<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مجاهدین ws</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-ws/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مجاهدین-ws</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Oct 2020 05:39:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>مجاهدین ws</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/مجاهدین-ws</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نشانه استیصال در پیام تکراری شهریور 86 مسعود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6944</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6944?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فریب]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[موضع گیری های مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/09/08/%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%b5%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%aa%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b1-86-%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اما اینکه چرا انتشار این پیام لازم الانتشار جای خود را به پیام تکراری سال پیش رجوی در همین ایام داده است از نکات قابل تعمق است. موضع تلویزیون مجاهدین از یک سو دال بر انفعال و سکوت رجوی در قبال اتفاقات اخیر می کند و از سوی دیگر با پخش تکراری پیام او بر ضرورت و نیاز انتشار چنین پیامی تاکید می کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6944">نشانه استیصال در پیام تکراری شهریور 86 مسعود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span>همزمان با تحولات اخیر و جایگزینی نیروهای عراقی به جای آمریکایی ها برای کنترل قرارگاه اشرف، تلویزیون مجاهدین اقدام به پخش قسمت هایی از پیام شهریور سال گذشته(1386) مسعود رجوی نمود. این شاید برای اولین بار باشد که به ضرورت صدور اعلامیه یا پیامی از سوی رجوی، تلویزیون مجاهدین اقدام به پخش پیام تکراری از رجوی می کند. آنچه در این خصوص حائز اهمیت نشان می دهد اینکه با توجه به اتفاقات اخیر انتشار پیامی از سوی مسعود رجوی کاملا امری قابل انتظار و پیش بینی بوده است. اما اینکه چرا انتشار این پیام لازم الانتشار جای خود را به پیام تکراری سال پیش رجوی در همین ایام داده است از نکات قابل تعمق است. موضع تلویزیون مجاهدین از یک سو دال بر انفعال و سکوت رجوی در قبال اتفاقات اخیر می کند و از سوی دیگر با پخش تکراری پیام او بر ضرورت و نیاز انتشار چنین پیامی تاکید می کند. مضاف بر اینکه تلاش شده در این موضوع گیری رندانه ضمن سرپوش گذاشتن بر اصل موضوع و بحران ها، راه حلی نیز برای برون رفت از آنها ترسیم و بر روی آنها تاکید شود. این خط را در پیام رجوی دنبال می کنیم. این نگاه از سویی محصول نادیده گرفتن شرایط موجود و از سوی دیگر مولود پاسخ گفتن به بحران موجود است. برای دریافت این تناقض ناگزیر باید ببینیم رجوی در انتشار این پیام آرشیویی چه اهدافی را دنبال می کرده است: </span> </p>
<p><span>1- رجوی در این پیام فرضی الزاما باید حرف های تازه ای برای گفتن داشته باشد. </span> </p>
<p><span>2- مهمترین موضع گیری رجوی باید حول وعده دو ساله و اتمام آن و همچنین نتایج حاصله از آن باشد. </span> </p>
<p><span>3- واگذاری کنترل اشرف به دست نیروهای عراقی خواسته یا ناخواسته باعث بروز یک سونامی در کلیت سازمان مجاهدین خواهد شد. سونامی دقیقا تعبیری است که پیشتر رجوی بر روی بحران های متعدد گذاشته است. به نظر می رسد سونامی واقعی برای مجاهدین در حال وقوع است. راست است هم رجوی و هم سران مجاهدین برای گریز از هر گونه پاسخ گویی در قبال این سونامی تکرار حرف های گذشته را به سکوت مطلق ترجیح داده اند. </span> </p>
<p><span>4- مهمتر از همه اینکه رجوی به هزار و یک دلیل نمی تواند در قبال این اتفاقات به طور مطلق سکوت کند. سکوت او در قبال این اتفاقات به معنی وادادن تمام و کمال به شرایط است. به معنی پذیرش استیصال و انفعال و&#8230; است. وقتی او در قبال کمترین توفیق ها دستپاچه مبادرت به ارسال پیام های بزرگ و تاریخی می کند، لاجرم نمی تواند شکست های بزرگ را بی توجه و الفتات و موضع گیری به فراموشی بسپارد. مضاف بر اینکه سکوت مطلق در قبال این تحولات به گونه ای به تشدید سردرگمی و انزوا و پاسیو شدن اعضاء کمک شایانی می کند. </span> </p>
<p><span>رجوی در چنین شرایطی با انتشار و گزیده کردن پیام شهریور سال گذشته در واقع با یک تیر فرضی چند نشان فرضی تر دیگر را می زند، این نشانه ها را دنبال می کنیم: </span> </p>
<p><span>1- رجوی ضمن بی پاسخ گذاشتن تمام بحران های موجود از جمله سیکل معیوب پیش بینی ها و پیش گویی های اش در خصوص شراب دوساله و تقدیر آن، تنها به واگویه تکراری و ملال آور گذشته بسنده می کند. تا از این طریق حس ترحم اعضای خود را در تقابل با وضعیت سردرگم موجود تحریک کند. </span> </p>
<p><span>2- رجوی می داند تشکیلات اش از این پس با پس لرزه های شدیدتری نسبت به گذشته مواجه خواهد شد، برای خنثی سازی آنها ناگزیر است بار دیگر از موضع بستانکاری با مریدان خود برخورد کند. به همین دلیل به جای ارائه توضیحی چالش های احتمالی آنها را با انواع برچسب ها این گونه پاسخ می دهد: </span> </p>
<p><span>&quot;اگر مجاهد و شیفته آزادی مردمتان هستید، راست بگویید، آیا بها &zwnj;ـتمامی بها&zwnj;ـ را می&zwnj;پردازید یا می&zwnj;خواهید چند صباحی &laquo;خوش&zwnj;نشین&raquo; میدان مبارزه و مجاهدت باشید و برای خودتان هم، اسمی و رسمی و سابقه&zwnj;ای دست و پا کنید و از مزایای آن استفاده کنید؟!&quot; </span> </p>
<p><span>و به همین منوال وقتی از مجاهد بودن به عنوان یک منت یاد می کند مقصودش بستن همه راه ها و مفرهای احتمالی برای طرح هر پرسش و چرا و چالشی است. وقتی تاکید می کند: </span> </p>
<p><span>&quot;وقتی نعمتی که خدا به آدمی ارزانی داشته خیلی بزرگ است، اسمش منّت است. بالاترین منّت زمانه ما بر من و شما و همه ما، منّت مجاهد بودن و مجاهد ماندن است.&quot; </span> </p>
<p><span>3- رجوی به این ترتیب به جای هر گونه پاسخ گویی به شرایط و بن بست های موجود همه کاسه کوزه ها را بر سر اعضای خود خراب می کند و ادامه فدا و صدق و طلب هایش را جستجو می کند. او به زبان بی زبانی و علیرغم تکراری بود پیامش، کماکان با احتساب شرایط موجود بر تازه گی و نو بودن دلالت دارد. او به زبان بی زبانی می گوید مجاهد خلق چاره ای ندارد جز اینکه با توسل به باورهای گذشته خود کماکان بر مسیر رهبری مجاهد خلق تاکید کند. </span> </p>
<p><span>4- و نکته آخر پارادوکسی است که رجوی و تلویزیون مجاهد از وضعیت موجود و نتیجه گیری خود می کند. برای رسیدن به این مقصود چاره ای ندارد جز اینکه کماکان به گذشته ها و ترفندهای مستعمل شده متوسل شود. جایی که به نقل انتشار بیانیه گذشته اکتفا می کند و می نویسد: </span> </p>
<p><span>&quot;دیدید که با چنگ&zwnj;زدن به ریسمان خدا و خلق و انقلابی که مریم عرضه کرد، در چهار سال و نیم گذشته، آن&zwnj; همه توفان و بحران و ضربه و توطئه، طرح و نقشه و فشار برای از&zwnj; میان برداشتن و متلاشی &zwnj;کردن مجاهدین(با به&zwnj; کار&zwnj;گرفتن امکانات 10دولت) نه&zwnj; فقط به &zwnj;جایی نرسید، بلکه حتی نتایج معکوس داد و مجاهدین بی&zwnj;سلاح، بدون مبالغه، در عرصه سیاسی و اجتماعی و تاریخی، بالاتر هم رفتند. بالقوه، قویتر هم شدند. سرفراز، روسفید و گردن&zwnj;فراز!&quot; </span> </p>
<p><span>به این ترتیب پیام سال گذشته رجوی در آستانه اتفاقات تعیین کننده اخیر تبدیل به یک اهرم تهاجمی بر علیه خیل اعضایی می شود که بیش از هر چیز می خواهند بدانند موضع رهبری شان در قبال تحولات آتی چیست؟! وی کماکان به جای هر گونه توضیحی درباره وضعیت اکنون به کلیشه ها و شعارهای همیشگی اش پناه می اورد. </span> </p>
<p><span>مجاهدین دبلیو اس، هفتم سپتامبر 2008</span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6944">نشانه استیصال در پیام تکراری شهریور 86 مسعود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6944/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ارتفاع پست، سازمان مجاهدین بزنگاه زندگی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6875</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6875?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Aug 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ساختار ایدئولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/08/21/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%b9-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>این دستگاه فکری که ظاهرا در مناسبات بیرونی اش داعیه نوع دوستی، آزادی خواهی، عدالت طلبی، انسان گرایی و ستایش زندگی و آرمان گرایی دارد، اما در مناسبات درونی در تقابل دائم و پیوسته با ذات زندگی و مکانیزم های شکل دهنده آن عمل می کند. و جالب تر اینکه برای توجیه و تئوریزه کردن موجودیت خود به تناسب شرایط و اقتضای پیشرفت های تاریخی در زمینه نظری و علمی، می کوشد خود را همسویی با این تحولات نشان بدهد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6875">ارتفاع پست، سازمان مجاهدین بزنگاه زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span>خبر مسرت بخش ازدواج آقای ابراهیم خدابنده در روزهای گذشته انگیزه نوشتن این مقاله است. ضمن تبریک به ایشان و ارج گذاشتن به تلاش تازه شان برای بازگشت و تجربه جنبه های عینی تر و پایدار زندگی تلاش می کنیم گذرا و اشارت وار به چرایی و چگونگی و مکانیزم شیوه های فرقه رجوی که معطوف و متمرکز بر نفی و ضدیت تمام و کمال با موضوع زندگی و در نهایت خانواده است، بپردازیم. شاید به زعم بسیاری که کمتر از فلسفه وجودی فرقه ها و به خصوص از اهداف و آموزه های فرقه رجوی اطلاع دارند، پرداختن به چند و چون و اهمیت دادن به یک امر عادی و معمول (در حیات فردی و اجتماعی انسان از جمله ازدواج کردن و تشکیل خانواده)، اقدامی کاملا غیرمنتظره و تعجب آور تلقی شود، اما همه اهمیت موضوع دقیقا از فهم و درک همین پارادوکس ناشی می شود. </span> </p>
<p><span>اینکه چگونه آموزه های یک گروه می تواند اعضاء و پیروان خود را نه تنها متقاعد و مجاب به ترک زندگی معمول که به کیفیتی غافلگیرکننده از دافعه و تنفر و انزجار نسبت به آن ناگزیر کند. برای فهم این نکته کلیدی که بدانیم فرقه ها چگونه و با چه مکانیزم هایی پدیده ها و امور بدیهی زندگی و بقا و حیات انسانی از جمله ازداوج را به مرز سرخ و تابو تبدیل می کنند، پیش از آن باید بدانیم رهبران این گروه ها که معمولا به گروه های فرقه ای شناخته می شوند، چه نفعی از این بدعت ها می برند. واقعیت این است چنین گرایشی در مناسبات مجاهدین خلق تا آنجا که حافظه تاریخی گواهی می دهد منحصر و مختص این گروه نبوده و نخواهد بود. تبارشناسی این دستگاه فکری که آشکارا بر تناقض بیرونی و درونی راه باز می کند و ادامه حیات می دهد، به دهه های پیش که بلکه به قرن ها بیشتر مربوط می شود. به جنبش ها و اندیشه هایی که اساسا حیات و بقای خود را در تحمیق و اسیر کردن نوعی انسان به مناسباتی خارج از نرم های اجتماعی و بشری دعوت می کند و تلاش دارد تا موضوعیت خود را در تقابل پیوسته و همواره با وضعیت موجود اثبات کند. </span> </p>
<p><span>این دستگاه فکری که ظاهرا در مناسبات بیرونی اش داعیه نوع دوستی، آزادی خواهی، عدالت طلبی، انسان گرایی و ستایش زندگی و آرمان گرایی دارد، اما در مناسبات درونی در تقابل دائم و پیوسته با ذات زندگی و مکانیزم های شکل دهنده آن عمل می کند. و جالب تر اینکه برای توجیه و تئوریزه کردن موجودیت خود به تناسب شرایط و اقتضای پیشرفت های تاریخی در زمینه نظری و علمی، می کوشد خود را همسویی با این تحولات نشان بدهد. با این حال بخش اعظم و کلیدی توان و بضاعت خود را برای اثبات مشروعیت و موجودیت اش از نفی گذشته و حال و احاله امور به آینده فرضی عاریه می گیرد. اگر تقابل و درافتادن با قانومندی های هستی را به نوعی مصداق ارتجاع و عقب مانده گی تلقی کنیم، عجیب خواهد بود که از این منظر چنین نگرشی ویران گرانه به موضوع هستی در حرف داعیه رادیکالیسم و انقلابی گری داشته باشد. اما تجربه های پیشین نشان داده که رادیکالیسم و ارتجاع در ماهیت آبشخورهای واحدی دارند. اگر رادیکالیسم راه خود را برای آینده فرضی از تغییر دادن رویه جاری و معمول زندگی و ویرانگری و تخریب شالوده ها و بنیادهای حیات بشری از جمله خانواده و فنون مجاب سازی و انقیاد انسان به خود هموار می کند، در نقطه مقابل دشمنان بی نقاب تکامل و عقب مانده از قافله باید، به الگوهای امتحان پس داده ای در پساتوی تاریخ متمسک شوند. </span> </p>
<p><span>هر دو گروه چه رادیکال ها و چه عقب مانده های تاریخی، برای نیل به وعده های فرضی خود در آینده ای موهوم ناگزیر باید اکنون و حال را به عنوان دسترس ترین امکان برای اعمال هر گونه تغییر تدریجی و کمی به سوی یک نرم و مدل عقلانی و خردورزانه نفی و از اساس با موضوعیت زندگی و حالیت و تمام الزامات و قانونمندی های بدیهی اش نه تنها به نفی و عناد که به الگویی غیرقابل تحمل و براندازانه تبدیل کنند. درک این معنی که چرا فرقه رجوی مریدان خود را نسبت به مناسبات بیرون از فرقه به دافعه و تنفر و عوامل بقاء و ادامه آن از جمله تشکیل خانواده را به تابو و مرزسرخ تبدیل می کند، در این نکته نهفته است که او می خواهد به بهانه (نه گذشته و نه اکنون) انقیاد انسان به نفس خود را در پوش و وعده آینده موهوم تضمین کند. </span> </p>
<p><span>شاید برای خردورزان باور و درک این معنی که چگونه یک امر بدیهی و حیاتی به مرزسرخ تعبیر می شود تا جائی که همین امر دشوار و ناشدنی جلوه کند، اما راز و رمز درک این به ظاهر غیرممکن جز از فهم کردن عناد فرقه با خردورزی و عقلانیت و ماهیت عقب مانده گی و استثمار و خلق مکانیزم های برده داری نوین ممکن نیست. شاید بتوان بخشی از مولفه ها و آموزه ها فرقه رجوی را در تبارشناسی تاریخی این جریان ها شناسه و فهم کرد. در جایی که مریدان باید از همه گذشته و اکنون به بهانه آینده ای تهی از کمترین انتفاع و لذت از زندگی و خرد و عقلانیت خود را بی کمترین پرسشی قربانی کنند. با چنین پس زمینه ای در اندیشه فرقه رجوی درک این مهم که چرا او با هر گونه سرخوشی و انتفاع از زندگی کینه می ورزد، مشکل نیست. رجوی اصرار دارد برای فهم و داوری درباره هر پدیده ای و فهم بدیهی ترین امور از جمله ازدواج اش با مریم عضدانلو، یا به بی نهایت نگاه کنیم و یا به بی نهایت پائین. </span> </p>
<p><span>در بینش او درک واقعیت و زندگی به همان سان که هست و جلوه می کند امکان پذیر نیست. به همین دلیل ازدواج اش با مریم را در اوج، و تبلور اراده هستی می انگارد و از سوی دیگر انعطاف و تمایل فطری و بدیهی مریدان اش به زندگی را ضدارزش تلقی می کند. هوفر در کتاب ارزشمند مرید راستین به پدیده باورپذیری به عنوان مکانیزمی برای درک و فهم دنیای فرقه ها اشاره دارد. باوراندن این معنی به مریدان که زندگی کردن و لذت جویی مشروع و کامروائی عقلانی و خلاصه آمیخته شدن و منتفع شدن از همه لذت های ذاتی و&#8230; امری ضدارزش و غیراخلاقی است. او فلسفه این پوچ اندیشی رادیکال نما و انقلابی!!! را تنها بخشی از پروسه مجاب سازی و تعمیق انسان در مناسبات فرقه ای تعبیر می کند و می نویسد:</span> </p>
