یادوراه شهدای ترور تبریز با حضور ابراهیم خدابنده

این همایش در عصر روز چهارشنبه مورخه 23/11/92 در محل  تالار وحدت دانشگاه تبریز با استقبال زیادی برگزار شد و ضمن ادای توضیحاتی که توسط آقای روستائی داده می شد، کلیپ ها واسلایدهای مربوط به موضوع همایش به نمایش گذاشته شده و شمه ای از ترور فجیع تعدادی از پاسداران نخستین کمیته ها در تبریز، بدست فرقه رجوی بیان گردید.

سپس آقای مهندس ابراهیم خدابنده (عضو اسبق کادرمرکزیت مجاهدین خلق) که با کش وقوس های فراوان درسال 1382 وارد ایران شده و مصمم به بررسی کارهای فرقه ها – که باند رجوی در میان آنها قراردارد – شده وحاصل این کارهای سخت ده ساله ی او کتاب های متعددی است که ترجمه و ویرایش کرده و به سهم خود خواسته است، نور پرتلولویی به تاریک خانه ی این فرقه های مخرب انداخته و دین خودرا به انسانیت ومردم کشور خود ادا نماید.
سخنرانی آقای خدابنده از بیان بیوگرافی خود که یک فارغ التحصیل فوق لیسانس برق ازدانشگاه معتبری درانگلستان است، آغاز شد.
ایشان در سالها وروزهای انقلاب تاریخی وبزرگ 22 بهمن درایران نبوده وبا این حال بخاطر عضویت اش درانجمن های اسلامی اروپا و نیز زجری که از حضور مستشاران دهها هزارنفری آمریکائی میکشیده وایران را کشور وابسته ای میدانسته، با وسعت و ابعاد بیشتری به مبارزات سیاسی روی آورده و بدشانسی اش با وجود نیات خیرخواهانه برای وطن خود، اورا به داخل تشکیلات خارج ازکشور فرقه رجوی کشانده است.
آقای خدابنده معتقد است که ساده نگری است که فکر کنیم سران فرقه ها درجذب جوانان و مبارزان مذهبی ناتوان هستند وبالعکس آنها تبحر شدیدی در دروغگویی و دادن مواعید بزرگ به این افراد وجذب انها باجدا کردنشان ازجامعه وبخصوص خانواده اش، آنها را به روبوت واره های بی اختیار وتحت فرمان بی چون و چرای رهبریت – که موقعیتی خداگونه رابراثر تداوم تبلیغات مداوم دارند، پیدا میکنند- قرار میگیرند ومسلم است که با خواست رهبر به هرکاری دست میزنند.

درقسمتی ازسخنان خدابنده معلوم شد که بنی صدر هم بطور خصوصی قبول دارد که فریب رجوی را خورده ومشکل اش درعدم اعتراف علنی وهمگانی این موضوع دراین است که نمیتواند به افکار عمومی بگوید که با یدک کشیدن مقام علمی دکترا و… از یک لیسانس مانند رجوی گول خورده است!
از نظر آقای خدابنده، پرورش کیش شخصیت یکی از نکات منفی متداولی است که درفرقه رواج حداکثری پیدامیکند و فرقه رجوی از نمادهای بارز آنست.
این عضو مرکزیت سابق مجاهدین معتقد است که رهبران فرقه ها از نظر تاکتیک حضور و عملکردی نابغه وار دارند و برعکس دراستراتژی کودن تشریف داشته و تنها نوک دماغ خود را میبینند.
گرچه فرقه ها درگذشته هم وجود داشته اند، اما مطالعات مهندس خدابنده نشان میدهد که فرقه های هزاره سوم از پیچیدگی زیادی برخوردار بوده و خطرناک ترند وحتی فرقه ای درآمریکا پیدا شده که زمانی تمامی افراد آن بدستور رهبریت خود دست به انتحار دسته جمعی زدند وخود سوزی های مجاهدین دراروپا هم که زمانی برای تحت فشار قرار دادن مقامات اروپایی در راستای برداشتن محدودیت های فعالیتی آنها انجام شد، دقیقا یک عمل فرقه گرایانه بوده که نشان میدهد تمامی جوانب بشری موظفند که از کنار این پدیده ی شوم بی تفاوت نگذشته و اقدامات مطالعه شده و سنجیده ای را برای دفع شر آنها معمول دارند.
 

خروج از نسخه موبایل