یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم 26 بهمن 1404
دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم

حالا تقریباً دو ماه از زمانی که وارد کمپ TIPF شده بودم می‌گذشت. در این مدت دوبار منتقل شده بودم و اکنون در بخشی جداافتاده به نام SEG یا “قرنطینه” قرار داشتم. یکی از اتفاقات خاص این دوره این بود که ارتش آمریکا انبارهای مهمات سازمان مجاهدین را تخلیه می‌کرد و آن‌ها را در توده‌های […]

خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت یازدهم 21 بهمن 1404
حسن محصل سرآمد بازجویان و شکنجه گران

خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت یازدهم

در قسمت قبل خاطرات رضا گوران به قسمتی از بازجویی های عوامل مجاهدین پرداخته شد. هشدار محتوا: این نوشته حاوی توهین‌ها و تهدیدهای جنسی است که ممکن است برای برخی خوانندگان آزاردهنده باشد. هدف از انتشار، نشان دادن خشونت و تحقیر سیستماتیکی است که بر زندانیان اعمال می‌شد. همانطور که در نوشته پیشین ذکر کردم […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و یکم 12 بهمن 1404
اولین تماس تلفنی به دنیای آزاد

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و یکم

امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش مواردی از زندگی در تیف را بیان کرد. تا جایی که یادم می‌آید، در کمپ آمریکایی‌ها، وقتی تازه وارد شده بودم، قانون این بود که هر نفر فقط ماهی یک بار اجازه تماس تلفنی داشت. آن هم نه با تلفن معمولی، بلکه با تلفن ماهواره‌ای که درون کمپ قرار […]

خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت دهم 08 بهمن 1404
نمونه پرسش و پاسخ‌ها در بازجویی همراه با شکنجه

خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت دهم

هشدار محتوا: خاطرات این نوشته حاوی توهین‌ها و تهدیدهای جنسی است که ممکن است برای برخی خوانندگان آزاردهنده باشد. هدف از انتشار، نشان دادن خشونت و تحقیر سیستماتیکی است که بر زندانیان اعمال می‌شد. ‎‎همانطور که در داستان زندگی‌ام گفتم آن زمان جوانی روستایی و شورشی بودم که‎ از مناسبات سادهٔ روستا امده بودم و […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتادم 05 بهمن 1404
اولین نامه از پدر در تیف

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتادم

امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش از ورودش به بلوک 3 گفت. دور از باغ‌وحش، در میان جمعی از گوشه‌گیران. این بهترین توصیفی‌ست که می‌توانم از بلوک ۳ ارائه دهم. بعد از آن‌که از بلوک ۶ ــ بزرگ‌ترین بخش کمپ و محل تجمع جوان‌های دردسرساز ــ جدا شدم، به بلوکی به نام “۳ آلفا” منتقل […]

خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت نهم 01 بهمن 1404
شکنجه روانی زیر پوششِ مبارزه با رژیم

خاطرات رضا گوران از زندانهای مجاهدین خلق – قسمت نهم

رضا گوران در قسمت قبل خاطراتش از بازجویی های مجاهدین گفت که نوبت علیرضا غلامی شد. سعی می‌کرد نقش آدم خوبه را بازی کند. با لحنی نرم‌تر گفت: “ما با شما دوست بودیم، همیشه با احترام با تو و علی و کمال رفتار کردیم. یادت رفته؟… یک‌مرتبه علیرضا غلامی از جا بلند شد، صورتش برافروخته […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و نهم 30 دی 1404
بیداربانی با چوب و داستان یک فرار باورنکردنی

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و نهم

یکی از افسران میان‌سال آمریکایی با قدم‌هایی سنگین و شمرده به سمت سلولم آمد. نگاهی مستقیم به چشمانم انداخت. گفت: “تو نباید اینجا باشی. من تو رو می‌شناسم. بچه‌ی خوبی هستی.” همین جمله‌ی ساده از زبان مردی که مسئول نگهبانی این جهنم بود، برایم دنیایی ارزش داشت. این جملات قسمتی از خاطرات امیر یغمایی در […]

خاطرات رضا گوران از زندان مجاهدین خلق – قسمت هشتم 23 دی 1404
شکنجه‌های سفید و سیاه

خاطرات رضا گوران از زندان مجاهدین خلق – قسمت هشتم

رضا گوران در قسمت قبل خاطراتش از افرادی که در بازداشتگاه بودند و گاهی صدای زجر کشیدنشان می آمد ، گفت و در ادامه در این قسمت می خوانیم: از همان روزی که بازداشتم کردند، گرسنگی برایم بزرگ‌ترین عذاب بود. در ابتدا معده‌ام طاقت نداشت، اما بعد از مدتی کم‌کم عادت کرد و کوچک شد. […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و هشتم 22 دی 1404
ورود به قفس سیم‌خاردار

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و هشتم

در قسمت قبل امیر یغمایی از منتقل شدننش از بلوک 6 گفت. در کسری از ثانیه، حجم زیادی از افکار و ترس‌ها به ذهنم هجوم آورد. قلبم تند می‌زد. به‌تازگی در این بلوک با آدم‌ها آشنا شده بودم، روابط انسانی ساخته بودم، و مهم‌تر از همه، حس امنیت نسبی پیدا کرده بودم. حالا دوباره باید […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و هفتم 17 دی 1404
از درون بلوک شش کمپ تیف

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و هفتم

امیر یغمایی در قسمت قبل درباره ورودش به کمپ تیف مطالبی را بیان کرد. او از جهانی می گوید که نه سازمان مجاهدین بود و نه دنیای آزاد بیرون. چیزی در میانه. پر از قانون‌های نانوشته، خطرهای ناشناخته، و شاید در لابه‌لایش نشانه‌هایی از دوستی واقعی و همدلی. هفته‌ی دوم حضورم در TIPF با حس […]

خاطرات رضا گوران از زندان مجاهدین خلق – قسمت هفتم 16 دی 1404
اعتراض به مقررات و ضوابط ظالمانه زندان

خاطرات رضا گوران از زندان مجاهدین خلق – قسمت هفتم

رضا گوران در قسمت قبل خاطراتش، نکاتی از ضوابط و شرایط زندان مجاهدین را بازگو کرد. به محض ورود به بازداشتگاه، محمدرضا کاوندی با لحن تند، پرخاشگرانه و تهدیدآمیز شرایط و ضوابط زندان را برایم توضیح داد. در واکنش به این رفتار و به نشانه‌ اعتراض به سمت پنجره رفتم و پرده را کنار زدم. […]

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و ششم 15 دی 1404
ورود به کمپ تیف

خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت شصت و ششم

امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش از اولین تجربه پس از رها شدن از مناسبات چنین می گوید: برای اولین‌بار در سال‌ها، نفس عمیقی کشیدم—نه برای اینکه کسی ازم خواسته، نه برای اینکه بخواهم قدرت‌نمایی کنم. بلکه فقط برای اینکه می‌توانستم. چون هوای آن‌جا، نه از آنِ سازمان بود، نه از آنِ رهبری، نه از […]

blank
blank
blank