<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شکل گیری مجاهدین خلق</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b4%da%a9%d9%84-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%84%d9%82/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/شکل-گیری-مجاهدین-خلق</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 23 Feb 2026 11:31:36 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.3</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>شکل گیری مجاهدین خلق</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/شکل-گیری-مجاهدین-خلق</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>تحلیل ساختار بسته و توجیه خشونت و ترور در سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Feb 2026 11:21:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68083</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل عمیق و چندوجهی درباره مبانی فکری مجاهدین خلق MEK/MKO نقد این مبانی، و بررسی رویکرد &#8220;تروریستی و خشونت‌طلبانه&#8221; در تفسیرهای ایدئولوژیک مجاهدین است. این تحلیل بر ساختار بسته، مطلق‌گرایی ایدئولوژیک و مشروعیت‌بخشی به خشونت تأکید دارد. این موضوع نیازمند بررسی سه مرحله است: مبانی فکری اولیه، تحول فکری، و نقد ایدئولوژیک با تمرکز بر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083">تحلیل ساختار بسته و توجیه خشونت و ترور در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحلیل عمیق و چندوجهی درباره مبانی فکری مجاهدین خلق MEK/MKO نقد این مبانی، و بررسی رویکرد &#8220;تروریستی و خشونت‌طلبانه&#8221; در تفسیرهای ایدئولوژیک مجاهدین است. این تحلیل بر ساختار بسته، مطلق‌گرایی ایدئولوژیک و مشروعیت‌بخشی به خشونت تأکید دارد. این موضوع نیازمند بررسی سه مرحله است: مبانی فکری اولیه، تحول فکری، و نقد ایدئولوژیک با تمرکز بر خشونت.</p>
<h3>بخش اول: مبانی فکری اولیه (تلفیق اسلام و سوسیالیسم)</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق در اواسط دهه ۱۳۴۰ خورشیدی با ترکیب منحصربه‌فردی از آموزه‌های اسلامی و جهان‌بینی سوسیالیستی/مارکسیستی تأسیس شد.</p>
<p>۱. محوریت اسلام (اسلام انقلابی) توحید: مبنای فکری اصلی، بر مبنای اسلام شیعی (و نه لزوماً فقه رسمی مرجعیت) استوار بود. این اسلام بر عدالت اجتماعی و نفی هرگونه استبداد (چه شاه چه سرمایه‌داری) تأکید داشت.</p>
<p>نفی مرجعیت دینی: سازمان با مراجع سنتی حوزه‌های علمیه که بر &#8220;جدایی دین از سیاست&#8221; یا &#8220;انتظار برای ظهور&#8221; تأکید داشتند، مخالفت کرده و معتقد بود که اسلام باید دین فعال سیاسی باشد.</p>
<p>۲. عنصر سوسیالیسم و مارکسیسم مبارزه طبقاتی: این سازمان تحت تأثیر فضای روشنفکری دهه ۶۰ میلادی، مفاهیمی مانند مبارزه طبقاتی و سوسیالیسم را پذیرفت.</p>
<p>توحید و طبقه: شعار اصلی آن‌ها تلفیق این دو دیدگاه بود: رسیدن به جامعه‌ی توحیدی و بدون طبقه. این ایده بیانگر تلاش برای ایجاد یک پارادایم سوم بود که نه غرب (سرمایه‌داری) باشد و نه شرق (کمونیسم مطلق)، بلکه یک اسلام سوسیالیستی باشد.</p>
<p>۳. ساختار سازمان‌دهی این ایدئولوژی اولیه، ساختار سازمان را بر پایه‌ی &#8220;تشکیلات ایدئولوژیک&#8221; بنا نهاد که در آن رهبری مرکزی دارای نقش هدایت‌کننده و تفسیری مطلق بر اصول بودند.</p>
<h3>بخش دوم: تحول فکری و شکاف‌های ایدئولوژیک</h3>
<p>مبانی اولیه در طول زمان دستخوش تغییرات بنیادین شد که به تحولات سیاسی و انشعابات بزرگ درون سازمانی منجر شد:</p>
<p>۱. انشعاب سال ۱۳۵۴ و روی آوردن به مارکسیسم</p>
<p>بزرگترین شکاف ایدئولوژیک سازمان در سال ۱۳۵۴ رخ داد. این انشعاب به دلیل اختلاف نظر بر سر دو موضوع اصلی بود:</p>
<p>مبارزه طبقاتی: بخشی از رهبران، تحت تأثیر شکست‌های پی‌درپی، به این نتیجه رسیدند که مارکسیسم علمی (بدون چارچوب اسلامی) تنها راه رهایی‌بخش است.</p>
<p>روابط رهبری: اختلافات داخلی بر سر تفسیر اصول باعث شد اکثریت اعضای باقی‌مانده (تحت رهبری رجوی) به‌تدریج بخش‌های سوسیالیستی را کم‌رنگ کرده و چارچوب اسلامی – سیاسی ستیزه جویانه خود را تقویت کنند، هرچند که ساختار دیکتاتوری‌گونه‌ی تشکیلاتی باقی ماند.</p>
<p>۲. ایدئولوژی پس از انقلاب و تغییر رویکرد</p>
<p>پس از انقلاب ۱۳۵۷ و درگیری با جمهوری اسلامی، ایدئولوژی سازمان به شدت تغییر یافت: نفی جمهوری اسلامی: آن‌ها به این نتیجه رسیدند که حکومت وقت، نماینده‌ی اسلام حقیقی نیست و اتخاذ روش های تروریستی و خشونت آمیز به منظور سرنگونی جمهوری اسلامی امری اجتناب ناپذیر و مشروع است.</p>
<p>ایدئولوژی ستیزه جویانه: سازمان، ایدئولوژی خود را از چارچوب فقهی رسمی جدا کرد و به سمتی رفت که &#8220;ستیزه جویی&#8221; بودن خود را در محور قرار دهد. مریم رجوی بعدها بر اهمیت نقش زنان و دموکراسی تأکید کرد، اما در عمل، این تغییرات بیشتر در سطح &#8220;ژست سیاسی بین‌المللی&#8221; بود تا ساختار داخلی. مجاهدین خلق پس از پروسه &#8220;انقلاب ایدئولوژیک&#8221; که برخاسته از ذهنیت مسعود رجوی بود نقش زنان را در قالب های تعیین شده و اجباری و تحمیلی تعریف و تمجید می کردند و اراده آزاد آنان را حتی در انتخاب سبک و شیوه پوشش نفی و انکار کردند.</p>
<h3>بخش سوم: نقد رویکرد تروریستی و خشونت‌طلبانه</h3>
<p>در تفسیر ایدئولوژیک نقد اصلی بر مجاهدین خلق، به‌ویژه پس از سال ۱۳۶۰، بر &#8220;تفسیر خشونت‌آمیز و تروریستی&#8221; از مبارزه استوار است که با مبانی اولیه‌ی &#8220;اسلام مترقی&#8221; در تضاد قرار گرفت.</p>
<p>۱. توجیه خشونت مسلحانه و ترور تفسیر &#8220;جنگ مسلحانه&#8221;: در فاز مبارزه اولیه (پیش از انقلاب)، خشونت در چارچوب جهاد علیه ظلم (نظام شاهنشاهی) تعریف می‌شد. اما پس از انقلاب، آن‌ها از این مفهوم برای توجیه تروریسم سیاسی علیه مقامات و شهروندانی که با آن‌ها مخالف بودند، استفاده کردند.</p>
<p>مفهوم &#8220;تصفیه حساب&#8221;: در ادبیات سازمان، اقدام علیه مخالفان داخلی (چه در زمان شاه و چه در جنگ با جمهوری اسلامی) نه به عنوان ترور، بلکه به عنوان &#8220;عملیات رزمنده برای تصفیه حساب ایدئولوژیک&#8221; تفسیر می‌شد. این تفسیر، هرگونه عمل خشونت‌آمیز هدفمند علیه افراد غیرنظامی (در دوره‌هایی) یا دولتی را مشروع می‌ساخت.</p>
<p>۲. نقد خشونت‌طلبی در فاز نظامی (دهه ۶۰)</p>
<p>عملیات فروغ جاویدان: این عملیات اوج رویکرد نظامی‌محور سازمان بود. نقد اصلی بر این عملیات از منظر ایدئولوژیک این است که رهبری سازمان با اصرار بر نظریه &#8220;پیروزی محتوم&#8221; و درک نادرست از شرایط جامعه، هزاران نیرو را به یک شکست نظامی قطعی فرستاد. این نشان می‌دهد که ایده‌آل‌های ایدئولوژیک (آرمان‌گرایی مطلق) بر واقع‌گرایی سیاسی و حفظ جان نیروها ارجحیت یافت.</p>
<p>نفی گفت‌وگو: اصرار بر مبارزه مسلحانه مطلق و نفی کامل هرگونه گفت‌وگو یا راه حل سیاسی با رقیب، تفسیر ایدئولوژیک آن‌ها را به سمت انزوا و خشونت سوق داد.</p>
<p>۳. نقد رویکرد فرقه‌مانند Cultic Approach</p>
<p>نقد مدرن بر مبانی فکری آن‌ها عمدتاً بر فقدان یک &#8220;مبانی فکری منعطف&#8221; متمرکز است: تحمل ناپذیری نقد: ایدئولوژی سازمان به گونه‌ای طراحی شده که &#8220;رهبری را مساوی با ایدئولوژی&#8221; می‌داند. این امر هرگونه نقد درونی را به مثابه خیانت یا جاسوسی تلقی می‌کند. این ساختار، امکان تصحیح خطاها و تطبیق با جهان مدرن را از بین می‌برد و اعضا را به مجریان کور دستورات تبدیل می‌کند.</p>
<p>تقابل مطلق: تفکر آن‌ها بر اساس دوگانه‌های مطلق (خیر مطلق/شر مطلق، مجاهد/مرتجع، آزادی/استبداد) استوار است. این نوع تفکر، که در تضاد با تفکر تحلیلی و گفت‌وگو محور است، به‌طور طبیعی توجیهی برای حذف فیزیکی یا سیاسی طرف مقابل (دشمن) فراهم می‌آورد.</p>
<h3>کلام آخر:</h3>
<p>مبانی فکری مجاهدین خلق در ابتدا تلاشی برای تلفیق اسلام با مفاهیم نوین اجتماعی بود. اما در عمل، با گذشت زمان و به‌ویژه پس از انشعاب‌ها، این تفکر به سمت &#8220;ایده‌آل‌گرایی رادیکال، ساختار بسته فرقه‌مانند و توجیه خشونت به عنوان ابزار اصلی تغییر&#8221; متمایل شد. منتقدان مجاهدین خلق معتقدند که این گرایش به خشونت، نه یک تاکتیک موقتی، بلکه ریشه در عدم پذیرش تنوع فکری و تفسیری مطلق‌گرا و فاشیستی از ایدئولوژی و مفاهیم سیاسی دارد.</p>
