<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روش های فرقه ای مجاهدین</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/روش-های-فرقه-ای-مجاهدین</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 10 Jun 2026 07:39:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>روش های فرقه ای مجاهدین</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/روش-های-فرقه-ای-مجاهدین</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 07:39:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68823</guid>

					<description><![CDATA[<p>نقش رسانه‌ها در بازتاب دلایل و زمینه های نگرش انتقادی اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، یک میدان نبردِ اطلاعاتیِ تمام‌عیار است. در این فضا، رسانه های مجاهدین خلق تلاش می‌کنند تا روایتِ خود از «علت جدایی» و نقد یکسویه و ناراست «محتوای اظهاراتِ جداشدگان» را به عنوان حقیقتِ مطلق به مخاطب القاء کنند. برای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823">جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نقش رسانه‌ها در بازتاب دلایل و زمینه های نگرش انتقادی اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، یک میدان نبردِ اطلاعاتیِ تمام‌عیار است. در این فضا، رسانه های مجاهدین خلق تلاش می‌کنند تا روایتِ خود از «علت جدایی» و نقد یکسویه و ناراست «محتوای اظهاراتِ جداشدگان» را به عنوان حقیقتِ مطلق به مخاطب القاء کنند.</p>
<p>برای درک بهتر، می‌توان محتوای اظهارات جداشدگان مجاهدین خلق را در دو لایه تحلیل کرد:</p>
<p>مشروعیت‌زدایی از سازمان: با تکیه بر تجارب تلخ و گزنده از مناسبات درون تشکیلاتی و فضای اختناق آمیز و نمایشِ چهره‌ای غیردموکراتیک و خشن از تشکیلات، سازمان را نه به عنوان یک جریان سیاسی، بلکه به عنوان یک فرقه مخرب در افکار عمومی ترسیم می کنند.<br />
اعتباربخشی به روایت منتقدین: روایتِ جداشدگان در واقع تأییدِ درستیِ مواضع منتقدین مجاهدین خلق است. وقتی فردی که سال‌ها در داخل سازمان بوده، از «شستشوی مغزی» یا «فقدان آزادی» سخن می‌گوید، این روایت برای مخاطبِ عام بسیار تأثیرگذارتر از بیانیه‌های رسمیِ نهادهای سیاسی و حکومتی است.</p>
<h3>رسانه‌های بین‌المللی</h3>
<p>رویکرد این رسانه‌ها (مانند بی‌بی‌سی، رادیو فردا یا گزارش‌های نیویورک‌تایمز و گاردین و &#8230;) متفاوت است. آن‌ها معمولاً با نگاهی «تحقیقی» و «انتقادی» به موضوع نگاه می‌کنند:</p>
<p>تمرکز بر «حقوق بشر»: تمرکز این رسانه‌ها بیشتر بر نقض حقوق فردی اعضا در داخل تشکیلات، وضعیتِ کمپ‌ها (مانند کمپ اشرف در عراق و آلبانی) و فشارهای روانی است که بر جداشدگان وارد شده است.<br />
روایتِ «قربانی بودن»: این رسانه‌ها جداشدگان را نه لزوماً به عنوان همکارانِ جمهوری اسلامی، بلکه به عنوان «قربانیانِ یک ایدئولوژی افراطی» تصویر می‌کنند. برای این دسته، جدایی از سازمان، موضوعی مربوط به آزادی‌های فردی و حقوق انسانی است، نه لزوماً پیوستن به جبهه‌ی مقابل.</p>
<h3>فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی</h3>
<p>این فضا پرآشوب‌ترین لایه در بازتاب این جدایی‌هاست:</p>
<p>جنگِ روایت‌ها: در شبکه‌های اجتماعی (مانند توییتر/X، سازمان مجاهدین خلق بسیار فعال است و بلافاصله پس از هر جدایی، تلاش می‌کند فرد جداشده را با عناوینی نظیر «نفوذی»، «خائن» یا «مزدور» تخریب کند (اصطلاحاً ترور شخصیت).<br />
نقشِ «شاهدانِ دیجیتال»: جداشدگان نیز در این فضا با انتشار خاطرات، ویدئوها و اسناد، تلاش می‌کنند «روایتِ شخصی» خود را از سرکوب‌های داخلی سازمان بازگو کنند. این کار باعث شده که لایه‌های پنهانِ سازمان برای نسل‌های جوان‌تر که آشنایی تاریخی با آن ندارند، تا حدی عیان شود.</p>
<h3>تحلیلِ تأثیرات این رسانه‌ای‌شدن</h3>
<p>رسانه‌ها در این میان دو کارکردِ متضاد دارند:</p>
<p>آگاهی‌بخشی: بسیاری از ابعادِ زندگیِ درونی سازمان (که سال‌ها مخفی و رازآلود بود) توسط همین جداشدگان از تشکیلات رجوی و بازتاب‌های رسانه‌ای مستقل برای جامعه فاش شده است.<br />
پروپاگاندا: رسانه‌های وابسته به مجاهدین خلق اجازه نمی‌دهند که «جدایی» به عنوان یک فرآیند پیچیده انسانی باقی بماند. وقتی یک جداشده در رسانه‌ای ظاهر می‌شود، بلافاصله در «اردوگاهِ دشمن» دسته‌بندی می‌شود. این امر باعث می‌شود که حقیقتِ تجربه‌ی آن فرد (که ممکن است ترکیبی از درد، ندامت و سرگردانی باشد) قربانیِ اهدافِ پروپاگاندای فرقه رجوی شود.</p>
<h3>نکته پایانی</h3>
<p>به دلیل همین نقشِ رسانه‌ای، جداشدگانِ مجاهدین خلق اغلب در یک «موقعیتِ پارادوکسیکال» قرار می‌گیرند: آن‌ها برای اینکه دیده شوند و صدایشان شنیده شود، باید از بلندگوهای رسانه‌ای استفاده کنند. اما به محض استفاده از این بلندگوها، برچسبِ «نفوذی» یا «مزدور» (از سوی سازمان) یا «پروژه‌بگیر» (از سوی برخی دیگر) به آن‌ها زده می‌شود. این فشار رسانه‌ای، خود عاملی است که تعدادی از جداشدگان را به سمتِ سکوتِ کامل یا انزوای اجتماعی سوق می‌دهد.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823">جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68823/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی به ممنوعیت عشق در مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68758</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68758#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jun 2026 08:43:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68758</guid>

					<description><![CDATA[<p>چرا بعضی سازمان‌های فرقه‌گونه یا بسته همچون مجاهدین خلق یا به تعبیر منتقدان &#8220;فرقه رجوی&#8221; معمولاً با روابط عاطفی/عشق درون‌سازمانی مخالفت می‌کنند؟ تحلیل و بررسی تجربیات جداشدگان درباره مخالفت سازمان مجاهدین خلق با عشق و روابط عاطفی در مناسبات درونی‌شان بر اساس گفته‌های افرادی است که سازمان را ترک کرده‌اند و هدف آن ارائه دیدگاهی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68758">نگاهی به ممنوعیت عشق در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چرا بعضی سازمان‌های فرقه‌گونه یا بسته همچون مجاهدین خلق یا به تعبیر منتقدان &#8220;فرقه رجوی&#8221; معمولاً با روابط عاطفی/عشق درون‌سازمانی مخالفت می‌کنند؟ تحلیل و بررسی تجربیات جداشدگان درباره مخالفت سازمان مجاهدین خلق با عشق و روابط عاطفی در مناسبات درونی‌شان بر اساس گفته‌های افرادی است که سازمان را ترک کرده‌اند و هدف آن ارائه دیدگاهی از تجربه آنهاست، نه تایید یا رد این گفته‌ها.</p>
<p>تحلیل و بررسی تجربیات جداشدگان درباره مخالفت با عشق در سازمان مجاهدین خلق: بسیاری از افرادی که از مجاهدین خلق جدا شده‌اند، یکی از ویژگی‌های اصلی و آزاردهنده مناسبات درونی این سازمان را مخالفت شدید با روابط عاطفی و عشق می‌دانند. این مخالفت‌ها و محدودیت‌ها اغلب به شکل‌های زیر توصیف شده است:</p>
<p>ممنوعیت روابط عاشقانه و جنسی: اصلی‌ترین و بارزترین جنبه، ممنوعیت کامل روابط عاشقانه و جنسی بین اعضا بوده است. این ممنوعیت به طور رسمی و در سطوح بالا اعلام شده و هرگونه تخطی با برخورد شدید انضباطی مواجه می‌شده است.</p>
<p>توجیه ایدئولوژیک: این ممنوعیت‌ها معمولاً با ایدئولوژی سازمان توجیه می‌شده است. گفته می‌شده که عشق فردی، باعث «انحراف از مسیر مبارزه»، «ضعف تشکیلاتی»، «کاهش تمرکز بر هدف اصلی (سرنگونی رژیم)» و «ایجاد روابط ناسالم و باندی» می‌شود. عشق به «سازمان» و «رهبری» جایگزین عشق فردی معرفی می‌شده است.</p>
<p>طلاق‌های اجباری و جدایی خانواده‌ها: در دوره‌هایی، سازمان اعضا را مجبور به طلاق از همسرانشان (حتی اگر عضو سازمان نبودند) و جدایی از فرزندانشان می‌کرد تا تمام تمرکز و وفاداری فرد متوجه سازمان باشد.</p>
<p>کنترل شدید بر روابط دوستانه: حتی روابط دوستانه نیز تحت نظارت شدید بوده و هرگونه نزدیکی بیش از حد یا نشانه‌ای از احساسات عمیق بین اعضای غیرهمجنس، به عنوان یک «خطر تشکیلاتی» تلقی و سرکوب می‌شده است.</p>
<p>جلسات تفتیش عقاید و اعتراف‌گیری: جداشدگان گزارش داده‌اند که جلسات متعددی برای «خودسازی» و «تطهیر» برگزار می‌شده که در آن اعضا مجبور به افشای احساسات، افکار و روابط خود بوده‌اند. این جلسات اغلب به فضایی برای بازجویی و وادار کردن افراد به «توبه» و «اصلاح» منجر می‌شده است.</p>
<p>شکستن بت‌های فردیت: این سیاست‌ها به منظور «شکستن بت‌ها» و «فردیت‌زدایی» از اعضا بوده تا آن‌ها را کاملاً در اختیار سازمان قرار دهند. از دیدگاه سازمان، عشق فردی یک «بت» بود که باید شکسته شود.</p>
<p>تأثیر روانی بلندمدت: بسیاری از جداشدگان از تأثیرات روانی عمیق این محدودیت‌ها، مانند مشکل در برقراری روابط سالم در خارج از سازمان، احساس گناه، و سردی عاطفی، صحبت کرده‌اند. به طور کلی، جداشدگان این سخت‌گیری‌ها را نه تنها در راستای اهداف ایدئولوژیک سازمان، بلکه به عنوان ابزاری برای حفظ کنترل کامل بر اعضا، جلوگیری از شکل‌گیری اتحادهای موازی و حفظ انحصار عاطفی و فکری در تشکیلات تفسیر می‌کنند. ممنوعیت عشق و روابط عاطفی در سازمان‌های بسته (به‌ویژه سازمان‌های فرقه‌گونه یا تمامیت‌خواه همچون مجاهدین خلق) از منظر روان‌شناختی می‌تواند جنبه‌های مختلفی داشته باشد. در اینجا به بررسی چند مورد کلیدی می‌پردازیم:</p>
