<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/دیپلماسی-مجاهدین-در-آویختن-بیگانگان</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 11 Jul 2026 06:34:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/دیپلماسی-مجاهدین-در-آویختن-بیگانگان</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>از تشکیل دولت موقت تا انتشار یاوه‌های مستأصلانه ترامپ</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69076</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69076?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2026 06:34:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69076</guid>

					<description><![CDATA[<p>چهارماه از جنایت آمریکا در تجاوز به خاک کشورمان گذشت و در این مدت، شکست چندجانبه آمریکا برای همه جهانیان آشکار شد و ایران در صدر کشورهای محبوب ملت‌ها قرار گرفت و روسیاهی به تمامی جریان‌های برانداز و ضدانقلاب ماند. همزمان با ترور سبعانه رهبر ایران به همراه نوه خردسال و خانواده‌اش و نیز کشتار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69076">از تشکیل دولت موقت تا انتشار یاوه‌های مستأصلانه ترامپ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چهارماه از جنایت آمریکا در تجاوز به خاک کشورمان گذشت و در این مدت، شکست چندجانبه آمریکا برای همه جهانیان آشکار شد و ایران در صدر کشورهای محبوب ملت‌ها قرار گرفت و روسیاهی به تمامی جریان‌های برانداز و ضدانقلاب ماند.</p>
<p>همزمان با ترور سبعانه رهبر ایران به همراه نوه خردسال و خانواده‌اش و نیز کشتار کودکان میناب که خشم تمام مردم جهان، از جمله مردم آمریکا را در پی داشت، مریم رجوی (که در همان ایام مشغول دسیسه‌چینی و گرا دادن به رژیم تروریستی آمریکا و اسرائیل برای این جنایت بزرگ بود)، با حماقت عجیبی به صحنه آمد و متوهمانه تشکیل &#8220;دولت موقت&#8221; را اعلام کرد و از ایرانیان خواست تا به خیابان بیایند تا به‌زعم وی، کشتارهای 18 دی را تکرار کنند. البته مردم و جوانان ایران هم دست رد بر سینه این ملکه ترور نزدند و تمام عیار به خیابان‌ها آمدند تا از کشور و نظام خود در برابر دشمنان خارجی و مزدوران آنها دفاع کنند.</p>
<p>از آن پس، مریم -که همچون کارفرمای صهیونیست خودش تصور سقوط چند روزه جمهوری‌اسلامی را داشت- به تکاپو افتاد تا به مرور فریب‌خوردگان اجاره‌ای خود در ایران را برای فعالیت تبلیغی، جاسوسی و در صورت امکان حرکات تروریستی تشویق کند و کنترل امور را بدست گیرد. هرچند ایادی وی در داخل جز اقدامات جاسوسی و تبلیغی موفق به انجام کار دیگری نشدند، ولی در خارج کشور دست به لابی‌گری، برگزاری کنفرانس و حمله به سفارتخانه‌ها زدند که نهایتاً به جایی نرسید و پروژه ساقط کردن و اشغال ایران از سوی آمریکا به مرور شکست خورد و جهانیان دست به دهان ماندند و روسیاهی به مزدوران موساد و سیا از جمله مریم رجوی و رضا پهلوی ماند و در خارج کشور به جان یکدیگر افتادند.</p>
<p>اکنون بیش از چهار ماه از شهادت رهبر ایران و هزاران هموطن عزیز می‌گذرد، اما جز حسرت و آه بر دل جریان‌های ضدانقلاب باقی نمانده است. در عوض کشورمان ایران روز به روز پرافتخارتر و سربلندتر شده است و مردم ما نیز در چشم جهانیان همچون قهرمانانی جلوه‌گر شده‌اند که با مقاومت خویش، امپراتوری آمریکا و رژیم صهیونیستی را به زانو درآورده‌اند. امروز مردم ایران به هرکشوری سفر می‌کنند، نسبت به آنان با عزت و احترام برخورد می‌شود و مردم سایر کشورها نیز با هیجان خاصی به ایران می‌آیند تا شکوه و عظمت مردم بپاخاسته را از نزدیک ببینند و برای شهدای آن، بویژه رهبر و کودکان میناب، ادای احترام کنند. کشوری که قرار بود از سوی دشمن آمریکایی/صهیونی منزوی و تجزیه و نابود شود، اکنون در صدر کشورهای مقاوم قرار گرفته و از آن به عنوان چهارمین قدرت جهانی یاد می‌شود. لقبی که محصول خون هزاران شهید و سردارانی است که به جای تسلیم، مسیر استقامت را در پیش گرفتند و جان فدای تمامیت میهن کردند.</p>
<p>اما در نقطه مقابل، مریم رجوی را مشاهده می‌کنیم که از &#8220;اعلام تشکیل دولت موقت&#8221;، به نقطه‌ای از درماندگی و ذلت رسیده که مجبور است برای دلداری دادن به نیروهای خود، یاوه‌های ترامپ را سرتیتر اصلی تبلیغات خود کند و فعالیت کودکانه‌ &#8220;کانون شورشی&#8221; اش، مثل انداختن صدا روی خطوط صوتی خیابان و یا هک کردن چند سایت کوچک محلی را به‌عنوان دستاورد مهم به خورد هواداران ساده‌لوح بدهد و قدرتنمایی کند. کسی هم نمی‌تواند از او بپرسد چه بر سر دولت موقت آمد؟</p>
<div id="attachment_69077" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69077" class="size-full wp-image-69077" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Trump-20260711.jpg" alt="ترامپ و مریم رجوی" width="700" height="423" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Trump-20260711.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Trump-20260711-300x181.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69077" class="wp-caption-text">یاوه های ترامپ و مریم رجوی</p></div>
<p>البته این اولین بار نیست که مجاهدین تشکیل دولت موقت را اعلام و بعد به فراموشی می‌سپارند. اولین بار در تابستان 1360 مسعود از ایران گریخت و برپایی چنین دولتی را اعلام کرد و به جایی نرسید. دومین بار در عملیات فروغ جاویدان می‌خواست به محض تسخیر کرمانشاه، دولت موقت اعلام کند، اما در تنگه چهارزبر وارد تله شد و برای همیشه درهم شکست.</p>
<p>شکست پروژه ویرانسازی کشورمان از سوی آمریکا و ایادی‌اش، چیزهای زیادی را در ایران و منطقه و جهان تغییر خواهد داد و زمینه‌ساز فروپاشی بسیاری از جریان‌های ضدایرانی خواهد شد. اما لازمه‌ی آن هوشیاری ایرانیان پیرامون فعالیت رسانه‌ای و مجازی تشکیلات رجوی و سایر گروه‌های تروریستی است تا فرصت عرض اندام نداشته باشند.</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69076">از تشکیل دولت موقت تا انتشار یاوه‌های مستأصلانه ترامپ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69076/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه مجاهدین خلق با سیاستمداران فاسد جهانی همسو می‌شوند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69045</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69045?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jul 2026 10:10:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69045</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین خلق تا سال ۲۰۱۲ توسط ایالات متحده و تا سال ۲۰۰۹ توسط اتحادیه اروپا رسماً به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می‌شد. پس از آن نیز، همواره کارشناسان دانشگاهی، روزنامه‌نگاران و گزارش‌های اطلاعاتی دولتی اغلب این گروه را به دلیل سابقه خشونت و ترور، سلسله مراتب داخلی سختگیرانه، وفاداری اجباری به رهبری آن و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69045">چگونه مجاهدین خلق با سیاستمداران فاسد جهانی همسو می‌شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجاهدین خلق تا سال ۲۰۱۲ توسط ایالات متحده و تا سال ۲۰۰۹ توسط اتحادیه اروپا رسماً به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می‌شد. پس از آن نیز، همواره کارشناسان دانشگاهی، روزنامه‌نگاران و گزارش‌های اطلاعاتی دولتی اغلب این گروه را به دلیل سابقه خشونت و ترور، سلسله مراتب داخلی سختگیرانه، وفاداری اجباری به رهبری آن و نقض حقوق اعضا، به عنوان یک سازمان فرقه‌مانند با سوابق تروریستی توصیف می‌کنند.<br />
در مقابل، مجاهدین خلق برای بازسازی چهره جهانی خود و کسب مشروعیت سیاسی، یک شبکه لابی‌گری بین‌المللی چند میلیون دلاری را پیش می‌برد. این گروه به جای تکیه بر پایگاه سنتی مردمی، به شدت به مشوق‌های مالی &#8211; از جمله دستمزدهای گزاف سخنرانی، کمک‌های مالی انتخاباتی و سفرهای لوکس رایگان &#8211; برای به دست آوردن حمایت سیاستمداران خارجی متکی است. این رویکرد معامله‌گرایانه اغلب چهره‌های سیاسی فرصت‌طلب را جذب می‌کند که بسیاری از آنها به طور جداگانه در کشورهای خود با تحت پیگردهای قضایی و محکومیت به دلیل فساد مالی، رشوه‌خواری و لابی‌گری غیرقانونی خارجی مواجه شده‌اند. شبکه لابی‌گری مجاهدین خلق شامل الگویی است که حامیان مالی فاسد خارجی را از بغداد تا واشنگتن در بر گرفته است.</p>
<h3>دستگیری عالیه نصیف جاسم با ۱۵ میلیون دلار پول نقد</h3>
<p>عالیه نصیف نماینده سابق و برجسته پارلمان عراق است. در اواخر ژوئن ۲۰۲۶، او و پسرش در بغداد به عنوان بخشی از یک عملیات گسترده و سراسری مبارزه با فساد به دستور نخست وزیر علی الزیدی بازداشت شدند. مقامات بیش از ۲۰ میلیارد دینار عراقی (تقریباً ۱۵.۵ میلیون دلار) و مقادیری طلا در محل سکونت او پیدا کردند.<br />
از نظر تاریخی، نام نصیف در گزارش‌های سیاسی پیرامون تعاملات عراق با مجاهدین خلق مطرح شده است. در زمینه‌های ژئوپلیتیکی گذشته، به ویژه در مورد خروج ایالات متحده و موضع در حال تحول بغداد در مورد جناح‌های تحت حمایت ایران، ناظران و تحلیلگران اطلاعاتی، همسویی‌های سیاسی او با این گروه را زیر نظر داشته‌اند. پس از دستگیری او، دادگاه‌های مدنی عراق نیز در اواخر ژوئن ۲۰۲۶ به او دستور دادند که به دلیل اظهارات افتراآمیز رسانه‌ای، به یک مقام وزارت کشور خسارت بپردازد. دوران حضور مجاهدین در عراق در رسانه‌های این تشکیلات بارها از نصیف به عنوان یکی حامیان عراقی گروه یاد شد.</p>
<h3>متحد اروپایی پر سر و صدای مجاهدین خلق</h3>
<p>آلخو ویدال-کوادراس نایب رئیس سابق پارلمان اروپا و رهبر برجسته محافظه‌کار اسپانیا، از حامیان سرسخت مجاهدین خلق است. در سال ۲۰۱۳، یک تحقیق گسترده نشان داد که حزب سیاسی راست افراطی ویدال-کوادراس، وکس، به شدت توسط پول‌های خارجی تأمین مالی می‌شود. بیش از یک میلیون یورو بودجه انتخاباتی توسط یک گروه مخالف ایرانی به این حزب منتقل شده است که منظور مجاهدین خلق بوده است. ویدال-کوادراس بعداً توضیح داد که این بودجه در واقع از طریق او برای راه‌اندازی حزب صرف شده است.<br />
ویدال-کوادراس یکی از ریشه دارترین و پرسروصداترین حامیان اروپایی مجاهدین خلق است. او دهه‌ها کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت (ISJ) مستقر در بروکسل را برای لابی‌گری برای به اصطلاح شورای ملی مقاومت ایران (NCRI)، ویترین سیاسی مجاهدین خلق، اداره می‌کرد.</p>
<h3>&#8220;باب شمش طلا&#8221;</h3>
<p>در ایالات متحده، سناتور سابق رابرت (باب) منندز، ملقب به &#8220;باب شمش طلا&#8221;، رئیس قدرتمند سابق کمیته روابط خارجی سنا، در ژوئیه ۲۰۲۴ به ۱۶ فقره جرم فدرال محکوم شد. در ژانویه ۲۰۲۵، او به ۱۱ سال زندان فدرال محکوم شد. اف‌بی‌آی به خانه او حمله کرد و صدها هزار دلار پول نقد مخفی، خودروهای لوکس و بیش از ۱۰۰۰۰۰ دلار شمش طلای خالص پیدا کرد. او به جرم دریافت این رشوه‌ها برای فعالیت به عنوان یک عامل خارجی غیرقانونی برای مصر و قطر و محافظت از بازرگانان فاسد محکوم شد.<br />
منندز، علاوه بر معاملات غیرقانونی خود با سایر دولت‌های خارجی، مدت‌ها مدافع سرسخت مجاهدین خلق در کنگره بود. او مرتباً در رویدادهایی که توسط سازمان جوامع ایرانی-آمریکایی (OIAC) &#8211; بازوی اصلی مجاهدین خلق در ایالات متحده &#8211; برگزار می‌شد، سخنرانی می‌کرد و به شدت از طرف این گروه در وزارت امور خارجه لابی می‌کرد. به دلیل حمایت سیاسی و تبلیغاتی فعال او از این گروه، ایران رسماً منندز را در فهرست سیاه تحریم‌های تروریستی خود قرار داد.</p>
<h3>حساب‌های بانکی فربه شهردار جیولیانی</h3>
<p>شهردار سابق نیویورک و مشاور رئیس جمهور پس از صدور حکمی برای جرم ۱۴۸ میلیون دلاری در رابطه با دخالت در انتخابات، اعلام ورشکستگی کرد. در حالی که جرائم قانونی اصلی او ناشی از کیفرخواست‌های توطئه انتخاباتی است، بازرسان فدرال بارها کسب و کار مشاوره و معاملات پولی خارجی مبهم او را تحت قانون ثبت عوامل خارجی (FARA) مورد تحقیقات قرار داده‌اند.<br />
جولیانی به عنوان یکی از مشهورترین و پردرآمدترین نمایندگان آمریکایی مجاهدین خلق به این تشکیلات خدمت می‌کرد. سال‌ها، او به مقر مجاهدین خلق در آلبانی و تجمعات پاریس پرواز می‌کرد و در کنار مریم رجوی، رهبر مجاهدین خلق، خواستار &#8220;تغییر رژیم&#8221; می‌شد. او آشکارا اعتراف کرد که از شبکه مجاهدین خلق هزینه‌های گزافی برای سخنرانی دریافت می‌کرد و به طور معمول ده‌ها هزار دلار برای هر سخنرانی برای لابی در دولت ایالات متحده برای مشروعیت بخشیدن به این گروه دریافت می‌کرد.</p>
<p>مزدا پارسی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69045">چگونه مجاهدین خلق با سیاستمداران فاسد جهانی همسو می‌شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69045/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حامیان مریم رجوی، دشمن ایرانیان و فلسطینی ها</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69011</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69011?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Jul 2026 06:24:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69011</guid>

					<description><![CDATA[<p>روز دوم تیر دستگاه تبلیغاتی و تلویزیون مجاهدین خلق با آب و تاب خبر نخست وزیر شدن مجدد یکی از حامیان خود در اسلوونی به نام &#8220;یانس یانشا&#8221; را منتشر کردند و در آن خبر تاکید کردند که وی حامی قاطع آنها می باشد. سپس در ادامه این خبر با ذوق و شوق متن کامل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69011">حامیان مریم رجوی، دشمن ایرانیان و فلسطینی ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>روز دوم تیر دستگاه تبلیغاتی و تلویزیون مجاهدین خلق با آب و تاب خبر نخست وزیر شدن مجدد یکی از حامیان خود در اسلوونی به نام &#8220;یانس یانشا&#8221; را منتشر کردند و در آن خبر تاکید کردند که وی حامی قاطع آنها می باشد.</p>
<p>سپس در ادامه این خبر با ذوق و شوق متن کامل سخنرانی یانس یانشا در برنامه سالانه مجاهدین خلق در سال 1403 را منتشر نمودند.</p>
<div id="attachment_69012" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-69012" class="size-full wp-image-69012" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Janez-Jansa-2.jpg" alt="یانس یانشا" width="700" height="408" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Janez-Jansa-2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Janez-Jansa-2-300x175.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-69012" class="wp-caption-text">یانس یانشا</p></div>
<p>هنوز یک هفته از آن ذوق کردن مریم رجوی نگذشته بود که روز 8 تیر رسانه یورونیوز، خبری درباره این فرد با این تیتر منتشر نمود &#8220;نخست‌وزیر جدید اسلوونی: به‌رسمیت شناختن کشور فلسطین را لغو می‌کنیم؛ سفارت به بیت‌المقدس منتقل می‌شود&#8221;. در متن خبر آمده است &#8220;نخست وزیر جدید، اسلوونی قصد دارد روابط بین لیبلیانا و تل آویو را تقویت کند و در این راستا اعلام کرد که تصمیم دولت پیشین مبنی بر به رسمیت شناخت کشور فلسطین را لغو خواهد کرد.<br />