<p>آرش رضایی، کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083">تحلیل ساختار بسته و توجیه خشونت و ترور در سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68083/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجموعه تلویزیونی &#8220;دو نیمه ماه&#8221; روایتی متفاوت از مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67833</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67833?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Jan 2026 07:36:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67833</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجموعه تلویزیونی &#8220;دو نیمه ماه&#8221; روایتی متفاوت از دهه ۵۰، داستانی از عشق و نفرت، از شنبه ۲۷ دی ماه، روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود. به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، سریال &#8220;دو نیمه ماه&#8221; به کارگردانی احمد معظمی در ۳۰ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای به سفارش مرکز سیمافیلم تولید شده است که سه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67833">مجموعه تلویزیونی &#8220;دو نیمه ماه&#8221; روایتی متفاوت از مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجموعه تلویزیونی &#8220;دو نیمه ماه&#8221; روایتی متفاوت از دهه ۵۰، داستانی از عشق و نفرت، از شنبه ۲۷ دی ماه، روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود.</p>
<p>به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، سریال &#8220;دو نیمه ماه&#8221; به کارگردانی احمد معظمی در ۳۰ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای به سفارش مرکز سیمافیلم تولید شده است که سه دهه ۴۰، ۵۰ و ۶۰ را در بر می‌گیرد.</p>
<p>این سریال ملودرام با فضایی سیاسی اجتماعی و قصه‌ای عاشقانه ساخته شده که بازیگر اصلی آن محیا دهقانی است.</p>
<p>همچنین در این سریال بازیگران جدیدی هم قرار است، معرفی شوند.</p>
<p>نگارش فیلمنامه سریال را داوود بیدل بر عهده داشته و بازنویسی نهایی نیز توسط حسین تراب نژاد انجام شده که پیش از این نویسنده فیلم و سریال‌هایی در حوزه تاریخ معاصر و آثار امنیتی بوده است.</p>
<p>این پروژه حدود ۲۵۰ تا ۲۸۰ بازیگر و بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ لوکیشن دارد که بخش‌هایی از تصویربرداری این سریال طی ۶ روز در محل سابق زندان رجایی‌شهر انجام شده است.</p>
<p>از دیگر بازیگران &#8220;دو نیمه ماه&#8221; می‌توان به حمید گودرزی، داریوش فرهنگ، مرتضی اسماعیل کاشی، کوروش سلیمانی، نگین صدق گویا، نیما نادری، ایوب آقاخانی، مهدی فخیم زاده، مهلقا باقری، فریبا کوثری و &#8230; اشاره کرد.<br />
سریال &#8220;دو نیمه ماه&#8221; هر شب ساعت ۲۰:۳۰ روی آنتن شبکه سه می‌رود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67833">مجموعه تلویزیونی &#8220;دو نیمه ماه&#8221; روایتی متفاوت از مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67833/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخچه و گونه‌شناسی نقد مجاهدین خلق در ادبیات مکتوب</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67258</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67258?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Nov 2025 07:00:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67258</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق از جمله گروه‌هایی است که در تاریخ معاصر ایران، مسیری همراه با خشونت و تقابل را در پیش گرفت. این گروه که در ابتدا با شعارهای ضداستبدادی شکل گرفت، به تدریج با گرایش به ایدئولوژی‌های التقاطی و سپس روی آوردن به مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی، مسیری انحرافی را طی کرد. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67258">تاریخچه و گونه‌شناسی نقد مجاهدین خلق در ادبیات مکتوب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق از جمله گروه‌هایی است که در تاریخ معاصر ایران، مسیری همراه با خشونت و تقابل را در پیش گرفت. این گروه که در ابتدا با شعارهای ضداستبدادی شکل گرفت، به تدریج با گرایش به ایدئولوژی‌های التقاطی و سپس روی آوردن به مبارزه مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی، مسیری انحرافی را طی کرد. اقدامات خشونت‌آمیز این گروه در دهه ۶۰ که منجر به شهادت هزاران شهروند بی‌گناه و مسئولان نظام شد، همچنین همکاری آشکار با رژیم صدام حسین در دوران جنگ تحمیلی، موجب شد تا در نظر مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی به عنوان گروهی ضدملی و خائن شناخته شود. امروزه نیز این گروه جنایت‌کار در خدمت مطامع و منافع آمریکا و اسرائیل قرار دارد و به جاسوسی و همدستی با بیگانگان علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی مشغول است.</p>
<p>به بهانه روز کتاب و کتاب‌خوانی، سیر تاریخی نقدها و کتاب‌های نوشته‌شده علیه مجاهدین خلق را بررسی کرده‌ایم. این بررسی از چند جهت حائز اهمیت است: این نقدها آینه‌ای از تحولات گفتمان‌های سیاسی و اجتماعی در دهه‌های مختلف هستند و نشان می‌دهند چگونه مواضع جامعه در قبال این گروه از دهه ۱۳۵۰ تاکنون تغییر یافته است. بررسی کمّی و کیفی این آثار نشان می‌دهد که چرا در دوره‌ای (مانند دهه ۶۰) نقدها اوج گرفته و در دوره‌ای دیگر (مانند دهه ۷۰) کاهش یافته است. عواملی مانند میزان تهدیدآمیز بودن مجاهدین خلق، تغییر اولویت‌های جامعه پس از جنگ و دسترسی به اسناد جدید در این نوسان‌ها مؤثر بوده‌اند. نقدهای نوشته‌شده در هر دوره، ابعاد مختلفی از عملکرد این گروه را روشن می‌کنند. برای مثال، در دهه ۶۰ تمرکز بر جنایات امنیتی و همکاری با صدام بود، در حالی که در دهه ۸۰ و ۹۰، تحلیل فرقه‌ای شدن و مکانیسم‌های کنترل فکری مورد توجه قرار گرفت. مطالعه این نقدها به درک چگونگی انحراف یک گروه به سازمانی تروریستی و فرقه‌ای کمک می‌کند. امروزه این گروه با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای و حمایت قدرت‌های خارجی، به تحریف تاریخ می‌پردازد. نقدهای مستند و تاریخی، پاسخی مؤثر به این جنگ نرم است. این بررسی می‌تواند به عنوان نمونه‌ای برای تحلیل گروه‌های مشابهی که با شعارهای فریبنده، مسیر خشونت و وابستگی به بیگانگان را در پیش می‌گیرند، مورد استفاده قرار گیرد.</p>
<p>در دهه ۱۳۵۰، نقدها عمدتاً از سوی روشنفکران و گروه‌های چپ مارکسیست و نیز منتقدان مذهبی صورت می‌گرفت که انحراف ایدئولوژیک مجاهدین خلق از اسلام را هدف قرار می‌دادند. این آثار محدود و عمدتاً به شکل جزوه و مقاله منتشر می‌شد. از مهم‌ترین آثار در این دهه می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: منافقان از دیدگاه ما، نقدی بر رفتار و مبانی عقیدتی سازمان مجاهدین خلق ایران، نقد ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق(شناخت)، مجاهدین خلق و مارکسیست‌ها، روند جدایی و چهره مجاهدین خلق اشاره کرد.</p>
<p>دهه ۱۳۶۰، پرکارترین دوره تولید ادبیات علیه مجاهدین خلق بود. نقدها در این دوره متمرکز بر ترورهای گسترده، همکاری با رژیم بعث عراق و افشاگری‌های درون‌سازمانی توسط جداشدگان بود. همچنین، معرفی شهدای ترورشده توسط این سازمان از مضامین اصلی این آثار به شمار می‌رفت. از جمله مهم‌ترین این آثار به کتاب‌های پیروان حق و باطل(ده جلد)، کارنامه سیاه(پنج جلد)، تروریسم ضدمردمی(بحثی پیرامون ماهیت و اهداف حرکت مسلحانه مجاهدین خلق)، جنگ تحمیلی در تحلیل گروه‌ها، غائله چهاردهم اسفند 1359 ظهور و سقوط ضدانقلاب(دو جلد)، شکنجه(جزئیات شکنجه 3 پاسدار شهید کمیته مرکزی انقلاب اسلامی) می‌توان اشاره کرد.</p>
<p>با کاهش توان عملیاتی مجاهدین خلق و تبعید آنان به خارج از کشور در دهه ۱۳۷۰، نقدها از حالت امنیتی-نظامی به سمت تحلیل‌های تاریخی، جامعه‌شناختی و روانشناختی حرکت کرد. آثار این دوره نسبت به دهه ۶۰ کاهش چشمگیری یافت و بیشتر بر تحلیل شکست‌های استراتژیک مجاهدین خلق و بررسی پدیده کیش شخصیت و فرقه‌ای شدن این گروه متمرکز بود و عمدتاً توسط اعضای جداشده از مجاهدین خلق نگارش شد که می‌توان به این آثار اشاره کرد: قدرت و دیگر هیچ(بیست سال با سازمان مجاهدین خلق)، ماهیت مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت، روانشناسی رجوی، آشنایی با شورای ملی مقاومت ایران، اسلام رادیکال مجاهدین خلق، بال شکسته(بیانیه دولت آمریکا درباره سازمان مجاهدین خلق ایران)، چرا من مجاهد خلق نیستم(نگرشی به پیشینه و موضعیت دیروز و امروز سازمان مجاهدین و رهبری آن)، خروج ممنوع(نقض حقوق بشر در کمپ‌های سازمان مجاهدین خلق).</p>
<p>در دهه ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰، نقدها بسیار آکادمیک‌تر و مبتنی بر اسناد شدند. تحلیل مجاهدین خلق به عنوان یک &#8220;فرقه&#8221; با استفاده از شاخص‌های روانشناسی، انتشار خاطرات مفصل‌تر توسط جداشدگان و بررسی نقش این گروه در جنگ تحمیلی از جمله مضامین اصلی این آثار بود. از مهم‌ترین این آثار می‌توان به کتاب‌های سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام در سه جلد(1344 تا 1384)، تبار ترور، سازمان مجاهدین خلق از درون، شورشیان آرمانخواه، ناکامی چپ در ایران، خوابگردها: ارتباط رهبران سازمان مجاهدین خلق با نهادهای اطلاعاتی و نظامی عراق 1358 – 1381، عملیات مهندسی: بررسی کارنامه تروریستی بخش ویژه نظامی سازمان مجاهدین خلق 1357 تا 1361، رعد در آسمان بی ابر: تاریخ شفاهی مبارزه امنیتی با سازمان مجاهدین خلق (1367 &#8211; 1357)، استراتژی و دیگر هیچ: گفتگو با ناصر رضوی کارشناس امنیتی درباره سازمان مجاهدین خلق، کتاب‌های خاطرات افراد مختلف درباره مجاهدین خلق و از آثار اعضای جداشده به کتاب‌های خداوند اشرف: نگاهی مستند و تاریخی به روند فرقه گرایی سازمان مجاهدین خلق، از تهران تا تیرانا: خاطرات مسعود خدابنده؛ عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت از مسعود رجوی، ارتش خصوصی صدام، برای قضاوت تاریخ و روزهای تاریک بغداد اشاره کرد.</p>