<h3>تضعیف هویت فردی و تقویت هویت گروهی:</h3>
<p>از بین بردن «خود» به نفع «ما»: روابط عاطفی صمیمی، معمولاً فردیت و نیازهای شخصی را تقویت می‌کنند. در سازمان‌های بسته، هدف اصلی، محو کردن هویت فردی و جایگزینی آن با هویت جمعی است. ممنوعیت عشق، یکی از راه‌های مؤثر برای جلوگیری از تقویت «خود» و تمرکز تمام انرژی فرد بر «گروه» و «رهبری» است.</p>
<p>ایجاد وابستگی افراطی: وقتی روابط عاطفی خارج از سازمان ممنوع شود، فرد تنها منبع احساس امنیت، عشق و تعلق خود را سازمان و رهبرانش می‌یابد. این وابستگی، مقاومت در برابر دستورات و فشارهای سازمان را بسیار دشوار می‌کند.</p>
<h3>کنترل رفتار و افکار:</h3>
<p>پیشگیری از ایجاد «جناح‌های موازی»: عشق و روابط صمیمی می‌توانند منجر به شکل‌گیری اتحادهای پنهانی یا وفاداری‌های متقابل شوند که خارج از کنترل رهبری سازمان هستند. این «جناح‌های غیررسمی» می‌توانند تهدیدی برای ساختار قدرت محسوب شوند.</p>
<p>کاهش تمرکز بر اهداف سازمان: روابط عاشقانه، به‌ویژه در مراحل اولیه، می‌توانند بسیار انرژی‌بر و نیازمند توجه باشند. سازمان‌های بسته، تمام انرژی اعضا را برای رسیدن به اهداف خود (که اغلب ایدئولوژیک یا قدرت‌طلبانه است) نیاز دارند و هرگونه «انحراف» یا «اتلاف انرژی» را برنمی‌تابند.</p>
<p>فضای «تفتیش عقاید» دائمی: در چنین محیطی، ترس از ابراز یا حتی تجربه احساسات ممنوعه، باعث می‌شود افراد دائماً رفتار و افکار خود را کنترل کنند. این خودسانسوری و ترس، در کنار جلسات بازجویی و اعتراف‌گیری، فضایی از اضطراب و کنترل مداوم ایجاد می‌کند.</p>
<h3>کاربرد اصول روان‌شناختیِ القا و شستشوی مغزی:</h3>
<p>ایجاد تنش روان: ممنوعیت یک نیاز طبیعی انسانی مانند عشق، باعث ایجاد تنش روانی شدید در فرد می‌شود. سازمان با ارائه «راه‌حل» (یعنی عشق به رهبر/سازمان و فداکاری)، این تنش را به سمت دلخواه خود هدایت می‌کند.</p>
<p>کاهش شناختی Cognitive Dissonance Reduction : فرد با ممنوعیت عشق، دچار تناقض شناختی می‌شود. برای حل این تناقض، ممکن است شروع به توجیه ممنوعیت کند (یعنی باور کند که عشق فردی واقعاً مضر است) تا با ایدئولوژی سازمان همسو شود.</p>
<p>مهندسی احساسات: سازمان سعی می‌کند احساسات را مهندسی کند؛ مثلاً احساسات منفی مانند ترس، گناه و اضطراب را برای کنترل و احساسات مثبت مانند هیجان، هدفمندی و تعلق را تنها از طریق پیروی از سازمان فراهم آورد.</p>
<h3>تأثیر بر سلامت روان بلندمدت:</h3>
<p>سرکوب نیازهای عاطفی: سرکوب مداوم نیازهای طبیعی مانند عشق، صمیمیت و تعلق، می‌تواند منجر به مشکلات روانی جدی شود، از جمله افسردگی، اضطراب، اختلالات شخصیتی، و ناتوانی در برقراری روابط سالم و طبیعی در دنیای خارج از سازمان.</p>
<p>بیگانگی از خود: فرد ممکن است احساس کند دیگر خود واقعی‌اش نیست و احساسات و نیازهای طبیعی‌اش را از دست داده است. این بیگانگی می‌تواند منجر به بحران هویت پس از خروج از سازمان شود.در نهایت، ممنوعیت عشق در سازمان‌های بسته همچون مجاهدین خلق، ابزاری قدرتمند برای کنترل، انحصار، و اطمینان از وفاداری مطلق اعضا به فرقه و رهبری آن است. این ممنوعیت، ریشه در درک (یا سوءاستفاده) از روان‌شناسی انسان برای تسلط دارد.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68758">نگاهی به ممنوعیت عشق در مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68758/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>معنای نقد و انتقاد از خود، در تشکیلات رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68582</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68582#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 May 2026 10:28:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68582</guid>

					<description><![CDATA[<p>نقد عملکرد کارکنان و اعضای هر سازمان و تشکیلاتی برای ارتقاء و پیشرفت عملکرد آن، از اصول مدیریت سازمانی است. همه اعضای سازمان از سطوح بالای مدیریتی تا سطوح پایینتر باید به این اصل پایبند باشند. اما در داخل تشکیلات مجاهدین بحث نقد و انتقاد از خود، چه کاربردی دارد؟ در تشکیلات مجاهدین خلق، انتقاد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68582">معنای نقد و انتقاد از خود، در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نقد عملکرد کارکنان و اعضای هر سازمان و تشکیلاتی برای ارتقاء و پیشرفت عملکرد آن، از اصول مدیریت سازمانی است. همه اعضای سازمان از سطوح بالای مدیریتی تا سطوح پایینتر باید به این اصل پایبند باشند. اما در داخل تشکیلات مجاهدین بحث نقد و انتقاد از خود، چه کاربردی دارد؟</p>
<p>در تشکیلات مجاهدین خلق، انتقاد به عنوان یک ابزار سرکوب به کار می‌رود. در نشست‌های انتقادی روزانه به نام عملیات جاری همه افراد باید اجبارا شرکت کنند. حتی اگر مریض هم باشند بنا به گفته مسعود رجوی، رهبری این سازمان، افراد باید با برانکارد هم که شده، شرکت کنند.</p>
<p>کارکرد این ابزار برای رجوی این است که وقتی فردی در جمع فاکت‌های خودش را می‌خواند به تشکیلات گرای خودش را می‌دهد که از لحاظ ذهنی در چه مختصاتی بسر می‌برد، بدین ترتیب رجوی می‌خواهد ذهن افراد را بشکافد و بفهمد آیا سوژه مورد نظر با رهبری سازمان زاویه دارد یا خیر؟ یا آیا در جهت خط و خطوط سازمان حرکت می کند؟</p>
<p>نشست‌های عملیات جاری به معنی واقعی کلمه جلسات تفتیش عقاید هستند. در چنین شرایطی اگر مسئولین بین اعضای سازمان با رهبری فاصله‌ای حس کنند دیگر به آن فرد اعتماد نمی‌کنند؛ آن فرد را سوژه می‌کنند، تا با خواندن فاکت‌های بیشتر دستش را بیشتر رو کند.</p>
<p>طبق ضوابط تشکیلاتی، جمعی که در نشست حضور دارند همه باید در برابر فردی که سوژه شده، موضع بگیرند، نه به شکل عادی و نرمال بلکه با داد و فریاد، با توهین و تحقیر و حتی مواردی داشتیم که به کتک کاری هم راه پیدا می کرد. فرد سوژه در آن جایگاه فقط باید گوش کند، حق ندارد پاسخ بدهد. اگر کسانی که در نشست انتقادی حضور دارند، علیه سوژه حرف بی ربط هم بزنند و حتی دروغ بگویند، سوژه باید انتقادهای دروغین آنها را گوش کرده و سپس اثبات کند که آنها درست می گویند.</p>
<p>بر خلاف عرف دنیا طبق ضوابط تشکیلاتی مجاهدین خلق، سوژه نه تنها نباید به توهین‌ها و افتراها اعتراض کند، بلکه باید حرف‌های جمع را که به ناحق نثارش می‌کنند به دقت گوش کند و سپس وقتی مسئول نشست اجازه صحبت کردن را داد، صحبت کرده و ابراز ندامت کند. او در نهایت باید تعهد بدهد که دیگر &#8220;در زمین دشمن&#8221; به قول خودشان فعالیت نکند.</p>
<p>در یک کلام رجوی با این نشست‌ها افراد را شکنجه روحی و روانی می‌کرد. مخصوصا اگر کسی حرف خروج یا جدا شدن از تشکیلات را بزند دیگر آن نشست را تبدیل به جهنمی می کنند تا روان سوژه را در هم بریزند و پس از فروپاشی روانی، فرد را وادار کنند از مواضع خودش عقب نشینی کند. این شمه‌ای از طومار عملکرد ضد انسانی، ضد دمکراتیک و ضد آزادی مجاهدین خلق است.</p>
<p>محمدرضا گلی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68582">معنای نقد و انتقاد از خود، در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68582/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ترس؛ مهم‌ترین ابزار کنترل در سازمان تروریستی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68482</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68482#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 May 2026 08:01:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68482</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از اصلی‌ترین روش‌هایی که سازمان خشونت محور مجاهدین خلق برای کنترل اعضای خودش استفاده می‌کند، ایجاد ترس دائمی است. این ترس فقط محدود به دشمن بیرونی نیست، بلکه تمام زندگی و حتی افکار اعضا را در بر می‌گیرد. بسیاری از اعضای جداشده گفته‌اند که سال‌ها در فضایی زندگی می‌کردند که همیشه احساس خطر، مراقبت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68482">ترس؛ مهم‌ترین ابزار کنترل در سازمان تروریستی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از اصلی‌ترین روش‌هایی که سازمان خشونت محور مجاهدین خلق برای کنترل اعضای خودش استفاده می‌کند، ایجاد ترس دائمی است. این ترس فقط محدود به دشمن بیرونی نیست، بلکه تمام زندگی و حتی افکار اعضا را در بر می‌گیرد. بسیاری از اعضای جداشده گفته‌اند که سال‌ها در فضایی زندگی می‌کردند که همیشه احساس خطر، مراقبت و فشار روانی داشتند.</p>
<p>در این سازمان به افراد القا می‌شود که بیرون از تشکیلات، جایی ناامن و خطرناک است. به آن‌ها گفته می‌شود هر کسی خارج از سازمان می‌تواند جاسوس باشد و اگر از سازمان جدا شوند یا با خانواده ارتباط بگیرند، گرفتار یا نابود خواهند شد. همین مسئله باعث می‌شود بسیاری از اعضا از دنیای بیرون بترسند و حتی جرئت ارتباط ساده با خانواده یا جامعه را نداشته باشند.</p>
<p>یکی دیگر از روش‌های کنترل، ترساندن افراد از افکار و احساسات خودشان است. در فضای ایدئولوژیک سازمان، احساساتی مثل دلتنگی برای خانواده، علاقه عاطفی، یا حتی سؤال درباره تصمیمات رهبران، نوعی &#8220;انحراف&#8221; و خیانت تلقی می‌شود. اعضا مجبورند دائم خودشان را کنترل کنند و کوچک‌ترین احساس یا تردید را سرکوب کنند. این فشار روانی به مرور باعث احساس گناه و اضطراب دائمی می‌ شود.</p>