<p><span>&quot;جنبش (رادیکال) تفریح و آرامش را بی ارج می شمرد و زندگی دشوار را می ستاید. لذت جویی عادی را کم ارزش یا بی اعتبار می داند و رفتن در پی خوشبختی فردی را غیراخلاقی تلقی می کند. برخورداری را معامله با دشمن -اکنون- می شمرد. هدف اولیه آرمان ریاضت کشانه ای که بیشترِ جنبش های توده وار تبلیغ می کنند، پروردن و میدان دادن به بی اعتنایی به اکنون است. کارزار علیه امیال و غریزه ها همان تلاش برای سست کردن رشته های محکم پیوند با اکنون است. این که چنین زندگی فردی ناشادی در مقابل یک پیشینه سرزنده و دراماتیکِ زندگی باشکوه جمعی قرار دارد، در خدمت برجسته کردن بی ارزش آن است.&quot; * </span> </p>
<p><span>ازدواج آقای ابراهیم خدابنده از این حیث واجد اهمیت است که ایشان در واقع با پیروی از یک سنت طبیعی و رایج، به اراده و خواست رهبر یک فرقه که خود را حائل بین زندگی درون و بیرون از فرقه قرار داده پشت پا زده است. او بر خلاف رجوی که زندگی و حیات را فاقد ارزش توصیف کرده، به روی زندگی لبخند زده و آشکارا ایدئولوژی و آموزه های ارتجاعی و ضدتکاملی او را به چالش کشیده است. او فاصله یک امر بدیهی و غیرممکن را درنوردیده و در عین تابوشکنی به زندگی بازگشته است. اینکه چگونه زندگی کردن به یک تابو و خط قرمز تبدیل می شود، راز و رمز درک دنیای فرقه رجوی است.</span> </p>
<p><span>* کتاب مرید راستین. نوشته اریک هوفر. ترجمه شهریار خواجیان. انتشارات اختران. ص 70.</span> </p>
<p><span>مولف: بهار ایرانی </span> </p>
<p><span>منبع: </span><span  Mojahedin.ws</span><span> </span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6875">ارتفاع پست، سازمان مجاهدین بزنگاه زندگی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6875/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت چهارم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6649</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6649?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/18/%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%82-4/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سومین کارکرد پروسه خوانی در مناسبات فرقه ای سازمان مجاهدین کاربردی پیش گیرانه در مقابله و مواجهه با بروز تمایلات اعتراضی و در نهایت به قصد جلوگیری از هر گونه انشعاب و یا انشقاق درونی اعمال می شود. بن بست های استراتژیکی سازمان مجاهدین خلق به خصوص در اواخر سال 1363 باعث بروز چالش هایی نسبت به رهبری مجاهدین گردید.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6649">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >3- کارکرد اطلاعاتی به جهت تصفیه و حذف نیروهای مستعد برای انشعاب و انشقاق </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >سومین کارکرد پروسه خوانی در مناسبات فرقه ای سازمان مجاهدین کاربردی پیش گیرانه در مقابله و مواجهه با بروز تمایلات اعتراضی و در نهایت به قصد جلوگیری از هر گونه انشعاب و یا انشقاق درونی اعمال می شود. بن بست های استراتژیکی سازمان مجاهدین خلق به خصوص در اواخر سال 1363 باعث بروز چالش هایی نسبت به رهبری مجاهدین گردید. انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین در واقع پاسخ رهبری به این چالش ها و در ادامه اعمال نظارت پیوسته بر کلیه نیروها بود. اما اعمال این محدودیت ها الزاما باید تئوریزه و در راستای وظایف تشکیلاتی قانونمند و نهادینه می گردید. انقلاب ایدئولوژیک در واقع به منزله ظرفی بود که تمامی ساختارهای پیشین مجاهدین را ابتدا به چالش و در ادامه الزامات دیگری را جایگزین می کرد. سوای کلیه الزامات، پدیده پروسه خوانی در این مقطع موثرترین ابزار برای ردیابی این چالش های درونی بود. طرح انحراف اخلاقی رهبری مجاهدین (صرفنظر از اینکه اساسا این اتهام تا چه میزان فی النفسه قابل تعمق و مطالعه است) در مناسبات درونی و متعاقب آن واکنش های اعتراضی و بعضا خصمانه و در موارد مشخصی تکفیر رجوی توسط اعضای قدیمی یکی از ترفندهای رندانه و البته از دستاوردهای انقلاب ایدئولوژیک بود که رهبری مجاهدین توانست در پناه آن بسیاری از چالش های نهفته و درونی را که بعضا به شکل محفلی در مناسبات مطرح و به مرور تشدید می گردید را بیرونی و به طور موقت خنثی نماید. </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >طرح این سناریو که در ابتدا منحصر و متمرکز بر انحراف اخلاقی رجوی بود، در مرحله دوم و پس از ورود عنصر مدافع نسبت به رهبری به ناگاه به عرصه ناگزیر پروسه خوانی و تخلیه ذهنیت تمام اعضای سازمان درباره مسائل و موضوعات حاد سیاسی و ایدئولوژیکی و استراتژیکی منجر گردید. در این مقطع کلیه اعضای مجاهدین بدون استثنا ناگزیر شدند تمامی دیدگاه های فکری، اخلاقی، سیاسی و شخصی خود را درباره رهبری رجوی بازخوانی کنند. پیچیدگی های این سناریو به گونه ای بود که در کوتاه مدت نه تنها تمامی تمایلات اعتراضی بیرون ریخت که در مراحل بعدتر اعضای سازمان در بازخوانی دیدگاه های به اصطلاح شرک آمیز خود نسبت به رهبری نه تنها از یکدیگر سبقت گرفته که در نهایت هر یک از اعضای سازمان در نقش یک کاتالیزور وظیفه داشت ذهنیت نزدیکترین اعضای تشکیلاتی خود را نیز ایفا می کردند. بازخوانی اتفاقات این مقطع و مرحله در سازمان مجاهدین نیاز به یک یا چند جلد کتاب جداگانه دارد. اما در این مختصر ناگزیر به گوشه های از این وقایع اشاره می کنیم. مسعود بنی صدر درباره موضوع پروسه خوانی و نتایج حاصله برای مجاهدین می نویسد: </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >&quot;بایستی رجوی را به هر صورتی که می توانستیم متهم نموده و مورد داوری قرار می دادیم. پس از آن همان طور که خودش دستور داده بود می بایستی مسعود را آئینه خود قرار داده و این بار خود را به همان جنایاتی که او را متهم ساخته بودیم &#8211; متهم می نمودیم. در نشست های انقلاب ایدئولوژیک ما بایست بر روی تخته در دو ستون همه وابستگی طبقاتی گذشته و تحول جدید پس از انقلاب ایدئولوژیک را می نوشتیم. سپس شیوه تفکر و رفتار گذشته و نیز ویژگی های تغییر خود بعد از انقلاب ایدئولوژیک را دسته بندی می کردیم.&quot; (1) </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >این پروسه در نهایت به یک اهرم و مکانیزم ارزشی و شاخص احراز صلاحیت های تازه و ارتقاء تشکیلاتی بدل می شود. نامه های موسوم به انقلاب ایدئولوژیک اعضای سازمان پس از گذر از این سناریو به خودی خود گویای دامنه و ابعاد تاثیرات این پدیده بر مناسبات مجاهدین است. پروسه خوانی اعضاء که عمدتا حضوری برگزار می شد، بخودی خود به بازخوانی و طرح بی اهمیت ترین و جزئی ترین اعتراض ها و تمایلات منتقدانه درون تشکیلاتی حتی نسبت به ساده ترین امور صنفی منجر می گردید. در این نشست ها بر اساس اظهارات جداشدگان تمام افراد مکلف بودند به اصطلاح درون تشکیلاتی بالا بیاورند. سوای این نشست ها، ظرف دیگری که مقوله پروسه خوانی در مجاهدین را نمایندگی می کرد، نوشتن نامه های ایدئولوژیک خطاب به مسعود رجوی بود. محور اصلی و وجه اشتراک تمام این نامه ها طلب استغفار و بخشش از رجوی به عنوان رهبری عقیدتی و ایدئولوژِیک و در ادامه اظهار عبودیت و بندگی تمام و کمال از وی را تشکیل می دهد. در کنار این دو مشخصه تاکید و تصریح نامه نگاران بر جاهل بودن خود و عدم درک رهبری و آلوده بودن نویسندگان به انواع مظاهر شرک از سایر نمودهای این نامه ها است. هادی شمس حائری از اعضای جداشده سازمان در ارتباط با دامنه تاثیرات پروسه خوانی و نتایج حاصله در مناسبات سازمان می نویسد: </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >&quot;در محاکمات این دادگاه ها علاوه بر آنکه متهم وکیل مدافع نداشت، فضایی می ساختند که کسی جرئت دفاع کردن از خود را هم نداشت و اکثراً سرهایشان را پایین می انداختند و بقیه به آنها تف می کردند اما مسئله مهم تر و قابل تأمل این است که عنصر فالانژیست و خصوصیات فرقه ای آنان چنان در این سال ها در سازمان رشد کرده بود که خواهر، داوطلب کشتن خواهر می گردید.&quot; (2) </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >جالب اینکه این پروسه خوانی به نوعی با فلسفه انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین توجیه می شود. افراد متمرد و مسکوت در قبال این بازنگری و لاجرم تسلیم پذیری باید هزینه و تاوان آن را می پرداختند. نقل پی آمدهای آن از سوی یک عضو رده بالای سازمان در نوع خود جالب و قابل تعمق است. در این رابطه می خوانیم: </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >&quot;اعضای رده بالا که قادر نبودند انقلاب کنند، اجازه نداشتند سازمان را ترک گویند. اما در عین حال تا زمانی که در بین ما زندگی می کردند، سپردن هر کاری حتی کارهای بی ارزش داخل آشپزخانه به آنها ممنوع بود.&quot; (3) </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >همین عضو جداشده درباره فرجام بعضی از این ناراضیان و متمردین می نویسد: </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >&quot;در واکنش به این شرایط یکی از فرماندهان ارتش خود را با تیغ ژیلت کشت و یک همکار ما در نیویورک خود را حلق آویز کرد. خودکشی غالبا تنها پاسخ بود.&quot; (4) </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >این ها در واقع بخشی از دستاوردها و کارکرد پروسه خوانی با هدف شناسایی عناصر مسئله دار و ناراضی در مناسبات مجاهدین در مقاطع اولیه وقوع انقلاب ایدئولوژیک است. این نتایج باعث می شود که اهرم پروسه خوانی برای همیشه در مناسبات مجاهدین جاری و ساری شود. در مراحل بعدی انقلاب ایدئولوژیک و به خصوص از مقطع شکست عملیات فروغ جاویدان این اهرم در اشکال مختلف بر روی اعضای سازمان اعمال می شود. مسعود بنی صدر به نقل از محسن رضایی شاکله انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین را بر اصل پروسه خوانی متمرکز و درباره نقش و اهمیت آن می گوید: </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >&quot;شما نبایستی هیچ چیزی را از او (رجوی) مخفی نگه دارید. هیچ حائلی نبایستی شما را از او جدا سازد. او بایستی تنها نزدیکترین کس به شما باشد. برای رسیدن به این رابطه نزدیک شما بایستی سخت بکوشید و از باز گفتن تمام تناقضات و رازها و اسرارتان آغاز کنید. به خصوص آنها که مربوط به مسعود و درباره اوست.&quot; (5) </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >منابع </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >1- کتاب خاطرات یک شورشی ایرانی. نوشته مسعود بنی صدر. متن فارسی. انتشارات خارج کشور. ص 248. </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >2- کتاب مرداب. نوشته هادی شمس حائری. انتشارات خارج کشور. </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >3- کتاب خاطرات یک شورشی ایرانی. نوشته مسعود بنی صدر. متن فارسی. انتشارات خارج کشور. ص 361. </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >4- همان. </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >5- همان. ص 241. <span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >سایت مجاهدین دبلیو.اس</span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6649">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت چهارم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6649/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت پنجم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6650</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6650?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/18/%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%82-5/</guid>

					<description><![CDATA[<p>. در واقع عملیات جاری، نشست های موسوم به غسل هفتگی و... اشکال دیگری از پروسه خوانی هستند که به طور روزانه افراد را مکلف به واخوانی رفتاری، فکری، ذهنی و حتی رویاها و خواب های شبانه خود می کنند. پروسه خوانی با این کارکرد یکی از هشت تم مورد نظر لیفتون برای شناخت گروه های فرقه ای است. اما لیفتون برای تبیین این مفهم از واژه اعتراف بهره می گیرد. شباهت های کارکردی و نتایج حاصله از این دو تعبیر به خوبی بر ماهیت همسو و اهداف مشترک آنها هم در مناسبات فرقه ای و مشخصا سازمان مجاهدین خلق دلالت دارد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6650">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >5- کارکرد تخریبی به قصد تسلیم کردن فرد در مناسبات </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >یکی دیگر از کارکردهای پروسه خوانی در مناسبات فرقه ای مجاهدین سوء استفاده از ضعف های اخلاقی، خصلتی، تمایلات و گرایشات به اصطلاح بورژوازی و&#8230; سایر مواردی است که در مناسبات به نوعی زمینه های برخورد تشکیلاتی و تشدید وابستگی و انقیاد افراد را مهیا می کند. در تمام مراحل تعمیق انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین از این ابزار و اهرم در جهت انقیاد و وابستگی بیشتر اعضاء سوء استفاده شده و می شود. در واقع عملیات جاری، نشست های موسوم به غسل هفتگی و&#8230; اشکال دیگری از پروسه خوانی هستند که به طور روزانه افراد را مکلف به واخوانی رفتاری، فکری، ذهنی و حتی رویاها و خواب های شبانه خود می کنند. پروسه خوانی با این کارکرد یکی از هشت تم مورد نظر لیفتون برای شناخت گروه های فرقه ای است. اما لیفتون برای تبیین این مفهم از واژه اعتراف بهره می گیرد. شباهت های کارکردی و نتایج حاصله از این دو تعبیر به خوبی بر ماهیت همسو و اهداف مشترک آنها هم در مناسبات فرقه ای و مشخصا سازمان مجاهدین خلق دلالت دارد. برای ردیابی این وجوه اشتراک دیدگاه و تحلیل لیفتون از این پدیده را بازخوانی می کنیم: </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >&quot;از اعتراف برای هدایت اعضاء جهت برملا کردن رفتارها، ارتباط با دیگران، احساس های نامطلوب گذشته و حال، ظاهرا به منظور کاهش رنج خودشان و کسب رهایی استفاده می شود. به هرحال، هر چه برملا کنید بلافاصله جهت ذوب کردن شما و وادار کردن شما به احساس نزدیکی به گروه و غریبانه شدن با غیر اعضاء استفاده می شود. (من بعضا این تکنیک را پالایش و پیوست </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >purge and merge</span><span>&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; > <span >می نامم.) اطلاعات جمع شده در خصوص شما می تواند علیه شما استفاده شود تا شما را وادار کند بیشتر احساس گناه، ناتوانی، ترس، و نهایتا نیازمندی به فرقه و نیکی های رهبرش نمایید؛ و می تواند جهت وادار کردن شما به بازنویسی تاریخ شخصی تان مورد استفاده قرار گیرد به طوری که زندگی گذشته شما را تماما مملو از روسیاهی نشان داده، آنرا در برابر شما که احیانا بخواهید مجددا به آن زندگی، خانواده، و دوستان برگردید غیر منطقی جلوه دهد. هر گروه، تشریفات اعتراف گیری خاص خودش را دارد که ممکن است به صورت اعتراف تک به تک در برابر یک فرد مسئول یا به صورت جلسه گروهی انجام شود. اعضاء نیز بعضا گزارشاتی از خودشان یا دیگران می نویسند. &quot; (1) </p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >دراین تعبیر به وضوح شاخص ها و اهداف پنهان و آشکار مجاهدین بر ضرورت انجام پروسه خوانی قابل شناسه و ردیابی است. مجاهدین در خصوص کارکرد پروسه خوانی در مناسبات خود این گونه توجیه می کنند که پروسه خوانی یا اعتراف در واقع مکانیزم استحاله و ذوب شدن بیشتر در فردیت تشکیلاتی و مانع بروز تمایلات و کشش های غیر انقلابی است. با این حال سوء استفاده های مکرر و ابزاری از این گونه واخوانی ها در جهت سرکوب و مهار تمایلات اعتراضی، منتقدانه و جدایی طلبانه به خوبی قرابت و پیوستگی محتوایی میان برداشت های لیفتون با کارکردهای فرقه ای در مناسبات مجاهدین مورد تاکید قرار می دهد. تنوع این شیوه های اعتراف گیری چنانچه لیفتون به آن اشاره دارد، می توان در اشکال مختلف و مورد اشاره از جمله عملیات جاری، نشست های غسل هفتگی، نشست های دیگ و یا موارد افشا نشده دیگر در مناسبات مجاهدین ردیابی کرد. اریک هوفر نیز در تبیین این پدیده کم و بیش رگه هایی از مولفه ها و دیدگاه های لیفتون را در خصوص کارکرد اعتراف یا پروسه خوانی دنبال می کند. او این نظرگاه را به تعمیق حس گناهکاری در اعضاء و افراد و به قصد طلبکاری و پس دادن کفاره گناه تعمیم می دهد و معتقد است: </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >&quot;روشن است که تا زمانی که حس عمیق و شدید گناهکاری به شخص دست ندهد، دادن کفاره معنایی پیدا نمی کند. در این جا نیز همچون جای دیگر، راه و رسم حرکت جنبش توده وار متوجه آلودن مردم به یک اختلال و سپس ارائه مسلک جنبش به عنوان راه درمان است. جنبش تأثیرگذار، ایده گناه را پرورش می دهد، خویشتن مستقل را نه فقط بی ثمر و ناتوان که همچنین شرور تصویر می کند. اعتراف و پشیمانی به منزله برکندن تشخص و تمایز فردی است و رستگاری با گم کردن خود در یگانگیِ مقدس جمع به دست می آید.