<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انجمن نجات مرکز قزوین</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%82%d8%b2%d9%88%db%8c%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-قزوین</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 26 May 2025 07:45:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>انجمن نجات مرکز قزوین</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-قزوین</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>از مادری دل شکسته به فرزندی دور افتاده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65254</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65254?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 May 2025 07:45:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[حسین شجاعی علی آبادی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65254</guid>

					<description><![CDATA[<p>یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور از مادری دل شکسته به فرزندی دور افتاده. حسین عزیزتر از جانم پسر عزیز مهربانم سلام. سلامی از اعماق وجودم از این قلب رنجور و بی تابم به تو پسر دلبندم. آیا خبرداری که از فراق و دوری ات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65254">از مادری دل شکسته به فرزندی دور افتاده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور<br />
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور</p>
<p>از مادری دل شکسته به فرزندی دور افتاده. حسین عزیزتر از جانم پسر عزیز مهربانم سلام. سلامی از اعماق وجودم از این قلب رنجور و بی تابم به تو پسر دلبندم. آیا خبرداری که از فراق و دوری ات چه کشیده ام؟ روز گار نامهربان پیرم کرده. با تمام وجودم با روزگار جنگیدم تا دیدار روی ماهت برایم حاصل شود. آنقدر از فراق و دوری ات اشک ریختم که دیگر اشکی نمی آید و سوی چشمانم کم شده. شاید خداوند مرا تنبیه می کند یا شاید امتحان. اگر همین باشد دیگر طاقت ندارم. پیر و فرسوده شده ام اما همچنان ایستاده ام تا داغ ندیدنت را به گور نبرم. دیگر هیچ آرزویی ندارم غیر از آرزوی دیدن تو. همیشه هنگام نماز دعای اولم این است که تو را ببینم. نمیدانم شاید پروردگار گله دارد که همیشه دعای دیدن تو را دارم. مگر گناه من چیست که مادر شدم و آرزوی دیدن فرزندم را که چندین سال است ندیده ام دارم.</p>
<p>پدرت پیر و رنجورتر سلام دارد و مشتاق دیدن توست. برادران وخواهرانت همیشه به یادت هستند و آرزوی دیدار تو را دارند. تمام خانواده و کسانی که تو را میشناسند مشتاق دیدار تو هستند هزاران ورق کاغذ برایت حرف و درد دل دارم که بگویم اما افسوس که نمیشود سر قلبم را در کاغذ بیاورم، فقط با حضور تو می توانم قلبم را بشکافم و اسرار درونش را به تو بگویم. حسین جان دیگر بس است نمی توانم دوریت را تحمل کنم می ترسم عمرم کفاف ندهد.</p>
<p>تو را به احترام مادر پسری و احترام شیری که بهت دادم قسم می دهم برگرد و بیا پیش ما. یادت هست دوران کودکیت با برادران و خواهرانت هم بازی بودی و همیشه شاد و خندان بودی. دیگران کودکی نیست همه تبدیل شده به پیری و فرسودگی بیا با آمدنت دوباره شادی و حس کودکی را به خانه بازگردان. منتظرت هستم و مشتاق دیدارت.</p>
<p>از طرف مادر پیر و دلشکسته ات &#8211; رقیه شجاعی علی آبادی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65254">از مادری دل شکسته به فرزندی دور افتاده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65254/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دلنوشته مادر چشم انتظار معصومه اولادی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65228</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65228?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 May 2025 10:17:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[معصومه اولادی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65228</guid>

					<description><![CDATA[<p>دختر عزیزتر از جانم معصومه مهربانم سلام سلامی به گرمی آفتاب و به روشنایی مهتاب. دختر مهربان و زیبای من این نامه ای که به دستت می رسد دلنوشته ای است از یک مادر پیر و چشم انتظار که 21 سال است هر روز و شب در بالکن خانه می نشینم و بیرون را نگاه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65228">دلنوشته مادر چشم انتظار معصومه اولادی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دختر عزیزتر از جانم معصومه مهربانم سلام</p>
<p>سلامی به گرمی آفتاب و به روشنایی مهتاب. دختر مهربان و زیبای من این نامه ای که به دستت می رسد دلنوشته ای است از یک مادر پیر و چشم انتظار که 21 سال است هر روز و شب در بالکن خانه می نشینم و بیرون را نگاه میکنم و هر کسی که رد می شود در دلم می گویم الان معصومه جانم می آید و نور چشمانم را دوباره می بینم.</p>
<p>در این سالها که تو نبودی همه خواهرها و برادرانت ازدواج کردند و صاحب فرزند شدند. تنها نگرانی من قبل از مرگم این است که یکبار دیگر صورت زیبایت را ببینم و تو را در بغل خود بگیرم. عزیز دل مادر تو هم مانند دیگر دوستانت به آغوش گرم خانواده برگرد و برای خودت تشکیل خانواده بده و زندگی خوب و شادی را در کنار عزیزانت تجربه کن.</p>
<p>من و برادرها و خواهرهایت همگی منتظر و چشم به راه آمدن تو هستیم. نور چشمان مادر، امید دل مادر امیدوارم خیلی زود تو را ببینم. به امید آنروز باز هم در بالکن می نشینم و منتظر می مانم تا یکبار دیگر تو را در آغوش بگیرم.</p>
<p>مادر جان حداقل یک تماس با مادرت داشته باش این دیگر حداقل خواسته یک مادر چشم انتظار است. به امید دیدنت</p>
<p>از طرف مادری پیر و دل سوخته و چشم انتظار</p>
<p>قمری مرادی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65228">دلنوشته مادر چشم انتظار معصومه اولادی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65228/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خواهر محمد رضا آغاسی: داداش محمد حداقل برای دلخوشی مادر یک تماس با ما بگیر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65214</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65214?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 May 2025 07:52:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا حاج آغاسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65214</guid>

					<description><![CDATA[<p>­­سلام و عرض ادب واحترام خدمت داداش محمدم امیدوارم که حال شما عزیز راه دورم خوب باشد. داداشی نمیدونی این روزا چقدر دلم  هواتو کرده. نه تنها من بلکه تمام خانواده، برادران و خواهران. مخصوصا مادر چشم انتظارت خیلی بیقرارت شده، خیلی پیر شده داداش جان. یعنی هرروز اسم تو رو به زبون میاره، هرروز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65214">خواهر محمد رضا آغاسی: داداش محمد حداقل برای دلخوشی مادر یک تماس با ما بگیر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>­­سلام و عرض ادب واحترام خدمت داداش محمدم</p>