<p>سرکردگان سازمان برای حفظ این فضای ترس، جلساتی برگزار می‌کردند که در آن اعضا باید مقابل دیگران به اشتباهات فکری و ذهنی خود از منظر مجاهدین اعتراف کنند. در این نشست‌ها افراد مورد تحقیر و سرزنش قرار می گیرند و حتی دیگر اعضا تشویق می‌شوند علیه هم صحبت کنند. نتیجه این که: هیچ‌کس به دیگری اعتماد ندارد و همه احساس می‌کنند همیشه زیر نظر هستند.</p>
<p>کنترل اطلاعات هم بخش مهمی از این سیستم است. اعضا دسترسی آزاد به اینترنت، رسانه‌ها یا تلفن ندارند و فقط اخبار و اطلاعات مورد تأیید سازمان را می بینند. این انزوا باعث می‌شود تصویر واقعی از دنیای بیرون نداشته باشند و بیشتر به سازمان وابسته شوند.</p>
<p>از سوی دیگر، سازمان به تدریج اعضا را از خانواده و زندگی شخصی جدا کرده است. بسیاری از روابط خانوادگی قطع شده و هویت فرد کاملاً در سازمان حل ‌شده است. به همین دلیل، خروج از تشکیلات برای بسیاری ترسناک است؛ چون احساس می‌کنند دیگر جایی در جامعه ندارند.</p>
<p>بسیاری از اعضای جداشده بعدها اعلام کردند که بعد از خروج دچار مشکلات روحی مثل اضطراب، کابوس، بی‌اعتمادی و سردرگمی هویتی شده‌اند. بعضی‌ها حتی نمی‌دانستند بعد از سال‌ها زندگی تشکیلاتی، واقعاً چه کسی هستند و چگونه باید زندگی عادی را دوباره شروع کنند.</p>
<p>با این حال، برخی افراد توانستند از این چرخه ترس خارج شوند. معمولاً ارتباط دوباره با خانواده، دیدن واقعیت‌های بیرون از سازمان یا تناقض بین حرف‌های رهبران و واقعیت‌های موجود، باعث شده کم‌کم به فکر جدایی بیفتند.</p>
<p>در مجموع، بسیاری از کارشناسان در گزارش‌های حقوق بشری معتقدند که ترس در سازمان تروریستی مجاهدین خلق فقط یک ابزار جانبی نیست، بلکه مهم‌ترین وسیله برای کنترل اعضاست؛ ابزاری که باعث می‌شود افراد سال‌ها در فضای بسته و تحت فشار روانی باقی بمانند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68482">ترس؛ مهم‌ترین ابزار کنترل در سازمان تروریستی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68482/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سوء استفاده رجوی از مذهب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68424</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68424#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 May 2026 09:19:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68424</guid>

					<description><![CDATA[<p>حضرت ابوالفضل العباس به دلیل جایگاه ویژه و خاصی که نزد پروردگار بزرگ و بخشنده داشتند بسیار مورد لطف و عنایت تعالی قرار گرفته اند و به همین دلیل هم توسل به ایشان برای گرفتن حاجات و خواسته های قلبی در بین مسلمانان جهان امری مرسوم و متداول شمرده می شوند و هر ساله بسیاری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68424">سوء استفاده رجوی از مذهب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حضرت ابوالفضل العباس به دلیل جایگاه ویژه و خاصی که نزد پروردگار بزرگ و بخشنده داشتند بسیار مورد لطف و عنایت تعالی قرار گرفته اند و به همین دلیل هم توسل به ایشان برای گرفتن حاجات و خواسته های قلبی در بین مسلمانان جهان امری مرسوم و متداول شمرده می شوند و هر ساله بسیاری از مسلمانان برای گرفتن حاجات به مرقد مطهر ایشان سفر کرده و با خواندن دعا و زیارت مخصوص ایشان برای گرفتن حاجت و خواسته قلبی خود اقدام می کنند.</p>
<p>عباس بن علی (عربی: العباس بن علی بن ابی‌طالب ؛ ۴ شعبان ۲۶ ه&#x200d;. ق – ۱۰ محرم ۶۱ ه&#x200d;. ق) مشهور به ابوالفضل و قمر بنی‌هاشم، پسر علی(ع) و ام‌البنین و برادر ناتنی کوچک‌تر حسین بن علی (ع) بود. شهرت و محبوبیت او نزد مسلمانان به ویژه شیعیان بیشتر به خاطر شجاعت و وفاداریش نسبت به حسین بن علی (ع) در نبرد کربلا است.</p>
<p>مسعود رجوی که از همه چیز سوءاستفاده می کند و با مظلوم نمائی و مذهبی گرائی فرمالیستی ، همواره سعی در فریب آحاد مردم را می کند، یکروز در یک نشست جمعی ، روی سن ایستاد و با صدائی بلند فریاد زد:</p>
<p>&#8220;قرارگاه ، ایست ، خبردار! مجاهدین به احترام پرچمدار شجاع حسین و سپهسالار عاشورا، ابولفضل العباس، قمر بنی هاشم ، خبردار . . .&#8221;</p>
<p>یا با فریاد : هل من ناصرا ینصرنی &#8230; امام حسین (ع) سعی می کرد ، به سیاست های ضدانسانی خود ، بوی مذهب داده و خود را متعهد به اهل بیت رسول الله نشان دهد.</p>
<p>اما در سرفصل های تاریخچه سراسر ننگین مجاهدین خلق، بعد از حمله نیروهای ائتلاف به عراق ، مسعود رجوی از انظار محو شد و به سوراخ موش خزید و پوچی تمام ادعاهای او ، به اثبات رسید.</p>
<div id="attachment_68425" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68425" class="size-full wp-image-68425" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mobin-Ghamar-202605.jpg" alt="محمدرضا مبین " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mobin-Ghamar-202605.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Mobin-Ghamar-202605-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68425" class="wp-caption-text">محمدرضا مبین</p></div>
<p>دیشب از طریق یکی از هیئات مذهبی تبریز ، مطلع شدم که پرچم پرافتخار گنبد حرم مطهر حضرت ابولفضل العباس (ع)، به تبریز و برای حاجت خواهی و تبرک آورده شده است و برای مدت کوتاه چند دقیقه ای در اختیار ما قرار گرفت و منزل ما را نورانی و منور کرد، ضمن درج این عکس خواستم گریزی نیز به فریب کاریهای مسعود رجوی در رابطه با ائمه بزنم ، امید که تک تک فرزندان اسیر در سازمان ضد بشری رجوی ، با استعانت از مقام والای ائمه و بخصوص</p>
<p>باب الحوائج (ع) ، آزادی خود را بدست آورده و از شر رهبران دیکتاتور سازمان مجاهدین خلاصی یابند، بخصوص یاد می کنم از سه فرزند خانم حمائل غنی زاده (مادر سعادت) ، که اسیر در چنگال رجوی ها هستند و آرزو می کنم بزودی زود چشمان این مادر به دیدار عزیزان و جگرگوشه های خود روشن شود.<br />
یا باب الحوائج،<br />
گواهى مى ‏دهم که تو مظلوم کشته شدى و خدا آنچه را که وعده داده محققا به تو عطا کند.</p>
<p>زیارتش نصیب همگان و من الجمله من گردد. انشاا..</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68424">سوء استفاده رجوی از مذهب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68424/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قوانین بنده ساز و برده ساز مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68400</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68400#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 May 2026 10:13:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68400</guid>

					<description><![CDATA[<p>در سازمان تروریستی مجاهدین خلق، طی نزدیک به نیم قرن گذشته که از عمر ننگین سازمان با مسعود رجوی می گذرد، ما شاهد سرکوب گسترده و سیستماتیک اعضاء، توسط رهبران این سازمان بوده ایم، برای فهم بهتر موضوع به ذکر مثالی و سپس توضیح وضعیت و شرایط در درون سازمان می پردازم. قوانینی از بیمارستان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68400">قوانین بنده ساز و برده ساز مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سازمان تروریستی مجاهدین خلق، طی نزدیک به نیم قرن گذشته که از عمر ننگین سازمان با مسعود رجوی می گذرد، ما شاهد سرکوب گسترده و سیستماتیک اعضاء، توسط رهبران این سازمان بوده ایم، برای فهم بهتر موضوع به ذکر مثالی و سپس توضیح وضعیت و شرایط در درون سازمان می پردازم.</p>
<h3>قوانینی از بیمارستان ها:</h3>
<p>&#8211; بلند صحبت کردن در بخشهای بیمارستان، سبب ناراحتی بیماران می شود، لطفا درحفظ سکوت وآرامش بیمارستان بکوشید.<br />
&#8211; به منظور کنترل آلودگی صوتی در بیمارستان گوشی همراه خود را در حالت سکوت قرار دهید.<br />
&#8211; دستبندی که هنگام پذیرش توسط پرسنل پذیرش به شما تحویل میگردد جهت شناسایی صحیح بیمار است لطفا در حفظ و نگهداری آن کوشا بوده و از درست بودن اطلاعات نوشته شده روی آن اطمینان حاصل کنید.</p>
<h3>برخی از قوانین جاری در زندان های ایران :</h3>
<p>&#8211; احترام به عزّت و کرامت انسانی و رعایت حقوق و آزادی های مشروع؛<br />
&#8211; توجه به وضعیت و شرایط سنی، جنسیتی، شخصیتی و نیازهای عمومی و متعارف افراد<br />
&#8211; برخورداری تمام افراد از حقوق عادلانه، بدون تبعیض ناروا و عاری از هر گونه انحصار و فساد و فارغ از نژاد، جنس، سن، زبان، مذهب، ملیت، قومیت، نسب، طبقه اجتماعی ، ثروت یا تمکن مالی و قدرت جسمی.<br />
&#8211; شفافیت در امور و پاسخگویی در قبال مسؤولیت ها.<br />
&#8211; تامین شاخص­ها و استانداردهای زندان و زندان بانی مانند حداقل و حداکثر سرانه های اسکان، بهداشت و درمان، امور رفاهی و شاخص­های اشتغال، اصلاح و تربیت، ایمنی و امنیت.<br />
&#8211; اجرای برنامه های اصلاح وتربیت، مدیریت و برنامه ریزی در امور آموزشی، فرهنگی، تربیتی، مذهبی، هنری، ورزشی، حرفه­آموزی و اشتغال با هدف بازاجتماعی کردن، توانمندسازی زندانیان و حمایت مادی و معنوی از زندانیان نیازمند و خانواده­های آنان.<br />