او در جریان گفتگو با یک روزنامه اسرائیلی، ضمن اعلام این خبر، از قصدش برای انتقال سفارت اسلوونی از تل آویو به بین المقدس خبر داد.&#8221;</p>
<p>یعنی اولین کار این حامی قاطع مریم رجوی این است که حق مردم فلسطین که دولت قبل از او به رسمیت شناخته بود را زیر پا گذشته و سفارتش را به بیت المقدس که حتی بر اساس قطعنامه های سازمان ملل بخشی از کشور فلسطین است (و به همین دلیل هم علیرغم درخواست های اسرائیل، به جز چند کشور محدود، بقیه کشورهای جهان حاضر به انتقال سفارت خود به بیت المقدس نیستند) منتقل نماید تا یکی بودن خود با دولت نسل کش اسرائیل که از دست زدن به هر نوع جنایت جنگی و غیر جنگی ابایی ندارد را اعلام نماید.<br />
مدتی قبل &#8220;جان کنت&#8221; مدیر مرکز ضد تروریسم آژانس امنیت ملی آمریکا که در اعتراض به حمله و جنگ غیر قابل توجیه آمریکا علیه ایران استعفا داده بود، در صحبت هایش مطالبی با این مضمون گفته بود که مقامات اسرائیل با نفوذی که در آمریکا داشتند به عمد این خبر را منتشر می کردند که ایران به دنبال سلاح هسته ای است و تهدیدی برای آمریکا به شمار می آید. هدف آنها از رواج دادن این اخبار دروغ این بود که آمریکا را به جنگ با ایران بکشانند.</p>
<p>با صحبت های او اولین چیزی که برای من تداعی شد این بود که &#8220;دست باز مجاهدین خلق در انجام 133 کنفرانس درباره برنامه هسته ای ایران و القاء این دروغ که ایران به دنبال بمب اتمی است&#8221; دقیقاً خط اسرائیل بوده و به همین دلیل هم مجاهدین خلق به راحتی آب خوردن در واشنگتن کنفرانس برگزار می کردند. دقت کنید که 133 کنفرانس برای یک موضوع حتی برای بزرگترین دولت ها عدد خیلی بزرگی است چه رسد به یک گروه منفور در بین مردم که سر و ته آن به اندازه ساکنان یک آسمان خراش در واشنگتن نیست. بنابراین بی شک همان اسرائیلی ها که می خواستند آمریکا را به جنگ با ایران بکشانند با لابی های شان به مجاهدین خلق در قلب آمریکا دست باز دادند. حالا هم که یانس یانشا یا به قول خود مجاهدین خلق &#8220;حامی قاطع&#8221; شان، نشان داد مطلقا اسرائیلی است. با کنار هم گذاشتن این مطالب می شود بهتر متوجه شد که پشت مجاهدین خلق برای انجام کنفرانس ها و برنامه های شان چه کسانی قرار دارند.</p>
<p>بی شک حمایت یانشا و امثال او از مجاهدین خلق در چارچوب قرار داشتن مریم رجوی در خدمت نسل کش های اسرائیلی و خدمت مریم رجوی برای زمینه سازی حمله آمریکا و اسرائیل با ایران است. بقیه حامیان خارجی مریم رجوی نیز از همین قماش هستند یعنی در خدمت اسرائیل و دشمن مردم ایران و فلسطین.</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69011">حامیان مریم رجوی، دشمن ایرانیان و فلسطینی ها</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69011/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فعالیت‌های تبلیغی سازمان مجاهدین و اهداف آن، رسانه‌های مستقل چه می گویند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68969</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68969?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 10:12:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[پول شویی و کلاهبرداری در فرقه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68969</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق هر ساله ده‌ها اجلاس، تجمع و راهپیمایی کوچک و بزرگ را به نام شورای ملی مقاومت برنامه‌ریزی و سازماندهی می‌کند. در برخی از این برنامه‌ها از تعدادی شخصیت‌های خارجی، که اغلب سیاستمداران بازنشسته از کشورهای اروپایی و آمریکا هستند، دعوت می‌شود. در روزهای اخیر &#8220;گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶ &#8211; پیش به‌سوی جمهوری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68969">فعالیت‌های تبلیغی سازمان مجاهدین و اهداف آن، رسانه‌های مستقل چه می گویند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق هر ساله ده‌ها اجلاس، تجمع و راهپیمایی کوچک و بزرگ را به نام شورای ملی مقاومت برنامه‌ریزی و سازماندهی می‌کند. در برخی از این برنامه‌ها از تعدادی شخصیت‌های خارجی، که اغلب سیاستمداران بازنشسته از کشورهای اروپایی و آمریکا هستند، دعوت می‌شود.</p>
<p>در روزهای اخیر &#8220;گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶ &#8211; پیش به‌سوی جمهوری دموکراتیک&#8221; توسط شورای ملی مقاومت ایران – ویترین بیرونی سازمان مجاهدین – در پاریس برگزار شد. در این گردهمایی بر &#8220;طرح ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی برای آینده ایران&#8221; تأکید و از آن حمایت شد.<br />
بخشی از فهرست شخصیت‌ها، مقامات و رهبران سیاسی شرکت‌کننده و سخنران در این اجلاس به شرح زیر است:</p>
<p>شارل میشل: رئیس پیشین شورای اروپا (۲۰۱۹–۲۰۲۴) و نخست‌وزیر پیشین بلژیک.<br />
• بوریس جانسون: نخست‌وزیر بریتانیا (۲۰۱۹–۲۰۲۲).<br />
• جان برکو: رئیس مجلس عوام بریتانیا (۲۰۰۹–۲۰۱۹).<br />
• پتر رومن: نخست‌وزیر رومانی (۱۹۸۹–۱۹۹۱).<br />
• گیر هارده: نخست‌وزیر ایسلند (۲۰۰۶–۲۰۰۹).<br />
• کریستین اریگی: نماینده مجلس ملی فرانسه و رئیس کمیته پارلمانی برای یک ایران دموکراتیک.<br />
• باب بلکمن: نماینده پارلمان بریتانیا و رئیس کمیته بریتانیایی برای ایران آزاد.<br />
• دیوید جونز: وزیر پیشین امور ولز در بریتانیا.<br />
• سفیر رابرت جوزف: معاون پیشین وزیر امور خارجه آمریکا.<br />
• لوئیس فری: مدیر پیشین اف‌بی‌آی (FBI) آمریکا.<br />
• جودی اسگرو: نماینده پارلمان کانادا.<br />
• لیندا چاوز: مدیر پیشین روابط عمومی کاخ سفید.</p>
<p>شخصیت‌های دیگری، از جمله اعضای پارلمان‌های اروپا، ایتالیا، اسپانیا و فرانسه، همچنین مقامات نظامی و امنیتی پیشین آمریکا و ناتو در این برنامه حضور داشتند و با سخنرانی‌های خود از مریم رجوی حمایت کردند.</p>
<h3>تشکیلات، پول، لابی‌گری</h3>
<p>جذب این شخصیت‌ها – و در کل روابط بین‌الملل و رسانه‌ای سازمان مجاهدین – محصول چند دهه کار فشرده و سخت، تلاش مستمر تشکیلاتی، لابی‌گری و صرف پول‌های بسیار هنگفت است.<br />
دستگاه عظیم تبلیغاتی سازمان مجاهدین پیش و پس از این برنامه‌ها، روزهای زیادی را به تبلیغ مفصل دربارهٔ آن اختصاص می‌دهد.<br />
در سال‌های اخیر، دعوت این همه مهمان و پرداخت هزینهٔ سفر و هتل و در مواردی پرداخت پول بابت سخنرانی‌ها، موضوع بسیاری از مقالات و گزارش‌های رسانه‌های مختلف و منتقدان این سازمان بوده است. سازمان مجاهدین هیچ شفافیتی در این مورد ندارد، اما در یک برآورد کلی می‌توان حدس زد که مجموع سالانهٔ این هزینه‌ها از صدها هزار یا چندین میلیون دلار فراتر می‌رود. به دلیل عدم شفافیت سازمان مجاهدین برآورد مستقل و قابل راستی‌آزمایی از این هزینه‌ها در دست نیست.</p>
<h3>اهداف فعالیت‌های تبلیغاتی</h3>
<p>• مطرح کردن سازمان مجاهدین و مریم رجوی به عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی.<br />
• ارائه تصویری روتوش‌شده از سازمان مجاهدین، منطبق با ارزش‌های دموکراتیکی که جهان غرب می‌شناسد.<br />
• مطرح شدن و باقی ماندن در تیتر رسانه‌های کشورهای مختلف و از آن طریق، تغذیه حامیان غیرایرانی از طریق ارسال بولتن‌های خبری و ایمیل و استناد به رسانه‌های معتبر و القای این نظر که گویی مجاهدین قوی بوده و نیرویی مطرح هستند. باید توجه داشت که در بسیاری موارد مجاهدین با پرداخت پول، مقاله، گزارش یا اخبار و اطلاعاتِ مرتبط به خود را در رسانه‌های بزرگ منتشر می‌کنند و سپس اخبار و گزارش‌های منتشرشده در آن رسانه‌ها را در رسانه‌های تبلیغی خود به گونه‌ای بازتاب می‌دهند که گویی منبع اصلی خبر همان رسانه‌های غربی هستند.<br />
• ایجاد کار برای نیروهای تشکیلاتی و هواداران خود و سرگرم نگه داشتن آنان، از طریق این برنامه‌ها، با القای این حس که گویی همه این فعالیت‌ها جزئی از &#8220;مبارزه علیه رژیم&#8221; است.</p>
<h3>یک هدف مهم از دعوت شخصیت‌های خارجی</h3>
<p>جدا از همه آنچه در بالا آمد، سازمان مجاهدین در دعوت از مهمانان و شخصیت‌های خارجی یک هدف مهم دیگر را نیز دنبال می‌کند: انجام کار تبلیغی وسیع پیرامون این برنامه‌ها و القای این حس به ایرانیان و گروه‌های مختلف سیاسی ـ اجتماعی در داخل و خارج کشور که مجاهدین از &#8220;حمایت و اعتبار بین‌المللی&#8221; برخوردار هستند.</p>
<p>وقتی به تیترگذاری و ترجمه متن سخنرانی مهمانان خارجی که رسانه‌های این سازمان منتشر می‌کنند دقت شود، مشاهده می‌شود که مجاهدین عمد دارند از زبان شخصیت‌های خارجی به ایرانیان &#8220;بباورانند&#8221; که این سازمان، تشکیلاتی دموکراتیک است، از حمایت مردمی در ایران برخوردار است و برنامه آنها برای ایران &#8220;عالی&#8221; است.</p>
<p>پرسش مهم این است: چرا سازمان مجاهدین برای قانع کردن مردم ایران درباره ماهیت و حمایت اجتماعی خود این همه از شخصیت‌های خارجی فاکت و نمونه می‌آورد و به آنها &#8220;می‌آویزد&#8221;؟ اگر واقعاً این سازمان در بین مردم ایران پایگاه دارد، چرا ایرانیان از اقشار و با باورهای مختلف در مراسم مجاهدین سخنرانی نمی‌کنند؟</p>
<p>به نظر می‌رسد که خود سازمان مجاهدین بهتر از هر جریان دیگری نسبت به انزوای اجتماعی و تنفر بخش بزرگی از مردم ایران نسبت به خود آگاه است و از همین رو تلاش دارد با &#8220;قسم و آیه&#8221; و با استفاده ابزاری از شخصیت‌های &#8220;خارجی&#8221; به ایرانیان بگوید و بباوراند: &#8220;شما مرا هنوز نشناخته‌اید. ببینید چقدر شخصیت‌های مختلف و شناخته‌شده خارجی با سوابق بالابلند مرا تأیید می‌کنند.&#8221;</p>
<p>به نظر می‌رسد سازمان مجاهدین بر این فرض استوار عمل می‌کند که مردم ایران نسبت به &#8220;خارجی&#8221;، به‌ویژه &#8220;غربی‌ها&#8221;، &#8220;کمبود اعتماد به نفس&#8221; دارند و اگر &#8220;آنها&#8221; بگویند این سازمان &#8220;خوب&#8221; است، پس باید حرف آنها را باور کرد! معنای دیگرش این است: شما (مردم ایران) نمی‌فهمید، آنها (شخصیت‌های خارجی) بهتر از شما می‌فهمند!</p>
<p>این رویکردِ مجاهدین که چند دهه است ادامه دارد، بیش از هر استدلال دیگری اثبات‌کننده انزوای اجتماعی این سازمان در بین مردم ایران است. نتیجه سیاست‌های این سازمان، آن هم علیرغم پول‌پاشی و خرج‌های هنگفت برای برنامه‌های مجلل، این بوده که هر سال رویگردانی اقشار مختلف مردم ایران از این سازمان بیشتر و بیشتر شده است.</p>
<h3>چند نمونه از رسانه‌های مختلف دربارهٔ عدم شفافیت و پول‌پاشی‌های سرسام‌آور سازمان مجاهدین</h3>
<p><strong>&#8211; نشریهٔ آمریکن پُروسپکت (American Prospect)</strong> در تاریخ ۹ مارس ۲۰۱۲ در مقاله‌ای با عنوان &#8220;این همه تبلیغات مجاهدین خلق برای چیست؟&#8221; به بررسی سازمان مجاهدین خلق ایران، منابع مالی آن، اهداف تبلیغاتی این سازمان در آمریکا، دعوت از شخصیت‌های سیاسی برای سخنرانی و پرداخت پول به آنان، و همچنین عدم شفافیت مالی این سازمان می‌پردازد.<br />
مقاله توضیح می‌دهد که چرا در سال ۲۰۱۲ ناگهان حجم زیادی از تبلیغات سازمان مجاهدین خلق در رسانه‌های آمریکایی، به‌ویژه هنگام پوشش انتخابات، ظاهر شد و اینکه این تبلیغات با هدف بهبود تصویر عمومی سازمان و فشار برای حذف نام آن از فهرست سازمان‌های تروریستی وزارت خارجهٔ آمریکا انجام می‌شد.</p>
<p>نویسنده توضیح می‌دهد که کمپین تبلیغاتی مجاهدین بسیار پرهزینه بود و این سازمان برای مشروعیت‌بخشی به خود، از چهره‌های سیاسی و امنیتی سابق آمریکا دعوت می‌کرد تا در نشست‌های آن سخنرانی کنند. بسیاری از این افراد در ازای دریافت مبالغ قابل‌توجه در این نشست‌ها شرکت کرده و از حذف نام مجاهدین از فهرست تروریستی حمایت می‌کردند.</p>
<p>مقاله این روند را نمونه‌ای از لابی‌گری پولی و نفوذ سیاسی می‌داند که می‌تواند سیاست خارجی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. نویسنده تأکید می‌کند که تبلیغات گستردهٔ تلویزیونی مجاهدین در آمریکا – که از طریق آگهی‌های متعدد و پرهزینه پخش می‌شد – تلاشی برای بازسازی برند سیاسی این گروه است. بخش مهمی از مقاله به عدم شفافیت مالی سازمان مجاهدین اختصاص دارد.</p>
<p>نویسنده اشاره می‌کند که مشخص نیست این حجم از هزینه‌های تبلیغاتی و پرداخت‌های کلان به سیاستمداران آمریکایی از چه منابعی تأمین می‌شود. همچنین گزارش می‌دهد که ساختار مالی سازمان، شبکهٔ حامیان و مسیر انتقال پول‌ها ابهام‌آلود است و نهادهای نظارتی آمریکا نیز به دلیل ماهیت فراملی و غیرشفاف این شبکه، امکان بررسی دقیق آن را ندارند. مقاله در پایان نتیجه‌گیری می‌کند که حضور پررنگ تبلیغات مجاهدین در رسانه‌های آمریکا بیشتر ناشی از پول، لابی‌گری و تلاش برای بازسازی تصویر است تا تغییر واقعی در ماهیت، رفتار یا ساختار این گروه.</p>
<p><strong>&#8211; روزنامه اِل‌پائیس (EL PAÍS)</strong> در اسپانیا در گزارشی با عنوان &#8220;یک گروه تبعیدی ایرانی حقوق دو عضو برجسته حزب راست افراطی اسپانیایی وُکس را پرداخت کرد&#8221;، فاش می‌کند که سازمان مجاهدین خلق در سال ۲۰۱۴ مبلغی بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون یورو برای تأسیس و حمایت از حزب راست افراطی وُکس (VOX) در اسپانیا پرداخت کرده است. این منابع مالی که حدود ۸۰ درصد هزینه‌های انتخاباتی اولیهٔ حزب را تأمین می‌کرد، از طریق انتقال‌های مالی متعدد توسط هواداران این سازمان از ۱۵ کشور جهان واریز شده است. ویدال کوادراس، رهبر منطقه‌ای این حزب در کاتالونیا که بعدها نمایندهٔ این حزب در پارلمان اروپا شد، از مهمانان ثابت سازمان مجاهدین است.</p>
<p><strong>&#8211; روزنامهٔ آمریکایی پولیتیکو (Politico)</strong> در تاریخ ۳ مارس ۲۰۲۶ در گزارشی با عنوان &#8220;گروه تبعیدی ایرانی که در این لحظه واشنگتن را به بازی گرفت&#8221; به بررسی نقش سازمان مجاهدین خلق در لابی‌گری و تأثیرگذاری بر سیاست آمریکا می‌پردازد. این گزارش توضیح می‌دهد که چگونه این سازمان طی دو دههٔ گذشته با پرداخت پول به سیاستمداران سابق، استفاده از شرکت‌های روابط عمومی و برگزاری رویدادهای پرهزینه توانسته است در واشنگتن نفوذ ایجاد کند.<br />
پولیتیکو می‌نویسد که مجاهدین با بهره‌گیری از شبکهٔ مالی غیرشفاف و حمایت برخی چهره‌های سیاسی، تلاش کرده‌اند خود را به‌عنوان &#8220;آلترناتیو&#8221; معرفی کنند. گزارش تأکید می‌کند که این سازمان با پرداخت مبالغ بالا برای سخنرانی‌ها و سفرها حمایت سیاسی خریداری کرده و از این طریق تصویر خود را در آمریکا بازسازی کرده است.</p>
<p>این روزنامه در گزارش خود به چند مورد مشخص نیز اشاره می کند، از جمله:<br />
از زمان لغو طبقه‌بندی &#8220;گروه تروریستی&#8221; در سال ۲۰۱۲، شورای ملی مقاومت – طبق اسنادی که به وزارت دادگستری آمریکا ارائه شده – بیش از ۲٫۷ میلیون دلار به شرکت لابی‌گری سناتور پیشین، رابرت توریسلی (دموکرات، نیوجرسی) پرداخت کرده است. شرکت Rosemont Associates دیدارهایی با دیپلمات‌ها و نمایندگان کنگره آمریکا دربارهٔ موضوعات مختلف مربوط به پناهندگان ایرانی در خارج از کشور ترتیب داده و همچنین حضور رسانه‌ای، امضای نامه‌ها و نگارش یادداشت‌های حمایتی در دفاع از سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن را تسهیل کرده است.</p>
<p>بسیاری از سخنرانان برای حضور خود مبالغ قابل‌توجهی دریافت می‌کنند. مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، پس از ترک سمت خود در سال ۲۰۲۱، طبق گزارش‌های مالی ارائه‌شده در جریان کارزار انتخاباتی‌اش، بیش از ۴۰۰ هزار دلار از شورای ملی مقاومت و سازمان‌های وابسته به آن دریافت کرده است. جان بولتون نیز طبق گزارش‌های مالی، در سال ۲۰۱۷ بابت یک سخنرانی در گردهمایی شورای ملی مقاومت در پاریس ۴۰ هزار دلار دریافت کرده است.</p>
<p>پولیتیکو اشاره می‌کند که منابع مالی این فعالیت‌ها همچنان نامشخص است و هیچ نهاد مستقلی نمی‌داند این هزینه‌های سنگین از کجا تأمین می‌شود. در این گزارش آمده است که مجاهدین از افزایش تنش‌های ایران و آمریکا برای تقویت جایگاه خود در واشنگتن استفاده کرده‌اند. پولیتیکو نتیجه می‌گیرد که نفوذ این سازمان در پایتخت آمریکا بیشتر محصول لابی‌گری، پول و روابط عمومی حرفه‌ای است تا برخورداری از پایگاه اجتماعی واقعی در میان ایرانیان.</p>
<h3>اشاره پایانی</h3>
<p>با وجود پول‌پاشی از سوی سازمان مجاهدین در این همه سال، رسانه‌های مستقل و منابع گوناگون از کشورهای مختلف در سال‌های متفاوت، بر عدم شفافیت مالی این گروه، نامعلوم بودن منابع مالی آنها و نامشخص بودن راه کسب آن، تلاش برای لابی‌گری و تأثیرگذاری بر سیاست از طریق پول و نیز نداشتن پایگاه اجتماعی در میان مردم ایران تاکید می‌کنند. منابع بیشتری نیز وجود دارند که برای پرهیز از طولانی شدن مطلب، از آوردن آنها خودداری می‌شود.</p>
<p>ایران گلوبال، حنیف حیدرنژاد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68969">فعالیت‌های تبلیغی سازمان مجاهدین و اهداف آن، رسانه‌های مستقل چه می گویند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68969/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی سازمانی تروریستی پشت تریبون سیاستمداران بازنشسته پنهان می‌شود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68956</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68956?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Jun 2026 07:03:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ماشین تبلیغاتی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ و فریب]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68956</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر ساله سیرک موسوم به کهشکشانِ تروریستهای مجاهدین خلق در اروپا با تبلیغات گسترده برگزار می‌شود؛ مراسمی که برگزارکنندگان آن تلاش می‌کنند از آن تصویری به‌عنوان نمایش حمایت جهانی از خود ارائه دهند. اما نگاهی دقیق به ترکیب سخنرانان، محتوای اظهارات و اهداف سیاسی این نشست‌ها، تصویر متفاوتی را آشکار می‌کند؛ تصویری که بیش از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68956">وقتی سازمانی تروریستی پشت تریبون سیاستمداران بازنشسته پنهان می‌شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هر ساله سیرک موسوم به کهشکشانِ تروریستهای مجاهدین خلق در اروپا با تبلیغات گسترده برگزار می‌شود؛ مراسمی که برگزارکنندگان آن تلاش می‌کنند از آن تصویری به‌عنوان نمایش حمایت جهانی از خود ارائه دهند. اما نگاهی دقیق به ترکیب سخنرانان، محتوای اظهارات و اهداف سیاسی این نشست‌ها، تصویر متفاوتی را آشکار می‌کند؛ تصویری که بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر بحران مشروعیت و کمبود پایگاه اجتماعی است.</p>
<p>امسال نیز همان الگوی تکراری سال‌های گذشته مشاهده شد. ده‌ها مقام سابق، ژنرال های سالخورده بازنشسته، وزیر پیشین، نماینده سابق پارلمان و شخصیت‌هایی که سال‌هاست از مراکز اصلی تصمیم‌گیری کنار رفته‌اند، پشت تریبون قرار گرفتند و از مریم رجوی و سازمان تروریستی اش حمایت کردند. برگزارکنندگان تلاش کردند این حضور را به‌عنوان &#8220;حمایت جامعه جهانی&#8221; معرفی کنند، اما واقعیت آن است که اغلب این افراد نه نماینده دولت‌های خود هستند و نه سخنان آنان الزاماً بیانگر سیاست رسمی کشورهایشان است.</p>
<p>این موضوع یک سؤال اساسی را مطرح می‌کند: اگر مجاهدین خلق واقعاً از حمایت گسترده مردم ایران برخوردار است، چرا برای اثبات جایگاه خود تا این اندازه به چهره‌های سیاسی خارجی وابسته است؟ چرا در هر گردهمایی، به‌جای نمایش پشتوانه اجتماعی در داخل ایران، فهرستی از مقام‌های سابق کشورهای مختلف به نمایش گذاشته می‌شود؟</p>
<p>واقعیت این است که مشروعیت سیاسی را نمی‌توان با تعداد سخنرانان خارجی اندازه‌گیری کرد. مشروعیت از جامعه هدف به‌دست می‌آید. هر جریان سیاسی که مدعی آینده یک کشور است، باید بتواند قدرت خود را در میان مردم همان کشور نشان دهد، نه در سالن‌های کنفرانس اروپا و آمریکا.</p>
<h3>سیرکی که هر سال تکرار می‌شود</h3>
<p>نگاهی به محتوای سخنرانی‌های امسال نشان می‌دهد که تقریباً همه آنها حول چند محور ثابت می‌چرخند؛ تکرار ادعاهای چند دهه گذشته درباره فروپاشی قریب‌الوقوع حاکمیت درایران، تمجید از مریم رجوی، معرفی شورای ملی مقاومت به‌عنوان تنها آلترناتیو و دعوت دولت‌های غربی به افزایش فشار بر ایران.<br />
این روایت‌ها سال‌هاست بدون تغییر تکرار می‌شوند. در هر گردهمایی وعده داده می‌شود که پایان جمهوری اسلامی نزدیک است و ساختار سیاسی ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد. اما گذر زمان نشان داده است که تکرار یک ادعا لزوماً به معنای تحقق آن نیست.<br />
اگر معیار قضاوت عملکرد سیاسی باشد، این پرسش مطرح می‌شود که چرا پیش‌بینی‌های مشابهی که دهه‌هاست مطرح می‌شوند هنوز به نتیجه مورد ادعا نرسیده‌اند؟ چرا هر سال همان شعارها با همان ادبیات و توسط همان شبکه از سخنرانان تکرار می‌شود؟</p>
<h3>ارتش سیاستمداران بازنشسته</h3>
<p>یکی از ویژگی‌های ثابت این گردهمایی‌ها حضور گسترده مقام‌های سابق کشورهای غربی است. وزیران پیشین، ژنرال‌های بازنشسته، نمایندگان سابق پارلمان‌ها و افرادی که سال‌ها از مسئولیت‌های اجرایی کنار رفته‌اند، بخش اصلی سخنرانان این مراسم را تشکیل می‌دهند.<br />
این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که برای بسیاری از این افراد، حضور در نشست‌ها، سخنرانی‌ها و مجامع سیاسی بین‌المللی به بخشی از فعالیت درآمدزا پس از دوران مسئولیت دولتی تبدیل شده است. به همین دلیل، استناد به سخنان آنان به‌عنوان نشانه‌ای از حمایت رسمی دولت‌ها یا ملت‌هایشان، غیر منطقی است.<br />
در واقع، آنچه در این گردهمایی دیده می‌شود بیشتر به شبکه‌ای از سیاستمداران سابق شباهت دارد که در فضای پس از مسئولیت سیاسی خود همچنان در رویدادهای مختلف حضور پیدا می‌کنند، تا نمایندگان واقعی ساختار قدرت در کشورهای متبوعشان.</p>
<h3>ایران و پاسخ به سیاست فشار</h3>
<p>در بخش مهمی از سخنرانی‌ها تلاش شد تصویری از ضعف و ناتوانی ایران ارائه شود. اما واقعیت این است که ایران طی دهه‌های گذشته با شدیدترین تحریم‌ها، فشارهای اقتصادی، عملیات اطلاعاتی، تهدیدهای نظامی و رویارویی‌های منطقه‌ای مواجه بوده و همچنان توانسته ساختار خود را حفظ کند.<br />
از این منظر، بسیاری از شعارهای مطرح‌شده در این نشست‌ها بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدان باشند، بازتاب آرزوهای سیاسی برگزارکنندگان محسوب می‌شوند. همه کسانی که از پشت تریبون‌ها در پایتخت‌های اروپایی درباره آینده ایران سخن می‌گویند، در عمل بارها شاهد بوده‌اند که تحولات منطقه برخلاف پیش‌بینی‌های آنان پیش رفته است.</p>
<h3>مسئله اصلی؛ کمبود پایگاه اجتماعی</h3>
<p>مهم‌ترین چالش سازمان تروریستی مجاهدین خلق، نه جمهوری اسلامی، نه سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ و نه تحولات منطقه باشد؛ بلکه پرسش درباره میزان نفوذ اجتماعی و سیاسی این جریان در داخل ایران است.<br />
هرچه زمان می‌گذرد، گردهمایی‌های این سازمان بیش از پیش بر حمایت خارجی متمرکز می‌شوند. در مقابل، کمتر شاهد ارائه شواهدی از یک پایگاه اجتماعی گسترده و فراگیر در داخل کشور هستیم. همین مسئله باعث شده است، این نشست‌ها نه نمایش قدرت، بلکه تلاشی برای جبران خلأ مشروعیت اجتماعی دیده شوند.</p>
<h3>آینده ایران را چه کسی تعیین می‌کند؟</h3>
<p>مهم‌ترین نکته‌ای که در میان انبوه سخنرانی‌ها گم می‌شود، این واقعیت است که آینده ایران نه در پاریس، نه در بروکسل، نه در لندن و نه در واشنگتن تعیین خواهد شد. سرنوشت ایران را مردم ایران تعیین می‌کنند.<br />
هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند صرفاً با اتکا به حمایت چهره‌های خارجی یا برگزاری گردهمایی‌های پرهزینه، خود را نماینده ملت ایران معرفی کند. تاریخ نشان داده است که مشروعیت سیاسی وارداتی نیست و از بیرون مرزها به دست نمی‌آید.</p>
<p>گردهمایی امسال این تروریست های منفور و مرتجع نیز مانند سال‌های گذشته با انبوهی از شعارها، بیانیه‌ها و سخنرانی‌ها به پایان رسید. اما پرسشی که همچنان بی‌پاسخ مانده این است: اگر این سازمان از آن میزان محبوبیت و نفوذی که مدعی آن است برخوردار است، چرا برای اثبات جایگاه خود همچنان به نمایش حمایت سیاستمداران سابق خارجی نیاز دارد؟<br />
تا زمانی که پاسخ روشنی برای این پرسش وجود نداشته باشد، این گردهمایی‌ها بیش از آنکه نمایش قدرت باشند، یادآور بحران مشروعیتی خواهند بود که برگزارکنندگان سال‌هاست در تلاش برای پنهان کردن آن هستند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68956">وقتی سازمانی تروریستی پشت تریبون سیاستمداران بازنشسته پنهان می‌شود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68956/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق و توهم فروپاشی در اتاق پژواک</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68934</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68934?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 10:05:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68934</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل پیش‌بینی‌های سازمان مجاهدین خلق درباره سرنگونی حکومت ایران از طریق &#8220;حمله خارجی&#8221; را می‌توان به عنوان یک &#8220;مطالعه موردی&#8221; در علوم سیاسی در نظر گرفت که در آن چندین متغیر با هم ترکیب شده و به نتایج نادرست منجر شده‌اند. اگر بخواهیم این موضوع را از زاویه آکادمیک و با تمرکز بر الگوهای رفتاری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68934">مجاهدین خلق و توهم فروپاشی در اتاق پژواک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحلیل پیش‌بینی‌های سازمان مجاهدین خلق درباره سرنگونی حکومت ایران از طریق &#8220;حمله خارجی&#8221; را می‌توان به عنوان یک &#8220;مطالعه موردی&#8221; در علوم سیاسی در نظر گرفت که در آن چندین متغیر با هم ترکیب شده و به نتایج نادرست منجر شده‌اند. اگر بخواهیم این موضوع را از زاویه آکادمیک و با تمرکز بر الگوهای رفتاری این سازمان ارزیابی کنیم، می‌توانیم به چند نقطه کانونی اشاره کنیم:</p>
<h3>الف. خطای &#8220;جبرگراییِ عامل خارجی&#8221;</h3>
<p>این سازمان در دهه‌های اخیر، استراتژی خود را بر پایه &#8220;تغییر از بیرون&#8221; بنا کرد. در علوم سیاسی، این نگاهی است که در آن فاعلیت (Agency)  تغییر به جای جامعه مدنی یا نیروهای داخلی، به بازیگران بین‌المللی واگذار می‌شود.</p>
<p>وقتی یک گروه سیاسی هسته اصلی کنش خود را بر متقاعد کردن قدرت‌های خارجی (امریکا، اسرائیل و غیره) برای حمله یا تحریمِ فلج‌کننده قرار می‌دهد، دچار &#8220;فلج تحلیلی&#8221; می‌شود. این گروه به‌جای رصد تحولات واقعی جامعه و ساختار قدرت، به رصدِ &#8220;لحن و مواضع&#8221; دولتمردان خارجی روی می‌آورد. به همین دلیل، هر بار که دیپلماسی بین‌المللی (مانند تفاهم‌ها یا تغییر دولت‌ها در غرب) مسیر متفاوتی را طی می‌کند، تمام محاسبات استراتژیک این سازمان فرو می‌ریزد.</p>
<h3>ب. پدیده &#8220;حبس در اتاق پژواک&#8221; (Echo Chamber)</h3>
<p>ساختار تشکیلاتی این سازمان به شکلی است که جریان اطلاعات در آن عمودی و کاملاً کنترل‌شده است.</p>
<p>در چنین ساختارهایی، اطلاعاتی که به رهبری می‌رسد، لزوماً واقعیت‌های میدانی نیست، بلکه اطلاعاتی است که &#8220;مطلوب&#8221; رهبری است. این امر باعث می‌شود که تحلیل‌گران سازمان، &#8220;خواسته‌ها&#8221;ی خود را با &#8220;واقعیت‌های&#8221; سیاسی اشتباه بگیرند. وقتی یک سازمان در تبعید، سال‌ها با اخبارِ متناقضِ واقعی مواجه نشود و نقد درون‌سازمانی تعطیل باشد، به‌مرور زمان از واقعیت‌های اجتماعی ایران (مانند تغییرات نسلی، مطالبات لایه‌های مختلف جامعه و پیچیدگی‌های ساختار سیاسی) منقطع شده و دچار نوعی &#8220;توهم مفرط&#8221; در تحلیل می‌شود.</p>
<h3>پ. نادیده گرفتن &#8220;پایگاه اجتماعی&#8221; به عنوان متغیر تعیین‌کننده</h3>
<p>در ادبیات گذار سیاسی، هیچ نیرویی نمی‌تواند بدون پایگاه اجتماعیِ فعال و گسترده، در صورت بروز بحران در ساختار حاکم، قدرت را به دست بگیرد یا هدایت‌گر تغییر باشد.</p>
<p>تحلیل‌های مجاهدین خلق در مورد سرنگونی، همواره این &#8220;متغیر غایب&#8221; (پایگاه اجتماعی) را با &#8220;حجم تبلیغات&#8221; یا &#8220;پتانسیل‌های تشکیلاتیِ درونی خود&#8221; جایگزین کرده‌اند. آنها تصور می‌کردند که با ارائه اطلاعات (هر چند صحیح یا غلط) به سرویس‌های اطلاعاتی غرب، می‌توانند به عنوان &#8220;جایگزین&#8221; پذیرفته شوند. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که دولت‌های خارجی حتی در صورت تغییر رژیم، به‌ندرت به گروهی اعتماد می‌کنند که در جامعه هدف، فاقد پایگاه حمایتی یا مقبولیت عمومی باشد. این ناتوانی در درکِ ضرورتِ &#8220;مشروعیت داخلی&#8221;، اصلی‌ترین شکاف میان تحلیل‌های آن‌ها و واقعیت‌های سیاسی ایران بوده است.</p>
<h3>مغالطه &#8220;تفسیرِ خوش‌بینانه&#8221; از منازعات بین‌المللی</h3>
<p>سازمان مجاهدین همواره تضاد منافع بین ایران و غرب را به معنای &#8220;آمادگی قطعی غرب برای حمله نظامی&#8221; تفسیر کرده است.</p>
<p>این یک خطای فاحش در تحلیل روابط بین‌الملل است. در سیاست قدرت، تضاد منافع لزوماً به جنگ منجر نمی‌شود؛ بلکه مدیریتِ منازعه، مذاکره و تفاهم، ابزارهای اصلی دولتمردان برای پیگیری منافع ملی‌شان هستند. سازمان مجاهدین به دلیل نیاز حیاتی به &#8220;توجیه بقای تشکیلاتی خود&#8221;، همواره تفاهم‌ها و مذاکرات را به عنوان &#8220;شکست&#8221; یا &#8220;خیانت&#8221; تعبیر کرده و تصور می‌کرده که جهان باید طبق همان سناریوی &#8220;جنگ و فروپاشی&#8221; پیش برود که آنها در دهه ۶۰ و ۷۰ خورشیدی ترسیم کرده بودند.</p>
<h3>کلام آخر</h3>
<p>اگر بخواهیم خطاهای استراتژک و راهبردی گروه رجوی را ارزیابی کنیم، باید گفت که تحلیل‌های سازمان مجاهدین خلق &#8220;نادرست&#8221; از آب درآمده، چون داده‌های آن‌ها بر پایه &#8220;امید به خواسته‌های بیرونی&#8221; بوده است، نه &#8220;تحلیل واقع‌گرایانه از توازن قوای داخلی و ملاحظات استراتژیک قدرت‌های جهانی&#8221;.</p>
<p>آنها در چرخه‌ای افتاده‌اند که در آن:</p>
<p>&#8211;  تحلیلِ اشتباه ارائه می‌دهند.</p>
<p>&#8211;  به دلیل بسته بودن سیستم، نقدِ آن تحلیل را نمی‌پذیرند.</p>
<p>&#8211; با شکستِ آن پیش‌بینی، به جای بازنگری استراتژیک، بر همان مواضع (با شدت بیشتر) پافشاری می‌کنند تا دچار فروپاشیِ درونی نشوند.</p>
<p>این الگوی رفتار، در علوم سیاسی نشان‌دهنده یک &#8220;بن‌بست استراتژیک&#8221; است که در آن سازمان به جای بازیگرِ مؤثر در آینده سیاسی یک کشور، به یک &#8220;تماشاچیِ آرزومندِ تحولاتِ خارجی&#8221; تبدیل می‌شود.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68934">مجاهدین خلق و توهم فروپاشی در اتاق پژواک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68934/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق و اغراق در رابطه با مداخله خارجی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68876</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68876?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 05:44:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68876</guid>

					<description><![CDATA[<p>در بسیاری از تحلیل‌های سیاسیِ مبتنی بر امید به مداخله خارجی، فرض می‌شود که فشار نظامی یا سیاسی بیرونی به‌طور خودکار باعث فروپاشی داخلی می‌شود. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که این رابطه خطی نیست. حتی در مواردی، تهدید خارجی می‌تواند باعث تقویت انسجام داخلی حکومت‌ها شود؛ زیرا بخش گسترده ای از جامعه در شرایط [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68876">مجاهدین خلق و اغراق در رابطه با مداخله خارجی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در بسیاری از تحلیل‌های سیاسیِ مبتنی بر امید به مداخله خارجی، فرض می‌شود که فشار نظامی یا سیاسی بیرونی به‌طور خودکار باعث فروپاشی داخلی می‌شود. اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که این رابطه خطی نیست.<br />
حتی در مواردی، تهدید خارجی می‌تواند باعث تقویت انسجام داخلی حکومت‌ها شود؛ زیرا بخش گسترده ای از جامعه در شرایط تهدید خارجی از حاکمیت موجود حمایت می‌کند.</p>
<h3>نبود پایگاه اجتماعی داخلی</h3>
<p>در علوم سیاسی یک اصل مهم این است که تغییرات پایدار سیاسی معمولاً به نوعی حمایت اجتماعی در داخل کشور نیاز دارند.<br />
گروه‌هایی همچون مجاهدین خلق که بیشتر در خارج از کشور فعالیت می‌کنند یا ارتباط محدود با جامعه داخل دارند، معمولا درک دقیقی از تحولات اجتماعی، افکار عمومی و موازنه نیروها ندارند. این واقعیت می‌تواند باعث پیش‌بینی‌های نادرست شود.</p>
<h3>پدیده «اتاق پژواک» در سازمان‌های بسته</h3>
<p>در سازمان‌های بسیار متمرکز یا ایدئولوژیک و استبدادی چون مجاهدین خلق، اغلب فضایی شکل می‌گیرد که در آن نظرات مخالف یا انتقادی کمتر مطرح می‌شود.<br />
در چنین محیطی تحلیل‌ها ممکن است به سمت تأیید باورهای قبلی رهبری یا هسته مرکزی برود. نتیجه این می‌شود که تحلیل‌ها کمتر با داده‌های واقعی یا دیدگاه‌های متنوع سنجیده می‌شوند.</p>
<h3>امید سیاسی به عنوان عامل تحلیل</h3>
<p>گاهی تحلیل سیاسی با امید یا هدف سیاسی آمیخته می‌شود. یعنی آنچه یک گروه آرزو دارد اتفاق بیفتد، به‌تدریج در تحلیل‌ها به عنوان &#8220;سناریوی محتمل&#8221; مطرح می‌شود. این پدیده در بسیاری از جنبش‌های سیاسی دیده شده است.</p>
<h3>پیچیدگی واقعی تغییر حکومت ها</h3>
<p>پژوهش‌های علوم سیاسی نشان می‌دهد که تغییر حکومت‌ها معمولاً نتیجه ترکیب چند عامل است، مثل:<br />
شکاف در نخبگان سیاسی<br />
فشار اجتماعی گسترده<br />
بحران اقتصادی یا نهادی<br />
ضعف ساختارهای حکومتی<br />
و گاهی عوامل خارجی<br />
اگر این عوامل داخلی وجود نداشته باشند، صرف فشار یا حتی مداخله خارجی لزوماً به تغییر سریع نظام سیاسی منجر نمی‌شود.</p>
<p>نکته:<br />
در بسیاری از موارد تاریخی، پیش‌بینی‌هایی که بر تغییر سریع از طریق فشار خارجی تکیه دارند، به دلیل فاصله از واقعیت‌های اجتماعی داخلی، ساختار بسته تحلیل‌گری، و آمیختگی تحلیل با امید سیاسی، دقیق از آب در نمی‌آیند.</p>
<p>به همین دلیل در مطالعات روابط بین‌الملل و سیاست تطبیقی تأکید می‌شود که برای تحلیل تحولات سیاسی باید هم عوامل داخلی و هم بین‌المللی را هم‌زمان و با داده‌های متنوع بررسی کرد.</p>
<p>می‌توان این موضوع را در چارچوب چند مفهوم شناخته‌شده در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی بررسی کرد. وقتی برخی گروه‌های سیاسی پیش‌بینی می‌کنند که &#8220;فشار یا حمله خارجی&#8221; باعث فروپاشی سریع یک حکومت می‌شود، این پیش‌بینی‌ها اغلب به دلایل ساختاری و شناختی دچار خطا می‌شوند.</p>
<p>اول، در ادبیات علوم سیاسی معمولاً گفته می‌شود که تغییر رژیم از طریق عامل خارجی به‌ندرت ساده و سریع رخ می‌دهد. حتی وقتی فشار خارجی یا جنگ وجود دارد، سرنوشت یک حکومت بیشتر به عوامل داخلی وابسته است: انسجام نهادهای حکومتی، میزان کنترل بر نیروهای امنیتی، ظرفیت اقتصادی و مهم‌تر از همه میزان سازمان‌یافتگی مخالفان در داخل جامعه. اگر یک نیروی مخالف در داخل کشور شبکه اجتماعی و سازمانی گسترده نداشته باشد، حتی در شرایط بحران خارجی هم معمولاً نمی‌تواند خلأ قدرت را پر کند.</p>
<p>دوم، گروه‌های اپوزیسیون در تبعید اغلب با مشکلی به نام &#8220;شکاف اطلاعاتی&#8221; روبه‌رو هستند. چون در داخل جامعه حضور مستقیم ندارند، اطلاعات آنها درباره افکار عمومی، تحولات اجتماعی یا وضعیت واقعی حکومت محدود یا غیرمستقیم است. در چنین شرایطی تحلیل‌ها گاهی بر اساس امید، روایت‌های همسو یا منابع محدود شکل می‌گیرد. این می‌تواند باعث شود آنها توان واقعی خود یا میزان نارضایتی عمومی را بیش از حد برآورد کنند.</p>
<p>سوم، در سازمان‌های بسیار بسته یا ایدئولوژیک مثل مجاهدین خلق، گاهی پدیده‌ای رخ می‌دهد که در روان‌شناسی سازمانی به آن (هم‌اندیشی بسته) می‌گویند. در این وضعیت، رهبری یا هسته مرکزی سازمان دیدگاه غالب را تعیین می‌کند و نقد داخلی ضعیف می‌شود. وقتی سازوکارهای بازخورد و نقد وجود نداشته باشد، پیش‌بینی‌های اشتباه ممکن است مدت‌ها اصلاح نشوند، چون اعضا تمایل دارند تحلیل رسمی سازمان را تکرار کنند.</p>
<p>چهارم، برخی گروه‌های مخالف ممکن است استراتژی &#8220;وابستگی به عامل خارجی&#8221; را دنبال کنند. یعنی تصور کنند تغییر سیاسی عمدتاً از طریق فشار قدرت‌های بیرونی رخ خواهد داد. اما تجربه تاریخی در بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که چنین سناریوهایی معمولاً با پیچیدگی‌های زیادی همراه است: دولت‌های خارجی اهداف و ملاحظات خودشان را دارند و لزوماً با اهداف یک گروه اپوزیسیون همسو نیستند. به همین دلیل پیش‌بینی‌هایی که بیش از حد به تصمیم یا اقدام بازیگران خارجی وابسته‌اند، اغلب ناپایدارند.</p>
<p>پنجم، عامل مهم دیگر مشروعیت اجتماعی است. در نظریه‌های تغییر رژیم، حتی اگر یک حکومت با بحران جدی مواجه شود، گروهی می‌تواند جایگزین شود که بتواند در داخل جامعه نوعی پذیرش یا مشروعیت ایجاد کند. اگر چنین پایگاهی ضعیف باشد، تحلیل‌هایی که سقوط سریع حکومت و انتقال قدرت به یک گروه خاص را پیش‌بینی می‌کنند، معمولاً با واقعیت‌های اجتماعی سازگار درنمی‌آیند.</p>
<p>در مجموع، از دیدگاه تحلیلی می‌توان گفت پیش‌بینی‌های سیاسی که بر سه فرض متکی باشند—نارضایتی عمومی بسیار بالا، اقدام تعیین‌کننده قدرت‌های خارجی، و آمادگی یک نیروی جایگزین—اگر هر کدام از این سه عنصر دقیق سنجیده نشوند، احتمال خطا در آنها زیاد است. به همین دلیل در مطالعات سیاست تطبیقی تأکید می‌شود که تحلیل‌های موفق معمولاً بر داده‌های میدانی، تنوع منابع اطلاعاتی و امکان نقد درون‌سازمانی تکیه دارند، نه صرفاً بر روایت‌های ایدئولوژیک یا امید به تحولات خارجی.</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68876">مجاهدین خلق و اغراق در رابطه با مداخله خارجی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68876/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیل گفتمانی راه‌حل سوم مریم رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68869</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68869?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jun 2026 05:52:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68869</guid>

					<description><![CDATA[<p>چکیده مقاله‌ی «راه‌حل سوم» مریم رجوی در سال ۱۳۸۴ را باید در بستر یک شکست راهبردی بزرگ فهمید: سازمانی که پس از خلع‌سلاح در عراق، فروپاشی موقعیت میدانی‌اش و کاهش شدید ظرفیت عملیاتی، ناگزیر بود برای بقا، تصویر سیاسی تازه‌ای از خود تولید کند. مقاله‌ی «راه‌حل سوم» که از سوی مریم رجوی در *هرالد تریبیون* [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68869">تحلیل گفتمانی راه‌حل سوم مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>چکیده</h3>
<p>مقاله‌ی «راه‌حل سوم» مریم رجوی در سال ۱۳۸۴ را باید در بستر یک شکست راهبردی بزرگ فهمید: سازمانی که پس از خلع‌سلاح در عراق، فروپاشی موقعیت میدانی‌اش و کاهش شدید ظرفیت عملیاتی، ناگزیر بود برای بقا، تصویر سیاسی تازه‌ای از خود تولید کند.<br />
مقاله‌ی «راه‌حل سوم» که از سوی مریم رجوی در *هرالد تریبیون* منتشر شد، کوششی برای بازتعریف جایگاه سازمان مجاهدین خلق در فضای پس از جنگ عراق و پس از خلع سلاح این سازمان بود. پرسش اصلی این نوشتار آن است که آیا این متن نشانه‌ی یک چرخش واقعی در راهبرد سیاسی سازمان است یا تلاشی برای بازسازی وجهه و عبور از میراث خشونت‌بار گذشته. این مقاله با تکیه بر منابع تاریخی و تحلیلی نشان می‌دهد که «راه‌حل سوم» بیش از آنکه بیانگر گسست از گذشته باشد، نوعی بازنمایی جدید از یک سازمان در بحران مشروعیت است. در این چارچوب، بررسی پیشینه‌ی خشونت سیاسی، ساختار فرقه‌گون، و وابستگی‌های تاکتیکی سازمان برای فهم معنای واقعی این متن ضروری است.</p>
<h3>مقدمه</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق ایران از دهه‌ی ۱۳۴۰ به‌عنوان یک جریان سیاسی-ایدئولوژیک شکل گرفت، اما از ابتدای دهه‌ی ۱۳۶۰ مسیر خود را به‌سوی مبارزه‌ی مسلحانه و حذف سیاسی تغییر داد. این تغییر، سازمان را در تقابل شدید با نظام سیاسی ایران قرار داد و به‌تدریج آن را به یکی از مناقشه‌برانگیزترین بازیگران سیاسی منطقه بدل ساخت. در چنین زمینه‌ای، انتشار مقاله‌ی «راه‌حل سوم» را باید در پیوند با بحران‌های عمیق‌تر سازمان فهم کرد: از دست دادن پایگاه نظامی در عراق، تضعیف حمایت دولت میزبان، و ضرورت ارائه‌ی چهره‌ای قابل‌قبول‌تر به افکار عمومی غرب.<br />
در واقع «راه‌حل سوم» نه یک برنامه‌ی سیاسی نو، بلکه تلاشی برای بازتعریف نمادین سازمان در شرایطی است که منابع قدرت پیشین آن فروریخته‌اند. برای داوری درباره‌ی این ادعا، باید هم به تاریخ خشونت سیاسی سازمان و هم به سازوکارهای درونی آن توجه کرد.</p>
<h3>&#8211; خشونت سیاسی و منطق بقای سازمانی</h3>
<p>خشونت سیاسی معمولاً زمانی به‌عنوان ابزار راهبردی به‌کار می‌رود که یک کنشگر سیاسی، مسیرهای عادی رقابت و مشارکت را مسدود یا ناکافی ببیند. در مورد مجاهدین خلق، ورود به فاز مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ را می‌توان نقطه‌ی عطفی دانست که سازمان را از یک گروه ایدئولوژیک-سیاسی به یک تشکیلات مبتنی بر تقابل مسلحانه تبدیل کرد. این انتخاب، پیامدهای بلندمدتی برای هویت سازمان داشت؛ زیرا خشونت، نه یک تاکتیک گذرا، بلکه به بخشی از منطق بقا و تعریف خودِ سازمان بدل شد.</p>
<p>در ادبیات مربوط به تروریسم، یکی از مؤلفه‌های مهم، پیوند میان کنش خشونت‌آمیز و تولید معنا درون سازمان است. به بیان دیگر، خشونت تنها برای وارد آوردن خسارت بیرونی به‌کار نمی‌رود، بلکه نقش مهمی در انسجام درونی، کنترل اعضا، و بازتولید وفاداری دارد. از این منظر، نمی‌توان خشونت مجاهدین خلق را صرفاً به عنوان مجموعه‌ای از عملیات نظامی یا تروریستی دید؛ بلکه باید آن را بخشی از سازوکار هویت‌سازی تشکیلاتی دانست.</p>
<h3>
&#8211; «راه‌حل سوم» به‌مثابه بازنمایی سیاسی</h3>
<p>مفهوم «راه‌حل سوم» در ظاهر، تلاشی است برای فاصله گرفتن هم‌زمان از مداخله‌ی خارجی و حفظ وضع موجود. این گزاره، در سطح زبانی، خود را به‌عنوان گزینه‌ای میانه و دموکراتیک عرضه می‌کند؛ اما در تحلیل گفتمانی، باید پرسید که این میانه‌روی از کدام بستر برآمده است و چه گذشته‌ای را پنهان می‌کند. مقاله‌ی مریم رجوی در زمانی منتشر شد که سازمان دیگر نمی‌توانست بر حمایت راهبردی صدام حسین تکیه کند و ناگزیر بود برای بقا، گفتمان تازه‌ای تولید کند.<br />
در مطالعات مربوط به جنبش‌های سیاسی، تغییر گفتمان لزوماً به معنای تغییر واقعی سازمان نیست. گاه گروه‌ها برای سازگاری با محیط جدید، از زبان جدیدی استفاده می‌کنند، در حالی که ساختارهای درونی و منطق عملی‌شان دست‌نخورده باقی می‌ماند در این معنا، «راه‌حل سوم» را می‌توان نمونه‌ای از تطبیق تاکتیکی دانست؛ تطبیقی که هدف آن نه بازاندیشی انتقادی، بلکه افزایش قابلیت عرضه‌ی سیاسی در بازار افکار عمومی غرب است.</p>
<h3>&#8211; بحران مشروعیت و ضرورت فاصله‌گذاری نمادین</h3>
<p>مشروعیت سیاسی زمانی پایدار می‌ماند که کنشگر سیاسی بتواند میان گذشته، حال و آینده‌ی خود نوعی انسجام قابل‌قبول برقرار کند. اما در مورد مجاهدین خلق، گذشته‌ی مسلحانه و سابقه‌ی همکاری با حکومت صدام حسین، بار سنگینی بر هر تلاش برای مشروعیت‌سازی تحمیل می‌کند. از این رو، هرگونه ادعای دموکراسی‌خواهی باید با فاصله‌گذاری روشن از خشونت و سرکوب گذشته همراه باشد.<br />
در ادبیات جنبش‌های تبعیدی، یکی از روش‌های رایج برای احیای مشروعیت، تکیه بر واژگان حقوق بشری و دموکراتیک است. با این حال، این واژگان تنها زمانی اثرگذارند که با اصلاحات واقعی درون‌سازمانی همراه شوند. اگر ساختار رهبری، مناسبات فرمان‌پذیری، و حذف صدای مخالف درون تشکیلات باقی بماند، ادعای دموکراسی بیشتر به یک پوشش تبلیغاتی شباهت خواهد داشت تا یک تحول سیاسی.</p>
<h3>&#8211; فرقه‌گرایی، اطاعت و کنترل درون‌سازمانی</h3>
<p>بخش مهمی از نقدهای واردشده به مجاهدین خلق، به ساختار فرقه‌گون آن مربوط می‌شود. در چنین ساختاری، مرز میان امر سیاسی و امر شخصی از میان می‌رود و زندگی اعضا تحت نظارت شدید تشکیلات قرار می‌گیرد .این وضعیت، به‌ویژه در دوره‌های بحران، موجب افزایش وابستگی روانی و کاهش امکان نقد درون‌سازمانی می‌شود.</p>
<p>در این چارچوب، «رهبری عقیدتی» صرفاً یک مفهوم نمادین نیست، بلکه ابزاری برای تولید اطاعت و تثبیت هژمونی درونی است. وقتی رهبر به‌مثابه مرجع حقیقت و تفسیر نهایی معرفی می‌شود، امکان اصلاح، پرسشگری و بازنگری کاهش می‌یابد. از همین‌رو، گسست از خشونت بیرونی بدون شکستن سازوکار اطاعت درونی، بیشتر یک تغییر نمایشی است تا یک تحول ساختاری.</p>
<h3>&#8211; نسبت «راه‌حل سوم» با تحولات منطقه‌ای</h3>
