محمد جعفر سلام
خوبی داداش
عشق خواهر به برادر عشقی بی نهایت است. ای کاش گذر زمان در دست من بود و زمان را به عقب بر می گرداندم. زمانی که پیش ما بودی و دور هم جمع بودیم. عجب روزهایی بود، خاطرات خوبی در کنار هم داشتیم. خبری از آینده نداشتم که چندین سال ما را رها میکنی و از ما دور می شوی و خودت را در چاه می اندازی.
محمد جعفر برادرم چرا به خانواده ات پشت کردی؟ تماسی با خانواده ات نمی گیری؟ خبر نداری در نبودت در کنارمان چه غصه هایی که خوردیم. زمانی که در عراق بودی خواهرت مهین، برادرت علی و مادر با هر مشکلی که داشتند به عراق سفر می کردند که با شما دیداری داشته باشند ولی متاسفانه یک سری آدمها که حیف است اسم آدم بر آنها گذاشت، به مادر می گفتند فردی به این اسم در پادگان اشرف نیست. ما مطمئن بودیم که شما در پادگان اشرف هستی. فکر کنم دو سال پیش فیلم شما را دیدیم.
محمد جعفر برادرم کجا خودت را محبوس کردی؟ از وضعیتی که داری راضی هستی؟ فکر نکنم . بهترین دوران زندگی خودت را از دست دادی و داری از دست می دهی. برای چه هدفی؟ فکر نکن بی کس و کاری هستی. تو خانواده داری و خانوادهات نگران شما هستند .
امیدوارم هر چه زودتر خودت را آزاد کنی و خانواده ات را خوشحال کنی .
خواهرت شهین

