نقد عملکرد کارکنان و اعضای هر سازمان و تشکیلاتی برای ارتقاء و پیشرفت عملکرد آن، از اصول مدیریت سازمانی است. همه اعضای سازمان از سطوح بالای مدیریتی تا سطوح پایینتر باید به این اصل پایبند باشند. اما در داخل تشکیلات مجاهدین بحث نقد و انتقاد از خود، چه کاربردی دارد؟ در تشکیلات مجاهدین خلق، انتقاد […]
نقد عملکرد کارکنان و اعضای هر سازمان و تشکیلاتی برای ارتقاء و پیشرفت عملکرد آن، از اصول مدیریت سازمانی است. همه اعضای سازمان از سطوح بالای مدیریتی تا سطوح پایینتر باید به این اصل پایبند باشند. اما در داخل تشکیلات مجاهدین بحث نقد و انتقاد از خود، چه کاربردی دارد؟
در تشکیلات مجاهدین خلق، انتقاد به عنوان یک ابزار سرکوب به کار میرود. در نشستهای انتقادی روزانه به نام عملیات جاری همه افراد باید اجبارا شرکت کنند. حتی اگر مریض هم باشند بنا به گفته مسعود رجوی، رهبری این سازمان، افراد باید با برانکارد هم که شده، شرکت کنند.
کارکرد این ابزار برای رجوی این است که وقتی فردی در جمع فاکتهای خودش را میخواند به تشکیلات گرای خودش را میدهد که از لحاظ ذهنی در چه مختصاتی بسر میبرد، بدین ترتیب رجوی میخواهد ذهن افراد را بشکافد و بفهمد آیا سوژه مورد نظر با رهبری سازمان زاویه دارد یا خیر؟ یا آیا در جهت خط و خطوط سازمان حرکت می کند؟
نشستهای عملیات جاری به معنی واقعی کلمه جلسات تفتیش عقاید هستند. در چنین شرایطی اگر مسئولین بین اعضای سازمان با رهبری فاصلهای حس کنند دیگر به آن فرد اعتماد نمیکنند؛ آن فرد را سوژه میکنند، تا با خواندن فاکتهای بیشتر دستش را بیشتر رو کند.
طبق ضوابط تشکیلاتی، جمعی که در نشست حضور دارند همه باید در برابر فردی که سوژه شده، موضع بگیرند، نه به شکل عادی و نرمال بلکه با داد و فریاد، با توهین و تحقیر و حتی مواردی داشتیم که به کتک کاری هم راه پیدا می کرد. فرد سوژه در آن جایگاه فقط باید گوش کند، حق ندارد پاسخ بدهد. اگر کسانی که در نشست انتقادی حضور دارند، علیه سوژه حرف بی ربط هم بزنند و حتی دروغ بگویند، سوژه باید انتقادهای دروغین آنها را گوش کرده و سپس اثبات کند که آنها درست می گویند.
بر خلاف عرف دنیا طبق ضوابط تشکیلاتی مجاهدین خلق، سوژه نه تنها نباید به توهینها و افتراها اعتراض کند، بلکه باید حرفهای جمع را که به ناحق نثارش میکنند به دقت گوش کند و سپس وقتی مسئول نشست اجازه صحبت کردن را داد، صحبت کرده و ابراز ندامت کند. او در نهایت باید تعهد بدهد که دیگر “در زمین دشمن” به قول خودشان فعالیت نکند.
در یک کلام رجوی با این نشستها افراد را شکنجه روحی و روانی میکرد. مخصوصا اگر کسی حرف خروج یا جدا شدن از تشکیلات را بزند دیگر آن نشست را تبدیل به جهنمی می کنند تا روان سوژه را در هم بریزند و پس از فروپاشی روانی، فرد را وادار کنند از مواضع خودش عقب نشینی کند. این شمهای از طومار عملکرد ضد انسانی، ضد دمکراتیک و ضد آزادی مجاهدین خلق است.
محمدرضا گلی

