جنگ افروزی رجوی پس از آتش بس

جنگی که رژیم بعث عراق به سرکردگی صدام حسین به ایران تحمیل کرد، طولانی ترین جنگ کلاسیک قرن بیستم بود. این جنگ به طور رسمی از 31 شهریور 1359 آغاز شد و سازمان ملل در روز 29 مرداد 1367 با قطعنامه 598 پایان آن را اعلام کرد. ایران و عراق در سال 1369 و پیش […]

جنگی که رژیم بعث عراق به سرکردگی صدام حسین به ایران تحمیل کرد، طولانی ترین جنگ کلاسیک قرن بیستم بود. این جنگ به طور رسمی از 31 شهریور 1359 آغاز شد و سازمان ملل در روز 29 مرداد 1367 با قطعنامه 598 پایان آن را اعلام کرد. ایران و عراق در سال 1369 و پیش از حمله عراق به کویت توافق رسمی صلح را امضا کردند و روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفتند. و از همان زمان کار تبادل اسرا از جانب هر دو طرف آغاز شد.

مسعود رجوی علیرغم تجاوز رژیم صدام به ایران ابتدا تجاوز نظامی عراق به ایران را محکوم و از هوادارانش خواست به جبهه های جنگ رفته و از خاک و تمامیت ارضی کشور دفاع کنند. ولی علیرغم این موضع گیری رسمی در سال 59 بصورت مخفیانه به پاریس رفت و در آنجا با واسطه دولت فرانسه با سفیر عراق در فرانسه دیدار و گفتگو کرد. در جریان این دیدار ضمن یک هماهنگی قرار شد که نیروهای مجاهدین خلق با اعلام جنگ مسلحانه بخشی از نیروهای نظامی ایران را در شهرها بخود مشغول کند و جبهه دیگری را در داخل کشور باز نماید.

بعد از بازگشت رجوی به ایران، در 30 خرداد سال 60 با اعلام جنگ مسلحانه و موجی از انفجارات و ترور مسئولین، جمهوری اسلامی را در دو جبهه بخود مشغول کرد. بعد از شکست ماجراجویی رجوی، در سال 63 عمده نیروهای وی کشته، زندانی و بخش دیگری هم به داخل خاک عراق و دامان صدام گریختند. در سال 65 مسعود رجوی به عراق وارد شد و رسما همکاری نظامی خود را در خاک این کشور با دولت صدام شروع کرد.

رجوی طی پیامی هدف از حضورش در خاک عراق را تشکیل ارتش و اتحاد عمل با رژیم صدام برای گسترش جنگ اعلام کرد. صدام حسین بعنوان حسن نیت نسبت به این اقدام رجوی 5 قرارگاه نظامی در شهرهای مختلف عراق در اختیار وی قرار داد و ارتش کوچکش را به انواع سلاح و نفربر زرهی و تانک مجهز کرد.

بعد از آموزش و آمادگی های نظامی نیروهای موسوم به ارتش آزادیبخش رجوی اقدام به انجام عملیات های نظامی مشترک با نیروهای نظامی صدام برعلیه نیروهای ایرانی نمود. که بزرگ ترین این اقدامات نظامی مشترک، عملیات آفتاب در فکه، عملیات چلچراغ در مهران و عملیات موسوم به چلچراغ در منطقه عمومی کرمانشاه بود. که منجر به شکست نیروهای رجوی و عقب نشینی بداخل خاک عراق بعد از تحمل هزاران کشته و زخمی گردید.

بعد از شکست این اقدام نظامی مشترک دولت صدام مجبور به پذیرش صلح شد. مسعود رجوی که از همان آغاز حمله نظامی صدام به ایران جمهوری اسلامی را مقصر اصلی شروع جنگ معرفی کرده بود تحلیل می کرد که رژیم ایران جنگ افروز و مخالف صلح است و تحلیل می کرد که صلح طناب دار رژیم ایران می باشد و جنگ شیشه عمر این رژیم است. برهمین اساس در کنفرانس ها و دیدارهایش بخصوص در مجامع عمومی و سازمان ملل بر اقدامات دیپلماتیک برای پایان جنگ و برقراری صلح مانور می داد. و در همین رابطه طرحی را بنام طرح صلح شورای ملی مقاومت بعنوان یک ابتکار صلح دوستانه ارائه داد. ولی پذیرش آتش بس از طرف ایران و آمادگی برای صلح از طرف ایران ماهیت رجوی را بخوبی در انظار جهانیان اشکار ساخت .

رجوی که در تمامی سالهای تجاوز رژیم صدام به ایران، جمهوری اسلامی را که برای معرفی متجاوز و پرداخت غرامت در سازمان ملل اصرار داشت، جنگ طلب و خود و رژیم صدام را خواهان صلح معرفی می کرد، بناگاه بعد از پذیرش آتش بس توسط ایران ماهیت واقعی خود را نشان داد و در یک اقدام نظامی مشترک با ارتش صدام به خاک ایران تحت عنوان عملیات فروغ جاویدان که آن را عملیات سرنگونی جمهوری اسلامی نامید، حمله نمود.

رجوی که سالیان ایران را جنگ طلب و مخالف صلح می نامید با این اقدام ماهیت خود را برای مردم ایران و جهانیان افشا نمود. در این اقدام ماجراجویانه دیوانه وار تعدادی از سربازان و پرسنل نظامی ایران که بدنبال اعلام آتش بس در صدد بازگشت به نزد خانواده هایشان بودند جان خود را از دست دادند و به دیگر شهدای دفاع از میهن پیوستند واز طرف دیگر صدها نیروی بخت برگشته مجاهدین خلق هم در صحنه کشته و یا اسیر شدند. و این چنین رجوی ماهیت جنگ طلبانه خود و دشمنی اش را با صلح و مردم ایران نشان داد.

علی اکرامی