<p>امیدوارم که حال شما عزیز راه دورم خوب باشد. داداشی نمیدونی این روزا چقدر دلم  هواتو کرده. نه تنها من بلکه تمام خانواده، برادران و خواهران. مخصوصا مادر چشم انتظارت خیلی بیقرارت شده، خیلی پیر شده داداش جان. یعنی هرروز اسم تو رو به زبون میاره، هرروز با عکست که بالای طاقچه خونست باهات حرف میزنه. داداش جون نمیدونی چقدر منتظر برگشتنت هستیم. دلمون برات خیلی تنگ شده. برای اومدنت داریم روز شماری میکنی.</p>
<p>داداش جان منظور از نوشتن این نامه اینکه اولا واقعا مشتاق دیدارت هستیم و دوم اینکه بهت بگم چندین نفر از دوستانت که در آلبانی هستن و دارن آزادانه زندگی میکنند و تشکیل خانواده دادن.</p>
<p>از شما عزیز هم میخوام که بفکر خودت باشی تا باقی عمرت را بیرون از اردوگاه زندگی کنی. همینکه از اردوگاه بیرون بیای برای ما کافیست وخوشحال میشویم و اینکه حال دلت خوب باشد.</p>
<p>ما هیچ اصراری نداریم که حتما برگردی ایران، فقط برو به جمع دوستانت درآلبانی و یا هر کشور دیگری برای خودت زندگی کن. ماهم خیالمان راحت میشود. دوستانت در آلبانی جلوی صلیب سرخ تحصن کردن و قول داده اند که نامه های خانواده ها رو به دست شما عزیزان برسانند و من هم امیدوارم که این نامه به دستت برسد و بدانی که چقدر دلتنگت هستیم. داداش محمد تو رو خدا از اونجا بیا بیرون ما منتظرت هستیم.</p>
<p>داداشی جون خواهش می کنم حداقل برای دلخوشی مادر در این روزهای پایانی عمری سرتاسر چشم انتظاری یک تماس با ما بگیرتا مادر حداقل صدایت را بشنود تو اینقدر بی وفا نبودی.</p>
<p>داداشی من اینجا چقدر کم دارمت بهترین برادر دنیا&#8230;</p>
<p>حمیده آغاسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65214">خواهر محمد رضا آغاسی: داداش محمد حداقل برای دلخوشی مادر یک تماس با ما بگیر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65214/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه مریم بابایی نژاد برای پدرش جعفر بابایی نژاد در کمپ آلبانی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65211</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65211?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 May 2025 05:30:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر بابایی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=65211</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام. سلامی به گرمی آفتاب. سلام به بابای عزیزم. بابا من دخترت مریم هستم. امیدوارم هرکجا هستی سلامت و شاد باشی و جز غم دوری خانواده غمی نداشته باشی. بابا من هیچ وقت فکر نمیکردم اینقدر ازت دور باشم که بخواهم روزی برای صحبت کردن با تو نامه ای برایت بنویسم. بابا الان که دارم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65211">نامه مریم بابایی نژاد برای پدرش جعفر بابایی نژاد در کمپ آلبانی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. سلامی به گرمی آفتاب. سلام به بابای عزیزم. بابا من دخترت مریم هستم. امیدوارم هرکجا هستی سلامت و شاد باشی و جز غم دوری خانواده غمی نداشته باشی.</p>
<p>بابا من هیچ وقت فکر نمیکردم اینقدر ازت دور باشم که بخواهم روزی برای صحبت کردن با تو نامه ای برایت بنویسم. بابا الان که دارم این نامه را می نویسم صاحب دو فرزند دختر دو قلو هستم.</p>
<p>بابا همیشه یکی از آرزوهای من این بود با تو به پارک برم یا دنبالم به مدرسه بیایی اما نبودی&#8230;.</p>
<p>بزرگ شدن و قد کشیدم اما نبودی که ببینی. ولی ای کاش بودی بزرگ شدن نوه هایت را می دیدی.</p>
<p>ای کاش می شد یکبار با بچه ها حرف بزنی وآنها را به پارک ببری. آخه میگن نوه عاشق پدر بزرگش میشه. نوه دوست داره با پدر بزرگش بازی کنه، شوخی کنه. اما حیف که یک حسرت شد برای من و بچه های من.</p>
<p>امیدوارم این انتظار زودتر تموم بشه بابا.</p>
<p>بابا بزرگ که بهش اکبرعمو می گفتیم، خیلی پیر شده. خیلی نگرانه و میگه من می ترسم که دیگر نتونم جعفر را ببینم. دوست دارم که برای یکبار که شده جعفررا ببینم و در آغوش بکشم. ای کاش حداقل میشد یکبار تلفنی با پدر بزرگ حرف بزنی. پدر پیرت را خوشحال کنی و از حال خودت با خبر کنی.</p>
<p>بابا از ننه بگم که آلزایمر گرفته وهیچی رو نیمدونه. ولی فقط سراغ تو رو میگیره وعکست را بغل میگیره و اسم تورا می یاره.<br />
بابا خیلی دوستت دارم. دلم برات تنگ شده</p>
<p>به امید دیدار</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/65211">نامه مریم بابایی نژاد برای پدرش جعفر بابایی نژاد در کمپ آلبانی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/65211/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عیادت از مادر چشم انتظار جعفر بابایی نژاد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63320</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63320?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Dec 2024 07:43:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر بابایی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=63320</guid>

					<description><![CDATA[<p>به عیادت از یک مادر چشم‌انتظار که فرزندش بیش از 35 سال در اسارت فرقه تروریستی مسعود ومریم رجوی خائن گرفتاراست رفتیم. این مادر در بستر بیماری با صدای ضعیف و لرزان با لهجه ترکی می گفت: دا جعفرم گورمم (من دیگر جعفرم را نمی بینم) و در همین لحظه اشک از چشمانش جاری شد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63320">عیادت از مادر چشم انتظار جعفر بابایی نژاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به عیادت از یک مادر چشم‌انتظار که فرزندش بیش از 35 سال در اسارت فرقه تروریستی مسعود ومریم رجوی خائن گرفتاراست رفتیم. این مادر در بستر بیماری با صدای ضعیف و لرزان با لهجه ترکی می گفت: دا جعفرم گورمم (من دیگر جعفرم را نمی بینم) و در همین لحظه اشک از چشمانش جاری شد و با بغض در گلو، چشمانش را بست.</p>
<p>سازمان به ‌اصطلاح مجاهدین خلق، این پدر و مادران را که برای دیدار عزیزانشان جلوی درب قرارگاه اشرف جمع شده بودند، اطلاعاتی می‌نامید و توسط تعداد محدودی از مزدوران خائنش به سمت این پدران و مادران سنگ پرتاب می کرد و آنها را زخمی می‌کرد، چرا که از حضور آنها هراس به جانش افتاده بود و در اصل هدفش قلب و احساس این پدران و مادران بود.</p>
<p>در مرحله بعد نفرات را با فشارهای روحی و روانی و مغزشویی مجبور می‌کرد در سیمای سرتاسر دروغ و ریای خود وادار کند که بگویند اینها والدین من نیستند و ناپدری و نامادری من هستند. ولی با تمام شگردهای کثیف و پلیدشان قلب پدر و مادر، برادر و خواهر، فرزند و همسر حتی در بستر مرگ هم سرشار از عشق عزیزانشان می‌باشد. آری بزرگ‌ترین وحشت فرقه تروریستی رجوی عشق خانواده‌هاست، عشق مادران که نتوانسته و نخواهد توانست آن را از بین ببرد.</p>
