سازمان مجاهدین خلق یا فرقه معاندین بی مغز؟

با مراجعه به آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت سلام الله علیها مشاهده می کنیم که جهاد امری بسیار مهم و مقدس شمرده شده و بسیار به آن توصیه شده است به عنوان مثال در آیه 218 سوره بقره (ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم – کسانی که ایمان آورده اند و آنان که مهاجرت کرده اند و در راه خدا جهاد نموده اند، به رحمت خدا امید می دارند و خدا آمرزنده و مهربان است)
یا آیه 216 سوره بقره (کتب علیکم القتال و هو کره لکم و عسی ان تکرهوا شیاً و هو خیرلکم و عسی آن تحبوا شیاً و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون.
ترجمه: جنگ بر شما مقرر شد در حالی که آن را ناخوش دارید، شاید چیزی را ناخوش آرید و در آن خیر شما باشد و شاید چیزی را دوست داشته باشید و برایتان ناپسند افتد خدا می داند وشما نمی دانید.) و آیات بسیار دیگر به این مهم پرداخته شده است. اهمیت جهاد به گونه ای است که در روایتی از پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه مجاهدان رهبران اهل بهشت خوانده شده اند و امیرالمومنین نیز در خطبه 37 نهج البلاغه جهاد را دری از درهای بهشت میدانند که خدا تنها آن را برای دوستان ویژه خویش گشوده است.
به راستی جهاد چیست و مجاهد کیست؟
جهاد از ریشه “جهد” به معنای سختی و مشقت و هرگونه تلاش توام با رنج است. جهاد در قرآن و روایات معصومین بر چند نوع است: جهاد اصغر(به معنای شرکت در جنگ علیه دشمنان اسلام و مسلمین)، جهاد کبیر(به معنای ایستادگی و مقاومت در برابر دشمن و عدم تبعیت از آن در عرصه های مختلف) و جهاد اکبر(مبارزه با هوای نفس) که از همه سخت تر است.
با نگاهی به تاریخ و مرور روند شکل گیری سازمان مجاهدین خلق تا به امروز در می یابیم سازمانی که یک روز توسط جوانان مسلمانی که عشق به مبارزه علیه ظلم و ظالم در وجودشان شعله می کشید به فرقه ای تبدیل شده است که جز تبعیت از ظالم و ظلم به مظلوم کار دیگری نمی کند. این سازمان زمانی در سراشیبی سقوط قرارگرفت که ایدئولوژی و مشی سیاسی و مبارزاتی خود را از اسلام به مارکسیست تقلیل داد و طرفداران نگاه اسلامی و دینی به مبارزه را تصفیه درون سازمانی کرد. پس از آن بود که روحیه مجاهدانه از سازمان رخت بربست و تنها با جعل عنوان مجاهدین خلق به فعالیت های معاندانه خود ادامه داد. این سوال اینجا مطرح است گروهی که خود را سازمان مجاهدین خلق می نامند از کدام یک از انواع جهاد پیروی می کنند؟ آیا آنها در برابر دشمنان اسلام مبارزه می کنند یا سر در آخور آنان دارند و با تمام توان علیه مسلمانان اقدام میکنند؟ آیا آنها در برابر مشرکان مقاومت می کنند یا اینکه تبدیل به عمله های سرسخت ترین دشمنان اسلام شده اند؟ آیا آنها با هوای نفس خود مبارزه می کنند یا زندگی خود را وقف هوای نفس رهبرشان و حکومت های ظالم و فاسد دنیا کرده اند؟
جواب تمام این سوالات به روشنی روز واضح و مشخص است بنابراین نه تنها نمی توان گروه تابع رجوی را “سازمان مجاهدین خلق” نامید بلکه آنها تنها “فرقه معاندین بی مغزی” هستند که تحت تعالیم فرقه ای قرارگرفته، هیچ هویتی از خود ندارند و به زودی نابود خواهند شد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.