مردان بی بدیل و نوامیس ایدئولوژیک در تشکیلات به جان هم افتادند

نزاع تشکیلاتی بین مادینه ها و نرینه های رجوی در آلبانی!!! خبری نیست که بشود از کنار آن بی تفاوت رد شد!
خبرهای رسیده از درون تشکیلات رجوی حاکی است در تشکیلاتی که مسعود رجوی مدعی بود، انضباط آهنین در آن برقرار است! زنان و مردان بر سر کرسی و مقام به جان هم افتادند!
فروپاشی هژمونی زنان و به دست گرفتن ارکان قدرت به دست مردان، خبری است که زمانی کسی جرات طرح این موضوع را نداشت! اما اکنون اتفاق افتاده است!


در حقیقت و در عمق، این نزاع شدید تشکیلاتی، نشان می دهد که همه چیز در درون فرقه در حال تلاشی و اضمحلال است!
انقلاب کذائی ایدئولوژیک مریم و مسعود، که به اجبار به همه تحمیل کرده بودند، دیگر اکنون در قلب بورژوازی(اروپا) و از جانب انقلاب کرده ها، هدف گرفته شده است!
شنیده ها از درون مناسبات، این واقعیت را مهر می زند که همه مردان و زنان به دنبال زندگی و استخلاص از شر مناسبات تحمیلی و امرونهی های شخص مریم رجوی می باشند!
زن و زندگی! به تضاد روز و مسئله اصلی مردان مبدل گشته است! مطالبات جنسی از جنس زندگی طلبی سر بازکرده و تشکیلات را در معرض نابودی قرار داده است!
البته این مسئله از خیلی وقت پیش، یعنی مشخصا از 3 سال قبل، سرباز کرده بود، که هر بار با سرکوب سران پیر و فرتوت فرقه، مواجه شده بود! اما این بار مسئله جدی شده و مردان، یقه زن ها را گرفته و آنها را به زیر کشیدند!
حرف اصلی این است که پس از سی سال خاک خوردن در عراق و اسارت در زنجیرهای فرقه، نتوانستیم کاری بکنیم، لااقل دیگر در آلبانی این آخر عمری کمی هم زندگی کنیم! حرف هم در شکل و محتوا درست است! رهبری هم که وجود ندارد! هم چیز تمام شده است!
البته همه این مخالفت ها با هژمونی زنان و فرماندهی آنان، یک ریشه و یک نخ نبات اصلی دارد و آن اینکه همه با به دست گرفتن قدرت و رهبری توسط مریم رجوی حرف و مشکل دارند!
مریم رجوی عرضه اداره فرقه را ندارد! مسعود رجوی وقتی زنده بود، با عربده کشی و زندان و شکنجه و زور و اجبار همه را به سکوت وا می داشت! اما مریم عاجزتر و ذلیل تر از آن است که بتواند، پاسخ مطالبات برحق مردان و زنان خسته شده از شر تشکیلات را بدهد!
تشکیلات زور و اجباری رجوی به ته راه خود رسیده است! سرکوب و خفقان فرقه ای در آلبانی جواب نمی دهد!
جامعه رو به رشد و فزاینده جداشده ها هم در آلبانی، به یک کاتالیزور برای تسریع روند فروپاشی فرقه تبدیل شده است!
فرقه رجوی، یک جبهه بسته و عقیم است! نازا است! به جز دوربسته و باطل اعضای پیر و هواداران رسوب شده در خارجه، عضو جدید و زنده ندارد!
یکی از اصلی ترین محورهایی که باعث شد کار به این جا بکشد و سران سازمان شکست بخورند و در سرازیری تلاشی کامل قرار بگیرند، نمایشی بودن همه شعارها و کارهای آنان است!
مجاهدین و شخص آقای مسعود رجوی خائن! سالها از زنان بعنوان پوشش و محمل و ژست حقوق بشری سوءاستفاده کردند!
مریم رجوی، از خیلی وقت پیش،باید علاج این واقعه را می کرد، انقلاب مریم! مسئله ای از هیچ کس و هیچ وقت حل نکرده است! عقیم کردن زنان و تجرد اجباری مردان و زنان چاره نبود! شاید مرهمی موقت بود، اما احساسات و غرائز سرکوب شدنی نیست! در جای جای پادگان های رجوی، رفتارهای جنسی و چراغ و چشمک های جنسی، بین مردان و زنان، جریان داشت!

رجوی هم در پناهگاههای زیرزمینی خود، هزار کار دیگر می کرد!
تناقض و تضاد شکل و محتوا، در اصل پدیده شایسته و خوبی نیست! در تشکیلات رجوی! همه نگاه می کردند! ناجور هم نگاه می کردند! همه در خفا می کردند آنچه را که در عیان، نهی می کردند! همه افعال نهی شده در شکلی دیگر، به وقوع می پیوست! همه پنهان کاری را یاد گرفته بودند! رفتارها ناصادقانه و پیچیده شده بود! امروز اگر می بینیم، تشکیلات فرقه ای رجوی شاهد جنگ خونین کرسی و مقام است، این حقیقت را آشکار می سازد که هیچ کس خط و خطوط را قبول ندارد! همه هم حق دارند، اگر همه چیز درست بود، باید به نتیجه درستی هم دست پیدا می کردند!
سیل فرار ها و جدائی ها در سال های اخیر، درسازمانی که مدعی خیلی چیزها بود، یک فاجعه را نشان می دهد:
نه یک جا، همه جای کار می لنگد!
وقتی شاهد کثرت جمعیت و ماندگاری تمام نفرات در یک جمع نیستیم، این همه نشان از فقدان حقانیت و اصالت آن جمع می دهد!
سازمانی که سنگ بنایش، با دروغ و فریب گذاشته شود، رهبر یک حرف بزند و در خفا یک کاردیگر بکند، سرانجامی چنین شوم در انتظارش بوده و خواهد بود!
فرید

خروج از نسخه موبایل