<p>از ویژگی‌های بارز آثار در دهه ۱۴۰۰، ادامه مسیر معرفی جنایت‌های مجاهدین خلق، معرفی شهدای ترور، مجاهدین خلق در اسناد و گزارش‌های بین‌المللی و همچنین تمرکز بر معرفی مجاهدین خلق به جوامع بین‌المللی است که آثار دایره‌المعارف شهدای ترور جمهوری اسلامی ایران(مشخصات کامل 23000 شهید ترور کشور)، روزشمار وقایع تروریستی ایران، گزارش سالانه تروریسم در ایران، مجاهدین خلق بدون روتوش و مجاهدین خلق در اسناد بین‌الملل از آن جمله است.</p>
<p>بررسی سیر تاریخی نقدهای نوشته‌شده علیه مجاهدین خلق تنها یک مطالعه کتاب‌شناختی نیست، بلکه کالبدشکافی تحولات جامعه ایران در مواجهه با یکی از پیچیده‌ترین و مخوف‌ترین جریان سیاسی و اجتماعی معاصر است. این نقدها نه تنها روشن‌گر ابعاد پنهان عملکرد گروه مجاهدین خلق هستند، بلکه هشدارهایی برای نسل‌های آینده در برابر انحرافات ایدئولوژیک و خشونت‌طلبی محسوب می‌شوند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67258">تاریخچه و گونه‌شناسی نقد مجاهدین خلق در ادبیات مکتوب</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67258/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>معرفی تعدادی از کتاب های منتشر شده با موضوعیت مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67237</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67237?noamp=mobile#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Nov 2025 09:18:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67237</guid>

					<description><![CDATA[<p>هفته کتاب و کتاب‌خوانی فرصت مناسبی است تا با منابع مهم و مستند پیرامون یکی از پرحاشیه‌ترین گروه‌های سیاسی تاریخ معاصر ایران، یعنی سازمان تروریستی مجاهدین خلق آشنا شویم. کتاب‌های فراوانی در این حوزه منتشر شده‌اند که به مخاطب کمک می‌کنند تا موضوع را از جنبه‌های گوناگون تاریخی، امنیتی، اجتماعی و حتی خاطرات شخصی تجربه‌کند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67237">معرفی تعدادی از کتاب های منتشر شده با موضوعیت مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هفته کتاب و کتاب‌خوانی فرصت مناسبی است تا با منابع مهم و مستند پیرامون یکی از پرحاشیه‌ترین گروه‌های سیاسی تاریخ معاصر ایران، یعنی سازمان تروریستی مجاهدین خلق آشنا شویم. کتاب‌های فراوانی در این حوزه منتشر شده‌اند که به مخاطب کمک می‌کنند تا موضوع را از جنبه‌های گوناگون تاریخی، امنیتی، اجتماعی و حتی خاطرات شخصی تجربه‌کند.</p>
<p>در ادامه، ۲۸ عنوان از شاخص‌ترین کتاب‌ها، با توضیح کوتاه برای هر یک معرفی می‌شود:</p>
<p>1. سازمان مجاهدین خلق: پیدایی تا فرجام (۱۳۴۴-۱۳۸۴)<br />
• نویسنده: گروه پژوهشی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی<br />
• موضوع کتاب: جامع‌ترین منبع درباره تاریخ، رویدادها، تحولات و افول سازمان از پایه تا سراشیبی نابودی.</p>
<p>2. از مجاهدین خلق تا منافقین<br />
• نویسنده: مهدی حق‌بین<br />
• موضوع کتاب: تحلیل تطور ایدئولوژیک و سیاسی گروه از مبارزه تا آشکار شدن چهره تروریستی پس از انقلاب.</p>
<p>3. عملیات مهندسی<br />
• نویسنده: محمدحسن روزی‌طلب و محمد محبوبی<br />
• موضوع کتاب: مستندی تکان‌دهنده از عملیات‌های تروریستی شاخه نظامی و افشای سیاست‌های خشونت‌آمیز در سال‌های نخست انقلاب.</p>
<p>4. خوابگردها<br />
• نویسنده: دکتر صفاءالدین تبرائیان<br />
• موضوع کتاب: روایتی اسنادی و گفتگو محور از مذاکرات مخفیانه رهبران سازمان با دستگاه اطلاعاتی حزب بعث عراق.</p>
<p>5. رعد در آسمان بی‌ابر<br />
• نویسنده: محمدحسن روزی‌طلب و محمد محبوبی<br />
• موضوع کتاب: روایت مبارزان امنیتی و اطلاعاتی ایران در مقابله با موج تروریسم منافقین در دهه ۶۰.</p>
<p>6. حرکت در جهنم به نیت بهشت<br />
• نویسنده: محمدحسن روزی‌طلب<br />
• موضوع کتاب: واکاوی علل سقوط و سرگردانی رهبران سازمان در دام فرقه‌گرایی و خشونت.</p>
<p>7. خداوند اشرف<br />
• نویسنده: حجت سید اسماعیلی<br />
• موضوع کتاب: بررسی فرقه‌ای شدن سازمان و سیاست‌های سرکوب درون‌گروهی و مناسبات خاص اشرف.</p>
<p>8. پرونده مسکوت<br />
• نویسنده: محمدحسن روزی‌طلب و محمدمهدی اسلامی<br />
• موضوع کتاب: بررسی اسناد و اسرار انفجار نخست‌وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ و نقش سران گروه در این واقعه.</p>
<p>9. عملیات مرصاد و سرنوشت منافقین<br />
• نویسنده: محمدعلی صدرشیرازی<br />
• موضوع کتاب: تجزیه ‌وتحلیل ابعاد عملیات مرصاد و سقوط سازمان و پیامدهای آن برای سرنوشت گروه و اعضا.</p>
<p>10. شرح تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران و مواضع آن<br />
• نویسنده: احمدرضا کریمی<br />
• موضوع کتاب: روایت تاریخی، مواضع و اشتباهات سازمان به قلم یکی از اعضای قدیمی.</p>
<p>11. منافقین خلق<br />
• نویسنده: مهدی حق‌بین<br />
• موضوع کتاب: معرفی ساختار و فعالیت‌های ضدملی گروهک منافقین بر پایه اسناد و شواهد رسمی.</p>
<p>12. مروری بر تاریخچه و تفکرات سازمان مجاهدین خلق<br />
• نویسنده: وحید خضاب<br />
• موضوع کتاب: تاریخچه‌ای موجز و تحلیلی از افکار، استراتژی‌ها و سیر سقوط سازمان.</p>
<p>13. تهران تا تیرانا<br />
• نویسنده: مسعود خدابنده<br />
• موضوع کتاب: خاطرات مسعود خدابنده از شبکه محافظان رجوی و پشت‌پرده زندگی سازمان در عراق و آلبانی.</p>
<p>14. استراتژی و دیگر هیچ<br />
• نویسنده: محمدحسن روزی‌طلب و ناصر رضوی<br />
• موضوع کتاب: گفتگوی تفصیلی حول تاکتیک‌ها و تغییرات سیاسی استراتژیک منافقین از ابتدا تا مهاجرت.</p>
<p>15. تقی شهرام به روایت اسناد<br />
• نویسنده: احمدرضا کریمی<br />
• موضوع کتاب: شرح زندگی و تحولات تقی شهرام و نقش او در افول ایدئولوژیک و انشعاب سازمان مجاهدین.</p>
<p>16. تسخیرشدگان<br />
• نویسنده: مینا شائیلوزاده<br />
• موضوع کتاب: روایت‌های تلخ اعضا و قربانیان از تجربیات پرآسیب ورود و فعالیت و فرار از سازمان.</p>
<p>17. میلیشیا<br />
• نویسنده: مریم رمضانی<br />
• موضوع کتاب: بررسی شیوه جذب نیرو و آموزش نظامی منافقین و زندگی سخت اعضای جدید در تشکیلات رجوی.</p>
<p>18. ناگفته‌های مجاهدین خلق و پیکار<br />
• نویسنده: حسین احمدی روحانی<br />
• موضوع کتاب: دست‌نوشته‌های انتقادی و تجربی مسیر مبارزه و خیانت سازمان.</p>
<p>19. عبور از سازمان (مجید شریف‌واقفی به روایت اسناد)<br />
• نویسنده: احمدرضا کریمی<br />
• موضوع کتاب: بازخوانی زندگی، اعتراض و سرنوشت تلخ شریف‌واقفی، مجاهدی که قربانی تغییر ایدئولوژی شد.</p>
<p>20. تبار ترور<br />
• نویسنده: محمدحسن روزی‌طلب<br />
• موضوع کتاب: کالبدشکافی ریشه‌ها و تحولات تروریسم سازمان منافقین در دهه ۶۰.</p>
<p>21. حکایت زمستان<br />
• نویسنده: مجتبی احمدوند<br />
• موضوع کتاب: خاطرات و اسناد هولناک از فشارها و نتایج فاجعه‌بار مجاهدین خلق.</p>
<p>22. مجید شریف‌واقفی: خاطرات و اسناد<br />
• نویسنده: عباس شریف‌واقفی<br />
• موضوع کتاب: اسناد، عکس‌ها و نقل قول‌هایی از زندگی شریف‌واقفی و انتخاب‌های قهرمانانه او.</p>
<p>23. منافقین! (مسعود رجوی)<br />
• نویسنده: گروه توحیدی شریف<br />
• موضوع کتاب: نخستین بررسی داخلی از شخصیت و تفکر رجوی قبل از تغییر فاز سازمان.</p>
<p>24. بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق<br />
• نویسنده: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی<br />
• موضوع کتاب: تحلیل اسنادی و تاریخی فرآیندهای تغییر عقیدتی و آسیب‌شناسی گروه.</p>
<p>25. رازهای دهه شصت<br />
• نویسنده: محمدحسن روزی‌طلب<br />
• موضوع کتاب: پژوهشی روایی پیرامون رویدادهای تاثیرگذار و تاریک دهه ۶۰ با محور منافقین.</p>
<p>26. خاطرات احمد احمد<br />
• نویسنده: احمد احمد<br />
• موضوع کتاب: نقل تجربه‌ها و مشاهدات یک فعال سازمان در اوج بن‌بست‌های سیاسی و ایدئولوژیک.</p>
<p>27. شناخت منافقین (نگرشی موضوعی بر پدیده نفاق)<br />
• نویسنده: علی حسینی‌یکتا<br />
• موضوع کتاب: تحلیل ریشه‌های فکری و اجتماعی نفاق با تمرکز بر رفتار و ساختار سازمان مجاهدین.</p>
<p>28. معیارهای شناخت منافق و شیوه‌های برخورد با آن در جامعه<br />
• نویسنده: صدیقه خانی<br />
• موضوع کتاب: راهبردهای عملی برای شناخت بافت منافقین و روش‌های مقابله با آسیب‌هایشان.</p>
<p>سعی شد تا فهرست کتبی جمع آوری گردد که هر یک از جنبه‌ای متفاوت به موضوع مجاهدین خلق و منافقین پرداخته‌اند؛ از تاریخ و اسناد گرفته تا خاطرات، تحلیل ساختاری و حتی بررسی روانشناسانه اعضا و سرکردگان. مطالعه این آثار می‌تواند چشم‌اندازی دقیق‌تر و مستندتر از تأثیر این جریان بر تاریخ معاصر ایران و سرنوشت افراد آن ارائه دهد.</p>
