نماد سایت انجمن نجات

نجات در هفته ای که گذشت – قسمت ۲۲۹

هفته نامه 229

هفته نامه 229

*یکشنبه 21 دی

5 مطلب جدید حاصل کار روز یکشنبه سایت نجات می باشد. مروری مختصر بر تعدادی از آن ها به قرار زیر است:

دشمنی مجاهدین با ملت

تزریق خشونت به اعتراضات مدنی مردم ایران

… گروه‌های تروریستی به ویژه گروه تروریست مجاهدین خلق، با سوءاستفاده از این نارضایتی‌های واقعی، تلاش کرده‌اند تا این اعتراضات مسالمت‌آمیز را به سمت خشونت و بی‌ثباتی سوق دهند.
… یکی از روش‌های تبلیغاتی این گروه، بازنشر سخنان قدیمی مسعود رجوی است که بیش از ۲۰ سال پیش بیان شده است. در این سخنان، رجوی به طور صریح به مسلح شدن اشاره کرده بود. امروز این سخنان به گونه‌ای بازنشر می‌شوند که گویی رجوی زنده است و همین روزها چنین فتوایی داده است. این تبلیغات دروغین تلاش می‌کند تا اقدامات خشونت‌آمیز تروریست‌ها را به جوانان معترض نسبت دهد، در حالی که این اقدامات توسط تروریست‌های دست‌پرورده رجوی و اربابانش انجام می‌شود.
تروریست های موسوم به مجاهدین خلق و نوچه های همسو با آن، با حمله به اموال عمومی و ایجاد ناامنی، نه تنها به خواسته‌های مشروع مردم پاسخ نمی‌دهند، بلکه با ایجاد خشونت، زمینه را برای سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز فراهم می‌کنند. این در حالی است که دولت و نهادهای مسئول در ایران به دنبال یافتن راه‌حل‌های اساسی برای مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم هستند….

هوش مصنوعی

نسخه درمان دریوزگی تروریست های مجاهدین خلق

… درک این واقعیت که نام “مجاهدین خلق” هیچ جایگاهی در میان مردم غیور ایران ندارد، باعث شده است که تروریست‌های رسواشده و پشیمان این گروه، به تکنولوژی هوش مصنوعی متوسل شوند. آنها با صداگذاری‌های عجیب و غریب و غیرواقعی، در تلاش هستند تا دست خود را پر کنند و وجودی واهی برای خود بسازند.
درک این واقعیت که نام “مجاهدین خلق” هیچ جایگاهی در میان مردم غیور ایران ندارد، باعث شده است که تروریست‌های رسواشده و پشیمان این گروه، به تکنولوژی هوش مصنوعی متوسل شوند. آنها با صداگذاری‌های عجیب و غریب و غیرواقعی، در تلاش هستند تا دست خود را پر کنند و وجودی واهی برای خود بسازند.
… گروه تروریستی مجاهدین ضد خلق که روزی ادعای مبارزه مسلحانه داشت، امروز به جعل دیجیتالی و تولید محتوای ساختگی پناه برده است. این امر نه تنها نشانه قدرت نیست، بلکه نشانه درماندگی و انزوا است. کاربران فضای مجازی با هوشیاری خود بارها ثابت کرده‌اند که فریب چنین محتوای ساختگی را نمی‌خورند….

*دوشنبه 22 دی

در این روز کلاً 4 مطلب جدید بر روی سایت نجات داشتیم که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را مشاهده می کنید:

پختگی سیاسی ملت ایران

حامیان مجاهدین خلق نفرت مردم از آنها را به رسمیت بشناسند

… بنابر بسیاری منابع خارجی و اسناد بین المللی مجاهدین خلق در اذهان مردم ایران فاقد مشروعیت هستند و در سراسر طیف سیاسی ایرانیان با افکار و عقاید مختلف، این اشتراک نظر وجود دارد که مجاهدین خلق یک سازمان افراطی و فرقه مانند است که سوابق تروریستی آن علیه غیرنظامیان و همکاری‌هایش با دشمنان ایران از جمله صدام حسین غیرقابل بخشش و فراموش نشدنی است.
این نفرت ایرانیان از مجاهدین خلق در میانه اعتراضات مدنی این روزها نیز به وضوح مشخص است. به طوری که نه نامی از این گروه و نه نامی از رهبرانش، مسعود و مریم رجوی شنیده میشود. و حتی در صورتی که برخی مزدوران مجاهدین بخواهند در خیابان ها شعاری در حمایت از رجوی‌ها سر دهند با خشم و مخالفت معترضین روبرو می‌شوند.
با این وجود، مزدورانی که از مجاهدین پول میگیرند تا از اعتراضات مردمی برای تحریک خشم مردم، ایجاد آشوب و خشونت، تخریب اموال عمومی، انتشار اخبار فیک و کشته سازی، سوءاستفاده کنند، کم نیستند. هدف از این فعالیت ها خلق تصویری دروغین از پایگاه مجاهدین در خیابان‌ها است اما نتیجه اش افزایش تنش و درگیری میان ماموران امنیتی و معترضین واقعی است….

