نماد سایت انجمن نجات

خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت نهم

رضا گوران

رضا گوران

رضا گوران در قسمت قبل خاطراتش از بازجویی های مجاهدین گفت که نوبت علیرضا غلامی شد. سعی می‌کرد نقش آدم خوبه را بازی کند. با لحنی نرم‌تر گفت: “ما با شما دوست بودیم، همیشه با احترام با تو و علی و کمال رفتار کردیم. یادت رفته؟…

یک‌مرتبه علیرضا غلامی از جا بلند شد، صورتش برافروخته و چشمانش پر از اشک بود. با صدای لرزان گفت: “چرا با مسئولان بالای سازمان گستاخی می‌کنی؟ چرا جواب سربالا می‌دهی؟ سازمان مجبور است این‌طور با شما برخورد کند. چون دشمن ضدبشری دارد. نفوذی‌های رژیم تا همین‌جا هم آمده‌اند. تا حالا چند نفر از نیروهای ارتش آزادی‌بخش را ترور کرده‌اند و بعد به ایران گریخته‌اند!”

ناگهان همه‌ بازجوها با تندی از هر سو شروع کردند به داد و فریاد؛ از هر طرف موضع می‌گرفتند، چیزی می‌گفتند، سرزنشم می‌کردند و با لحنی پرخاشگر به من می‌تاختند. “چرا باعث شدی مجاهد خواهرمریم گریه کند؟ این همان خواست رژیم است! چه بخواهی چه نه، با رفتارت به رژیم خدمت کردی! حالا خمینی دارد از خوشحالی لبخند می‌زند!”

علیرضا با گریه ادامه داد: “می‌دانی من خودم چه کشیدم؟ من در زندان شیراز بازداشت بودم. زیر بار زور رژیم نرفتم.

در همین لحظه، علیرضا با گریه به سمتم حمله کرد و یقه‌ام را گرفت. از جایم تکان نخوردم. مهدی و اکبر از جا پریدند و او را گرفتند و از من جدا کردند. صحنه‌ای شبیه عزاداری‌های سوزناک بود، گیج شده بودم. از هر طرف یکی داد می‌زد و بازجویی می‌کرد. نمی‌دانستم باید به کدامشان جواب بدهم. اتاق پر از فریاد، تحقیر و آشفتگی بود. در یک وضعیت پر از رعب و شوک گرفتار شده بودم که فقط خدا می‌داند در آن لحظه چه بر من گذشت.

قبلاً گفته بودم که در دوران سربازی، بر اثر موج انفجار آسیب دیده‌ام و گوش‌هایم همیشه وزوز دارد. همین باعث می‌شود گاهی زود عصبانی شوم. آن‌ها این ضعف مرا خوب فهمیده بودند و از آن سوءاستفاده می‌کردند. با صدای بلند و فریاد، زخمم را تازه می‌کردند تا بیشتر عذاب بکشم.

به راستی، وقتی علیرضا آن حرف‌ها را زد، قلبم شکست. تحت تأثیر قرار گرفتم و با خودم گفتم شاید حق دارند، شاید فقط سوءتفاهم است. تصمیم گرفتم کوتاه بیایم و پاسخ سؤال‌هایشان را بدهم تا همه‌چیز تمام شود. فکر کردم اگر همکاری کنم، آزاد می‌شوم و خلاص. اما اشتباه کردم.

روز اول و دوم با درگیری لفظی گذشت، ولی روز سوم حسن محصل، آن شکنجه‌گر بدذات، با رکیک‌ترین فحاشی ها به مادرم و خواهرانم توهین کرد. بقیه هم او را تشویق می‌کردند، فضا را شعله‌ورتر می‌کردند. آن روز فهمیدم هدفشان فقط گرفتن اطلاعات نیست، بلکه شکستن روح و تحقیر انسان است.

در یکی دو روز اول فهمیدم بازجوها از هر شیوه‌ای استفاده می‌کردند تا آدم را از درون ویران کنند، از تهدید گرفته تا گریه، از ترحم تا فحاشی. آن‌قدر در این کار ماهر بودند که آدم نمی‌دانست دارد فریب می‌خورد یا دلسوزی می‌بیند. سؤال‌هایشان هم بیشتر شخصی بود. از هر دری حرف می‌زدند تا شاید چیزی گیرشان بیاید. می‌پرسیدند: “اهل کجایی؟ نژادت چیه؟ چرا نماز نمی‌خوانی؟ چرا دینت اهل حق است؟ کجا درس خوانده‌ای؟ در دوران جنگ کجا بودی؟ چند نفر را کشتی؟ آیا کسی از فامیل‌هات در حکومت کار می‌کند؟”
روزها و هفته‌ها همین‌طور ادامه داشت. پرسش‌ها تکراری و فرسایشی، بی‌هدف جز خسته کردن روح و ذهن. هنوز هم نمی‌دانم باید سادگی خودم را سرزنش کنم یا فریبکاری و بی‌رحمی آن‌ها را.

ادامه دارد…

رضا گوران

توضیح انجمن نجات:
رضا گوران عضو پیشین مجاهدین خلق با نام اصلی علی بخش آفریدنده در دهه هفتاد جذب تشکیلات مجاهدین خلق شد. او متولد 1347 در یکی از روستاهای استان کرمانشاه است. پس از ورود به تشکیلات، نخست نام او را حیدر بخشاینده گذاشتند اما پس از گذران دوران بازجویی و شکنجه در زندان‌های مجاهدین خلق باردیگر نام او تغییر یافت. رضا گوران به دلیل انتقاد به ساختار انحصار طلب مجاهدین برای مدتی طولانی متحمل سرکوب و شکنجه شد. پس از تحمل سالهای انفرادی و شکنجه که به اصطلاح “صفر صفر” شده بود، نام تازه رضا گوران را برای او برگزیدند. رضا گوران در پی سالها تلاش برای ترک تشکیلات، در سال 2003 پس از حمله آمریکا به عراق موفق به فرار از تشکیلات شد و پس از گذراندن دوران اقامت در کمپ آمریکایی‌ها موسوم به تیف به اروپا مهاجرت کرد. او اکنون در کشور نروژ ساکن است. گوران در سال 1393 اقدام به انتشار خاطرات خود از دوران اسارتش در تشکیلات مجاهدین خلق کرد. عنوان این کتاب “میان دو دنیا، خاطراتی از سه سال اسارتم در سلول‌های انفرادی قرارگاه اشرف”، است. او همچنین بخش هایی از این خاطرات را در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی فیس بوک منتشر کرده است که به تدریج در وب‌سایت انجمن نجات درج می‌شود. در این خاطرات، رضا گوران به شرح دقیق و پرجزئیات فرایند سرکوب اعضای منتقد و کسانی که خواستار ترک تشکیلات هستند و به طور خاص شخص خود، می‌پردازد.

 

 

خروج از نسخه موبایل