&#8211; اعزام زندانی به مرخصی.<br />
&#8211; برنامه ریزی، مدیریت و نظارت بر آموزش، اصلاح و تربیت، تأمین سلامت، بهداشت، تغذیه، تربیت بدنی و تفریحات سالم زندانیان.<br />
&#8211; اعزام زندانیان به مراجع و مراکزی مانند بهداری، سالن ملاقات، واحد اصلاح و تربیت و کارگاه های حرفه آموزی و اشتغال و انجام هماهنگی و مراقبت­های لازم</p>
<p>مقایسه: شرایط زیستی در سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود و مریم، حتی استانداردهای زندان های معمولی را هم ندارد، همه اعضاء باید تبدیل به &#8221; ربات&#8221; شوند. سکوت بیمارستانی و برخی شرایط بدترین زندان های جهان ، ملغمه ای است که رجوی ها برای اعضای در اسارت خود در زندان های سازمان ترتیب دادند.</p>
<h3>حال قوانینی از تشکیلات مجاهدین خلق:</h3>
<p>&#8211; هر گونه استفاده از موبایل و کامپیوتر و فضای شبکه های مجازی ، ممنوع است.<br />
&#8211; طلبکاری از سازمان ممنوع است، همه بدهکار رهبری هستیم.<br />
&#8211; سئوال و انتقاد از خط و خطوط سازمان ، عبور از مرز سرخ است.<br />
&#8211; خودتان را به رهبری بسپارید ، شما فقط بدون سئوال ، پشت سر او حرکت کنید.<br />
&#8211; اسم مستعار تشکیلاتی روز اول ، تنها هویت شماست، گذشته و خاطرات و همه چیزتان را به دور بیافکنید.<br />
&#8211; ساعت مچی و گوشی همراه در تشکیلات نداریم.<br />
&#8211; هر گونه تماس با خانواده و حتی فکر کردن به آنها حرام است.<br />
&#8211; زن و زندگی و فرزند وکودک نداریم و نمی توانیم داشته باشیم.<br />
&#8211; هر رنگ و بوئی از زندگی حرام است.<br />
&#8211; پوشیدن لباس های آستین کوتاه و یا لباس با رنگ های شاد و تحریک آمیز ممنوع است.<br />
&#8211; چه دلیلی وجود دارد که با وجود رهبری، شما فکر کنید و یا به سیاست بپردازید.<br />
&#8211; عشق و سکس و عاطفه و هر گونه ابراز علاقه به هم جنس و جنس مخالف ، ممنوع است. (فقط رهبری مجاز به این امور است ، لابد برای اینکه ذهنش آزاد باشد و سکان رهبری را در دست بگیرد).<br />
&#8211; آرایش ، رسیدگی به ظاهر ، ابراز احساسات جنسی، داشتن لوازم آرایشی و بهداشتی مثل کرم برای لطافت پوست ، ممنوع است.<br />
&#8211; انتقاد از مسئول ، ممنوع است.<br />
&#8211; اگر برای سئوال سیاسی شما، جواب قانع کننده ای نگرفتید، فهم در جریان عمل بدست خواهد آمد، سطح فهم اعضای سازمان پائین است و همه ی اعضاء به جز رهبری، کج فهمی سیاسی دارند. ( به بیان صریح تر: همه به جز رهبری ناقص العقل هستند).<br />
&#8211; خود را به سازمان و رهبری بسپارید. مسعود همه چیز را گردن می گیرد. لباس های چرک خود را ( منظور گناهان شخصی) را بیان و روی میز رهبری بریزید و دیگر تمام .<br />
&#8211; حمل تناقض ذهنی ممنوع است، تناقضات خود را بیان کنید و هرگز طلبکاری نکنید.<br />
انبوهی از این قوانین بنده ساز و برده ساز را می توانید در سازمان مجاهدین خلق نام ببرید، به وفور از این قوانین ضدانسانی در تشکیلات مجاهدین وجود دارد.</p>
<p>مناسبات در سازمان طوری است که در ابتدا سعی می‌کنند علاقه طرف را به خانواده‌اش از بین ببرند. می‌گویند شما بعنوان یک رزمنده داوطلب برای آزادی ایران و نجات هم‌نوعان و خانواده‌های بدتر از خودتان تلاش می‌کنید و این تعلق‌خاطر به خانواده از انرژی شما در راه مبارزه کم خواهد کرد. اگر به فکر خانواده باشید خالص نیستید و بجای اینکه صد در صد برای امر مبارزه به رهبری وصل باشید مثلا 95 درصد خواهید بود و آن 5 درصد بقیه در زمان مبارزه، دست و پای شما را می‌بندد. پس بهتر است همه چیز را کنار بگذارید و آخرین پیام مسعود هم در سال گذشته این بود که خانواده، منبع فساد است و باید کاملا آن را فراموش کنید.</p>
<p>مخلص تمام این قوانین ضد بشری، دعوت به سکوت و زندگی کورکورانه و گوسفندی در تشکیلات است، ربات گونه زیستن است، در تشکیلات عشق ، دشمن است. اشتیاق ، خیانت است. سکوت ، پاداش دارد. اعتراف به گناه ! یک ارزش است، روسیاه کردن خود و زدن توی سر خود یک ارزش والاست! شخصیت خودتان را و خود واقعی تان را ناپدید کنید. داشتن هویت شخصی و فردی ، یک ضدارزش است. مشت آهنین تشکیلات و زندان و شکنجه ، همیشه بالای سر شماست. چماق رهبری ، همیشه روی سر شماست.</p>
<p>مسعود رجوی یک رهبر نبوده و نیست، او ماگزیمم یک &#8220;زندان بان بزرگ&#8221; است که توانسته است زندان های بزرگی بسازد، مثل :<br />
اشرف 1، اشرف 2(قتل گاه لیبرتی) ، اشرف 3، کمپ تیرانا، همایون، انزلی ، بدیع زادگان، علی نور در بصره، موذرمی در العماره، کوت ، جلولا، پارسیان، باقر زاده، امام ویس، پایگاه ضابطی، پایگاه جلیلی در سلیمانیه و &#8230;</p>
<p>از بغداد تا تیرانا، در تمامی پایتخت های جهان و خانه های تیمی سازمان ، همه و همه چیزی جز یک زندان تشکیلاتی نیستند.</p>
<p>با توجه با تمام مطالب، نیاز است که برای آزادی تک تک اعضای اسیر در سازمان ، کوشیده شود، رسالت انجمن نجات ایران نیز ، با توجه به تمام شرایط زیستی در سازمان بر این اصل استوار است که گرفتاران و فریب خوردگان در این گروهک را باید نجات داد.</p>
<p>به امید آزادی تک تک زندانیان رجوی</p>
<p>محمدرضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68400">قوانین بنده ساز و برده ساز مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68400/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق؛ از یک نیروی سیاسی تا تشکیلاتی بسته و بی‌رحم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68158</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68158#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2026 06:03:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68158</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین خلق یکی از جریان‌های بحث‌برانگیز تاریخ سیاسی ایران است که مسیر خود را از یک سازمان سیاسی به یک تشکیلات بسته و کنترل‌گر تغییر داده است. این تشکیلات که روزگاری خود را مدافع آزادی و عدالت معرفی می‌کرد، امروز بیش از هر چیز نماد کنترل ذهن، اطاعت مطلق و فروپاشی هویت فردی اعضا است. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68158">مجاهدین خلق؛ از یک نیروی سیاسی تا تشکیلاتی بسته و بی‌رحم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجاهدین خلق یکی از جریان‌های بحث‌برانگیز تاریخ سیاسی ایران است که مسیر خود را از یک سازمان سیاسی به یک تشکیلات بسته و کنترل‌گر تغییر داده است. این تشکیلات که روزگاری خود را مدافع آزادی و عدالت معرفی می‌کرد، امروز بیش از هر چیز نماد کنترل ذهن، اطاعت مطلق و فروپاشی هویت فردی اعضا است. بررسی رفتار و ساختار این تشکیلات نشان می‌دهد که مجاهدین خلق دیگر یک جریان سیاسی نیستند، بلکه یک ماشین فرقه‌ای است که اعضایش را از درون خلع سلاح می‌کند و وفاداری بی‌چون و چرا به رهبر و تشکیلات را تضمین می‌کند.</p>
<p>فرقه‌ها برای بقا نیازمند سه پایه هستند: رهبر مطلق و مقدس، ایدئولوژی غیرقابل نقد و ساختار بسته و کنترل‌گر. مجاهدین خلق تمام این پایه‌ها را با شدت پیاده کردند. مسعود رجوی، از رهبر سیاسی تبدیل به مرجع حقیقت مطلق شد و هرگونه پرسش درباره او یا سیاست‌های سازمان، نه اختلاف سیاسی، بلکه خیانت ایدئولوژیک تلقی می‌شد. این قدسی‌سازی رهبر، هسته اصلی تبدیل مجاهدین خلق به یک تشکیلات فرقه ای را شکل داد.</p>
<p>یکی از مهم‌ترین تحولات تشکیلاتی، پروژه‌ای بود که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک معرفی شد. هدف این پروژه، از بین بردن هر گونه وابستگی شخصی و جایگزینی آن با تسلیم کامل به رهبر بود. اعضا مجبور بودند خانواده، خاطرات گذشته و حتی عواطف شخصی خود را کنار بگذارند. آنچه در ظاهر یک تحول ایدئولوژیک نشان داده می‌شد، در عمل ابزاری برای تثبیت سلطه رهبر بود و به اعضا این پیام را منتقل می‌کرد که جهان بیرون و هویت فردی آنها تهدیدی برای تشکیلات است.</p>
<p>در فرقه‌ها، فردیت خطرناک است و در مجاهدین خلق، افراد به تدریج از خانواده، روابط عاطفی، تصمیم‌گیری مستقل و خاطرات شخصی جدا شدند. هدف این بود که اعضا به پیروانی مطیع و قابل کنترل تبدیل شوند. این روند نه صرفاً انضباط سازمانی، بلکه مهندسی روانی اجباری بود که انسانیت و استقلال فرد را هدف قرار می‌داد.</p>
<p>فرقه مجاهدین خلق هرگونه شک و پرسش را سرکوب می‌کرد. انتقاد از رهبر یا تصمیمات سازمان، نه یک بحث سیاسی، بلکه خیانت تلقی می‌شد. حتی اندیشیدن مستقل می‌توانست به عنوان انحراف ایدئولوژیک ثبت شود. در چنین شرایطی، اعضا نه فقط از بیان اعتراض، بلکه حتی از اندیشیدن مستقل می‌ترسیدند. این همان مرحله‌ای است که سازمان سیاسی به فرقه‌ای مطلق تبدیل می‌شود.</p>
<p>پیامدهای انسانی این ساختار شدید و کنترل‌گرانه بسیار گسترده است. وابستگی کامل به رهبر، سرکوب روانی و قطع ارتباط با خانواده باعث شد که اعضا دچار اضطراب مزمن، ترس دائمی و از دست دادن حس آزادی و اختیار شوند. آنها دیگر انسان‌های آزاد نبودند، بلکه سربازان روانی یک تشکیلات فرقه ای شده بودند که تنها هدفشان اجرای دستورات رهبر بود.</p>
