<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انجمن نجات مرکز خوزستان</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-خوزستان</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 30 Jun 2026 08:14:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>انجمن نجات مرکز خوزستان</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-خوزستان</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>جام جهانی فوتبال یا مصلحت اندیشی سیاسی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69007</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69007?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jun 2026 08:14:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مناسبات بین المللی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69007</guid>

					<description><![CDATA[<p>جام جهانی فوتبال یک رقابت بین المللی است که تیم های ملی بزرگسالان مردان که از اعضای فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا) هستند در آن به رقابت می پردازند. این مسابقات از زمان برگزاری نخستین دوره در سال 1930 هر چهار سال یکبار برگزار شده است. بجز در سال های 1942 و1946 که بدلیل وقوع [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69007">جام جهانی فوتبال یا مصلحت اندیشی سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جام جهانی فوتبال یک رقابت بین المللی است که تیم های ملی بزرگسالان مردان که از اعضای فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا) هستند در آن به رقابت می پردازند. این مسابقات از زمان برگزاری نخستین دوره در سال 1930 هر چهار سال یکبار برگزار شده است. بجز در سال های 1942 و1946 که بدلیل وقوع جنگ جهانی دوم برگزارنشد. تا جام جهانی 2022، 22 فینال برگزارشده و در مجموع 80 تیم ملی با هم به رقابت پرداخته اند. تیم ملی برزیل پنج بار قهرمان شده و تنها تیمی است که در همه ادوار جام جهانی حضور داشته است. جام جهانی معتبرترین رقابت فوتبال در جهان و همچنین پر طرفدارترین رویداد ورزشی در جهان است. فوتبال یک سرگرمی ساده نیست، فوتبال خود زندگی است. بدون تعارف فقط کسانی اجازه دارند با این اصل خدشه ناپذیر مخالف باشند که چیزی درباره تاریخچه جام جهانی فوتبال نمی دانند. و از تمام خاطرات، گریه ها و خنده های آن سهمی ندارند. اما تاریخ این رقابت ها نشان می دهد که پشت هیجان مسابقات همواره رد پای سیاست، قدرت، جنگ، تبلیغات حکومتی و حتی فساد دیده میشود. از موسولینی و دیکتاتورهای آمریکای لاتین تا جنجال های قطر و ترامپ نشان می دهد که فوتبال هیچگاه از سیاست جدا نبوده است. و این فقط مربوط به سالهای اخیر نبوده است.</p>
<p>جام جهانی بعنوان مهم ترین ویترین فوتبال جهان همواره متاثر از سیاست بوده است. امسال دولت آمریکا با سخت گیری های بی مورد در صدور ویزا برای تیم ملی فوتبال ایران جام جهانی 2026 را بشدت سیاسی کرد. رد ویزا، محدودیت های ورود و اجرای مقررات مرزی برای بازیکنان تیم ملی و عدم مجوز ورود به بخش قابل توجهی از کادر مربیگری، مدیریتی و پشتیبانی از جمله این شیوه های تبعیض آمیز و تلاش برای سیاسی کردن این رویداد ورزشی بین المللی بود. مشارکت تیم ملی فوتبال ایران بدلیل جنگ پیچیده شده بود. بطوریکه تیم ملی فوتبال ایران چند بار قصد انصراف داشت. ایمن حسین مهاجم تیم ملی عراق پس از ورود به فرودگاه بین المللی اوهر به مدت 7 ساعت بازداشت شد. به عمر ارتان داور سومالیایی اجازه ورود داده نشد و او نتوانست در این مسابقات قضاوت کند. در جریان قرعه کشی جام جهانی 2026 دولت امریکا به مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال ایران ویزای ورود نداد . و فدراسیون فوتبال ایران مجبور شد که سرمربی تیم را برای قرعه کشی مسابقات اعزام نماید. کلیه این تدابیر ربطی به فوتبال نداشت و عمدتا منشا سیاسی داشت. فیفا سالهاست که جام جهانی را با شعار، فوتبال جهان را متحد می کند را تبلیغ می کند وآن را به عنوان نمادی از ارتباط و هماهنگی جهانی معرفی می کند ولی علیرغم این شعارها در این دوره از جام جهانی ترامپ در راس دولت ایالت متحده جام جهانی را با پیچیده ترین شرایط که توام با قلدری و زورگویی سیاسی بخصوص در حق تیم ملی ایران بود، برگزار نمود. و تیم ملی فوتبال ایران را وارد بالاترین تنش ها کرد. این فشارها وعدم اجازه به تیم ملی ایران برای انجام ریکاوری و ترک بلافاصله خاک آمریکا تیم ایران را از فرم و آمادگی های معمول برای انجام مسابقات دور کرد. ولی در نهایت با تعصب و عرق ملی بازیکنان ایران، این تیم توانست نتایج نسبتا قابل قبولی علیرغم تمامی فشارها و تهدیدات بگیرد. بی شک اقدامات دولت امریکا در تاریخچه جام جهانی همچون موسولینی ثبت خواهد شد. به امید روزی که جام جهانی به اهداف اصلی خود که پیوند ملت ها را در کنار رقابت های شرافتمندانه در مستطیل سبز و اوج غریو و شادی انسانها طنین انداز می سازد، برگردد.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69007">جام جهانی فوتبال یا مصلحت اندیشی سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69007/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>همراه با دخترم نیایش در محرم ۱۴۰۵</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 09:58:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی آزاد خارج از مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68935</guid>

					<description><![CDATA[<p>21 سال بعد از جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق و بازگشت به کانون گرم خانواده، روز پنجشنبه 28 خرداد ماه در هوای گرم شهر اهواز این سعادت به من دست داد تا در کنار خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات رجوی در مراسم عزاداری سالار شهیدان و سرور آزادگان امام حسین شرکت کنم. اگر چه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935">همراه با دخترم نیایش در محرم ۱۴۰۵</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>21 سال بعد از جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق و بازگشت به کانون گرم خانواده، روز پنجشنبه 28 خرداد ماه در هوای گرم شهر اهواز این سعادت به من دست داد تا در کنار خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات رجوی در مراسم عزاداری سالار شهیدان و سرور آزادگان امام حسین شرکت کنم. اگر چه این مراسم همه ساله در دفتر انجمن نجات خوزستان برگزار میشد ولی مراسم محرم امسال شور و حال و هوای دیگری برایم داشت. شهادت بسیاری از هموطنان و مسئولین و همچنین شهدای دانش آموز مدرسه میناب قلبم را به سختی می فشرد و تلاش کردم با تاسی به شهادت ابا عبدالله حسین و 72 تن از یاران پاکبازش در ظهر عاشورا خودم را تسکین دهم. براستی این شهدا ادامه دهنده و ترسیم کننده همان قیام سرخ فام عاشورا بودند. جنگ تجاوزکارانه 12 روزه و تجاوز اخیر به خاک میهن عاشورای دیگری را در جای جای ایران رقم زد.</p>
<p>حضور خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین خلق داستان غم انگیز دیگری از این تابلو سرخ فام بود. پدران، مادران، خواهران و برادرانی که سالیان برای دیدار با عزیزانشان وقتی که از مجامع بین المللی ناامید شدند به امام حسین بعنوان تنها حامی خود پناه آورده اند. آنها در درد آوارگی و بی خبری از عزیزانشان با بانو زینب (ع) درد جانسوز مشترک دارند. اشک ریختن آنها در این مراسم با توسل به ابا عبدالله (ع) برای پایان دادن به درد و رنج فراق و دیدار با عزیزانشان و یا حتی شنیدن صدایی و یا نوشته ای بود و اشک می ریختند تا شاید قدری تسکین یابند.</p>
<p>محرم امسال و حضور در مراسم عزاداری سیدالشهدا برای خودم هم حال و هوایی دیگر داشت. حضور تنها دخترم نیایش در این مراسم برای ادای دین به امام شهید مرا به سالهای بسا دور که در تشکیلات مجاهدین خلق و در مراسم های صوری محرم که در قرارگاه اشرف برگزار میشد، برد. در آن مراسم ها به امام حسین و ابوالفضل عباس متوسل میشدم که دعای من را برای دیدار عزیزانم که سالها ازآنها خبری نداشتم، اجابت نمایند.</p>
<div id="attachment_68937" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68937" class="size-full wp-image-68937" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ekrami-Child-1405.jpg" alt="علی اکرامی و دخترش" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ekrami-Child-1405.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ekrami-Child-1405-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68937" class="wp-caption-text">علی اکرامی و دخترش</p></div>
<p>بعد از حمله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و سرنگونی صدام بزرگ ترین حامی رجوی، فرصتی بدست داد تا از تشکیلات جهنمی رجوی جدا و در نهایت سال 84 بعد از سالیان به نزد خانواده ام برگردم. آزادی ام از اسارت را هنوز باور نداشتم و علیرغم گذشت ماهها هنوز خواب کابوس وار حضور در تشکیلات رجوی را می دیدم. مدتها گذشت تا توانستم با شرایط جدید انس بگیرم. تشکیل زندگی مشترک دومین گام بزرگی بود که برداشتم و بعد از سه سال باز با تمسک به امام حسین صاحب یک دختر شدم. به پاس دعاها و نیایش های شبانه نام او را نیایش گذاشتیم. اکنون نیایش وارد نهمین سال از بهار زندگی اش شده است.</p>
