرا افسوس می خورم؟ افسوس می خورم که برای کار به کشور دیگری سفر کردی و خودت را در دامی انداختی که سالهاست در آن گرفتاری. خودت را در کشور غربت و در یک کمپ بسته اسیر کردی! می دانی چرا اشکم در می آید؟ چون می خواستی آینده خودت را به نحو احسن بسازی! اما حالا چه بلایی بر سر خودت آوردی. چرا این کار را با خودت کردی نمی دانم! من هم مثل سابق نیستم سنی از من گذشته است. ای کاش پیش خانواده ات بودی و دورهم بودیم. ماندن در کمپ برای تو هیچ منفعتی ندارد خودت را نجات بده و زندگی آزاد داشته باش. من هم همین را از تو می خواهم. تلاش خودت را بکن. من مطمئنم که می توانی خودت را نجات دهی.

برادرت عزیزالله رستمی

عزیزالله رستمی

 

خروج از نسخه موبایل