دیدار خانواده های اسیران فرقه رجوی استان مازندران با آقای علی محمد خاتمی – قسمت پایانی

آقای خزایی برادر اسیر فرقه رجوی محمدرضا خزایی از آقای خاتمی سئوال کرد با توجه به فضایی که از لیبرتی عنوان می کنید یعنی اینکه افراد باز هم نمی توانند در مورد آینده خود تصمیم بگیرند و منتظر فرصتی هستند که پایشان به خارج از عراق باز شود؟

 آقای خاتمی در جواب گفت می خواهم به فضای کنونی اعضاء در لیبرتی اشاره ای داشته باشم، لعنت بر این سازمان که به همه خیانت کرده و همواره دروغ گفته و هیچ کس هم در مناسبات آزاد نیست کسی حق انتخاب و حق فکر کردن ندارد و حتی اجازه ندارد که دوستی داشته باشد و گوش کردن به رادیو ممنوع می باشد و حق استفاده از اینترنت به افراد خاصی داده می شود که از فیلتر فرقه گذشته باشند.

به دلیل بی اعتمادی بین اعضاء با فرماندهان و رهبران، این رابطه های تشکیلاتی دیگر مثل سابق نیست و انگیزه ای به دلیل رو شدن دست رجوی دیگر در جمع افراد وجود ندارد اعضا منتظر فرصتی هستند تا شرایطی پیش بیاید خودشان را تعیین تکلیف کنند یک تعداد اندکی هستند به دلیل جنایت و انجام ترور در داخل ایران مجبورند با سازمان بمانند.

بقیه نفرات هم وضعیت شان فرق می کند من وقتی با تعدادی از بچه هایی که مورد اعتماد بودند حرف می زدم عنوان می کردند که منتظر فرصتی هستند چون اطلاعی از وضعیت خانواده خود ندارند می خواهند اگر پایشان به خارج باز شود در فرصتی مناسب از چنگ رجوی خلاص شوند و زندگی جدیدی را به دور از مناسبات فرقه آغاز کنند.

آقای وطنی برادر خانم میترا و مینا وطنی از اعضای فرقه رجوی پرسید شما چه جوری فرار کردید؟

 آقای خاتمی در مورد فرارش گفت من به دوستانم که پیش از من برای مصاحبه یونامی رفته بودند گفته بودم از یونامی بخواهند با من ملاقات کند از قرار معلوم یونامی 8 بار از مسئولین سازمان خواست که با من ملاقات کنند مسئولین سازمان در کمال بی شرمی به یونامی دروغ گفته که من دیسک کمر دارم و مریض هستم فعلا توان ملاقات ندارم. بعدا یکبار نفرات یونامی به خودم گفتند آیا آماده مصاحبه هستید گفتم بله وی گفت فردا ساعت 8 من منتظر شما هستم به مسئول سازمان هم گفت فردا وی را برای مصاحبه بفرستید. وقتی من برای مصاحبه رفتم متوجه شدم هر بار سازمان به آنها دروغ می گفت که من مریض هستم این را به یونامی گفتم بسیار تعجب کردند من به یونامی گفتم نمی خواهم برگردم از اینجا بود که تحت نظارت یونامی به هتلی در بغداد جهت رسیدگی پناهندگی به یکی از کشورها متقل شدم که در نهایت وقتی به هتل آمدم تصمیم گرفتم به ایران برگردم خوشبختانه مانعی وجود نداشت بر خلاف مسئولین سازمان که جوسازی کرده و      می گفتند شما را در ایران شکنجه و زندانی می کنند از این خبرها نبود خیلی هم با ما انسانی برخورد کردند. در هتل شرایطی فراهم شد تا بتوانم با خانواده ام تماس بگیرم و خبر سلامتی خودم را بدهم و در آنجا بود که متوجه شدم سران فرقه طی این سالیان در مورد خانواده و برخورد حکومت با ما چه دروغی گفته اند تا بتوانند من را در مناسبات نگهدارند.

دروغ بافی و کلاشی در مورد همه اعضای فرقه ادامه دارد چرا که هر فردی که از مناسبات جدا    می شود رجوی یک گام به مرگ نزدیکتر می شود.

آقای حسین ثابت رستمی برادر محمد مهدی ثابت رستمی اسیر فرقه رجوی پرسید افراد در لیبرتی به چه کاری مشغول هستند؟

 آقای خاتمی گفت سازمان عادت دارد از افراد تا پاسی از شب کار بکشد دلیل اش هم این است که خسته شوند وقتی روی تخت خواب می افتند بی هوش شوند تا در بستر خواب و بیداری به فکر خانواده و کارکردهای غلط سازمان نیفتند یعنی با یک عامل مکانیکی یعنی خسته کردن فرد می خواهند کسی به مسائل خطی و استراتژیک سازمان فکر نکند البته این دستور توسط مریم قجر قبلا به مسئولین داده شده بود که از افراد به حدی کار بکشید که وقتی شب برای خواب می روند مانند جنازه بیفتند و بخوانند.

در لیبرتی افراد بیشتر وقت را در نشست های جمعی و تشکیلاتی بسر می برند با این نشست ها زمان را هرز می دهند و وقت آدمها را پر می کنند.

یکی دیگر از خانوده ها به نام آقای احمد توکلی سئوال نمود آیا برادرش علی رضا را می شناسد او در چه نقطه ای است آیا مستعد جدا شدن است یا خیر؟

آقای خاتمی گفت البته که می شناسم او هم مثل خیلی ها قصد دارد تا پایش به مصاحبه برسد خودش را تعیین تکلیف کند، سازمان با پیچیده گی که دارد با وعده های امروز و فردا کماکان افراد را در لیبرتی نگه داشته است من امیدوار هستم بزودی مسائل همه بچه ها حل شود تا از وضیعت بلاتکلیفی خلاص شوند. وقتی ما به لیبرتی آمدیم رجوی در یک پیام داخلی به ما گفت ما برای ذخیره کردن خون، اشرف را ترک کرده به لیبرتی آمدیم در لیبرتی ما تحت نظر کمیساریا هستیم.