<p>روز پنجشنبه او را با خود به مراسم عزاداری سیدالشهدا در دفتر انجمن نجات خوزستان بردم تا با پذیرایی در این مراسم از خانواده های اعضای گرفتار با دعای صادقانه کودکانه اش برای آزادی اعضای دربند اسارت تشکیلات رجوی با خانوادهای حاضر در مراسم ابراز همدردی کند. همچنین از امام حسین (ع ) بخواهد تا شرایط آزادی اعضای در بند اسارت را هرچه زودتر فراهم سازد. حضور نیایش در مراسم و در کنار خانواده ها خط بطلانی است بر اندیشه های رجوی که تشکیل خانواده و عشق به فرزند را گناهی نابخشودنی وکانون فساد می دانست. در حالیکه خودش همچنان در عمق لنجزار خیانت به خلق و میهن دست و پا می زند. با تمسک به اباعبدالله حسین (ع) روز رهایی اعضای گرفتار چندان دیر نیست.</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935">همراه با دخترم نیایش در محرم ۱۴۰۵</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68935/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سخنان اکرامی با موضوع سوء استفاده ابزاری رجوی از ماه محرم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68930</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68930?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 08:48:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات خوزستان]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68930</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکرامی مسئول انجمن نجات خوزستان در جریان مراسم ماه محرم که با شرکت تعدادی از خانواده های اعضای مجاهدین مستقر در مقر اشرف سه آلبانی که ساکن شهر اهواز هستند، برگزار شد. بعد از بیان بخشی از زیارت وارث، شهادت سرور و سالار شهیدان را به خانواده های شرکت کننده تسلیت گفت. وی درادامه به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68930">سخنان اکرامی با موضوع سوء استفاده ابزاری رجوی از ماه محرم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اکرامی مسئول انجمن نجات خوزستان در جریان مراسم ماه محرم که با شرکت تعدادی از خانواده های اعضای مجاهدین مستقر در مقر اشرف سه آلبانی که ساکن شهر اهواز هستند، برگزار شد. بعد از بیان بخشی از زیارت وارث، شهادت سرور و سالار شهیدان را به خانواده های شرکت کننده تسلیت گفت. وی درادامه به افشای ماهیت منافقانه رجوی و سوء استفاده ابزاری وی از فلسفه قیام امام حسین (ع) پرداخت و توضیح داد:</p>
<p>قیام عاشورا از سال 61 هجری تا کنون همچون چشمه ای جوشان و خروشان تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب نموده است. و الهام بخش بسیاری از نهضت های حق علیه باطل بوده است. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 مسعود رجوی بهمراه تعدادی از کادرهای باقیمانده از زندان آزاد و با صدور اطلاعیه ای جنبش ملی مجاهدین خلق و یا به بیان ادبیات مردم ایران گروه منافقین را که شاخه سیاسی این جریان بود را اعلام و شروع به عضو گیری نمود.</p>
<p>رجوی با بیان اینکه سازمان وی اسلام راستین علوی را نمایندگی می کند و حرکت آنها در ادامه همان قیام سرخ فام امام حسین (ع ) است به جذب جوانان مذهبی و شیفته راه امام حسین اقدام نمود. سخنرانی موسی خیابانی فرد شماره دو مجاهدین در مسجد دانشگاه تهران در سال 59 تحت عنوان &#8220;عاشورا فلسفه آزادی&#8221; یکی از مواردی بود که تلاش کردند در محیط دانشگاه و بویژه در بین قشر دانشجویان درک و برداشتی متفاوت از اسلام به نسبت اسلام رایج در جامعه که روحانیت شیعه و در رأس آن امام خمینی رحمه الله، ترویج می کردند، را تبلیغ کنند. رهبران مجاهدین با تبلیغات وسیع در سطح جامعه و بخصوص با سوء استفاده از قیام امام حسین و فلسفه عاشورا بخشی از جوانان را تحت تاثیر تبلیغات فریبنده خود قرار دادند .</p>
<p>رجوی می گفت که راه امام حسین در ایران و در این مقطع زمانی راه مجاهدین خلق است! وی در یک قیاس ناثواب خود را با امام حسین (ع ) قیاس می کرد. در مقطع سال 58 تا 60 رجوی در تبلیغات خود هیچ اعتقادی به مراسم عزاداری و سینه زنی نداشت و این مناسک را ارتجاعی و تحت تاثیر فرهنگ بجا مانده از تشیع صفوی تبلیغ می کرد و فلسفه قیام امام حسین را مادی و مارکسیستی معنا می کرد. وی در سخنرانی هایش از امام حسین (ع ) بعنوان یک فرد انقلابی همانند رهبران مارکسیست، لنین و چگوارا و مائو نام می برد و به هیچ وجه به جنبه های فلسفی و اسلامی قیام امام که برای احیای دین صورت گرفته بود اشاره ای نداشت.</p>
<p>با شکست تشکیلات مجاهدین در فاز جنگ مسلحانه و فرار به فرانسه و سپس عراق در پادگان اشرف رجوی چون در بن بست مطلق بخصوص بعد از آتش بس بین ایران وعراق گرفتار شده بود برای انحراف اذهان اعضا دسته های سینه زنی و نوحه خوانی در پادگان اشرف براه انداخت و اعضا را در این ماه مجبور می کرد که به نوحه خوانی و سینه و زنجیر زنی بپردازند در حالیکه در اصول هیچ اعتقادی به این مناسک نداشت.</p>
<p>نکته دیگر از وجه متمایز راه رجوی با راه و اهداف امام حسین (ع)، در نحوه برخورد امام حسین (ع) در حق انتخاب آزاد یارانش برای باقی ماندن در صفوف شان بود. حتما همه شما شنیده اید که امام حسین (ع) در شب عاشورا همه یارانش را جمع کرد و خطاب به آنها گفت ممکن است بسیاری از شما در نبرد فردا شهید شوید، هر کدام از شما که بدنبال زنده ماندن و ادامه زندگی است می تواند همین امشب از تاریکی شب استفاده و صف ما را ترک کند و من بیعت خود را از آنها بر می دارم. براساس همین توصیه امام تعدادی در همان نیمه شب صفوف ایشان را ترک کردند. یعنی اصل حرکت و قیام امام حسین مبتنی بر آزادی حق انتخاب و اختیار بود. ولی در نقطه مقابل امام حسین، مسعود رجوی با شیوه های جبر و اجبار اعضا را مجبور به ماندن در تشکیلات می کرد. رجوی عملا در نشست های موسوم به طعمه خطاب به اعضایی که خواهان جدایی از تشکیلات او بودند اعلام کرد، هرکس بخواهد از تشکیلات وی جداشود می بایست ابتدا 5 سال در پادگان اشرف زندانی شود و بعد او را به دولت صدام تحویل می دهیم تا 10 سال هم به جرم ورود غیر قانونی به عراق زندانی شود. در کمپ آمریکایی ها برخی از اعضا درجهت افشای ماهیت فریبکارانه رجوی می گفتند امام حسین (ع) چراغ ها را خاموش کرد تا هر که می خواهد در تاریکی هوا صفوف ایشان را ترک کند صبح که شد تعدادی از یاران امام حسین رفته بودند ولی امام حسین در میدان در میان باقیمانده یارانش بود ولی در مورد رجوی عکس بود. رجوی از تاریکی هوا استفاده کرده و فرار کرده بود در حالیکه اعضایش در صحنه بودند. در مجموع در جریان عمل، رجوی و تشکیلاتش هیچ اعتقادی به مبانی اسلام و فلسفه و راه و روش امام حسین نداشتند و صرفا سوءستفاده ابزاری می کردند.</p>
<p>در پایان این جلسه علی اکرامی توضیحات مختصری هم در خصوص ترفندها و شیوهای گروه رجوی برای سوء استفاده از خانواده های اعضاء ارائه و از خانواده ها خواست تا هوشیاری خود را نسبت به توطئه های تشکیلات رجوی بالا ببرند .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68930">سخنان اکرامی با موضوع سوء استفاده ابزاری رجوی از ماه محرم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68930/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مراسم عزاداری محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68923</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68923?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 08:29:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انجمن نجات خوزستان]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[افشای ماهیت فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[تلاش برای نجات]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68923</guid>

					<description><![CDATA[<p>انجمن نجات خوزستان بنا به سنت هر سال روز پنجشنبه 28 خردادماه 1405 مراسم عزاداری محرم و شهادت سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) را با حضور تعدادی از خانواده های اعضای دربند گروه رجوی و برخی از اعضای بازگشتی در دفتر این انجمن برگزار کرد . در این مراسم که از ساعت 9:30 [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68923">مراسم عزاداری محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>انجمن نجات خوزستان بنا به سنت هر سال روز پنجشنبه 28 خردادماه 1405 مراسم عزاداری محرم و شهادت سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) را با حضور تعدادی از خانواده های اعضای دربند گروه رجوی و برخی از اعضای بازگشتی در دفتر این انجمن برگزار کرد .</p>
<p>در این مراسم که از ساعت 9:30 دقیقه صبح پنجشنبه شروع شد، ابتدا حسنی عضو انجمن نجات خوزستان با ذکر سلام بر امام حسین و اولاد و یاران آن امام رئوف به حاضرین در مراسم خیرمقدم گفت و بعد برنامه مراسم را اعلام نمود .</p>
<p>بعد از حمید حسنی، علی اکرامی مسئول انجمن نجات خوزستان ضمن قرائت مختصری از زیارت نامه وارث، توضیحات کوتاهی در خصوص فلسفه ماه محرم و نگرش نفاق گونه گروه رجوی به ماه محرم بیان نمود. وی همچنین توضیحات مختصری در خصوص خیانت های گروه رجوی در جریان جنگ جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان داد و در آخر سخنانش در رابطه با لزوم هوشیاری خانواده ها نسبت به توطئه های گروه رجوی برای سوء استفاده از آنها توضیحاتی ارائه داد و گفت: گروه رجوی همواره سعی کرده با ترفند های مختلف از خانواده های اعضایش برای پیشبرد اهدافش در ایران سوء استفاده کند که هر چند به لطف خدا و با اقدامات آگاهی بخشی به موقع خانواده ها در رابطه بکارگیری شیوه های کثیف این باند از سوی اعضای انجمن نجات این گروه نتوانسته است موفقیت هایی دراین رابطه کسب کند و به همین دلیل هم همواره باند رجوی نسبت به انجمن نجات و اعضای آن کینه دارند .</p>
<p>در بخش دیگری از این مراسم آقای فتح الله پیرزادی که برادرش همچنان گرفتار گروه رجوی است دقایقی به نوحه سرایی و سینه زنی پرداخت که حاضرین در جلسه ایشان را همراهی کردند. این مراسم مورد استقبال و توجه خانواده ها قرار گرفت.</p>
<div id="attachment_68924" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68924" class="size-full wp-image-68924" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-1.jpg" alt="محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-1-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68924" class="wp-caption-text">محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان</p></div>
<div id="attachment_68925" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68925" class="size-full wp-image-68925" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-2.jpg" alt="محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-2-300x169.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68925" class="wp-caption-text">محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان</p></div>
<div id="attachment_68926" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68926" class="size-full wp-image-68926" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-3.jpg" alt="محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-3.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-3-300x169.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68926" class="wp-caption-text">محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان</p></div>
<div id="attachment_68927" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68927" class="size-full wp-image-68927" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-4.jpg" alt="محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-4.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-4-300x169.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68927" class="wp-caption-text">محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان</p></div>
<div id="attachment_68928" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68928" class="size-full wp-image-68928" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-5.jpg" alt="محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-5.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-5-300x169.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68928" class="wp-caption-text">محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان</p></div>
<div id="attachment_68929" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68929" class="size-full wp-image-68929" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-6.jpg" alt="محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-6.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Khozestan-moharam-1405-6-300x169.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68929" class="wp-caption-text">محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان</p></div>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68923">مراسم عزاداری محرم در دفتر انجمن نجات خوزستان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68923/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به مناسبت اولین سالگرد مادر ساجدی فر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68921</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68921?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 07:51:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[غلامعلی ساجدی فر]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68921</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز پنجشنبه 28 خرداد 1405 اولین سال روز درگذشت مادر غلامعلی ساجدی فر از اعضای گرفتار در گروه رجوی بر مزارش برگزار شد. که متأسفانه اعضای انجمن نجات خوزستان سعادت حضور در مراسم این مادر دلسوخته را نداشتند. اما در وصف مادر ساجدی باید گفت که او دل پر دردی از بابت دوری و بی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68921">به مناسبت اولین سالگرد مادر ساجدی فر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز پنجشنبه 28 خرداد 1405 اولین سال روز درگذشت مادر غلامعلی ساجدی فر از اعضای گرفتار در گروه رجوی بر مزارش برگزار شد. که متأسفانه اعضای انجمن نجات خوزستان سعادت حضور در مراسم این مادر دلسوخته را نداشتند.</p>
<p>اما در وصف مادر ساجدی باید گفت که او دل پر دردی از بابت دوری و بی خبری از فرزندش غلامعلی داشت. چند سال بود که از بابت بیماری های متعدد جسمی رنج می برد اما بسیار صبور، مهربان و با محبت بود. هروقت اعضای انجمن نجات به دیدارش می رفتند، بسیار خوشحال می شد و می گفت شما را مثل فرزندان خودم دوست دارم و هر وقت شما را می بینم انگار که فرزندم غلامعلی را دیدم. این مادر دوست داشت ساعت ها در کنارش نشسته و اعضای انجمن نجات از خاطراتی که در دوران حضور در گروه رجوی با فرزندش غلامعلی داشتند، برایش تعریف کنند. وقتی از خصوصیات غلامعلی و شوخ بودن او برایش تعریف می کردند، کمی می خندید اما در همین حال از گوشه چشمانش اشک جاری می شد که حقیقتا ناراحت کننده بود و یاد مادران خودمان می افتادیم که از بابت دوری و بی خبری ما رنج و سختی زیادی کشیدند. اعضای انجمن در این گونه مواقع سکوت می کردند چون نمی خواستند این مادر بزرگوار بیشتر اذیت شود. بحث را عوض می کردیم و به او می گفتیم مادر نگران نباش انشالله بزودی غلامعلی هم برمی گردد و برای اینکه او را لحظاتی از غم و نارحتی دور کنیم می گفتم تو باید خودت را قوی نگه داری تا بتوانی برایش تدارک عروسی بگیری که او آهی می کشید و در پاسخ به ما می گفت: انشالله، من حتی از خدا خواستم برای یک ساعت هم که شده چشمم ببیند که غلامعلی برگشته و بعد بمیرم.</p>
<p>متاسفانه آخرین دیدار اعضای انجمن با این مادر دلسوخته اول اسفند 1403 بود و چون به ایشان قول داده شد که مجددا به دیدارش خواهیم رفت به همین خاطر قصد داشتیم در اولین فرصت در سال 1404 به دیدارش برویم. اما اوایل اردیبهشت ماه همین سال بود که فرزندش بهزاد اطلاع داد حال مادرشان وخیم است و دربیمارستان بستری شده است. و التماس دعا داشت.  متاسفانه امکان عیادت از این مادر بنا به دلایلی نبود ولی بطور مرتب جویای احوال او می شدیم تا اینکه روز 29 خرداد با خبر شدیم که مادر ساجدی را از دست دادیم. همان زمان بدلیل جنگ جنایتکارانه رژیم صهیونیستی برعلیه کشورمان متاسفانه امکان شرکت در مراسم تشیع و تدفین این  مادر رنج دیده برایمان فراهم نشد و فقط توانستیم در مراسم چهلم او شرکت کنیم .</p>
<p>آری مادر ساجدی فر همانند دیگر مادران اعضای دربند گروه رجوی رنج وسختی زیادی کشید که بعد از سالها چشم انتظاری و اشک ریختن نتوانست بار دیگر فرزند اسیر خود را دیده و درآغوش بگیرد و قطعا مسبب رنج و سختی وارده بر این مادر و دیگر مادران، شخص رجوی است که با سبوعیت و شقاوت غیرانسانی خاص خود نگذاشت حتی این مادران صدای فرزندانشان را هم بشنوند و آنها را درحسرت دیدار فرزندانشان گذاشت که ننگ و نفرین بر او باد .</p>
<p>روح مادر ساجدی فر و همه مادران از دنیا رفته اعضای دربند گروه رجوی شاد و یادشان گرامی .</p>
<p>حمید دهدار</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68921">به مناسبت اولین سالگرد مادر ساجدی فر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68921/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملکرد رجوی در تضاد با ماهیت فلسفه عاشورای حسینی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 06:55:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ایدئولوژی فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68854</guid>

					<description><![CDATA[<p>دوباره محرم با آن حال و هوای سحر انگیزش از راه می رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می رسد. نوای یا حسین گوش و جان را نوازش می دهد. زمزمه ای که همواره ورد زبان مردم ایران بوده است و با نشات گرفتن از ذکر یاد حسین (ع ) بوده که توانستند نام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854">عملکرد رجوی در تضاد با ماهیت فلسفه عاشورای حسینی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دوباره محرم با آن حال و هوای سحر انگیزش از راه می رسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام می رسد. نوای یا حسین گوش و جان را نوازش می دهد. زمزمه ای که همواره ورد زبان مردم ایران بوده است و با نشات گرفتن از ذکر یاد حسین (ع ) بوده که توانستند نام این سرزمین را با غرور نگه دارند و از گزند حوادث حفظ کنند. امام حسین به همراه 72 تن از یاران صدیقش حماسه ای خلق کرد که با یادآوری آن می توان برای حرکت ها و مبارزات ظلم ستیزانه بعدی، در طول دوران پس از امام حسین (ع) و یارانش الگوبرداری کرد. درباره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشته اند ولی باز هم جای نوشتن باقی است. چرا که این رویداد از چنان ابعاد گسترده ای برخوردار است که هرچه بیشتر به تحلیل و بررسی آن پرداخته شود، ابعاد تازه تری از آن اشکار خواهد شد.</p>
<p>عاشورا نه یک حادثه بلکه یک فرهنگ است. فرهنگی برخاسته از متن اسلام ناب که نقش حیاتی را در استحکام ریشه ها، رویش شاخه ها و رشد برگ های آن ایفا کرده است. عاشورا هیچگاه در محدوده زمان و جغرافیای خاصی محصور نمانده است. بلکه همواره الهام بخش تشیع در راستای حرکت ها، جنبش ها و قیام های راستین شیعه، در برابر کانون های ظلم و کفر و نفاق بوده است. قیام عاشورا از سال 61 هجری تا امروز همچون چشمه های جوشان و خروشان تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب نموده است. و الهام بخش بسیاری از نهضت های حق علیه باطل بوده است. انقلاب اسلامی ایران در سال 57 با الهام از قیام سرخ فام عاشورا شکل گرفت و الهام بخش مبارزات بسیاری از جنبش ها و مردم ستمدیده منطقه شد.</p>
<p>با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 مسعود رجوی به همراه کادرهای باقیمانده از زندان آزاد و با صدور اطلاعیه ای، جنبش ملی مجاهدین خلق که شاخه سیاسی این سازمان تلقی گردید را اعلام و شروع به عضو گیری نمودند. رجوی علیرغم این که هیچ اعتقادی به رهبری آیت الله خمینی و دیگر رهبران روحانی نداشت واعتقاد داشت که رهبری انقلاب به سرقت رفته و خود را رهبر انقلاب می دانست با اعلام اینکه سازمان وی اسلام راستین و تشیع علوی را نمایندگی می کند و در ادامه همان قیام سرخ فام و اهداف امام حسین (ع ) است پا به عرصه اجتماعی جامعه گذاشت و تلاش نمود در افکار عمومی مردم ایران اهداف خود را در محقق نمودن همان آرمان امام حسین (ع ) و اسلام راستین معرفی نماید.</p>
<p>سخنرانی موسی خیابانی فرد شماره دو این تشکیلات با موضوع عاشورا فلسفه آزادی در سال 59 در مسجد دانشگاه تهران یکی از مواردی بود که مجاهدین خلق تلاش نمود در اذهان قشر جوان و تحصیل کرده جامعه و بخصوص در محیط های دانشگاه خطی متفاوت بلحاظ درک و برداشت های این تشکیلات با اسلام سنتی حاکم بر جامعه که توسط قشر روحانیت تبلیغ و نمایندگی میشد، بکشد. رهبران مجاهدین خلق با تبلیغات وسیع در سطح جامعه خود را تنها مبلغان و نمایندگان اسلام راستین و میرث دار نهضت امام حسین معرفی نمودند. آنها چنین تبلیغ می کردند که ایدئولوژی اسلامی مجاهدین خلق غبار از رخ دین زدوده است و تلاش دارد قیام امام حسین را از پس مراسم تعزیه داری وعزداری رایج جامعه خارج و آن را بعنوان یک راه کار انقلابی در سطح جهان استمرار بخشد. رهبران مجاهدین خلق با هرگونه مراسم عزاداری رایج سنتی مانند سینه زنی، و برافراشتن علم و کتل و پخش نذری مخالف بودند و آن را معلول تفکرات ارتجاعی از اسلام و مذهب تشیع می دانستند.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854">عملکرد رجوی در تضاد با ماهیت فلسفه عاشورای حسینی &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68854/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68818</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68818?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jun 2026 10:11:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[علی ابراهیمی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68818</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز یکشنبه 17 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان؛ آقایان علی اکرامی و حمید دهدار سرزده به مغازه خانم مهوش جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار در گروه مجاهدین خلق رفتند. خانم جهانبانی طبق معمول با برخوردی مهربابانه به اعضای انجمن نجات خوش آمد گویی گفته و احوالپرسی کردند. و در ادامه گفت: از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68818">دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز یکشنبه 17 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان؛ آقایان علی اکرامی و حمید دهدار سرزده به مغازه خانم مهوش جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار در گروه مجاهدین خلق رفتند.</p>
<p>خانم جهانبانی طبق معمول با برخوردی مهربابانه به اعضای انجمن نجات خوش آمد گویی گفته و احوالپرسی کردند. و در ادامه گفت: از اینکه شما را امروز دیدم خیلی خوشحال شدم چون احساس دارم که هنوز انجمن نجات دلسوزانه به فکر رفع نگرانی ما درخصوص بی خبری از عزیزانمان است. ایشان در مورد اوضاع کسب و کارش گفت: خدا را شکر بالاخره امورات می گذرد. و پس از لحظاتی سکوت گفت: بعد از اسارت همسرم علی در جنگ تحمیلی با دو فرزند کوچکی که داشتم، دوران سختی را سپری کردیم. بخصوص اینکه وقتی او به همراه اسرا به ایران برنگشت و تا چند سال بعد ازآن هم نمی دانستم چه بر سر او آمده است. و از این بابت اوضاع روحی ام نیز خراب شده بود. نگران آینده دو فرزندم بودم چون منبع درآمدی نداشتیم تا اینکه چند سال سعی کردم با کار خیاطی امرار معاش کنم. اما مدتی بعد احساس کردم دیگرتوان کار خیاطی را ندارم وهم اینکه دیگر این کار جوابگوی تامین مخارج ما نبود. به همین خاطر تصمیم گرفتم هر طور شده کسب و کاری راه اندازی کنم و خوشبختانه توانستیم این مغازه کوچک را با پولی که جمع کرده بودم و با گرفتن وام خریداری کنیم و به کمک پسرم مغازه لوازم یدکی زدیم. البته بعدا فرزند بزرگم مرحوم مهدی کار جدیدی پیدا کرد و حسین هم مشغول کار دیگری شد و از آن زمان به بعد تاکنون خودم تنها مغازه را اداره کردم. خانم جهانبانی آهی کشید و گفت: واقعا کار در این سن وسال برایم سخت شده ولی چکار کنم که بعد از فوت پسر بزرگم مهدی مجبور هستم برای تامین مخارج فرزندان او بیشتر کار کنم. باور کنید گاهی اوقات در خلوت خودم در ذهنم با همسرم علی دعوا می کنم و به او می گویم چه می شد که به فکر فرزندانت می بودی و به ایران برمی گشتی. تا الان در کنار آنها باشی و من مجبور نباشم با این سن وسال ساعت ها در مغازه کار کنم. واقعا نمی دانم غصه کدام یک را بخورم؟! دوری همسرم و یا غصه فوت پسرم و دردی که فرزندان او از بابت فوت پدرشان می کشند!</p>
<div id="attachment_68819" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68819" class="wp-image-68819" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ebrahimi-Ali-Wife-202606.jpg" alt="خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ebrahimi-Ali-Wife-202606.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ebrahimi-Ali-Wife-202606-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Ebrahimi-Ali-Wife-202606-768x432.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68819" class="wp-caption-text">خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی</p></div>
<p>اعضای انجمن نجات از صحبت های خانم جهانبانی بسیار متاثر شدند. علی اکرامی به ایشان گفت: طبعا درد و رنجی که شما متحمل شدید را درک می کنیم. متاسفانه همسر شما همانند صدها اسیر جنگی دیگر در اردوگاه عراق فریب وعده های دروغین رجوی را خورد و به کمپ اشرف برده شد و یکی از خیانت های رجوی به او و امثال او این بود که با ترفندها و شیوه های رذیلانه آنها را درعراق و در بی خبری مطلق از خانواده هایشان نگاه داشت. ولی امیدواریم روزی برسد که تمامی آلام و درد و رنج هایی که شما و دیگر خانواده های اعضای گرفتار در گروه رجوی از بابت دوری و بی خبری از عزیزانشان کشیدند به پایان برسد .</p>
<p>در آخر خانم جهانبانی مجددا از حضور اعضای انجمن نجات در مغازه اش و صحبت با او ابراز خشنودی کرد و گفت: واقعا من خودم را همواره مدیون انجمن نجات و اعضای آن می بینم، چون می دانم در این سالیان در کنار ما بودند و هر آنچه از دستشان برآمده برای رفع نگرانی دوری و بی خبری ازعزیزانمان انجام دادند و امیدوارم که موفق باشید .</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68818">دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68818/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دیدار با برادر عباس تیربخش عضو گرفتار در گروه رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68809</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68809?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Jun 2026 05:56:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[عباس تیربخش]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68809</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز دوشنبه 18 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان با آقای رضا تیربخش در محل مغازه نان فانتزی اش دیداری صمیمی داشتند. در این دیدار ابتدا آقای رضا تیربخش ضمن خیر مقدم به اعضای انجمن نجات گفت: بعد از آخرین دیداری که داشتیم و شما به اینجا آمدید و صحبتی کوتاه با هم در خصوص [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68809">دیدار با برادر عباس تیربخش عضو گرفتار در گروه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز دوشنبه 18 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان با آقای رضا تیربخش در محل مغازه نان فانتزی اش دیداری صمیمی داشتند. در این دیدار ابتدا آقای رضا تیربخش ضمن خیر مقدم به اعضای انجمن نجات گفت: بعد از آخرین دیداری که داشتیم و شما به اینجا آمدید و صحبتی کوتاه با هم در خصوص آخرین وضعیت برادرم داشتیم، مدتی بود که بدلیل بدتر شدن وضعیت روحی و جسمی مادرم قصد داشتم خودم به دفتر انجمن نجات سر بزنم تا مفصل تر با شما در خصوص راه های کسب خبر از وضعیت برادرم و اطلاع از آخرین وضعیت او با شما گفتگو کنم، اما متاسفانه واقعا بدلیل مشغله های کاری و هم اینکه دست تنها هستم فرصت نکردم و امروز از اینکه خودتان زحمت کشیده و تشریف آوردید مرا شرمنده کردید.</p>
<div id="attachment_68810" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68810" class="wp-image-68810" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tirbakhsh-202606.jpg" alt="رضا تیربخش برادرعباس تیربخش " width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tirbakhsh-202606.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tirbakhsh-202606-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tirbakhsh-202606-768x432.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68810" class="wp-caption-text">رضا تیربخش برادرعباس تیربخش</p></div>
<p>مسئول انجمن نجات خوزستان ضمن تشکر از حسن توجه آقای تیربخش به ایشان گفت: شکی نیست که شما همواره در این سالیان تلاش و زحمات خودتون را برای کسب خبر از وضعیت برادرتان و نجات او انجام دادید و چون می دانستیم که گرفتار کار هستید وظیفه خود دانستیم تا هم جهت احوالپرسی و هم اینکه به شما این اطمینان را بدهیم علیرغم اینکه گروه رجوی همچنان به سیاست ضدانسانی خود در خصوص ادامه ممانعت ارتباط اعضایش با خانواده هایشان ادامه می دهد، اما انجمن نجات خوزستان به همت و کمک انجمن نجات آلبانی همچنان پیگیر کسب خبری از وضعیت برادرتان و دیگر اعضای خوزستانی گرفتار در گروه رجوی است. در ادامه مسئول انجمن نجات خوزستان توضیحاتی در خصوص انجام اقدامات خیانت آمیز گروه رجوی به مردم و کشورشان در ادوار گذشته و بخصوص در جریان تجاوز جنایتکارانه اخیر آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی به کشورمان توضیحاتی ارائه داد .</p>
<p>آقای رضا تیربخش ضمن تشکر از زحمات انجمن نجات ابراز امیدواری کرد که برادر او بتواند هرچه زودتر خودش را از مکانی که در آن گرفتار شده نجات دهد. ایشان گفت: واقعا هم حال مادرم خوب نیست و ما دوست داریم حداقل او با کسب خبری از وضعیت فرزندش و یا با شنیدن صدای او کمی آرامش روحی بگیرد و بازهم از شما اعضای انجمن نجات خوزستان که سالهاست در کنار ما خانواده های افراد گرفتار در گروه رجوی بوده اید، تشکر می کنیم .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68809">دیدار با برادر عباس تیربخش عضو گرفتار در گروه رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68809/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطره ای تلخ از دوران نکبت بار اسارت در تشکیلات رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68797</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68797?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Jun 2026 06:58:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68797</guid>

					<description><![CDATA[<p>هنگامی که در قسمت پذیرش قرارگاه اشرف مشغول گذراندن آموزش های نظامی و ایدئولوژیکی بودم، با جوانی بنام مجید که ترک زبان و اهل آذربایجان بود در قسمت پذیرش مواجه شدم. او خیلی افسرده و در خود بود و با دیگر نفرات نمی جوشید و حرف نمیزد و حتی در اوایل حضور در پذیرش غذا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68797">خاطره ای تلخ از دوران نکبت بار اسارت در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هنگامی که در قسمت پذیرش قرارگاه اشرف مشغول گذراندن آموزش های نظامی و ایدئولوژیکی بودم، با جوانی بنام مجید که ترک زبان و اهل آذربایجان بود در قسمت پذیرش مواجه شدم. او خیلی افسرده و در خود بود و با دیگر نفرات نمی جوشید و حرف نمیزد و حتی در اوایل حضور در پذیرش غذا هم به درستی نمی خورد. شب ها عمدتا نمی خوابید و در خلوت آسایشگاه و بعد از اعلام خاموشی سرش را زیر پتو می کرد و می گریست. خیلی وقت ها درخواب کابوس می دید و با کشیدن جیغ نفرات آسایشگاه را از خواب بیدار می کرد.</p>
<p>با دیدن وضعیتش دلم به حالش خیلی سوخت. سعی کردم بدون اینکه حساسیت مسئولین برانگیخته شود با او صحبت کنم و با کلی مشکل با او ارتباط برقرار کردم. وی بعد از اینکه اعتمادش به من جلب شد ودر حالیکه هر کدام ظرف یکبار مصرف شرینی بدست داشتیم و برای خوردن به سالن غذاخوری پذیرش آمده بودیم سر صحبت را با من باز کرد. او گفت بدلیل وضعیت ضعیف اقتصادی خانواده ام تصمیم گرفتم برای کار به کشور ترکیه بروم. هفته اول خیلی تلاش کردم کاری برای خودم جستجو کنم، پول هایی که با خودم از ایران و با کلی قرض و فروختن وسایل خانه به ترکیه آورده بودم، داشت تمام میشد. در همین شرایط در لابی هتلی که در آن مستقر بودم با یک ایرانی آشنا شدم. وقتی از وضعیتم با خبر شد گفت من شرکتی را می شناسم که ایرانی ها را برای کار به کشورهای اروپایی می فرستد. در آنجا بعد از مدتی اقامت هم به اشخاص می دهند. من که با مشکل برخورد کرده بودم به حرف وی که احساس کردم بخاطر هموطن بودن دلش برایم سوخته اعتماد کردم. در درونم خیلی خوشحال بودم که به کمک یک هموطن ایرانی تا چند وقت دیگر به یک کشور اروپایی می روم.</p>
<p>نزدیک به دوماه بود که نتوانسته بودم پولی برای خانواده ام که بشدت به آن نیاز داشتند بفرستم. بعد از چند روز آن فرد به من مراجعه کرد و گفت مشکل تو حل شده ولی چون دفتر اصلی این شرکت در عراق است ابتدا برای چند روز باید به این کشور بروی و بعد از انجام کارهای اداری و پر کردن فرم، تو را به یک کشور اروپایی می فرستند! من بقدری از این پیشنهاد ذوق زده شده بودم که دیگر فکر نکردم چرا عراق؟ و اینکه محل شرکت در عراق کجاست؟ دو روز بعد من و چند نفر دیگر از راه زمینی به عراق آمدیم و شب ماشین ما در مقابل درب بزرگی که چند نفر مسلح در مقابل آن نگهبانی می دادند، ایستاد. بعداز چک مدارک ما مینی بوس بطرف مقری در داخل آن پادگان حرکت کرد. به یک مقر که رسیدیم از ما خواستند که پیاده شویم، چند زن و مرد با لباس فرم نظامی به دیدن ما آمده و گفتند به قرارگاه اشرف مجاهدین خلق خوش آمدید. شما از امشب رزمنده ارتش آزادیبخش هستید!</p>
<p>من از تعجب سرجایم خشکم زده بود! رزمنده؟! اینجا کجاست؟ قرار بود ما را به یک شرکت کاریابی بیاورند؟ در همین افکار بودم که ما را به یک آسایشگاه برده و لباس فرم نظامی به ما دادند و بعد به اتفاق مسئول مربوطه به سالن غذاخوری بردند. افرادی در سالن با لباس فرم نظامی مشغول شام خوردن بودند! به محض دیدن ما بدستور فرماندهان از جا بلند شدند و با دست زدن و خواندن سرودهای سازمانی از ما استقبال و ورود ما را به جرگه رزمندگان ارتش آزادیبخش خوشآمد گفتند . چند روز گذشت و من به هیچ وجه نمی توانستم وضعیت را تحمل کنم. چون هیچ سنخیتی با آنجا نداشتم.</p>
<p>با اصرار درخواست خروج دادم و از آنها خواستم من را به ترکیه برگردانند. مسئولین مجاهدین خلق که اصرار و سماجت من را دیدند یک روز به من گفتند که وسایلت را آماده کن تا تورا به مرز ترکیه ببریم و به دوستانمان تحویل بدهیم! صبح زود روز بعد من را بای ک جیب لندکروز ودر حالیکه سه نفر مسلح در کنارم بودند از اشرف خارج و ساعتی بعد در مقابل یک زندان با دیوارهای بلند پیاده و تحویل نگهبانان زندان دادند. هرچه فریاد زدم قرار بود من را به مرز ترکیه برده و آنجا تحویل دهید، گوششان بدهکار نبود و با ماشین از من دور شدند. شرایط زندان ابوغریب بقدری نامناسب و غیر تحمل بود که مجددا در خواست بازگشت به قرارگاه اشرف را دادم. غذا نمی دادند، از نظافت و حمام خبری نبود. هر شب توسط نگهبانان بعثی مورد ازار و شکنجه قرار می گرفتم. مسئول بند زندان به من گفت اگر مجددا به نزد مجاهدین خلق برنگردی تو را مورد تجاوز جنسی قرار خواهیم داد.</p>
<p>تحت چنین شرایطی بعد از 8 ماه اسارت در زندان ابوغریب و تحمل انواع شکنجه ها مجددا درخواست بازگشت به قرارگاه اشرف و تشکیلات مجاهدین خلق را کردم.</p>
<p>من سال 82 بعد از سرنگونی صدام و بعد از مصاحبه با وزارت خارجه امریکا از تشکیلات جدا و به کمپ ارتش امریکا معروف به تیف رفتم. ولی از سرنوشت مجید که همچنان در قسمت پذیرش نگهداری میشد دیگر خبری نداشتم و هنوز نمی دانم که به چه سرنوشتی گرفتار شد. فردی که برای بدست آوردن لقمه نانی از خانواده اش جدا شد و سر از باند های مافیایی مجاهدین خلق در آورد؟!</p>
<p>طالب فرحان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68797">خاطره ای تلخ از دوران نکبت بار اسارت در تشکیلات رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68797/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ادعای عجیب مریم رجوی سرکرده گروه تروریستی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68787</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68787?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jun 2026 07:14:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68787</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم رجوی در یکی ار سخنرانی هایش در جمع به اصطلاح هوادارانش گفت: برای من رعایت مسائل حقوق بشری و آرمانی مهمتر از کسب قدرت است ! عجب از این همه وقاحت و شیادی این زن متوهم که حد و مرزی ندارد! حال به این خانم متوهم و دروغگو می گویم، پس این همه یقه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68787">ادعای عجیب مریم رجوی سرکرده گروه تروریستی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مریم رجوی در یکی ار سخنرانی هایش در جمع به اصطلاح هوادارانش گفت: برای من رعایت مسائل حقوق بشری و آرمانی مهمتر از کسب قدرت است !</p>
<p>عجب از این همه وقاحت و شیادی این زن متوهم که حد و مرزی ندارد! حال به این خانم متوهم و دروغگو می گویم، پس این همه یقه درانی برای جذب حمایت های کشورهای غربی، این همه تبلیغ درباره برنامه ده ماده ای ات، جست و خیزهای میمون وار برای معرفی خودت بعنوان رئیس جمهور آینده ایران به چه منظوری است؟ راستی مگر ارتش به اصطلاح آزادی بخش را تاسیس نکردید که مثلا سرنگونی را محقق کنید تا به قدرت برسید؟</p>
<p>و همچنین از این خانم سئوال می کنم تو که مثلا ادعای رعایت حقوق بشر را داری پس چرا اعضایت را از بدیهی ترین حقوق انسانی محروم کردی؟ چرا آنها را سالها از یک ارتباط ساده با خانواده هایشان محروم کردی؟ چرا وقتی مادر و پدر آنها به درب کمپ اشرف برای دیدار با عزیزانشان درعراق می آمدند دستور دادی به سمت آنها سنگ پرتاب کنند و آنها را مورد هتاکی قرار دهند؟ چرا اعضایی را به خاطر مخالفت با انقلاب ایدئولوژیک کذایی ات سر به نیست، منزوی و زندانی کردی ؟</p>
<p>واقعا این زن و همسرش تمامی مرزهای وقاحت و دریدگی و دروغگویی را رد کردند و خوشبختانه به یمن افشاگری های اعضای رهایی یافته ماهیت پلید و ضد انسانی این زن و گروهش برای همه روش شده است. هر چند جنایات، خیانت ها و وطن فروشی های این زن و فرقه اش هیپچگاه از حافظه تاریخی ملت ایران پاک نشده و نخواهد شد .</p>
<p>حرف آخرم به مریم رجوی شیاد این است و به او می گویم باش تا صبح دولتت بدمد، رویای رسیدنت به قدرت در ایران هرگز محقق نخواهد شد و این آرزو را به گور خواهی برد و با این مزخرفات تو کسی فریب نمی خورد .</p>
<p>حمید دهدار</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68787">ادعای عجیب مریم رجوی سرکرده گروه تروریستی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68787/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68777</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68777?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 10:06:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68777</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکبار دیگر با خودم تکرار کردم چگونه اینها از من می خواهند به مسعود دروغ بگویم؟ دستم به نوشتن نمی رفت. تا ظهر که مارش نهار را در پایگاه الهی زدند نتوانستم حتی یک سطر بنویسم! عصر فریدون سلیمی برای تحویل گرفتن گزارش مراجعه کرد که به محض دیدن صفحه سفید کاغذ گزارش با تعجب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68777">وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکبار دیگر با خودم تکرار کردم چگونه اینها از من می خواهند به مسعود دروغ بگویم؟ دستم به نوشتن نمی رفت. تا ظهر که مارش نهار را در پایگاه الهی زدند نتوانستم حتی یک سطر بنویسم! عصر فریدون سلیمی برای تحویل گرفتن گزارش مراجعه کرد که به محض دیدن صفحه سفید کاغذ گزارش با تعجب گفت: تو که حتی یک سطر هم ننوشته ای! بعد از لحظه ای که گویا متوجه علت آن شده بود به آرامی گفت: گاهی اوقات شرایط و منافع سازمان ایجاب می کند که واقعیت ها را طور دیگری وانمود کنیم! با آن گزارشی که تو نوشته بودی تمامی انگیزه بچه های منطقه کشته میشود. گاهی اوقات شرایط چنین اقتضا می کند که برای ضربه زدن به دشمن و دادن روحیه به نفرات خودی اغراق هم بکنیم.</p>
<p>اگر چه استدلالش برایم عجیب بود، ولی برای پیشبرد اهداف سازمان توصیه فریدون را انجام دادم. سالها بعد در مناسبات تشکیلاتی به چشم خود می دیدم که چگونه به صورت سیستماتیک و خیلی عادی واقعیت ها تحریف میشد و در حقیقت دروغ گفتن در اصول مسئولین نهادینه شده است. دو روز بعد که می خواستم برای انجام مصاحبه با کمیساریا به دفتر آنها در شهر کراچی بروم، اصغر زمان وزیری (رحیم) مسئول پایگاه الهی من را به اتاقش صدا زد و پرسید؟ می دانی در جریان مصاحبه با گزارشگر کمیساریا که یک خانم بنام رزیتا است چه بگویی؟ گفتم بله من در مورد سه سال زندگی مخفی در ایران و چگونگی پروسه جذب و خروجم از ایران برایش صحبت خواهم کرد. رحیم بلافاصله گفت نه برای اینکه بتوانی خوب مخ آنها را بزنی و پروسه گرفتن پناهندگی ات سریع تر پیش برود باید برایش توضیح بدهی که: در بند 8 زندان قزلحصار زندانی بوده ای و طی این سالها بشدت شکنجه شده ای! بعد یک جزوه ای به من داد که اسامی بازجوها، کروکی بندهای زندان قزلحصار و شیوه های شکنجه در آن نوشته شده بود.</p>
<p>رحیم توضیح داد هرچه بیشتر بتوانی نماینده کمیساریا را تحت تاثیر قرار دهی، سریع تر به تو کارت پناهندگی خواهند داد. نگران نباش افراد مصاحبه کننده اشخاص حقوق بشری هستند و خیلی سریع تحت تاثیر قرار خواهند گرفت! فقط این جزوه را خوب حفظ کن. در ضمن یک نفر پاکستانی بنام یعقوب خان همراه تو می باشد که هر کجا لازم باشد با پرداخت پول مشکل را حل خواهد کرد.</p>
<p>صحبت های رحیم در آن روز خیلی برایم عجیب بود! در ابتدای آشنایی ام با سازمان از مسئولین شنیده بودم که ملاک و معیار برای سازمان صداقت و راست گویی است. و صداقت سرلوحه ورود به سازمان است. این تناقض شعار تا عمل در گام نخست ورودم به تشکیلات بعد از چندین سال خیلی تعجب آور و باورش سخت می نمود! ولی از آنجایی که بدنبال گرفتن پناهندگی در کوتاه مدت ترین از یک کشور اروپایی بودم، گفتن این دروغ ها برایم قابل توجیه می آمد.</p>
<p>بعد از سه بار مراجعه به دفتر کمیساریا موفق به گرفتن کارت پناهندگی از کشور هلند شدم. بعد از گرفتن کارت از خانم مصاحبه گر به محض خروج از ساختمان کمیساریا، کارت بلافاصله توسط یعقوب خان از من گرفته شد و گفت بعد به شما خواهم داد. روزهای بعد که موضوع کارت پناهندگی را از او پیگیری کردم گفت به مسئول پایگاه تحویل داده است. آن روز به این فکر نکرده بودم که مسئولین پایگاه صلاح نمی دانستند کارت پناهندگی دست خودم باشد.</p>
<p>نزدیک به یکماه در پایگاه الهی بودم. با توجه به مشکل بینایی هر دو چشمم بدلیل چهار سال زندگی مخفی در یک محل نامناسب و فاقد روشنایی و استانداردهای بهداشتی، دکتر متخصص چشم پاکستانی تاکید به عمل جراحی بعد از حضور در کشور هلند را تجویز کرده بود. این موضوع بهمراه مدارک پزشکی را به رحیم مسئول پایگاه نشان دادم. وی پذیرفت و گفت حتما پیگیری خواهد کرد. ولی یک هفته بعد مرا صدا زد و گفت قرار است بهمراه 15 نفر دیگر به عراق اعزام شوی. وقتی موضوع عمل چشم هایم را یادآوری کردم، گفت: در کشور عراق هم متخصصین چشم خیلی خوبی هستند. بجز این شما کارت پناهنگی از کشور هلند دارید. در صورت نیاز از همان عراق هم این امکان وجود دارد که به هلند بروی . من آن روز هم حرف رحیم را پذیرفتم و دیدار با دوستانم را بر ضرورت درمان چشم هایم ترجیح دادم. بازهم در خلوت درون و ضمیر صاف و صادقم منافع سازمان را بر منافع شخصی و حتی سلامتی ام ترجیح دادم.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68777">وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن &#8211; قسمت سوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68777/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خواب دیدن در تشکیلات مجاهدین ممنوع بود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68770</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68770?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 07:11:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68770</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمتا عرض کنم که سال 64 همزمان با ازدواج مسعود رجوی با مریم قجرعضدانلو موضوع انقلاب ایدئولوژیک در تشکیلات مجاهدین استارت خورد که بعنوان مرحله اول انقلاب نام گرفت، که در اصل شروع کار رجوی برای نابودی کانون خانواده در تشکیلاتش بود. چون او می دانست این کانون اصلی ترین دشمن بقای تشکیلاتش است. رجوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68770">خواب دیدن در تشکیلات مجاهدین ممنوع بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقدمتا عرض کنم که سال 64 همزمان با ازدواج مسعود رجوی با مریم قجرعضدانلو موضوع انقلاب ایدئولوژیک در تشکیلات مجاهدین استارت خورد که بعنوان مرحله اول انقلاب نام گرفت، که در اصل شروع کار رجوی برای نابودی کانون خانواده در تشکیلاتش بود. چون او می دانست این کانون اصلی ترین دشمن بقای تشکیلاتش است. رجوی بعد از شکست ماجراجویی در عملیات موسوم به فروغ وقتی که اعضا مسئله دار شدند و درخواست ها برای جدایی بالا گرفت، بطور جد با ترفند و برنامه ریزی بدنبال نابود کردن کانون خانواده رفت. وی ابتدا همسرش را در سال 68 بعنوان مسئول اول سازمان انتخاب کرد و روی تابلو نوشت: &#8220;مریم مسئول اول، چرا؟&#8221; و تا مدت ها اعضا را به بهانه پیدا کردن جواب این سئوالش مشغول کرد و در اصل خواست رجوی از اعضا این بود که همه باید مثل مریم وارد جریان طلاق همسر شوند و در رهبری ذوب شوند و از اینجا مرحله دوم جریان انقلاب ایدئولوژیک درونی را آغاز کرد. رجوی با توجه به شکست ماجراجویی اش و افزایش مسئله داری اعضا می دانست که اگر آنها را مجبور به ورود به بحث انقلاب و طلاق همسر و نفی خانواده نکند، در آینده نزدیک می بایست شاهد فروپاشی تشکیلاتش باشد و از آنجائیکه همچنان بدنبال رسیدن به قدرت خیالی خود بود، تمام توان و حیله گری خود را برای تحقق این موضوع بکار بست. او در مرحله دوم انقلاب ایدئولوژیکی اش ابتدا مسئولین رده بالا و فرمانده یگان را وارد موضوع انقلاب و طلاق همسرانشان کرد .</p>
<p>سال 69 در پی اوج گیری جریان مسئله داری بخصوص در بدنه تشکیلات و بالا رفتن تعداد درخواست ها برای جدایی، رجوی قصد داشت انقلاب ایدئولوژیکی اش را در تشکیلات همگانی کند اما شروع جنگ اول آمریکا علیه عراق این موضوع را به تعویق انداخت. بعد ازاینکه جریان انتفاضه مردم عراق بعد از اتمام حمله آمریکا علیه عراق برای ساقط کردن حکومت صدام شکل گرفت، مردم و گروه های مخالف صدام این فرصت را پیدا کردند تا حکومت صدام را ساقط کنند و این موضوع داشت عملی می شد که رجوی برای ثابت کردن عرض ارادت و مزدوری خود به صدام به کمک او در سرکوب انتفاضه عراق شتافت. البته رجوی از بوجود آمدن بحران ها برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخل تشکیلاتش و خفه کردن اعتراضات اعضا استقبال می کرد .</p>