<p>هفته کتاب و کتاب‌خوانی زمان مناسبی است تا پژوهشگران، دانشجویان، فعالان رسانه‌ای و علاقه‌مندان، این منابع را مرور کرده و به شناخت عمیق‌تر از رویدادهای مهم و تأثیرگذار دست یابند. برای تهیه هر کتاب می‌توانید به منابع معتبر و مراکز اسنادی معرفی شده مراجعه کنید.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67237">معرفی تعدادی از کتاب های منتشر شده با موضوعیت مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67237/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نقش مخرب مجاهدین خلق در 13 آبان سال 1358</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67077</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67077?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Nov 2025 08:02:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67077</guid>

					<description><![CDATA[<p>تسخیر سفارت آمریکا در 13 آبان ماه سال 1358 توسط دانشجویان مسلمان، در آن ایام واکنش های مختلفی در بین گروه ها، احزاب و شخصیت های سیاسی در پی داشت. مجاهدین خلق یکی از گروههایی بود که با سوء استفاده از فضای ملتهب پس از پیروزی انقلاب اسلامی سال 57 در صدد ایجاد آشوب و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67077">نقش مخرب مجاهدین خلق در 13 آبان سال 1358</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تسخیر سفارت آمریکا در 13 آبان ماه سال 1358 توسط دانشجویان مسلمان، در آن ایام واکنش های مختلفی در بین گروه ها، احزاب و شخصیت های سیاسی در پی داشت.</p>
<p>مجاهدین خلق یکی از گروههایی بود که با سوء استفاده از فضای ملتهب پس از پیروزی انقلاب اسلامی سال 57 در صدد ایجاد آشوب و برهم زدن اوضاع در داخل کشور بود. ابوالحسن بنی صدر که در آن ایام ریاست جمهوری کشور را عهده دار بود هم سو با تفکرات مجاهدین خلق نقشه ای در خصوص واقعه تسخیر سفارت آمریکا در سر داشت. برخلاف عقاید اولیه بنیانگذاران مجاهدین خلق مبنی بر مبارزه با امپریالیسم، رجوی نه در شکل و نه در محتوا هیچ تمایلی برای تداوم شعار مبارزه با آمریکا از خود نشان نمی داد. عوامل مجاهدین تلاش داشتند در 13 آبان سال 1358 با حمله به دانشجویان پیرو خط امام اختیار سفارت آمریکا را شخصا به دست گیرند تا به واسطه آن جو اجتماعی و سیاسی ایران را هر چه بیشتر به نفع خودشان متلاطم کرده و شاید مسیر انقلاب نو پا را منحرف کنند.</p>
<p>سرکرده مجاهدین با طراحی حمله به دانشجویان و تصرف سفارت آمریکا در صدد بود که به هر شکلی خون ریزی در درگیری رخ دهد و شرایط و جو سیاسی کشور هر چه بیشتر متاثر از اقدامات مخرب آنها شود.</p>
<p>از طرفی بنی صدر نیز تلاش داشت کارمندان سفارت آمریکایی را جهت خوش خدمتی تحویل آمریکا دهد تا امتیازاتی برای دولتش کسب نماید از این رو در عمل با عوامل مجاهدین هم سویی می کرد. شگرد ایجاد آشوب و تشنج از ترفند های نخ نمای مجاهدین در مقاطع مختلف به ویژه در اغتشاشات سال های گذشته در داخل به کرات ملاحظه شده است ولی هوشیاری مردم در قبال تحرکات مجاهدین در سرفصل تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و آشوب های گذشته در داخل کشور تمامی طرح ها و نقشه های شوم مجاهدین را در هم شکسته است و امروزه به وضوح برای همگان روشن گردیده که مواضع سران جنایتکار مجاهدین در قبال آمریکا نیازی به پرده ندارد و آنها عملا در میدان به عنوان ستون پنجم و مهره های اطلاعاتی آمریکا تبدیل به مزدوران حرفه ای علیه مردم و منافع ملی کشورمان شده اند.</p>
<p>صمد اسکندری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67077">نقش مخرب مجاهدین خلق در 13 آبان سال 1358</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67077/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نسل Z به شگردهای مجاهدین خلق تن نمی دهد و هیچ نظم آمرانه‌ای را هم برنمی‌تابند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67070</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67070?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Nov 2025 09:44:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67070</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکنون نسل Z و عقلانیت نقاد تن به این سنخ شگردها نمی‌دهند؛ آن‌ها به‌قدری مستقل و خودبنیاد شده‌اند که هیچ دستکاری ذهنی و هیچ نظم آمرانه‌ای را برنمی‌تابند. سعید حجاریان تحلیلگر، نظریه‌پرداز سیاسی و تئوریسین اصلاحات، در یادداشتی در وب‌سایت مشق‌نو با عنوان &#8220;فرار از شکست&#8221;به تحلیل وضعیت سازمان مجاهدین خلق در شرایط کنونی پرداخت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67070">نسل Z به شگردهای مجاهدین خلق تن نمی دهد و هیچ نظم آمرانه‌ای را هم برنمی‌تابند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اکنون نسل Z و عقلانیت نقاد تن به این سنخ شگردها نمی‌دهند؛ آن‌ها به‌قدری مستقل و خودبنیاد شده‌اند که هیچ دستکاری ذهنی و هیچ نظم آمرانه‌ای را برنمی‌تابند.</p>
<p>سعید حجاریان تحلیلگر، نظریه‌پرداز سیاسی و تئوریسین اصلاحات، در یادداشتی در وب‌سایت مشق‌نو با عنوان &#8220;فرار از شکست&#8221;به تحلیل وضعیت سازمان مجاهدین خلق در شرایط کنونی پرداخت و با تاکید بر این که &#8220;سازمان را امروز دیگر باید مرده پنداشت و صرفاً آن را از جنبه تعلیمی، روی تخت سالن تشریح قرار داد و ..و درس‌هایی برای امروز از آن استخراج کرد&#8221; نوشت:</p>
<p>تاریخ سازمان مجاهدین خلق آکنده از چرخش‌ها، شکست‌ها و عبرت‌هاست. به‌نحوی که می‌توان آن را به‌شکل انتقادی روایت و درس‌هایی برای امروز از آن استخراج کرد. علاوه بر آنچه در مقاطعی همچون سال ۱۳۵۴ در درون این تشکیلات رخ داد، به‌طور مشخص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در چند مقطع شکست‌هایی نصیب این تشکیلات شد و هر بار مسعود رجوی توانست با بندبازی، خود و سازمان‌اش را از زیر ضرب خارج کند ولو برای مقطعی کوتاه و به‌شکلی متزلزل.</p>
<p>به گمان من، این سازمان را امروز دیگر باید مرده پنداشت و صرفاً آن را از جنبه تعلیمی، روی تخت سالن تشریح قرار داد. اما آن ضربات و شکست‌ها چه بود؟ ذیلاً اشاراتی می‌کنم و نحوه گریز رجوی از آن‌ها را نشان می‌دهم.</p>
<p><strong>یکم</strong><br />
&#8220;انقلاب&#8221; اولین صدمه و ضربه به سازمان مجاهدین خلق بود. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به‌واسطه میزان فعالیت و سازماندهی و تمایزی که میان گروه‌های مبارز به‌وجود آمده بود، این سازمان خود را سرآمد مبارزان، یا به‌تعبیری &#8220;نوک پیکان تکامل&#8221; می‌پنداشت. با پیروزی انقلاب و پایان دوره زندان اما واقعیت به‌صورتی دیگر بروز کرد.</p>
<p>به‌گونه‌ای که بقایای مجاهدین خلق با مردمی مواجه شدند که جز &#8220;خمینی&#8221;، دیگری را فرمانبردار نبودند و حتی، عکس وی را در ماه می‌دیدند. یعنی آن‌که را در زندان متعلق به قشر خرده‌بورژوازی می‌دانستند، در واقعیت، برتر از هر مبارز دیگری قدرت بسیج یافته بود. از این رو سازمان دچار تناقض شد و پرسشی برای‌اش به‌وجود آمد که چگونه باید خود را در میان این مردمِ مذهبیِ سازمان‌یافته جایابی کند.</p>
<p>آن‌ها بر آن شدند طی ملاقاتی با امام خمینی، تصاویر وی را با آرم سازمان و آیه «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِین» ادغام کنند و این‌بار &#8220;مجاهد اعظم&#8221;(خرده‌بورژوای سابق!) را بازنمایی کنند؛ و این‌گونه ستایش‌ها و کرنش‌های عجیبی نثار رقیب پیشین شد.<br />
اما زمانی‌که توانستند نیروهای مذهبی پیرو امام خمینی را تا حدی به‌خود جذب کنند و به‌صورت سمپات سازمان دهند، ردای «مجاهد اعظم/رهبر آزادگان» را تدریجاً از دوش آیت‌الله خمینی برداشته و بر دوش آیت‌الله طالقانی انداختند و وی را «پدر» خطاب کردند.</p>
<p>این اما آخرین گذار نبود و بعد از درگذشت مرحوم طالقانی، به‌ناچار کج‌دار و مریز پیش آمدند تا آن‌که زیر عبای مؤلف «اقتصاد توحیدی»، ابوالحسن بنی‌صدر رفتند. یعنی، اپورتونیسم باعث شد که آن‌ها روزی پرچم امام خمینی را برافراشته سازند و دیگر روز، شعار «مرگ بر &#8230;» سر دهند. فی‌الواقع، فقدان دیسیپلین و تأکید بر عمل‌گراییِ کور آن‌ها را واداشت پیاپی از گذشته‌ خود عبور کنند، پوست‌اندازی کنند و نهایتاً از محتوا خالی شوند.</p>
<p><strong>دوم</strong><br />
سازمان مجاهدین خلق، از دو منبع و یک ایده اصلی تغذیه می‌کرد: سازماندهی، گفتمان و مبارزه مسلحانه. «شریان»‌های این تشکیلات از بدو پیدایش تا حیات موسی خیابانی، از ایده مبارزه مسلحانه آکنده بود. تروریسم و خشونت سازمان‌یافته، و انفجارهای سال ۱۳۶۰- به‌رغم آن‌که هیچ‌گاه رسماً مسئولیت آن‌ها از سوی مجاهدین خلق پذیرفته نشد و صرفاً با اشاره‌ای، مضمون آیه ۲۶ سوره نحل را یادآوری کردند که بیان می‌داشت سقف به‌شکل غافلگیرانه بر سر افراد آوار خواهد شد- جملگی مؤید اهمیت این ایده نزد این سازمان بود. اما فرار تدریجی اعضای این تشکل و ضربه به خانه‌های تیمی به اضمحلال ایده «مبارزه مسلحانه» انجامید و طرح موسوم به «مالک و مستأجر» اندک بارقه‌های تشکیل هسته‌های مقاومت را نیز از میان برد.</p>
