مجاهدین نه آلترناتیو هستند و نه ظرفیت استقرار دموکراسی را دارند

حسین یعقوبی نامی بعنوان یکی از عمله ی رجوی در راستای خود فریبی و اظهار ارادت به مریم یا مسعود نوشته است:
” اما آنچه همچنان بخشی از گفتمان سیاسی جامعه را بخود مشغول کرده، موضوع آلترناتیو و عنصر هدایت کننده ای است که قادر به سمت و سو دادن این شرایط به نقطه مطلوب، یعنی سرنگونی رژیم ولایت فقیه و ایجاد شرایط و فرآیند لازم برای حرکت جامعه بسوی استقرار دمکراسی و حاکمیت مردمی باشد”.
هربحث و صحبتی که دراین مورد مطرح باشد، ارتباطی با باند رجوی ندارد ازاین لحاظ که درعرض 40 سال نخواسته و یا خصلتا نتوانسته است که کمترین نشانه های اعتقاد به دموکراسی والتزام به برقراری حاکمیت خلق وآنهم در تشکیلات چند هزار نفری خود برقرار کند.
عملکرد این گروه مافیایی دراین مدت نشان داده که درمیان تمامی جریانات ایرانی، بعنوان مستبدترین، انحصار طلب ترین و بی وطن ترین شرف حضور (عمدتا مجازی) دارد و بنابراین موضوع آلترناتیو بودن را باید مطرح نسازد.
بازهم:
” اما تجربه نشان داد که بعد از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و سلطه بلامنازع فاشیزم مذهبی و سرکوب وحشیانه هرگونه صدای مخالف، ادامه حیات نیروی جدی مخالف، تنها در خروج از پوسته اپوزیسیون سیاسی و ارتقاء به مدار مقاومت سازمانیافته تضمین می گردید. طبعا هر جریانی که مسیری غیر از این پیمود، یا منفعل گردید و یا به آلت فعل بی مقدار و سوپاپ اطمینان رژیم آخوندی تبدیل گشت و از آنها در صحنه سیاسی جز نامی بی مسما چیزی باقی نماند”.
کاش شما هم منفعل بودید تا ضربات کمتری بر پیکر انقلابی که نورس بود و احتیاج به کسب تجارب بیشتری داشت، وارد میکردید.
شما درکنار نفوذی های دشمن، بزرگترین ضربه را به این انقلاب نوپا زده وکارنامه ی بسیار ننگینی دراین مورد دارید.
تجربه نشان داده که انجام عمل سزارین دریک تحول اجتماعی وبدون تحمل صبر ومتانت لازم، سرانجام یک حرکت مردمی را دچار سرنوشت دهشتناکی میکند وشما دقیقا این کار را کردید ومنفعل شده ها اقلا چنین نقش مهلکی را ایفا ننموده وبا آگاهی ازاین امر که کار انقلاب و ثمره ی آن بدست توانای مردم به سامان میرسد، اراده ی خود را مانند شما، بجای واقعیات ملموس، تحمیل برانقلاب نکردند و هر عیب وایرادی که داشته باشند، بارها روسفید تر ازشما درتاریخ به ثبت خواهند رسید.
این باصطلاح مبارزات چه ثمری داشت جز کمک به ایجاد نفاق ملی و برزمین ریخته شدن خون هزاران نفر که هیچ ضرورتی نداشت وبلکه کار را بدتر ازآنچه که بود، کرد.
دراین برهه، هرچه بوده خیانت های شما دراشکال مختلف ومتناسب با زمان ومکان بود البته!!
ضمنا، ایران چه توسعه طلبی ها را داشت که شما جلوی آنرا گرفتید ودر زمانی که مثلا کمک میکردید که مردم دیگر کشورها؟! مستقل باشند، هرنوع کمکی را از دشمنان ایران دریغ نداشتید؟!
این چه مرضی است که شما دارید که برای منافع موهوم دیگر کشورها، ازمنافع ملی کشور خود مایه میگذارید وآیا این چیزی جز جاسوسی برای دیگران است؟!
سپس:
” تا زمانی که نیروهای اپوزیسیون، مخالف و ناراضی از همسویی استراتژیک و یا اتحاد عمل و ارتباط ارگانیک با مقاومت سازمان یافته برخوردار نباشند، نه تنها از هرگونه تعرض فاشیزم در امان می مانند، که در صورت لزوم و مهیا بودن شرایط به عنوان ابزاری برای مقابله با مقاومت سازمانیافته نیز بکار گرفته می‌شوند”.
من بنا ندارم که دراین یادداشت کوتاه به بررسی عملکرد وکم وکیف نیروهای اپوزیسیون که شما قبلا گفتید که بی خاصیت اند، به بحث بنشینم.
اما دانسته های من ازاین موضوع عبارت از این است که آنها شما را بعنوان نیروی مردمی بحساب نمیآورند تا به زیر بیرق شما هم در بیآیند.
آنها با هرچقدر نقاط ضعفی هم داشته باشند، ابدا قبول نخواهند کرد که یک سلام خشک وخالی هم با شما – بعنوان جریانی که خرابکار بوده وهیچ انتقادی از خود نکرده – بکنند.
بنظر میرسد که این مرید رجوی، رویی شبیه سنگ پای قزوین دارد و مثل کسی است که به ده راهش نمیدهند وبا این وجود، سراغ خانه ی کدخدا را میگیرد.
بلی!
رجوی ها در پر روئی و وقاحت، تنها آلترناتیو ماکیاول و …. بوده و در این عرصه رکورد دارند.
صابر

خروج از نسخه موبایل