<p>بهرحال در سال 70 وقتی انتفاضه مردم عراق سرکوب و نیروهای رجوی به کمپ اشرف برگشتند، دوباره جریان مسئله داری اعضا شروع شد. بخصوص اینکه خیلی ها روی مسئله ورود سازمان به سرکوب مردم عراق مسئله دار شده بودند. رجوی اینبار قصد کرد سرکوب ها را شدت و برنامه نابودی کانون خانواده را از فکر و ضمیر تمامی نیروهایش پاک و نابود کند. چون او این عامل را بعنوان دشمن اصلی اش می دانست. به همین خاطر همه نیروها را مجبور به ورود به بحث های انقلابش کرد و از آنها خواست تا همسران واقعی و خیالی خود را طلاق دهند و تا مدت ها نیروها را با نشست های مغزشویی سرگرم کرد. از طرف دیگر جو خفقان و سرکوب را به راه انداخت و کسانی که به هر دلیل برای ورود به انقلابش مقاومت می کردند، سرکوب و تهدید به زندان در اشرف و ابوغریب کرد. رجوی به نیروهایش در نشست هایش درس نفرت داشتن از خانواده، همسر و فرزند می داد و از آنها می خواست تا در نشست های شبانه مشق نفرت از خانواده و علائق زندگی نوشته و آن را در جمع نفرات بخوانند و اسم بردن از خانواده را مرز سرخ کرد و با کسی که می گفت می خواهم بدنبال زندگی بروم و ازدواج کنم بشدت برخورد و آنها را بعنوان بریده و مزدور و طعمه سپاه پاسداران معرفی می کرد. در منطق رجوی هر کس بیشتر نسبت به پدر، مادر، همسر و فرزندانش و کلا خانواده ابراز تنفر و در مقابل عرض ارادت به رجوی می کرد، جایگاهی بهتری داشت.</p>
<p>یادم هست در سال 78 وقتی در مقر کوت از محور 4 بودیم فرمانده مرکز ما زنی بنام پریچهر نکو گویان بود. یک روز صبح او برای تعدادی از بچه های مرکز و در لایه عضو نشست به اصطلاح عملیات جاری گذاشت و از همه خواست به نوبت در مورد مختصات خود در انقلاب توضیحاتی بدهند. یکی از نفرات که اسمش یادم نیست و تازه به مقر ما آمده بود بیچاره بلند شد و گفت من دیشب خواب پدر و مادرم را دیدم و از این بابت خیلی دلتنگ آنها شدم. او همین را گفت و مسئول نشست برسرش فریاد زد: احمق تو بعد ازاین همه نشست های رهبری چرا به فکر خانواده ات افتادی و اصلا چرا خواب آنها را دیدی! آن فرد هاج و واج داشت نگاه می کرد و گفت فقط خواب بود! پریچهر بقیه را علیه او شوراند و به آنها گفت شما چرا به این بی غیرت حرفی نمی زنید ؟! به همین خاطر آنها هم از ترس زیرتیغ رفتن خودشان، برسر آن فرد سوژه بیچاره داد و فریاد کردند و هرآنچه از فحش و ناسزا بود نثارش کردند و او را متهم به مزدوری و طعمه سپاه و ضد انقلاب مریم کردند !</p>
<p>درآخر پریچهر بعد از 2 ساعت داد و فریاد بر سر سوژه به وی گفت: می روی گزارش می نویسی که چرا چنین خوابی دیدی؟! مدتی بعد همان فرد را برای کارهای تعمیرات زرهی بعنوان نفر کمکی من گذاشتند و من که هنوز او را نمی شناختم به طریقی از وی سئوال کردم گزارش را نوشتی؟ گفت: چه غلطی کردم. مرا نزد مسئول مقر هم بردند و او هم با کلی داد و بیداد سئوال کرد چرا چنین خوابی دیدی؟ هرچه به وی گفتم غلط کردم قبول نمی کردند و باز می گفتند تو عمدا موضوع خوابت را مطرح کردی وهدفت خراب کردن اذهان اعضا و اعلام ضدیت با انقلاب مریم بوده !</p>
<p>این یکی از نمونه های دشمنی رجوی با خانواده بود چرا که می دانست اگر آن را در اذهان اعضا سرکوب نکند خیلی زود می بایست بساط شیادی فرقه اش را جمع کند. البته هرچند توانست اعضا را با تهدید و سرکوب در تشکیلاتش نگاه دارد اما هیچگاه نتوانست کانون خانواده وعشق ومحبت نسبت به آن را در اذهان اعضا ریشه کن کند. در سالهای 88 تا 90 که خانواده ها در اطراف کمپ اشرف برای دیدار با عزیزانشان تجمع کردند رجوی عمق تاثیرگذاری خانواده را در فرو ریختن دیوار اختناقش دید و به همین خاطر دستور داد با سنگ به آنها حمله کنند و بی شرمانه دستور داد شعار &#8221; ننگ ما فامیل الدنگ ما &#8221; در مقابل خانواده ها سر داده شود و حتی برخی اعضا را به تلویزیون کشید تا آنها از خانواده خود ابراز تنفر کنند و آنها را مزدور خطاب کند و طبق گفته نفراتی که بعدا جدا شدند هرکس چنین نمی کرد او را در نشست ها زیر شدیدترین فشارهای روحی و روانی قرار می دادند .</p>
<p>اما بر خلاف تصورات احمقانه رجوی که شعار ماندن درعراق به هر قیمت سر می داد، در نهایت این نفوذ عشق و محبت خانواده در ضمیر اعضا بود که آنها را ترغیب به فرار از عراق کرد . آری کابوس ترس از خانواده تا ابد در وجود رجوی وسران جنایتکار فرقه اش خواهد بود .</p>
<p>حمید دهدار</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68770">خواب دیدن در تشکیلات مجاهدین ممنوع بود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68770/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68767</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68767?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jun 2026 08:48:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68767</guid>

					<description><![CDATA[<p>بالاخره بعد از دو روز پیاده روی و شترسواری به داخل خاک پاکستان وارد شدیم. تعدادی از قاچاقچیان پاکستانی در حالیکه مقداری میوه برایمان آورده بودند، ما را تحویل گرفتند. بهنگام پیاده شدن از شترها به دلیل اینکه ساعاتی طولانی سوار بر شتر بودم پاهایم بشدت متورم شده بود و توان ایستادن نداشتم. بعد از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68767">وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره بعد از دو روز پیاده روی و شترسواری به داخل خاک پاکستان وارد شدیم. تعدادی از قاچاقچیان پاکستانی در حالیکه مقداری میوه برایمان آورده بودند، ما را تحویل گرفتند. بهنگام پیاده شدن از شترها به دلیل اینکه ساعاتی طولانی سوار بر شتر بودم پاهایم بشدت متورم شده بود و توان ایستادن نداشتم. بعد از هر بار حرکت زمین می خوردم و مجددا بلند میشدم و به راهم ادامه می دادم. بعد از عبور از چند روستای مرزی به شهر کوچک کویته رسیدیم. در مقابل یک خانه گلی توقف کردیم که اهالی آن از بلوچ های پاکستانی بودند. قرار شد تا فردا صبح در آن خانه استراحت کنیم و بعد به پایگاه حیدر علی الهی در پاکستان برویم.</p>
<p>صبح زود از شهر کویته حرکت کردیم. در طول مسیر خودرو وانت دوکابین تویوتای ما در سیطره ها توسط پلیس محلی متوقف می شد، ولی هربار قاچاقچی با دادن مبلغی پول بعنوان رشوه مشکل ما را حل می کرد و ما به مسیرمان ادامه می دادیم. قاچاق چی به آرامی زیر گوشم گفت نگران نباش اینجا سازمان حتی رئیس جمهورش را هم با پول خریده است! آن روز از قدرت لابی و امکانات مالی مجاهدین خلق خیلی تعجب کردم. ولی سالهای بعد در درون تشکیلات همه چیز برایم مشخص شد.</p>
<p>شب به پایگاه الهی رسیدیم. تعدادی از مسئولین از ما استقبال کردند. بعد از یک استراحت کوتاه و زدن آب به سر و صورت و نوشیدن چای من را به دفتر اصغر زمان وزیری با نام مستعار رحیم که مسئول پایگاه بود صدا زدند. بعدها برایم مشخص شد اصغر زمان وزیری از مسئولین رده بالای مجاهدین خلق است که در عملیات موسوم به فروغ جاویدان که فرماندهی یک تیپ را برعهده داشت، کشته شد. وقتی روی صندلی روبرویش نشستم از من خواست که گزارشی از تاثیرات عملیات نظامی مجاهدین خلق در ایران، چشم انداز سرنگونی کوتاه مدت رژیم (جمهوری اسلامی) و حمایت مردم از عملیات های نظامی سازمان به او بدهم. او تاکید داشت این گزارش می بایست مفصل و با رویکردی مثبت باشد. چون بدست برادر مسعود خواهد رسید.</p>
<p>من نسبت به سبک گزارش نویسی آنها اطلاعی نداشتم، خیلی خلاصه و البته بصورت واقعی برایش گزارشی در دو صفحه نوشته و تحویل دادم. در آن گزارش نوشته بودم که مردم از عملیات مسلحانه سازمان استقبال نکردند و حتی خانواده ها و اعضایی که در فاز سیاسی از مجاهدین خلق حمایت می کردند، الان کاملا بی تفاوت و حتی در مواردی عملیات مسلحانه را محکوم می کنند. در آن گزارش همچنین نوشتم هیچ گونه مقاومتی وجود ندارد و جمهوری اسلامی در جایگاه خود تثبیت و مستحکم تر شده است و اعضا و هوادارانی که در ایران مانده اند آواره و دربدر شده اند و حتی خانواده هایشان به آنها پناه نمی دهند.</p>
<p>عصر رحیم من را به اتاقش صدا زد و با حالت عصبانیت و داد و فریاد گفت: این چه گزارشی است که نوشته ای؟! من این را پاره می کنم ومیروی از اول می نویسی! وبعد من را به اتاق فریدون سلیمی که نام مستعارش بهمن و از معاونین وی بود، فرستاد. تا من را نسبت به نوشتن گزارش توجیه کند!</p>
<p>من متوجه منظورش وعلت نحوه برخوردش نشدم. لحظاتی بعد که به اتاق فریدون سلیمی رفتم به من گفت این گزارشات شما که بتازگی از ایران آمده اید بدست برادر (مسعود رجوی) می رسد، باید یک فضای مثبت و امیدوار کننده منتقل کنی، این گزارش تو ناامید کننده است. این گزارشات شما بعدها با دست نوشته خودتان بصورت بولتن بدست اعضای تشکیلات در قرارگاههای مختلف در عراق می رسد. نحوه گزارش نویسی تو باید بگونه ای باشد که آنها را نسبت به حمایت های مردم از سازمان و سرنگونی کوتاه مدت رژیم دلگرم کند! و بعد چند برگه به من داد و گفت برو و دوباره و براساس آنچه گفتم گزارش خودت را بنویس و تا شب به من تحویل بده. خیلی از این نحوه برخورد او تعجب کرده بودم! در دنیای صداقت کودکانه خودم گفتم یعنی اینها می خواهند من به مسعود گزارش دروغ بدهم؟! خیلی بهم ریخته بودم و هر چه تلاش کردم دست و دلم به نوشتن نمی رفت، برایم سخت بود بعد از چهار سال قطع ارتباط و در نخستین روزهای حضورم در تشکیلات مجاهدین خلق که آن را پاک و سرشار از صداقت تصور می کردم به مسعود دروغ بگویم.<br />
ادامه دارد<br />
علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68767">وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن &#8211; قسمت دوم</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68767/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68760</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68760?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jun 2026 11:17:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی اکرامی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68760</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز 5 آذرماه برای آخرین بار شهرم را با هزاران خاطرات تلخ و شیرین و به امید کمک برای ساختن آینده روشن و بهتر برای مردم کشورم، به مقصد شهر کرمان ترک کردم. غم و اندوهی سنگین وجودم را فرا گرفته بود. به سوی سرنوشتی نامعلوم در حرکت بودم، در آخرین ساعت حرکت خبر بستری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68760">وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز 5 آذرماه برای آخرین بار شهرم را با هزاران خاطرات تلخ و شیرین و به امید کمک برای ساختن آینده روشن و بهتر برای مردم کشورم، به مقصد شهر کرمان ترک کردم. غم و اندوهی سنگین وجودم را فرا گرفته بود. به سوی سرنوشتی نامعلوم در حرکت بودم، در آخرین ساعت حرکت خبر بستری شدن مادرم را که برای انجام یک عمل جراحی به شیرازرفته بود، شنیدم. برای لحظاتی دچار شک و تردید شدم و بر سر دو راهی انتخاب حاضر شدن بر بالین مادر و یا رفتن و وصل مجدد به مجاهدین خلق مانده بودم. وضعیت بیماری مادرم بگونه ای بود که ممکن بود این آخرین دیدار ما باشد. باورهای سیاسی وشیفتگی و دلباختگی عقیدتی که رجوی بعنوان بالاترین ارزش در وجودم القاء کرده بود، در آخرین لحظات به من نهیب زد که هزاران مادر در وضعیت بدتر از مادر من هستند که تو باید با وصل شدن به سازمان برای آزادی و رفاه اجتماعی آن ها قیام کنی. پدر ومادر تو سازمان و آرمان هایش می باشد.</p>
<p>در شهر کرمان که برایم غریب می نمود، از فرط خستگی روی صندلی پارکی که محل قرارم با قاچاقچی بود نشستم و به لحظاتی فکر می کردم که تا چند روز دیگر بعد از قطع سالها ارتباط، مجدد به سازمانی که آن را رویایی می دیدم، وصل خواهم شد. 25 بهار از زندگی ام می گذشت، تمامی لحظات و سال های عمرم چون باد از مقابل چشمم گذشت. 17 سالم بود که به انقلاب پیوستم. دریای پرخروش و پرتلاطم امواج مردم مرا هم که نوجوانی پرشور و عاطفی و سرشار از احساس بودم در خود بلعید. و از سر نمیکت های کلاس به کف خیابانها کشاند. تمامی آن لحظات را با خود مرور می کردم که صدایی من را بخود آورد!</p>
<p>حسن قاچاقچی بلوچ بود که برای بردن ما به مرز زاهدان به کرمان آمده بود. حسن من را نسبت به مسیر توجیه نمود. قرار شدن شب با اتوبوس به سمت زاهدان حرکت کنیم. هنگام حرکت او در صندلی جلو اتوبوس نشسته بود و قرار شد که در طی مسیر بخاطر حساسیت های امنیتی هیج گونه آشنایی ندهیم. در طی مسیر در چند نقطه ایست و بازرسی پاسداران به داخل اتوبوس آمدند ولی به من حساس نشدند. عصر روز سوم به شهر خاش رسیدیم. قاچاقچی ما را به یک اتاقک متروکه راهنمایی کرد، هیچ پرنده ای آنجا پر نمی زد و سکوت عجیبی حاکم بود. قاچاقچی چند عدد نان ساندویچی و دو کنسرو لوبیا به من داد و با گفتن اینکه &#8220;از جایت تکان نمی خوری تا من برگردم&#8221;، از من جدا شد! در طول شب صدای تردد موتور سواران که عمدتا قاچاقچی بودند توجه من را بخود جلب می کرد. حرکت موتورها تا صبح ادامه داشت. غروب روز بعد سر و کله قاچاقچی پیدا شد. ساعت 10 شب در تاریکی هوا پیاده به سمت مرز حرکت کردیم. به نوار مرزی که رسیدیم دسته های دیگری که می خواستند از مرز خارج شوند را دیدم. از شکل و قیافه ظاهری آنها مشخص بود که آنها هم مانند من از هواداران مجاهدین خلق و بدنبال پیوستن به آنها هستند.</p>
<p>یک دست لباس محلی مردم بلوچ را قاچاقچی به من داد تا با عادی سازی بیشتری بتوانیم از مرز عبور کنیم، ساعت یک بامداد در یک شب زیبای مهتابی به همراه کاروانی از شترها آرام از مرز بسمت خاک پاکستان حرکت کردیم. احساس متناقضی داشتم. از یک طرف یاد و خاطرات خانواده و غم دوری از آنها که مشخص نبود چند سال به طول خواهد انجامید و از طرف دیگر شوق وصل مجدد به سازمان محبوبم بعد از 4 سال قطع ارتباط و زندگی مخفی که سختی های خاص خودش را داشت. در مسیر چند بار مجبور شدیم به خاطر گشت های نیروهای مرزی از شتر پیاده و در شیار کوه ها مخفی شویم. پاسگاههای مرزی بر بلندترین ارتفاعات منطقه مستقر بودند و با نورهای قوی پرژکتور شیارها را روشنایی می دادند.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68760">وصل به تشکیلات مجاهدین خلق با توهم آینده ای روشن &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68760/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حضور فتح الله پیرزادی در دفتر انجمن نجات خوزستان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68753</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68753?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jun 2026 08:00:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[حیدر پیرزادی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی با خانواده ها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68753</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز یکشنبه 11 خرداد 1405 فتح الله پیرزادی برادر حیدر پیرزادی از اعضا گرفتار در مقر اشرف سه تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی در دفتر انجمن نجات خوزستان حضور و با اعضای این دفتر دیدار کرد. در ابتدا اعضای انجمن نجات خوزستان ضمن تشکر از حضور آقای پیرزادی وی را در جریان وضعیت اعضا در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68753">حضور فتح الله پیرزادی در دفتر انجمن نجات خوزستان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز یکشنبه 11 خرداد 1405 فتح الله پیرزادی برادر حیدر پیرزادی از اعضا گرفتار در مقر اشرف سه تشکیلات مجاهدین خلق در آلبانی در دفتر انجمن نجات خوزستان حضور و با اعضای این دفتر دیدار کرد.</p>
<p>در ابتدا اعضای انجمن نجات خوزستان ضمن تشکر از حضور آقای پیرزادی وی را در جریان وضعیت اعضا در آلبانی قرار دادند و در ادامه در خصوص نقش خائنانه رهبران تشکیلات مجاهدین خلق و اتحاد عمل آنها در جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل برعلیه ایران توضیحاتی ارائه دادند . اعضای انجمن ضمن توصیف حماسه های مردم ایران در مقابله با این تجاوز و حضور فعال و گسترده تمامی احاد مردم در راه پیمایی ها و تجمعات شبانه که دشمن را به تعجب و تحسین واداشت، به نقش و سهم خانواده های اعضا ی مستقر در مقر اشرف سه در این تجمعات و خلق حماسه ها اشاره و تاکید داشتند، خانواده های اعضا با حضور گسترده در تجمعات شبانه و ثبت نام در پویش جان فدا نشان دادند که تمام مردم ایران در مقابل تجاوز دشمن با تمام توان ایستاده اند و تلاش های مذبوحانه دشمنان نمی تواند در عزم آنها خللی ایجاد نماید. این موضع گیری و ایستادگی قاطع خانواده های اعضا در کنار دیگر اقشار مردم ایران مشت محکمی بر دهان رهبران مجاهدین خلق و یاوه گویی های آنها بود.</p>
<div id="attachment_68754" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68754" class="wp-image-68754" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Pirzadi-202606.jpg" alt="فتح الله پیرزادی برادر حیدر پیرزادی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Pirzadi-202606.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Pirzadi-202606-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Pirzadi-202606-768x432.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68754" class="wp-caption-text">فتح الله پیرزادی برادر حیدر پیرزادی</p></div>
<p>آقای پیرزادی که یکی از خانواده های فعال مرتبط با انجمن نجات خوزستان است ضمن تشکر از تلاش های سالیان انجمن نجات خوزستان در راستای کمک برای آزادی وابستگان خانواده ها گفت: ما در گذشته در جریان تجاوز صدام به ایران ماهیت خائنانه آنها در همکاری با رژیم بعث را شناخته بودیم و به این نتیجه رسیدیم که رهبران این گروه برای دست یابی به منافع حقیرشان که بزعم خودشان بدست گرفتن قدرت در ایران است، حاضرند حتی با دشمنان مردم ایران همکاری کنند و دست شان را به خون مردم آلوده سازند، در جریان همین تجاوزات جنگ 12 روزه و رمضان همه ما شاهد بودیم که چگونه سران این گروه تلاش کردند تا با بکارگیری برخی از عناصری که توانسته بودند آنها را فریب و جذب کنند در راستای ستون پنجم دشمن عمل کنند و اطلاعات برخی از اماکن نظامی و اقتصادی وحتی اماکن عمومی را در اختیار دشمنان متجاوز قرار دهند، ولی خوشبختانه با توجه به شناختی که مردم نسبت به ماهیت ضدایرانی آنها دارند نتوانستند کاری انجام دهند. مردم ایران صرف نظر از مشکلات معیشتی که دارند وقتی مسئله دفاع از خاک کشور در مقابل تجاوز دشمن مطرح باشد هر سختی را بجان می خرند و یکپارچه پشت دولت و نیروهای مسلح خواهند ایستاد.</p>
<p>اعضای انجمن نجات خوزستان ضمن قدردانی از مواضع وطن پرستانه آقای پیرزادی آرزو کردند که این جنگ تجاوز کارانه با احقاق حقوق و کرامت و شرافت مردم پایان پذیرد و شرایطی بوجود آید که انجمن در کنار خانواده ها با عزمی جزم تر برای آزادی اعضای گرفتار تلاش کنند و برادر ایشان حیدر نیز به آغوش گرم خانواده برگردد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68753">حضور فتح الله پیرزادی در دفتر انجمن نجات خوزستان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68753/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