<p>برای حل این دو شکست پیاپی، رجوی فرار به جلو کرد. او طی ملاقاتی با طارق عزیز از «صلح‌طلبی» و «ملی‌بودن» سازمان‌اش گفت و ماهیت هر نوع جنگ و تخاصم میان دو کشور را مردود دانست. مدتی بعد نیز اعلام شد این سازمان بناست در جوار خاک میهن مبارزه را ادامه دهد؛ حال آن‌که نه آن سازمان دیگر توان ادامه مبارزه داشت و نه پادگان اشرف جوار خاک میهن محسوب می‌شد.</p>
<p>باری، تلاش‌های نیم‌بند برای احیاء «مبارزه مسلحانه» با رویدادهایی از قبیل عدم استقرار، فروپاشی شورای ملی مقاومت و… با بن‌بست کامل مواجه شد و زمانی‌که دیگر محرز شد حتی امکان عملیات از سوی پیشمرگه‌ها در جدار مرز نیز وجود ندارد، رجوی شگرد جدید خود را آغاز کرد؛ «انقلاب ایدئولوژیک».</p>
<p>خلاصه ایده انقلاب ایدئولوژیک از این قرار بود که علت شکست‌ها، نه ضعف‌های تاکتیکی بوده و نه تصمیم‌های استراتژیک رأس سازمان، بلکه غل‌وغش در قلوب پیروان علت‌العلل مسائل بوده است. همچنان‌که طی سال‌ها و از دل محاکمه‌های درون‌سازمانی، پیوسته اعضایی به‌عنوان «خائن» معرفی و محاکمه شدند تا بدین طریق، ضعف‌ها به عناصر متزلزل و نفوذی احاله شود و سازمان از اتهامات و نقدها مصون بماند.<br />
فی‌الواقع، استدلال این بود که این اعضاء و سمپات‌های سازمان بوده‌اند که در قلب خود دو معشوق را جای داده‌اند و به‌جای آن‌که ذوب در ایدئولوژی و رأس سازمان باشند دل به همسر و اولاد سپرده‌اند چنانکه گاه به بخش ابتدایی آیه ۴ سوره احزاب، و گاه دیگر به آیه ۲۴ سوره توبه ارجاع داده می‌شد.</p>
<p>در نتیجه این مدل فرافکنی‌، دستور تخلیص تشکیلات تحت پوشش طلاق اجباری صادر شد و جملگی فرزندها به پاریس گسیل شدند و زن‌ها دیگر جواز هم‌کلام‌شدن با همسران سابق را نیافتند.<br />
به دیگر سخن، رجوی از شکست مهلک فرصتی ساخت تا تفکر زمینیِ محاسبه‌پذیر را تعطیل و خود را به عنصری مقدس بدل کند. چنانکه، مهدی ابریشم‌چی اظهار داشت: «رهبری مطلقاً هیچ تعیّنی به سمت پایین را نمی‌تواند بپذیرد. تعیین او را الزام مشخص ایدئولوژیک و سیاسی سازمان مشخص می‌کند.</p>
<p>برنامه‌اش هم همان برنامه‌ای است که انقلاب مشخص می‌کند. در پایین‌تر از مسئول اول و رهبر ایدئولوژیک، همه مشروط هستند و قبل از همه به مسئول بالاتر خودشان مشروط هستند. اما مسعود در بالا به کی مشروط است؟ فقط به انقلاب. او ایدئولوژیکمان [=قهراً] مسئولی جز خدا ندارد. همه در سازمان مسئول دارند، یعنی مشروط هستند به مسئول‌شان، ولی در رأس رهبری این‌طوری نیست.»</p>
<p>دیگر از آن به بعد، سازمان به یک «فرد» مبدل شد؛ فردی که مجاز به اتخاذ هر تصمیمی بود بی‌آنکه ملزم به پاسخگویی به پایین باشد. حال آن‌که پیش‌تر این اعتقاد وجود داشت و ابراز می‌شد که رهبران اولیه سازمان مجاهدین خلق، از اعضاء و تبار جبهه ملی بوده‌ و جملگی، سبقه ملی داشته‌اند. از آن رو این تشکیلات تنها آلترناتیوِ دموکراسی‌خواه و در عین حال ضدامپریالیسم معرفی می‌شد.</p>
<p>در حالی‌که نمی‌توان ملی بود و دست در دست دشمنِ میهن به‌ جنگ ملت خویش رفت. طرفه آن‌که بعداً مشخص شد این سازمان اعتقادی به دموکراسی، هم، نداشت. چنانکه هیچ‌گاه کنگره‌ای برگزار نشد که رجوی در درون آن انتخاب شود؛ ولو کنگره‌ای صوری و از باب حفظ ظاهر. البته، رجوی تصریح کرده بود: اگر زمانی در سازمان انتخابات ملاک باشد، من دیگر عضو آن نخواهم بود!</p>
<p>با همین ملاک می‌توان گریزی به مسئله نصب جانشین مسعود رجوی زد. مریم رجوی، ابتدا به‌عنوان مسئول رده دوم سازمان مجاهدین خلق، و براساس سطحی از تفویض اختیار مطرح شد و سپس، تبدیل به رئیس‌جمهور مقاومت [کذا فی الاصل!] شد. یعنی بدون رأی تبدیل به رئیس‌جمهورِ مردمیِ شد. در حالی‌که با تأملی در سوابق سیاسی- مبارزاتی نامبرده می‌توان دریافت که وی حتی سابقه یک روز سمپاتی هم نسبت به این سازمان نداشته و ابتدای انقلاب و در بنیاد علوی به‌عنوان هوادار عضوگیری شده است. حال آن‌که اشخاصی مانند عباس داوری، علی زرکش، مهدی ابریشم‌چی و جز این‌ها سابقه‌ای طولانی‌مدت از فعالیت تشکیلاتی و حبس سیاسی داشتند. النهایه، تحت این شگرد مسعود رجوی نظم عمودی یک سازمان را باژگونه کرد و همه را به خدمت یک فرد مقرب درآورد.</p>
<p>به نقطه‌ای بازگردم که بهانه نگارش این نوشته بود. چنانکه اشاره شد سازمان مجاهدین خلق به‌لحاظ هویتی، خود را ضدامپریالیسم معرفی می‌کرد و حتی، ترور مستشاران امریکایی را نیز در پرونده این ضدیت قرار داده بود اما پیوسته از این اصل و گذشته نیز عبور کرد. در بادی امر، و در پی اشغال عراق و پایان حکومت صدام حسین این سازمان به‌نوعی تابع نظم امپریالیستی شد و به‌صورت انفعالی، از پادگانی به پادگانی دیگر کوچانده شد و نهایتاً در یکی از فقیرترین کشورهای اروپایی، آلبانی، استقرار یافت. در ادامه این مسیر، در اجلاسیه‌های‌اش به فاشیست‌ترین عناصر امپریالیست، آن هم در ازای پرداخت هزینه مالی، صندلی ویژه تعارف کرد تا از یک‌سو از خود حساسیت‌زدایی کند و از دیگر سو، خود را به‌عنوان آلترناتیو دوران گذار نمایش دهد.</p>
<p>باری، این فراز و فرود بیانگر سیاست‌ورزی خالی از اصول و دیسیپلین است. این نوع از سیاست‌ورزی نخست با تهی کردن واژگان از مفاهیم و مدلول‌های‌شان آغاز می‌شود، از ائتلاف‌های فرصت‌طلبانه و مهلک می‌گذرد و نهایتاً، به چرخش گفتمانی می‌انجامد. در مواردی این تضاد و تناقض به فروپاشی تشکیلاتی می‌انجامد، و در مواردی دیگر به پرتگاه فروش اطلاعات به بیگانه و ترور ختم می‌شود که هر دو سر طیف می‌تواند عبرت‌آموز باشد.</p>
<p>مبتنی بر این اعوجاج‌ها، رجوی با اقتباس از برخی آموزه‌های الهیات مسیانیستی راه غیبت پیش گرفت زیرا توان آن را ‌که رودرروی اعضاء سازمان‌اش حاضر شود و به انبوه سؤال آنان پاسخ دهد، نداشت. این واپسین شگرد وی و شاید آخرین پرونده مفتوح است.<br />
در حالی‌که اکنون نسل Z و عقلانیت نقاد تن به این سنخ شگردها نمی‌دهند؛ آن‌ها به‌قدری مستقل و خودبنیاد شده‌اند که هیچ دستکاری ذهنی و هیچ نظم آمرانه‌ای را برنمی‌تابند. به تعبیر حافظ: بازیِ چرخ بشکندش بیضه در کلاه / زیرا که عَرضِ شعبده با اهلِ راز کرد!</p>
<p>سعید حجاریان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67070">نسل Z به شگردهای مجاهدین خلق تن نمی دهد و هیچ نظم آمرانه‌ای را هم برنمی‌تابند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67070/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>13 آبان، روز دانش‌آموز &#8211; مبارزه با استکبار جهانی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67044</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67044?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Nov 2025 07:18:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67044</guid>

					<description><![CDATA[<p>اهمیت پیشینه‌های تاریخی برای دانش‌آموزان تاریخ، سرشار از رویدادها و تحولات عظیمی است که سرنوشت ملت‌ها را دچار دگرگونی کرده و گاه آسیب‌های جبران ناپذیری به جوامع مختلف وارد کرده است. از آنجا که بسیاری از پدیده‌های طبیعی و یا مصنوعی در گذر زمان قابل تکرار هستند، عدم آشنایی با آنها، به معنای درس نگرفتن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67044">13 آبان، روز دانش‌آموز &#8211; مبارزه با استکبار جهانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>اهمیت پیشینه‌های تاریخی برای دانش‌آموزان</h3>
<p>تاریخ، سرشار از رویدادها و تحولات عظیمی است که سرنوشت ملت‌ها را دچار دگرگونی کرده و گاه آسیب‌های جبران ناپذیری به جوامع مختلف وارد کرده است. از آنجا که بسیاری از پدیده‌های طبیعی و یا مصنوعی در گذر زمان قابل تکرار هستند، عدم آشنایی با آنها، به معنای درس نگرفتن از تجارب گذشته و در نتیجه، بازتکرار آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی، ایدئولوژیک، سیاسی و فرهنگی است. هر ملتی که از گذشته خود درس نگرفته باشد و تجربه نیاندوخته باشد، لاجرم محکوم به شکست و فناست. به همین خاطر، همه مسئولین و سیاستمداران در جهان تلاش می‌کنند از آن تجارب تاریخی، به بهترین وجه برای پیشرفت و استحکام کشور و ملت خود استفاده کنند و فرزندان خود را نیز با آن تجارب آشنا سازند تا جلوی آسیب‌های آتی و احتمالی را بگیرند. و بسیاری از سیاستبازان جهانی نیز از اینگونه تجارب تاریخی، برای ضربه زدن به رقیبان خود و یا سایر کشورها استفاده می‌کنند.</p>
<p>ایران ما، به این علت که «کهن‌ترین تمدن، و اولین امپراتوری جهان بوده، و در حساس‌ترین نقطه راهبردی جهان» قرار داشته، در معرض «بیشترین، هولناک‌ترین، ویرانگرترین، گسترده‌ترین، تأسفبارترین» رخدادها و رویدادهای جهانی بوده است که متأسفانه گاه (به دلایلی که می‌توان برشمرد) حاکمان آن، مردم را در ناآگاهی نگه داشتند و زمینه‌ساز ضربات سنگین دو یا چندباره شدند و بسیاری از فرصت‌های تاریخی برای جهش و پیشرفت را از دست دادند. به همین خاطر، امروز وظیفه هر انسان مسئول و وطنپرست است که نسل جوان و نوجوان را نسبت به گذشته خود آگاه سازد و رویدادهای مهم تاریخی را مدام به آنان گوشزد کند تا دشمنان نتوانند از جهل نسل‌های بعدی، برای ضربات مجدد به ایران استفاده کنند.</p>