<p>به امید آزادی تک‌تک عزیزانی که در فرقه تروریستی مسعود و مریم در اسارت هستند.</p>
<p>دلایل بودنم را مــــــــرور می‌کنم هر روز!<br />
هر روز از تعدادشان کــــــــم می‌شود!<br />
آخرین باری که شمردمشان<br />
تنها یک دلیل برایم مانده بود&#8230;!<br />
دیدار تو جعفر!</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/63320">عیادت از مادر چشم انتظار جعفر بابایی نژاد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/63320/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حمیده آغاسی به برادرش محمد رضا آغاسی در کمپ آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61609</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61609?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Aug 2024 07:51:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا حاج آغاسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=61609</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمد رضا برادر عزیزم سلام امیدوارم حالت خوب باشد. خدا را شکر همه ما خوب هستیم. اما متاسفانه از حال و احوال شما خبری نداریم. چقدر دوست داشتم از نزدیک ببینمت و با هم خاطرات گذشته را مرور کنیم. برادرجان ایام محرم و صفر است و طبق روال سالهای گذشته که من سن و سال [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61609">نامه حمیده آغاسی به برادرش محمد رضا آغاسی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمد رضا برادر عزیزم سلام</p>
<p>امیدوارم حالت خوب باشد. خدا را شکر همه ما خوب هستیم. اما متاسفانه از حال و احوال شما خبری نداریم. چقدر دوست داشتم از نزدیک ببینمت و با هم خاطرات گذشته را مرور کنیم. برادرجان ایام محرم و صفر است و طبق روال سالهای گذشته که من سن و سال کمی داشتم با تشویق مادرمان نذری میدهیم و مادر به یاد تو و خاطرات تو اشک می ریزد. من همیشه و هر لحظه به یادت هستم و دلتنگ تو.</p>
<p>محمدرضا جان خبر داری که خانواده ات و برادرانت نگرانت هستند، بخصوص مادرمان خیلی زیاد غصه تو را میخورد و برایت شبانه روز دعا میکند که هر چه سریعتر خودت را از زندان فکری و ذهنی فرقه رجوی نجات دهی و مثل دوستانت که هم اکنون در کشور آلبانی هستند و یا به کشورهای دیگر رفتند ازدواج کنی و زندگی جدیدی را شروع کنی. تا کی و چند سال دیگر میخواهی به این وضعیت ادامه دهی؟! تلنگری به خودت بزن، چشمان قشنگت را باز کن و زندگی بسیار زیبا و رها شدن از غل و زنجیر را تصور کن. خودت را از زندان مجاهدین خلق خلاص کن و مثل یک انسان آزاد زندگی کن و دل ما را هم شاد کن. برادرم تو در یک کشور اروپایی زندگی می کنی، زودتر تصمیم درست زندگی ات را بگیر. برادرم باور کن بسیاری از دوستانت که سالها در این فرقه بودند، جدا شدند و به میل خودشان زندگی آزاد دارند. تا دیر نشده بهتر است برای خودت زندگی جدیدی را شروع کنی. سخت نیست. کافیه شجاع باشی و تصمیم قاطع بگیری. مابقی به خودی خود درست می شود. همه ما لحظه شماری میکنیم که خبر آزادی ات بهمان برسد. مراقب خودت باش. به امید دیدار.</p>
<p>به همراه این نامه چند عکس از مراسم عزاداری که گرفتیم برایت ارسال میکنم.</p>
<div id="attachment_61610" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-61610" class="wp-image-61610 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Aqasi-M-Sis-S.jpg" alt="خواهر محمد رضا آغاسی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Aqasi-M-Sis-S.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Aqasi-M-Sis-S-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Aqasi-M-Sis-S-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-61610" class="wp-caption-text">خانواده خواهر محمد رضا آغاسی</p></div>
<p>خواهرت حمیده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/61609">نامه حمیده آغاسی به برادرش محمد رضا آغاسی در کمپ آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/61609/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دلنوشته ای از برادر چشم انتظار معصومه اولادی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51230</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51230?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Aug 2022 06:59:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[معصومه اولادی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=51230</guid>

					<description><![CDATA[<p>معصومه جان بگذار از دلتنگی ها بنویسم. از سالهایی که در انتظار گذشته و شب و روز ما در حسرت دیدار تو سپری شده است. خواهر جان خیلی وقت است بهار از خانه ما پر کشیده و سیاهی زمستان خود را بر ما تحمیل کرده است. بی تو خانه ما سرد و تاریک است. ما [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51230">دلنوشته ای از برادر چشم انتظار معصومه اولادی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>معصومه جان بگذار از دلتنگی ها بنویسم. از سالهایی که در انتظار گذشته و شب و روز ما در حسرت دیدار تو سپری شده است. خواهر جان خیلی وقت است بهار از خانه ما پر کشیده و سیاهی زمستان خود را بر ما تحمیل کرده است. بی تو خانه ما سرد و تاریک است. ما که تحمل یک روز دوری از تو را نداشتیم چگونه سالهاست در انتظارت نشستیم و در فراقت گریه می کنیم. مادر چشم انتظار دیدار فرزندش است و غم هجران تو را به دوش می کشد و همچون یعقوب بوی فرزندش را از آشنا و غریبه سراغ می گیرد. انتظار همچون موریانه در وجودش نشسته و او را ذره ذره میخورد. معصومه جان آیا حق این مادر دلشکسته حداقل یک تماس تلفنی جهت جویا شدن حال و احوالش نمی باشد؟!</p>
<p>معصومه جان، خداروشکر همه اعضای خانواده در صحت و سلامت هستند. همگی ازدواج کرده اند و در شغل های خوب و آبرومند مشغول هستند و تنها دغدغه خانواده دوری شما و وضعیتی که به سر میبری، می باشد. امیدوارم بهترین تصمیم را بگیری و بزودی زود خبر جدایی تو و بازگشتت به زندگی واقعی رو بشنویم و روی ماهت رو ببینیم. به قول معروف ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست، هر لحظه ای که از اون سازمان مخوف و پوچ جدا شوی، طعم زندگی واقعی و آزادی رو میچشی. هر اتفاقی بیفتد ما دوستت داریم و به تو فکر میکنیم و از یادمان نمیروی و از خدا می خواهیم که هرچه سریعتر ملاقاتت کنیم. عزیز دلم فقط کافیه اراده کنی و تصمیم بگیری از انجا خارج شوی. ما تا اخرش حمایتت می کنیم و اجازه نمی دهیم کوچکترین نگرانی برایت ایجاد شود.</p>
<p>به امید دیدار</p>
<p>برادر کوچکت، شهرام</p>