&quot; (2) </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >هادی شمس حائری از اعضای قدیمی و جداشده سازمان مجاهدین بخش مستقلی از کتاب معروف خود به نام مرداب را به تبیین مقوله پروسه خوانی و کارکردهای مختلف آن در مناسبات سازمان مجاهدین خلق اختصاص داده است. در این بخش از اظهارات او می توان انواع سوء استفاده های مجاهدین از این اهرم را کلاسه بندی کرد: </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >&quot;سازمان می گفت: &quot;نوشتن و اقرار به گناهان باعث می شود که از عذاب وجدان راحت شوید.&quot; سازمان از اعتمادی که اعضاء به روابط داشتند سوءاستفاده می کرد و زیرکانه انواع گزارشات و اعترافات را از آنان جمع آوری می نمود تا اعضاء بعدها نتوانند تمرد بکنند و همیشه خوار و ذلیل باشند. رجوی بارها در جلسات عمومی می گفت: &laquo;روابط ما پاک ترین و انسانی ترین روابط است و اعتمادی که ما به یکدیگر داریم در هیچ گروه و سازمانی وجود ندارد&raquo;. با این تبلیغات مقاومت ذهنی افراد را برای نوشتن گزارش می شکستند. اصل انتقاد و انتقاد از خود یکی از اصول تشکیلاتی برای ارتقاء کار سازمان است. اما در فرقه رجوی رفع نقایص و کمبودها مورد نظر نبود. بالایی ها جلوی اعضای درجه دوم هرگز انتقاد و اعتراف به گناهان خود نمی کردند و به همین جهت نشست های انقلاب بر اساس سطح رده ها تقسیم بندی شده بود. مثلاً رجوی و مریم عضدانلو هرگز برای کسی گزارش ننوشته اند که در کودکی چه کارهایی کرده اند و یا چه گناهانی مرتکب شده اند و چه ذهنیت های فاسدی داشته یا نداشته اند. آنها همیشه خود را پاک و مطهر و بقیه را گناهکار می دانستند. در سازمان مجاهدین انتقاد از خود فقط برای ارعاب به کار گرفته شده بود نه برای پیشرفت و تصحیح کارها. افراد به دلیل افشای نقاط ضعف خود تن به هر کار می دادند. این نگرانی دائمی هر فرد از سوء پیشینه خود و شرم زدگی ناشی از آن، اعضاء را دچار عدم تعادل روحی و اعتماد به نفس کرده و خصیصه آزادی و اختیار را از آنها سلب نموده بود. به نظر من در حال حاضر تنها عاملی که وحدت تشکیلاتی موجود را باعث گردیده و موجب استحکام ظاهری سازمان شده است، یکی همین پرونده سازی ها و به سکوت کشانیدن ها است.&quot; (3) </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >درباره کارکرد تخریبی پروسه خوانی شاید به اندازه نیمی از حجم اظهارات جداشدگان تحلیل و فاکت های موردی و موضوعی یافت می شود. تکرار و واگویه آنها در این مختصر غیر ممکن است. اما به هر روی نفس این رویکرد در مناسبات مجاهدین و از سوی دیگر تبیین انگیزه ها و اهداف این پدیده در دیدگاه های لیفتون، سینگر، هوفر و در ادامه اظهارات نمونه ای یکی از جداشدگان همسویی این مولفه ها را مورد تاکید قرار می دهد. </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >منابع </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >1- کتاب فرقه ها در میان ما. نوشته مارگارت تالر سینگر. بخش تم های لیفتون در خصوص شناخت فرقه ها. </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >2- کتاب مرید راستین. نوشته اریک هوفر. ترجمه فارسی. ص 61. </span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >3- کتاب مرداب جلد دوم. نوشته هادی شمس حائری. انتشارات خارج کشور. ص 146. <span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; >سایت مجاهدین دبلیو.اس</span><span  &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; ></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6650">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت پنجم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6650/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرگشاده به عالیجناب، قاضی بروگر درباره 17 ژوئن و سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6651</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6651?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[17 ژوئن 2003]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/18/%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%8c-%d9%82%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%da%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>از زمان صدور حکم شما به عنوان مرجع قضایی دولت فرانسه در خصوص دستگیری مریم عضدانلو و شماری از اعضای سازمان مجاهدین خلق به اتهاماتی از قبیل پول شویی، توطئه بر علیه منتقدین و جداشدگان و اقدامات تروریستی و... تا این زمان قریب 5 سال می گذرد. از همان ابتدای دستگیری تا اکنون سازمان مجاهدین اقدامات و واکنش های ضدمدنی گسترده و متعددی در جهت لوث کردن حکم شما انجام داده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6651">سرگشاده به عالیجناب، قاضی بروگر درباره 17 ژوئن و سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سایت مجاهدین.دبلیو.اس</p>
<p>عالیجناب بروگر<br />
از زمان صدور حکم شما به عنوان مرجع قضایی دولت فرانسه در خصوص دستگیری مریم عضدانلو و شماری از اعضای سازمان مجاهدین خلق به اتهاماتی از قبیل پول شویی، توطئه بر علیه منتقدین و جداشدگان و اقدامات تروریستی و&#8230; تا این زمان قریب 5 سال می گذرد. از همان ابتدای دستگیری تا اکنون سازمان مجاهدین اقدامات و واکنش های ضدمدنی گسترده و متعددی در جهت لوث کردن حکم شما انجام داده است. خودسوزی های 17 ژوئن که متاسفانه منجر به عقب نشینی شما و نهاد قضایی دولت فرانسه گردید، تنها یکی از این اقدامات ضدمدنی است که از آن زمان تا اکنون نیز همه ساله به همین مناسبت ضمن تقدس و ستایش از قربانیان اقدامات انتحاری، سازمان مجاهدین کدوار و نشانه ای کماکان بر استفاده از این اهرم برای هر گونه مقابله مدنی تاکید می کند. صرفنظر از این اقدامات فرقه ای که به شهادت مقامات فرانسوی منجر به جریحه دار شدن احساسات شهروندان فرانسوی گردید، مجاهدین خلق بی محابا و بدون رعایت کمترین پرنسیب های اخلاقی و مدنی، دستگاه قضایی شما را متهم به سیاسی کاری و استفاده ابزاری از قانون نموده است.<br />
در تمام این سال ها متاسفانه قوه قضایی فرانسه و شما به عنوان صادر کننده حکم دستگیری این افراد سکوت و انفعال پیشه کرده و در مواجهه با هر گونه بی احترامی و جسارت نسبت به خود و نهاد قضایی کشورتان کماکان ترجیح می دهید سکوت اختیار کنید. اینکه رسیدگی به چنین کیسی به چه پروسه و زمانی نیازمند است، بر ما پوشیده است. اما به نظر می رسد هزینه کردن این میزان وقت و انرژی برای اعلام رای نهایی و نتیجه گیری خارج از عرف و معمول مقرر برای چنین پرونده هایی باشد. مضاف بر اینکه در این میان و با توجه به جریان دامنه دار تبلیغاتی مجاهدین و جنگ های روانی و رسانه ای که همه ساله دامنه و ابعاد آن نیز توسط سازمان شدت می گیرد، ممکن است به قوت گرفتن این شائبه که دست شما در صدور رای نهایی بسته است را دامن بزند.</p>
<p>عالیجناب بروگر<br />
خوشبختانه و علیرغم تاخیر بی رویه ای که در صدور حکم نهایی پرونده 17 ژوئن صورت گرفته، مسیر اتفاقات و حوادث به گونه ای پیش رفته که بر خلاف انتظار مجاهدین، دست شما برای فربه کردن و مستند کردن اتهامات اولیه نسبت به مجاهدین بازتر شده است. بیانیه دیده بان حقوق بشر در سال 2005، بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا در آوریل سال 2007، محتوای پیام های رجوی از مخفیگاه خود که ترجیع بند تمامی آنها تشویق و تاکید به ادامه برخوردها و مناسبات فرقه ای دارد، تشویق رجوی به ادامه برخوردهای فیزیکی با اعضای منتقد و جداشده مجاهدین در سراسر جهان و به خصوص اروپا تحت عنوان مرزبندی و&#8230;، وتوی رای خروج نام مجاهدین از لیست تروریستی توسط اتحادیه اروپا، افشای شمار دیگری از قتل های درون تشکیلاتی توسط اعضای جداشده سازمان، مقاومت دولت انگلستان در مقابل رای دادگاه این کشور در خصوص خارج کردن نام مجاهدین از لیست تروریستی این کشور، جداشدن شماری از اعضای سازمان از این گروه و شکوائیه های آنان و به خصوص جدایی خانم بتول سلطانی یکی از اعضای شورای رهبری سازمان مجاهدین و جستجوی او برای یافتن فرزندانش از اسارت مجاهدین، تلاش های خانواده محمدی برای رهایی دخترشان از اسارت اشرف نشینان، اعمال انواع ممنوعیت ها و محدودیت ها بر روی خانواده اعضای اشرف برای جلوگیری از ملاقات با فرزنداشان،&#8230; نمونه های بسیاری در این خصوص می توانند بر حقانیت مواضع شما در قبال مجاهدین صحه بگذارند.<br />
این لیست طویل از جرائم و اتهامات فرقه ای مجاهدین در طی 5 سال گذشته، متاسفانه به جای اینکه به روند تسریع محاکمه و صدور رای نهایی منجر شود، اما در عمل به میدان و کارزار مجاهدین تبدیل شده که از قبل آن ضمن استهزاء شما و حکم تان و در نهایت دستگاه قضایی فرانسه رفته رفته از موضع طلبکاری از شما و دولت فرانسه پیشاپیش درخواست اعاده حیثیت و دادرسی علیه شما می دهند. اینکه این گونه تنظیم رابطه از سوی یک متهم با قوه قضائیه محصول و معلول چه مناسبات و مکانیزم های اجتماعی و مدنی است، قاعدتا به دولت و نهادهای مدنی و ساز و کارهای مدنی و دمکراتیک شما مربوط می شود، اما اینکه دامنه و شعاع این سوء استفاده ها تا کجا می تواند ادامه یابد، شاید تنها چالش پیش روی شما با سازمان مجاهدین و مشخص تر پرونده 17 ژوئن باشد.<br />
عالیجناب بروگر<br />
متاسفانه به تاخیر انداختن حکم پرونده 17 ژوئن سوای هر ضرورتی بیشترین انتفاع و بهره برداری سیاسی را به کیسه مجاهدین می ریزد. چنانچه تا کنون نیز ریخته و عنقریب در آستانه فرا رسیدن 17 ژوئن به لطایف الحال شاهد آن خواهید بود. 17 ژوئن برای مجاهدین تبدیل به نقطه تلاقی و تصفیه حساب فرقه ای با دولت و نمایندگان مردم فرانسه شده است. 17 ژوئن به ابزاری برای ادامه تهدیدات ضدمدنی مجاهدین بر علیه هر گونه کنش مدنی با استفاده از اهرم شانتاژ و البته عملیات انتحاری در اشکال مختلف و از جمله خود سوزی شده است. 17 ژوئن با ادامه چنین روندی به ابزاری برای اثبات حقانیت فرقه ای مجاهدین تبدیل شده است. به اهرمی برای مظلوم نمایی و جلب ترحم و در نهایت استهزاء تمامی دستاوردهای دمکراتیک در این کشور.</p>
<p>عالیجناب بروگر<br />
مسعود رجوی در پیام 3 ژوئیه خود خطاب به شما و دولت فرانسه از موضع تحکم و بالا می گوید:<br />
دولت و دادستانی فرانسه بايد بلادرنگ ختم پرونده شرم آور 17 ژوئن را با همه آثار و عوارض آن اعلام كند. اين پرونده سياه ترين لكه در مبارزه ضدتروريستی در اروپا است. 3 ژوئیه 2007<br />
این در حالی است که همان زمان به دستور قاضی ضد تروریست فرانسه اتهامات تازه ای از جمله سوء استفاده مالی مجاهدین از کمک های شهروندان فرانسوی متوجه مجاهدین شده است. ظاهرا بر اساس یک سنت و رویه دیرینه به موازاتی که اتهامات و گناهان مجاهدین سنگین تر می شود، فشار آنها بر روی نهادهای اجتماعی و از طریق جریان سازی های رسانه ای شدت بیشتری می گیرد. در طول 5 سال گذشته به تناوب رجوی در پیام های خود ضمن تکرار اتهاماتش درباره قوه قضائیه فرانسه و هتک حرمت مقام قضایی با هر عنوان و ادبیاتی که خواسته شما و دولت تان را ترور اخلاقی نموده است. به نظر می رسد بیشترین زیان ممکن از به تعویق انداختن دادگاه 17 ژوئن و رای نهایی آن متوجه شما و دولت فرانسه باشد. این تاخیر بی رویه به مجاهدین خلق امکان می دهد تا از موضع بالا و حق بجانب کماکان هم از شما و هم دولت فرانسه طلبکار باشند. در حالی که اساسا اتهامات مجاهدین در این فقره با توجه به پی آمدها و گزارشات متقن و متعدد حداقل تا این زمان جای هیچ گونه شک و شبهه ای باقی نمی گذارد.<br />
عالیجناب بروگر<br />
مجاهدین بیش از هر چیز ار روند فرسایشی و کهنه شدن پرونده 17 ژوئن استقبال می کنند. ادامه این روند از سوی دستگاه قضایی فرانسه دقیقا منطبق بر خواست و اراده مجاهدین است. و تا این مقطع نیز از طولانی شدن پروسه دادگاه بیشترین انتفاع ممکن را برده اند. اینکه به چه دلیل و ضرورتی دستگاه قضایی فرانسه از صدور حکم نهایی امتناع می کنند، بر ما پوشیده است. اما به هر حال این وضعیت برای همیشه نمی تواند ادامه یابد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6651">سرگشاده به عالیجناب، قاضی بروگر درباره 17 ژوئن و سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6651/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6629</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6629?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/14/%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%82/</guid>

					<description><![CDATA[<p>به این ترتیب می بینیم میان چرایی و چگونگی حصول به این کیفیت رابطه دینامیکی وجود دارد. فرقه ها درست در نقطه تلاقی میان پیوندهای به قول خودشان ارتجاعی با سیستم ارزشی نوین نیازمند ابزارها و مکانیزم هایی هستند که مجاب سازی و تقید بی قید و شرط به خودشان را تضمین کند. روش های مجاب سازی درست در چنین نقطه ای اهمیت شان را به رخ می کشند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6629">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span>در موضوع تفاوت فرقه ها از سایر تشکل های معمول اجتماعی همواره از سه فاکتور رهبری، ساختار و مجاب سازی نام برده شده است. در این مجال به بررسی و کاربرد فاکتور مجاب سازی خواهیم پرداخت. اهمیت فاکتور مجاب سازی در فرقه ها به اندازه ای هست که می تواند دو فاکتور دیگر یعنی رهبری و ساختار را نیز تحت الشاع قرار می دهد. به این دلیل که این فاکتور به طرز کیفی و تعیین کننده ای متضمن تعمیق دو فاکتور دیگر می باشد. اما مجاب سازی خود نیز مستلزم پشت سرگذاشتن مراحل مختلفی است تا فرد را در مواجه با شرایط حاکم بر فرقه ناگزیر به تسلیم و اطاعت کند.&nbsp; </span><span>اینکه چگونه می توان یک فرد را علیرغم تمامی دلبستگی ها، تعلقات عاطفی، روحی و روانی به محیط پیرامون به گونه ای متقاعد به ترک آنها و پذیرش شرایط تازه نمود، بی تردید یکی از سوالات محوری است که برای یافتن پاسخ لازم آن بیش از هر چیز نیازمند این هستیم تا بدانیم که افراد چه مراحلی را برای پذیرش این کیفیت از وابستگی پشت سر می گذارند. بدیهی است اتفاق کیفی و تعیین کننده ای که پیش از این مرحله رخ می دهد قطع تمامی شریان های ارتباطی فرد با بیرون از مناسبات فرقه است. هوفر درباره چرایی این ضرورت می نویسد:&nbsp; </span><span>&quot;روشن است که هرگاه جنبش توده وار نوآیینی بخواهد هواداران قابل اعتنایی دست و پا کند، باید همه پیوندهای گروهی موجود را بگسلد. نوآیین ایده آل، فردی تنهاست که هیچ هویت جمعی ندارد که بتواند با آن درآمیزد و خود را در آن مستحیل کند و با این کار بی مقدار، بی معنایی و فرومایگی هستی فردی خود را بپوشاند.&quot; (1) </span><span>همچنین دکتر مارگارت تالر سینگر درباره چگونگی محقق شدن این کیفیت می نویسد:&nbsp; </span><span>&quot;به منظور فهم این مطلب که چگونه یک نفر می تواند تا به این درجه سرش کلاه برود که شغل، خانواده، و آزادی تصمیم گیری فردی اش را بدهد، باید به تکنیک های اعمال نفوذ اجتماعی و روانی که توسط فرقه ها و گروه های فرقه ای به کار گرفته می شوند نظر بیافکنیم. این روند نفوذ طراحی شده، پنهانی، و هماهنگ &#8211; که عامه به آن شستشوی مغزی یا کنترل ذهنی یا در کلام فنی تر بازسازی فکری می گویند &#8211; ریشه همان چیزی است که رهبر فرقه به واسطه آن کنترل را به دست می گیرد.&quot; (2) </span>  &nbsp;</p>
<p><span><img decoding="async" height="130" alt="فرقه گرایی" hspace="10" width="200" align="left" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Current_Op.JPG" />به این ترتیب می بینیم میان چرایی و چگونگی حصول به این کیفیت رابطه دینامیکی وجود دارد. فرقه ها درست در نقطه تلاقی میان پیوندهای به قول خودشان ارتجاعی با سیستم ارزشی نوین نیازمند ابزارها و مکانیزم هایی هستند که مجاب سازی و تقید بی قید و شرط به خودشان را تضمین کند. روش های مجاب سازی درست در چنین نقطه ای اهمیت شان را به رخ می کشند. دکتر سینگر برای حصول به این کیفیت از وابستگی و به قول خودش تاکتیک های روند بازسازی فکری را به صور زیر تقسیم می کند: </span>  </p>
<p><span>&quot;تاکتیک های روند بازسازی فکری به صور زیر برنامه ریزی می شوند: </span>  </p>
<p><span>* نامتعادل کردن حس خویشتن فرد </span>  </p>
<p><span>** وادار کردن شدید فرد به بازخوانی (پروسه خوانی) تاریخ زندگی اش و به طور ریشه ای عوض کردن جهان بینی اش و قبول صور جدید واقعیت و انگیزه هایش </span>  </p>
<p><span>*** بوجود آوردن وابستگی به سازمان در فرد، و متعاقبا تبدیل فرد به مأمور صفوف اول جبهه پیشروی سازمان&quot; (3) </span>  </p>
<p><span>و در این میان فاکتور بازخوانی یا پروسه خوانی دقیقا کارکردی مکمل با دو صور ذکر شده دارد. پدیده پروسه خوانی یکی از رایج ترین و در عین حال پیچیده ترین ابزارهای فرقه ای است. این اهرم در جهت عضوگیری، کنترل فرد، و در نهایت ایجاد تغییرات کیفی به قصد خلق هویت جدید مورد استفاده قرار می گیرد. پروسه خوانی نوعی بازگشت به گذشته است که از مسیر آن فرد ناگزیر به زدودن و فراموش کردن گذشته به قصد یافتن هویت تازه می شود. پروسه خوانی در فرقه ها و مشخصا سیاسی کارکردهای متفاوتی دارد. ترجیح می دهم این کارکردها را به اجمال یادآور شویم. </span>  </p>
<p><span>1- کارکرد امنیتی، این جنبه بیشتر در بدو ورود و عضو گیری توسط مجاهدین خلق کاربرد دارد. </span>  </p>
<p><span>2- کارکرد روان کاوانه برای تجزیه و تحلیل و اتخاذ موضع گیری های متناسب با شخصیت فرد </span>  </p>
<p><span>3- کارکرد مقابله ای در صورت بروز تمایلات اعتراضی در مناسبات </span>  </p>
<p><span>4- کارکرد دریافت و کشف قابلیت های فردی برای محول کردن مسئولیت های فرقه ای </span>  </p>
<p><span>5- کارکرد تخریبی به قصد تسلیم کردن فرد در مناسبات </span>  </p>
<p><span>6- کارکرد اطلاعاتی به جهت تصفیه و حذف نیروهای مستعد برای انشعاب و انشقاق </span>  </p>
<p><span>به این ترتیب پدیده پروسه خوانی در مناسبات فرقه ای به میزان قابل توجهی سایر مناسبات را تحت الشعاع خود قرار داده و به رهبران فرقه ها این امکان را می دهد تا با دریافت اطلاعات کافی و همه جانبه از عضو روند تغییرات و استحاله فرد را مورد ارزیابی قرار داده و بر اساس آن جایگاه و موقعیت او را در مناسبات برآورد کنند. </span>  </p>
<p><span>بررسی این پدیده در مناسبات فرقه سیاسی &#8211; شخصیتی سازمان مجاهدین خلق حداقل پس از وقوع انقلاب موسوم به ایدئولوژیک ابعاد و دامنه تاثیرات این اهرم در روند استحاله پذیری اعضای سازمان به سایر قیودات فرقه ای از جمله تمکین به اصل رهبری، خودسازی تشکیلاتی، مهار و کنترل عوامل بازدارنده، تقویت رابطه فرد با رهبری، بیرونی کردن تضادهای فردی به قصد برخورد و به اصطلاح تشکیلاتی حل تضادهای درونی و&#8230;را مورد تاکید قرار می دهد. اهمیت پروسه خوانی برای مجاهدین از همان ابتدای ورود به مناسبات و برای داوطلبین عضویت در مرحله گزینش ظاهرا بیشتر جنبه، چکاب امنیتی فرد را در بر می گیرد. اما روند اتفاقات درونی این فرقه در طی سال های اخیر نشان داده است کارکرد این پدیده درست به موازات سوء استفاده سایر فرقه ها از این مقوله عمدتا در راستای تسلیم کردن فرد به الزامات و قیودات مناسبات فرقه ای صورت گرفته است. در بخش بعدی نمونه هایی از این کارکرد را در مناسبات درونی مجاهدین بازخوانی خواهیم کرد. </span>  </p>
<p><span>منابع </span>  </p>
<p><span>1- مرید راستین. نوشته اریک هوفر برگردان فارسی. ص 44. </span>  </p>
<p><span>2- فرقه ها در میان ما. مارگارت تالرسینگر. مقدمه. </span>  </p>
<p><span>3- همان. بخش نحوه عملکرد بازسازی فکری. <span>سایت مجاهدین دبلیو.اس</span> </span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6629">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6629/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6630</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6630?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/14/%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%82-2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>سوای اعترافات و اظهاراتی که اعضای جداشده سازمان از اهداف اصلی تر و پنهانی مجاهدین به آن اشاره کرده اند، حتی مدافع انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین نیز صراحتا به انگیزه مورد ادعای مجاهدین به عنوان انگیزه پوششی و محمل اشاره و هدف اصلی را تلویحا در راستای شناسایی، تعدیل رده و در نهایت حذف عناصر مسئله دار به انقلاب ایدئولوژیک و رهبری رجوی قلمداد می کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6630">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span>در بخش نخست مقاله پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها و کارکردهای درون فرقه ای این پدیده را در مناسبات درونی سازمان مجاهدین کلاسه بندی کردیم. این کارکردها به خصوص پس از اعلام درونی انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین نقش بسیار بارز و محسوسی در استحاله سازمان مجاهدین به یک فرقه سیاسی داشت. در ادامه به تبیین هر یک از این وجوه و همچنین مصادیق آن در مناسبات درونی مجاهدین می پردازیم. لازم به توضیح است در توالی و طبقه بندی این کارکردها به نسبت بخش نخست تغییراتی اعمال شده که به ضرورت و اجمال یک بار دیگر آنها را مرور می کنیم. </span> </p>
<p><span>1- کارکرد پیشگیرانه در برابر تمایلات اعتراضی در مناسبات </span> </p>
<p><span>2- پروسه خوانی، کارکرد امنیتی در ورود به مناسبات مجاهدین </span> </p>
<p><span>3- کارکرد اطلاعاتی به جهت تصفیه و حذف نیروهای مستعد برای انشعاب و انشقاق </span> </p>
<p><span>4- کارکرد دریافت و کشف قابلیت های فردی برای محول کردن مسئولیت های فرقه ای </span> </p>
<p><span>5- کارکرد تخریبی به قصد تسلیم کردن فرد در مناسبات </span> </p>
<p><span>6- کارکرد روان کاوانه برای تجزیه و تحلیل و اتخاذ موضع گیری های متناسب با شخصیت فرد </span> </p>
<p><span>1- کارکرد پیشگیرانه در برابر تمایلات اعتراضی در مناسبات </span> </p>
<p><span>ردیابی این مورد در مناسبات سازمان به زمان وقوع انقلاب ایدئولوژیک (اوایل سال 1364) و مشخصا به زمانی بر می گردد که رهبری مجاهدین به بهانه نفوذ عوامل جمهوری اسلامی به مناسبات مجاهدین اقدام به چکاب اعضای سازمان در ازاء تصمیم به ازدواج با مریم و در نهایت اعلام رهبری ایدئولوژیکی مسعود رجوی نمود. این مقطع در مناسبات مجاهدین به پروسه رفع ابهام شناخته می شود. تلاقی این دوره با نشست های مربوط به انقلاب ایدئولوژیک این گمانه را قوت می بخشد که مجاهدین قصد دارند با علم کردن چنین بهانه ای در واقع به تصفیه، خلع رده و احتمالا اهداف دیگری که در راستای تعمیق و جلوگیری از اقدامات بازدارنده توسط اعضای ناراضی و مسئله دار صورت خواهد گرفت، بپردازند. این گمانه وقتی بیشتر قوت می گیرد که مجاهدین از واژه احتمال برای نفوذ عوامل غیر سازمانی استفاده می کنند که در نهایت منجر به بازدداشت جمعی طیف وسیعی از اعضاء و در ادامه خلع رده تشکیلاتی آنها و در نهایت تسلیم کردن آنها به شرایط جدید یعنی پذیرش انقلاب ایدئولوژیک منتهی می شود. بیژن نیابتی درباره چگونگی و چرایی این پدیده می نویسد: </span> </p>
<p><span>&quot;در گرماگرم زنجیره نشست های انقلاب به ناگهان از سوی تشکیلات خبر نفوذ احتمالی سه نفر از اعضای شبکه عبدالله پیام در مناسبات درونی سازمان اعلام می گردد. به همین مناسبت کلیه نیروهایی که یک پروسه قطع و وصل دوباره به سازمان را داشته اند، می بایستی مختارانه یک مرحله بازداشت موقت را تا روشن شدن قضیه و دستگیری عوامل نفوذی، پشت سر بگذارند. در این رابطه همگی این افراد پس از آورده شدن به پایگاه منصوری وارد پروسه موسوم به رفع ابهام می گرداند.&quot; (1) </p>
<p><span>این صورت مسئله ظاهری چنانچه بر احتمالی بودن آن هم تاکید می شود در نهایت دست سازمان را برای مسدود کردن و شناسایی عناصر مسئله دار باز می گذارد. سوای اعترافات و اظهاراتی که اعضای جداشده سازمان از اهداف اصلی تر و پنهانی مجاهدین به آن اشاره کرده اند، حتی مدافع انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین نیز صراحتا به انگیزه مورد ادعای مجاهدین به عنوان انگیزه پوششی و محمل اشاره و هدف اصلی را تلویحا در راستای شناسایی، تعدیل رده و در نهایت حذف عناصر مسئله دار به انقلاب ایدئولوژیک و رهبری رجوی قلمداد می کند. در این رابطه به نقل از بیژن نیابتی حول اهداف واقعی پروسه رفع اتهام می خوانیم: </span> </p>
<p><span>&quot;جدای از ضرورت انجام این کار در کادر یک نیروی انقلابی جان بر کف که ضمناً درگیر یک جنگ تمام عیار و غیرمتعارف می باشد و در این راستا باید کاملاً طبیعی قلمداد گردد، با این حال نوع برخورد با این نیروها آن هم در گرماگرم ورود تمایلات تشکیلاتی مجاهدین در کوره گدازان یک انقلاب ارزشی نشان از آماجی داشت که بسیار فراتر از حل و فصل یک مسئله صرفاً امنیتی به نظر می رسید!&quot; (2) </span> </p>
<p><span>تاکیدات نویسنده بر واژه هایی همچون نوع برخورد و همچنین توصیف فراتر از حل و فصل یک مسئله صرفاً امنیتی! حاکی از این معنا است که وی نیز کارکرد پروسه رفع ابهام را بیشتر در لایه های درونی تر مجاهدین جستجو می کند. چنانچه در ادامه ناگزیر می شود اذعان دارد کارکرد این پدیده در راستای ارزیابی میزان وفاداری اعضای سازمان به رهبری رجوی بوده است. هر چند در نهایت به اشتباه بودن این اقدام و همچنین پی آمدهای اجتناب ناپذیر آن اذعان می کند و می نویسد: </span> </p>
<p><span>&quot;رهبری مجاهدین در راستای جایگزینی و تثبیت عناصر نوین در ایدئولوژی حنیف نیاز به شناسایی نیروهایی داشت که هیچ عاملی توان خلل وارد کردن در اعتماد آنان به او را نداشته باشد! حتی اگر به ناگاه از سوی سازمانی که کعبه آمال و آرزوهایشان است، مشکوک قلمداد گردیده و موقتاً بازداشت گردند! هرچه بود با پروسه رفع ابهام پایه های یک نوع سبک برخورد اشتباه با نیروهای خودی در تشکیلات مجاهدین گذاشته شد.&quot; (3) </span> </p>
<p><span><img fetchpriority="high" decoding="async" height="327" alt="فرقه گرایی" hspace="10" width="200" align="left" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Cult_Bound_L.jpg" />اگر چه این اظهارات از سوی یک حامی و مدافع و تحلیلگر انقلاب ایدئولوژیک فی النفسه بر کارکرد پیشگیرانه پروسه خوانی دلالت و تاکید دارد، اما همسو با این اظهارات اعضای جداشده سازمان مجاهدین بعدها همین انگیزه ها را به صورت مفصل تر و موضوعی مورد بازخوانی قرار دادند. آنچه آنها اذعان می کردند، کم و بیش حاوی این ادعا بود که کارکرد پروسه خوانی افراد و اعضاء در این مقطع هدفی جز شناسایی عناصر متمرد و منتقد نسبت به رجوی و در ادامه یا مجاب شدن و یا حذف آنها از مناسبات سازمان مجاهدین نداشته است. آنچه در زیر مرور می شود اختصاصا از زبان یک عضو باسابقه و البته جداشده از مجاهدین در رابطه با ضرورت و انگیزه های طرح پروسه رفع ابهام در مناسبات مجاهدین است. این بخش اگر چه در مقایسه با فاکت های معمول این گونه مقالات بلند و طولانی است، اما به هر حال در برگیرنده همه آنچه باید درباره این پدیده بدانیم، می شود. </span> </p>
