یک فریبکاری و شیادی دیگر از رهبری سازمان مجاهدین برای ثبت در سینه تاریخ

«شورای ملی مقاومت» وابسته به سازمان مجاهدین خلق، به تاریخ 23/12/1391 طی اطلاعیه اعلام کرد «مجاهد خلق منصور کوفه ای از ساکنان لیبرتی در اثر محدودیتهای پزشکی جان سپرد».

کسانی که این اطلاعیه را می خوانند اگر نه منصور کوفه ای و نه رهبری فرقه گرای مجاهدین را بشناسد و نه اشرافی به مناسبات به غایت فرقه ای دورن تشکیلاتی مجاهدین داشته باشند، شاید اباطیل و فریبکاری رهبری مجاهدین در مورد وی را باور کنند.

اما آنچه که در این اطلاعیه آزار دهنده است و دل هر انسان آگاه از مناسبات مجاهدین و کسانی که منصور کوفه ای را از نزدیک می شناختند به درد می آورد، همانا دروغ گویی و فریبکاری شخص رجوی و دست اندرکاران تشکیلات تروریستی و خشونت گرای مجاهدین در مورد ایشان است.

در این اطلاعیه با پررویی تمام نوشته شده است:«… منصور به سرطان لوزه مبتلا شده بود اما بیماریش در صورت دسترسی به مداوای پزشکی و مراقبتهای تخصصی قابل علاج یا دست کم قابل مهار بود… »؟!! زهی بی شرمی.

خیلی از کسانی که از تشکیلات مجاهدین جدا شده اند منصور کوفه ای را بخوبی می شناسند و میتوانند بلاهایی را که در تشکیلات مجاهدین بر سر او آورده شد را بخوبی شهادت دهند.

منصور کوفه ای در سال 1339 و در شهر ری متولد شد. او دانشجوی دانشگاه تهران بود. وی در دهه 1360 و در جریان اعلام جنگ مسلحانه توسط سازمان مجاهدین به همراه تعداد دیگری دستگیر و روانه زندان اوین شد.

وی پس از آزادی از زندان از کشور خارج و مجددا به سازمان مجاهدین در خاک عراق پیوست.

منصور کوفه ای یکی از مخالفان سرسخت رجوی در تشکیلات مجاهدین بود. او طی سالهای 1373 تا 1375 چندین بار در قرارگاه اشرف اقدام به فرار کرد.

اولین فرار منصور در سال 1374 و زمانی بود که وی در مرکز 12 (سازماندهی وقت مجاهدین) به فرماندهی رقیه عباسی بود.

منصور در هر بار فرار خیلی زود توسط ماموران رجوی دستگیر و تحت شدیدترین شکنجه ها و برخوردهای غیر انسانی در تشکیلات مجاهدین قرار میگرفت. بنحویکه وی پس از انبوه برخوردها بشدت افسرده و گوشه نشین شده بود. وی برای تنبیهات بیشتر به سخت ترین کارهای اجرایی در تشکیلات گمارده میشد وی علیرغم تمامی فشارهایی را که در تشکیلات متحمل شده بود هرگز با رجوی پیمان نسبت.

منصور کوفه ای نیز مانند سایر مخالفین رجوی از جمله کسانی بود که در نشست های «حوض» در سال 1374 و نشست های «طعمه» در سال 1380 تحت شدیدترین برخوردهای تشکیلاتی قرار گرفته بود.

حال نگاه کنید به شیادی و فریبکاری رهبری مجاهدین که تا کجا مرزهای وقاحت و دریدگی را درهم نوردیده است که حتی از مرده وی نیز که سالهای سال بود مانع از خروج وی از تشکیلات مجاهدین شده است، هم دست بردار نیست و از آنان در راستای اهداف فرقه گرایانه تشکیلات بدنام مجاهدین استفاده میکند.

باشد روزی که رهبران مجاهدین نیز در مقابل مردم ایران که تنها در مسیر دستیابی به «قدرت سیاسی در ایران به هر قیمت و تحت پوشش مبارزه با جمهوری اسلامی ایران» به انبوه جنایت و خیانت دست زده اند به سزای اعمال ننگین و غیر انسانی خود برسند.

روحش شاد.

حجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.