<div id="attachment_45920" style="width: 695px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-45920" class="wp-image-45920 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oladi-Masoume-Family.jpg" alt="برادر و مادر معصومه اولادی" width="685" height="387" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oladi-Masoume-Family.jpg 685w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oladi-Masoume-Family-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oladi-Masoume-Family-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 685px) 100vw, 685px" /><p id="caption-attachment-45920" class="wp-caption-text">برادر و مادر معصومه اولادی</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/51230">دلنوشته ای از برادر چشم انتظار معصومه اولادی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/51230/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برادر عیسی اکبرزاده به نخست وزیر آلبانی نامه نوشت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50099</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50099?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Apr 2022 06:08:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی اکبرزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=50099</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی با عرض سلام و احترام اینجانب محمد اکبرزاده برادر عیسی اکبرزاده هستم که در سال 1380 در ترکیه مشغول به کار بود و از طریق عوامل سازمان مجاهدین خلق با فریب وعده اقامت و کار در اروپا ربوده شد و به کشور عراق و سپس پادگان موسوم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50099">برادر عیسی اکبرزاده به نخست وزیر آلبانی نامه نوشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای ادی راما<br />
نخست وزیر محترم کشور آلبانی<br />
با عرض سلام و احترام</p>
<p>اینجانب محمد اکبرزاده برادر عیسی اکبرزاده هستم که در سال 1380 در ترکیه مشغول به کار بود و از طریق عوامل سازمان مجاهدین خلق با فریب وعده اقامت و کار در اروپا ربوده شد و به کشور عراق و سپس پادگان موسوم به اشرف مجاهدین خلق منتقل گردید.<br />
برادر من اکنون چند سالی هست که در آلبانی در اردوگاه سازمان مجاهدین خلق گرفتار میباشد و متاسفانه به دلیل سیاست های فرقه ای این تشکیلات از هر گونه ارتباط با خانواده محروم است.</p>
<p>خانواده ما سالهاست که هیچ خبری از برادرم ندارد و سخت نگران وضعیت او هستیم. همچنین خانواده های دیگری نیز هستند که امکان ارتباط با عزیزان خود در آلبانی را ندارند و به شدت نگران می باشند.</p>
<p>من تصاویری خدمت شما ارسال میکنم و قضاوت را به عهده شما می گذارم. ابتدا عکسی که برادرم در سن 24 سالگی برای گرفتن پاسپورت گرفته بود. تصویر بعدی مربوط به دو سال بعد در اشرف است که توسط نفرات سازمان در سال 1382 گرفته شد. آنزمان سازمان اجازه می داد که خانواده ها، تحت کنترل های شدید و با حضور چندین تن از مسئولین سازمان، برای دیداری کوتاه با فرزندانشان وارد پادگان اشرف شوند. رجوی تصور می کرد که اعضایش می توانند بر خانواده هایشان تأثیر گذاشته و آنان را جذب کنند اما قضیه برعکس شد و لذا پس از آن هرگونه ارتباط با خانواده ممنوع گردید. تصویر دیگر مربوط به زمان خروج از اشرف است که توسط یکی از سربازان عراقی گرفته شده که 8 سال بعد میباشد.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-50100 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Akbarzadeh-Isa.jpg" alt="عیسی اکبرزاده " width="700" height="400" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Akbarzadeh-Isa.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Akbarzadeh-Isa-300x171.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>عالیجناب<br />
چرا یک جوان 34 ساله باید با این سرعت این همه پیر و فرسوده شود؟! با دندانهای مصنوعی و مواردی که خودتان مشاهده میکنید. دلیلش آیا همان شکنجه های روانی و بیگاری های شبانه روزی نبوده است؟ ما قصد سفر به کشور شما جهت ملاقات با بردارم را داریم اما جمهوری آلبانی برای ما خانواده های ایرانی ویزای سفر صادر نمی کند. این خواست عوامل این فرقه تروریستی هست که از حضور ما خانواده واهمه دارد چرا که می ترسد خانواده ها بر روی اعضا تأثیر گذاشته و آنان را نسبت به شرایط بیرون آگاه سازند.<br />
فرقه مخرب رجوی ضد خانواده است و آنرا دشمن اصلی خود می داند و همیشه سعی دارد بین اعضای اسیر در فرقه و خانواده هایشان جدایی بیندازد. در پایان عاجزانه تقاضا می کنم که با صدور ویزای سفر برای ما خانواده ها به آلبانی برای دیدار با عزیزانمان موافقت کنید.</p>
<p>با تشکر فراوان</p>
<p>محمد اکبرزاده</p>
<p>قزوین &#8211; ایران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/50099">برادر عیسی اکبرزاده به نخست وزیر آلبانی نامه نوشت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/50099/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه روح الله کبیری به دادستان دادگاه  کیفری بین المللی لاهه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47628</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47628?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Nov 2021 06:41:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دادستان دیوان کیفری بین المللی]]></category>
		<category><![CDATA[روح الله کبیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47628</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای کریم خان دادستان محترم دادگاه کیفری بین المللی لاهه با سلام و احترام اینجانب روح الله کبیری هستم. سال 1364 به خدمت سربازی اعزام شدم که مقارن شد با جنگ تحمیلی ایران وعراق، با سپری نمودن 18 ماه از خدمتم در منطقه مریوان در سال 65 توسط کردها اسیر شدم و به عراقی ها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47628">نامه روح الله کبیری به دادستان دادگاه  کیفری بین المللی لاهه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای کریم خان دادستان محترم دادگاه کیفری بین المللی لاهه<br />
با سلام و احترام</p>
<p>اینجانب روح الله کبیری هستم. سال 1364 به خدمت سربازی اعزام شدم که مقارن شد با جنگ تحمیلی ایران وعراق، با سپری نمودن 18 ماه از خدمتم در منطقه مریوان در سال 65 توسط کردها اسیر شدم و به عراقی ها فروخته شدم. حدود 4 الی 5 سال در اردوگاههای بعثی ها اسیر بودم که در سال 68 با ورود یکی از سران اصلی فرقه رجوی بنام مهدی ابریشمچی و یک تیم مخوف از سازمان مجاهدین خلق با هم دستی عراقیها ، بدون آشنایی از ماهیت اصلی سازمان مجاهدین خلق فریب آنها راخورده و متاسفانه وارد مناسبات این گروه ننگین و نکبت بار شدم.</p>