<p><span>&quot;در اوایل سال 1364، حادثه ازدواج مسعود رجوی با مریم قجر عضدانلو اتفاق افتاد. این ازدواج به دلیل آنکه مطابق رسوم و آئین ایرانیان نبود و در هیچ یک از احزاب و سازمان های دیگر نمونه نداشت، انقلاب ایدئولوژیک نام گرفت&#8230; پس از این واقعه، بدنه سازمان دچار تکان های شدید و عاطفی و عقیدتی گردید. اکثریت قریب به اتفاق، در مقابل این ازدواج واکنش منفی نشان دادند و عمل رجوی را محکوم نمودند. در نتیجه سلسله مراتب فرماندهی و تشکیلاتی از بین رفته و تمرد و مخالفت کم کم اوج می گرفت. اعضاء دسته دسته دور هم جمع می شدند و راجع به این واقعه بحث و اظهارنظر می کردند و آن را محکوم می ساختند. عده ای رجوی را به خاطر این کار محکوم به اعدام دانسته و بعضی خواستار اخراج او از سازمان بودند. آنان که خواستار اعدام رجوی بودند استدلال می کردند که او حامل اطلاعات زیادی می باشد و اگر اخراج گردد، این اطلاعات به بیرون می رود و لذا باید اعدام شود. در واقع رشته امور از کف به در رفته بود. اما رجوی با آماده کردن و متقاعد نمودن سران سازمان، از طریق توسعه و گسترش دفتر سیاسی و کمیته مرکزی که با ده ها عضو، که در واقع نوعی حق السکوت و جلب رضایت آنان بود، توانست سران بالای سازمان را با خود همراه کند و حال نوبت توده های سازمانی بود که آنها را سر جایشان بنشاند. ناگهان در سازمان شایع کردند که عده ای از عوامل و پاسداران جمهوری اسلامی در صفوف مجاهدین رخنه کرده اند و سپس اعلام نمودند که همگی اعضاء مورد سوءظن می باشند لذا عضویت همه معلق است تا آنکه مجدداً پرونده و سابقه کلیه اعضاء بررسی و رفع ابهام گردد. متهم نمودن اعضای سازمان به پاسدار بودن از این فرمول که هر کس به رجوی ایراد و اشکال بگیرد هم سو با رژیم است بیرون آمده بود. قاعده ای که همیشه، چه در بیرون روابط و چه خارج روابط، مخالفین را توسط آن سرکوب کرده و می کنند. این قاعده هنوز یکی از اصول حاکم بر تشکیلات رجوی است. اصطلاح رفع ابهام را در این مقطع ساختند تا مسئله ازدواج را تحت الشعاع مسئله ای که علم کرده بودند قرار دهند. ناگهان زلزله ای در سازمان به وجود آمد و همه کارها تعطیل و هیجان تمامی سازمان را فراگرفت. این بهانه ای بود که دهان متمردین را ببندند و بعد تمامی بدنه سازمان را در عراق که آن موقع حدود هفتصد تا هشتصد نفر می شدند، به زندان هایی که از قبل آماده کرده بودند منتقل نمودند. این زندان ها در پادگان های منصوری و مآوت در منطقه سلیمانیه برپا شده بود&#8230;.. این برخوردها بسیار حساب شده و سنجیده بود زیرا بدین وسیله قصد داشتند که روحیه زندانیان را خراب و شخصیت آنها را لجن مال کنند. به همه زندانیان اعلام کرده بودند: از این لحظه به بعد هیچ یک از شما مجاهد نیستید. ما به همه شما به چشم پاسداران نگاه می کنیم تا هنگامی که عکس آن بر ما ثابت شود و لذا تا وقتی که بر ما ثابت نشده که بی گناه هستید ما مانند پاسداران با شما رفتار می کنیم و از ما انتظار برخورد دوستانه و محترمانه نداشته باشید. حدود یک ماه این عده در زندان بودند و در این یک ماه تمام کارها خوابیده بود. اما واقعیت غیر از این بود. زیرا اگر واقعاً نفوذ عناصر رژیم در درون سازمان درست بود، سازمان می توانست بدون انتقال اعضاء به زندان پرونده هر یک از اعضاء را جداگانه بررسی و نفوذی ها را شناسائی نماید. اما هدف پیدا کردن عناصر نفوذی نبود زیرا اساس مسئله نفوذی ها، ساختگی بود و خود سازمان هم می دانست که عنصر نفوذی وجود ندارد. اما سازمان قصد داشت به بازداشت وسیع و همگانی اعضاء بعد سیاسی و امنیتی بدهد تا بتواند موقتاً بحران را بخواباند و از طرفی مقاومت و غرور افراد را بشکند تا به جای زیر سوال بردن رجوی، خودشان زیرسؤال بروند. در واقع رفع ابهام یک روکم کنی بود و پیش درآمد انقلاب ایدئولوژیک، تا زمینه برای جاانداختن آن و برپایی نشست های انقلاب هموار گردد.&quot; (4) </span> </p>
<p><span>چنانچه ملاحظه شد کارکرد پروسه خوانی در این مورد به خصوص منجر به شناسایی و حذف و یا جابجایی، تعدیل و&#8230; موقعیت ها و رده های تشکیلاتی اعضایی می گردد که نسبت به دو اتفاق ازدواج ایدئولوژیک مسعود با مریم و در ادامه رهبری ایدئولوژیک مسعود رجوی مسئله دار هستند. در ادامه وجوه و کارکردهای دیگر پروسه خوانی در مناسبات مجاهدین را مورد بررسی قرار خواهیم داد. </span> </p>
<p><span>منابع </span> </p>
<p><span>1- نگاهی دیگر به انقلاب درونی مجاهدین اندکی از درون، اندکی از برون&quot; وشته بیژن نیابتی. انتشارات خارج کشور. بخش پروسه رفع ابهام. </span> </p>
<p><span>2- همان. </span> </p>
<p><span>3- همان. بخش یازدهم. ایدئولوژی مریم. </span> </p>
<p><span>4- مرداب (جلددوم) ارتجاع مغلوب در رقابت با ارتجاع غالب. نوشته هادی شمس حائری. انتشارات خارج کشور. پائزی 1375. صفحات 62 تا 64. <span>سایت مجاهدین دبلیو.اس</span><span  </span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6630">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6630/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6631</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6631?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/14/%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%82-3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>بخش دیگر هدف پروسه خوانی بر روی کسب اطلاعات از وابستگان و نزدیکان داوطلب متمرکز می شود. با این روش در واقع هدف های فرضی برای جلب افراد مستعد در پیرامون داوطلب سازماندهی می شود. در مراحل بعدتر فرد جذب شده خود در نقش یک کاتالیزور باعث جذب بستگان و نزدیکان خود می شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6631">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span><strong>2- پروسه خوانی، کارکرد امنیتی در ورود به مناسبات مجاهدین</strong> </span> </p>
<p><span>کارکرد امنیتی پروسه خوانی یکی دیگر از موارد متداول در مناسبات سازمان مجاهدین خلق است. ظاهر امر، توجه اصلی معطوف به پیشگیری از ورود عوامل نفوذی به تشکیلات مجاهدین است. اما واقعیت این است که اهداف پنهان و آشکار متعددی در این خصوص دنبال می شود که می توان چشم انداز نهایی آن را در راستای هویت سازی و انقیاد بی چون و چرای تشکیلاتی ارزیابی کرد. این اهرم در تمام سیستم های فرقه ای و در بدو جذب افراد به مناسبات با پوش ها و محمل های مختلف اعمال می شود. اما به طور مشخص در این خصوص به کارکرد و اهمیت این پدیده در مناسبات سازمان مجاهدین خلق می پردازیم. لازم به ذکر است که پروسه خوانی در سازمان مجاهدین خلق مشخصا پس از وقوع انقلاب ایدئولوژیک مورد توجه قرار گرفته است. </span> </p>
<p><span>در این خصوص فرد ناگزیر به بازخوانی زندگی خود از تولد تا زمان رسیدن به مناسبات مجاهدین می شود. بر اساس اظهارات جداشدگان این پروسه در بدو ورود به تشکیلات مجاهدین در مرحله پذیرش بیشترین وقت و انرژِی را از افراد می گیرد. این بازخوانی به لحاظ فرم و قالب بیشتر شبیه یک اتوبیوگرافی است. با این تفاوت که پس از مطالعه آن از سوی افراد مسئول نقطه های به اصطلاح کور و به نوعی خلاء ها و شکاف های زمانی کشف و مورد بازخوانی و توجه قرار می گیرد. این نکات کور بعضا ممکن است روزها و ماه ها تا رفع ابهام های امنیتی و اطمینان کامل نسبت به صحت اظهارات عضو طول بکشد. اما سوای این جهات، بخش دیگری از حساسیت ها متوجه شناخت انگیزه ها و کیفیت و سمت و سوی آنها می شود. به طور مشخص نکات همسو و مکمل با این هدف در بحث پروسه خوانی افراد را می توان در موارد زیر دسته بندی کرد: </span> </p>
<p><span>1- شناخت انگیزه های سیاسی در گذشته. </span> </p>
<p><span>سازمان در واقع از طریق پروسه خوانی فرد درمی یافت که او با چه انگیزه مشخصی وارد مناسبات شده است. این انگیزه ها می توانست به کمیت حضور سایر جریان های اپوزیسیون متعدد و متنوع باشد. از گرایشات چپ گرفته تا ناسیونالیستی و سایر برداشت ها و تحلیل های دیگر از جمله سمپاتی به شریعتی و یا سایر شخصیت های فکری و سیاسی. با این سنجش در واقع قابلیت و پتانسیل یک فرد در میزان و کیفیت استحاله اش در مناسبات فکری، سیاسی و تشکیلاتی ارزیابی می شد. </span> </p>
<p><span>2- شناخت انگیزه های بالفعل در ورود به مناسبات مجاهدین. </span> </p>
<p><span>سوای گرایشات فکری، برای سازمان این نیز مهم بود که فرد داوطلب با چه انگیزه بالفعل مشخصی در حال پیوستن است. با دریافت این انگیزه ها در واقع موقعیت و نسبت نزدیکی و دوری داوطلب ارزیابی می شود. </span> </p>
<p><span>3- آگاهی نسبت به کیفیت دانش سیاسی و تئوریک. </span> </p>
<p><span>برای سازمان این نیز مهم بوده و هست که داوطلب از چه میزان دانش، فهم و&#8230; سیاسی و تئوریک برخوردار است. این اطلاعات امکان می دهد تا ضریب کنتاک ها و چالش های فرضی سیاسی و ایدئولوژیک فرد داوطلب با تشکیلات ارزیابی شود. تنظیم رابطه تشکیلاتی و احراز صلاحیت ها بستگی مستقیمی با این کیفیت ها دارد. </span> </p>
<p><span>4- اگاهی نسبت به انگیزه های غیر سیاسی در ورود به مناسبات مجاهدین. </span> </p>
<p><span>پروسه خوانی این امکان را فراهم می کند تا به میزان موثر و تعیین کننده ای انگیزه های شخصی افراد در جذب شدن به تشکیلات بر ملا شود و به همان میزان امکان تمرد، عدم سازگاری، پائین آمدن ضریب انگیزه های فردی با تشکیلات را باعث می شود. </span> </p>
<p><span>5- آگاهی نسبت به جایگاه و شرایط طبقاتی فرد. </span> </p>
<p><span>کارکرد دیگر پروسه خوانی شناخت و اشراف تشکیلات نسبت به جایگاه و به اصطلاح سازمانی پایگاه طبقاتی افراد می شود. از آنجایی که اساسا سازمان در تحلیل کیفی پایبندی افراد به التزامات تشکیلاتی به موقعیت طبقاتی افراد سهم تعیین کننده ای می دهد، لاجرم اشراف بر موقعیت طبقاتی در اولویت قرار می گیرد. این افراد هزینه و انرژی بیشتری برای انطباق پذیری خود با تشکیلات از سازمان می گیرند. بخشی از اهداف پروسه خوانی معطوف به کسب این گونه اطلاعات می شود. </span> </p>
<p><span>6- بررسی اجمالی نسبت به شرایط خانوادگی و پتانسیل آنها در جذب شدن به طرف سازمان. </span> </p>
<p><span>بخش دیگر هدف پروسه خوانی بر روی کسب اطلاعات از وابستگان و نزدیکان داوطلب متمرکز می شود. با این روش در واقع هدف های فرضی برای جلب افراد مستعد در پیرامون داوطلب سازماندهی می شود. در مراحل بعدتر فرد جذب شده خود در نقش یک کاتالیزور باعث جذب بستگان و نزدیکان خود می شود. </span> </p>
<p><span>7- کسب اطلاعات در زمینه های امنیتی، آماری، و همچنین میزان مقبولیت و مشروعیت سازمان در میان مردم. </span> </p>
<p><span>کارکرد دیگر پروسه خوانی روی دریافت اطلاعات مشخصی متمرکز می شود که از طریق آنها تشکیلات می تواند موقعیت خود را در شرایط خاص اجتماعی و جغرافیایی ارزیابی کند. </span> </p>
<p><span>این فاکتورها به طور مشخص در عموم فرقه ها لحاظ می شود. با این توضیح که در فرقه های سیاسی به دلیل ماهیت خاص و ویژه شان علی الصول دامنه و اهمیت و جایگاه متفاوت تری دارند. نکته قابل ذکر اینکه در تبیین هر یک از این کارکردها به دلایلی از جمله تنیدگی و رابط دینامیکی این اجزاء با یکدیگر و نتایج همسو و تعیین کننده شان، که در نهایت به مثابه باریکه راه هایی به جریان کلی روند مغزشویی منتهی می شود، به طور اجتناب ناپذیر با شباهت های مضمونی و محتوایی مواجه خواهیم شد که ممکن است تکرار مباحث را تداعی کند. برای جلوگیری از این امر ناگزیر این فاکتورها را به طور اجمال بررسی می کنیم تا در فرصت و جای مقتضی اهداف درونی تر آنها را در مناسبات مورد بررسی قرار بدهیم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6631">پروسه خوانی، وجه مشترک تمامی فرقه ها &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6631/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها- قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6632</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6632?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/14/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-3/</guid>

					<description><![CDATA[<p>شاید این گونه خشونت گرایی در میان مجاهدین یکی از نادرترین نوع اعمال خشونت فرقه ای باشد. گو اینکه شاهدان این گونه خشونت ها ممکن است در حال حاضر هم در مناسبات مجاهدین باقی مانده باشند، اما بیشتر جداشدگان به این شیوه خشونت گرایی در مناسبات درونی مجاهدین اذعان دارند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6632">خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها- قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در این بخش سه گروه باقیمانده که به انحاء مختلف مورد خشونت فرقه ای قرار می گیرند را مرور می کنیم. </p>
<p>4- محققین، خبرنگاران، دانشمندان، نویسندگان و&#8230; که آشکارا علیه سازمان موضع گیری می کنند. </p>
<p>اگر چه در حال حاضر امکان برخوردهای خشونت آمیز با این افراد به دلایل مختلف از جمله وضعیت چالش برانگیز مجاهدین در غرب مقدور نیست، اما پیام های غیر مستقیم رجوی در سال گذشته به نوعی ضرورت برخوردهای فیزیکی و خشونت آمیز با این افراد را مورد تاکید قرار می دهد. شاید در این رابطه بتوان کیس هایی از نوع شکایت آلن شوالریاس از مجاهدین را محصول ادامه همان شیوه های خشونت آمیز اما این بار از طریق انگ زدن و ترور شخصیت افراد تلقی کرد. متهم کردن خبرنگاران آزاد و نویسندگان و محققین به وابستگی به جمهوری اسلامی شاید در شرایطی متفاوت می توانست با واکنش های خشونت آمیز پاسخ داده شود. اصرار و وعده های مجاهدین به مجازات های آتی طبعا در راستای رعایت این محذوریت ها و در عین حال اعتقادشان به مقابله خشونت آمیز با هر گونه چالش فکری و سیاسی در برخورد با منتقدین و مخالفین از هر طیف را نشان می دهد.</p>
<p>5- گناهکاران به اصطلاح ایدئولوژیک در نشست های درون تشکیلاتی فرقه مجاهدین خلق </p>
<p>شاید این گونه خشونت گرایی در میان مجاهدین یکی از نادرترین نوع اعمال خشونت فرقه ای باشد. گو اینکه شاهدان این گونه خشونت ها ممکن است در حال حاضر هم در مناسبات مجاهدین باقی مانده باشند، اما بیشتر جداشدگان به این شیوه خشونت گرایی در مناسبات درونی مجاهدین اذعان دارند. در این گونه وقتی یکی از اعضای سازمان بر اساس نشست های فرقه ای موسوم به غسل هفتگی، یا عملیات جاری ناگزیر است تمام ذهنیت های جنسی، طبقاتی، و&#8230; حتی رویاها و خواب های خود را بازگو کند، ظاهرا نسبت به این سوژه دچار بغض ایدئولوژیکی شده و تحت عنوان نقض حق رهبری و&#8230; واکنش نشان می دهند. این واکنش ها عموما با هجوم و دوره کردن سوژه و ضرب و جرح وی همراه است. اظهارات جداشدگانی که حداقل یکی دوبار در معرض این خشم ایدئولوژیکی قرار گرفته اند، حاکی از این است که بعضا آثار این گونه رفتارهای خشونت آمیز تا آخر عمر همراه آنها باقی خواهد ماند. تعدد این فاکت ها و نمونه ها نیز در حوصله این مجال نمی گنجد، به یکی از نمونه های اینگونه خشونت ها بسنده می کنیم: </p>
<p>&quot;در این نشست، کلیه افراد بایستی در طول هفته، حالات مردانه، نگاه به زنان و هر گونه تفکری که نسبت به زنان داخل یا خارج سازمان، گویندگان زن در تلویزیون، هنرپیشگان زن در فیلم ها یا حتی عکس های زنان در مجله ها و روی کارتن های اجناس و نهایتاً عکس پشت قوطی تاید را دارند، مکتوب کرده و در جمع حاضر با صدای بلند بخوانند، مثلاً: وقتی فلان زن را دیدم و یا وقتی فلان زن گوینده را دیدم، تمایل داشتم او را ببوسم، این یک فاکت محسوب می شود که حداقل بایستی در هفته بیشتر از 30 فاکت داشته باشی که سختی و خرد شدن شخصیت را تنها کسی درک می کند که خودش در این نشست ها شرکت کرده باشد. این فاکت ها در حالی خوانده می شوند که فرد از فرط شرمندگی و خجالت و عذاب روحی عرق می ریزد و سرش پایین است، در حالی که بسیاری از این فاکت ها ساختگی و مصنوعی است و جهت رفع تکلیف نوشته شده اند، در صورت سرپیچی و تخلف در هر دو نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی مورد مواخذه، تنبیهات و برخوردهای فیزیکی یعنی کتک کاری توسط عده ای دیگر قرار می گیری و همواره افراد و دوستان را تحریک می کنند که فرد به قول خودشان متخلف را کتک کاری کنند.&quot; (1) </p>
<p>6- خشونت های انتحاری (خودسوزی) </p>
<p>از دیگر انواع خشونت های فرقه ای در میان مجاهدین اقدامات انتحاری است. این خشونت ها که عمدتا محصول ضرورت شرایط اجتماعی و در تقابل با اهرم های مدنی جهت مجاب کردن و فرار از دست قانون اعمال می شود حداقل در مقطع دستگیری مریم رجوی در ژوئن 2003 دولت و قوه قضائیه فرانسه را مجاب کرد تا از ادامه بازداشت مریم قجر عضدانلو (رجوی) صرفنظر کند. در چشم غربی ها این اقدامات خبر از سقوط تمام و کمال یک سازمان تروریستی و تبدیل آن به یک فرقه خطرناک را می دهد. آنتوانی گسلر در کتاب کالبد شکافی یک جریان ایدئولوژیک به نقل از تام هینیگان خبرنگار بریتانیایی رویترز می نویسد: </p>