در این رابطه آقای صالحی عنوان نمود مسئولین فرقه برای اینکه نفرات را نگهدارند قولی هایی    می دهند که اصلا اعتقادی به آن ندارند مثلا به یکی از نفراتی که می خواست جدا شود گفتند که ما برای تو وکیل می گیریم اکنون بعد از گذشت ده سال از آمدنم او هنوز منتظر گرفتن وکیل توسط مسئولین فرقه می باشد و به این شیوه وی را در مناسبات نگهداشتند.

در ادامه بحث آقای حسن آهنگر طبقی پرسید مبنای انتخاب افراد اسیر لیبرتی جهت مصاحبه با کمیساریای عالی پناهندگی چیست؟

وی جواب داد بر اساس تفاهم سه جانبه بین دولت عراق و یونامی و فرقه رجوی ها، قرار بر این شده بود که فرقه بواسطه داشتن پرونده قضائی در عراق به دلیل کشتار اکراد و شیعه اخراج شوند لذا با انحلال کمپ اشرف و انتقالشان به ترانزیت لیبرتی و سپس جابجائی آنان به کشورهای دیگر انجام شود و از قرار معلوم هیچ اولویت بندی برای مصاحبه وجود نداشت اما این شخص رجوی بود در این امر کارشکنی می کند و نمی خواهد افراد فرقه از عراق خارج شوند زیرا می داند رفتن آنها همانا و از هم پاشیدن تشکیلاتش همان، او از این پروژه به غایت می ترسد.

در ادامه کمیساریا تصمیم گرفت با یکایک افراد لیبرتی مصاحبه کند سازمان در این رابطه گفت افرادی که باید مصاحبه شوند را من انتخاب می کنم اولین گروه سازمان یک عده از مسئولین را انتخاب و هم چنین تعدادی از کسانی که قصد جدائی داشتند را هم انتخاب کرد که اولین سری حدود 210 نفر را به کشورآلبانی فرستادند که از این 210 نفر حدود 80 نفر به محض این که به کشور آلبانی رسیدند اعلام جدائی کردند.

آقای آب خضر یکی دیگر از خانواده اسیران فرقه سئوال نمود وقتی بیرون آمدید می توانید به لیبرتی بگردید و با دوستان خود دیداری داشته باشید؟

وی جواب داد من از لیبرتی فرار کردم و خود را نجات دادم ولی برای آزادی دوستانم حتما کاری خواهم کرد اینکه می گوئید می توانم به داخل لیبرتی برگردم اگر سازمان اجازه دیدار با دوستانم را بدهد حتما این کار را خواهم کرد و به آنان خواهم گفت که طی این سالیان سران فرقه جز دروغ چیز دیگری به ما نگفتند.

در این رابطه نیز نام نفراتی که خواهان جدایی بودند به کمیسیاریای پناهندگی دادم تا آنان بتوانند رهایی خود را باز یابند.

آقای علیزاده سئوال کرد افرادی که از فرقه جدا می شوند از جانب ایران تحت پیگرد و یا بازجوئی قرار می گیرند یا نه؟

آقای ایرج صالحی از دیگر افراد جدا شده حاضر در جلسه اظهار داشت: کسانی که اقدامات تروریستی فرقه را نفی کرده و از آن جدا می شوند در صورتی که دست شان به خون آلوده نباشد از طرف نظام ایران مورد عفو قرار گرفته اند و می توانند به کشور بازگردند. تاکنون نیز صدها تن از جدا شدگان از فرقه مشمول این عفو شده و به کشور و آغوش خانواده خود بازگشته و بدون مشکل به زندگی خود مشغول می باشند و حتی در این جلسه هم تعدادی از همین افراد حضور دارند و می توانید با تک تک شان صحبت کنید. در مقابل فرقه تلاش دارد تا با تبلیغات دروغ اعضای خواهان جدایی را بترساند و به هیچ وجه اجازه نمی دهد اخبار مربوط به افراد بازگشته به ایران به گوش اعضا برسد چون می داند این موضوع تاثیر زیادی روی آنها خواهد گذاشت. از این رو یکی از محورهای تبلیغات فرقه ایجاد رعب و وحشت نسبت به ایران می باشد.

آقای وطنی سئوال نمود میانگین سنی اعضاء در چه سطحی است؟

آقای خاتمی در پاسخ به این موضوع گفت تعداد اندکی که به اسم میلیشیا در لیبرتی بودند در دوره های اخیر به آلبانی منتقل شدند بقیه در سنین بالائی می باشند میانگین سنی بالای 55 سال     می باشند اکثرا موهای سرشان سفید شده شما اگر عکس و یا تصاویر آنها را ببینید خواهید دید همه آنها مسن با موهای رنگ کرده می باشند. با این سن و سال آیا ارتش آزادیبخشی از این افراد در می آید؟

در پایان خانواده ها از آقای خاتمی در این جلسه و اینکه از وضعیت فرزندان شان با خبر شدن نهایت تشکر را داشته و عنوان نمودند که این گونه جلسات با حضور افراد جدا شده جدید برگزار شود تا مرهمی بر دردهای آنان باشد.

در این میان مسئول انجمن نیز ضمن تشکر از حضور آقای خاتمی این قول را به خانواده ها داد که با کمک و همیاری آنان شرایطی برای ملاقات در لیبرتی فراهم شود تا این عزیزان بتوانند بار دیگر با اسیران خود در لیبرتی ملاقات داشته باشند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.