<p>حدودا 12 سال از بهترین سالهای عمر خود را در سنین جوانی در راه هیچ و پوچ در این سازمان مخوف هدر دادم وعمر و روح و جسم خود را با تحمل فشارهای عذاب آور حداکثری مثل روبات کوکی و بهتر بگویم مثل برده سپری کردم. در نهایت دست رد برسینه این اندیشه کثیف، کذاب و حیله گر و دروغگو زده و خود را از منجلابی که در آن گیرافتاده بودم در سال 79 خلاص کردم. بعد از رهایی از اسارت فرقه با جسمی خسته، فرسوده، مریض و از لحاظ روحی و روانی متلاشی شده به آغوش خانواده برگشتم و توانایی هیچ کاری نداشتم. با بیماری های تنگی نفس، درد کمر و پا و حملات عصبی که منشاء آن عذاب ها و فشارهای جسمی و روحی بود که در زمان حضورم در فرقه متحمل شدم و اکنون توان هیچکاری را ندارم و با داشتن سن بالا و زندگی شخصی و همسر و دو فرزند دچار مشکلاتی هستم. لذا از شما ریاست محترم دادگاه در خصوص شکایت تعدادی از دوستان جدا شده که بنده خود نیز جزء شاکیان پرونده میباشم خواهشمندم نگاهی ویژه به این پرونده مبذول دارید، تا حداقل کمکی برای ما باشد.</p>
<p>روح الله کبیری یکی از 42 شاکی پرونده نقض حقوق بشر درفرقه رجوی<br />
قزوین &#8211; ایران</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47629 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kabiri-Ruhollah-3.jpg" alt="روح الله کبیری " width="700" height="435" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kabiri-Ruhollah-3.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Kabiri-Ruhollah-3-300x186.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47628">نامه روح الله کبیری به دادستان دادگاه  کیفری بین المللی لاهه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47628/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه داوود حیدری به دادستان دادگاه کیفری بین المللی لاهه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47630</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47630?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Nov 2021 06:37:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دادستان دیوان کیفری بین المللی]]></category>
		<category><![CDATA[داوود حیدریان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47630</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای کریم خان دادستان محترم دادگاه کیفری بین المللی لاهه با عرض سلام و احترام اینجانب داوود حیدری یکی از اعضای سابق مجاهدین خلق و همچنین یکی از شاکیان پرونده 42 جدا شده از سازمان مجاهدین خلق هستم که همراه با دوستانم علیه جنایات سیستماتیک گسترده علیه بشریت در سازمان مجاهدین خلق دادخواهی کرده ایم. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47630">نامه داوود حیدری به دادستان دادگاه کیفری بین المللی لاهه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای کریم خان دادستان محترم دادگاه کیفری بین المللی لاهه</p>
<p>با عرض سلام و احترام اینجانب داوود حیدری یکی از اعضای سابق مجاهدین خلق و همچنین یکی از شاکیان پرونده 42 جدا شده از سازمان مجاهدین خلق هستم که همراه با دوستانم علیه جنایات سیستماتیک گسترده علیه بشریت در سازمان مجاهدین خلق دادخواهی کرده ایم.</p>
<p>این پرونده سیر قانونی خود را در محاکم قضایی ایران طی کرده و منجر به صدور رای قطعی گردیده است که طی مستندات مربوطه به صورت کامل در تاریخ 5 ژوئن 2021 به دبیر خانه دادگاه بین المللی در کشور هلند جهت ملاحظه شما تحویل گردیده است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47631 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Heydari-Davoud-1.jpg" alt="داوود حیدری " width="600" height="366" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Heydari-Davoud-1.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Heydari-Davoud-1-300x183.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>من یکی از قربانیانی هستم که حدود 17 سال از بهترین سنین عمرم را در راه هیچ و پوچ در این سازمان مخوف هدر دادم وعمر و جسم و روح خود را با تحمل فشارهای عذاب آور حداکثری مثل یک برده سپری نمودم و در نهایت سال 1380 به آغوش وطن بازگشتم.</p>
<p>عالیجناب طولانی شدن روند این دادگاه دست بازی به رهبران این فرقه میدهد که اکنون در کشور آلبانی جنایات بیشتری را علیه دوستانمان که همچنان در اسارت این فرقه هستند مرتکب شوند. به عنوان یک شاکی از این فرقه ی ضد بشری مجددا از شما تقاضا دارم نسبت به تسریع در روند این پرونده دستورات لازم را صادر فرمائید.</p>
<p>داوود حیدری یکی از 42 شاکی پرونده نقض حقوق بشر در فرقه رجوی<br />
قزوین &#8211; ایران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47630">نامه داوود حیدری به دادستان دادگاه کیفری بین المللی لاهه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47630/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه حکمت صفرخانلو به دادستان دیوان کیفری بین المللی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47632</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47632?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Nov 2021 06:30:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[حکمت صفرخانلو]]></category>
		<category><![CDATA[دادستان دیوان کیفری بین المللی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=47632</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای کریم خان دادستان کل دیوان کیفری بین المللی سلام و عرض احترام من حکمت صفرخانلو یکی از 42 نفر اعضای سابق مجاهدین خلق هستم که علیه سران این سازمان شکایت نمودم. اطلاع دارم که تمامی مستندات پرونده ی این شکایت با حکم قطعی در دادگاه بین المللی تهران در ایران علیه سران سازمان مجاهدین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47632">نامه حکمت صفرخانلو به دادستان دیوان کیفری بین المللی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای کریم خان<br />
دادستان کل دیوان کیفری بین المللی<br />
سلام و عرض احترام</p>
<p>من حکمت صفرخانلو یکی از 42 نفر اعضای سابق مجاهدین خلق هستم که علیه سران این سازمان شکایت نمودم. اطلاع دارم که تمامی مستندات پرونده ی این شکایت با حکم قطعی در دادگاه بین المللی تهران در ایران علیه سران سازمان مجاهدین خلق به اتهام جنایات گسترده و سیستماتیک علیه بشریت، شکنجه، حبس انفرادی، تجاوز جنسی و دهها مورد دیگر در ماه ژوئن 2021 به دبیرخانه دادگاه بین المللی لاهه جهت ملاحظه و اقدام شما تحویل داده شده است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-47633 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Safar-Khanlu-Hekmat.jpg" alt="حکمت صفرخانلو " width="600" height="418" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Safar-Khanlu-Hekmat.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Safar-Khanlu-Hekmat-300x209.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>من 12 سال از بهترین سال های عمرم را در زندان ذهنی و عینی این فرقه مخرب گرفتار بودم. حال بعنوان یکی از شاکیان از شما مقام محترم خواهشمندم اقدامات لازم جهت سرعت بخشیدن به رسیدگی این پرونده را مبذول دارید.</p>
