تلاش برای رهایی از فرقه رجوی

وقتی واحد سیف دست بقلم میشود

براساس شناخت راه و روش مقابله ای و تدافعی سران فرقه رجوی،  مرسوم بوده که هرگاه چه از جانب منتقدین و چه افراد جداشده  ازتشکیلات این فرقه  ، که هم زخم های کهنه جرم و جنایت فرقه را بر پیکر دارند و هم گنجینه ای از اطلاعات درونی  این فرقه هستند  مصاحبه ای ، مطلب یا مقاله ای  علیه سران فرقه رجوی منتشر شده چون درست و دقیق به خال خورده و تا عمق  وجودشان را میسوزاند نا گزیر  میشوند سراسیمه با پای برهنه به صحنه بیایند و سناریویی سراپا متناقض از سیمای خفقان و یا سایت های رسوای خویش را به نمایش بگذارند .

لازم به ذکر است که در سال 1991 موسوم به جنگ دوم اوت اشغال کویت توسط عراق و حمله آمریکا به عراق همزمان در مرزهای عراق – با ایران درگیری ها و ناآرامی هایی بوجود آمد که نیروهای مجاهدین تحت نام به اصطلاح ارتش آزادیبخش بعنوان نیروی پیاده ارتش صدام حضور و شرکت فعال داشتند که در یکی از این درگیری ها در منطقه عمومی خانقین 4 نفر از نیرو های بسیج ایرانی به اسارت نیرو های مجاهدین درآمدند .

حال پس از سالیان دو نفر از آنها موفق به فرار از تشکیلات مخوف رجوی شده اند و علیه سیاست های ظالمانه و سرکوبگرانه و خیانت های این فرقه اقدام به افشاگری نموده اند و از آنجاییکه خود این دو نفر از قربانیان نجات یافته فرقه بوده اطلاعات و مستندات موثق و انکار ناپذیری علیه سران فرقه دردست داشته اند که به مذاق سران تشکیلات خوش نیامده است .

حال سران و گردانندگان فرقه رجوی با شنیدن این افشاگری سراسیمه به دست و پا افتاده تا دیر نشده جوابی برای افشای این حقایق پیدا نمایند و لذا آن دونفر اسیر باقیمانده که موسوم به اسرای عملیات مروارید میباشند و هنوز در جهل مرکب و یا دیوار اختناق تشکیلات فرقه باقیمانده اند را به صحنه آورده و دیکته های پیش نویس شده را در دست آنها قرار داده اند .

و درست وقتی به سایت ایران افشاگر و قلم فرسایی علی اکبر عندلیبی و واحد سیف دو اسیر فرقه نگاه میکنی انگار مورچه ای را در جوهر رها کرده و روی کاغذ سفید راه میرود لذا بی هیچ قاعده و ادبیاتی این دو اسیر در بند را وادار به قرائت دیکته نموده اند که برای همه اعضای جداشده و افراد اسیر در بند تشکیلات که هردو اسیر را میشناسند واضح و اظهر من الشمس است که این بندگان خدا اصلا سواد این قلم فرسایی و این مطالب را ندارند . بنده نگارنده ، هردو اسیر را از نزدیک میشناسم و سالها با آنها کار کرده و چندین دوره از شاگردان خودم در کلاسهای مختلف بوده اند و از سطح سواد و معلومات آنها با اطلاع هستم بنابراین بی هیچ تردیدی ادبیات بکار رفته و واژه ها و اصطلاحات هیچ ربطی به این بندگان خدا ندارد و اینها خود اسیرانی هستند که  حتی اختیار و اجازه ارتباط با پدر و مادر خود را ندارند .

دفاع ها و تعریف و تمجید های واحد سیف و علی اکبر عندلیبی از تشکیلات مجاهدین و رسیدگی های صنفی ، ابراز لطف و محبت و یخچال و میوه و مواد غذایی درست و دقیق مثل تعریف ها و به به و چه چه های ما در دوران اسارت در چنگال ارتش صدام بود که گاهی به زبان محلی لابلای حرفهایمان میگفتیم (چاوارشه ) یعنی هرچی گفتیم برعکس ، حال اگر هم عراقی ها توسط عناصر جاسوس ایرانی متوجه میشدند کارمان زار بود .

این دو اسیر فرقه رجوی ادعا کرده اند که ما را سپاه برای نفوذ و کشتار مجاهدین فرستاده  و در صحنه جنگ اسیر شده ایم اما مجاهدین به گرمی و مهربانی از ما استقبال نمودند و خودشان غذا نداشتند بخورند ولی همه چیز در اختیار ما گذاشته بودند . در پاسخ باید پرسید وقتی مجاهدین در سال 73 بیش از 600 نفر را به جرم و ظن نفوذی به سلول های انفرادی و چند نفره بردند و همه را در قلعه موسوم به 27 بمدت 6 ماه زندانی نمودند که بیش از 6 نفر از انها زیر شکنجه جان باختند ، تازه آنها تهمت دروغین نفوذی خورده بودند که این مدلی از انها استقبال شد ، چطور با شما که خودتان به نفوذی بودن اعتراف کردید و در صحنه نبرد به اسارت درآمدید اینقدر با ملاطفت رفتار کردند ؟

راستی اگر این یاوه سرایی ها از زبان واحد سیف و عندلیبی درست است چرا در سالهای 86 تا 88 زمانی که خانواده های شما بکرات برای دیدار شما به درب پادگان اشرف مراجعه نمودند سران فرقه جنایت کار رجوی هیچگاه دل رحیمشان برای پدر و مادر درد کشیده شما بدرد نیامد تا اجازه دیداری هرچند کوتاه به شما بدهند و شما را درست رو در روی پدر و مادر خود قرار داده تا به آنها مارک مزدوری بزنید ؟

پس این فرهنگ و ادبیات و این یاوه سرایی منحصر به فرد فرقه جنایتکار رجوی که همه را مزدور خطاب میکند بجز خودش که اصلی ترین مزدور و برند آمریکایی – اسرائیلی – عربی مزدوریست و این متن های دیکته شده که اساسا ربطی به کلام و قلم و زبان و ادبیات گوینده ندارد مسبوق به سابقه است و تا کنون بسیاری از اعضای اسیر و دربند این تشکیلات هرکدام به نوبه خود این متن ها را خوانده اند .

اما دو کلام نیز خطاب به خود علی اکبر عندلیبی و واحد سیف : دوستان و هم بندی ها و هم زنجیری های سابق بر شما بیشتر از هرکس واضح و مبرهن است که این خزعبلات بیش از 30 سال است توسط این فرقه تکرار شده و صد ها و هزاران نفر قربانی این سیاست ها هستند . و بسیاری از دوستان شما که بیش از 800 تا هزار نفر میباشند قبل از شما به این واقعیت رسیدند و شجاعانه علیه این قید و بند قیام کردند و حصارهای اختناق تشکیلات را در هم کوبیدند و رها شدند و امروزه در ایران و اروپا به زندگی عادی و آزادانه خود مشغول میباشند .شما نیز میتوانید هرچه سریعتر تصمیم بگیرید و خود را رها نمایید راه آسان و در دسترس میباشد .

علی مرادی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.