آنچه در پی می آید مروری کوتاه است بر تاریخچه، مواضع و عملکرد سازمان سیاسی ـ نظامی موسوم به “مجاهدین خلق” است که بیش از ۵ دهه پیش شکل گرفت و طی ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران عموما با نام “منافقین” شهرت یافته و شناخته میشود. درباره این سازمان سه گونه […]
آنچه در پی می آید مروری کوتاه است بر تاریخچه، مواضع و عملکرد سازمان سیاسی ـ نظامی موسوم به “مجاهدین خلق” است که بیش از ۵ دهه پیش شکل گرفت و طی ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران عموما با نام “منافقین” شهرت یافته و شناخته میشود. درباره این سازمان سه گونه داوری در داخل و خارج از کشور رایج است:
۱. اغلب فعالان سیاسی و فکری ایرانی داخل و خارج از کشور با تأکید بر وجه خشونتورزی و شورشگری مسلحانه در هویت و استراتژی این سازمان، از موضع نفی و مخالفت اظهار نظر میکنند و این گروه را از عوامل اصلی تولید چرخه معیوب “تروریسم ـ خشونت” میدانند که در راه تعمیق و گسترش مردمسالاری و اعتلای فرهنگ مدارا و گفتگو موانع اساسی آفریده است.
۲. اکثر اقشار مختلف مردم با تأکید بر “منافقین” نامیدن این سازمان و قراردادن نام آن در کنار صدام، اعلام برائت از این گروه را در شعارهای خود نوعی وظیفه دینی و انقلابی میدانند. بر اساس بسیاری از نظرسنجیها که به شیوه علمی در محیط های مختلف اجتماعی صورت پذیرفته نیز نشان میدهد که حتی نسل سوم و جوانانی که تجربه مستقیم مواجهه با عملکرد این گروه را نداشتهاند، بر این باورند که سازمان مجاهدین گروهی مسلح است که برای رسیدن به اهداف خود، تا کنون خون بیگناهان بسیاری را بر زمین ریخته و در خدمت ارتش متجاوز رژیم بعث صدام قرار گرفته است.
۳. در فضای بینالمللی و رسمی، به ویژه پس از اعلام موضع رسمی دولت آمریکا در آبان ۱۳۷۳ (اکتبر ۱۹۹۴) و مواضع مشابه چند کشور اروپایی و سپس اعلام اتحادیه اروپا مبنی بر شناسایی این سازمان به عنوان یک گروه تروریستی تحت حمایت دولت صدام، بسیاری از نهادهای رسمی و غیررسمی بینالمللی، متأثر از موفقیتهای دیپلماتیک و بینالمللی جمهوری اسلامی ایران و هماهنگ با گسترش جو جهانی ضد تروریسم در سالهای اخیر، سازمان مجاهدین خلق را مطرود و محکوم ساختهاند. و حتی اکثر گروههای اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج از کشور نیز این سازمان را یک “فرقه تروریستی” با ایدئولوژی خون و خشونت توصیف میکنند.
آخرین پژوهشهای مبتنی بر اسناد و مدارک و بررسی کلیه متون و خاطرات بر جای مانده از درون سازمان طی ۴ دهه گذشته، آشکارا اثبات میکند که شکلگیری یک گروه سیاسی مبتنی بر “خشونتورزی”، “التقاط ایدئولوژیک”، “ماجراجویی”، “افراطگری” و “تقدیس تشکیلات” نمیتواند مسیر و فرجام صحیحی یابد و ثمرات تلخ و فاجعهبار آن برخاسته از ریشههای آفتزدهای است که نادیده گرفتن آنها مستلزم نفی واقعبینی خواهد بود.
وضعیت سازمان پس از اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی به مارکسیسم در سال ۱۳۵۴ تا پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز شورش مسلحانه گسترده علیه نظام جمهوری اسلامی:
تأسیس سازمان و تدوین ایدئولوژی
در سال ۱۳۴۴، دوازده سال پس از کودتای ۲۸ مرداد و ۲ سال پس از سرکوب خونین قیام پانزده خرداد، سه تن از اعضای سابق جبهه ملی دوم و نهضت آزادی، تصمیم گرفتند در مبارزه علیه رژیم شاه، سازمانی با مشی مسلحانه به وجود آورند. محمدحنیفنژاد(۲۶ ساله) مهندس کشاورزی، سعید محسن(۲۶ ساله) مهندس راه و ساختمان و عبدالرضا نیکبین رودسری (۲۳ ساله) دانشجوی ریاضی که تحصیلات دانشگاهی خود را نیمه تمام گذارده بود هسته اولیه گروه را تشکیل داد و یک سال بعد علی اصغر بدیعزادگان (۲۵ ساله) مهندس شیمی به این جمع پیوست. این افراد با آنکه شخصا مذهبی بودند و نسبت به عقاید و رفتار مذهبی خویش توجه و حساسیت داشتند اما از نظر سیاسی و ایدئولوژیک یک پرورشیافته جبههملی و نهضت آزادی بودند.
مهندس بازرگان، خود نیز بعدها تأکید کرد که مجاهدین خلق “فرزندان نهضت آزادی” هستند و مبانی فکری و تعلیمات اولیه آن مأخوذ از بحثها و کتابهای وی و نهضت آزادی بوده است.
اولین محصول برنامه مطالعاتی گروه تدوین کتاب “شناخت” بود. متد دیالکتیک مارکسیستی با تغییر نام به اصول شناسایی دینامیک به عنوان اصول علمی پذیرفته شده بود. ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی، مفاد اصلی این کتاب را تشکیل میداد. این کتاب توسط حسین روحانی نوشته شده بود. مهمترین جزوه آموزشی سیاسی با عنوان “مبارزه چیست؟” به قلم عبدالرضا نیکبین بود که در آن تعالیم مارکسیستی بر مفاهیم مذهبی انطباق داده شده بود. کتاب “تکامل” به قلم علی میهندوست و کتاب “راه انبیا” به قلم حنیف نژاد نیز به همین سبک، مضامین مارکسیستی با ترکیب برخی مفاهیم مذهبی را در بر داشتند.
البته که در نشستها و میتینگهای مختلف درون تشکیلات مجاهدین همین بحثها میشد اما بصورت ۱۰۰٪ یکی از نکاتی که رجوی افراد و اعضای قدیمی و عالیرتبه طرف بحث خودش قرار میداد آنهم بصورت کاملا از پیش هماهنگ شده رویارویی و تقابل با همین کتب تاریخی مستند و موثق بود .
ادامه دارد…
برگرفته از اسناد تاریخ سیاسی ایران