<p>حکمت صفرخانلو از شاکیان علیه سران سازمان مجاهدین خلق<br />
قزوین &#8211; ایران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/47632">نامه حکمت صفرخانلو به دادستان دیوان کیفری بین المللی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/47632/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه خانواده‌های استان قزوین به رئیس جمهور آلبانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46915</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46915?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Sep 2021 06:30:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[آلبانی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46915</guid>

					<description><![CDATA[<p>رئیس جمهور محترم کشور آلبانی آقای ایلیر متا سلام و درود بر شما عالیجناب همانطور که مطلع هستید اکنون قریب به چند سال است که تعدادی از اعضای یک فرقه‌ی تروریستی موسوم به &#8220;مجاهدین خلق ایران&#8221; در کشور شما تحت پناهندگی کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد ساکن هستند. این افراد سال‌ها در کشور عراق تحت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46915">نامه خانواده‌های استان قزوین به رئیس جمهور آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>رئیس جمهور محترم کشور آلبانی آقای ایلیر متا</p>
<p>سلام و درود بر شما</p>
<p>عالیجناب همانطور که مطلع هستید اکنون قریب به چند سال است که تعدادی از اعضای یک فرقه‌ی تروریستی موسوم به &#8220;مجاهدین خلق ایران&#8221; در کشور شما تحت پناهندگی کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد ساکن هستند. این افراد سال‌ها در کشور عراق تحت شدیدترین فشارهای روحی و روانی بودند و به‌طور شبانه‌روزی به‌وسیله رهبران فرقه مغزشویی شده‌اند و در طی سال‌های متمادی حضورشان در زندان‌های فرقه‌ی رجوی اجازه هیچ نوع ملاقات، تماس و حتی یک نامه‌نگاری ساده با خانواده خود را در عصر ارتباطات نداشتند.</p>
<p>خانواده‌ها پس از سقوط صدام حسین در عراق، با هزاران مشکل و خطر به مقر مجاهدین موسوم به اشرف مراجعه کردند و متاسفانه با برخورد‌های بسیار بد و خشن فرماندهان این فرقه مواجه شدند در صورتی‌که تنها خواسته‌ی آنها ملاقات با فرزندانشان بود.</p>
<p>ماجمعی از خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق از استان قزوین (مرکز ایران ) هستیم .</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-23133 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ilir_Meta.jpg" alt="ایلیر آلبانی" width="927" height="623" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ilir_Meta.jpg 927w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ilir_Meta-300x202.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ilir_Meta-768x516.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ilir_Meta-150x100.jpg 150w" sizes="auto, (max-width: 927px) 100vw, 927px" /></p>
<p>عالیجناب با توجه  به اینکه کشور شما حاضر به پذیرش این فرقه‌ی تروریست و خائن به کشور و مردم خود شده ‌است، به شما اطمینان می‌دهیم که روزی نیز به کشور و مردم عزیز شما خیانت خواهد کرد، چون خیانت‌پیشگی چنان با سابقه و رفتارهای این فرقه عجین گشته که گویی جزیی از ذات او می‌باشد.</p>
<p>سران این فرقه  حدود چهل سال حضور در کشور عراق به مردم عراق خیانت کردند و در جریان کردکشی هزاران نفر را قتل عام کردند. این فرقه سابقه‌ی ترور 17000 نفر از مردم کاملا عادی و غالباً زن و بچه‌ها را در کارنامه‌ی سیاه خود دارد و اکنون در آرامش و امنیتی که شما درکشورتان برای این گروه تروریستی فراهم نموده‌اید، شاهد آن هستیم که خانواده‌های افراد گرفتار در فرقه و همچنین جداشدگان را رسما و علنا تهدید به مرگ کرده است، تنها به این دلیل که خانواده‌ها خواستار ملاقات آزاد با فرزندانشان هستند و نیز افرادی که هر کدام حدود دو تا چهار دهه عمر گران‌بهای خود را درون تشکیلات این فرقه گذرانده‌اند، اکنون که قصد جدایی دارند و می‌خواهند یک زندگی عادی و بی دغدغه داشته باشند را هم به مرگ تهدید کرده است. البته باید به عرض برسانیم که ما خانواده‌ها از تهدیدات این گروه تروریستی هیچ واهمه‌ای نداریم.</p>
<p>عالیجناب</p>
<p>شیوع همه گیری ویروس کرونا در اکثر کشورهای جهان از جمله کشور آلبانی باعث نگرانی مضاعف خانواده ها شده و ما اکنون بیشتر نگران سلامتی فرزندان اسیرانمان در چنگال این گروه دژخیم و بدسابقه هستیم .</p>
<p>لذا از آن مقام مسئول تقاضا داریم موجباتی فراهم نماید تا ما خانواده ها حداقل از سلامتی فرزندانمان باخبر شویم چون فرقه رجوی تمامی مسیرهای ارتباطی بین خانواده واسیران را مسدود نموده است. عالیجناب آیا حق یک پدرومادر یا فرزند نیست که از سلامتی عزیزش با خبر باشد؟! قبلا از همکاری شما تشکر و قدردانی میکنیم .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46915">نامه خانواده‌های استان قزوین به رئیس جمهور آلبانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46915/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دلنوشته خانم حمیده آغاسی به برادرش محمد رضا آغاسی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46886</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46886?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Sep 2021 10:17:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا حاج آغاسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46886</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام به روی ماهت محمد رضا جان خوبی داداشی جونم . امیدوارم حال دلت خوبه باشه. مادر و برادران و خواهرانت خوبند و برایت سلام گرم میرسانند و از راه دور صورت ماهت را میبوسند. محمد رضا جان دل خانواده، فامیل ، دوستان و آشنایان برایت تنگ شده ‌و همه جویای احوال تو هستند و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46886">دلنوشته خانم حمیده آغاسی به برادرش محمد رضا آغاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به روی ماهت محمد رضا جان<br />
خوبی داداشی جونم . امیدوارم حال دلت خوبه باشه. مادر و برادران و خواهرانت خوبند و برایت سلام گرم میرسانند و از راه دور صورت ماهت را میبوسند. محمد رضا جان دل خانواده، فامیل ، دوستان و آشنایان برایت تنگ شده ‌و همه جویای احوال تو هستند و آرزوی دیدنت را دارند.</p>
