اندر حکایت دیدن سراب از سوی رجوی

اساسا ساختار فرق با هرانگیزه و با هراساسنامه نا داشته ای مبتنی است بر فریب و نیرنگ و دجالیت مدرن!. نه بویی از سیاست برده اند و نه از خلق و انقلاب. نه عاطفه و نه احساس و نه خانواده.
دراعماق ذهن و ضمیر و مخیله شان سیاسی نیستند بلکه سیاست پیشه اند و تاجرمآب.
با هویت و شخصیت و گوهر وجودی انسانها در می آمیزند وبه بازی می گیرند تا که به مقصود پست و حقیرخود یعنی جاه و مقام و برتری نابرابر برهم نوع خویش نایل شوند. وه که چه دنیای حقیری! تف وهزار باره تف… با دید و عینک جاه طلبی تماما سراب می بینند وشراب می نوشند یا که شراب می نوشند و آنگاه سراب می بینند که در بن ومحتوا هردو جورش یک جوراست.
دراین دید و ایدئولوژی فرقه ای رجوی ید طولایی دارد ودراین گرداب ومرداب نفس گیرسی سال است بسا که خزئبلات بافته است. درمیان توده های مردم سالیان هست که با خروج از گردونه تغییر وانقلاب ودرغلطیدن به تفکرات فرقه ای به سبب افراط درجاه طلبی و به تبع آن وطن فروشی به بیگانگان، نه تنها جایگاهی ندارد بلکه از دید همان خلق که سنگ آنرا با دجالیت تمام به سینه میزند به قهر انزوا رسیده است. مضحکه جدید رجوی همانا خروش بهمن است! گویا ازتحولات فزاینده اخیر خاورمیانه بوی کباب از نوع داغ شدن گوشت حمار به مشام آنجناب رسیده است!. سراسمیه والبته مست و خواب آلود درافراط از مصرف شراب، سراب از نوع سرنگونی به چشمانش نقش بسته و کمافی السابق دچارهذیان گویی شده است و خواب سرنگونی دیده است. پیام رهبربا هوش و زکاوت فرقه آن شیرهمیشه خفته درابتدا درتاریخ نهم بهمن از سوراخ موش صادر شد و فردایش را خروش بهمن نامید تا پیروان نا پیدایش در ایران زمین در تاثیرپذیری از قیام مردمان تونس و مصر و یمن به قیام برخیزند!!
دراین وانفسا رسانه هایش شگرد سکوت پیشه کردند تا از قیام قریب الوقوع خلقهای ایران به یقین برسند و چون تا پایان نیمه شب همان روز سراب دیدند به حرف آمدند وتصحیح کردند که بهتر باشد که روز پنجشنبه مورخه چهارده بهمن، خروش بهمن اعلام شود تا مردمان انقلابی شهرهای تمامی استانهای کشور بتوانند فردایش جمعه پس از یک روزقیام و سرنگونی فرصت استراحت داشته باشند.!!
الحق خودم بسان سایر شهروندان انجام وظیفه کرده و به میادین شهرکه دون کیشوت فرموده بودند حضوربه هم رساندم و خدا وکیلی نه میادین شهر بل جای جای شهر مملو از اقشار مختلف مردم بودند و درگرامیداشت پیروزی خون بر شمشیر برعلیه نظام ملعون ستم شاهی شعارمیداند و پلاکارد برافراشته بودند و زمزمه میکردند که چه خوب که ملت عرب نیز در امتداد انقلاب اسلامی ایران تأسی پذیرفته ودنبال مطالبات مشروع خود علیه دیکتارتورها هستند انشاء الله که به آنچه که میخواهند با خونریزی کمتربرسند. ولیکن ازحامیان فرقه مطلقا خبری نبود. با این اوصاف به رهبر دروغگوی فرقه پیشنهاد میشود که مردمان ایران زمین در گرامیداشت فجر و انقلاب خود ده روز تمام در بهمن ماه علیه دیکتاتورها می خروشند و لذا آنجناب می تواند خروش بهمن کذایی خود را تا سالروز پیروزی انقلاب تا تاریخ بیست ودوم بهمن ماه امتداد بدهند و بکشند تا خوب کش بیاید شاید که سراب سرنگونی محقق شود تا متعاقب آن شراب سرنگونی نیز نوش جان بنماید.
منتهای مراتب نگرانی حقیر دراین است که هذیا نگویی رهبر فرقه درباب سراب سرنگونی درقلعه الموت میان عناصرفریب خورده اندک مفید واقع شود شاید که بتواند ازسقوط بهمن و آوار شدن عناصرناراضی روی سرش بطور تاکتیکی ممانعت بعمل بیاورد ولیکن اعتقاد عمیق داریم به یمن سنن خدشه ناپذیرتاریخ وانقلاب تمام دیکتاتورها ازجمله دیکتاتوری شخص رجوی و تشکیلات زیردستش درقلع الموت اشرف نیست ونابود خواهد شد و با رهایی تمام ناراضیان آن سامان دل بسا خانواده های منتظر شاد ومسرور خواهد شد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.