<p>بسیاری از درس‌های تاریخی، در نوشته‌های حکیمانه و عارفانه‌ی بزرگان کشورمان مکتوب است که مدام باید از خانه تا مدرسه و دانشگاه، بازخوانی و تدریس شوند. برخی دیگر از این تجارب نیز، باید از سوی مسئولین ذیربط و نهادهای مربوطه، به صورت بزرگداشت و همایش یادآوری شوند. برخی دیگر هم می‌بایست از سوی روشنفکران مسئول و متعهد، در نشریات، رسانه‌ها، کتاب‌ها و کتابخانه‌ها تکثیر و در اختیار افکار عمومی قرار داده شود. اینگونه است که یک ملت، تاریخ خود را مدام بازخوانی می‌کند، و از قوت‌های آن درس می‌گیرد و ضعف‌های گذشته را نیز رفع می‌کند تا برای ساختن دنیای فردا بکار گیرد و در برابر دشمن مصونیت بیشتری پیدا کند.</p>
<p>بی‌علت نیست که در دو قرن گذشته، قدرت‌های استعمارگر تلاش کردند با «جنگ روایت‌ها» گذشته‌ی ملت‌های مستقل را تحریف و برای جوانان آن تاریخ‌سازی کنند. و عبث نیست که همچنان در تلاش‌اند با «جنگ شناختی»، باورهای جوانان را تغییر دهند و قهرمانان ملی آنها را تخریب نمایند، و برای آنان از بین دلقک‎ها و سرسپردگان، قهرمان‌سازی کنند. چون آنها بخوبی فهمیده‌اند که برای تخریب یک تمدن و نابودی یک ملت مستقل که دارای پیشینه‌ای کهن و ریشه‌دار است، تنها راه، بیگانه کردن جوانان از فرهنگ و تاریخ خویش و تغییر روایت‌ها به شکلی است که آنان گذشته‌ی خود را تحقیر کنند و فرهنگ خود را عقب‌مانده بخوانند، و در نقطه مقابل، تمدن‌های نوساخته و سوار شده بر استعمار و استثمار ملت‌ها را، معبودگاه خود به حساب آورند و خود را در برابر آنها حقیر و ناتوان انگارند و به سلطه‌ی آنها تن دهند.<br />
اینجاست که ضرورتِ بازخوانی مداوم تاریخ ایران و جهان برای نسل جوان ایرانی آشکار می‌گردد و نقش و وظیفه مهم آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها و همچنین نهادهای فرهنگی و مذهبی برجسته می‌شود و متوجه می‌شویم که بزرگداشت برخی رخدادها چه اهمیت مهمی در سرنوشت کشورمان دارد، و یا لحاظ کردن حکایت‌های سعدی و مولانا و یا اشعار حافظ و حماسه‌های «شاهنامه فردوسی» و سایر ادیبان ایرانی در کتاب‌های درسی –در کنار آموزه‌های دینی و اعتقادی- چه نقش مهمی در آموزش نونهالان و دانش‌آموزان دارد و چگونه آنها را در برابر نفوذ فرهنگی بیگانگان مصون و محفوظ می‌دارد.</p>
<div id="attachment_67049" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-67049" class="size-full wp-image-67049" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-1.jpg" alt="اهمیت پیشینه‌های تاریخی " width="700" height="412" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-1-300x177.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-67049" class="wp-caption-text">اهمیت پیشینه‌های تاریخی</p></div>
<h3>13 آبان در ایران</h3>
<p>سیزدهم آبان، یکی از روزهای مهم در تاریخ معاصر ایران است که سه یادآوری مهم برای ما دارد و البته بر سرنوشت منطقه نیز تأثیرات کلیدی داشته و تجارب برآمده از آن می‌تواند برای ملت‌هایی که می‌خواهند مستقل و آزاد باشند، درس‌های مهمی در بر داشته باشد. در این روز، سه رویداد مهم در ایران رخ داد که اولین آن «تبعید آیت‌الله خمینی به ترکیه در سال 1343 به‎ جرم اعتراض به تصویب یک لایحه‌ی ضدایرانی در مجلس» بود.</p>
<h3>تصویب لایحه‌ی کاپیتولاسیون و اعتراض آیت الله خمینی</h3>
<p>با توجه به حضور هزاران مستشار نظامی آمریکا در ایران (که حقوق هر کدام از آنها معادل صدها کارگر ایرانی بود)، رئیس‌جمهور وقت آمریکا (جانسون)، شاه را تحت فشار گذاشت تا اتباع آمریکایی را دارای مصونیت قضایی نماید. نهایتاً در زمان نخست‌وزیری حسنعلی منصور (4 آبان 1343)، مجلس قانونی را به تصویب رسانید که در آن، نظامیان و اتباع آمریکایی از هرگونه پیگرد قضایی در ایران مصون می‌شدند. این قانون که آشکارا مردم ایران را تحقیر می‌کرد، زمینه را برای اعتراض برخی انقلابیون و در صدر آنها آیت الله خمینی فراهم کرد. آیت‌الله خمینی ضمن انتشار یک پیام، برای مردمی که در خانه‌شان گردآمده بودند سخنرانی کردند و لایحه کاپیتولاسیون را مخالف قوانین اسلام و قرآن دانستند و آنرا سند استعمار و بردگی ملت ایران معرفی کردند. شاه که از این سخنرانی خشمگین شده بود، آن را علیه امنیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران خواند و در تاریخ 13 آبان 1343، آیت الله خمینی را بازداشت و به ترکیه تبعید نمود.</p>
<h3>کشتار دانش‌آموزان در دانشگاه تهران</h3>
<p>دومین رویداد 13 آبان، در سال 1357 رخ داد که در آن صدها دانش‌آموز هدف تیراندازی عوامل شاه قرار گرفتند و جمعی از آنان به شهادت رسیدند. دانش‌آموزان تهرانی که از اواسط مهرماه با فراخوان آیت‌الله خمینی و پس از تبعید ایشان به «نوفل لوشاتو» با تعطیل کردن مدارس به راهپیمایی اعتراضی دست می‌زدند و به سمت دانشگاه می‌رفتند تا در کنار دانشجویان معترض قرار گیرند، در روز 13 آبان نیز پس از تعطیلی مدارس به سمت دانشگاه رفتند اما اینبار با خشونت گسترده نیروهای امنیتی/نظامی شاه مواجه شدند که بدون هیچ ملاحظه‌ای به سمت دانشگاه تیراندازی می‌کردند. این اقدام جنایتکارانه منجر به شهادت حداقل 56 دانش‌آموز و زخمی شدن صدها نفر دیگر شد، و به‌عنوان یک روز سیاه، در کارنامه شاه ماندگار گردید و به همین خاطر با نام «روز دانش‌آموز» در تقویم تاریخ ثبت شد.</p>
<div id="attachment_67048" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-67048" class="size-full wp-image-67048" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-2.jpg" alt="کشتار دانش‌آموزان در دانشگاه تهران" width="700" height="382" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-2-300x164.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-67048" class="wp-caption-text">کشتار دانش‌آموزان در دانشگاه تهران</p></div>
<h3>تسخیر لانه جاسوسی</h3>
<p>سومین رویداد مرتبط به 13 آبان، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران در سال 1358 بدست دانشجویانی است که خود را «خط امام» می‌نامیدند. با تسخیر سفارت آمریکا، پایگاه جاسوسی و دسیسه‌چینی این کشور (که پس از فروپاشی امپراتوری انگلیس مبدل به «ارباب فتنه‌ها» در ایران شده بود) برای همیشه بسته شد و بسیاری از اسناد سری آنها بدست دانشجویان افتاد که متأسفانه بعدها بخشی از آن بدست جریان نفوذ به آتش کشیده شد و از بین رفت. از آن پس، این روز مهم به‌ عنوان «روز مبارزه با استکبار جهانی» در تاریخ ایران ثبت شد.<br />
آمریکایی‌ها که پس از سقوط شاه، مهمترین پایگاه و منطقه‌ی راهبردی تحت نفوذ خود در منطقه غرب آسیا را از دست داده بودند، از همان ابتدای انقلاب، دسیسه برای براندازی نظام جدید و یا نفوذ در حاکمیت را کلید زده بودند و اراده‌ی آنها بر این بود که دوباره سلطه خود در ایران را بازیابی کنند. به همین خاطر، از هر امکانی برای ضربه زدن به دستگاه نوپای جمهوری اسلامی استفاده می‌کردند: «تحریک صدام به طمع‌ورزی نسبت به اروندرود و خوزستان &#8211; تحریک شیوخ وهابی برای ابراز مالکیت نسبت به جزایر سه‌گانه ایران &#8211; تولید گروهک‌های تروریستی در ایران – تحریک و تسلیح جریان‌های تجزیه طلب در استان‌های مرزی – نفوذ دادن عوامل مخفی به داخل نهادهای مهم نظام – نقشه‌کشی برای ایجاد کودتا با استفاده از مهره‌های نظامی» بخشی از اقدامات ضدایرانی آمریکا علیه ایران بود که از درون سفارتخانه آنها برنامه‌ریزی می‌شد.</p>
<h3>نقش مجاهدین در تسخیر سفارت</h3>
<p>سفارت آمریکا پیش از آن هم در روزهای 24-25 بهمن 1357 از سوی چریک‌های فدائی خلق و سازمان مجاهدین تسخیر شده بود اما بدلایل شرایط بسیار حساس آن زمان (که انقلاب هنوز پا نگرفته بود و تنها 2 روز از سقوط شاه می‌گذشت)، امام خمینی که رهبری انقلاب را برعهده داشت، بلافاصله به ماجرا ورود کرد و اجازه نداد گروه‌های ذکر شده با عصیان و بی‌تجربگی، نهال نوپای انقلاب را به درون توفان مهارناپذیری بیندازند که خروج از آن ناممکن می‌نمود.<br />
اما کمتر از یکسال بعد، که نیروهای انقلاب به رهبری آیت‌الله خمینی و همراهان ایشان توانسته بودند اوضاع کشور را اندکی به سامان برسانند و مهار کشور را بدست گیرند، و دسیسه‌های آمریکا نیز برای همگان آشکار شده بود، گروهی از دانشجویان «پیرو خط امام» به صورت خودجوش به سفارت آمریکا هجوم بردند و پس از درگیری‌های مختصری که رخ داد، آنجا را تحت کنترل درآوردند و امام نیز با آن مخالفت نکرد و مورد حمایت قرار داد. از آن زمان، جریان‌های سیاسی دیگر از جمله سازمان مجاهدین و گروه‌های چپ نیز به حمایت از آن پرداختند و به این مسئله ورود کردند.<br />
از آن پس، موج پیام‌ها و تلگرام‌های سازمان مجاهدین و شخص مسعود رجوی به آیت‌الله خمینی آغاز شد که خواستار تبدیل سفارت آمریکا به موزه انقلاب و یا اعلام آمادگی برای نبرد با آمریکا تحت رهبری امام شده بودند.</p>
<div id="attachment_67047" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-67047" class="size-full wp-image-67047" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-3.jpg" alt="نقش مجاهدین در تسخیر سفارت" width="700" height="430" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-3.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-3-300x184.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-67047" class="wp-caption-text">نقش مجاهدین در تسخیر سفارت</p></div>
