دست مریزاد به محبوبه ومصطفی

عباس صادقی، ایران آینده، چهاردهم ژانویه 2008
بیش از یکماه از۸ دسامبر میگذرد ؛در آن روز فرقه تروریستی رجوی توسط امت اجیر شده عراقی (اهالی محل و همسايگان اشرف) قصد ربودن واحتمالا سر به نیست کردن مصطفی ومحبوبه محمدی ؛پدر ومادری که به قصد نجات دخترشان سمیه به اسارتگاه اشرف رفته بودند را داشت که با هوشیاری محبوبه وکمک نیروهای آمریکایی خنثی شد وخوشبختانه این دو تن جان سالم بدر بردند.
صرف نظر از نتیجه ای که سفراین خانواده به عراق میتواند داشته باشد وصرف نظر ازتاوانی که فرقه رجوی از بابت اقدام رذیلانه تروریستی که در حق این پدر ومادر فداکار روا داشته باید بپردازد؛ نفس حضور مصطفی ومحبوبه که به اعتراف فرقه رجوی تا به امروز(۹ بار برای مراجعه به اشرف به عراق آمده است)
رفتن مصطفی ومحبوبه به عراق نه فقط برای سمیه که گامی مهم برای نجات همه اسرای موجود در اسارتگاه اشرف بشمار میآید؛هرچند موضوع اصلی این پدر ومادر سمیه است اما رهبر به سوراخ جسته بهتر وبیشتر از همه به این امر واقف است که کافی است فقط سمیه بواسطه تلاش پدر ومادرش از اسارتگاه اشرف خلاص شود ؛ در نتیجه این مسیر سنگلاخ امروز بمانند یک اتوبان تا عمق پادگان اشرف رسوخ میکند وبنیان فرقه را از بیخ برمیکند.
نگرانی رجوی از باز شدن سرکلاف ورود دیگر والدین برای بازپس گرفتن فرزندانشان است؛خروج یکنفر میتواند سرآغازورود دیگر والدین ویا فرار وخروج دیگر اعضاء که منتظر اقدامی از سوی خانواده خود یا مرجعی تاثیر گذار در خارج از اسارتگاه اشرف میباشند.
به پدر ومادری که اینگونه خستگی ناپذیر برای نجات جگرگوشه شان رنج سفراز کانادا به عراق فرو رفته درجنگ و بحران که میتواند برای خودشان صدمات پیش بینی نشده وغیر قابل جبرانی را بهمراه داشته باشد را بجان میخرند؛با تمامیت فرقه در عراق در میافتند؛ مورد حمله وهجوم عوامل فرقه ای قرار میگیرند، سمیه وادار به اعتراف تلویزیونی وتوهین به پدر ومادر میشود؛و تمامیت فرقه را تنها با سلاح عواطف برانگیخته شده مادر ودختر وپدر ودختری از عراق تا اروپا زیر پا له میکنند و فقط یک حرف دارند آزادی فرزندشان از اسارت فرقه تروریستی رجوی
(البته که باید صد دستش مریضاد گفت)
برای نجات سمیه البته که اگر لازم باشد ۹بار که سهل است ۹۰۰بار هم باید رفت ودرب اسارتگاه فرقه رجوی را از پاشنه درآورد ؛اما بنظر من ابتدا باید در مقابل این همه تلاش از خودگذشتگی ونثار بی دریغ عواطف به پای فرزندی که اسیر اختاپوسی فرقه رجوی شده تعظیم کرد وبه مصطفی ومحبوبه درود فرستاد وچنانچه نمیتوانیم با آنان همراه شویم با آنان همدل شویم. کما اینکه به شخصه چنانچه حضور من در عراق ودر کنار مصطفی ومحبوبه ویا دیگر پدر ومادرانی همچون آنان برای نجات فرزندشان ضروری باشد با سر وجان میروم چرا که طی سالیان اسارت خودم در عراق همانند سایر اسرای موجود در بند فرقه رجوی همواره گوش به زنگ صدایی یا دست کمکی از خارج از عراق برای یاری بودیم تا شاید فرجی باشد برای خلاصی.
اهمیت کار مصطفی ومحبوبه صد چندان میشود وقتی متوجه میشویم که این خانواده از بدو حضورش در کانادا همواره مورد سوء استفاده تشکیلاتی فرقه تروریستی رجوی قرار گرفته است واین خانواده تمام امکانات مادی ومعنوی خود را بیدریغ سالیان در اختیار تشکیلات جهنمی این فرقه قرار داده بودند تا جایی که هنگام دستگیری مادام رجوی در فرانسه آقای مصطفی محمدی در اجرای فرمان خودسوزی از سوی رهبری فرقه درنگ نمیکند واقدام به خودسوزی میکند.
تا آنروز مصطفی گوهر بی بدیلی برای فرقه محسوب میشد ؛ اما همینکه برای نجات دو فرزندش به عراق میرود مورد رذیلانه ترین برخوردها وآماج بدترین دشنامها از سوی فرقه رجوی قرار میگیرد ؛با همه اینها مصطفی موفق میشود محمد را از چنگ فرقه خارج کند وبرای نجات سمیه اینبارپدر ومادر تصمیم میگیرندبا هم راهی سرزمین عراق شود.
هر کجا هستند خدایا به سلامت دارشان

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا