اعلام تعطیلی زندان مانز در آلبانی، تنها راه حل فرقه رجوی

بحران های فراگیر بعد از اخراج از عراق و ورود به آلبانی، گریبان سران فرقه رجوی را به سختی می فشارند. سران سرکوب در سازمان، همه راه حل های قرنطینه سازی، جمع آوری موبایل های محدود در دسترس، لغو ترددات شهری، لغو برنامه های ساحلی، محدودیت سازی برای خرید های شهری و… را از سر گذراندند. اما اعتراضات درون تشکیلاتی تمامی نداشته و سر باز ایستادن ندارد.
آینده مبهم و نامعلوم باند رجوی، عدم صداقت در انتشار اخبارواقعی، همه و همه، فضای یاس و ناامیدی را در بین نیروها دامن زده است.
هیچ یک از نیروهای درون سازمان، از فردای خودش خبر ندارد! خانم مریم عضدانلو هم با کلی گویی های مبهم و تاریک، سعی در حفظ تشکیلات از هم گسیخته درآلبانی،” بهر قیمت” را دارد.
باید به به این حقیقت اشاره کرد که وضعیت فرقه رجوی، تا آنجا متزلزل شده و عزم راسخ جداشده ها برای نابودی فرقه رجوی، تا آنجا قاطع است که هیچ حمایت و قدرت خارجی نیز نخواهد توانست، این فرقه جهنمی را از سرنگونی محتوم نجات دهد.
البته ممکن است سران فرقه، چند صباحی با دروغ و نیرنگ و عوام فریبی، نابودی و تلاشی محتوم خود را به تاخیر بیاندازند اما اطمینان داریم که رجوی ها، از سرنوشت ننگین خود گریزی نخواهند داشت و تمامی اسیران نیز آزاد و رها خواهند شد.
سن متوسط اعضای حاضر در آلبانی حدود 58 سال است و تعداد قابل توجهی از آنان از مرز 60 سالگی گذشته اند، که توان کافی برای ماندن در شرایط شبه نظامی و خشن فرقه را ندارند، اما سران سازمان در یک بی اعتنایی وقیحانه به وضعیت ساکنان فرقه، با استفاده از دفاتر خود در کشورهای غربی، فعالیت های تبلیغاتی را علیه ایران در قالب برپایی گردهمایی، راهپیمایی و تجمعات انجام می دهند. آنها برای تبلیغات رسانه ای بیشتر، از بی اطلاعی برخی شهروندان غربی نیز سوء استفاده کرده و حتی بودجه مالی حضور برخی از آنان در این تجمعات را پرداخت می کنند.
بر اساس گزارشات مستند جداشدگان و نهادهای بین المللی مانند صلیب سرخ، اعضای سازمان در معرض فشارهای روانی بسیار قرار داشته و در انزوا نگه داشته شده اند و تعداد بسیاری از اعضای سازمان قصد جدایی از آن را دارند، واقعیت این است که اکثر ساکنان سازمان در آلبانی علیرغم میل خود در آنجا هستند و در صورت ایجاد فرصت مناسب، آنجا را ترک می کنند.
در چنین شرایطی که سربازهای سالخورده و زیر پرچم مجاهدین و سران فرقه با پس گردنی از خاک عراق که مدعی بودند، « کانون نبرد استراتژیکی» آنان است اخراج شده و جملگی فقط و فقط چشمان شان به دست قدرت های استعماری برای مصرف کردن آنان است، موج تقابلات تشکیلاتی روزافزون عرصه را بدجوری برای مریم قجر تنگ کرده است.
آری امروز مریم قجر سر در آخور سیاست پیشه گانی فرصت طلب فرو برده است و برای خروج از جهنم عراق که بیش از ۴ سال طول کشید و باز هم صدها تن به واسطه این دیر کرد، جان خود را بی دلیل از دست دادند، هرگز مریم قجر و رهبر درگل مانده مجاهدین مسعود رجوی را وادار نکرد که عذری بخواهند و تازه طلبکارانه تمامی تقصیرها را به گردن دیگران انداخته و می اندازند.
همه ما جداشدگان و خانواده ها، امیدواریم حقایق موجود و واقعیت های دنیای آزاد در آلبانی، سران باند رجوی را به این نتیجه برساند که زندان مانز را جمع کرده و اسرای اسیر را مختار برای انتخاب زندگی آزاد و یا اسارت بکنند…
فرید

خروج از نسخه موبایل