موضعگیری دوگانه رجوی قبل و بعد از انقلاب مردم ایران – قسمت پایانی

در قسمتهای قبلی به موضعگیری سازمان مجاهدین خلق در مورد انتخابات و رفراندوم و مسائل دیگر اشاره ای داشتیم و اکنون قصد داریم به موضعگیری های دیگر سازمان بپردازیم تا برایمان مشخص شود که چگونه رجوی سعی در فریبکاری و حقه بازی داشت .
اکنون بهتر است به قیام 15 خرداد 1342 و موضعگیری سازمان هم اشاره ای داشته باشیم تا برایمان مشخص شود که رجوی چگونه با حقه بازی سعی داشت خودش را در جریان انقلاب مهم جلوه بدهد .

موضعگیری سازمان مجاهدین به مناسبت قیام 15 خرداد

بعد از شروع فاز مسلحانه و فرار رجوی دیگر قیام خونین 15 خرداد 42 راه مبارزه جدیدی نامیده نشد و آنرا یک حرکت رفرمیستی نامگذاری کردند. شهید هاشمی نژاد در این باره می گفت: “وقتی در زندان بودیم در سالهای 54 تا 56 در زندان مشهد قیام 15 خرداد را گرامی می داشتیم اما سازمان مجاهدین خلق قیام 15 خرداد را یک شورش کور و حرکت کور می خواند.” ( به نقل از اسناد انقلاب اسلامی )

چرا رجوی قیام 15 خرداد را یک شورش و حرکت کور می دانست چون اگر قبول می کرد که قیام 15 خرداد 42 رهبری به نام آیت الله خمینی داشته باید تا ته خط می رفت و رهبری انقلاب مردم در سال 57 را نیز باید می پذیرفت و دیگر نمی بایست مدعی رهبری انقلاب از جانب خودش می شود و یا نمی توانست عنوان کند رهبری انقلاب مردم ایران به سرقت رفته است .

سازمان مجاهدین در مورد درگیری هواداران سازمان در قم و اصفهان در تاریخ 15 تیر 1358 اطلاعیه ای صادر کرد و در آنجا نیز از آیت الله خمینی به عنوان پدر بزرگوار نام برد ولی بعد از آن دیگر خبری از امام و پدر بزرگوار نیست و سعی می کند در این جریان بیشتر مرحوم طالقانی را علم نماید و به او نامه بنویسند و خط خود را از رهبری انقلاب مردم ایران جدا کنند تا این که در 30 خرداد سال 1360 عملا دست به سلاح برده و بطور کامل در منجلابی که خودشان درست کرده بودند گرفتار شدند. آنان آنقدر در مرزهای خیانت پیش رفتند که در جنگ ضد میهنی علیه سربازان ایرانی شرکت کرده و آنان را به اسارت می گرفتند تا خوش خدمتی خود را به صدام نشان دهند. و پس از سرنگونی صدام به نوکری اسرائیل و آمریکا در آمدند و در راستای منافع شان خواهان تحریم های بیشتر و حمله نظامی به ایران شدند. سازمانی که روزی شعارش مبارزه با امپریالیسم به سرکردگی آمریکا بوده اکنون برای چند نفر از جنایت کاران غربی و حضور در مراسم شان دلارهای فراوان خرج می کنند تا خودشان را گروهی مفید برای سازمانهای اطلاعاتی غربی نشان دهند ولی این گروه از نگاه مردم ایران یک فرقه تروریستی است که فقط با خون زنده است.

پس می توان نتیجه گرفت سازمان مجاهدین از بدو پیروزی انقلاب مردم ایران به صورت دوگانه و دو پهلو موضعگیری می کرد تا ماهیت ضد ایرانی خود را مخفی کند ولی از آنجایی که هرگز آفتاب پشت ابر نمی ماند جنایت های رجوی خیلی زود برای همه روشن شد و مردم ایران به ماهیت واقعی این گروه پی بردند. هر چند که بهای سنگینی را پرداخت کردند.

ایکاش رجوی و دار و دسته اش قدری به موضعگیری قبلی سازمان نگاه می کردند و آنرا مورد بازبینی قرار می دادند و با موضعگیری فعلی مقایسه می کردند. اما از آنجایی که نفرات فرقه در منجلاب مغزشویی فرو رفتند دیگر توان درک شرایط را نداشته و فقط نوک دماغ خود را می بینند و باید برایشان متاسف بود که این گونه در راهی عمر خود را تلف می کنند که هیچ سودی برایشان نداشته و نمی تواند داشته باشد.

برای همه روشن شده است که سازمان مجاهدین و رجوی هرگز اهل مبارزه نبودند و سعی داشتند روی موج انقلاب مردم ایران سوار شوند تا شاید بتوانند به قدرت برسند ولی مردم ایران بسیار هوشیار بودند. ما می توانیم مدارک زیادی در مورد موضعگیری های سازمان ارائه بدهیم و به خاطر طولانی شدن مطالب به قسمت اندکی اشاره کردم و فکر می کنم این چند مورد شناخت بهتری از ماهیت پلید رجوی به ما می دهد .

پایان

هادی شبانی

خروج از نسخه موبایل