دیدار صمیمانه خانواده محمدتقی ریاحی با عبدالحمید رئوفیان

سران فرقه رجوی سالیان متمادی است که به خانواده ها اجازه دیدار با فرزندانشان را نمی دهند و خانواده را پیش عناصر خود کانون فساد معرفی نموده اند که صد البته تمام مردم جهان بر این واقعیت اجحاف دارند که خانواده بهترین جایگاهی است که میتواند برای فرد محل امن بوده و از آنجا ترقی و پیشرفت نماید و این بر کسی پوشیده نیست و چون سران فرقه رجوی بعد از دیدار برخی خانواده ها با فرزندانشان در سال 1382 که منجر به ریزش عناصر این سازمان تروریستی شد و برای اینکه بتواند ذهن زندانیان خود را همچنان مشغول نگه دارد چنین وصله ای به خانواده چسباند و با این ترفند به ادامه برده داری خود پرداخت .

محمدتقی ریاحی یکی از چندین افراد زندانی در حاله دروغ و نیرنگ سران فرقه رجوی میباشد که با وجود داشتن همسر و فرزند متاسفانه در باند مخوف فرقه رجوی گرفتار شده و هنوز بعد از گذشت بیش از 30 سال نتوانسته با خانواده خود هیچ نوع ارتباطی برقرار نماید و سران فرقه رجوی نه تنها به وی بلکه به سایر زندانیان نیز چنین اجازه ای را نمی دهند و آنها را از دنیای آزاد بدور نگه میدارند .

آقای خلیل ریاحی برادر محمدتقی میباشد که طی چندین تماس تلفنی و حضور خود در دفتر انجمن نجات پیگیر برادر خود بود تا اینکه آقای رئوفیان توانست او را بشناسد و برای توضیحات در مورد محمدتقی به ملاقات برادرش رفتند که آقای ریاحی با شنیدن اخباری در مورد برادرش ذوق زده شده و از وی استقبال نمودند .

اقای رئوفیان در مورد محمدتقی گفتند که با وی در اشرف با هم بودیم و او با کسی زیاد حرف نمیزد ، البته قانونی که سران فرقه رجوی اعمال نموده بودند و ان عبارت بود از اینکه دو نفر بخواهند در یکجا با هم صحبت کنند فوری میگفتند شعبه سپاه تشکیل داده اند و آنها را متفرق میکردند و یا در نشستها بر علیه او صحبت میکردند که همین باعث شده بود هیچ کس با هم زیاد درد دل نکند ولی من و محمدتقی گاها که تنها میشدیم در مورد خانه و محل زندگی صحبت میکردیم و او خیلی کم حرف شده بود که حاکی از دردی بود که در سینه داشت  بهمین خاطر عصبی شده بود و کمتر با کسی معاشرت میکرد که تمام این خصایص بر میگشت به فشارهای روحی و روانی که سران فرقه رجوی بر فرد وارد میکردند و او نمیتوانست و اجازه نداشت درد خودش را با کسی در میان بگذارد که همین عامل نیز باعث شده بود تا خیلی از بچه ها عصبی و مریض باشند که محمدتقی نیز یکی از همین عوامل بود .

آقای خلیل ریاحی به آقای رئوفیان گفتند که در سالهای قبل به جاهای مختلفی از جمله دفتر صلیب سرخ و دفتر سازمان ملل در تهران مراجعه نمودیم ولی متاسفانه هیچ گونه خبری به ما ندادند که آقای رئوفیان به وی گفتند که متاسفانه برخی نهادهای بین المللی با سران فرقه رجوی مماشات میکنند و حتی نامه های خانواده ها را که وظیفه دارند مستقیما به دست فرد برسانند ولی به سران فرقه رجوی تحویل میدهند و آنها بنا به دلخواه تقسیم بندی میکنند که نمونه اش خودم که خانواده ام چندین بار به اطراف اشرف نیز امده بودند و حتی در عراق به دفتر کمیساریای پناهندگی مراجعه نموده اند که متاسفانه از هیچ کدام آنها من هیچ گونه اطلاعی نداشتم و بهمین خاطر جدا شدن من مدتی طول کشید و شما نیز از پیگیری کارهای برادرتان خسته نشوید و بدانید که سازمان تروریستی مجاهدین در حال ریزش میباشد و اگر شما پیگیر محمدتقی باشید او انشالله جدا خواهد شد .

آقای ریاحی در ادامه بعد از آنکه در مورد انتقال عناصر فرقه رجوی به اجبار به منطقه ای در 20 کیلومتری تیرانا و محدود شدن آزادی آنها خیلی ناراحت شد و اظهار نمود که سران فرقه رجوی از جان برادرم سالهاست که دارند سوءاستفاده مینند و حالا که به استخوان رسیده اند دیگر از جان آنها چه میخواهند و حالا که دیگر فرقه رجوی دارد از هم میپاشد باز چه نقشه ایی دارند که برای چندمین بار برادرم را به زندانهای مختلف انتقال میدهند ؟

او ادامه داد که چرا سازمانها و ارگانهای بین المللی که عملا میبینند سران فرقه رجوی بر سر برادرم و دیگران چه جنایتهایی که انجام نمیدهند جلوی آنها را نمیگیرند ؟

چرا هیچکس به داد ما خانواده ها نمیرسد و ظالمان فرقه رجوی را تنبیه نمیکنند که اینگونه براحتی با زندانیان خود رفتارهای کثیفی انجام میدهند و روح و وجودشان را به اسارت خود در اورده اند ؟

در پایان از خانواده ریاحی تشکر و قدردانی نمودیم که وقتشان را به ما دادند و آنها نیز به گرمی آقای رئوفیان را بدرقه نمودند .

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.