<p>&quot;تام هینیگان، از خبرگزاری بریتانیایی رویترز، از خود پرسید که آیا شاهد سقوط کامل یک فرقه است؟: &quot;تصاویر مردان و زنانی که بنزین را روی خود می ریزند و در خیابان ها و پایتخت های اروپایی خود را به آتش می کشند&#8230; &quot; (2)&nbsp; </p>
<p><img decoding="async" height="199" alt="خود سوزی" width="400" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/MEK/Self_Immolation/Self_Immolation_9.jpg" /></p>
<p>واکنش افکار عمومی در قبال این اقدامات شدت آسیب های روحی حاصل از خشونت ها را نشان داد. قوه قضائیه فرانسه تسلیم این خودزنی های شنیع و مشمئزکننده می شود. واکنش مقامات فرانسوی در قبال این رخدادها نیز در نوع خود جالب توجه بود. ژان فرانسوا کوپه، سخنگوی دولت فرانسه، &zwnj;ضمن توصیف دراماتیک برای این اقدامات می گوید: </p>
<p>&quot;متاسفانه! این اعمال چیزهای زیادی درباره طرز فکر رهبری آنان را برایمان آشکار می کنند.&quot; (3) </p>
<p>سایت مجاهدین.دبلیو.اس</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6632">خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها- قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6632/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6613</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6613?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/11/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[<p>این شق خشونت بیشتر جنبه روانی و به انگیزه ایجاد هراس و تنش های روانی و روحی در هدف های فرقه ای دارد. در فرقه های سیاسی اگر چه هدف های خشونت آمیز عمدتا از میان چهره های سیاسی و دولت مردان انتخاب می شود، اما در سایر گروه ها این اهداف در میان مخالفین و فعالان بر علیه فرقه ها سازماندهی و مدیریت می شود. شق دیگری از خشونت ها متوجه اعضای خود فرقه ها می شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6613">خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span><img loading="lazy" decoding="async" height="327" alt="خشونتگرایی در فرقه رجوی" hspace="10" width="200" align="left" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Cult_Bound_L.jpg" />خشونت گرایی یکی از شیوه های بارز فرقه ها و مشخصا فرقه های سیاسی است. ریشه یابی این پدیده در فرقه ها به قرن ها پیش باز می گردد. حداقل در سابقه فرقه اسماعیلیه (طرفداران حسن صباح)خشونت گرایی به عنوان یک اهرم، جنبه کاملا استراتژیک داشته است. در تاریخ معاصر نیز می توان از گروه هایی همچون القاعده و گروه طالبان به عنوان مصادیق فرقه های سیاسی &#8211; ایدئولوژیک خشونت گرا نام برد. اگر چه تروریسم در اشکال مختلفش یکی از مشترکات گروه های فرقه ای معاصر و تاریخی است، اما شق دیگر خشونت به رفتارهای فیزیکی ای اطلاق می شود که الزاما اهدافی متفاوت از حذف فیزیکی سوژه ها را دنبال می کند. </span> </p>
<p><span>این شق خشونت بیشتر جنبه روانی و به انگیزه ایجاد هراس و تنش های روانی و روحی در هدف های فرقه ای دارد. در فرقه های سیاسی اگر چه هدف های خشونت آمیز عمدتا از میان چهره های سیاسی و دولت مردان انتخاب می شود، اما در سایر گروه ها این اهداف در میان مخالفین و فعالان بر علیه فرقه ها سازماندهی و مدیریت می شود. شق دیگری از خشونت ها متوجه اعضای خود فرقه ها می شود. در پاره ای از فرقه ها نیز خشونت ابزاری برای تامین نیازهای مالی و درآمد محسوب می شود. روش کسب درآمدهای غیرمشروع از جمله معامله قاچاق اسلحه و مواد مخدر و&#8230; در ذات و ماهیت خود خشونت را به جزیی تفکیک ناپذیر از فعالیت های روزمره و عادی تبدیل کرده است. چنانچه مشاهده می شود خشونت در میان فرقه ها از طیف سیاسی گرفته تا انواع دیگر اساسا همزاد و جزئی از فلسفه وجودی فرقه ها را تشکیل می دهند. </span> </p>
<p><span>در حال حاضر یکی از چالش های اساسی که سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه سیاسی با آن درگیر است اتهام اعمال خشونت جسمی و روحی و بعضا تهدید جانی جداشدگان از این تشکیلات است. اسناد ارائه شده از سوی یکی از این نهادها (دیده بان حقوق بشر) حاکی از اعمال خشونت منجر به مرگ حداقل سه تن از اعضای پیشین سازمان است. به همین منوال اظهارات اعضای جداشده از سازمان مجاهدین حاکی از اعمال شکنجه، زندان های انفرادی، و فشارهای روانی و روحی بر روی اعضای سازمان است. در ادامه بیشتر به نمونه های رفتارهای خشونت آمیز در مناسبات درون تشکیلاتی مجاهدین خواهیم پرداخت. در کتاب سینگر به این وجه خشونت درون تشکیلاتی و هم سایر اشکال و مکانیزم های آن اشاره شده است. در این رابطه می خوانیم: </span> </p>
<p><span>&quot;فرقه ها به درجات زیادی ضایع کننده و مخرب هستند. بعضی صرفا با اعضای خود بد رفتاری می نمایند؛ در حالی که برخی دیگر خشونت خود را متوجه بیرونی ها می کنند. البته برخی هم در هر دو جهت عمل می نمایند. اعضای فرقه ها، تحت هدایت رهبرانشان، به افسران مجری قانون شلیک کرده اند، در معاملات مواد مخدر و فحشا درگیر شده اند، به حمل و نگهداری سلاح غیر مجاز مبادرت ورزیده اند، مدام به هتک حرمت می پردازند، اعضای نوجوان را تا حد مرگ کتک می زنند، تنبیهات مختلفی بر اعضای خود اعمال می نمایند و حتی اعضای بریده خود را به قتل می رسانند.&quot; (1) </span> </p>
<p><span>سوای این جنبه ها، سینگر اقدامات دیگری را هم مشمول تعریف خشونت گرایی فرقه ای می داند، که به برخی از آنها اشاره می کنیم: </span> </p>
<p><span>&quot;گروه های فرقه ای نه فقط در رفتارهای بارز خشونت آمیز درگیر هستند، بلکه در فعالیت هایی که منجر به ورود اعضا در جرائم مختلفی، از دسیسه برای فرار مالیاتی گرفته تا جاسوسی علیه دولت و کلاهبرداری، می گردد نیز وارد می شوند.&quot; (2) </span> </p>
<p><span>اگر ورود به حیطه جاسوسی بر علیه دولت ها از سوی فرقه ها را مصداق این تعریف سینگر (جاسوسی علیه دولت) تلقی کنیم، در این صورت فعالیت های مورد اذعان جاسوسی سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک فرقه سیاسی در موضوع فعالیت های هسته ای ایران (سوای چالش های حقوقی و بین المللی آن) به نوعی می تواند مشمول موضوع خشونت گرایی فرقه ای شود. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که مجاهدین تلاش دارند این پروسه را در نهایت به یک جنگ تحمیلی و درگیری خشونت بار دراز مدت بر علیه مردم ایران تبدیل کنند. تمامی شواهد و قرائن در این خصوص حاکی از انطباق پذیری تعبیر سینگر با فرایندی است که آگاهانه اقدامات جاسوسی مجاهدین را به بروز خشونت و تروریسم دولتی در ایران سوق می دهد. از این حیث می توان اقدامات مجاهدین رابه نوعی در فرایند با مکانیزم ها و انگیزه های فرقه ای محاسبه و ارزیابی کرد. </span> </p>
<p><span>در فرقه های سیاسی تاریخ معاصر و مشخصا در میان فرقه های چپ گرا و نمونه ای در زمان استیلای استالین بر حزب کمونیست شوروی و تصفیه های معروف او شکل تازه ای از رفتارهای خشونت آمیز در این گونه فرقه ها تجربه شده است. این خشونت ها با تلفیق شیوه های روانی و جسمی در نوع خود و تا این زمان همچنان منحصر و نادر ارزیابی می شوند. تنها پس از مرگ استالین گوشه هایی از این شکنجه ها افشا و دستمایه آثار سینمایی و رمان های موسوم به رئالیسم &#8211; سوسیالیستی گردید. </span> </p>
<p><span>چنانچه پیشتر نیز اشاره شد در حال حاضر سازمان مجاهدین خلق ایران در میان فرقه های سیاسی تنها گروهی است که از این حیث مورد اتهامات متعددی چه از سوی دیده بان حقوق بشر و همچنین اعضای جداشده واقع شده است. نکته قابل تعمق اینکه سوای اعمال خشونت بر روی اعضای ناراضی و داوطلب جداشدن، خشونت به عنوان یک روش تنبیه درون تشکیلاتی بر روی معترفین به خطاهای ایدئولوژیکی در نشست های موسوم به غسل هفتگی، عملیات جاری، دیگ و&#8230; اعمال می شود. در این نشست ها حاضرین در واکنش به اعترافات معترفین اقدام به کتک زدن می نمایند. در بخش دوم این مقاله به استناد اظهارات اعضای جداشده سازمان و همچنین گزارش دیده بان حقوق بشر و همچنین سایر منابع آزاد به بررسی ابعاد و کیفیت انواع خشونت های درون تشکیلاتی و برون تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق خواهیم پرداخت. </span> </p>
<p><span>منابع: </span> </p>
<p><span>1- کتاب فرقه ها در میان ما. نوشته مارگارت تالر سینگر. مقدمه</span> </p>
<p><span>2- همان. بخش. فرقه ها خشن هستند.&nbsp; <span>سایت مجاهدین.دبلیو. اس </span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6613">خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6613/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6614</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6614?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Jun 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/11/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d9%88-2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>اعمال انواع خشونت های جسمی و روحی بر روی عناصر ناراضی و داوطلب جدایی از مجاهدین تقریبا مورد تاکید بیشتر اعضای جداشده از مجاهدین بوده است. به طور مشخص در این رابطه می توان به بیانیه دیده بان حقوق بشر و همچنین بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا، سرویس های اطلاعاتی فرانسه موسوم به دی اس دی و بیشتر دولت هایی استناد کرد که نام مجاهدین را در لیست های تروریستی خود ملحوظ کرده اند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6614">خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span>در موخره بخش نخست قول دادیم انواع روش های خشونت آمیز در مناسبات درونی و بیرونی سازمان مجاهدین خلق را به استناد منابع در دسترس از جمله گزارش دیده بان حقوق بشر و همچنین اظهارات اعضای جداشده، سرویس های اطلاعاتی دولت های غربی و النهایه اطلاعیه های رسمی سازمان مجاهدین خلق مورد بازخوانی قرار دهیم. لازم است ابتدا به ساکن هدف ها و سوژه هایی که مورد اعمال خشونت های فرقه ای در سازمان مجاهدین خلق واقع می شوند، را دسته بندی کنیم. </span> </p>
<p><span>1- هدف های تروریستی به عنوان دشمنان و سوژه های اصلی خشونت </span> </p>
<p><span>2- اعضای ناراضی و منتقد در درون مناسبات فرقه مجاهدین خلق </span> </p>
<p><span>3- اعضای جداشده از مناسبات فرقه مجاهدین خلق </span> </p>
<p><span>4- محققین، خبرنگاران، دانشمندان، نویسندگان و&#8230; که آشکارا بر علیه سازمان موضع گیری می کنند. </span> </p>
<p><span>5- گناهکاران به اصطلاح ایدئولوژیک در نشست های درون تشکیلاتی فرقه مجاهدین خلق </span> </p>
<p><span>6- خشونت های انتحاری (خودسوزی ها) </span> </p>
<p><span>1- هدف های تروریستی به عنوان دشمنان و سوژه های اصلی خشونت </span> </p>
<p><span>دستیابی به این اسناد شاید کوتاهترین و ساده ترین روش اثبات خشونت گرایی در فرقه مجاهدین است. سوای این موارد که عمدتا به طور مشروح و جزء به جزء در اطلاعیه ها و اعلامیه های رسمی منعکس شده است، دفاع از مشی خشونت آمیز به عنوان استراتژی مجاهدین همواره مورد تاکید و شاخص مرزبندی با سایر جریانات اپوزیسیون بوده است. این خشونت ها به اشکال مختلف تاکنون جان ده ها انسان عادی و دولت مردان سیاسی را گرفته است. علاوه بر این موارد می توان به اعمال شکنجه به عنوان وجهی غیرانسانی تر از خشونت های یاد شده بر روی سه اسیر ایرانی توسط مجاهدین در خانه های تیمی شان اشاره کرد که در نهایت هر سه در حالت نیمه جان مثله شده و در بیابان های اطراف تهران خاک شده اند. همچنین می توان به نمونه هایی از جمله آتش زدن خانه سوژه های خشونت که منجر به سوختن کودکان و اعضای خانواده ها در میان آتش شد نیز اشاره کرد. </span> </p>
<p><span>2<img loading="lazy" decoding="async" height="268" alt="خشونت گرایی در فرقه رجوی" hspace="10" width="250" align="left" vspace="10" src="https://st.nejatngo.org/Image/News/Cultism/Cult_Bound_1.jpg" />&#8211; اعضای ناراضی و منتقد در درون مناسبات فرقه مجاهدین خلق </span> </p>
<p><span>اعمال انواع خشونت های جسمی و روحی بر روی عناصر ناراضی و داوطلب جدایی از مجاهدین تقریبا مورد تاکید بیشتر اعضای جداشده از مجاهدین بوده است. به طور مشخص در این رابطه می توان به بیانیه دیده بان حقوق بشر و همچنین بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا، سرویس های اطلاعاتی فرانسه موسوم به دی اس دی و بیشتر دولت هایی استناد کرد که نام مجاهدین را در لیست های تروریستی خود ملحوظ کرده اند. نوروز علی رضوانی یکی از اعضای جداشده سازمان ضمن تشریح پروسه جدایی خود، انواع فشارهای جسمی و روحی اعمال شده بر روی منتقدین درونی توسط سازمان را این گونه بازخوانی می کند: </span> </p>
<p><span>&quot;در دستگاه رجوی مشت و لگد و شلاق و کابل و فحش و ناسزا و هرگونه خشونت دیگر که اینها اعمال می کنند شکنجه محسوب می شود و برایشان هم کار بدی نیست. چون در دستگاه رجوی شکنجه برای گرفتن حق رهبری صورت می گیرد. اینها معتقد هستند که ما حق رهبری شان را خوردیم چون امامت و ولایت رجوی را قبول نکردیم. لذا خون مان مباح اینهاست. جان و مال و ناموس ما مباح اینهاست. لذا اینها در شلاق زدن و کشتن ما از یکدیگر پیشی می گرفتند و این هم شاخصی داشت. چون می خواستند با شلاق زدن به ما خودشان را به رهبری خودشان نزدیک بکنند. یعنی آن کسی نزدیک تر به رهبری بود که خشونت بی حد و مرزی را نسبت به اعضای جداشده و معترض و زندانی اعمال می کرد. اگر بخواهم تمام شکنجه ها را برای شما توضیح بدهم یکی شلاق زدن است. شلاق زدن به سر و پشت و کمر و کف پای زندانی هست که در واقع از مرسوم ترین شیوه های شکنجه در همه زندان هاست از جمله زندان رجوی که این شلاق ها با کابل است، کابل برق، یک چیزی که در اینجا علاوه بر زندان های دیگر به چشم می خورد در دستگاه رجوی شلاق زدن به سر زندانی از نوع شکنجه هایی است که تازه ابداع و کشف کردند. چون می گویند که اندیشه و تفکر این شخص است که با ما دشمن است. جسم این را اگر ما هزار بار هم تکه پاره بکنیم، جسم بعد از یک گذر طولانی مدت بازسازی می شود بلکه باید اندیشه این فرد را خراب کرد و کشت و از بین برد چون در این رابطه زدن شلاق به سر از همین موضع انتخاب شده. اینها این قدر شلاق به سر زندانی می زنند که زندانی حالت تعادل روحی خودش را از دست می دهد و حالت دیوانه و روانی شدن به او دست می دهد. یک مورد می توانم اشاره بکنم که خود رجوی در صحبت هایش به من گفت که، بعد از اینکه انقلاب را نپذیرفتم می گفت که سر او را یعنی من را در هاون بگذارید بکوبید. آن قدر بکوبید تا له شود شاید سر عقل بیاید و انقلاب خواهر مریم را درک بکند.&quot; (1) </span> </p>
<p><span>به دلیل تراکم و تعدد این نمونه ها تنها به همین مورد کفایت می کنیم. ذکر این نکته ضروری است که در اظهارات تمامی اعضای جداشده این بخش به یک پای ثابت موضوعی آنها تبدیل شده است. </span> </p>
<p><span>3- اعضای جداشده از مناسبات فرقه مجاهدین خلق </span> </p>