<p>محمد رضا جان حالت چطور است امیدوارم خوب بوده باشی و در هر شرایطی با شادی و خرمی روزگار بگذارنی. من انتظار داشتم که اگر به آلبانی بروی از غل و زنجیر اسارت آزاد خواهی شد تا بتوانی با خانواده درارتباط باشی ولی الان متوجه شدم که واقعاً اسیر آن سنگ دلان هستی. من خواهرت و خانواده خیلی خوشحال می شویم که با ما تماس داشته باشی.</p>
<p>در این راه از خدا میخواهم که به شما کمک کند تا زنجیرهای فکری و ذهنیت را پاره کرده و برای باقیمانده عمرت تصمیم درستی بگیری . شما در زندان ذهنی هستید و از جنایات این فرقه کثیف بی خبرید! انشالله نجات پیدا میکنید و متوجه جنایاتشان خواهید شد ولی متاسفانه بیشترین سالهای عمر گرانمایه ات برای آن فرقه مخوف از بین رفت!</p>
<p>محمد رضا جان خواهشمندم از سلامتی خودت ما را با خبرکن. مادر شدیدا برای تو بیتابی میکند و مرتب بهانه تو را میگیرد. حداقل یک تماس تلفنی با خانواده بگیر.</p>
<p>خواهرت حمیده آغاسی</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-46887 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Aghasi-Reza-Sis.jpg" alt="خواهر محمد رضا آغاسی " width="500" height="362" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Aghasi-Reza-Sis.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Aghasi-Reza-Sis-300x217.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46886">دلنوشته خانم حمیده آغاسی به برادرش محمد رضا آغاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46886/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پدر جعفر بابایی نژاد: جعفر جان چشم انتظاری مرا خسته کرده</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46884</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46884?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Sep 2021 10:16:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط با اسیران فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر بابایی نژاد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46884</guid>

					<description><![CDATA[<p>اینجانب علی اکبر بابایی نژاد پدر جعفر بابایی نژاد اسیر در فرقه رجوی موسوم به مجاهدین خلق هستم. من یک فرد ایرانی هستم و یک کشاورز که اصلا اهل سیاست نبوده و نیستم. نظریه پرداز هم نیستم تا نظر بدهم. فردی بی سواد اما پدری که سالها در انتظار دیدن فرزندش با بیماری دسته و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46884">پدر جعفر بابایی نژاد: جعفر جان چشم انتظاری مرا خسته کرده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اینجانب علی اکبر بابایی نژاد پدر جعفر بابایی نژاد اسیر در فرقه رجوی موسوم به مجاهدین خلق هستم. من یک فرد ایرانی هستم و یک کشاورز که اصلا اهل سیاست نبوده و نیستم. نظریه پرداز هم نیستم تا نظر بدهم. فردی بی سواد اما پدری که سالها در انتظار دیدن فرزندش با بیماری دسته و پنجه نرم می کند تا آنقدر زنده بماند و یکبار دیگر فرزندش که به مدت سی سال در اسارت است را در آغوش بگیرد.</p>
<p>گفتم بی سواد هستم ولی آنقدر معنی و مفهوم آزادی رامی فهمم. چرا یک انسان که برای دفاع از کشورش در جنگ اسیر می شود. باید از حداقل حقی که خداوند برایش ارزانی داشته وآن آزادی است محروم باشد؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-46885 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Babaiee-Nejad-Dad.jpg" alt="پدر جعفر بابایی نژاد " width="500" height="355" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Babaiee-Nejad-Dad.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Babaiee-Nejad-Dad-300x213.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>امیدوارم زیر سایه خداوند متعال خوب بوده باشی. جعفرجان چشم انتظاری مرا دیگر خسته کرده است. حدود 18 سال پیش به دیدار تو به اشرف آمدم و چندین بار دیگر هم در اشرف و لیبرتی برای دیدنت آمدم و موفق به دیدارت نشدم. امید داشتیم که بعد از رفتن به آلبانی، با خانواده تماس تلفنی داشته باشی ولی دراین چندسال این تماس هم ازطرف تو برقرار نشد. متاسفانه تو برای یک تماس تلفنی آزادی نداری!</p>
<p>انتظار من پدر این است که از وضعیت عمومی تو باخبر باشم.<br />
توحق داری زندگی طبیعی مثل دیگران داشته باشی وحالا نمیدانم چرا از این حق نمیتوانی استفاده کنی؟<br />
جعفر جان ما را در جریان سلامتی خودت قرار بده. مادرت آلزایمر گرفته و من هم پیر و ناتوان شدم .<br />
علی اکبر بابایی نژاد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46884">پدر جعفر بابایی نژاد: جعفر جان چشم انتظاری مرا خسته کرده</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46884/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برادر معصومه اولادی:فرقه رجوی خواهرم را در سن ۱۶ سالگی در راه مدرسه ربودند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46226</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46226?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Aug 2021 08:41:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[معصومه اولادی]]></category>
		<category><![CDATA[همایش سراسری انجمن نجات مرداد 1400]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=46226</guid>

					<description><![CDATA[<p>آقای بهروز اولادی برادر معصومه اولادی عضو گرفتار در فرقه مجاهدین در روز دوم همایش سراسری انجمن نجات بیان کرد: بنام خدا. عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت تمامی خانواده های دلسوخته. مادران و پدران که سالیان سال چشم انتظار دیدار فرزندانشون هستند. همچنین عرض سلام و ادب دارم و تشکر ویژه خودم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46226">برادر معصومه اولادی:فرقه رجوی خواهرم را در سن ۱۶ سالگی در راه مدرسه ربودند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آقای بهروز اولادی برادر معصومه اولادی عضو گرفتار در فرقه مجاهدین در روز دوم همایش سراسری انجمن نجات بیان کرد:</p>
<p>بنام خدا. عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت تمامی خانواده های دلسوخته. مادران و پدران که سالیان سال چشم انتظار دیدار فرزندانشون هستند. همچنین عرض سلام و ادب دارم و تشکر ویژه خودم رو بر تمام عزیزان و زحمتکشان که در سراسر ایران زحمت می کشن بالاخص بر و بچه های زحمتکش انجمن نجات در سراسر کشور واقعاً تشکر می کنم از ته دل خیلی بی ریا عرض می کنم که در طول این سالیان واقعاً برای ما زحمت کشیدن در عرصه های مختلف که باعث شدن ما بتونیم صدای خودمون رو به هر نحوی که شده به گوش عزیزانمون برسونیم.</p>
