خشونت راه حل رجوی برای بقای فرقه در عراق

بر اساس گزارش خبر گزاری ها روز جمعه 19 فروردین بین نیروهای ارتش عراق وساکنان اسارتگاه اشرف درگیری هائی رخ داده و بر اثر این درگیری ها با کمال تاسف تعدادی از اسیران در این اسارتگاه کشته وتعدادی هم مجروح شده اند بدون شک محکوم کردن اینگونه حوادث دلخراش ونقض قوانین حقوق بشری کاری درست و لازم هست ولی به نظر بنده که به مدت بیست سال یکی از قربانیان این فرقه بودم بهتر است دولتها و مجامع حقوق بشری در کنار این محکوم کردن ها به علت و ریشه بوجود آمدن اینگونه حوادث ودرگیریها هم بپردازند ودر غیر اینصورت و تنها صرف پرداختن به جنبه نقض حقوق بشری و محکوم کردن دردی را دوا نمی کند و چاره کار نیست. یعنی نه تنها از تکرار اینگونه حوادث در آینده جلوگیری نمی کند بلکه رهبری فرقه مجاهدین را تشویق می کند که بیشتر به آن دامن بزنند. در اینجا ابتدا لازم است قبل از پرداختن به موضوع اصلی مقدمتا به مسئله خشونت وسابقه و کاربرد آن در فرقه رجوی بپردازیم و اینکه چرا رجوی همواره به این ابزار متوسل می شود. اصولا همه فرقه ها برای بقای خود می کوشند و در این راستا از هیچ جنایتی فروگذار نمی کنند و یکی از ابزار های اصلی که استفاده می کنند خشونت می باشد و فرقه رجوی و بطور خاص خود رجوی هم از این قاعده پیروی می کند و همواره از ابزار خشونت برای حفظ خودش واندیشه پوشالی فرقه گرایانه خودش استفاده می کند وهر گاه هم که در بن بست قرار می گیرد و موجودیت خودش را در خطر می بیند بیشتر به خشونت روی می آورد و در این راستا از هیچ جنایتی فروگذار نمی کند. لذا در گذشته در زمان صدام دیکتاتور ما شاهد بودیم وقتی رجوی دید که صدام آتش بس را پذیرفت وممکن با ایران صلح کند وموجودیتش به خطر بیفتد نیروها را بدون کمترین آمادگی نظامی به جنگی نابرابر تحت عنوان فروغ فرستاد وهزارو چهار صد تن را به کشتن داد و بعد در جریان جنگ کویت هم رجوی برای بقای خودش به کمک صدام شتافت و در سرکوب شیعیان جنوب عراق و کردکشی شرکت کرد. حتی رجوی از کشتن و شکنجه و زندانی کردن افراد ناراضی در سازمان برای بقای خودش هم نمی گذشت و بعد از سرنگونی صدام حسین دیکتاتور عراق رجوی که پدر خوانده خودش را از دست داده و یتیم شده بود باز موجودیت خودش را در خطر دید و لذا سریعا خودش را به ارباب جدیدش آمریکا آویخت و دیگر فراموش کرد که زمانی آمریکا را امپریالیست و ببر کاغذی می انگاشت وبا اینکه نیروهای ارتش آمریکا در جریان جنگ با صدام بیش از چهل تن از نفرات سازمان را کشتند رجوی طی فرمانی گفت باید با آمریکا موازی حرکت کنیم وبرای بقای خودش به افراطی ترین جناح های جنگ طلب در آمریکا متوسل شد وبعد هم تحت حفاظت ارتش آمریکا در عراق وتحت حمایت لابی های جنگ طلب در آمریکا قرار گرفت. فرقه رجوی از این مرحله شروع کرد در عراق بعنوان اپوزسیون دولت منتخب مردم شریف عراق به فعالیت کردن و لجن پراکنی علیه مقامات دولتی و قضائی عراق و بعد از سال 2009 که حفاظت اسارتگاه اشرف بر عهده نیروهای عراقی قرار گرفت دیگر سران فرقه لجن پراکنی خود را علیه مقامات عراقی به اوج رساندند و در سال گذشته هم که خانواده های قربانیان با حضور وتحصن چشمگیرشان در جلوی درب اسارتگاه سران فرقه را به اوج استیصال و درماندگی رساند و رجوی سعی کرد با تهدید وارعاب این مسئله را حل کند. اما خانواده ها با پایداری و مقاومت دلیرانه خودشان جواب دندان شکنی به سران فرقه مجاهدین دادند. لذا رجوی که خودش را در تنگنا می دید در سال گذشته علاوه بر افزایش لجن پراکنی های خود بر علیه مقامات عراقی دست به تحریک نیروهای عراقی با سنگ پرانی و فحاشی زد تا نیروهای عراقی را وادار به درگیری نماید ومتاسفانه ما می بینیم که نیروهای عراقی به این خواسته سران فرقه جامه عمل پوشانده ودست به خشونت زده وتعدادی از قربانیان این فرقه را کشته وزخمی کردند ورجوی را با این عمل خود خوشحال کردند زیرا برای سران فرقه و بطور خاص شخص رجوی جان افراد پائین سازمان هیچ ارزشی ندارد و جان افراد را جزو املاک پدری خودش می داند وبرای بقای خودش از آنان سو استفاده می کند لذا می بینیم که چطور افراد را وادار می کند که سنگ پرانی کنند و جلوی خودروهای عراقی بیفتند وکشته شوند تا رجوی بتواند با مظلوم نمائی افکار عمومی دنیا را به خودش جلب کند وچند صباحی به عمر ننگینش ادامه دهد و اگر رجوی دلش برای نیروها می سوخت آنها را اینطوری گوشت دم توپ نمی ساخت راستی اگر حفظ اشرف اینقدر برای رجوی مهم هست پس چرا از افراد بالای سازمان کسی در صحنه درگیری نیست همانهائی که در نشست ها همیشه صندلی های ردیف اول را اشغال می کردند به هر حال من فکر توسل به خشونت خواسته سران فرقه هست و به بقای فرقه در عراق کمک می کند و راه برچیدن بساط فرقه گرائی رجوی و رهائی قربانیان از چنگال سران فرقه دستگیری ومحاکمه سران فرقه و بطور خاص خود رجوی می باشد واز مجامع حقوق بشری هم انتظار هست برای جلوگیری از تکراراینگونه حوادث دلخراش در آینده برای رهائی قربانیان در اسارتگاه اشرف تلاش نمایند و از حقوق و خواسته های بر حق خانواده های متحصن حمایت کنند به امید روزی که بساط فرقه گری رجوی برچیده شود و همه قربانیان این فرقه رهائی یابند و به آغوش خانواده هایشان برگردند ودیگر شاهد تکرار اینگونه حوادث ناگوار و دلخراش نباشیم.
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.