<p>تحولات پس از ۲۰۰۳ در عراق، نقطه‌ی عطفی در وضعیت مجاهدین خلق بود. سقوط صدام حسین، حذف حامی اصلی سازمان را در پی داشت و حضور این گروه را در عراق به‌شدت بی‌ثبات کرد. در چنین شرایطی، سازمان نیاز داشت از یک نیروی شبه‌نظامی وابسته به یک دولت متخاصم، به یک کنشگر سیاسیِ به‌ظاهر مستقل تبدیل شود.<br />
این دگرگونی، بیش از آنکه ناشی از تحول ایدئولوژیک باشد، محصول جابه‌جایی در موازنه‌ی قدرت بود. بسیاری از تحلیل‌گران استدلال کرده‌اند که سازمان‌های سیاسی-نظامی در تبعید، غالباً با تغییر محیط بین‌المللی، زبان و نمادهای خود را تغییر می‌دهند تا امکان ادامه‌ی حیات بیابند راه‌حل سوم نیز در چنین زمینه‌ای قابل‌فهم است: متنی برای سازگاری با محیط جدید، نه لزوماً برای تصفیه‌ی گذشته.</p>
<h3>نتیجه‌گیری</h3>
<p>تحلیل مقاله‌ی «راه‌حل سوم» نشان می‌دهد که این متن را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان بیانیه‌ای دموکراتیک و ناظر بر تحول واقعی در سازمان مجاهدین خلق خواند. شواهد تاریخی و نظری حاکی از آن است که این مقاله بیش از آنکه نشانه‌ی گسست از گذشته باشد، تلاشی برای بازسازی وجهه در شرایط بحران مشروعیت است. تا زمانی که سازمان نسبت خود را با خشونت سیاسی گذشته، ساختارهای فرقه‌گون درونی، و مناسبات اقتدارگرایانه‌ی خود روشن نکند، ادعاهای دموکراتیک آن در سطح بازنمایی باقی خواهد ماند.</p>
<p>از این منظر، «راه‌حل سوم» را باید نه پایان یک مسیر، بلکه صورت‌بندی تازه‌ای از بقا در شرایط زوال دانست؛ صورت‌بندی‌ای که بدون نقد ریشه‌ای گذشته، نمی‌تواند به آینده‌ای متفاوت منتهی شود.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>منابع:<br />
&#8211; یرواند آبراهامیان، اسلام رادیکال: مجاهدین ایرانی، لندن: آی.بی. توریس، ۱۹۸۹.<br />
&#8211; حسین بشیریه، آثار نظری درباره‌ی نظام‌های سیاسی، کنش سیاسی و خشونت.<br />
&#8211; عبدالله شهبازی، نوشته‌ها و پژوهش‌ها درباره‌ی مجاهدین خلق، فرقه‌گرایی و خشونت سیاسی.<br />
&#8211; اسماعیل وفایی، مقالات تحلیلی درباره‌ی سازمان مجاهدین خلق در عراق و ارتباط با صدام حسین.<br />
&#8211; مصاحبه‌ها و خاطرات جداشدگان از سازمان<br />
&#8211; حمید احمدی، مقالات و کتاب‌های مرتبط با جنبش‌های سیاسی و فرقه‌گرایی در ایران.<br />
&#8211; محمدرضا نیکفر، نوشته‌ها و مقالات درباره‌ی خشونت سیاسی، ایدئولوژی و اقتدارگرایی.<br />
&#8211; داود هرمیداس باوند، آثار و گفت‌وگوهای تحلیلی درباره‌ی گروه‌های سیاسی و امنیت منطقه‌ای.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68869">تحلیل گفتمانی راه‌حل سوم مریم رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68869/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دروغی دیگر از مریم رجوی (الهه ترور) مبنی بر اینکه جنگ نمی خواهد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68861</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68861?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 08:35:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68861</guid>

					<description><![CDATA[<p>حال این روزهای مریم رجوی مثل فلک زده ای است که هر چه می بافد پنبه می شود. البته به این دلیل که نیتش شر بود. بی شک الان رجوی (چه در قبر یا بیرون از قبر) و مریم رجوی یکی از بدترین ایام خود را سپری می کنند چرا که آنها از زمان آتش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68861">دروغی دیگر از مریم رجوی (الهه ترور) مبنی بر اینکه جنگ نمی خواهد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حال این روزهای مریم رجوی مثل فلک زده ای است که هر چه می بافد پنبه می شود. البته به این دلیل که نیتش شر بود. بی شک الان رجوی (چه در قبر یا بیرون از قبر) و مریم رجوی یکی از بدترین ایام خود را سپری می کنند چرا که آنها از زمان آتش بس در جنگ ایران و عراق در سال 1367 تا امروز هر کاری که توانستند کردند تا صدام و بعد هم جنگ طلبان آمریکایی و صهیونیست ها را به سمت جنگ با ایران سوق بدهند. اما حالا با تایید شدن توافق ایران و آمریکا، رجوی ها بار دیگر در گل مانده اند و تحلیل های شان همچون همیشه باد هوا شده و نیت شوم شان به سرانجام نرسید.</p>
<p>اما از سرناچاری و برای آن که حرفی زده باشند مریم رجوی طبق معمول رنگ عوض کرد و مدعی شد که از تفاهم ایران و آمریکا برای پایان جنگ استقبال می کند!!</p>
<p>اما حقیقت چیز دیگری است و برای روشن شدن آن به چند مورد که نشان می دهد مریم رجوی (الهه ترور) و رجوی تمام تلاش خود را نمودند تا آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کنند را ذکر می کنم:</p>
<p>نمونه اول : در اردیبهشت 1397 و بدنبال اعلام خروج آمریکا از برجام توسط ترامپ، بلافاصله مریم رجوی از آن استفبال می کند. اطلاعیه شورا در تاریخ 18 اردیبهشت 1397 به نقل از او چنین نوشت: &#8221; مریم رجوی گفت: خلاصی از خطر اتمی و تروریسم این رژیم در خلاصی از تمامیت آن است.&#8221;</p>
<p>به زبان ساده دارد به ترامپ خط می دهد که به ایران حمله و جمهوری اسلامی را سرنگون کند.</p>
<p>رجوی ها بعد از آن که صهیونیست ها بدنبال حمله حماس به سرزمین های اشغالی به غزه حمله کردند، بارها به اربابانشان پیام دادند که همه چیز زیر سر ایران است. «سر مار» در تهران قرار دارد و باید «سر مار» را زد.</p>
<p>نمونه دوم : بخشی از پیام رجوی در 15 مهر 1402<br />
&#8220;پیوسته گفته‌ایم و تکرار می‌کنیم هر کس که در خاورمیانه صلح می‌خواهد باید «سر مار» را که همانا در تهران است هدف قرار دهد.&#8221;</p>
<p>نمونه سوم: بخشی از پیام رجوی در 10 آبان 1402<br />
&#8220;تکرار می‌کنیم که برای صلح و آزادی در منطقه باید «سر مار» هدف‌گیری و به سنگ کوبیده شود.&#8221;</p>
<p>نمونه چهارم : بخشی از پیام رجوی در 15 آبان 1402<br />
&#8220;حال بگذارید که هر کس . . . ، کوبیدن سر مار ولایت در ایران را «ویرانی ایران» و «ویرانگر، ضدملی» و «تفرقه‌افکنانه» بخواند. . . . اگر کسی راه پراتیک و بهتری برای سرنگونی این رژیم دارد ارائه کند&#8221;</p>
<p>ایرج صالحی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68861">دروغی دیگر از مریم رجوی (الهه ترور) مبنی بر اینکه جنگ نمی خواهد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68861/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بررسی مواضع یک گروه جنجالی در مواجهه با حملات خارجی علیه ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68798</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68798?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Jun 2026 07:14:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68798</guid>

					<description><![CDATA[<p>جنگ رمضان، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ بلکه آزمونی برای بسیاری از جریان‌های سیاسی ایرانی نیز محسوب می‌شد. در چنین شرایطی، افکار عمومی ایران عملکرد و مواضع گروه‌های مختلف را با معیار منافع ملی، تمامیت ارضی و امنیت کشور مورد ارزیابی قرار داد. در میان این جریان‌ها، سازمان تروریستی موسوم به مجاهدین خلق نیز در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68798">بررسی مواضع یک گروه جنجالی در مواجهه با حملات خارجی علیه ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جنگ رمضان، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ بلکه آزمونی برای بسیاری از جریان‌های سیاسی ایرانی نیز محسوب می‌شد. در چنین شرایطی، افکار عمومی ایران عملکرد و مواضع گروه‌های مختلف را با معیار منافع ملی، تمامیت ارضی و امنیت کشور مورد ارزیابی قرار داد.<br />
در میان این جریان‌ها، سازمان تروریستی موسوم به مجاهدین خلق نیز در جنگ رمضان از سوی منتقدان خود با این پرسش مواجه شد که آیا در شرایط حمله خارجی به ایران، اولویت خود را دفاع از منافع ملی قرار داده است یا همچنان رقابت سیاسی با حاکمیت را بر هر ملاحظه دیگری مقدم می‌داند؟</p>
<h3>جنگ رمضان؛ آزمونی برای جریان‌های سیاسی ایرانی</h3>
<p>در بسیاری از کشورهای جهان، هنگام وقوع جنگ یا حمله خارجی، اختلافات سیاسی داخلی تا حدی تحت‌الشعاع مسئله دفاع از کشور قرار می‌گیرد. حتی مخالفان دولت‌ها نیز معمولاً میان مخالفت با حکومت و حمایت از حمله خارجی تمایز قائل می‌شوند.<br />
جنگ رمضان نیز چنین وضعیتی را برای نیروهای سیاسی ایرانی ایجاد کرد. افکار عمومی به دقت مواضع گروه‌ها، فعالان سیاسی و رسانه‌های مختلف را زیر نظر داشت تا مشخص شود هر جریان در برابر حملات خارجی چه رویکردی اتخاذ می‌کند.<br />
در این میان، سازمان همیشه در حال خیانت مجاهدین خلق تمام تلاشش را کرد تا بیش از بسیاری از گروه‌های دیگر موضع‌گیری هایش را علیه استقلال، امنیت، اقتصاد و حتی آرامش مردم ایران در راستای خوش خدمتی برای تحقق اهداف دشمنان متخاصم اعمال کند.</p>
<h3>سابقه تاریخی و تأثیر آن بر قضاوت افکار عمومی</h3>
<p>قضاوت جامعه درباره مواضع تروریست های مجاهدین خلق صرفاً به رویدادهای اخیر محدود نمی‌شود. بخش مهمی از نگاه افکار عمومی به این سازمان تحت تأثیر گذشته آن شکل گرفته است.<br />
همکاری‌های گذشته آنها با حکومت عراق در دوران جنگ ایران و عراق موجب شده است که هرگونه موضع‌گیری آن درباره مسائل امنیت ملی با دیده تردید نگریسته شود. از سوی دیگر، حامیان سازمان این برداشت را رد کرده و روایت متفاوتی از عملکرد خود ارائه می‌دهند.<br />
صرف‌نظر از این اختلاف دیدگاه‌ها، واقعیت آن است که پیشینه تاریخی این تروریست ها نقش مهمی در نحوه ارزیابی مواضع آن در جریان جنگ رمضان ایفا کرد.</p>
<h3>جنگ روایت‌ها؛ میدان اصلی نبرد سیاسی</h3>
<p>یکی از مهم‌ترین ابعاد جنگ رمضان، نبرد رسانه‌ای و روایت‌ها بود. در کنار تحولات نظامی، جریان‌های سیاسی مختلف تلاش می‌کردند برداشت خود را از رویدادها به افکار عمومی منتقل کنند.<br />
در این فضا، رسانه‌های نزدیک به مجاهدین خلق نیز به پوشش گسترده تحولات پرداختند. روایت‌های ارائه‌شده از سوی این رسانه‌ها بیش از آنکه بر امنیت و منافع ملی ایران تمرکز داشته باشد، بر القاء موضع ضعف و در حال شکست ایران در تقابل با تجاوزات دو دشمن تا دندان مسلح و متوحش بود.</p>
<h3>منافع ملی یا رقابت سیاسی؟</h3>
<p>یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که در جریان جنگ رمضان مطرح شد، نسبت میان منافع ملی و رقابت سیاسی بود.</p>
<p>در شرایطی که کشور با تهدید خارجی مواجه است، هر جریان سیاسی باید دفاع از امنیت ملی را بر اختلافات داخلی مقدم بداند. هرگونه تمرکز بر رقابت سیاسی در چنین شرایطی می‌تواند به انسجام ملی علیه دشمن آسیب برساند و این دقیقاً بخش پنهان ماهیت و ماموریت این سازمان در همراهی دشمنان بود.</p>
<p>هوادارانشان در خارج کشور ادعا می کنند مخالفت با حکومت لزوماً به معنای مخالفت با کشور نیست و می‌توان همزمان منتقد حکومت و حامی حمله خارجی به اهداف حکومتی برای سرنگونی بود.<br />
این دقیقاً خط تمایز ایرانیان باغیرت از ایرانی نماهای بی غیرت و بی شرمی است که برای رسیدن به قدرت حاضرند چشم روی تجاوز به ایران و کشتار هموطنانمان می بندند.</p>
<h3>نسل جدید و بازخوانی نقش گروه‌های سیاسی</h3>
<p>یکی از پیامدهای جنگ رمضان، افزایش توجه نسل جوان به تاریخچه گروه‌های سیاسی ایرانی بود. بسیاری از جوانانی که آشنایی محدودی با تحولات دهه‌های گذشته داشتند، در جریان این رویداد به بررسی پیشینه سازمان‌ها و جریان‌های مختلف پرداختند.<br />
در این میان، خائنین مجاهدین خلق و کارنامه خیانت بارشان بار دیگر از آرشیو خاک خورده بیرون کشیده شد و جوانان نسل جدید هم به مطالعه کارنامه سیاه آنان پرداخته اند. بسیاری شان که شناختی از این سازمان و رهبرانش نداشتند از این هجم خیانت و جنایتکاری داعش گونه ی یک گروه به ظاهر ایرانی حیرت زده اند.</p>
<p>از پدیده های جالب جنگ رمضان این بود که ناگهان زمینه‌ای شد برای معرفی و بازخوانی عملکرد و ماهیت گروه های مختلفی که در رخ دادن این جنگ علیه ایران و مردم ایران نقش داشتند. حال آنکه وجه مشترک همه این گروه ها یعنی حمایت از حمله جنایتکارانه امریکا و اسرائیل به کشورمان عاملی شد تا از رضا پهلوی که اندک هواداران رویاپردازی در داخل کشور داشت که فکر می کردند او قرار است آنان را به قله های بی حد و مرز آزادی برساند، اما دیدند که چطور او کودک کشی و ویرانی صنایع و نمادهای تاریخ کشورمان را کمک بشر دوستانه خواند و همین یک جمله تمام آرزوهای آنان را به یکباره فروریخت و شخص رضا پهلوی را به منفور ترین چهره از شروع این جنگ تبدیل کرد گرفته تا گروه های تجزیه طلب و در رأسشان داعش دهه 60 یعنی مجاهدین خلق و رهبران جنایتکاراش را به نحو احسن به خودشان و ماهیت ضد ایرانیشان را به مردم ایران معرفی کنند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68798">بررسی مواضع یک گروه جنجالی در مواجهه با حملات خارجی علیه ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68798/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مواضع مجاهدین خلق در قبال تهاجم اسرائیل و امریکا علیه ایران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 07:51:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل های عمومی در رابطه با مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68773</guid>

					<description><![CDATA[<p>موضوع مواضع «سازمان مجاهدین خلق» (MEK) در قبال تنش‌های اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، یکی از مباحث بسیار بحث‌برانگیز در فضای سیاسی است. منتقدان این گروه، هم از سوی تحلیل‌گران سیاسی داخلی و هم از سوی مخالفان اصلی این سازمان، معتقدند که مواضع آن‌ها فراتر از یک اپوزیسیون سیاسی، به لایه‌هایی از همکاری یا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773">مواضع مجاهدین خلق در قبال تهاجم اسرائیل و امریکا علیه ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>موضوع مواضع «سازمان مجاهدین خلق» (MEK) در قبال تنش‌های اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل، یکی از مباحث بسیار بحث‌برانگیز در فضای سیاسی است. منتقدان این گروه، هم از سوی تحلیل‌گران سیاسی داخلی و هم از سوی مخالفان اصلی این سازمان، معتقدند که مواضع آن‌ها فراتر از یک اپوزیسیون سیاسی، به لایه‌هایی از همکاری یا جهت گیری استراتژیک در رابطه با منافع قدرت‌های خارجی می‌انجامد.</p>
<p>برای بررسی مبسوط این انتقادات، می‌توان آن‌ها را در چند محور اصلی دسته‌بندی کرد:</p>
<h3>-نقد «تعهد به منافع آمریکا و اسرائیل»: ماهیت نئورئالیسم (Neorealism) یا به طور دقیق‌تر در آن سیاق، «نئورئالیسم تهاجمی»</h3>
<p>نکته:<br />
نئورئالیسم Neorealism) ) چیست؟<br />
در علوم سیاسی، «نئورئالیسم» (که به آن واقع‌گرایی ساختاری نیز می‌گویند) نظریه‌ای است که معتقد است رفتار دولت‌ها و گروه‌ها، نه بر اساس اخلاق یا ارزش‌ها، بلکه بر اساس «قدرت» و «بقا» در یک محیط رقابتی تعیین می‌شود.<br />
وقتی منتقدان به مجاهدین خلق می‌گویند آن‌ها دچار نوعی «نئورئالیسم» شده‌اند، منظورشان این است که:</p>
<p>1. فقدان اخلاق و ارزش (Amoralism) آن‌ها دیگر از اصول اخلاقی (مثل حمایت از فلسطین یا استقلال ملی) پیروی نمی‌کنند، بلکه فقط به دنبال این هستند که «کدام حرکت، بیشترین قدرت یا حمایت را برای آن‌ها فراهم می‌کند».<br />
توضیح:<br />
واژه Amoralism)) آمورالیسم که در فارسی معمولاً به «اخلاق‌گریزی» ترجمه می‌شود، به معنای &#8220;عدم پایبندی یا بی‌اعتنایی به اصول اخلاقی&#8221; است.</p>
<p>برای درک دقیق‌تر این مفهوم، باید میان آن با مفهوم مشابه دیگر تفاوت قائل شد:</p>
<p>الف. تفاوت با «غیراخلاقی بودن» Immorality))</p>
<p>بسیاری این دو را اشتباه می‌گیرند، اما تفاوت مهمی دارند:<br />
غیراخلاقیImmoral): ) یعنی کسی می‌داند اصول اخلاقی چیست، اما عمداً آن‌ها را زیر پا می‌گذارد (مثلاً دزدی می‌کند در حالی که می‌داند دزدی بد است). در اینجا فرد نظام اخلاقی را قبول دارد اما به آن عمل نمی‌کند.<br />
اخلاق‌گریزAmoral):) یعنی فرد اصلاً «نظام اخلاقی» را به رسمیت نمی‌شناسد. برای او مفاهیمی مثل «خیر»، «شر»، «درست» و «غلط» یا بی‌معنا هستند و یا در محاسبات او هیچ جایگاهی ندارند. او خارج از چارچوب اخلاق عمل می‌کند.</p>
<p>ب. ریشه‌ها و کاربردها</p>
<p>این مفهوم در فلسفه و علوم سیاسی معانی ظریفی دارد:</p>
<p>در فلسفه: به دیدگاهی اشاره دارد که معتقد است هیچ مرجع مطلق یا جهانی برای «خوب و بد» وجود ندارد. بنابراین، فرد اخلاق‌گریز بر اساس میل شخصی، غریزه یا منطق محض خود عمل می‌کند، نه بر اساس ارزش‌های اجتماعی یا دینی.</p>
<p>در سیاست (واقع‌گرایی سیاسی): در تحلیل‌های سیاسی نئورالیسم، سیاستِ «آمورال» به این معناست که سیاست‌مدار برای رسیدن به هدف (مثلاً بقا در قدرت یا پیروزی در یک جنگ)، هیچ توجهی به اخلاقِ انسانی یا ارزش‌های اخلاقی ندارد. در اینجا، «مصلحت» جای «اخلاق» را می‌گیرد. فردِ آمورال در سیاست معتقد است: «هر چیزی که من را به هدفم برساند، درست است؛ اخلاق فقط یک مانع یا ابزار تزئینی است.»</p>
<p>در واقع آمورالیسم به معنای «سلب مسئولیت از اخلاق» است؛ به این معنی که فرد، سازمان یا دولت، هنگام تصمیم‌گیری، به جای سنجشِ «خوب یا بد بودنِ» یک اقدام، فقط به «کارآمد بودن یا نبودنِ» آن برای رسیدن به هدفِ خود فکر می‌کند.</p>
<p>وقتی گفته می‌شود سازمان مجاهدین خلق رویکردی «آمورالیستی» (یا واقع‌گرایی سرد) دارد، منظور این است که آن‌ها برای رسیدن به هدف سرنگونی، مرزهای ایدئولوژیک و اخلاقیِ گذشته خود (مثل حمایت از فلسطین و منافع ملی) را کنار گذاشته و صرفاً بر اساس محاسبات ابزاری و سود و زیانِ سیاسی حرکت می‌کنند؛ یعنی اخلاق دیگر در تصمیم‌گیری‌های آن‌ها نقشی ندارد و فقط استراتژیِ خالصِ قدرت حاکم است.</p>
<p>2. هدف‌گرایی محض (Goal-oriented) : در نگاه نئورئالیستی، «هدف، وسیله را توجیه می‌کند». یعنی اگر برای سقوط نظام ایران، لازم باشد با اسرائیل (که قبلاً با آن در تضاد بودند) همکاری کنند، بدون توجه به پیامدهای انسانی یا تناقض‌های ایدئولوژیک، این کار را انجام می‌دهند.</p>
<p>3. محور قرار دادن قدرت بر هویت: آن‌ها هویت سیاسی خود را بر پایه «ارزش‌ها» یعنی منافع ملی بنا نکرده‌اند، بلکه آن را بر پایه «موقعیت در بازی قدرت جهانی» تنظیم کرده‌اند.</p>
<p>به عبارتی دقیق تر مواضع مجاهدین خلق دیگر از جنس «ایده و اعتقاد» نیست، بلکه از جنس «محاسبات سرد و فاکتور احساسِ قدرت» است تا بتوانند در بازی بین قدرت‌های بزرگ (آمریکا، اسرائیل و ایران) جایگاهی برای رسیدن به هدف خود پیدا کنند.<br />
بزرگترین انتقاد به مجاهدین خلق این است که مواضع آن‌ها در قبال جنگ یا درگیری‌های منطقه‌ای، به جای تمرکز بر منافع ملی ایران، بر محور «تضعیف نظام جمهوری اسلامی» می‌چرخد؛ حتی اگر این تضعیف به قیمت درگیری گسترده، ویرانی زیرساخت‌ها یا دخالت مستقیم نظامی آمریکا و اسرائیل باشد.</p>
<p>موضع سازمان: مجاهدین خلق معمولاً از هرگونه فشار یا اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی استقبال می‌کنند و آن را راهی برای «آزادی ایران» می‌بینند.<br />
منتقدان می‌گویند این رویکرد، ماهیت «ملی» را از جنبش آن‌ها سلب می‌کند. از نظر آن‌ها، حمایت از اقداماتی که می‌تواند منجر به جنگ ویرانگر در خاک ایران شود، با منافع مردم ایران در تضاد است. منتقدان معتقدند این گروه به جای تلاش برای تغییر از درون یا از طریق فشار مدنی،<br />
به دنبال «تغییر از طریق قدرت خارجی» (Regime Change via Foreign Power) هستند که خود نوعی وابستگی سیاسی مطلق محسوب می‌شود.</p>
<h3> نقد «توجیه اقدامات اسرائیل»</h3>
<p>در جریان درگیری‌های اخیر میان ایران و اسرائیل و امریکا، مواضع مجاهدین خلق با حمایت از اقدامات اسرائیل و امریکا (مانند حملات به تاسیسات یا اهداف مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران) جدی‌ترین موج انتقاد را برانگیخته است.</p>
<p>موضع تشکیلات رجوی: آن‌ها حملات اسرائیل و امریکا را به عنوان ضربات موثری به «رژیم ایران» توصیف می‌کنند.</p>
<p>منتقدان استدلال می‌کنند که اسرائیل و امریکا، بر اساس منافع ملی خود عمل می‌کنند و لزوماً به دنبال منافع مردم ایران نیستند. حمایت از عملیات‌های اسرائیل و امریکا که می‌تواند امنیت منطقه و ایران را به خطر بیندازد، از نظر منتقدان نشان‌دهنده این است که مجاهدین خلق، خود را به عنوان بازوی سیاسی یا ابزار اطلاعاتی/جغرافیایی برای مقاصد اسرائیل و آمریکا تعریف کرده‌اند. این موضوع باعث شده است که آن‌ها در نظر بسیاری از ایرانیان، نه یک جریان اپوزیسیون، بلکه یک «عامل نفوذ» (Agent) تلقی شوند.</p>
<h3>نقد «عدم توجه به پیامدهای انسانی و اقتصادی جنگ»</h3>
<p>یکی از ابعاد مهم انتقادها، فقدان نگاه واقع‌بینانه به پیامدهای جنگ است.</p>
<p>موضع تشکیلات رجوی: تمرکز آن‌ها بر «پیروزی نظامی آمریکا/اسرائیل» و «سقوط نظام» است.</p>
<p>منطق انتقاد: منتقدان می‌گویند مجاهدین خلق به طور کامل از پیامدهای جانبی جنگ (مانند فروپاشی اقتصادی، ویرانی زیرساخت‌ها، تلفات انسانی گسترده و بی‌ثباتی منطقه‌ای) چشم‌پوشی می‌کنند. این نگاه «نتیجه‌گرا» (The end justifies the means) باعث می‌شود که آن‌ها در تحلیل‌های خود، ابعاد انسانی و اجتماعی جنگ را نادیده بگیرند. منتقدان می‌گویند: «چه فایده دارد که نظام سقوط کند اما کشور به ویرانه‌ای تبدیل شود که هیچ ساختار مدنی در آن باقی نمانده باشد؟»</p>
<h3> نقد «تضاد با هویت ملی و حاکمیت ملی»</h3>
<p>در ادبیات سیاسی ایران، مفهوم «حاکمیت ملی» (National Sovereignty) بسیار کلیدی است.</p>
<p>موضع مجاهدین خلق: آن‌ها معتقدند حاکمیت فعلی مشروع نیست و لذا هر اقدامی علیه آن (حتی توسط قدرت‌های خارجی) مشروع است.</p>
<p>منطق انتقاد: منتقدان می‌گویند این نگاه، مرز بین «تغییر رژیم» و «تسلیم حاکمیت ملی» را از بین می‌برد. وقتی یک گروه سیاسی از حملات خارجی به خاک کشور حمایت می‌کند، در واقع دارد اصل «استقلال ملی» را زیر سوال می‌برد. این موضوع باعث شده است که حتی برخی از مخالفان دولت، اما طرفدار حاکمیت ملی، با مجاهدین خلق اختلاف شدید داشته باشند.</p>
<p>تغییر پارادایم در مواضع سیاسی سازمان مجاهدین خلق: از ایدئولوژی رادیکال تا واقع‌گرایی ابزاری.</p>
<p>به طور کلی، انتقادات حول محور این است که مواضع مجاهدین خلق در قبال جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، از فاز «اپوزیسیون سیاسی» خارج شده و به فاز «شریک استراتژیک در جنگ» تغییر جهت داده است. از نظر منتقدان، این رویکرد باعث می‌شود که آن‌ها در نظر افکار عمومی، به جای «جایگزین برای آینده ایران»، به عنوان «ابزاری برای اجرای منافع قدرت‌های بزرگ در منطقه» شناخته شوند.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773">مواضع مجاهدین خلق در قبال تهاجم اسرائیل و امریکا علیه ایران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68773/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی رؤیای سرنگونی زیر آوار جنگ دفن شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jun 2026 07:23:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68766</guid>

					<description><![CDATA[<p>دست‌به‌دست شدن شعارها میان دو رهبر سالخورده و بدنام سازمان مجاهدین خلق، خود به‌تنهایی نشانه‌ای از بن‌بست عمیق سیاسی و تشکیلاتی این جریان است. اگر تا دیروز مسعود رجوی، رهبر مفقودالاثر و احتمالاً درگذشته این سازمان، هر زمان که احتمال حمله خارجی به ایران کاهش می‌یافت و رؤیای «سرنگونی» دور از دسترس می‌شد، با شعار [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766">وقتی رؤیای سرنگونی زیر آوار جنگ دفن شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دست‌به‌دست شدن شعارها میان دو رهبر سالخورده و بدنام سازمان مجاهدین خلق، خود به‌تنهایی نشانه‌ای از بن‌بست عمیق سیاسی و تشکیلاتی این جریان است. اگر تا دیروز مسعود رجوی، رهبر مفقودالاثر و احتمالاً درگذشته این سازمان، هر زمان که احتمال حمله خارجی به ایران کاهش می‌یافت و رؤیای «سرنگونی» دور از دسترس می‌شد، با شعار معروف «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» وارد میدان می‌شد تا چنین القا کند که عدم تحقق اهدافشان ناشی از «استقلال عمل» سازمان بوده است، امروز این نقش را مریم رجوی بر عهده گرفته است.</p>
<p>او در سخنرانی‌ها و مواضع اخیر خود، به شکلی دیگر همان مضمون را تکرار می‌کند: «قدرت نظامی خارجی جمهوری اسلامی را سرنگون نمی‌کند.» شعاری که بیش از آنکه بیانگر یک تحلیل سیاسی باشد، تلاشی برای پنهان‌کردن شکست راهبرد چند دهه‌ای سازمان در امید بستن به مداخله خارجی است.</p>
<p>از سوی دیگر، اگر در سال‌های گذشته مریم رجوی در آغاز هر سال با شعار تکراری «امسال سال سرنگونی است» ظاهر می‌شد، اکنون این وظیفه بار دیگر به مسعود رجوی سپرده شده است. او در پیامی به مناسبت دوم فروردین ۱۴۰۵، سال جدید را «سال سرنوشت» نامید؛ عبارتی مبهم و تبلیغاتی که ظاهراً بیش از هر چیز برای حفظ روحیه نیروهای سالخورده، منزوی و فرسوده مستقر در اردوگاه مانز آلبانی مطرح شده است.</p>
<p>این وضعیت، تصویری طنزآلود اما در عین حال تلخ از سرنوشت سازمانی است که روزگاری خود را آلترناتیو قدرت در ایران معرفی می‌کرد اما امروز میان شعارهای تکراری، تناقض‌های سیاسی و بحران هویتی گرفتار شده است.</p>
<p>بدین ترتیب از «سال سرنگونی» مریم رجوی رسیدیم به «سال سرنوشت» مسعود رجوی! اعتراف دیرهنگام به شکست و فروپاشی یک استراتژی که حامیان خارجی هم نتوانستند رؤیای رجوی را نجات دهند.</p>
<p>برای درک بهتر این بن‌بست، باید کمی به گذشته بازگشت.</p>
<p>در سال ۱۳۸۲ و همزمان با حمله آمریکا به عراق و سقوط حکومت صدام حسین، سازمان مجاهدین خلق که سال‌ها تحت حمایت مستقیم رژیم بعث عراق فعالیت می‌کرد، ناگهان خود را در برابر شرایطی کاملاً جدید یافت. مسعود رجوی که بقای تشکیلات را در خطر می‌دید، بلافاصله پرچم سفید تسلیم را بالا برد و نیروهای سازمان بدون مقاومت در اختیار ارتش آمریکا قرار گرفتند.</p>
<p>هدف رجوی روشن بود؛ او تلاش داشت با ارائه خدمات اطلاعاتی، لجستیکی و امنیتی به نیروهای آمریکایی، اعتماد واشنگتن را جلب کرده و زمینه را برای تحقق رؤیای قدیمی خود یعنی حمله نظامی آمریکا به ایران فراهم کند.<br />
خلع سلاح سازمان در عراق، یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های تاریخ تشکیلات مجاهدین بود. گروهی که سال‌ها با عنوان «ارتش آزادی‌بخش» تبلیغ می‌شد و موجودیت خود را بر پایه مبارزه مسلحانه تعریف کرده بود، ناگهان تمام توان نظامی خود را از دست داد و عملاً به نیرویی بی‌اثر تبدیل شد.</p>
<p>با این حال، رجوی تلاش می‌کرد این شکست را موقتی جلوه دهد. او در پیامی خطاب به اعضای سازمان گفته بود: «نگران خلع سلاح نباشید؛ به‌زودی سلاح‌های بهتر و پیشرفته‌تری را از همین نیروهای آمریکایی خواهیم گرفت.» این سخنان نشان می‌داد که رهبری سازمان همچنان به سناریوی حمله آمریکا به ایران امید بسته است.</p>
<p>اما برخلاف تصورات رجوی، آمریکا هرگز حاضر نشد مجاهدین را به‌عنوان یک شریک راهبردی برای پروژه تغییر نظام در ایران به رسمیت بشناسد. هرچند این سازمان در دوران حضور آمریکا در عراق، همکاری‌های اطلاعاتی و خدماتی گسترده‌ای با نیروهای آمریکایی داشت، اما در نهایت به‌عنوان یک ابزار مصرف‌شده و فاقد پایگاه اجتماعی تلقی شد.</p>
<p>سرانجام، روند اخراج مجاهدین از عراق از سال ۱۳۹۲ آغاز شد و تا سال ۱۳۹۵ با انتقال کامل نیروها به آلبانی پایان یافت. بدین‌ترتیب، سازمانی که زمانی خود را «ارتش آزادی‌بخش ملی» می‌نامید، به مجموعه‌ای منزوی و سالخورده در اردوگاه مانز تبدیل شد؛ مجموعه‌ای که اکنون بیش از هر چیز بر فعالیت‌های رسانه‌ای و سایبری متمرکز است.</p>
<p>در سال‌های اخیر نیز امید به حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل به ایران، همچنان مهم‌ترین و شاید تنها امید راهبردی رهبران مجاهدین باقی مانده بود؛ هرچند آنان در ظاهر تلاش می‌کردند خود را مخالف وابستگی به قدرت‌های خارجی نشان دهند.<br />
اما تحولات اخیر منطقه و ناکامی پروژه‌های مبتنی بر فشار نظامی، این آخرین امید را نیز با بحران جدی مواجه کرده است. اکنون سازمانی که دهه‌ها تمام سرمایه سیاسی و تبلیغاتی خود را بر سناریوی «سرنگونی از بیرون» بنا کرده بود، بیش از هر زمان دیگری با بحران مشروعیت، فرسودگی تشکیلاتی و فقدان چشم‌انداز مواجه است.</p>
<p>امروز تناقض آشکار میان شعار «اتکا به مردم» و سابقه طولانی امید بستن به مداخله خارجی، به یکی از نقاط ضعف جدی سازمان تبدیل شده است. رهبرانی که سال‌ها از جنگ، تحریم و فشار خارجی به‌عنوان ابزار تحقق اهداف خود استقبال می‌کردند، اکنون ناچارند شکست این راهبرد را در قالب شعارهای تازه و ادبیات تبلیغاتی پنهان کنند.</p>
<p>این همان سرنوشت تلخ جریانی است که سال‌ها بقای خود را نه بر پایه واقعیت‌های اجتماعی ایران، بلکه بر اساس تحولات خارجی و مداخله بیگانگان تعریف کرده بود؛ جریانی که اکنون بیش از هر زمان دیگری، در آتش راهبردهای شکست‌خورده خود گرفتار شده و نهایتا اردوگاه مانز در آلبانی کیلومترها دور از مرزهای ایران تبدیل به ایستگاه آخر تشکیلاتی شده که روزی سودای قدرت داشت.</p>
<p>سعید پارسا</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766">وقتی رؤیای سرنگونی زیر آوار جنگ دفن شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68766/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه رجوی از اصول سازمانش در مقابل آمریکا عقب نشینی کرد ؟!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68765</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68765?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jun 2026 07:11:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68765</guid>

					<description><![CDATA[<p>در تشکیلات رجوی یک عبارتی است که رهبران تشکیلات بدستور رجوی همیشه بر آن تکیه کرده و خط و خطوط و کنترل تشکیلات را انجام داده و میدهند: &#8221; ایدئولوژی ما قبل استراتژِی و سیاست&#8221; یا &#8220;سیاست مابعد ایدئولوژی &#8220;. اگر که بدانید در تشکیلات رجوی، ابتدای هر بحثی &#8220;مباحث ایدئولوژیکی&#8221; است، رجوی بر این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68765">چگونه رجوی از اصول سازمانش در مقابل آمریکا عقب نشینی کرد ؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در تشکیلات رجوی یک عبارتی است که رهبران تشکیلات بدستور رجوی همیشه بر آن تکیه کرده و خط و خطوط و کنترل تشکیلات را انجام داده و میدهند:</p>
<p>&#8221; ایدئولوژی ما قبل استراتژِی و سیاست&#8221; یا &#8220;سیاست مابعد ایدئولوژی &#8220;.</p>
<p>اگر که بدانید در تشکیلات رجوی، ابتدای هر بحثی &#8220;مباحث ایدئولوژیکی&#8221; است، رجوی بر این اعتقاد است که ابتدا باید ذهن افراد را با مسائل ایدئولوژیکی ساخته و پرداخته کرد تا بعد به سیاست و استراتژی پرداخت و بنای سیاست را روی آن سوار کرد، و این نظریه بمدت چند دهه انجام می شد البته تا قبل از سرنگونی صدام حسین، بعد از سرنگونی صدام حسین این اصل در سازمان دچار تحول شگرفی گردید.</p>
<p>همانطور که عرض کردم تا قبل از سرنگونی صدام حسین این خط در سازمان مجاهدین خلق به صورت مطلق اجرا می شد. بعد از سرنگونی دیکتاتور سابق عراق (صدام حسین) اتقاقات زیادی افتاد، از جمله در نحوۀ ادارۀ امور سازمان توسط مسعود رجوی، خیلی مسائل تدریجاً معکوس شد، البته نه بصورت علنی و روشن، بلکه به صورت قدم قدم و به تدریج توسط رهبری سازمان مجاهدین خلق انجام می شد. نحوۀ کنترل و اجرای استراتژی مسعود رجوی در خصوص سازمان و اعضای آن دیگر مثل سابق نبود. خیلی سریع اتفاق افتاد، منظورم تحولات در منطقه و بخصوص در داخل تشکیلات است. مجاهدین خلق در اروپا و آمریکا کنسرت هایی اجرا کردند که هزینه هایش تماما با سازمان مجاهدین خلق بود. آیا آن کنسرتها با ایدئولوژی مجاهدین همخوانی داشت؟ پاسخ اینکه مطلقا با ایدئولوژی مجاهدین همسو و همخوان نبود، حتی بعدها مسعود رجوی در یک نشستی به سران سازمان انتقاد کرد که آن کنسرت ها اصلا خوب نبودند!</p>
<p>ولی چه شده بود که یک دفعه برخی اصول و ارزشها در داخل تشکیلات دچار تلاطم و تحول گردید، چیزهایی تغییر کرد که تا قبل از سقوط صدام حسین به فکر کمتر کسی میزد و تصورش هم بسیار سخت بود!</p>
<p>پاسخ در یک کلام است. &#8221; تعادل قوا &#8220;. پدیده تعادل قوا در منطقه با سقوط صدام حسین به ناگهان چرخید و قوانین کنترل تغییر کرد، مسعود رجوی و تشکیلاتش هم از این موضوع مستثنی نبودند، مسعود رجوی نیز متوجه شده بود که اگر میخواهد خودش و سازمانش بقا داشته باشد دیگر دوران &#8221; ایدئولوژی ماقبل استراتژی و سیاست &#8221; گذشته است، دیگر نمی شود مانند سابق ادامه داد.</p>
<p>در مباحث سازمان مجاهدین مبحثی هست به نام &#8221; اصول&#8221;.</p>
<p>این واژه در برگیرندۀ هفت ماده ای است که اگر کسی بخواهد عضو سازمان مجاهدین شود باید بپذیرد، پذیرفتن آنها یعنی که فرد قبول کرده است که به هیچوجه نمی تواند از آنها عدول کرده و نادیده بگیرد، باید همواره در ذهنش این اصول مانند خط سرخی تلقی شود که غیر قابل عبور است. یکی از آن اصول همین اصل &#8221; استراتژی ما بعد ایدئولوژی &#8221; است. ولی در بحبوحۀ حمله آمریکا و نابودی صدام، مسعود رجوی دید که سمبه پر زور شد و اگر لنگ و لگد بیندازد، گوش خود او را هم خواهند گرفت، یعنی آتشی که در منطقه شعله ور شده بود دیگر دوست و آشنا نمی شناخت و هرکسی که بر خلاف سیاست های تازه شکل گرفته میخواست اقدام کند باید تاوان میداد. تازه همگان در تشکیلات فهمیدند که همه حرفهای رجوی لاف و گزاف بود، تازه همه فهمیدند که دروغ های رجوی یکی پس از دیگری در حال برملا شدن است.</p>
<p>جالب اینکه حتی در آخرین روزهای حکومت صدام حسین در نشستی به نیروهای آن روزگارش میگفت اگر کسی به &#8221; صاحبخانه &#8221; چپ نگاه کند به حسابش خواهیم رسید!</p>
<p>اما از اینجا به بعد بود که شعار و اصل محوری سازمان مجاهدین که به مثابه نخ نبات تشکیلات بود تغییر کرد. در عمل همگان میدیدند که دیگر خبری از ایدئولوژی نیست. حتی مباحث مربوط به پدیده ای به نام &#8221; انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین &#8221; تا مدتها قطع شده بود، نه کسی نماز میخواند و نه کسی روزه میگرفت و نه هیچ عبادتی، کلا بحثی تحت عنوان &#8220;ایدئولوژی&#8221; به کناری رفته و بایکوت شده بود، چونکه مسعود رجوی خطر را در کنار گوش خودش احساس کرده بود. کنسرت های مجاهدین در اروپا یکی پس از دیگری. ما که در اشرف نشسته بودیم باورمان نمی شد، همه به هم میگفتند &#8221; چه خبر شده &#8221; ؟ چرا چیزی به ما گفته نمی شود که بدانیم موضوع از چه قرار است، ولی زیاد طول نکشید که همگان متوجه شدند که مسعود رجوی تسلیم شرایطی شده که مشخصا آمریکا برایش دیکته کرده بود.</p>
<p>سر آغاز فصل جدیدی در سازمان مجاهدین خلق !</p>
<p>کسی به ذهنش هم نمی زد که روزی مسعود رجوی کتابهای ضد آمریکایی سازمان را از کتابخانه ها جمع آوری کند، به عقل جن هم نمیزد که روزی سرود ضد آمریکایی سازمان مجاهدین از صحنه روزگار حذف شود، کسی به خواب هم نمی دید که روزی مریم رجوی بدستور مستقیم مسعود رجوی با مقامات ریز و درشت آمریکا بصورت مستمر و مداوم دیدار کرده و دست به دامان آنان شود، و انبوه مطالب دیگر که در کارنامه اخیر سازمان مجاهدین خلق نقش بسته است. این بود سرآغاز فصلی جدید!</p>
<p>بخشعلی علیزاده</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68765">چگونه رجوی از اصول سازمانش در مقابل آمریکا عقب نشینی کرد ؟!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68765/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>همکاری مجاهدین خلق با موساد و ترور دانشمندان ایرانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68763</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68763?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jun 2026 06:14:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68763</guid>

					<description><![CDATA[<p>همکاری مجاهدین با موساد و سرویس های جاسوسی و دشمنان ملت ایران از چند روز بعد از انقلاب اسلامی ایران آغاز شد. واکاوی و بازنگری عملکرد تشکیلات مجاهدین در سه دهه اخیر نشانگر موضوع تکاندهنده ای است، اینکه مجاهدین به اصول و مبانی اعتقادی و سیاسی خود نیز باور ندارند. آنان در جزوه ها و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68763">همکاری مجاهدین خلق با موساد و ترور دانشمندان ایرانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همکاری مجاهدین با موساد و سرویس های جاسوسی و دشمنان ملت ایران از چند روز بعد از انقلاب اسلامی ایران آغاز شد. واکاوی و بازنگری عملکرد تشکیلات مجاهدین در سه دهه اخیر نشانگر موضوع تکاندهنده ای است، اینکه مجاهدین به اصول و مبانی اعتقادی و سیاسی خود نیز باور ندارند. آنان در جزوه ها و کتب ایدئولوژیکی خود، پراگماتیسم و عمل زدگی محض را ندیدن اصول و مبانی اعتقادی و سیاسی و اصالت دادن به شرایط و موقعیت (کسب قدرت) تعریف کردند ولی در حیطه پراتیک و عمل سیاسی اصول و مبانی ایدئولوژیکی و آرمان های سیاسی خود را نادیده انگاشتند. ارزیابی و بررسی این حکایت تلخ، گزنده و درخور را میبایست در تحلیل ساخت روانی و ذهنی مسعود رجوی رهبرعقیدتی مجاهدین جستجو کرد. کسی که بنا به شهادت عناصر و کادرهای جدا شده مجاهدین، در واقع تصمیم گیرنده نهایی تمامی مواضع و استراتژی مجاهدین در مقاطع گوناگون تاریخی است. بی شبهه از منظر تحلیل روانی، مسعود رجوی دچار «خودشیفتگی» است.</p>
<p>همچنین با لحاظ پارامترهای متعددی چون عدم درک واقعیت حمایت توده ای جمهوری اسلامی ایران، توهم برخورداری مجاهدین خلق از پایگاه و ملاء اجتماعی، تحلیل کودکانه و چپ روانه از ماهیت نظام سیاسی حاکم در بعد از انقلاب، اتخاذ مشی سکتاریستی، تروریستی و مسلحانه، ندیدن اصول مبارزه و بهاء ندادن به علم مبارزه که ناشی از فقدان و عجز در تحلیل و ارزیابی صحیح از منظر جامعه شناسی سیاسی از اندامواره و ساختار اجتماعی بود که باعث گردید تا رهبرعقیدتی مجاهدین علیرغم همه ژست های روشنفکرانه سیاسی و انقلابی متوجه این امر ساده، بدیهی و مشهود نگردد که «مبارزه برای آزادی یک امر فراگیر داوطلبانه، اجتماعی و در میان مردم است و رابطه ای تنگاتنگ با مردم دارد مثل تنفس ماهی در دریا است.»</p>
<p>اما مبارزه از سوی مجاهدین به خارج از مرزها کشیده می شود چرا که از ملاء اجتماعی خود عاری و تهی ست. در نتیجه وسوسه کسب قدرت به هر طریقی در ذهنیت جمعی سران مجاهدین شکل می گیرد و تاکتیک مقطعی «اتکاء به بیگانگان» مبدل به یک استراتژی و خصلتی همیشگی می گردد که پیامد آنی و سریع چنین رابطه ای، بی شک جاسوسی به نفع بیگانگان و بر علیه منافع ملی است. مشخص است که سران مجاهدین در شرایط و وضعیت بغرنجی بسر می برند. اعتراف مقامات امریکایی به دست داشتن مجاهدین در ترور دانشمندان ایرانی و همکاری تنگاتنگ با موساد و سرویس جاسوسی رژیم اشغالگر اسرائیل*، پرسش های زیادی را برای افکارعمومی در ایران و منطقه خاورمیانه به خصوص فلسطینی ها مطرح می کند.</p>
<p>پر واضح است شعار حمایت از الفتح و سازمان آزادیبخش فلسطین از سوی گروه مجاهدین در تضاد آشکار با جاسوسی و پادوئی برای موساد و سرویس جاسوسی صهیونیستها است.</p>
<p>بعد از خیزش ضد امپریالیستی و ضد استبدادی ملت ایران در 22 بهمن ماه سال 1357 تاکنون تضاد اصلی و عمده نظام سیاسی برآمده از انقلاب مردمی ایران در منطقه خاورمیانه، رژیم اشغالگر قدس و در اشل جهانی طیف های میلیتاریست و نئومحافظه کار آمریکایی بوده و است.<br />
حال گروه رجوی در تحلیل شرایط و تحولات سیاسی منطقه در طی چهل سال اخیر در کدام جبهه قرار دارد؟</p>
<p>خشونت و ترور افسار گسیخته مجاهدین خلق در بیش از چهار دهه در نهایت چه پیامدهایی برای مجاهدین و رهبرعقیدتی آن داشته است؟</p>
<p>آیا سازمان مجاهدین با اتخاذ استراتژی ترور و اقدامات خشونت آمیز برای براندازی حاکمیت سیاسی ایران در سالهای گذشته آب به آسیاب امپریالیسم جهانی و رژیم اشغالگر اسرائیل نریخته است؟ نتایج و تاثیرعینی استراتژی جنگ مسلحانه و چپ روی کودکانه مجاهدین خلق به کجا انجامیده است؟ جز راست روی و افتادن در دام سرویس های جاسوسی بیگانگان، سودی برای مجاهدین داشته است؟ جز اینکه گروه رجوی گام به گام در مسیر منافع امپریالیست ها، صهیونیزم بین الملل و رژیم های مستبد و ضد مردمی چون صدام و پادشاه اردن، برداشته اند؟ بدرستی لنین رهبر و نظریه پرداز انقلاب اکتبر شوروی به یک قاعده مشخص و اصل مبارزه علمی تاکید داشت که «نهایت چپ روی، راست روی ست و سرانجام راست روی، چپ روی.»</p>
<p>حال اگر مقامات امریکایی** به هر دلیلی دست به اعتراف زده و تاکید دارند که موساد و طراحان امنیتی و استراتژیک رژیم اشغالگر قدس، مجاهدین را برای ترور دانشمندان جوان ایرانی آموزش داده و روانه ایران کرده اند تا دست به اقدامات ضد میهنی و ضد ایرانی بزنند، نبایستی کمترین ابهامی درباره این اطلاع رسانی داشت. زیرا شواهد، قرائن و مدارک مستدل عینی زیادی وجود دارد و می توان به گفته ها و سخنان عناصر و کادرهای تشکیلاتی جدا شده از مجاهدین که در ایران و سایر نقاط جهان بسر می برند اشاره کرد که تاکید و تصریح دارند سران مجاهدین از بعد از استقرار در عراق در دهه هشتاد میلادی به طور مدام، مستمر و برنامه ریزی شده برای کشورهای مختلف جاسوسی کرده و اطلاعات مورد نیاز سرویس های جاسوسی بیگانگان را درباره میهن عزیزمان ایران جمع آوری و تامین کردند. برخی از عناصر و کادرهای تشکیلاتی جدا شده که در بخش ها و ستادهای امنیتی و جاسوسی مجاهدین سالها فعالیت کرده اند خود شاهد عینی این ادعا هستند. پر واضح است پس زمینه ی جاسوسی مجاهدین برای بیگانگان به روزهای بعد از انقلاب ضد استبدادی و ضد امپریالیستی 22 بهمن ماه بر می گردد روزی که یکی از کادرهای مرکزیت مجاهدین به نام سعادتی در حال تحویل اطلاعات نظامی و امنیتی ایران به عوامل جاسوسی (ک.گ.ب سرویس جاسوسی شوروری سابق) دستگیر شد.</p>
<p>بررسی عملکرد و نگاهی به سوابق فعالیت های تشکیلاتی مجاهدین در بعد از انقلاب ایران گویای این امر مشهود است که سران و رهبران مجاهدین در رسیدن به اهداف خود و در مسیر کسب قدرت اقدام به ارتباط پنهانی با دولت های خارجی کرده و به شکلی مستقیم و طبق رهنمود سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی خارجی عمل می کردند.</p>
<p>ماجرای سعادتی فاکت مشخص و روشنی است. دستگیری سعادتی از اعضای مرکزیت مجاهدین با نام مستعار (سیکو) در اردیبهشت ماه سال 1358 توسط دولت موقت مرحوم مهندس بازرگان در هنگام مبادله اسناد اطلاعاتی حساس با یک مامور KGB به نام فیسینکو که در پوشش دبیر اول سفارت شوروی در تهران فعالیت می کرد ماهیت مجاهدین، شعارها و چهره ی واقعی رهبری آن را در افکار عمومی مورد تردید قرار داد.</p>
<p>در آن هنگام موضوع جاسوسی سعادتی برای رژیم شوروی سابق از سوی سران مجاهدین طبق ویژگی و خصوصیات رفتاری و شخصیتی آنان به شکلی پرخاشگرانه، خودبزرگ بینانه و با استراتژی فرار به جلو و پروپاگاندا طرح گردید تا بدین شیوه و روش موضوع جاسوسی را کمرنگ و افکار عمومی را منحرف سازند.</p>
<p>اما رهبران فرقه مجاهدین به دلایل روانشناختی و نیز شیفتگی بیمارگونه برای کسب قدرت سیاسی، آگاهانه ارتباط با سرویس های اطلاعاتی بیگانه را شروع کردند آنها به درستی می دانستند که از پایگاه اجتماعی و مردمی در جامعه برخوردار نیستند پس سعی داشتند برای کسب قدرت به هر طریقی اقدام کنند. در نهایت براحتی در خدمت اهداف جاسوسی بیگانگان قرار گرفتند. از جاسوسی برای KGB تا مزدوری برای رژیم منفور و مستبد صدام و سپس خبرچینی برای سرویس جاسوسی امریکا CIA و سپس دست داشتن در ترور دانشمندان ایرانی با هدایت و آموزش موساد، واقعیتی ست مشهود و اما تکاندهنده، تلخ و گزنده.</p>
<p>آرش رضایی</p>
<p>منابع:</p>
<p>* گزارش «سیمور هرش» در نیویورکر:<br />
دو مقام ارشد دولت اوباما در سال ۲۰۱۲ در شبکه NBC فاش کردند که ترور دانشمندان هسته‌ای ایران کار مجاهدین خلق است؛ گروه‌ مخالف ایرانی که در جریان جنگ ایران-عراق در دهه ۱۹۸۰ میلادی با صدام تکریتی همراه شدند. این مقامات آمریکایی همچنین این موضوع را تایید کردند که مجاهدین خلق توسط موساد تامین مالی، مسلّح و عملیاتی می‌شوند و برخلاف اظهارات مایکل هایدن رئیس وقت سیا که آمریکا از ترورها اطلاع نداشت، این دو مقام ارشد دولت اوباما گفتند: «دولت اوباما از ترورها مطّلع است.»<br />
سیمور هرش رونامه نگار تحقیقی حامی این گزاره است. «هرش» در سال ۲۰۱۲ در گزارش عنوان کرد که واشنگتن در امر آموزش مجاهدین خلق دخیل است. او گفت که نیرو‌های فرماندهی مشترک عملیات ویژه آمریکا JSOC آموزش مجاهدین خلق را از سال ۲۰۰۵ آغاز کردند. اگرچه «هرش» قادر نبود با اعضای مجاهدین خلق تحت آموزش JSOC که عمملیات‌های ترور اسرائیل را انجام می‌دادند، ارتباط بگیرد، امّا یک مقام ارشد و سابق اطلاعاتی به «هرش» گفت که عملیات‌های ترور از سوی جامعه اطلاعاتی آمریکا بهره‌مند شدند. این مقام امنیتی گفت: «ترورها اساساً توسط مجاهدین خلق انجام گرفت که در ارتباط با اسرائیل هستند امّا این آمریکاست در حال حاضر تامین‌کننده اطلاعاتِ آن است.»<br />
https://www.bbc.com/persian/iran/2012/04/120406_hersh_mek_training#<br />
