مریم رجوی، آرزوی ریئس جمهور شدن بر دلت خواهد ماند

30 مهرماه سالروز انتصاب مریم بعنوان (رئیس جمهور برگزیده مقاومت) است. انتصابی بس مضحک و فرمایشی که توسط رجوی انجام شد و نشانی دیگر از تفکر استبدادی و دیکتاتوری رجوی داشت! انتصابی که فقط باین دلیل انجام شد که او بتواند موقعیت خودش را در شورای باصطلاح ملی مقاومت تثبیت تر کند و خواسته های خودش را بیشتر و با نفوذ بالاتری پیش ببرد! در صورتیکه برای این کار نه انتخاباتی انجام شد و نه اصلا معلوم شد که چرا اصلا ایشان رئیس جمهور شد؟! اما رجوی که روز و شبش را باین امید سپری میکند که روزی بقدرت برسد و بتواند به رویاهای دیرینه اش جامه عمل بپوشاند، به تنها چیزی که توجه داشت این بود که تمایلات و آرزوهای شخصی خودش را محقق کند! خودش مسئول شورای ملی مقاومت باشد و زنش هم مثلا رئیس جمهور شود. همانند بازی بچه ها که یکی بابا میشود یکی مامان و یکی خاله و… و با چه شور هیجانی ازش تعریف میکرد که انگارانتخاب مریم بعنوان رئیس جمهور مسیر سرنگونی را بسیار هموار و اتوبان کرده! و رو به نیروها میگفت: شما برای سرنگونی دیگر هیچ مشکلی ندارید و 90 درصد کار را سازمان که در واقع منظورش خودش بود با انتخاب مریم انجام داده است! فی الواقع مرغ پخته هم از این فرمایشات آقای رجوی، از شدت خنده بی هوش میشود! بخوبی بیاد دارم وقتی داستان رئیس جمهور شدن مریم در اشرف مطرح شد، در واقع ما ابتدا این خبر را از طریق فیلم ضبط شده ویدئویی تماشا کردیم. مریم که ژست آدمهای ناراضی را بخود گرفته بود و چشم های خود را اشک بار نشان میداد که یعنی تمایلی باین موضع ندارد و این موضع فقط در صلاحیت مسعود است و اکنون چون درخواست مسعود بوده مخالفتی نمیکند و از این تعارفات، حالا خدا از دلش خبر داشت که چه عروسی ای در دلش بر پاست! ولی ما که خبر داشتیم که همه این تعارفات و قیافه آدمهای متناقض بخود گرفتن فیلم است و فقط برای جلو دوربین است و استفاده بیرونی دارد و بس! بطور واقعی همه چیز از قبل معین شده و تمرین شده بود. حالا از این صحبت ها که بگذریم بنده خدا مریم واقعا باورش شده بود که انگار جدی جدی رئیس جمهور جایی شده است! البته از این مدل رئیس جمهورهایی که معلوم نیست که با رای کدام مردم انتخاب شده است و دوره ریاست ایشان مدت معینی دارد و یا بمانند دیکتاتور های دنیای عرب که یکی پس از دیگری توسط قیامهای مردمی عمرشان به پایان میرسد مادام العمر است؟!
اما واقعیت داستان ریئس جمهور شدن مریم اقدامی متفاوت از دیگر اقدامات فرقه خطرناک رجوی نیست! این در واقع شیوه دمکراسی فرقه رجویست که آنچه بنفع شخص خودش است را معین میکند و مابقی بایستی با شور و فطور وصف ناپذیر آنرا تایید کنند. در غیر اینصورت آن شخص مخالف، بریده و مزدور وزارت اطلاعات یا پاسدار و رژیمی و… میشود!
از بعد از آن هم ماموریت های باصطلاح نامنظم را پایه ریزی کردند و با سرعت و شدت بیشتر پی گرفتند. به افراد این واحدها هم میگفتند که شما پیک مریم هستید و با عشق رئیس جمهور پا باین ماموریتها بگذارید! همین موضوع هم شد دلیلی برای دجالگری بیشتر رجوی و با بازی با احساسات و عواطف نیروهایش. آنان را به ماموریتهای بی دلیل و بی هدف و بی نتیجه میفرستاد و چه جوانانی که جان خودشان را در این ماموریت ها بی خود و بی جهت از دست دادند! چه از سمت ایران و چه از سمت فرقه رجوی!
باقری

خروج از نسخه موبایل