<h3>تشکیل میلیشیای مجاهد و سازمان بسیج مستضعفین</h3>
<p>مسعود رجوی به این هم بسنده نکرد و ضمن تبلیغ انواع شعارهای ضدامپریالیستی در نشریه «مجاهد»، دستور تشکیل «میلیشیا» را هم صادر کرد و آنرا گامی در راستای آمادگی برای جنگ با آمریکا خواند و سرودهای متنوعی هم در این راستا از سوی سازمان مجاهدین اجرا شد که مهمترین آنها سرودهای «نبرد با آمریکا» و «میلیشیا» بود.<br />
البته همه اینها بهانه‌ای برای به‌رسمیت شناخته شدن سازمان مجاهدین به‌عنوان یک نهاد مسلح بود که امام اهمیتی به آن نداد و دستور تأسیس «سازمان بسیج مستضعفین» را صادر کرد تا در صورت حمله احتمالی آمریکا، نیروهای مردمی آماده مقابله باشند.</p>
<h3>دگردیسی واژگونه‌ی مجاهدین</h3>
<p>هنوز 20 ماه از شعارهای مجاهدین در راستای مبارزه با امپریالیسم آمریکا (تحت رهبری آیت الله خمینی)، نگذشته بود که مسعود رجوی مبارزه مسلحانه علیه نظام را کلید زد و به نفع امپریالیسم، هزاران جوان و نوجوان دانش‌آموز انقلابی و پرشور را وارد اقدامات تروریستی کرد و به کشتن داد و با این کار، کل جریان انقلاب را به انحراف کشید.<br />
البته شعارهای ضدامپریالیستی او تا چندین سال پس از فروپاشی شوروی نیز ادامه داشت، اما در عمل، نزدیکترین متحدین و حامیان وی کسانی بودند که در جبهه امپریالیسم قرار داشتند. حمایت صدها پارلمانتر آمریکایی و اروپایی از مجاهدین در آن سالیان، آشکارا نشان می‌داد که مسعود رجوی، از «مبارزه با امپریالیسم تحت فرماندهی امام»، به «همکاری با امپریالیسم برای سرنگونی نظام» رسیده است. پس از سقوط صدام نیز، مریم رجوی که خود را در کنار مسعود، «رهبرعقیدتی» مجاهدین می‌خواند، تمام وقت مشغول سورچرانی با مقامات غربی و دسیسه چینی علیه ایران در همراهی با آنان شد.<br />
امروزه در تبلیغات مجاهدین به مناسبت 13 آبان، هیچ نشانه و یادی از مبارزه با امپریالیسم نیست، و آنچه در کلام آنها موج می‌زند، تنها نام «دانش‌آموزان» و کشته شدن آنها بدست عوامل شاه است. بدون اینکه شاه را هم مثل گذشته دست‌نشانده آمریکا بخوانند، چون در اینصورت، خود را نیز باید در همان جبهه محسوب کنند.</p>
<div id="attachment_67046" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-67046" class="size-full wp-image-67046" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-4.jpg" alt="دگردیسی واژگونه‌ی مجاهدین" width="700" height="330" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-4.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-4-300x141.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-67046" class="wp-caption-text">دگردیسی واژگونه‌ی مجاهدین</p></div>
<h3>درس جدید تاریخ به دانش‌آموزان ایرانی</h3>
<p>اکنون 47 سال از کشتار دانش‌آموزان بدست ایادی آمریکا، و 46 سال نیز از تسخیر لانه‌ی جاسوسی آمریکا می‌گذرد. در طی چند دهه‌ی گذشته، امپراتوری آمریکا، که بدلیل فروپاشی شوروی، یکه‌تاز جهان شده بود و خود را نماد دمکراسی، آزادی و حقوق‌بشر در جهان جلوه می‌داد و به این بهانه ده‌ها جنگ خونین و ویرانگر در مناطق مختلف جهان براه انداخت (که نتیجه آن، میلیون‌ها آواره و میلیون‌ها کشته اعم از زن و بچه و پیر و جوان بود)، اینک به مرحله‌ای رسیده که به دلیل حمایت از جنایات اسرائیل و جنگ‌افروزی بی‌پایان، در اوج منفوریت و انزجار عمومی قرار دارد و حتی دانشجویان و روشنفکران آمریکایی نیز از داشتن چنین حاکمیتی در برابر جهانیان ابراز شرمندگی می‌کنند.<br />
اما مهمتر از آن، دانش‌آموزان ایرانی هستند که از 5 ماه پیش، جنایتکارانه‌ترین شمایل آمریکا را با چشم خود مشاهده کردند. اگر روزگاری، سرود «آمریکا آمریکا، ننگ به نیرنگ تو- خون جوانان ما می‌چکد از چنگ تو» برای دختران و پسران ایرانی چندان عینی و ملموس نبود، اکنون که خنجر ریاکاری و جنایات آمریکا و اسرائیل به قلب کشورشان را از نزدیک دیده و لمس کرده‌اند، معنا و مفهوم این سرود را بخوبی فهم می‌کنند. امروز دیگر دستان خون‌آلود آمریکا در هیچکدام از جنگ‌ها و کشتارها پنهان نیست و دانش‌آموزان و دانشجویان ایرانی، جنایت‌های آمریکا را نه در ویتنام و کامبوج و جمهوری کره، و نه در لیبی و سوریه و عراق و افغانستان و یمن، و نه فقط در اوکراین و فلسطین، بلکه در خاک سرزمین خود می‌بینند: زمانی که هواپیماهای اسرائیلی و آمریکایی، کودکان و زنان ایرانی را به همراه سرداران و دانشمندان کشورشان ترور می‌کردند و تأسیسات هسته‌ای سرزمین‌شان را هدف قرار می‌دادند.</p>
<p>بله، امسال برای دانش‌آموزان ایرانی که جای خالی بسیاری از دوستان و والدین خود را مشاهده کرده‌اند، «13 آبان» معنا و مفهوم دیگری دارد و باید بخوبی بدانند که تجارب گذشته چقدر ارزشمند است و باید آنرا گرامی بدارند و از آنها درس بگیرند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-67045 aligncenter" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-5.jpg" alt="" width="700" height="352" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-5.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/13-Aban-1404-5-300x151.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 700px) 100vw, 700px" /></p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67044">13 آبان، روز دانش‌آموز &#8211; مبارزه با استکبار جهانی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67044/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>میراث شوم مجاهدین و تأثیر بر اپوزیسیون امروز، درسی برای نسل جدید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66907</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66907?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 Oct 2025 12:02:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66907</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق ایران، گروهی که در دهه ۱۳۴۰ با ادعای مبارزه با استبداد پهلوی شکل گرفت، مسیری را طی کرد که از یک گروه التقاطی (ترکیب اسلام و مارکسیسم) به یک فرقه تروریستی و خائن به منافع ملی ایران تبدیل شد. این گروه با بیش از ۱۷,۰۰۰ ترور در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، همکاری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66907">میراث شوم مجاهدین و تأثیر بر اپوزیسیون امروز، درسی برای نسل جدید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق ایران، گروهی که در دهه ۱۳۴۰ با ادعای مبارزه با استبداد پهلوی شکل گرفت، مسیری را طی کرد که از یک گروه التقاطی (ترکیب اسلام و مارکسیسم) به یک فرقه تروریستی و خائن به منافع ملی ایران تبدیل شد. این گروه با بیش از ۱۷,۰۰۰ ترور در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، همکاری با رژیم صدام در جنگ ایران-عراق، و فعالیت‌های سایبری و لابی‌گری در تبعید، میراثی شوم از خیانت، خشونت و تحریف حقیقت به جا گذاشته است. اما این میراث چگونه اپوزیسیون کنونی ایران را تحت تأثیر قرار داده است؟ چرا نسل جدید باید از این تاریخ درس بگیرد؟<br />
سعی داریم با نگاهی تحلیلی و روایی، ضمن بررسی جنایات مجاهدین، تأثیرات بلندمدت آن‌ها بر اپوزیسیون و درس‌هایی برای نسل جوان ارائه می‌دهد.</p>
<h3>بخش اول: ریشه‌های خیانت مجاهدین</h3>
<p>مجاهدین در ابتدا با شعار مبارزه با امپریالیسم و رژیم پهلوی، حمایت بخشی از جوانان انقلابی را جلب کردند. اما پس از انقلاب ۵۷، به دلیل طرد شدن از قدرت و انحراف ایدئولوژیک، به سرعت به سمت خشونت و خیانت حرکت کردند.</p>
<h3>نکات کلیدی تاریخی:</h3>
<p>ترورهای کور دهه ۶۰: مجاهدین مسئول ترور بیش از ۱۷,۰۰۰ نفر، از جمله مقامات (مثل بهشتی، رجایی و باهنر)، روحانیون، و مردم عادی بودند. این اقدامات، که با بمب‌گذاری‌های کور مانند انفجار دفترحزب جمهوری اسلامی (۱۳۶۰) همراه بود، نه تنها به تضعیف انقلاب نوپای 57 منجر نشد، بلکه اعتماد عمومی به اپوزیسیون را خدشه‌دار کرد.</p>
<p>همکاری با صدام: در جنگ ایران-عراق، مجاهدین با رژیم بعثی صدام متحد شدند. آن‌ها اطلاعات جاسوسی علیه ایران ارائه کردند و در عملیات فروغ جاویدان (۱۳۶۷) علیه هم‌وطنان خود جنگیدند. این خیانت های آشکار، مجاهدین را به نماد &#8220;ستون پنجم&#8221; دشمن تبدیل کرد.</p>
<p>تحریف تاریخ: مجاهدین با پروپاگاندای گسترده (مثل مستندهای ساختگی و لابی‌گری در غرب)، تلاش کردند خود را قربانی و رژیم ایران را مسئول همه جنایات جلوه دهند. این تحریف، اپوزیسیون را به سمت دوقطبی‌سازی کاذب سوق داد.</p>
<p>این اقدامات، پایه‌گذار میراثی شدند که اپوزیسیون امروز را از نظر مشروعیت و اعتماد عمومی تضعیف کرده است.</p>
<h3>بخش دوم: تأثیرات میراث مجاهدین بر اپوزیسیون کنونی</h3>
<p>میراث مجاهدین، مانند سایه‌ای سنگین، بر اپوزیسیون امروز ایران تأثیر گذاشته و چالش‌هایی ساختاری ایجاد کرده است.</p>
<p>در ادامه، این تأثیرات را بررسی می‌کنیم:</p>
<p>۱. بی‌اعتمادی عمومی به اپوزیسیون<br />