خواست مردم فراموش شد

به شکست کشانیدن اعتراضات مدنی مردم توسط مجاهدین خلق

البته بطوری که کاملا پیش بینی میشد- عوامل سازمان های جاسوسی آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی و عمدتا در قالب جریاناتی بنام مجاهدین خلق تروریست و سلطنت طلبان منفور وارد میدان شده و اعتراضات صلح آمیز مردم را تسلیحاتی نموده و ضربات بزرگی بر پیکر ایرانی که هنوز زخم های زیادی از تجاوز خارجی گذشته و اخیر از طرف سلطه گر اعظم جهانی دارد، وارد نمودند!
در این میان ، چیزی که فراموش شد، خواست مردم به خیابان آمده – که اتفاقا تعداد زیادی هم نبودند- پشت گوش انداخته و به فراموشی سپرده شد و تو گویی که مسئله ای بنام درد و رنج مردم ناشی از افزایش قیمت دلار و اعتراض آنها به این امر در کار نبوده است!!!
بچه ی شاه مخلوع، باند رجوی ، انواع گروه های تجزیه طلب که همگی ضمن داشتن تضادهای متعدد درون ضدخلقی ، به رهبری و حمایت مالی و رسانه ای رهبران طماع دنیای غرب بسرعت وارد میدان شده و متاسفانه با همکاری تعدادی از جوانان ناآگاهی که غلیان احساسات برمنطق انسانی برآنها چیره شده و دراصل این قلب آنهاست که بجای مغزشان عمل میکند، خیابانها را تبدیل به محل کشت و کشتار کرده….

مجاهدین خلق این بار با چهره داعش رخ می نماید

… در این اتفاقات اخیر نقش فعال مجاهدین در به کارگیری گروه های مسلح 5 نفری، تهاجم به مردم و طرح کشته سازی با چهره داعش و روش های ایجاد رعب و وحشت از جمله زنده سوزاندن، سر بریدن با تیغ موکت بری، کشتن مردم و برخی افراد بسیج مدافع امنیت مردم و کشیدن جسد آن ها روی خیابان و نمونه های بسیار زیاد دیگر از این نوع خشونت ها یاد آور کشتارها و ترورهای وحشتناک بعد از انقلاب است. یاد آور اعزام تیم های تروریستی همین سازمان با پشتیبانی ارتش صدام با توجیه و آموزش مصادره خودرو، دستگیر کردن راننده و بستن چشمان و دستان او و رها کردن او در بیابانها می باشد.
… این همان مجاهدین هستند که قبل از همه به اعضای خودشان رحم نکردند و امروز به طور علنی با ارسال تیم های آموزش دیده با مربی گری عوامل موساد و داعش برای انتقام گیری از مردم به میدان آمده اند….

*سه شنبه 23 دی

در این روز 5 مطلب جدید در سایت نجات درج گردید. در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آن ها ارائه می گردد:

مجاهدین ضد خلق

رجوی از خشونت های وحشیانه در حق مردم ایران سرخوش شد

… واقعیت این است که رجوی بعد از اعلام جنگ مسلحانه در سی خرداد 60 دست به ترورهایی زد که برای مردم ایران قابل باور نبود. آنان در عملیات معروف به مهندسی جنایت بیشماری انجام دادند از شکنجه با اتو گرفته تا کندن پوست سر و زنده به گور کردن. در سالهای اخیر نیز تروریست های داعشی با همان مدل تروریستهای رجوی دست به جنایت زدند و اکنون شاهد جنایت های مشابه در حوادث اخیر کشور هستیم.
خط کلی همه تروریستها و جنایتکاران بدین شیوه است، حمله کردن به مردم بی دفاع و کشتن آنها، خشونت شدید و ایجاد ترس برای مردم، آتش زدن مساجد و عبادتگاهها، حمله به اموال مردم و بار آوردن خسارت زیاد و در نهایت حمله مسلحانه، آتش زدن ماشین های آمبولانس و آتش نشانی، حمله به بیمارستانها و کشتن پرستاران، ترور کودکان و شماری دیگر از جنایتی که زبان از بیان آنان قاصر است. همه این تروریست ها از یک جا خط می گیرند و روش کار همه یکی است….