<p><span>اعضای جداشده از مجاهدین نیز به دفعات از سوی عوامل و اعضای سازمان و به مناسبت های مختلف از جمله تشکیل سمینارهای علمی و تحقیقی در خصوص موضوعات مربوط به فرقه ها و بررسی خشونت در مناسبات مجاهدین مورد اعمال خشونت واقع شده اند. حمله عوامل سازمان به سمینار فیاف در پاریس که در سال گذشته برگزار شد و شماری از اعضای جداشده مورد خشونت واقع شدند، یکی از نمونه های بارز در میان مجاهدین است. اما بد نیست در اینجا اظهارات حسن خلج یکی دیگر از اعضای سازمان را در خصوص اعمال انواع خشونت های درون تشکیلاتی نسبت به افراد ناراضی و داوطلب جدایی از ازمان مرور کنیم: </span> </p>
<p><span>&quot;مجاهدین دائما درباره دموکراسی صحبت می کنند، اما در اردوگاهی که من در آنجا بودم دموکراسی وجود نداشت. در آنجا افرادی بودند که تمایلی به ماندن نداشتند. آنها تحت فشار شدید قرار داشتند و حتی کتک می خوردند. مرتضی یوسفی، که از نظر جسمانی تحمل تمرینات را نداشت، خسته شده بود و می خواست تمرینات را متوقف کند. وقتی خواب بود، او را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار دادند. فضای وحشتناکی بود. من سؤال می کردم، اما آنها فقط می گفتند که حق ندارم جواب ها را بدانم. این آغاز تفکر مجدد من درباره فضایی بود که در آن زندگی می کردم. هر کسی که کوچکترین اعتراضی می کرد، جاسوس رژیم خوانده می شد. از آنجا که من به سئوال کردن ادامه دادم، آنها مرا ستون پنجم پلیس امنیتی ایران خواندند. آنها مرا شکنجه و از خواب محرومم کردند.&quot; (2) </span> </p>
<p><span>در بخش سوم این مقال درباره ادامه هدف های اعمال خشونت در فرقه مجاهدین خواهیم پرداخت. </span> </p>
<p><span>منابع </span> </p>
<p><span>1- کتاب اسکولاستیک نوین درفرقه رجوی گفتگو با یکی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق</span> </p>
<p><span>2- کتاب خاطرات حسن خلج، یا هفته نامه نیمروز انتشارات خارج کشور. </p>
<p><span>سایت مجاهدین.دبلیو. اس </span></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6614">خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6614/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه سرگشاده به آقای ریموند تانتر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6586</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6586?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 31 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/06/01/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%82%d8%a7%db%8c-%d8%b1%db%8c%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسئولیت اقدام تروریستی اخیر در یکی از شهرهای ایران که منجر به مرگ شماری از شهرندان عادی گردید، از سوی یک گروه مخالف و به اصطلاح برانداز ایرانی با عنوان انجمن پادشاهی ایران به عهده گرفته شده است. این عملیات شباهت های فوق العاده ای با اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق دارد. از این دست اقدامات مجاهدین در سه دهه اخیر به کرات مرتکب شده و اتفاقا متن اطلاعیه ها و بیانیه های سازمان در این خصوص و در مقایسه با اطلاعیه ای که انجمن مورد نظر انتشار داده، رویه کمی و کیفی یکسانی را حکایت می کند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6586">نامه سرگشاده به آقای ریموند تانتر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همسویی تنتر، مجاهدین خلق و انجمن دفاع از پادشاهی <strong><span  </strong></p>
<p><span  &nbsp;</p>
<p><span><span><img decoding="async" alt="ریموند تنتر" align="left" src="https://st.nejatngo.org/Image/Persons/Politic-Men/Tanter.jpg" />جناب آقای تنتر؛ با سلام</p>
<p><span>جناب آقای تنتر، ایرانی ها ضرب المثلی دارند به این مضمون که خورشید برای همیشه زیر ابر پنهان نمی ماند، کنایه از این که حقیقت امور برای همیشه پنهان نمی ماند و سرانجام ابرها به کناری می روند و لایه های زیرین واقعیت خودشان را به رخ می کشند. این ضرب المثل گویای این معنی است که به هر حال مسیر جریانات و اتفاقات به گونه ای رقم خواهد خورد تا انگیزه های حقیقی شما در خصوص حمایت از مجاهدین خلق روشن شود.</span> </p>
<p><span>پوش و محمل اصلی حمایت شما از مجاهدین ظاهرا ایجاد تغییرات دمکراتیک در ایران و به رسمیت شناختن مجاهدین به عنوان تنها آلترناتیو دمکراتیک برای دمکراتیزه کردن ایران است. احتمالا شما هم مثل ما ایرانی ها بهتر می دانید که صرف ادعا موضوعی، مشروعیت و حقانیتی برای آن نمی آورد. و الزاما برای باوراندن آنها باید کم و بیش هزینه کنیم. این هزینه ها به همان اندازه که می تواند باعث اثبات حقانیت مواضع شما بشود، به همان میزان نیز می تواند انگیزه های ناسالم و سره را از ناسره متمایز کند. اقدامات تروریستی اخیری که در ایران اتفاق افتاده به گونه ای است که شما را در موقعیت فرضی مورد نظر ناگزیر می کند تا در قبال آن که ظاهرا به قصد تغییر شرایط در ایران رخ داده به موضع بکشاند و از این مسیر حقانیت ادعاهای شما صیقل بخورد. </span> </p>
<p><span>مسئولیت اقدام تروریستی اخیر در یکی از شهرهای ایران که منجر به مرگ شماری از شهرندان عادی گردید، از سوی یک گروه مخالف و به اصطلاح برانداز ایرانی با عنوان انجمن پادشاهی ایران به عهده گرفته شده است. این عملیات شباهت های فوق العاده ای با اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق دارد. از این دست اقدامات مجاهدین در سه دهه اخیر به کرات مرتکب شده و اتفاقا متن اطلاعیه ها و بیانیه های سازمان در این خصوص و در مقایسه با اطلاعیه ای که انجمن مورد نظر انتشار داده، رویه کمی و کیفی یکسانی را حکایت می کند. به نظر می رسد، این اقدامات که همزمان با تلاش های مستمر شما برای رفع اتهامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق و همچنین رفع سوء تفاهم هایی در خصوص انگیزه های حمایت شما از مجاهدین به همراه دارد، این الزام را به همراه خواهد آورد که شما در قبال این گونه اقدامات ناگزیر به موضع گیری شوید. شما در حال حاضر از موضع یک شخصیت حقوقی که مسائل مربوط به ایران و مجاهدین را دنبال می کنید و البته پیشتر از آن داعیه مبارزه بر علیه تروریسم را یدک می کشید، ناگزیرید در قبال اقدامات گروه موسوم به انجمن پادشاهی ایران در راستای رد مشی مسلحانه و خشونت آمیز موضع صریح و روشن خود را در قبال نفس چنین رویکردهایی اعلام دارید. </span> </p>
<p><span>اتفاقاتی از این دست صرفنظر از هزینه هایی که بر عادی ترین شهروندان ایرانی تحمیل می کند این حسن را دارد که مواضع شما را در کلیت خود به چالش بکشد. بدون تردید سکوت معنی دار مجاهدین خلق در این رابطه و بعدتر سکوت و انفعال شما در قبال این اقدامات به خودی خود گویای حداقل حدس و گمان هایی است که شما ناگزیرید برای رفع آنها برای دوستداران ایران آزاد و دمکراتیک توضیح بدهید. بدیهی ترین حدس و گمان ها در خصوص انفعال شما و مجاهدین در قبال اقدامات تروریستی حول این معنی است که شما و مجاهدین خلق ماهیتا از چنین اقداماتی استقبال می کنید. شما بارها از موضع حمایت از مجاهدین ناگزیر شده اید اتهامات تروریستی مجاهدین را در سه دهه اخیر با عناوینی از جمله دفاع مشروع و بعدتر قطع اقدامات تروریستی از تاریخ مشخصی توجیه کنید، اما ظاهرا این بار و متعاقب انفجار اخیر در ایران الزاما باید در خصوص کلیت این اقدامات و از جانب هر گروه و جریانی موضع بگیرید. اگر چنانچه در خصوص گروه های تروریستی تصریح شده که حمایت از چنین اقداماتی نیز در حکم مشارکت محسوب می شود، در چنین وضعیتی سکوت در قبال این اقدامات چه از موضع مجاهدین و چه از موضع شخص شما نیز تردیدهای معقول و منطقی را به همراه خواهد داشت. </span> </p>
<p><span>فرض دیگر بر این است که حمایت شما از مجاهدین در حقیقت متکی به پتانسیل قفل شده نظامی مجاهدین است، که با حذف نام مجاهدین عملا در دراز مدت امکان از سرگیری عملیات تروریستی را قریب الوقوع می کند. این فرض وقتی به واقع نزدیک می شود که شما از یک سو در تلاش برای تبرئه مجاهدین بر می آئید و از سوی دیگر در مقابل اقدامات تروریستی در ایران سکوت پیشه می کنید. در چنین وضعیتی احتمال حمایت موازی شما از گروه انجمن پادشاهی ایران پربیراه نخواهد بود. نکته قابل تعمق تر اینکه مجاهدین همواره داعیه حذف و شعار عدم مشروعیت سیاسی طرفداران پادشاهی در ایران را کوک می کنند. برای مجاهدین ساقط کردن تمام عیار آنها از هر گونه تحرک سیاسی حتی در قالب اپوزیسیون به حدی مهم است که حتی صراحتا حق هر گونه تحرک و فعالیت سیاسی در دولت موقت شورای ملی مقاومت را از آنها سلب کرده اند و تعجب برانگیزتر اینکه همین جریان مورد نظر به کرات در قبال مجاهدین موضع گیری و آنها را همردیف و شریک جرم جمهوری اسلامی معرفی کرده است. با این حال و علیرغم همه تقابل های صوری میان مجاهدین و جریان مورد نظر و همچنین تقابل شما با جمهوری اسلامی و همسویی تان با مجاهدین خلق به هر حال در چنین گردنه های استراتژیکی آنچه بیشتر نمود و عینیت می یابد وحدت و همسویی مجاهدین خلق، شما و گروه انجمن نجات پادشاهی است. </span> </p>
<p><span>طبیعی است در چنین شرایطی شما سیاست سکوت را بهترین و موثرترین موضع در راه حصول به هدف استراتژیک تان که همان تغییر رژیم در ایران است، اتخاذ کنید. اینکه آیا چنین موضعی طبعا در ادامه منجر به حمایت آشکار شما از هر گونه تحرک نظامی و تروریستی در ایران واقع شود، یک گمانه قریب به واقع است، ادعای واهی نیست. این موضع گیری آیا همان استراتژی استفاده ابزاری از مجاهدین را تداعی نمی کند. در این صورت حمایت شما از مجاهدین نه حمایت از یک آلترناتیو دمکراتیک که حمایت از یک امکان براندازانه با لحاظ بیشترین انتفاع پراگماتیستی نیست؟ در این میان آیا ادعای مبارزه با تروریسم از جانب شما در خوش بینانه ترین حالت ابزاری کردن و سیاسی کردن این مقوله در راستای تامین منافع نوعی شما محسوب نمی شود؟</span> </p>
<p><span>جناب آقای تنتر بدون شک بسیاری از وقایع و اتفاقات از حدود اختیار افراد خارج است و البته بخشی از اهمیت و جذابیت این اتفاقات هم در گرو همین تقدیرگونگی آن است. چه بسا در پی بروز اتفاقات و حوادثی این گونه راز و رمز بسیار حقایق روشن می شوند و به قول ایرانی ها پرده ها فرو می افتند. به باور ما و در عین تاسف و تالم بسیار از بروز چنین اقداماتی آنچه متعاقب این گونه حوادث دلخراش و متاثرکننده به جا خواهد ماند، کم و بیش محک خوردن صداقت و انگیزه های پنهان شما در حمایت از سازمان مجاهدین خلق خواهد بود. اینکه حداقل به واسطه حفظ پرنسیب های سیاسی و اخلاقی تان برای یک بار هم شده، حیثیت و اعتبار خود را در تقابل با منافع سیاسی فرضی تان اولویت بدهید.</span> </p>
<p><span  &nbsp;</p>
<p><span>رونوشت</span> </p>
<p><span>جناب آقای لرد رابین کوربت</span> </p>
<p><span>جناب آقای کازاکا</span> </p>
<p><span  &nbsp;</p>
<p><span>29.05.2008</span> </p>
<p><span>منبع: </span><span  Mojahedin.ws</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6586">نامه سرگشاده به آقای ریموند تانتر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6586/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حسن نعمتی دومین قربانی مجاهدین خلق در دو ماه اخیر است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6573</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6573?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تیف]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/29/%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%af%d8%b1-%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[<p>به نظر می رسد بی تفاوتی نهادهای بین المللی از جمله کمیساریای عالی و همچنین خستگی و انفعال و یاس اعضای جداشده مجاهدین در کمپ تیپف یکی از دلایل عمده به جان خریدن انواع خطرات از جمله کشته شدن توسط پلیس مرزی و همچنین تبعات فرار از راه های آبی باشد. این در حالی است که مجاهدین تلاش می کنند با انواع ترفندها و دسیسه ها به ادامه وضعیت انفعال و بلاتکلیفی در کمپ آمریکایی و در میان اعضای جداشده دامن بزنند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6573">حسن نعمتی دومین قربانی مجاهدین خلق در دو ماه اخیر است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجاهدین دبلیو اس، بیست و ششم می 2008<br />در حالی که کمتر از یک ماه از غرق شدن حسن میرزایی عضو جداشده از سازمان مجاهدین خلق در آب های ترکیه می گذرد، خبرهای رسیده حاکی از آن است یک عضو دیگر جداشده از سازمان مجاهدین در آب های مرزی ترکیه و یونان جان خود را از دست داده است. سایت حمایت از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه آریا به نقل از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق در این رابطه نوشت: <br />حسن نعمتی عضو قدیمی جدا شده از مجاهدین با 25 سال سابقه تشکیلاتی همراه با یک اکیپ جدا شده از مجاهدین پس از دریافت حکم 2 ماهه و اخراج از پلیس ترکیه به همراه یکی از دوستانش شناکنان کوشاداسی را به مقصد ساموس ترک می کند. اما به دلیل طوفانی بودن دریا، شب هنگام در میان موج های خروشان غرق شده و دار فانی را وداع می گوید. <br />همین سایت ضمن پخش صدای یکی از اعضای جداشده از قول همراه نعمتی اطلاعاتی در این خصوص ارائه داد. وی در بخشی از اظهاراتش گفت: <br />در این فرار دریایی، هر دو آنها ملبس به جلیقه نجات و کفش غواسی بوده اند، اما به هنگام نزدیک شدن به آب های یونان و از ترس دستگیری و دیپورت شدن اقدام به عادی سازی نموده و به همین دلیل جلیقه و کفش خود را در آب رها می کند، اما متاسفانه در میان موج های شدید غرق می شود. <br />به نظر می رسد بی تفاوتی نهادهای بین المللی از جمله کمیساریای عالی و همچنین خستگی و انفعال و یاس اعضای جداشده مجاهدین در کمپ تیپف یکی از دلایل عمده به جان خریدن انواع خطرات از جمله کشته شدن توسط پلیس مرزی و همچنین تبعات فرار از راه های آبی باشد. این در حالی است که مجاهدین تلاش می کنند با انواع ترفندها و دسیسه ها به ادامه وضعیت انفعال و بلاتکلیفی در کمپ آمریکایی و در میان اعضای جداشده دامن بزنند. <br />لازم به ذکر است متعاقب مرگ حسن میرزایی، مجاهدین ضمن انتشار بیانیه ای با دو امضای سازمان و شورای ملی مقاومت ظاهرا با خانواده میرزایی اظهار همدردی کردند اما عملا تمام سعی خود را معطوف به ادامه این شرایط و افزایش شمار قربانیان برای جلوگیری از ریزش درونی و همچنین سیاه نمایی درباره کمپ آمریکایی ها می نمایند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6573">حسن نعمتی دومین قربانی مجاهدین خلق در دو ماه اخیر است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6573/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>واکنش شدید شهرام همایون به اقدامات سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6536</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6536?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 May 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فرا فکنی های مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/05/19/%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4-%d8%b4%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b2/</guid>