<p>امروز مجاهدین خلق نمادی است از مسیر خطرناکی که یک جریان سیاسی می‌تواند طی کند: از مبارزه و آرمان‌خواهی به فرقه‌ای مطلق، بسته و بی‌رحم. قدسی‌سازی رهبر، سرکوب فردیت و ایجاد جهان بسته ذهنی، نشان می‌دهد که بقا و حفظ قدرت رهبر، تنها محور این تشکیلات است. دیگر نمی‌توان آن را یک جریان سیاسی دانست؛ آنچه باقی مانده، فرقه‌ای است که بر اطاعت مطلق و کنترل روانی اعضای خود تکیه دارد و آزادی، عقلانیت و هویت انسانی را قربانی می‌کند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68158">مجاهدین خلق؛ از یک نیروی سیاسی تا تشکیلاتی بسته و بی‌رحم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68158/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جفری اپستین و گیلین مکسول نسخه خارجی مسعود و مریم رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68218</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68218#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 07:41:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[رقص رهایی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68218</guid>

					<description><![CDATA[<p>جفری اپستین سرمایه دار فاسد و قاچاقچی دختران زیر سن قانونی است که اقدامات حیوانی خود را با کمک یک زن به نام «گیلین مکسول» پیش می برد. این زن که به اندازه اپستین منحرف و فاسد بود نقش به سزایی در شکار دختران قربانی داشت. همچنین گفته می شود که بسیاری از امور جزیره [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68218">جفری اپستین و گیلین مکسول نسخه خارجی مسعود و مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جفری اپستین سرمایه دار فاسد و قاچاقچی دختران زیر سن قانونی است که اقدامات حیوانی خود را با کمک یک زن به نام «گیلین مکسول» پیش می برد. این زن که به اندازه اپستین منحرف و فاسد بود نقش به سزایی در شکار دختران قربانی داشت. همچنین گفته می شود که بسیاری از امور جزیره اپستین با کمک تعدادی زن اداره می شده است.</p>
<p>افشاگری‌هایی که توسط خانم های جداشده از تشکیلات مجاهدین خلق همچون “بتول سلطانی”، “زهرا میرباقری”، “فرشته هدایتی”، “نسرین ابراهیمی” و . . . که برخی از آنان قبل از جدایی رده شورای رهبری داشته‌اند، صورت گرفت نیز گویای این حقیقت است که مسعود رجوی بدون کمک مریم رجوی نمی‌توانست زنان را مسخ کرده و به جلسات رقص رهایی ببرد تا به صورت جمعی به عقد او در آیند و در برابرش به صورت عریان برقصند. در این افشاگری‌ها نقش مریم رجوی و برخی از سران زن تشکیلات مجاهدین خلق در کشاندن زنان به این جلسات بسیار بارز است. همچنان که برنامه‌ریزی برای آن که کدام یک از زنانی که به عقد رجوی در آمده بودند در کدام شب با رجوی همخوابه شوند نیز توسط مریم رجوی و با کمک چند تن از سران زن این تشکیلات صورت می گرفت.</p>
<p>تشابه دیگر کار این دو زوج فاسد این است که اپستین و مکسول برای پیشبرد کارشان یک جزیره داشتند که از همه جا جدا بود و در آن جزیره اقدامات ضد انسانی خود را پیش می‌بردند. رجوی‌ها نیز برای پیشبرد کارشان یک جای جدا از دنیا به نام قراگاه اشرف درست کردند و در آن مکان جدا افتاده افکار شوم خود را پیاده می‌کردند.</p>
<p>مورد مشابه بعدی در این دو زوج پلید این است که اپستین و مکسول با کمک افراد ذی نفوذ کارشان را برای خدمت به همان افراد پیش می‌بردند. اپستین با بسیاری از افراد مشهور رابطه داشت و با کمک آنها کار می کرد و در عوض با قربانی کردن دختران نوجوان به آنها خدمات کثیف ارائه می‌نمود. رجوی ها نیز برای رسیدن به اهداف پلید خود از اربابان‌شان کمک می‌گیرند و در ازای دریافت این کمک‌ها به آنها خدمات ضد ایرانی ارائه می‌کنند. مثلا صدام به آنها سلاح، قرارگاه، اطلاعات و امکانات و پول می‌داد و در ازای این امکانات رجوی‌ها هر جایی که ارتش صدام نیاز می‌دید، به مرزبانان ایران حمله می‌کردند و یا افرادی که سیستم اطلاعات دولت صدام تعیین می‌کرد را در ایران ترور می‌کردند.</p>
<p>شباهت بعدی آن است که علیرغم افشای فساد اپستین و مکسول، آنها تا مدت‌ها در زیر چتر حمایت همان افراد ذی نفوذی که برای‌شان دختران زیر سن قانونی را قربانی می‌کردند، قرار داشتند. رجوی‌ها نیز علیرغم افشای ماهیت تروریستی و ضد انسانی‌شان تنها به این دلیل هنوز در مقابل قانون قرار نگرفته‌اند که زیر چتر حمایت اربابان‌شان قرار دارند.</p>
<p>از این رو بایستی اپستین و مکسول را نسخه‌های خارجی مسعود و مریم رجوی دانست. منحرفینی که انسان‌های دیگر را برده‌ای برای کامجویی و ابزاری برای رسیدن به آمال و اوهام شیطانی خود می‌سازند. اما همان‌گونه که روزی تاریخ مصرف اپستین و مکسول به اتمام رسید، پایان تاریخ مصرف رجوی‌ها نیز نزدیک است.</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68218">جفری اپستین و گیلین مکسول نسخه خارجی مسعود و مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68218/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>۱۲ سال حضورم در تشکیلات &#8211; قسمت چهارم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68120</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68120#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 25 Feb 2026 10:59:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68120</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی وارد تشکیلات مجاهدین شدم موضوع جامعه بی‌طبقه توحیدی مورد ادعای مجاهدین برایم جذاب بود و مسئولین در توجیهات و نشست‌هایی که اوایل برایمان می گذاشتند روی این موضوع تاکید داشتند. اما به مرور با آشنایی بیشتر با قوانین مناسبات درون تشکیلات متوجه شدم که ادعای مجاهدین تا واقعیت، فرق بین زمین تا آسمان است. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68120">۱۲ سال حضورم در تشکیلات &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی وارد تشکیلات مجاهدین شدم موضوع جامعه بی‌طبقه توحیدی مورد ادعای مجاهدین برایم جذاب بود و مسئولین در توجیهات و نشست‌هایی که اوایل برایمان می گذاشتند روی این موضوع تاکید داشتند. اما به مرور با آشنایی بیشتر با قوانین مناسبات درون تشکیلات متوجه شدم که ادعای مجاهدین تا واقعیت، فرق بین زمین تا آسمان است. برابری و مساوات فقط در لباس متحدالشکل اعضاء بود و به غیر از این همه چیز لاف و گزاف بود. در پادگان اشرف که از نظر سران تشکیلات به مثابه مدینه فاضله مجاهدین بود همه چیز غرق در تضاد و نابرابری و بی عدالتی بود. گر چه مدال و درجه‌‎ای بر دوش کسی نبود، اما همه چیز طبقاتی اداره می‌شد.</p>
<p>عناوینی مانند M قدیم، M جدید، F و &#8230;  نمودار موقعیت و جایگاه افراد بود. هر فرد به اندازه‌ کرسی خویش از رانت سازمانی برخوردار بود. اما مابقی اعضاء فرو دست و دون‌پایه لایه‌های پایین تشکیلات به صورت مستمر و سیستماتیک شاهد نابرابری و بی عدالتی بودند و در هر لحظه با این پدیده مواجه بودند. به علت زندگی دست جمعی اعضا و محیط ایزوله شده‌ای که در آن قرار داشتند، این تضاد خیلی به چشم می‌‌آمد و راه ‌حل سازمان برای خنثی کردن موج نارضایتی و ابهامات اعضاء نگون بخت با این نابرابری ها مبحث &#8220;قیاس&#8221; بود.</p>
<p>مسئولین به ما می‌گفتند قیاس مرز سرخ و حرام است و اگر قیاس کنید دچار تناقض می‌شوید و با رأس حرم زاویه پیدا می‌کنید. بدین ترتیب، باز هم مجرم و گناهکار ما بودیم که چرا خودمان را با مسئولین خدمتگزار تشکیلات قیاس کردیم و باید فاکت‌های قیاس را پروژه کرده، در نشست عملیات جاری دستمان را رو کرده و اذعان می کردیم که به رهبری برادر مسعود ظلم کردیم!</p>
<p>مسئولین تشکیلات با همین خزعبلات ما را سالهای متمادی به بیگاری کشاندند. در آن تابستان‌های سوزان عراق از کله صبح تا شب باید تانک‌ها و توپ‌های اسقاطی تحویل گرفته شده از ارتش عراق را تعمیر و سرویس می‌کردیم یا ما را گله وار پشت کامیون آیفا جابجا می‌کردند. تازه بنا به دستور F یگان باید در حین تردد شور و فتور هم می‌کردیم، اکتیو برخورد می‌کردیم و در مدح مسعود و مریم ترانه سرایی می‌کردیم.</p>
<p>آسایشگاه فشرده با تعداد نفرات زیاد و تخت‌های سه طبقه ردیف در کنار هم قرار داشتند. برای استفاده از سرویس بهداشتی باید در صف می ایستادیم. برای استحمام باید نوبت می‌گرفتیم. برای استفاده از سینک رخت شویی باید نوبت می‌گرفتیم و همچنین برای اتو کشی البسه! هیچ اختیاری در انتخاب نوع خوراک نداشتیم. هیچ اختیاری در انتخاب پوشش نداشتیم. ساعت‌ها باید در اشعه آفتاب کار می‌کردیم. برای بدیهی ترین مایحتاج باید ریل اداری را طی می‌کردیم بطوریکه خیلی اوقات آنقدر طولانی می شد که جرات نداشتیم پیگیری کنیم و اگر اصرار می‌کردیم در نشست‌های به اصطلاح عملیات جاری مسئول نشست عمدأ ما را در جمع سوژه می کرد و از ما علت و نقطه آغاز درخواست‌ و پیگیری خود را با لحن تندی جویا می‌شد.وای به حال کسی که اعتراض و سئوال می کرد که پس چه شد جامعه بی طبقه توحیدی؟!</p>
<p>آری جامعه بی طبقه توحیدی که تشکیلات مجاهدین خلق از آن دم می زد عملا یک دروغ بزرگ و فقط یک شعار بود. چون در مناسباتش آن را اجرا نمی‌کرد. رجوی با شعارهای دروغین اینچنینی من و خیلی‌های دیگر را فریب داد .</p>