مردم ایران مزدور و خائن نمی پذیرند

رجوی در غائله اخیر هم بور شد

… رجوی و دستگاه تبلیغاتی آنها هر بار که به تلویزیون می آیند خیلی خیلی به کانون های شورشی می بالند و چنان با آب و تاب در مورد کانون های پوشالی صحبت می کنند که گویا در داخل ایران نفوذ چشم گیری دارند !!! در حالی که در این دو هفته اخیر و فتنه ای که بر پا گردید ثابت شد رجوی در بین مردم ایران جایی ندارد.
… برای صدمین بار ثابت گردید رجوی از وقتی در کنار صدام قرار گرفت و به عنوان رفیق و یار شفیق با حزب بعث همراه شد و با سربازان وطن جنگید حتی در بین هواداران سابقش کاملاً سوخت و جزغاله شد چه رسد در بین مردم و دیگر جریانات و سازمان های سیاسی. یعنی از نگاه مردم ایران آنان با عنوان خائن و مزدور شناخته شدند.
… نسل های جدید سازمان مجاهدین را بدتر از داعش می دانند آنقدر این جریان بدنام در بین مردم و نسل های جدید بدنام و منزوی هستند اگر به فرض محال در بین تظاهر کننده ها یکی بی گدار به آب می زد و اسم رجوی را می آورد در جا با عکس العمل شدید همان معترضین در صحنه روبرو می شد….

خشونت افسار گسیخته نوچه های داعش دهه 60

آیا سازمان مسعود باز هم به جان خلق افتاده؟!

… سرکردگان متوحش مجاهدین خلق، هم بلحاظ سنی و هم توان عملیات مسلحانه میدانی از رده خارج شده هستند و از تمام آن هیمنه تشکیلاتی مسلحانه، تنها خوی درنده شان مانده، لذا عملیات میدانی را به گروهک های نوپای قومی بیسواد محول کرده اند و با در اختیار گذاردن تجربیات سیاهشان برای این گروهک ها آن ها را چون کفتار به جان ملت ایران می اندازند.
سوابق گزارشات منتشر شده از اعترافات دستگیرشدگان اقدامات مسلحانه وابسته به گروهک های تروریستی در بلوچستان نشان می دهد؛ اعضای آن ها عمدتاً افردی شرور بودند که به دلیل ابتلا به اعتیاد شدید و رفتارهای غیراجتماعی از خانواده و جامعه طرد شده اند و غالباً زندگی شان فروپاشیده است و همین اتفاقات سبب سرخوردگی آن ها بوده و چون سواد چندانی هم ندارند به راحتی در دام مغزشویی فرصت طلبان می افتند و در سیستم مغزشویی، مقصر سرخوردگی و طرد آنها از جامعه و خانواده نه اشتباهات خودشان، بلکه حاکمیت، جامعه و تبعیض های اجتماعی معرفی می شود. سوء استفاده گران با القای تفاسیر ارتجاعی و نادرست از قران به این افراد که متاسفانه توان تحلیل و تشخیص ظالم از مظلوم، حق از باطل و درست و غلط را ندارند و با دریافت حق الزحمه های سخاوتمندانه در قبال مزدوری و جنایت، دست به هر اقدام غیرانسانی می زنند….

*چهارشنبه 24 دی

در این روز مجموعاً 9 مطلب دیگر روی سایت نجات قرار گرفت که در زیر مروری مختصر بر تعدادی از آنان را ملاحظه می فرمایید:

دست در دست تروریست‌های تجزیه طلب

مسعود رجوی، شاخص ماکیاولیسم سیاسی

… در پرونده سوابق تاریک مجاهدین خلق، همکاری با صدام حسین نابخشودنی ترین گناهی است که بر اساس تمام اصول اخلاقی و نرم‌های بین المللی جنایت جنگی محسوب می‌شود. همکاری با دشمن در حال جنگ بر علیه وطن و هموطنان خود در همه جای دنیا مستوجب اشدّ مجازات است. اما سران مجاهدین خلق نه تنها در دادگاههای بین المللی محاکمه نشدند، بلکه از اعمال خود پشیمان نیستند و به هزاران دروغ و نیرنگ، گذشته کثیف خود را انکار می‌کنند.
تشکیلاتی که روزی اعضایش در کمپ‌های مبارزان فلسطینی جنبش عمل و فتح آموزش نظامی و چریکی می‌گرفتند، در کمتر از سه دهه بعد، مزدورانش دست در دست ماموران موساد در خیابان‌های ایران دانشمندان هسته‌ای ایرانی را به قتل رساندند.
سازمانی که زمانی چنان ضد امپریالیسم می‌نمود که پرسنل ارتش و تاجران آمریکایی شاغل در ایران را به قتل می‌رساند و در شعارهایش به آمریکایی‌ها وعده می‌داد که سر هر کوچه مجاهدی در انتظارشان است که آنها را به هلاکت برساند، امروزه افتخارش به دیدارهای پی درپی و مشتاقانه مریم رجوی با مقامات بازنشسته آمریکایی و پذیرایی از میهمانان آمریکایی در پایگاهش در آلبانی است.
با این حال، روشن‌ترین مصداق فرصت طلبی ماکیاولیستی مجاهدین خلق را می‌توان در هنگامه اعتراضات مردمی در ایران دید. در حالیکه مریم رجوی در تریبون‌های تبلیغاتی خود برای مواجب‌بگیران لابی‌های غربی‌اش از “راه حل سوم” سخن می‌گوید، عملکرد مجاهدین خلق در میدان، از ایدئولوژی اصیل این تشکیلات که بر خشونت طلبی و جنگ مسلحانه استوار است، سخن می‌گوید….

برگرفته از کتاب فرقه های تروریستی و مخرب

فرقه ها و اصول اخلاقی مصوبه‏ نورنبرگ

… احتمالاً مثال قورباغه و دیگ جوشان آب را که پیش از این درباره‏ آن صحبت کردم به یاد دارید؟ در مورد اعضای فرقه ‏های مخرب، مشکل دقیقاً همین است که هیچ ‏یک از آنها هنگام دادن به اصطلاح رضایت، نمیدانند که دقیقا به چه چیزی رضایت می‏دهند و پایان کار مثلاً شرکت آنها در یک جلسه‏ سخنرانی یا تماشای یک فیلم چیست. آنها همانند قورباغه در دیگی که آب آن به تدریج گرم و گرم‏تر می‌شود، ذره به ذره به انجام کارها و اموری رضایت می‏دهند که اگر در نقطه اول می‏دانستند، شاید به آنها تن نمی‏دادند و در آن جلسه شرکت نمی‏کردند.
فرقه‏ های مخرب قدم به قدم افراد را وارد باتلاق خود می‌کنند و زمانی فرد متوجه خفگی در باتلاق می‌شود که دیگر قادر به نجات خود نیست. برای برخورد با این گونه مخدوش‏ سازی ذهن، حتی نیاز به قانون جدید نیست. قوانین رفتاری نورنبرگ حتی در مورد شرکت دادن افراد در یک آزمایش ساده، مطلب را به روشنی بیان می‌کنند:
بر طبق این قوانین: 1- برای انجام هر اقدامی، گرفتن رضایت فرد مطلقاً ضروری است. این به معنی آن است که فرد درگیر باید به لحاظ قانونی قادر به تصمیم‌گیری باشد و همچنین در شرایطی باشد که بدون حُقه و فریبکاری، محبوس بودن، عدم توانایی یا بدون هر نوع اعمال فشار خارجی بتواند آزادانه انتخاب کند، و همچنین باید اطلاعات و دانش کافی برای فهم موضوع و تصمیم ‏گیری درباره‏ آن را داشته باشد.
… در بخش دیگری از این قانون می‏خوانیم: “آزمایش یا هر کاری باید به گونه‌یی انجام گیرد که از وارد آمدن هر گونه آسیب روانی یا جسمی و درد و رنج به افراد درگیر در آن اجتناب شود.” همچنین گفته شده: “هیچ آزمایشی که بنا به دلایل موجود قبل از انجام آن، ممکن است نتیجه‏ اش مرگ یا جراحت ناقص کننده باشد نباید انجام شود.” در پایان نیز آمده است: “در خلال یک آزمایش، فرد شرکت کننده در آن، در صورت متحمل شدن دردی جسمی یا روانی باید قادر باشد که به آن خاتمه دهد، به خصوص اگر احساس کند که ادامه‏ آن آزمایش برایش غیر ممکن است.”
این در حالی است که ما می‏دانیم که در بسیاری از فرقه‏ های مخرب درب‏های خروجی بسته است و افراد نمی‏توانند آزمایش یا تجربه‏ فرقه ‏ای خود را متوقف کنند.

خروج از نسخه موبایل