تلاش برای رهایی از فرقه رجوی

دلنوشته ای برای نازنین اسیر در چنگال اهریمن زشت خوی

علی جانم حجت قلیزاده هستم عزیزدل برادر
سلام برادرم علی جان امیدوارم خوب باشی . خانواده وهمه فامیلها خوبند و برایت سلام می رسانند.
علی جان منم حجت برادربزرگت دلم برایت خیلی تنگ شده نه تنها من بلکه همه خانواده دلتنگ توهستند و مشتاق دیدار تو.
علی جان به چه دلیل برادر؛ مااینچنین سالیان سال از هم دورافتاده ایم به چه جرم وگناهی!؟
علی جان آخرهفته ها که میشود ماهمه خانواده دورهم جمع میشویم جای خالی توخیلی پیداست .
توبهترین همدم ویارمن بودی ازچی وحشت داری ومیترسی ؟ چرا وچگونه این ترس را درذهن تو القاء کردند آن نامردمان وبی مروت های جاه طلب .!؟
میدانی چند تا ازرفیقان ودوستانت ازاشرف ولیبرتی وحتی آلبانی به ایران ونزد خانواده هایشان آمدند وماهم به ملاقاتشان رفتیم . همه تو رو میشناسن و از اخلاق خوبت تعریف می کنن واین برای ما جای سوال دارد آخرچرا علی ما آنجا مانده !؟ وچه مانع و رادعی برایت گذاشتند که سبب ترس ودلهره ازگسستن ازبند شیاطین داری !؟
میدانی عزیزبرادرکه مادرخدابیامرزسالیان پیشتردراثریک تصادف مرگباربه رحمت خدا رفت وهمه ما روعمیقا درغم جانکاهی فروبرد که تحملش هنوزکه هنوزاست برایمان سخت وسنگین شده است و پدرخیلی پیر شده وازما می پرسد علی چرانمی آید !؟ و می گوید من دیگرعمرم به پایان است وفقط وفقط این آخرعمری تمام آرزویم دیدن وبغل کردن علی است.
عکس یادگاری عروسی حجت قلیزاده که با عکس علی قلیزاده اسیر مزین شده است

می دانی علی جان حواست هست چندساله شدی !؟ وچه لحظه ها وساعتها و روزها و سالهای قشنگ عمروجوانی ات رو پای یک تروریست وحشی با اوهام نابخردانه اش به بطالت گذراندی!؟
ببینم وحشت ازچی وکی داری که این قدرتصمیم گیری برایت سخت شده !؟ تو که جسور و شجاع بودی و مرد روزهای سخت. جنگ ونبرد درکناررزمندگان لبنان گرفته تا دفاع ازمرزوبوم وطن درجنگ تحمیلی با صدام ملعون ومتجاوز.
و حال اسارت درچنگالی خونین وآغشته به خون هموطنانم. اسارت رجوی .
آخرچرا این همه سال سکوت!؟ نه پیامی ونه تلفنی !؟
عزیزم جگرگوشه ام خودت را رها کن ازاین همه غل و زنجیر ذهنی که این فرقه ضاله به دورشما تنیده است. اینها درواقع شما را پیش مرگ وفدایی جاه طلبیهای خودشان میخواهند بکنند و مطلق دلسوزشما نیستند بلکه قاتل جان ومال وحتی آرزوهای زیبایتان هستند. و بدان توبا این سکوت وماندنت درآنجا تمام آرزوهایت را دفن کردی آخرچرا؟
داداشی من. گل من عشق ودل من . به خودت بیا تونه تنها برادروهمخون من بودی بلکه همبازی ورفیق وهمدم وتکیه گاه من هم بودی. یادتونه چه خاطرات زیبایی باهم داشتیم وباهم چه روزگارخوشی را رقم میزدیم …
داداش خوبم میدانی درچه ماهی هستیم منظورم ماه قمری است .میدانم حواس برادرم هست آره عزیزدلم ماه محرم ماه پیروزی خون برشمشیر. ماه واقعه عظیم عاشورای حسینی .دربین یاران امام حسین ع قهرمانی بودبنام حر . حردریک لحظه ولی باتمام وجود وازروی عقل وآگاهی فکرکرد وتصمیم گرفت وحرشد وبه حریت رسید.
پس برادرعزیزم به توودوستانت توصیه می کنم که زودی خودتان را ازچاه عمیقی که رجوی خائن ووطن فروش برایتان کنده اند نجات دهید وبه وعده های پوچ وتوخالی آنها گوش ندهید چرا که وعده هایشان سرابی بیش نیست وفقط سردرگمی وبلا تکلیفی عایدتان می شود.
عزیزم برای یک لحظه بخودت بیا. تمام اباطیلی که فرقه کثیف درگوشت زمزمه کرده اند دوربریز. خودت باش یاعلی بگو که خدا تنها یارویاورتوست ودراینجا یعنی ایران ما منتظرت هستیم. مطمئن باش خانواده ات مشتاق وچشم به راهت هستند آنهم باجان ودل.
پس برادرعزیرم بیا برای آینده ات تصمیم بزرگی بگیر. آنهم ازروی آگاهی و وازروی منطق .
علی جان میدانی تصمیمی که ازروی علم وآگاهی باشد ضامن سلامت آینده ات خواهدبود
پس عزیزم تورا به صاحب این ماه عزیزمیسپارم و برایت آرزو می کنم مثل حر باشی ودرست بیندیشی و حر شوی .
برادرچشم براهت حجت
راستی علی جان اینهم عکس فرزندم امید که برای خودش مردی شده است وچشم انتظارعموی نازنیش هست ولحظه شماری میکند.

عکس یادگاری وخاطرانگیزعلی قلیزاده اسیردرکنارمادربدرود یافته

مطلب مرتبط
– پیام خانواده قلیزاده به فرزند اسیرشان دراشرف
– آمدنت یعنی دوباره متولد شدن
– حضورمجدد رضا رجب زاده درجمع خانواده های چشم انتظارگیلک – قسمت سوم
– منصورشعبانی درجمع خانواده های چشم انتظارگیلک – جلسه سوم قسمت دوم

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.