مجاهدین جنایت آمریکا و اروپا را بحساب مردم لیبی میگذارند

مهرداد هرسینی که عمله ی نامی مسعود ومریم رجوی است ، طی نوشته ای درصدد القای این مسئله است که گویا لیبی براثر بحران متلاشی شد ومرگ قذافی نه کار یک مامور امنیتی فرانسه ، بلکه ماحصل این بحران است!
بحران دروغینی که او جرات ندارد به منشاء آن اشاره کند.
قسمت هایی ازنوشته ی بی مایه ی او راخوانده وحرف هایمان دراین مورد را بطور مختصر ومفید بنویسیم :
در فردای سقوط معمر قذافی مردم کشور بحران زده لیبی براین باور بودند که روزگاری خوش و آینده ای مملو از آزادی و آبادانی در انتظار انان می باشد. اما با نیم نگاهی به روند طی شده طی یک دهه گذشته و شدت گرفتن بحران و جنگ های داخلی در این کشور، به یقین می توان اذعان نمود که آن آرزوها ، خواب و خیالی بیش نبوده است “.
در لیبی گرچه معمر قذافی دست به اقدامات دیکتاتور منشانه ی سیاسی میزد وکیش شخصیت درآنجا برقرار بود که این قبیل مسائل درجوامع عشیرتی که لیبی نیز چنین بود،معمول است، اما از لحاظ اقتصادی مردم وضعی بهتر ازاغلب کشورهای جهان سومی داشتند وحتی دربرابر واگذاری منازل کلنگی شان به دولت ، خانه های تازه ومحکمی دریافت میکردند و…

قذافی موفق به تاسیس بانک آفریقا با سرمایه ی 100میلیارد دلاری شد واین بانک میرفت که با مشارکت منصفانه در طرح های عمرانی آفریقای فقیر، ازفقر ومسکنت این قاره ی محروم بکاهد.
اوبرای کم کردن نقش دلار اقداماتی کرد و …
آفریقائی های فقیر دربیمارستان های لیبی به رایگان معالجه میشدند و …

اما آمریکا واروپای نگران ازاین اصلاحات بزرگی که قذافی در آفریقا انجام میدادند وخوف ازدست دادن آفریقا و …را داشتند ، بهار عربی درآنجا براه اندختند وبا دادن وعده ووعیدها به سران بعضی از طوایف ، این کشور را آماج حملات هوایی سخت قرار داد وزیر ساخت های این کشور را ویران وآنجا را بدست نیروهایی سپرد که خود درجنگ دائم با هم هستند.
البته جهان تجاوزگر غرب ، به تنها چیزی که دست نزد و درعوض تحت تصرف خود قرار داد ، منابع نفتی عظیم لیبی بود.
کاری که با عراق هم کرده بود!
این مردم عادی لیبی نبودند که فکر میکردند با سقوط قذافی به نان وآبی که داشتند، برسند، بلکه سران بعضی عشایر زیاده خواه لیبی بودند که اینطور میپنداشتند.
مسلم است که مهرداد هرسینی ها این مسائل را نخواهند نوشت وبلکه طوری نشان خواهند داد که غرب را منزه ازاین جنایت ها جلوه دهند.
بازهم :
دراین راستا و با برروز دومین جنگ داخلی در لیبی، اکنون این کشور را نه تنها به میدان رقابت برای زور آزمایی سیاسی، بلکه فراتر از آن صحنه نبردی خونین میان کشورهای منطقه و فرامنطقه ای تبدیل کرده است “.
آمریکا واروپا میدانستند که با تجزیه ی لیبی چنین خواهد شد وشماها چرا سعی درکتمان این موضوع کرده وحتی بموقع خود ازقتل قذافی به شادی پرداخته وفکر کردید که با اقداماتی که غرب میکند، سهمی هم درایران بشما خواهد داد وندانستید که ایران لیبی نیست!
مجددا :
دراین راستا نیز شاهد هستیم که رژیم آخوندی با گسیل نیروهای نیابتی خود مانند «حزب الله، عصائب و حشد الشعبی و یا نیروهای جهادی از سوریه» و نیز گسیل نیرو تحت عنوان «کارمندان هلال احمر» که تماما ازسوی نیروی تروریستی قدس حمایت می شوند، برآتش جنگ میان قبایل و گروه ها در لیبی افزوده است “.
نیروهای تروریستی سوری اعزام شده به لیبی ، ازطرف ترکیه است وایران نه تنها زمام امور این قبیل نیروها را دردست ندارد، بلکه درحال مبارزه ی جانانه با آنها در سوریه است.
شما مثل خود رجوی، دروغ را دروقیحانه ترین شکل ممکن مطرح کرده ومیخواهید گناه دیگران رابه گردن ایرانی بیاندازید که بالیبی فاصله ی جغرافیایی زیادی داشته وکشوری نیست که دراقصی نقاط جهان پایگاه داشته باشد.
همچنین:
سخن از شکافی است که اکنون میان «دولت وفاق ملی» در طرابلس و «ژنرال حفتر» یا همان «ارتش ملی» ایجاد گردیده و در سایه این شکاف ولی فقیه نیز تلاش دارد تا نقش مخرب خود را برای برهم زدن تعادل قوا و النهایه بدست گرفتن بخشی از قدرت سیاسی در این کشور ایفا نماید “.
البته ایران مثل سایر کشورها اقداماتی بنفع منافع ملی خود که مسلما باید مشروع باشد ، انجام خواهد داد ولی موقعیت ایران از هر حیث وهر جهت چنان نیست که بخواهد سهمی ازقدرت را درلیبی بدست آورد.
ما کشوری وسیع با امکانات بالقوه ی زیادی داریم و میباست اینها رابه فعل تبدیل کرده وضمن تامین بهتر معاش مردم خود ، ازامنیت ملی مان دفاع شایسته ای بکنیم که این کار با سرگرم شدن درلیبی که چندان هم دردسترس مانیست ، نمیخواند والبته تحرکات دیپلماتیک در جهان کار همه ی دولت ها وازجمله دولتهای ضعیف تر از ماست واین امر قباحتی ندارد!
قباحت خاص مجاهدین ومریدان رجوی است که چشم در چشم مادروغ گفته ومیخواهند به گسترش ایران هراسی کمک کرده و نهایت وابستگی خود به نظام سلطه وتابعیت را ثابت کنند.
وحید

خروج از نسخه موبایل