دیدار با قربانیان فراموش شده – قسمت اول

پدر ومادر مهربان، دلسوز و چشم انتظار آقای فریدون عقبائی که سال 1370  فرزندشان از کشور هلند به عنوان اخذ پناهندگی و اقامت در هلند فریب مزدوران و قاچاقچیان سازمان یافتۀ فرقه بدنام رجوی را میخورد، با کهولت سن و عدم توانایی همواره درارتباط های مستمر تلفنی با دفتر انجمن نجات تهران و کرج می باشند و با صدایی دلشکته ولی امیدوار پیگیرآخرین وضعیت اسیران فرقه و فرزندشان می باشند و از آنجاییکه سال 1382 فریدون را در اسارتگاه قرارگاه اشرف ملاقات نموده و شاهد فضای بسته و خفقان حاکم در اشرف بودند خیلی جدی پیگیر نجات عزیزشان هستند و با مکاتبات و دست نوشته های متعدد به سازمانها و اشخاص بین المللی این مهم را ادامه می دهند اما متاسفانه حامیان بین المللی تروریست و فرقه رجوی همچنان توجه ای به این نامه ها نکرده و حتی فرقه رجوی از دریافت نامه های شخصی مادران و خانواده ها و رساندن آن بدست اعضای گرفتار خودداری میکند که یکی از مینی موم های اجتماعی میباشد و این مادران که نه اجازۀ دیدار و نه اجازۀ ارتباط تلفنی و نامه نگاری با اسیران فرقه دارند بیشتر از رویکردهای فرقه،از سیاست های حمایتی سازمانهای حقوق بشری از این فرقه به ستوه آمده اند و همچنان با توجه به اینکه گمنام هستند و به فراموشی سپرده شده اند با انرژی خاصی ادامه به فعالیت خود جهت نجات اعضای گرفتار میدهند و بدنبال رساندن صدای خود به گوش جوامع بین المللی هستند و درهمین راستا دفترانجمن نجات استان با دیدار در منازل مادرانی که قادر به حضور در دفتر و نهادهای دیگر نیستند این مسئولیت انسان دوستانه را بعهده گرفته و بعنوان یک سازمان مردم نهاد و پایگاه اطلاع رسانی به همراه دیگراعضای نجات یافته که شناخت کافی از مکانیزم های فرقه و وضعیت افراد اسیر و دوستان خود دارند که چگونه بدون هیچ شناختی  با وعده وعیدهای دروغین فریب و جذب شده اند، تلاش مینمایند درد و رنج این خانواده ها که اطلاعی از حال و روز عزیز خود ندارند را به تصویر بکشانند و سخنان فراموش شده ترین قربانیان فرقه رجوی که مادران اعضای اسیر میباشند را به گوش جهانیان و سازمان ملل برسانند و خواب از چشمان شیطانی شب پرستان فرقه بستانند.
بیژن
 

خروج از نسخه موبایل