<p>داریوش قنواتی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68120">۱۲ سال حضورم در تشکیلات &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68120/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ساکنان اشرف ۳ چگونه برای پیشی گرفتن پهلوی تنبیه می‌شوند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Feb 2026 10:09:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68040</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکنون با توجه به مسائل و اتفاقاتی که اخیرا افتاده تشکیلات رجوی حال و روز خوشی ندارد و افراد دچار بحران فاکت نویسی شده و مجبور هستند به دروغ بافی برای تشکیلات روی آورده تا خودشان را از گردابی که سرکرده در سوراخ مانده برایشان درست کرده نجات دهند. جمع شدن در برلین آلمان و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040">ساکنان اشرف ۳ چگونه برای پیشی گرفتن پهلوی تنبیه می‌شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اکنون با توجه به مسائل و اتفاقاتی که اخیرا افتاده تشکیلات رجوی حال و روز خوشی ندارد و افراد دچار بحران فاکت نویسی شده و مجبور هستند به دروغ بافی برای تشکیلات روی آورده تا خودشان را از گردابی که سرکرده در سوراخ مانده برایشان درست کرده نجات دهند.</p>
<p>جمع شدن در برلین آلمان و کرایه کردن افراد از کشورهای مختلف برای حضور در برنامه شان چیزی نبود که رجوی انتظار داشت. و پس از آن با گردهمایی بچه شاه در کشورهای مختلف و موضعگیری های غربی ها به حمایت از بچه شاه ، رجوی اکنون باید افسار پاره کرده باشد و شاهد هستیم که هر روز سعی می کند با بیان اینکه آمار آنها دروغ است خود را التیام دهد، انگار آمارهای خودشان درست بوده است!</p>
<p>اما نکته مهمی که وجود دارد رجوی به این فکر افتاده که ما این همه زحمت کشیده و مزدوری کردیم و با اسرائیل جنایت کار همکاری کردیم پس چرا باید ما را کنار بزنند؟ حتما یک جای کار را اشتباه کردیم و باید به سراغ نیروها رفت. همانگونه که در جریان شکست عملیات فروغ جاویدان و فرار مریم به فرانسه در سال 1382 برای اینکه پاسخگو نباشد یقه نیروها را گرفت که مقصر اصلی شما هستید که ما را به تهران نبردید و افراد باید فاکت‌های کارهای نکرده خود را در این زمینه بخوانند .</p>
<p>اکنون هم بعد از شکست مفتضحانه در برلین، نیروها باید فاکتهایشان را بخوانند که چرا بچه شاه از آنان پیشی گرفته است؟</p>
<p>به چند مورد از این فاکتهای احتمالی اشاره می کنم:</p>
<p>افسر آشپزخانه : در موقع شستن قابلمه کم کاری کردم و این کارم باعث شد جمعیت کمتری به برلین بیایند.<br />
افسر بند رخت : بند های بند رخت شل بود آنها را محکم نکردم به همین خاطر کار نکرده این شد که تعداد کمتری به برلین بیایند .<br />
افسر نگهبان شب : در موقع نگهبانی قدری چرت زدم و اینکارم باعث شد تعداد کمتری به تظاهرات بیایند .<br />
افسر ژنراتور : سوخت آنرا کامل نکردم و بهمین دلیل باعث شد تظاهرات برلین را جدی نگیرم و تعداد کمتری بیایند .<br />
مهدی ابریشم چی همسر اول مریم : وقتی مریم را کنار مردان غربی دیدم که اینقدر به هم چسبیده بودند دچار لحظه جیم ( جنسی ) شدم و باعث شد در انجام کار و مسئولیت کم کاری کنم .<br />
افسر صنفی : امروز دیر بیدار شدم تا صبحانه را آماده کنم به همین خاطر کار نکرده من باعث شد که تعداد کمتری به برلین بیایند .</p>
<p>البته می توان هزاران نوع از این مدل فاکت تولید کرد هر کدام از افراد به فراخور حالشان فاکت تولید می‌کنند. این افراد وقتی این فاکت‌های مسخره را می‌نویسند اصلا اعتقادی به آن ندارند. نوشتن فاکت‌ها خروجی ندارد و مشکلی از تشکیلات حل نمی کند. تنها سود رجوی از این شوهای مسخره به زنجیر کشیدن بیشتر افراد نگون بخت می باشد .</p>
<p>مصیبت زدگان اشرف سه که هنوز در خواب زمستانی سال 60 هستند فکر می کنند رجوی می تواند آنان را به سرانجام مقصود برساند ولی هیهات که رجوی با سفسطه بازی و دادن وعده های توخالی و پوشالی می خواهد با گرفتن دلارهای آغشته به خون مردم ایران به حیات خفیف و خائنانه اش ادامه دهد .</p>
<p>ما که در درون تشکیلات بودیم می توانیم درک کنیم که بیشتر اعضای مجاهدین مسئله دار هستند ولی آنقدر در منجلاب مغزشویی رجوی گرفتار شدند که قدرت تصمیم گیری نداشته و منتظرند که فرشته مرگ از راه برسد و همه چیز به یک باره تمام شود.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040">ساکنان اشرف ۳ چگونه برای پیشی گرفتن پهلوی تنبیه می‌شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68040/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تخریب هویت فردی و بازسازی هویت سازمانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68014</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68014#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Feb 2026 06:32:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68014</guid>

					<description><![CDATA[<p>هویت انسان محصول سال‌ها تجربه، روابط اجتماعی و انتخاب‌های شخصی است. وقتی فرد وارد یک ساختار ایدئولوژیک بسته بمانند آنچه مسعود رجوی در سازمان تروریستی و کنترل گر خود ترسیم و اعمال کرده است می‌شود، این هویت به‌تدریج تحت فشار قرار می‌گیرد. نخستین مرحله معمولاً تضعیف منشاء هویت بیرونی است؛ یعنی روابط خانوادگی، دوستی‌ها، علایق [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68014">تخریب هویت فردی و بازسازی هویت سازمانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هویت انسان محصول سال‌ها تجربه، روابط اجتماعی و انتخاب‌های شخصی است. وقتی فرد وارد یک ساختار ایدئولوژیک بسته بمانند آنچه مسعود رجوی در سازمان تروریستی و کنترل گر خود ترسیم و اعمال کرده است می‌شود، این هویت به‌تدریج تحت فشار قرار می‌گیرد. نخستین مرحله معمولاً تضعیف منشاء هویت بیرونی است؛ یعنی روابط خانوادگی، دوستی‌ها، علایق شخصی و حتی خاطرات گذشته. این عناصر به‌گونه‌ای بازتعریف می‌شوند که فرد احساس کند گذشته او ناقص یا اشتباه بوده است.</p>
<p>کنترل گری در تشکیلات خشونت محور مجاهدین خلق به گونه ای است که پس از ایجاد این تزلزل هویتی، مرحله دوم یعنی القای نیاز به بازسازی آغاز می‌شود. فرد تشویق و حتی تهدید می‌شود که برای رسیدن به &#8220;نسخه بهتر&#8221; خود، باید کاملاً با چارچوب فکری اجبار شده هماهنگ شود. این هماهنگی می‌تواند از طریق جلسات گروهی، اعتراف‌های ایدئولوژیک یا فشار روانی جمعی اعمال گردد. در این جلسات، فرد اغلب تجربه می‌کند که افکار خصوصی او نیز موضوع ارزیابی قرار می‌گیرد و حریم ذهنی‌اش به‌تدریج از بین می‌رود.</p>
<p>در تشکیلات رجوی، احساس گناه نقش مهمی ایفا می‌کند. اگر فرد دچار تردید یا نارضایتی شود، به او القا می‌شود که مشکل درونی از خودش است نه از تدابیر رجوی. این مکانیسم باعث می‌شود او به جای نقد سیستم و قبول عواقب ناخوشایند آن، تلاش کند خود را بیشتر تطبیق دهد. در نتیجه، چرخه‌ای از وابستگی ایجاد می‌شود: هرچه فرد بیشتر تلاش می‌کند خود را اصلاح کند، بیشتر به چارچوب سازمان وابسته می‌شود.</p>
<p>بازسازی هویت سازمانی مرحله‌ای است که در آن فرد، ارزشمندی خود را فقط با قبول بی چون و چرای اوامر رهبری مجاهدین احساس می‌کند. موفقیت شخصی، احساس تعلق و حتی معنای زندگی، همگی به میزان وفاداری او گره می‌خورد. این نوع هویت بسیار قدرتمند و البته خفت بار است، زیرا نه‌تنها شناخت فرد بلکه عواطف و انگیزه‌های او را نیز در بر می‌گیرد. به همین دلیل، حتی اگر فرد در بصورت منطقی متوجه مشکلات ساختار شود، در سطح احساسی همچنان وابسته باقی می‌ماند.</p>
<p>این وضعیت می‌تواند به ناسازگاری شناختی منجر شود؛ حالتی که تقریباً همه اعضای این سازمان جنایتکار آن را تجربه کرده اند و در آن فرد میان تجربه‌های واقعی و باورهای ایدئولوژیک تضاد احساس می‌کند. برای کاهش این تنش، ذهن اغلب به سمت توجیه باورهای قبلی می‌رود، زیرا تغییر آن‌ها هزینه روانی و حتی جانی بالایی دارد. آنقدر بالا که برخی افراد حتی پس از خروج از آن تشکیلات نیز مدتی طولانی تحت تأثیر چارچوب ذهنی گذشته باقی می‌مانند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68014">تخریب هویت فردی و بازسازی هویت سازمانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68014/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکل‌گیری ساختار بسته ایدئولوژیک</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68012</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68012#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Feb 2026 10:03:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم کنترل ذهن در مناسبات درونی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68012</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل ساختارهای بسته ایدئولوژیک نشان می‌دهد که چنین نظام‌هایی معمولاً از دل یک روند تدریجی تمرکز قدرت متولد می‌شوند؛ روندی که در آن، سازوکارهای تصمیم‌گیری جمعی به‌ مرور جای خود را به اقتدار فردی می‌دهند و وفاداری به رهبر به معیار اصلی مشروعیت تبدیل می‌شود. در مورد سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران نیز بسیاری از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68012">تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکل‌گیری ساختار بسته ایدئولوژیک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحلیل ساختارهای بسته ایدئولوژیک نشان می‌دهد که چنین نظام‌هایی معمولاً از دل یک روند تدریجی تمرکز قدرت متولد می‌شوند؛ روندی که در آن، سازوکارهای تصمیم‌گیری جمعی به‌ مرور جای خود را به اقتدار فردی می‌دهند و وفاداری به رهبر به معیار اصلی مشروعیت تبدیل می‌شود. در مورد سازمان تروریستی مجاهدین خلق ایران نیز بسیاری از پژوهش‌ها و روایت‌های اعضای سابق نشان می‌دهد که این تمرکز قدرت، تنها یک تغییر مدیریتی نبوده بلکه به دگرگونی عمیق در روابط روانی و هویتی میان فرد و تشکیلات انجامیده است.</p>
