تاورنی و بهای گزافی که هنوز سازمان مجاهدین می پردازد

در ژوئن گذشته جمع کردن تعدادی آدم در شهر تاورنی برای مجاهدین هزینه هنگفتی به همراه داشت ؛ صحبت از رقم مادی ده میلیون یورویی که مجاهدین متحمل شدند نیست ؛ بحث هزینه های هنگفت سیاسی و تشکیلاتی است که بعد از سه ماه از آن تاریخ تمام قد رخ نموده است ؛ اکنون با فروکش نمودن تب و تاب تبلیغات مجاهدین ؛کابوس تمام عیاری از این گردهمآیی مقابل مسئولین سازمان قد برافراشته است ؛ کابوسی در دو بعد تشکیلاتی و سیاسی ؛ تظاهراتی که با افراد عمده خوشگذاران که به وعده تفریح مجانی در پاریس آمده بودند شکل گرفته بود؛یک گردهمایی که لبریز بود از صحنه های عاشقانه زوجهای جوان که آمده بودند روزی را بگذرانند بدون اینکه بدانند چه خبر است و صحنه هایی از بدمستی و عشق و دلخوشی ؛ چیزی که سازمان سالهاست از اعضایش دریغ داشته است ؛ و همین اعضا و مسئولین این صحنه ها را دیدند وخودشان در عکس ها سانسور کردند ؛ خبرهای رسیده از اورسورواز حکایت از بهم ریختگی مسئولین از این جریان دارد ؛ آنها در خفا و با هم می گویند اگر این کارها بد است چرا اینها را به جلسه آورده اند و اگر خوب است چرا برای ما حرام است ؛ بطور مضحکی از صدها هزار عکس و ساعتها فیلم فقط تعداد کمی از نظر سازمان قابل استفاده است. اعتراض اعضا بصورت فاکتهای غسل هفتگی هم چهره نشان داده است ؛ فاکتهایی مثل با دیدن تصویری از گردهمآیی تاورنی دچار لحظه جنسی شدم و یا با دیدن پرچمهای بنفش صحنه گردهمآیی برایم تداعی شد ؛این فاکت ها مسئولین را می لرزاند ؛ علاوه بر بیدار شدن عشق؛ خشم اعضا هم بعد از این گردهمایی بیدار شده است ؛ برخی معترضند که مگر ما فردای پیروزی نباید با همین مردم دمخور باشیم ومگر نه اینکه ما از بینه های انقلاب ایدئولوژیک هستیم پس چرا دیدن فیلمهای این گردهمآیی برای ما منع است و برای بقیه که فیلمهایش را میفرستید افتخار؟ آنها به انقلابشان هم معترضند و می گویند که اگر قرار است انقلاب ما که تک تک در نشست ها تائید شده با دیدن این صحنه ها از بین برود ؛ بهتر است که از بین برود ؛مگر ما تا ابد می خواهیم در خانه تیمی و مقرهایمان بمانیم؟ علاوه بر این هزینه تشکیلاتی ؛ سازمان با مشکل دیگری هم مواجه است , حضور جان بولتون سیاستمدار آمریکایی که از نظر احزاب چپ و سوسیالیست اروپایی منفور است ؛ در این گردهمآیی باعث شده که این احزاب مجاهدین را بازیچه و دست ساخته نئوکان ها دیده و تمایل کمتری برای ملاقات با آنها نشان دهند ؛ بولتون که از امضا کنندگان نامه ۲۶ ژانویه ۱۹۹۸ با عنوان پروژه قرن جدید آمریکا می باشد ؛ از سوی تندروهای اسرائیلی سفیر واقعی اسرائیل در آمریکا نامیده می شد؛ نظریه پردازی حمله به افغانستان و عراق، جنگی که تمام کشورهای اروپایی در صدد خروج از آن و پاک کردن آثار آن از سیاستشان هستند از افتخارات جان بولتون است ؛ او امروز باز خواهان جنگ دیگری در خاورمیانه است ؛ جنگ با ایران ؛ حتی احزاب راستگرای اروپایی هم امروزه بخاطر بحران اقتصادی دامنگیر که از سویی باعث قدکشیدن آنها هم هست،بیشتر سیاستشان معطوف اقتصاد و اسلام و مهاجرت در کشورشان شده تا اینکه مدافع حمله و حتی تحریم کشوری مثل ایران باشند ؛ آنها چه چپ و چه راست امروزه مجاهدین را عروسکهایی میبینند که با نخهایی به حرکت در میآیند که افراطی ترین جنگ طلبان آمریکایی و اسرائیلی در دست گرفته اند وبرای همین دستگاه دیپلماسی مجاهدین همچون دستگاه تشکیلاتی اش به گل نشسته است و اما از دیگر هزینه های تاورنی باید به بعد استراتژیکی و تاکتیکی آن هم اشاره کرد؛ جمع کردن آدمها در خارج کشور آیا منجر به سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد؟ از چه طریق؟ و چرا جنگ آزادیبخش نوین که استراتژی سازمان بود به شکست انجامیده است؟

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.