<p>بنده بهروز اولادی هستم، در سال 1383 خواهرم به نام معصومه اولادی درحالیکه یک دختر بچه 16 ساله بود در راه مدرسه توسط عوامل فرقه بزدل رجوی ربوده شد. در ظهر همون روز چون معصومه به خانه برنگشت. ما سریعاً خیلی جاها مراجعه کردیم. به خیلی از سازمانها و ارگانها اطلاع دادیم. در شبانگاه همان روز 11 شب به ما اطلاع دادند که معصومه توسط افرادی ربوده شده و اکنون در کشور عراق در زندان اشرف اسیر فرقه رجوی است. بنده که خودم حدود 20 سال از خواهرم بزرگتر بودم در اون زمان اصلاً چیزی بنام فرقه رجوی یا این سازمان نشنیده بودم چه برسه به این خواهرم که 16 سال داشت. و پیرو صحبت آقای کبیری که سازمان یکسره اعلام می کنه که بچه ها به میل خودشون اونجان، من از شما می پرسم مگه میشه یه دختر 16 ساله که اصلاً اسم این فرقه و اصلاً نمی دونه سازمان چی می خواد، خودشو معرفی کنه. یه دختر 16 ساله خودش با پاهای خودش به یه کشور دیگه ای بره و وارد این فرقه بشه؟</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-46230 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oladi-Masoume-Bro-1.jpg" alt="برادر معصومه اولادی" width="593" height="340" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oladi-Masoume-Bro-1.jpg 593w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Oladi-Masoume-Bro-1-300x172.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 593px) 100vw, 593px" /></p>
<p>به این خاطر به این فرقه بزدل می گم که واقعاً مسعود و مریم رجوی من عذرخواهی می کنم از تمامی عزیزان و شنوندگان عزیزی که واقعاً دلسوخته اند واقعاً صدمات روحی روانی زیادی دیده اند جسمی زیاد دیده اند حتی اسم هر حیوانی که بخواهیم برای اینها بذاریم اجحاف در حق اون حیواناته.</p>
<p>چندین بار از من پرسیدند یک جمله در مورد این فرقه و این دو شخص بگو. من گفتم نجس ترین نجاست عالم. بالغ بر 10 بار خودم و حدود 5 بار مادر پیر و مریض و کهنسالم رو من برای ملاقات و دیدار برای خواهرم به درب اشرف بردم. ولی هر بار با فحاشی و توهین و حملات مکرر با سنگ و تیر و کمان به خودم و مادرم مواجه شدم. و بارها هم خودم آسیب دیدم. حتی در یک مسافرتی که با مادرم داشتم اینقدر شدت فشار وارده به مادرم و خودم زیاد بود که دکتری که نیروهای عراقی در اونجا مستقر بودند وقتی مادرم رو معاینه کرد گفتند 19 درجه فشار خونشون بالاست. سریعاً من مادرم رو به بغداد به بیمارستان انتقال دادم.</p>
<p>حال من از شما می پرسم. از تمام سازمانها، ارگانها، تمامی مجامع بین المللی که فرقه ای سازمانی که دم از انسانیت دم از حقوق بشر، دم از دموکراسی، دم از مردم سالاری میزنه چطور جرأت این رو نداشت یک برادر، یک مادر پیر و کهنسال و مریض رو که هزاران کیلومتر از کشور خودش دور شده بود و با دست خالی به درب اشرف مراجعه کرده بود، فقط برای دیدار با فرزندش، چرا جرأت نداشت فرزندش رو حتی در فاصله 10 متری ما بیارین که مادر اون رو از راه دور ببینه؟ بنده ای که اینجا هستم از دو بعد مورد صدمات روحی و روانی شدیدی قرار گرفتم. یک دوری خواهرم. خواهر نوجوانم که ربوده شده و 20 ساله که هنوز رنگشو ندیدم  و صداشو نشنیدم. دوماً مادر پیر و فرتوتم. بنده الان دارم از منزل مادرم با شما صحبت می کنم. ولی اینقدر حاضر نیست حتی برای 5 دقیقه که عزیزانمون صحبت کردن بیاد کنار من بشینه. اگه یک دقیقه بشینه باید دراز بکشه. از دو بعد من مورد صدمات روحی قرار گرفتم. پدرمو که از دست دادم. مادرم هم چشم انتظار. هر لحظه صحبتی میشه، زنگی زده میشه، تلفنی میشه، بارهای بار بخدا بعضی موقع ها جرأت نمی کنم بیام خونه مادرم روزانه یکبار سر بزنم ببینم مادرم چکار میکنه. با چشم گریان میگه پسرم از معصومه چه خبر.</p>
<p>تمام عزیزان و خانواده هایی هم که با ما بودن در مراسمات مختلف در مجامع مختلف حتی در درب ورودی اشرف که با ما بودن آشنا شدیم همه، بنده و مادرم و ما دیگران را می شناسیم. واقعاً بنده این رو عرض کنم خدمت شما مخصوصاً صحبت مستقیمم با مسعود رجوی و مریم دجال و رجوی صفتان و دجال خصلتان بدانند موضوع خانوادگی است. موضوع انسانیت است. موضوع عاطفه است. تا لحظه ای که بنده و تمامی خانواده ها بدانند من با همه ملاقات کردم همه را می شناسم بدانند تا لحظه ای که ما زنده هستیم آب خوش از گلو این دو نفر و دیگر سران تروریست و دجال این گروهک آب خوش از گلوشون پایین بره. بارها خودشون اعلام کردن که دور میدان آزادی فلان کاری می کنیم که روزی هزار بار آرزوی مرگ کنن. مخصوصاً مسعود و مریم رجوی. تمام عزیزانی هم که صدمات جسمی دیدن الان جدا شده هستن شکایت کردن و کسانی هم که خانواده اند که خود بنده هم شاکی هستم حمایت صد در صدی خودم رو اعلام می کنم و در هر مجمعی و هر کشوری، هر سازمانی حاضر میشم. تا روزی که من عمرم به دنیا باقی است، نمی ذاریم که یک قطره آب خوش از گلوی این دو نفر و تعدادی که بعنوان سران این گروهک هستند و بچه های ما را شکنجه می دن، مورد اذیت و آزار قرار میدن، یه آب خوش از گلوی اینا پایین بره.</p>
<p>بنده بعنوان یک برادر از طرف تمام برادران، خواهران، پدران و مادرانی که واقعاً 20 سال 30 سال 40 سال کمتر یا بیشتر چشم انتظار هستن که عزیزانشون رو ببینن، آرزو می کنم که انشاءالله چشمانشون به صورت زیبای عزیزانشون نورافشانی بشه. انشاءالله روز به روز براشون خبرای خوشی بیاد. بخدا هر کدام از عزیزانی که  جدا می شن بما اطلاع می دادن در طول این سالیانی که هستیم و بودیم و در اونجا بودیم همه واقعاً شادی و پایکوبی می کردیم. بنده عزیزانی رو دیدم در اونجا که حتی الان نیستند از بین ما رفتن و حتی کسانی هستند که الان منو می بینن از همشهری های خودم هستن مریض هستن گفتند هر جا رفتین صحبتی شد انشاءالله اسم بچه های ما رو ببرید و این تعهد رو دادم و این قسم رو خوردم. انشاءالله آرزو می کنم که همه این عزیزان و عزیزانی که در اسارت این فرقه هستند به خودشون بیان. سریعتر به آغوش خانواده برگردن. آرزوی سلامتی برای همه خانواده ها می کنم. بالاخص عزیزان زحمتکشی که در انجمن نجات استان خودم و استان تهران و تمام شهرهایی که بنده ارادت دارم، آرزوی سلامتی می کنم. فقط خواهشمندم که تا لحظه ای که این مسئولیت رو بر گردن دارن یک امکانی برای ما فراهم کنند که ما هم در کشور آلبانی هم بتونیم مثل کشور عراق بریم. از نزدیک با بچه هامون ملاقات داشته باشیم. دوماً عرض کردم بنده حمایت صد در صدی خودم رو خصوصاً از تمام شاکیانی که نسبت به این فرقه شکایت کردن بعداً به دادگاههای مراجع بالاتر مخصوصاً لاهه که شما فرمودید شکایت صد در صدی خودم رو اعلام می کنم. و در هر لحظه و هر ثانیه و هر شبانه روز که بفرمائید خودم هم حضوراً در اون دادگاهها و سازمانهای مختلف برای شهادت آمادگی خودم رو اعلام می کنم. والسلام علیکم و رحمه الله.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/46226">برادر معصومه اولادی:فرقه رجوی خواهرم را در سن ۱۶ سالگی در راه مدرسه ربودند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/46226/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