<p>وقتی قدرت در یک سازمان به‌شدت متمرکز می‌شود، ساختار آن از حالت نهادی خارج شده و به نظامی شخص‌محور تبدیل می‌گردد. در چنین شرایطی، رهبر نه‌فقط تصمیم‌گیر سیاسی بلکه مرجع حقیقت تلقی می‌شود. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا وقتی یک فرد یا هسته مرکزی به منبع انحصاری تفسیر واقعیت تبدیل شود، امکان نقد و اصلاح درونی به حداقل می‌رسد. اعضا به‌تدریج یاد می‌گیرند که برای فهم جهان، به جای تجربه شخصی یا تحلیل مستقل، به روایت رسمی سازمان مراجعه کنند. این همان نقطه‌ای است که وابستگی شناختی شکل می‌گیرد. بدین ترتیب است که در بسیاری از مباحث از تشکیلات مجاهدین خلق با عنوان &#8220;سازمان مسعود&#8221; یا &#8220;فرقه رجوی&#8221; یاد می‌شود.</p>
<p>در ادامه، سازوکارهای کنترل اجتماعی نیز تقویت می‌شود. نظارت جمعی، گزارش‌دهی متقابل و فشار برای همسانی رفتاری، ابزارهایی هستند که انسجام ظاهری را حفظ می‌کنند. اما این انسجام در واقع نتیجه کاهش استقلال فردی است. فردی که دائماً زیر نگاه ارزیابانه جمع قرار دارد، به‌مرور خودسانسوری را درونی می‌کند و حتی در خلوت ذهنی خود نیز از طرح تردید می‌ترسد. چنین حالتی نشان‌دهنده نفوذ عمیق ساختار قدرت در لایه‌های روانی انسان است که البته به محض خروج فرد از فضای بسته تشکیلاتی، این سازوکار کنترلی کارکرد خود را از دست می‌دهد. بسیاری از اعضای جدا شده از مجاهدین خلق  به خاطر می‌آوردند که به واسطه فضای کنترل اجتماعی حاکم بر تشکیلات، در جلسات خود انتقادی، فشارجمعی و گزارش‌دهی علیه یکدیگر حضور فعال داشتند.</p>
<p>یکی دیگر از عناصر مهم در شکل‌گیری ساختار بسته، ایجاد مرز ذهنی میان «ما» و «دیگران» است. بگونه‌ای که در مرامنامه مجاهدین خلق، جهان بیرون به‌عنوان محیطی خطرناک، فاسد یا دشمن معرفی می‌شود و در مقابل، فضای درونی تشکیلات به‌عنوان تنها پناهگاه حقیقت و امنیت تصویر می‌گردد. این دوگانه‌سازی باعث می‌شود که خروج از ساختار، یک تهدید وجودی تلقی شود. فرد احساس می‌کند که با ترک تشکیلات، هویت، امنیت و معنای زندگی خود را از دست خواهد داد.</p>
<p>این وضعیت می‌تواند به نوعی وابستگی عاطفی مشابه روابط کنترل‌گرانه منجر شود؛ رابطه‌ای که در آن فرد همزمان وابسته و نگران است. به روایت جداشده ها از این تشکلیلات مرموز تروریستی، عمده اعضاء درونی‌ترین تردیدها را تجربه کند اما شاید در زمانی مناسب توانایی تبدیل آن‌ها به اقدام عملی را نداشته باشد. به همین دلیل، فرایند فاصله‌گیری از چنین ساختاری اغلب طولانی، پرتنش و همراه با بحران‌های شدید روانی است.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68012">تمرکز قدرت، انحصار حقیقت و شکل‌گیری ساختار بسته ایدئولوژیک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68012/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دمکراسی و آزادی بیان به سبک قرون وسطایی مریم رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68009</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68009#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Feb 2026 08:28:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68009</guid>

					<description><![CDATA[<p>دیدن فیلم حمله محافظان مریم رجوی به خبرنگار نشریه آلمانی بار دیگر به خاطرم آورد که ادعای دمکراسی و آزادی بیان در سازمان مجاهدین خلق که توسط رهبران آن نشخوار می‌شود، دروغی بیش نیست. آن‌ها با عملکرد خود ثابت کرده‌اند که هیچ اعتقادی به آن چیزی که می گویند، ندارند. بعد از پیروزی انقلاب مردم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68009">دمکراسی و آزادی بیان به سبک قرون وسطایی مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دیدن فیلم حمله محافظان مریم رجوی به خبرنگار نشریه آلمانی بار دیگر به خاطرم آورد که ادعای دمکراسی و آزادی بیان در سازمان مجاهدین خلق که توسط رهبران آن نشخوار می‌شود، دروغی بیش نیست. آن‌ها با عملکرد خود ثابت کرده‌اند که هیچ اعتقادی به آن چیزی که می گویند، ندارند.</p>
<p>بعد از پیروزی انقلاب مردم ایران در سال 57 رجوی سعی کرد با شعارهای فریبنده جوانان خام و ناآگاه را فریب دهد. او با شعارهای دمکراسی خواهی ، آزادی بیان ، سانترالیسم دمکراتیک و برابری سعی کرد تعدادی را دور خود جمع کند .</p>
<p>این شعارها ادامه داشت تا اینکه وارد سازمان شدم. در ابتدا در جلساتی با محوریت هویت که توسط رجوی آموزش داده می‌شد، برای همه الزامی بود فیلم‌ها را ببینند و نظرات خود را بیان کنند. البته همه مباحث تکرار همان شعارهایی بود که قبلاٌ توسط رجوی تکرار می‌شد و تنها تفاوتی که وجود داشت این بود که سازمان چپ مارکسیستی بود و از این طریق ادعا می‌کرد که ایدئولوژی‌اش بسیار انقلابی است و دیگر سازمان‌ها ارتجاعی هستند.</p>
<h3>نقد در تشکیلات مجاهدین خلق</h3>
<p>اما واقعیت در درون مناسبات سازمان چگونه بود‌؟ آیا اساساٌ مسائل تشکیلاتی که سازمان به آن معتقد بود انجام می‌گرفت؟ آیا سازمان به نقد عملکرد خود میپرداخت؟</p>
<p>در اصول مبارزاتی و تشکیلاتی سازمان‌های انقلابی، ارزیابی و نقد خود یک اصل بود اما در سازمان مجاهدین این گونه نبود. در درون تشکیلات هیچ فردی رده پائین نمی توانست به مسئول بالاتر خود انتقاد کند. کسی نمی‌توانست در مورد خط و خطوط به رجوی انتقادی داشته باشد. حتی کادرهای بالای سازمان هم این قدرت را نداشتند. انتقادها همیشه می‌بایست در سلسله مراتب از بالا به پایین باشد. اگر کسی انتقادی به بالا می‌داشت گزارش وی خوانده نمی‌شد. در عوض به او انتقاد می‌کردند که چرا برای رجوی گزارش نوشتند. ولی رجوی برای عوام‌فریبی در نشست‌ها عنوان می‌کرد اگر مشکلی وجود داشت به من نامه بنویسید که همه وعده پوشالی بود.</p>
<p>در حقیقت، در درون تشکیلات اگر کسی مخالفتی با خط مشی رجوی می‌داشت باید زندانی می‌شد و مورد شکنجه قرار می گرفت و اگر کسی مایل بود که از سازمان جدا شود به زندان افتاده و مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت. حتی مواردی بود که در زیر شکنجه کشته شدند مانند پرویز احمدی ، خلیل طهماسبی، قربانعلی ترابی و &#8230;</p>
<h3>مریم رجوی پاسخگو باشد</h3>
<p>مریم رجوی نه تنها باید پاسخگوی روابط تشکیلاتش با صدام حسین باشد، بلکه باید پاسخ دهد چرا او که مدعی نفی اعدام می‌شود، در درون تشکیلاتش این همه شکنجه و اعدام و ضرب و شتم وجود دارد؟</p>
<p>چرا باید زنان از مردان متاهل به اجبار باید طلاق می‌گرفتند و اینکه چرا باید کانون خانواده از هم می‌پاشید؟ چرا باید کودکان به گروگان گرفته شوند تا خانواده شان در اشرف باقی بمانند؟</p>
<p>من وقتی فیلم حمله اوباشان رجوی در آلمان به یک فرد سئوال کننده را دیدیم برایم تازگی نداشت چون قبلا همین اوباش‌ها به دوستان جدا شده در کشورهای مختلف اروپایی حمله کردند که شاهدان و قربانیان زنده آن اکنون در اروپا هستند و می‌توانند شهادت بدهند .</p>
<p>چیزی که در این فیلم بسیار مشهود بود ماهیت واقعی مریم رجوی بود تا نشان دهد حرف زدن از آزادی بیان کافی نیست و باید گلوی هر فرد منتقد را فشرد و حنجره‌اش را درید.</p>
<p>مریم قجر اصلا به آزادی بیان باور ندارد و طی این سالیان هم شاهد بودیم که حتی به یک انتقاد از خودشان پاسخ ندادند. سران مجاهدین هرگز در قبال جنایت‌هایی که مرتکب شده‌اند پاسخگو نبوده‌اند. هر کسی که انتقادی یا پرسشی از آنان کرده، سرکوب شده است.</p>
<h3>علت وحشت رجوی از خبرنگاران</h3>
<p>چرا رجوی‌ها از پاسخ دادن به سئوالات از پیش تعیین نشده خبرگزاری‌ها و یا خبرنگاران فراری هستند؟</p>
<p>پاسخ این است: آنان پاسخ قانع کننده‌ای برای این پرسش‌ها ندارند و می‌دانند که اگر حرف بزنند ماهیت واقعی‌شان فاش می شود.</p>
<p>دیکتاتوری رجوی چنان در سودای قدرت است که هیچ اعتقادی به بیرون از خودش ندارد و همه را دشمن می داند. به همین خاطر است که در چنین منجلابی قرار گرفته و راه برون رفتی از آن متصور نیست.</p>
<p>وقتی سرکرده فرقه تروریستی رجوی آن گونه با اعضای منتقد و مخالف خود برخورد می‌کند، دیگر چه انتظاری می‌توان داشت که در بیرون این برخوردهای غیردمکراتیک را نداشته باشد. وقتی به اوباش خود دستور حمله می‌دهد که در مقابل یک سئوال این گونه افسار پاره کنند، دیگر دم زدن از دمکراسی و آزادی بیان به تف سر بالا شباهت دارد.</p>
<p>اکنون شاهد هستیم که مجاهدین خلق با تمام شعارهای ضد امپریالیستی سر در آخور اسرائیل جنایت کار داشته و حاضرند باز به کشتار مردم ایران کمک کنند. این ماهیت واقعی رجوی مزدور است. مردم ایران هرگز جنایات‌شان را فراموش نمی‌کنند و روزی باید در پیشگاه عدالت، مجبور به پاسخگویی شوند.</p>
