بررسی عملیات فروغ جاویدان از جنبه نظامی – قسمت اول

مرداد ماه هر سال یادآور تلخ ترین تراژدی مجاهدین یا همان عملیات دروغ جاویدان است. تحلیل های زیادی از این حادثه غم بار ارائه شده است. در مطلب پیش رو قصد داریم عملیات را از جنبه نظامی مورد بررسی قرار بدهیم:

درست یک ماه بعد از عملیات چلچراغ به ما گفته شد که شرایطی مهیا شده است و می خواهیم وارد عملیات دیگری شویم. ما که جدید الورود بودیم و در قرارگاه سردار موسوم به خیابانی مستقر بودیم جهت آمادگی و آماده سازی به قرارگاه اشرف آمدیم. تمامیت به اصطلاح ارتش وارد آماده سازی شده بود. من هم در این پروژه وارد عمل شدم. از صبح تا پاسی از شب مشغول کار بودیم. در همان ایام یکی از روزها ما را صدا کردند و گفتند لباس مرتب بپوشید جهت توجیه عملیات به سالن اجتماعات می رویم. این خبر برای من غیر منتظره بود! برای اولین بار از نزدیک مسعود رجوی را می دیدم. شناخت من از سازمان نظری بود. در هر حال شور و شعف وصف ناپذیری داشتم، احساسات من به سازمان پاک بود، غافل از طینت و ذات ناپاک رهبری سازمان مجاهدین خلق.

این را باید بگویم که بعد از انقلاب ایدئولوژیک سال 1364 دفتر سیاسی و مرکزیت سازمان منحل شد. سازمان تحت هژمونی تام و تمام رجوی قرار گرفت. در درون سازمان کسی جرات عرض اندام نداشت. نفر شماره دو سازمان علی زرکش با خط و خطوط رجوی مخالف بود. سطح او را پایین کشیدند و در نهایت در عملیات دروغ جاویدان سر به نیست کردند. بقیه اعضای با سابقه یک دست مجیزگوی رجوی بودند الا انگشت شماری از آنها که به نوعی سر به نیست شدند. می خواهم بگویم عملیات فروغ جاویدان با حماقت محض شخص رجوی صورت گرفت. رجوی وقتی فهمید ایران قطعنامه 598 را پذیرفته هول شد و پا برهنه به ملاقات صدام شتافت و با خودش فکر کرد تا قرارداد منعقد نشده راه نفسش را باز کند تا خفه نشود. ابدا فکر نمی کرد روزی ایران قطعنامه را قبول کند و پای آتش بس بیاید.

رجوی جهت برون رفت از شرایطی که برایش پیش آمده بود با صدام وارد مذاکره شد. عملیات دروغ جاویدان را به صدام تحمیل کرد. در واقع مخ صدام را هم زد و تا قبل از انعقاد قرارداد رسمی در سازمان ملل که وقت زیادی هم نداشت برای خودش زمان خرید و در مرداد 67 با تمام قوا و با هدف ساقط کردن حکومت ایران تنها در عرض یکی و دو روز به قول خودش با تاکتیک برق آسا به ایران حمله کرد! با وجود این که به لحاظ هوایی و توپخانه ای از طرف صدام پشتیبانی می شد در نهایت در تنگه چارزبر ستون سازمان متوقف شدند و نتوانستند تنگه را رد کنند و در این عملیات شکست سختی خوردند و به گفته خودشان 1400 کشته و تعداد بسیار زیادی مجروح و مفقود به جای گذاشتند. رجوی بعد از دو و سه روز درگیری مجبور شد فرمان عقب نشینی دهد و دست از پا درازتر به خاک عراق برگشتند.

ادامه دارد

گلی

خروج از نسخه موبایل