سیمور هرش، خبرنگار سرشناس آمریکایی، می گوید گروهی از اعضای &#8216;سازمان مجاهدین خلق&#8217; در زمان ریاست جمهوری جورج بوش در خاک آمریکا آموزش نظامی دیده اند.</p>
<p>** مقامات آمریکایی اذعان کردند که ترور دانشمندان هسته ای ایران به وسیله عوامل مجاهدن خلق که توسط موساد آموزش دیده اند، انجام گرفته است. شبکه خبری «ان.بی.سی» با اعلام این خبر افزود: این گزارش ها سوء ظن ایران مبنی بر دست داشتن موساد و مجاهدین در این ترورها را تایید می کند. مقامات آمریکایی که خواستند نامشان فاش نشود، گفتند: دولت اوباما از این ترورها مطلع است، اما در آن هیچ دخالت مستقیمی نداشته است.<br />
https://www.bbc.com/persian/world/2012/02/120210_u06_mek_musad_terror<br />
ان بی سی به نقل از مقامهای آمریکایی: نقش موساد و مجاهدین خلق در ترورهای اخیر ایران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68763">همکاری مجاهدین خلق با موساد و ترور دانشمندان ایرانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68763/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق از ضدیت با امپریالیسم تا همسویی با آمریکا و اسرائیل</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68649</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68649?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 May 2026 07:34:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری با بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68649</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجاهدین خلق در طول دهه‌های گذشته مواضع متغیری در قبال تنش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای، به‌ویژه در رابطه با ایالات متحده و اسرائیل، اتخاذ کرده است. این تغییرات اغلب ناشی از راهبرد سیاسی آن‌ها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بوده است. در اینجا به بررسی تحول این مواضع می‌پردازیم: ۱. دوران پیش از انقلاب و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68649">مجاهدین خلق از ضدیت با امپریالیسم تا همسویی با آمریکا و اسرائیل</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجاهدین خلق در طول دهه‌های گذشته مواضع متغیری در قبال تنش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای، به‌ویژه در رابطه با ایالات متحده و اسرائیل، اتخاذ کرده است. این تغییرات اغلب ناشی از راهبرد سیاسی آن‌ها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بوده است. در اینجا به بررسی تحول این مواضع می‌پردازیم:</p>
<p>۱. دوران پیش از انقلاب و اوایل انقلاب (ضدیت با امپریالیسم)<br />
در سال‌های پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و حتی مدتی پس از آن، ایدئولوژی مجاهدین خلق شدیداً با آنچه &#8220;امپریالیسم آمریکا&#8221; می‌نامیدند، مخالف بود. آن‌ها در این دوره شعارهای ضد آمریکایی می‌دادند و برخی اعضای سازمان در اقدامات علیه مستشاران آمریکایی در ایران پیش از انقلاب نقش داشتند. در آن زمان، دیدگاه آن‌ها در تضاد کامل با سیاست‌های غرب و اسرائیل بود.</p>
<p>۲. دوران استقرار در عراق (تغییر جهت و همکاری استراتژیک)<br />
پس از ورود مسعود رجوی به فرانسه و سپس انتقال کامل به عراق در سال ۱۳۶۵، مواضع سازمان تغییر بنیادینی کرد. مجاهدین خلق با دریافت حمایت‌های گسترده سیاسی، نظامی و مالی از رژیم صدام حسین در طول جنگ ایران و عراق، عملاً در جبهه مقابل ایران قرار گرفتند. در این دوران، با توجه به اینکه صدام حسین در مقاطعی متحد غرب بود یا حداقل با ایران در جنگ بود، سازمان مجاهدین سعی کرد خود را به عنوان نیرویی معرفی کند که با &#8220;دشمنِ دشمنِ ما&#8221; (یعنی جمهوری اسلامی) همسو است.</p>
<p>۳. تقابل با ایران؛ محور چرخش سیاست‌ها<br />
پس از پایان جنگ ایران و عراق و به‌ویژه پس از افشای برنامه هسته‌ای ایران در سال ۱۳۸۱ توسط شورای ملی مقاومت (شاخه سیاسی سازمان)، مجاهدین خلق استراتژی خود را بر مبنای &#8220;تغییر رژیم&#8221; از طریق فشار بین‌المللی تنظیم کردند.</p>
<p>در قبال ایالات متحده: سازمان مجاهدین خلق پس از حملات ۱۱ سپتامبر و به‌ویژه پس از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳، تلاش کرد با تغییر چهره از یک گروه شبه‌نظامی به یک &#8220;اپوزیسیون دموکراتیک&#8221;، خود را به جریان‌های نومحافظه‌کار و سیاستمداران تندرو در آمریکا نزدیک کند. آن‌ها همواره خواستار اعمال تحریم‌های حداکثری و اتخاذ مواضع قاطعانه از سوی واشینگتن علیه تهران بوده‌اند.</p>
<p>در قبال اسرائیل: مواضع سازمان در قبال اسرائیل نیز به همین روال &#8220;تضاد با جمهوری اسلامی&#8221; گره خورده است. سازمان مجاهدین خلق همواره اسرائیل را به عنوان یکی از بازیگران اصلی منطقه‌ای می‌بیند که توانایی ضربه زدن به ساختارهای نظامی و امنیتی ایران را دارد. گزارش‌های متعددی در رسانه‌های بین‌المللی منتشر شده که حاکی از همکاری‌های اطلاعاتی میان آن‌ها و دستگاه‌های امنیتی غرب و اسرائیل برای افشاگری درباره برنامه هسته‌ای ایران است.</p>
<h3>تحلیل مواضع متضاد</h3>
<p>منتقدان و پژوهشگران علوم سیاسی، این تغییر مواضع از &#8220;ضدیت با آمریکا و اسرائیل&#8221;به &#8220;همسویی با آن‌ها&#8221; را ناشی از موارد زیر می‌دانند:</p>
<p>۱. عمل‌گرایی (پراگماتیسم) سیاسی: برای سازمان مجاهدین، &#8220;سرنگونی جمهوری اسلامی&#8221; به هدف غایی تبدیل شد و در این مسیر، آن‌ها از هر متحد خارجی استقبال کردند.<br />
۲. نیاز به مشروعیت بین‌المللی: برای خروج از لیست‌های تروریستی (که در سال‌های اخیر در آمریکا و اتحادیه اروپا انجام شد)، سازمان نیاز داشت که خود را به عنوان متحدی برای غرب در منطقه معرفی کند.<br />
۳. تضاد ساختاری: مجاهدین معتقدند برای سرنگونی نظامی که در تقابل با غرب و اسرائیل قرار دارد، باید با رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی آن نظام متحد شد.</p>
<p>در نهایت، می‌توان گفت مجاهدین خلق در حال حاضر مواضع خود را کاملاً در راستای فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی تنظیم کرده‌اند و هر کنش بین‌المللی (چه از سوی آمریکا و چه اسرائیل) که منجر به تضعیف تهران شود، از سوی سازمان مورد حمایت قرار می‌گیرد؛ رویکردی که در تضاد مطلق با ریشه‌های اولیه ایدئولوژیک سازمان در دهه ۵۰ شمسی قرار دارد.</p>
<h3>نقد تاریخی چرخش مواضع مجاهدین خلق: پراگماتیسم سیاسی یا تغییر اصول؟</h3>
<p>منتقدان مجاهدین خلق معمولاً به این &#8220;تناقض ظاهری&#8221; اشاره می‌کنند که این سازمان از یک گفتمان &#8220;ضدامپریالیستی&#8221; به موضعی رسیده که عملاً در کنار فشار خارجی بر ایران قرار می‌گیرد. جمع‌بندی دیدگاه انتقادی آن‌ها این است:</p>
<p>1) تغییر موضع از &#8220;اصل&#8221; به &#8220;مصلحت&#8221;<br />
منتقدان می‌گویند مجاهدین خلق وقتی در موضع ضعف قرار گرفتند، مواضع‌شان را نه بر اساس یک اصل ثابت، بلکه بر اساس &#8220;منافع سیاسی مقطعی&#8221; تنظیم کردند.<br />
از نگاه این منتقدان، این یعنی:<br />
&#8211; دیروز ضد آمریکا و ضد اسرائیل بودند،<br />
&#8211; امروز هر نیرویی که علیه جمهوری اسلامی فشار بیاورد، برایشان قابل‌قبول می‌شود.</p>
<p>2) اولویت دادن به &#8220;سرنگونی به هر قیمت&#8221;<br />
یکی از اصلی‌ترین نقدها این است که سازمان، هدف &#8220;سرنگونی جمهوری اسلامی&#8221; را به‌قدری مطلق کرده که &#8220;وسیله&#8221; برایش کم‌اهمیت شده است.</p>
<p>منتقدان می‌گویند این نگاه باعث شده:</p>
<p>&#8211; از تحریم‌های شدید حمایت کند،<br />
&#8211; از جنگ یا تهدید نظامی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم استقبال کند،<br />
&#8211; و حتی نسبت به هزینه‌های انسانیِ چنین سیاست‌هایی بی‌اعتنا به نظر برسد.</p>
<p>3) اتهام وابستگی به قدرت‌های خارجی<br />
بخشی از منتقدان معتقدند مجاهدین خلق در عمل به سمت &#8220;اتکا به حمایت بیرونی&#8221; رفته‌اند؛ یعنی به‌جای تکیه بر پایگاه اجتماعی داخل ایران، روی لابی‌گری در خارج و نزدیکی به بازیگران خارجی حساب کرده‌اند.<br />
در این نگاه، همکاری یا همسویی با آمریکا و اسرائیل ــ یا دست‌کم بهره‌برداری از فشار آن‌ها علیه ایران ــ نشانه‌ای از فاصله گرفتن از استقلال سیاسی است.</p>
<p>4) تناقض در شعارها و عمل<br />
منتقدان می‌گویند سازمان در شعار از مردم، آزادی و استقلال حرف می‌زند، اما در عمل:<br />
&#8211; از ابزارهایی حمایت می‌کند که ممکن است به مردم عادی آسیب بزند،<br />
&#8211; و در موقعیت‌های بحرانی، بیشتر بر موازنه قدرت خارجی تکیه دارد تا بر کنش اجتماعی داخلی.</p>
<p>5) سابقه همکاری با صدام<br />
یک محور مهم انتقاد هم سابقه همکاری مجاهدین خلق با صدام حسین در جنگ ایران و عراق است.<br />
منتقدان این را نمونه‌ای تاریخی می‌دانند که نشان می‌دهد سازمان برای مقابله با جمهوری اسلامی حاضر شده در کنار دشمنِ وقت ایران قرار بگیرد. از این زاویه، نزدیکی بعدی به آمریکا یا اسرائیل هم ادامه همان الگو تلقی می‌شود.</p>
<p>6) بی‌اعتمادی به صداقت سیاسی<br />
به‌طور کلی، منتقدان می‌گویند مواضع مجاهدین خلق بیشتر &#8220;واکنشی و ابزاری&#8221; است تا مبتنی بر یک خط‌مشی ثابت. بنابراین به آن‌ها اعتماد نمی‌کنند و معتقدند:</p>
<p>&#8211; حرف‌ها با عمل نمی‌خواند،<br />
&#8211; شعارها متناسب با مخاطب خارجی تغییر می‌کند،<br />
&#8211; و سازمان بیشتر به دنبال بقا و اثرگذاری سیاسی است تا نمایندگی واقعی مردم.</p>
<p>از دید منتقدان، تناقض مجاهدین خلق در این است که:</p>
<p>&#8211; با شعار استقلال و آزادی آغاز کردند،<br />
&#8211; اما در عمل به سمت اتکا به دشمنان منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی رفتند،<br />
&#8211; و همین باعث شده مشروعیت سیاسی‌شان نزد بسیاری از ایرانیان به‌شدت تضعیف شود.</p>
<h3>تحول استراتژیک یا ایدئولوژیک؟ مواضع متغیر مجاهدین خلق در قبال غرب و اسرائیل</h3>
<p>بررسی دیدگاه انتقادی به‌صورت تاریخی و مستند در سه دوره:</p>
<p>1) قبل از انقلاب اسلامی ایران، 2) دوران جنگ ایران و عراق، 3) دوره بعد از سقوط صدام و نزدیکی به غرب.</p>
<p>تحلیل تاریخی چرخش مواضع مجاهدین خلق، درک بهتری از نقدِ &#8220;تغییر ایدئولوژی بر پایه مصلحت&#8221; به دست می‌دهد. منتقدان معتقدند سازمان در هر دوره، اصول خود را قربانیِ &#8220;نیازِ بقا و قدرت&#8221; کرده است:</p>
<p>۱. پیش از انقلاب: در اوجِ &#8220;ضدیت با امپریالیسم&#8221;<br />
در این دوره، هویت سازمان بر پایه &#8220;مبارزه مسلحانه ضد شاه&#8221; و &#8220;مبارزه ضد امپریالیستی&#8221; بنا شده بود.<br />
موضع سازمان: در این سال‌ها، سازمان به‌شدت از ادبیات مارکسیستی-اسلامی علیه نفوذ آمریکا در ایران استفاده می‌کرد. ترور مستشاران نظامی آمریکا در ایران (در دهه ۵۰ شمسی) توسط شاخه‌های تندرو سازمان، نماد این رویکرد بود.<br />
نقد منتقدان و پژوهشگران علوم سیاسی: منتقدان معتقدند آن زمان &#8220;ضدیت با غرب&#8221; برای سازمان یک &#8220;اصلِ هویتی&#8221; بود که به آن‌ها در میان توده‌ها و دانشگاهیان مشروعیت می‌بخشید. با این حال، حتی در همان زمان نیز برخی منتقدان ایدئولوژیک، آن را &#8220;پوپولیسمِ انقلابی&#8221; می‌دانستند که صرفاً برای جذب جوانان انقلابی طراحی شده بود.</p>
<p>۲. دوران جنگ ایران و عراق: چرخش به سمت &#8220;دشمنِ وقت&#8221;<br />
این دوره، نقطه عطفی است که بیشترین انتقادات تاریخی را علیه سازمان برانگیخته است.<br />
موضع سازمان: پس از خروج مسعود رجوی از ایران و استقرار در عراق (۱۳۶۵)، سازمان نه تنها به حمایت نظامی صدام پیوست، بلکه رسماً به عنوان یک نیروی رزمی در کنار ارتش بعث علیه نیروهای ایرانی جنگید (عملیات‌هایی نظیر &#8220;فروغ جاویدان&#8221;).</p>
<p>از شعار تا عمل: بررسی تناقضات در رویکرد سازمان مجاهدین خلق به مسائل بین‌المللی</p>
<p>خیانت ملی: بزرگترین نقد این است که سازمان در حالی که ایران درگیر جنگی تمام‌عیار برای حفظ تمامیت ارضی بود، با دشمنِ متجاوز متحد شد.<br />
تغییر جهت ۱۸۰ درجه‌ای: منتقدان می‌پرسند چگونه جریانی که ادعای &#8220;ملی‌گرایی و ضدیت با استعمار&#8221; داشت، به پیاده‌نظامِ صدام حسین تبدیل شد که در آن زمان مورد حمایت بلوک غرب (از جمله آمریکا در دوره‌هایی) علیه ایران بود؟ این اقدام برای بسیاری از ایرانیان، &#8220;نقطه بی‌بازگشت&#8221; در بی‌اعتمادی به سازمان شد.</p>
<p>۳. پس از سقوط صدام (۲۰۰۳): نزدیکی به &#8220;دشمنانِ جمهوری اسلامی&#8221;<br />
با سقوط صدام، سازمان حامی مالی و نظامی اصلی خود را از دست داد و برای بقا، راهبرد جدیدی اتخاذ کرد.<br />
موضع سازمان: در این دوره، سازمان از &#8220;مبارزه مسلحانه&#8221; به سمت &#8220;لابی‌گری بین‌المللی&#8221; تغییر مسیر داد. آن‌ها با استفاده از منابع مالی که منتقدان منشأ آن را &#8220;نامشخص یا حاصل حمایت‌های خارجی&#8221; می‌دانند، شروع به خرید نفوذ در میان سیاستمداران تندرو و نومحافظه‌کار آمریکایی و اسرائیلی کردند.</p>
<h3>نقد منتقدان فرقه ستیزه جوی مجاهدین خلق:</h3>
<p>مزدوری سیاسی: منتقدان می‌گویند سازمان از &#8220;مبارزِ ضد آمریکایی&#8221; به &#8220;بوقِ تبلیغاتی&#8221; برای جریان‌های جنگ‌طلب در واشینگتن و تل‌آویو تبدیل شد. آن‌ها معتقدند سازمان اکنون تنها نقش &#8220;اطلاعات‌دهنده و تسهیل‌گر&#8221; برای فشارهای خارجی بر ایران را بازی می‌کند.<br />
فقدان پایگاه داخلی: منتقدان استدلال می‌کنند که چون سازمان نتوانست در داخل ایران پایگاه مردمی پایداری ایجاد کند، برای &#8220;ماندن در بازی&#8221;، خود را به پروژه‌های تغییر رژیمِ خارجی گره زده است. از نگاه منتقدان، این یعنی سازمان نه تنها برای &#8220;آزادی ایران&#8221;، بلکه برای &#8220;خواستِ قدرت‌های خارجی&#8221; کار می‌کند.</p>
<h3>جمع‌بندی تاریخی از نگاه منتقدان فرقه رجوی</h3>
<p>منتقدان در این سه دوره یک الگوی ثابت را می‌بینند:</p>
<p>۱. دوره اول: استفاده از &#8220;ضدیت با غرب&#8221; برای کسب قدرت داخلی.<br />
۲. دوره دوم: استفاده از &#8220;دشمنِ همسایه&#8221; برای بازگشت به قدرت.<br />
۳. دوره سوم: استفاده از &#8220;غرب&#8221; برای سرنگونی رژیم.</p>
<p>استدلال نهایی منتقدان فرقه مجاهدین خلق این است: جریانی که برای رسیدن به قدرت، از &#8220;ترور مستشاران آمریکایی&#8221; به &#8220;همکاری با صدام&#8221; و سپس به &#8220;لابی‌گری برای سیاست‌های فشار حداکثری آمریکا و اسرائیل&#8221; می‌رسد، نه یک جریان &#8220;اصول‌گرا&#8221; یا &#8220;ملی&#8221;، بلکه یک سازمانِ کاملاً ابزارگرا (پراگماتیست) است که برایش &#8220;هدفِ سرنگونی&#8221; تمامِ ارزش‌های قبلی‌اش را نقض کرده است.<br />
همین نوسانِ شدید در مواضع، علت اصلی انزوای سیاسی آن‌ها در میان طیف‌های مختلف اپوزیسیون ایران دانسته می‌شود.</p>
<p>آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68649">مجاهدین خلق از ضدیت با امپریالیسم تا همسویی با آمریکا و اسرائیل</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68649/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