<p>هادی شبانی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68009">دمکراسی و آزادی بیان به سبک قرون وسطایی مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68009/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67966</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67966#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Feb 2026 10:27:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67966</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از انقلاب من در آوردی رجوی ها، ضوابط بین مردها و زنها به شدت سخت و توسط سران رجوی کنترل می شد. برای سوخت زدن مردها بایستی صبح به پمپ بنزین مراجعه می کردند و زنها بعد از ظهر. من در تاسیسات کار می کردم و یک خودروی آیفا به من داده بودند که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67966">به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از انقلاب من در آوردی رجوی ها، ضوابط بین مردها و زنها به شدت سخت و توسط سران رجوی کنترل می شد. برای سوخت زدن مردها بایستی صبح به پمپ بنزین مراجعه می کردند و زنها بعد از ظهر. من در تاسیسات کار می کردم و یک خودروی آیفا به من داده بودند که کارهای تاسیساتی را انجام دهم. یک روز بعد از ظهر مسئول ارکان مرا صدا زد و گفت با خودروی تاسیسات برو روابط این نامه را بده و سریع برگرد. من هم نامه چسب خورده و منگنه زده را گرفتم و رفتم روابط تحویل دادم. در حین برگشت آمپر سوخت خودرو را نگاه کردم و دیدم سوخت خودرو رو به اتمام است. با خودم گفتم من که تا اینجا آمدم پس باک خودرو را پُر کنم و به مقر برگردم.</p>
<p>وارد پمپ بنزین شدم یکی از زنها شیفت بود. پرید جلوی خودرو و گفت کجا؟ به او گفتم خودرو سوخت ندارد می خواهم سوخت بزنم. در جواب گفت نمی شود و سریع برو. به او گفتم خودرو سوخت ندارد اگر بروم تا مقر مرا نمی رساند. در جواب گفت از بس که در افکار خودت غرقی آمپر سوخت را نگاه نمی کنی! اسم و فامیل مرا گرفت و گفت 10 لیتر بیشتر نزنی و سریع برو، صبح نوبت سوخت زدن برادران است. 10 لیتر را زدم و به مقر برگشتم و رفتم پیش مسئول ارکان و به او گفتم نامه را تحویل دادم.</p>
<p>جمعه ها نشست مقر در سالن غذا خوری برگزار می شد. بعد از ظهر روز جمعه در سالن جمع شدیم. مسئول نشست به سالن آمد و رفت روی سن و پشت میز و صندلی خودش نشست. بعد از احوال پرسی، چند نفری رفتند پشت میکروفن و از تضادها و مشکلات کاری گفتن. من آخر سالن نشسته بودم، مسئول نشست مرا صدا زد و گفت فواد تو با مشکلی برخورد نکردی که در جمع بگویی؟ گفتم خیر . در ادامه گفت مگر می شود تو موردی یا مشکلی نداشته باشی؟! بیا پشت میکروفن من به تو می گویم تو چه موردی داری . خشکم زد با خودم گفتم باز چی شده! رفتم پشت میکروفن و مسئول نشست گفت تو خجالت نمی کشی بعد از ظهرها که نوبت سوخت زدن خواهران است به پمپ بنزین می روی؟! تو در پمپ بنزین چه غلطی می کردی؟ می خواستی انقلاب خواهر مریم را سوراخ کنی؟ من خشکم زده بود! مورد پمپ بنزین را فراموش کرده بودم.</p>
<p>یک سری نفرات کاسه داغ تر از آش آمدند کنار من ایستادند و می خواستند به من حمله کنند. مسئول نشست در ادامه گفت توضیح بده. من هم گفتم رفته بودم روابط نامه بدهم سوخت ماشین رو به اتمام بود حواسم نبود که بعد از ظهرها نوبت خواهران است، رفتم سوخت بزنم و کسی هم در پمپ بنزین نبود. فقط یک خواهری آنجا بود که شیفت بود. مسئول نشست گفت: همین؟ تو گفتی ما هم باور کردیم!</p>
<p>همگی ریختن روی سرم و به من بد و بیراه گفتند. مسئول نشست آنهایی که به من بد و بیراه می گفتند را ساکت کرد و به آنها گفت بروید بنشینید. حالا نوبت مسئول تشکیلات برادران شد. آمد پشت میکروفن و گفت تو چطور جرات کردی بعد از ظهر بروی پمپ بنزین؟ من هم گفتم مگر قتل کردم؟ در جواب گفت کاش قتل می کردی تو با این کارت به انقلاب خواهر مریم دهن کجی کردی. یک بار دیگر تکرار کنی با تو برخورد فیزیکی می شود. مسئول نشست به مسئول تشکیلات برادران گفت بیا این ضوابط را برای همه بخوان.</p>
<p>ضوابط خوانده شد:<br />
مراجعه به پمپ بنزین، صبح برادران، بعد از ظهر خواهران<br />
بعد از اصلاح صورت برادران حق ندارند اُدکلن و یا کرم به صورت بزنند<br />
در نشست ها برادران حق ندارند پشت سر خواهران بنشینند<br />
سلام کردن به خواهران مرز سرخ است و ممنوع است<br />
اصلاح سر برادران بایستی معمولی باشد، طرح دار نباشد و برخورد جدی می شود .</p>
<p>آن روز هم نشست با سوژه شدن من به پایان رسید .</p>
<p>فواد بصری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67966">به پمپ بنزین پادگان اشرف مراجعه کردم و سوژه نشست شدم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67966/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره ای از نقض اولیه حقوق انسانها در تشکیلات رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67725</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67725#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Dec 2025 08:34:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67725</guid>

					<description><![CDATA[<p>من علی اصغر باباپور هستم و می خواهم به مواردی از نقض حقوق افراد در سازمان مجاهدین اشاره کنم تا برای همگان قابل رویت و ملموس باشد. حرفهایی که مریم رجوی می زند و مدعی حقوق بشر است همش کذب محض است و هیچ سند اجرایی ندارد و می خواهد با بیان این گونه حرفها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67725">خاطره ای از نقض اولیه حقوق انسانها در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من علی اصغر باباپور هستم و می خواهم به مواردی از نقض حقوق افراد در سازمان مجاهدین اشاره کنم تا برای همگان قابل رویت و ملموس باشد. حرفهایی که مریم رجوی می زند و مدعی حقوق بشر است همش کذب محض است و هیچ سند اجرایی ندارد و می خواهد با بیان این گونه حرفها برای خود کسب درآمد کند.</p>
<p>من از شاهدان نقض حقوق افراد در تشکیلات رجوی بودم و قصد دارم به چگونگی سرکوب، کشتن عواطف و احساسات و خفه کردن افراد در نشست هایی با عنوان غسل هفتگی و عملیات جاری اشاره کنم.</p>
<p>نشست غسل هفتگی اساسا در پایان روز جمعه هر هفته برگزار میشد و همه افراد باید فاکتهایی از مدل جنسی که به ذهن می زد را نوشته و در جمع می خواندند و جمع نیز با توهین کردن و فحش دادنهای مکرر به فرد می فهماندند که مرز سرخ را رد کرده است . رجوی عنوان می کرد انجام این گونه نشست ها از نان شب هم واجب تر است و در هر شرایطی باید برگزار شود. فاکتها به این صورت بود که حتی در خواب اگر به یاد فامیل و یا مادر و یا مسائلی دیگر می افتادی باید در جمع می خواندی! خلاصه فرد نباید چیزی را در ذهن نگه می داشت و اگر به یاد خانواده ات می افتادی به تو برچسب شعبه وزارت اطلاعات و یا سپاه می زدند و اراجیفی از این مدل.</p>
<p>رجوی ها این گونه سعی داشتند مغز و فکر افراد را تسخیر نموده و در کنترل خود نگهدارند تا افراد اراده ای از خود نداشته باشند البته نوشتن این گونه فاکتها هیچ تاثیر مثبتی روی افراد نداشت و به صورت تکراری هر هفته ادامه پیدا می کرد. ولی با وجود دانستن مسئولین باز رجوی ها خواهان ادامه این گونه نشست ها بودند و حاضر نبودند قبول کنند خطی که در مورد حل شدن تناقض جنسی بیان می شود به شکست انجامیده است.</p>
<p>رجوی همیشه به دنبال از بین بردن عواطف انسانی بود. عشق ورزیدن ممنوع بود و هیچ وقت فرد نمی توانست حتی به زیبایی های زندگی هم فکر کند، عشق ورزیدن به خانواده ممنوع بود و بطور مداوم کینه و دشمنی علیه پدر و مادر و بقیه اعضای خانواده تبلیغ می شد.</p>
<p>در تشکیلات سازمان عشق ممنوع بود. خانواده مساوی بود با دشمن ، زن و زندگی به معنی فاصله گرفتن از رهبری بود و خیانت نامیده می شد، صحبت کردن زن و مرد به صورت تکی رد کردن مرز سرخ بود و باید فرد مورد برخورد تشکیلاتی قرار می گرفت.</p>
<p>سر برخورد نکردن با زنان و یا کمک نکردن به آنها به نمونه ای که خودم درگیرش بودم اشاره کنم تا برای همه روشن شود ما در چه تشکیلات مخوفی بسر می بردیم.</p>
<p>در یکی از روزهای سال ۹۴ در لیبرتی بود هوا تازه داشت تاریک می شد من در قسمت مان که نزدیک سالن غذا خوری مشغول کار بودم که ناگهان صدای جیغ کشیدن و زمین خوردن زنی به نام نرگس حاج قاسمی را شنیدیم من به همراه چند نفر دیگر که در محوطه بودیم می توانستیم به کمک آن زن برویم ولی به خاطر اینکه جرات نداشتیم به او کمک کنیم به سمتش نرفتیم و منتظر ماندیم تا چند زن دیگر به کمکش رفتند و به بیمارستان بردند چون اگر کمکش می کردیم باید در نشستهای درونی جواب پس می دادیم که چرا مرز سرخ را رد کردیم. آری تشکیلات رجوی اینگونه است حتی کمک کردن به هم نوع، اگر زن باشد ممنوع است.</p>
<p>در مورد نقض حقوق افراد و فشار تشکیلاتی می توان ساعتها حرف زد ولی سعی کردم به صورت مختصر به مورد کوچکی اشاره کنم تا برای همگان ماهیت فریبکارانه مریم رجوی برای همه روشن شود.</p>
<p>علی اصغر باباپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67725">خاطره ای از نقض اولیه حقوق انسانها در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67725/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
