سه‌شنبه, ۳ شهریور , ۱۴۰۵
بر خلاف خواسته مجاهدین خلق باید آزادانه زندگی کنید 02 شهریور 1405
اعضای جداشده خطاب به دوستان سابق

بر خلاف خواسته مجاهدین خلق باید آزادانه زندگی کنید

صمد اسکندری و کمند علی عزیزی اعضای نجات یافته از گروه تروریستی مجاهدین خلق که پس از آزادی با هم رابطه فامیلی برقرار کردند در یک روز تعطیل به اتفاق خانواده دورهمی صمیمی در فضای آزاد عاری از جبر و دستورات پوشالی سران مجاهدین را تجربه کردند. بر خلاف میل سران پلید گروه مجاهدین خلق […]

یک روز فوتبالی در قائمشهر به همراه پسرم 28 مرداد 1405
آزادی همین است

یک روز فوتبالی در قائمشهر به همراه پسرم

تیم فوتبال استقلال تهران در لیگ برتر ایران به مصاف تیم نساجی قائمشهر رفت، به همین خاطر به همراه پسرم برای دیدن این بازی به قائمشهر رفتیم. بدون هیچ مشکلی وارد استادیوم شدیم. وقتی وارد شدیم با جمعیت انبوهی از هواداران دو تیم مواجه شدیم که تیم محبوبشان را تشویق می کردند. وقتی بازی شروع […]

پیام مجید محمدی به دوستان سابق در اشرف سه 27 مرداد 1405
انشاالله روزی شما رو در جمع خودمان ببینم

پیام مجید محمدی به دوستان سابق در اشرف سه

آقای مجید محمدی به ما افتخار دادید و خوش آمدید به این جنگل که زیباترین است. شما بفرمائید چه پیامی برای دوستانتان در آلبانی دارید ؟ با سلام و عرض ارادت. من مجید محمدی مدت بیست سال در سازمان مجاهدین خلق بودم. من اکنون مدت سیزده سال هستش که از گروه مجاهدین خارج شدم. در حال […]

روایت یک عضو جداشده بلوچ از سال‌های حضور در سازمان مجاهدین خلق 20 مرداد 1405
از نیک‌شهر تا پشت دیوارهای تشکیلات

روایت یک عضو جداشده بلوچ از سال‌های حضور در سازمان مجاهدین خلق

گفت‌وگوی اختصاصی با آقای محمد بلوچی از اعضای جداشده سازمان تروریستی مجاهدین خلق درباره‌ فریب در جذب نیرو، سال‌های دوری از خانواده، فشارهای تشکیلاتی و واقعیت‌هایی که پس از ورود به سازمان با آن روبه‌رو شد. در مناطق مختلف ایران، افراد زیادی با وعده‌هایی متفاوت جذب این جریان منحرف سیاسی و تشکیلاتی شده‌اند؛ همه کسانی […]

تحقق رویاهای انسانی پس از رهایی از مجاهدین 14 مرداد 1405
قابل توجه دوستانم در آلبانی

تحقق رویاهای انسانی پس از رهایی از مجاهدین

من در سال 1383 از سازمان جدا شدم ، درست است که این جدایی سختی هایی داشت چون مجبور بودم از صفر شروع کردم ولی الان خوشبختانه زندگی روال عادی خودش را طی می کند. داستان اینجا بهتر می شود که بزرگ شدن فرزندان خود را ببینی و حسرت بدل نباشی. امروز دخترم کوثر آخرین […]

رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد 04 مرداد 1405
پس از جدایی، طعم آزادی را چشیدم

رجوی با نیازهای طبیعی افراد مخالفت می کرد

زمانی که برای تفریح همراه خانواده بیرون می رویم خاطرات بد دورانی که در پادگان اشرف بودم به ذهنم می آید. در پادگان اشرف از تفریح و رفاه خبری نبود. یک حصار بسته که دور تا دورش بیابان بود. در پادگان اشرف پارکی احداث کرده بودند بنام پارک مریم که به همه چیز شباهت داشت […]

پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی 09 تیر 1405
چند کلامی تامل برانگیز

پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی

سلام دوستان، سلام عزیزانی که به رهایی تان از تشکیلات سیاه و بازدارنده رجوی امیدوارم و به تحقیق میدانم یکایک شما و خانواده های دردمند و چشم انتظارتان رهایی تان را آرزو میکنید و با تمام وجود می خواهید که از زندان مرئی و نامرئی جسم و جان و روح و روان رجوی به پرواز […]

همراه با دخترم نیایش در محرم 1405 31 خرداد 1405
خط بطلانی بر اندیشه های رجوی

همراه با دخترم نیایش در محرم 1405

21 سال بعد از جدایی از تشکیلات مجاهدین خلق و بازگشت به کانون گرم خانواده، روز پنجشنبه 28 خرداد ماه در هوای گرم شهر اهواز این سعادت به من دست داد تا در کنار خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات رجوی در مراسم عزاداری سالار شهیدان و سرور آزادگان امام حسین شرکت کنم. اگر چه […]

در تشکیلات مجاهدین جشن تولد معنی نداشت 26 خرداد 1405
محرومیت برای اعضاء

در تشکیلات مجاهدین جشن تولد معنی نداشت

خانواده ام روز تولدم بیست خرداد ماه سال 1405 برای من جشن تولد گرفتند . همسرم از از من سئوال کرد در پادگان اشرف که بودی برای شما جشن تولد می گرفتند که در جواب گفتم خیر. در ادامه گفتم رجوی و سرانش مثل برده از ما کار می کشیدند و در پادگان اشرف رجوی […]

جشن تولد در تشکیلات مجاهدین ممنوع بود 11 خرداد 1405
به مناسبت تولد شصت و یک سالگی ام

جشن تولد در تشکیلات مجاهدین ممنوع بود

امسال همسرم در شب تولدم نهم خرداد در جمعی از اعضای خانواده و دوستان جان برایم جشن تولد گرفت و در رستورانی از آنان پذیرایی کرد. متعاقبا با تدارک کیک تولد به توصیه خودشان نیمه شب به دفتر انجمن نجات رفتیم تا آنچه که در ذهن شان در نظر داشتند به اجرا بگذراند. در ادامه […]

چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم؟- قسمت پایانی 11 خرداد 1405
در میان خانواده بزرگ نجات

چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم؟- قسمت پایانی

طبق توصیه های مژگان پارسایی در جریان ملاقات خانواده ها با وابستگان خود می بایست چهارنفر از اعضای وفادار به رجوی در پوش نفرات پذیرایی، روند ملاقات را کنترل می کردند و کلیه صحبت ها را شنود می کردند. به اعضا تاکید شده بود نباید با اعضای خانواده ها برخوردهای عاطفی و احساسی داشته باشند. […]

از روزهای رهایی و باز گشتم به وطن 10 خرداد 1405
به یاد خرداد 1390

از روزهای رهایی و باز گشتم به وطن

بعد از سالها اسارت و بندگی در تشکیلات رجوی، بالاخره در اردیبهشت 90 موفق شدم به همراه یکی از دوستانم از تشکیلات رجوی فرار کنم. بعد از آزادی، در هتل مهاجر بغداد مستقر شدم. برای اولین بار با خانواده ام در ایران تماس برقرار کردم. در کمال تعجب وقتی خانواده ام بعد از سالها صدایم […]

blank
blank
blank