					<description><![CDATA[<p>همایون با مخاطب قرار دادن مریم عضدانلو و مسعود رجوی آنها را به نقض حقوق دمکراتیک، همکاری با صدام، سرکوب مخالفان داخلی، رفتارهای تروریستی و سرکوب جریان های اپوزیسیون در خارج کشور و به هدر دادن نیروهای انسانی و جوان کشور متهم کرد. همایون در بخش دیگری ضمن اشاره به دعوت های مکرر از مجاهدین برای پاسخ گویی به ابهامات و سوالات بینندگان تاکید کرد در طی این مدت تلاش کردم با سکوت کردن به نفع کسی وارد صحنه مجادله و برخورد با شما نشوم، اما شواهد و قرائن جمع آوری شده بسیاری حاکی از این است که مجاهدین در طی شش ماه گذشته چه فعالیت های گسترده و سازماندهی شده ای را بر علیه ما براه انداخته اند. این برنامه که از سوی همایون با شور و حرارتی وصف ناشدنی اجرا و مورد استقبال بینندگان واقع شده بود، ظاهرا توجه کانال های دیگر اپوزیسیون را نیز به خود جلب کرده بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6536">واکنش شدید شهرام همایون به اقدامات سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شهرام همایون مدیر و مجری برنامه لحظه کانال وان، سازمان مجاهدین خلق را متهم به ایجاد اخلال و به تعطیلی کشاندن این تلویزیون کرد. این برنامه که چهارشنبه شب به وقت ایران پخش گردید، در نهایت به مشاجره لفظی میان همایون و تنی چند از طرفداران مجاهدین که به روی خطوط این تلویزیون آمده بودند، منجر شد. همایون در بخشی از ادعاهای خود ضمن اشاره به فعالیت های سازمان یافته مجاهدین برای برای به تعطیلی کشاندن تلویزیون کانال وان، گفت:<br />
من مدت ها است در قبال کارهای شما سکوت کرده ام، اما از این به بعد سکوت نخواهم کرد.<br />
همایون با مخاطب قرار دادن مریم عضدانلو و مسعود رجوی آنها را به نقض حقوق دمکراتیک، همکاری با صدام، سرکوب مخالفان داخلی، رفتارهای تروریستی و سرکوب جریان های اپوزیسیون در خارج کشور و به هدر دادن نیروهای انسانی و جوان کشور متهم کرد. همایون در بخش دیگری ضمن اشاره به دعوت های مکرر از مجاهدین برای پاسخ گویی به ابهامات و سوالات بینندگان تاکید کرد در طی این مدت تلاش کردم با سکوت کردن به نفع کسی وارد صحنه مجادله و برخورد با شما نشوم، اما شواهد و قرائن جمع آوری شده بسیاری حاکی از این است که مجاهدین در طی شش ماه گذشته چه فعالیت های گسترده و سازماندهی شده ای را بر علیه ما براه انداخته اند. این برنامه که از سوی همایون با شور و حرارتی وصف ناشدنی اجرا و مورد استقبال بینندگان واقع شده بود، ظاهرا توجه کانال های دیگر اپوزیسیون را نیز به خود جلب کرده بود. حسین حسیبی یکی دیگر از فعالین اپوزیسیون ضمن تماس با همایون به او تاکید کرد:<br />
بردن شکایت شما پیش پلیس آمریکا هیچ دردی را درمان نخواهد کرد. شما شکایتتان را به پیشگاه ملت ایران ببرید. مجاهدین امروز در پی آن هستند که ایران توسط آمریکا بمباران شود تا آنها به قدرت برسند.<br />
در حین اجرای برنامه شماری از طرفداران سازمان به روی خط آمده و نسبت به همایون فحاشی و تهدید کردند. نکته جالب اینکه همایون اجازه می داد تا فحاشی و تهدید این افراد تا آخر شنیده شود. در این میان شمار زیادی هم ضمن تماس با برنامه از مواضع همایون در رابطه با مجاهدین خلق حمایت کردند.</p>
<p>مجاهدین دبلیو اس، پانزدهم می 2008</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6536">واکنش شدید شهرام همایون به اقدامات سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6536/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه مجاهدین خلق را بشناسیم؟ &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6307</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6307?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Mar 2008 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین ws]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی های فرقه ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://www.nejatngo.org/fa/2008/03/09/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/</guid>

					<description><![CDATA[<p>"در کمتر از پانزده سال، دو بار شاهد پایان مرگ بار آنچه پیروان یک فرقه می توانند به آن هدایت شوند، بوده ایم. در سال 1978، یک عکس هوایی از 912 تن پیروان جیم جونز Jim Jones ملبس به لباس های براق، که با نوشیدنی های حاوی سیانور و همچنین شلیک گلوله در یک جنگل مه آلود در گویانا Guyana کشته شده بودند، در مجلات و تلویزیون عرضه شد، که این عکس هر بار برابر با سالگرد پایان جونزتاون Jonestown مجددا ظاهر می گردد؛ و در اوایل سال 1993، برنامه های خبری تلویزیونی شلیک و کشتار فرقه کورش Koresh را نشان دادند، و سپس چند هفته بعد آتش این موضوع به دشت های تگزاس Texas کشیده شد." (1)  این نمونه ها تنها بخشی از پی آمدها و فجایع حاصل از رشد و گرایش به فرقه ها در زمان حاضر است. به روایت سینگر در حال حاضر تنها در آمریکا بیش از سه تا پنج هزار گروه فرقه ای تحت عناوین و پوشش های مختلف مشغول فعالیت و عضوگیری هستند. متاسفانه به میزان وقوف و اشراف ما به ماهیت و اشکال مختلف، فرقه ها نیز در واکنش متقابل اقدام به یافتن راه حل های تازه برای دور زدن ما می کنند. در حال حاضر</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6307">چگونه مجاهدین خلق را بشناسیم؟ &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p> خانم مارگارت تالر سینگر درباره فرقه های معاصر و آسیب های جبران ناپذیر آن به احساس و اندیشه و روح اجتماعی معاصر می نویسد: </p>
<p> &quot;در کمتر از پانزده سال، دو بار شاهد پایان مرگ بار آنچه پیروان یک فرقه می توانند به آن هدایت شوند، بوده ایم. در سال 1978، یک عکس هوایی از 912 تن پیروان جیم جونز </span><span> Jim Jones</span>  <span>ملبس به لباس های براق، که با نوشیدنی های حاوی سیانور و همچنین شلیک گلوله در یک جنگل مه آلود در گویانا </p>
<p><span> Guyana</span>  <span>کشته شده بودند، در مجلات و تلویزیون عرضه شد، که این عکس هر بار برابر با سالگرد پایان جونزتاون </p>
<p><span> Jonestown</span>  <span>مجددا ظاهر می گردد؛ و در اوایل سال 1993، برنامه های خبری تلویزیونی شلیک و کشتار فرقه کورش </p>
<p><span> Koresh</span>  <span>را نشان دادند، و سپس چند هفته بعد آتش این موضوع به دشت های تگزاس </p>
<p><span> Texas</span>  <span>کشیده شد.&quot; (1) </p>
</p>
<p> این نمونه ها تنها بخشی از پی آمدها و فجایع حاصل از رشد و گرایش به فرقه ها در زمان حاضر است. به روایت سینگر در حال حاضر تنها در آمریکا بیش از سه تا پنج هزار گروه فرقه ای تحت عناوین و پوشش های مختلف مشغول فعالیت و عضوگیری هستند. متاسفانه به میزان وقوف و اشراف ما به ماهیت و اشکال مختلف، فرقه ها نیز در واکنش متقابل اقدام به یافتن راه حل های تازه برای دور زدن ما می کنند. در حال حاضر بسیاری از فرقه ها حتی تحت پوشش های مدنی و با استفاده از ابزارهای قانونی و نفوذ در بدنه مدیریتی و با الگوبرداری از ساختارهای فراماسیونری خود را تثبیت و به اهرم های قدرت سیاسی نزدیک کرده اند. فرقه های موجود بر خلاف تصورات ما مدام زمینه ها و بسترهای متنوع و جذابی را برای بقا و حیات خود تجربه و جستجو می کنند. اکثر افراد جداشده از فرقه ها پس از طی دوران بازسازی و احیاگری اصرار داشته اند تا ما را متقاعد کنند در صورت قرار گرفتن در شرایط آنها به همان میزان آسیب پذیر بوده و اغفال می شدیم. این ادعای گزاف و بی پایه ای نیست. تجارب حاصل از مطالعات بر روی افراد مختلف و گوناگون و با موقعیت های اجتماعی و فکری مختلف حاکی از صحت و درستی این ادعا است. پذیرش این ادعاها آیا به این معنی است که شناخت فرقه ها در زمان حاضر امر ممتنع و غیر ممکن و یا دشواری است. </p>
<p> به نظر می رسد ماهیت این ادعاها بسته به میزان دقت و انگیزه ها و تمایلات مشخص هر فرد برای نیل به آرزوهای دست نایافته و یا پایان دادن به انواع سرخوردگی هایش باشد و اینکه پیش از هر چیز، باید شاخص های تکرار شونده در گروه های فرقه ای را بطور پیوسته مورد مطالعه و توجه قرار دهیم. باید عمیقا درک کنیم که فرقه ها به دلیل قابلیت های متنوع و متکثر به حد موثر و غافلگیرکننده ای قادر به انطباق پذیری خود با شرایط و جاری کردن قوائد خود در ضمیر فردی و روح اجتماعی هستند. باید باور کنیم فرقه ها در عین کثرت و کمیت و نمودهای متفاوت، اما ماهیتی واحد و یکسان دارند. اگر چه به دلیل کثرت گروه های فرقه ای و جهت گیری های اجتماعی گوناگون، تفکیک آنها از سایر تشکل ها و گروه های مشروع دشوار به نظر می رسد اما در دهه های اخیر تلاش های چشمگیری برای آگاهی بخشیدن به افکار عمومی انجام شده است. این تلاش ها مبتنی به مطالعات و تدوین تجارب و مصادیقی است که بطرز موثری ماهیت گروه های فرقه ای را در معرض دید و قضاوت عموم می گذارد. </p>
<p> به نظر می رسد دستاوردها و جمع بندی های آکادمیک درباره فرقه ها دلالت بر وجوه اشتراکات روشنی دارد که شناخت آنها را در نگاه اول سهل و ممتنع نشان می دهد. شاید یکی از روش های معمول برای دفع فتنه فرقه ها و پیشگیری از خطرات آنها گرفتن مخرج مشترک و فهم این مهم است که فرقه ها علیرغم تعدد و تنوع موضوعی و کثرت شان دارای یک وحدت رویه می باشند. سینگر درباره وحدت و اشتراکات رویه ای همه فرقه ها و تفکیک و تمایز مناسبات فرقه ای با سایر اشکال جمعی و گروهی چند فاکتور مشخص و البته اساسی را یادآور می شود و می نویسد: </p>
<p> &quot;فرد باید در این رابطه تمایزات دقیقی برقرار سازد، تا در خصوص هر گروه با معیارهای معینی قضاوت نماید. اولا، تمامی فرقه ها دارای یک رهبر کاریسماتیک هستند، که خودش بطور فزاینده ای سوژه پرستش می شود، و در بسیاری از موارد، اشاعه دهنده اعمال خلاف عرف و اخلاق است. اعتقادات مذهبی به طور عمومی راه را برای خداگونه کردن رهبری به این شکل باز می نماید. ثانیا، در فرقه ها از یک سری روش ها و پروسه های روانی که می تواند از ارتباط با آنچه مجاب سازی تحمیلی یا بازسازی فکری نامیده می شود، نام برد و ثالثا، یک رابطه متقابل اقدام به سوء استفاده روانی و استثمار ذهنی از بالا (اهرم رهبر و جمع حاکم) و ایده آلیسم از پائین (بستر جذب و عضو گیری) وجود دارد.&quot; (2) </p>
<p> با این احتساب شناخت فرقه ها را علیرغم کثرت و تعدد و تنوع می توان حول سه محور اساسی زیرشناسه و معرفی کرد: </p>
<p> 1- رهبر خود انتصابی مادام العمر که نقش ویژه معنوی پیدا کرده و دائما باید ستایش شود و همچنین از انتقاد مبرا بوده، و همه پیروانش را به لحاظ ذهنی و اعتقادی منحصرا به خودش وصل می نماید. </p>
<p> 2- ساختار تشکیلاتی هرمی توتالیتر با اعمال اوتوریته مطلق و یک طرفه از بالا به پائین که رهبر با اختیارات نامحدود در رأس هرم قرار می گیرد. </p>
<p> 3- انجام کار برنامه ریزی شده روانشناختی و بازسازی فکری (مغزشویی) بر روی تک تک پیروان جهت ایجاد تغییرات رفتاری و ایجاد افراطی گری در آنان و ایجاد سرسپاری مطلق نسبت به رهبر و کسب آمادگی برای انجام هر کاری. </p>
<p> تحقیقات بونو ویتز یکی دیگر از محققین در امور فرقه ها و 16 شرط او برای شناخت گروه های فرقه ای و کیفیت خطرناک بودن آنها هم به نوعی ما را برای شناخت ماهیت فرقه ای کمک می کند. شروط او اگر چه در وهله اول برای اندازه گیری کیفیت خشونت آمیز بودن فرقه ها است اما با این حال این فاکتورها همسو با سایر مشخصه هایی که امثال سینگر، شاین و لیفتون ارائه می دهند علیرغم کثرت پذیری شان بر وحدت رویه همه آنها حکایت دارد. در این مختصر تنها به عنوان بندی این فاکت ها بسنده می کنیم. </p>
<p> 1- کنترل درونی </p>
<p> 2- ادعای خردمندی رهبران </p>
<p> 3- اعتبار خردمندی </p>
<p> 4- دگماتیسم </p>
<p> 5- عضوگیری </p>
<p> 6- گروه های شاخه </p>
<p> 7- مالی </p>
<p> 8- سوء استفاده یا کنترل جنسی </p>
<p> 9- سانسور </p>
<p> 10- کنترل خروج </p>
<p> 11- خشونت </p>
<p> 12- دشمن پنداری یا توهم </p>
<p> 13- تابو گرایی ارزشها </p>
<p> 14- تقدیرگرایی </p>
<p> 15- نفاق: (3) </p>
<p> ویتز بخوبی متوجه تنوع و پیچیدگی های پدیده فرقه در دنیای معاصر شده است. او با لحاظ تنوع و تکثر گسترده این پدیده از انواع بی ضرر آن گرفته تا فرقه های خطرناک که بر پایه پروسه های پیچیده بازسازی فکری و خودامحایی شکل می گیرند، شروط 16 گانه خود را تدوین کرده است. او اذعان می دارد که شاخص همه فرقه ها بیش از هر چیز اعمال سلطه روانی، چه با ابزار خشونت فیزیکی و چه از طریق اعمال شیوه های روانی و مجاب سازی است. برای او یقین به ماهیت فرقه ای گروه ها بیش از هر چیز از قلب همین شیوه های غیرمتعارف حاصل می شود. شروط ویتز بیش از هر چیز حکایت بر وقوف و اشراف او به متدهای انضباط حرفه ای در خصوص تربیت نیروهای اجتماعی می کند. به نظر می رسد می توان مواردی از شروط او را به قیدوبندهای مرسوم در نهادهای اجتماعی تعمیم داد. اما تعمیم توامان و همزمان این شروط و انطباق پذیری گروه ها با این کیفیت از داده های او، کیفیت و مرزبندی گروه با فرقه را تعیین می کند. به همین منوال عموم محققین درباره فرقه ها تقریبا همسو با هم بر کیفیت ها و شاخص های واحدی برای شناخت ماهیت گروه های فرقه ای انگشت می گذارند. به عنوان حسن ختام می توان به نمونه زیر اشاره کرد: </p>
<p> یک منبع دیگر مطالعاتی درباره ویژه گیهای فرقه ای می نویسد: </p>
<p> &quot; گروه های فرقه ای با این ویژگی ها شناخته می شوند: </p>
<p> 1- دارای ساختار هرمی خودکامه با یک رهبری در راس.</p>
<p> 2- رهبری کاریزماتیک (به این معنا که معتقد هستند از طرف خداوند مامورند و یا اینکه تنها آنها توانایی تفسیر منابع الهی و آسمانی را دارند. </p>
<p> 3- روشهای فریب کارانه در جذب اعضاء و جمع آوری کمک مالی. </p>
<p> 4- گوشه گیری از جامعه. انزوای جسمی و روحی. </p>
<p> 5- استفاده از روش های کنترل فکر و اندیشه. (کنترل محیطی، استثمار عرفانی، فشار برای تزکیه، اقرار، تقدس علم، زبان خاص، برتری دکترین بر فرد، استثنای وجودی به معنای موضوعیت خود و تشکیلات در جهان هستی و حق مطلق بودن و همه جهان و هستی را بر مدار تاریکی و شر دیدن&quot; (4) </p>
<p> به نظر می رسد با این اوصاف به اندازه کافی متقاعد شده باشیم که فرقه ها علیرغم کثرت و تنوع شان، تمامی از مکانیزم ها و روش های یکسانی تبعیت می کنند. به بیانی دیگر آنها در عین کثرت، به لحاظ کیفیت و نحوه تعامل و برخورد، اهداف و&#8230; در رابطه با اعضای خود از یک رویه واحد پیروی می کنند. این تمامی آن معنایی است که با عنوان پارادوکسیکال وحدت در عین کثرت به بررسی آن اهتمام نمودیم. در بخش دوم تلاش می کنیم میزان انطباق پذیری این نشانه ها با آنچه در مناسبات سازمان مجاهدین خلق می گذرد، و به یک معنی قرابت مجاهدین با اکثر فرقه ها را مورد بررسی قرار بدهیم. </p>
<p> منابع </p>
<p> 1- کتاب فرقه ها در میان ما. نوشته مارگارت سینگر. بخش اول فرقه چیست؟</p>
<p> 2- پیش گفتار کتاب فرقه ها در میان ما. نوشته روبرت جی لیفتون.</p>
<p> 3- بونو ویتز </p>
<p> 4- </span> <a href="http://www.refocus.org/"><span >www.refocus.org</span></a></p>
<p> &nbsp;</p>
<p> گروه تحقیق و پژوهش، مجاهدین دبلیو اس، هفتم مارس 2008</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/6307">چگونه مجاهدین خلق را بشناسیم؟ &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/6307/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