جنایات مجاهدین، به‌ویژه ترورهای کور و همکاری با دشمن خارجی، باعث شده که ایرانیان به اپوزیسیون به دیده تردید نگاه کنند. بسیاری از مردم، هر گروه مخالف را با برچسب &#8220;منافق&#8221; یا &#8220;خائن&#8221; قضاوت می‌کنند. این بی‌اعتمادی، کار دیگراپوزیسیون‌ها را هم برای جلب حمایت داخلی دشوار کرده است. برای مثال، در اعتراضات 1398 و ۱۴۰۱، برخی گروه‌های اپوزیسیون به دلیل شباهت‌های ظاهری با مجاهدین (مثل شعارهای تند یا حمایت‌های خارجی) از سوی مردم طرد شدند.</p>
<p>۲. دوقطبی‌سازی کاذب<br />
مجاهدین با پروپاگاندای خود، تصویری سیاه‌ و سفید از مبارزه سیاسی ارائه کردند: یا با رژیم، یا با ما. این دوقطبی‌سازی، اپوزیسیون را از گفت‌وگوی سازنده با مردم و ارائه راه‌حل‌های عملی دور کرد. گروه‌های اپوزیسیون امروزی که از مجاهدین الهام می‌گیرند (مثل برخی گروه‌های سلطنت‌طلب یا تجزیه‌طلب)، به جای تمرکز بر منافع ملی، به لابی‌گری با قدرت‌های خارجی وابسته شده‌اند، که یادآور همکاری مجاهدین با صدام است.</p>
<p>۳ . لابی‌گری و وابستگی خارجی<br />
مجاهدین با دریافت پول از رژیم صدام و سپس لابی‌گری در غرب (مثل پرداخت ۵۰,۰۰۰ دلار به مقامات آمریکایی برای خروج از لیست تروریستی)، الگویی از وابستگی و رشوه پردازی به قدرت‌های خارجی را نهادینه کردند. این الگو در اپوزیسیون امروز هم دیده می‌شود؛ گروه‌هایی که به جای جلب حمایت مردمی، به دنبال جلب نظر کنگره آمریکا یا دولت‌های غربی‌اند. این وابستگی، مشروعیت اپوزیسیون را نزد ایرانیان کاهش داده است.</p>
<p>۴. خشونت به عنوان ابزار سیاسی<br />
مجاهدین با ترویج خشونت (از ترور دانشمندان هسته‌ای تا حملات سایبری اخیر از آلبانی)، خشونت را به عنوان یک ابزار مشروع سیاسی در ذهن برخی گروه‌های اپوزیسیون جا انداختند. این میراث، باعث شده که برخی گروه‌های امروزی به جای گفت‌وگو و اصلاح، به دنبال اقدامات تخریبی یا تحریک خارجی باشند.</p>
<h3>بخش سوم: درس‌هایی برای نسل جدید</h3>
<p>نسل جوان ایران، که در عصر دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی رشد کرده، می‌تواند از میراث شوم مجاهدین درس‌های مهمی بگیرد. این درس‌ها نه تنها برای شناخت تاریخ، بلکه برای ساختن آینده‌ای بهتر برای ایران مفیدند:</p>
<p>۱ . اهمیت منافع ملی<br />
مجاهدین با همکاری با صدام و قدرت‌های غربی، نشان دادند که خیانت به منافع ملی، هرچند با شعارهای انقلابی، به نابودی اعتبار یک گروه منجر می‌شود. نسل جدید آموخت که اولویت استقلال و تمامیت ارضی ایران است، نه خوش‌خدمتی به بیگانگان.</p>
<p>۲ . پرهیز از خشونت و دوقطبی‌سازی<br />
خشونت و دوقطبی‌سازی مجاهدین، نتیجه‌ای جز انزوای سیاسی و اجتماعی نداشت. نسل جوان باید به دنبال راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز و گفت‌وگوی فراگیر باشد.</p>
<p>۳. تشخیص پروپاگاندا<br />
مجاهدین با استفاده از رسانه‌ها و لابی‌گری، حقیقت را تحریف کردند. نسل جدید باید با سواد رسانه‌ای، منابع خبری را تحلیل کند و از دام پروپاگاندای گروه‌های وابسته به خارج، مثل پست‌های X که مجاهدین را قهرمان جلوه می‌دهند در امان بماند. بررسی اسناد معتبر مثل گزارش RAND و شنیدن روایت جداشدگان، راهی برای شناخت حقیقت است.</p>
<p>4 . &#8220;تست تورنسل&#8221; برای اپوزیسیون<br />
نسل جوان باید معیاری برای ارزیابی اپوزیسیون داشته باشد: آیا این گروه به استقلال ایران پایبند است؟ آیا از خشونت پرهیز می‌کند؟ آیا به جای لابی‌گری خارجی، به مردم ایران متکی است؟ مجاهدین در همه این معیارها شکست خوردند و نمونه‌ای شدند از آنچه نباید تکرار شود.</p>
<h3>بخش چهارم: روایت‌های جداشدگان، صدایی از درون</h3>
<p>برای درک عمق جنایات مجاهدین، روایت‌های جداشدگان کلیدی است. در اکتبر ۲۰۲۵، یک خانواده پنج نفره از اشرف ۳ در آلبانی فرار کردند و از فشارهای روانی، عقیم‌سازی اجباری زنان، و سرکوب مخالفان گفتند. این روایت‌ها نشان می‌دهد که مجاهدین نه تنها به ایران، بلکه به اعضای خود نیز خیانت کردند. یکی از جداشدگان در مصاحبه‌ای (منتشرشده در شبکه‌های ایرانی) گفت: &#8220;ما فکر می‌کردیم برای آزادی می‌جنگیم، اما در قفس رجوی‌ها اسیر بودیم.&#8221; این صداها، هشداری برای نسل جوان است که فریب شعارهای فریبنده را نخورند.</p>
<h3>نتیجه‌گیری: به سوی آینده‌ای بدون میراث شوم</h3>
<p>میراث مجاهدین، ترکیبی از خیانت، خشونت و تحریف است که اپوزیسیون ایران را با چالش‌های عمیقی مواجه کرده است. اما نسل جدید، با درس گرفتن از این تاریخ، می‌تواند اپوزیسیونی بسازد که به جای تکرار اشتباهات گذشته، بر استقلال، گفت‌وگو و اعتماد مردمی متکی باشد. مجاهدین نشان دادند که خیانت به ملت، حتی با حمایت خارجی، به شکست می‌انجامد. نسل جوان باید این درس را به خاطر بسپارد و آینده‌ای را بسازد که در آن ایران، نه قربانی فرقه‌ها، بلکه صحنه اتحاد و پیشرفت باشد.<br />
سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66907">میراث شوم مجاهدین و تأثیر بر اپوزیسیون امروز، درسی برای نسل جدید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66907/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سخنرانی مسعود تقی پوریان در افتتاحیه تئاتر جمعه ای که تعطیل نبود</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66746</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66746?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Oct 2025 06:08:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود تقی پوریان]]></category>
		<category><![CDATA[نمایش جمعه ای که تعطیل نبود]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66746</guid>

					<description><![CDATA[<p>بسم الله الرحمن الرحیم سلام و صلوات می فرستیم به روح پاک شهید مدنی &#8230; در خصوص سازمان تروریستی مجاهدین نتایج پژوهشهایی که من تاکنون انجام داده و به آنها دست یافته ام &#8230; عرایضم شامل روایتهایی است که شاید تاکنون بصورت دقیقتر و ریزتر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم شاید پخش نشده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66746">سخنرانی مسعود تقی پوریان در افتتاحیه تئاتر جمعه ای که تعطیل نبود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p>سلام و صلوات می فرستیم به روح پاک شهید مدنی &#8230; در خصوص سازمان تروریستی مجاهدین نتایج پژوهشهایی که من تاکنون انجام داده و به آنها دست یافته ام &#8230; عرایضم شامل روایتهایی است که شاید تاکنون بصورت دقیقتر و ریزتر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم شاید پخش نشده است.</p>
<p>سازمان تروریستی مجاهدین در سال 1344 تشکیل شده که از سه نفر بنیانگذاران آن یک نفر اهل تبریز بنام محمد حنیف نژاد که در دیوار بالای سن در نمایش ، تصویر آن نصب شده است . در سال 1350 رژیم پهلوی ، ضربه ای امنیتی به این گروه وارد می کند که عده زیادی از اینها دستگیر می شوند و اعضای ارشد محاکمه و اعدام می شوند. در سال 1354 سازمان تروریستی مجاهدین چون دارای ضعف برداشت صحیح از اسلام واقعی بود تغییر ایدئولوژی داده و بعبارت بعضی از مسئولین سازمان آموزش در قرارگاه اشرف متعلق به سازمان تروریستی مجاهدین در خاک عراق از هر صد نفر، نود نفر مارکسیست می شوند . آیه قرآن بالای آرم سازمان را حذف می کنند و تحت عنوان سازمان مارکسیستی لنینیستی به فعالیت های محدود خود ادامه می دهند.</p>
<p>در سال 1357 رژیم پهلوی با قیام مردم سرنگون می شود. زندانیان سیاسی از زندانها آزاد می شوند و از اندک اعضای باقیمانده سازمان مسعود رجوی و موسی خیابانی هم آزاد می شوند که موسی خیابانی هم از شهر تبریز بود. در خصوص قدرت طلبی رهبری سازمان، بالاتفاق حتی تمامی09 گروه های معاند و مخالف خارج نشین از بابت این موضوع به آن اشاره می کنند و اینکه مسعود رجوی فردی خودشیفته در زندان و مناسبات داخل زندان در زمان شاه بود. بعد از انقلاب به سبب فضای اول روزهای انقلاب با فریب نوجوانان و جوانان موفق به جذب قشری هوادار می شوند. این جوانان درک اصولی از ایدئولوژی سازمان نداشتند &#8230;</p>
<p>در خرداد سال 1360 که سازمان فاز نظامی را شروع کرد تمامی نفرات میدانی سازمان، اقشار 15 تا 21 سال بودند . اخیرا شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی سریالی با نام &#8221; عملیات مهندسی&#8221; پخش نمود که دقیقا تمام محتوای فیلم مورد اشاره واقعیت های آن زمان این سازمان را به تصویر می کشد . بایستی بگویم در ابتدای انقلاب و در سال 1358 حضرت امام خمینی با واسطه بعضی از افراد ملی مذهبی آن سالها و برای تعیین تکلیف رفتارهای دوپهلوی این سازمان اجازه حضور مسعود رجوی و موسی خیابانی را می دهند ..</p>
<p>حضرت امام به حرفهای اولیه اینها گوش داده .. توضیح اینکه در ابتدای انقلاب کار بررسی و تدوین اولیه متن قانون اساسی توسط شهید بهشتی اقدام و بعد از رفراندم عمومی و تایید آن توسط آحاد مردم سازمان مجاهدین آن را تحریم می کند در اولین انتخابات ریاست جمهوری کشور مسعود رجوی کاندید می شود که جمهوری اسلامی در بررسی صلاحیت ها وی را رد می کند. برای اینکه فردی که انتخاب می شود می بایست پایبند قوانین مندرج در قانون اساسی کشور باشد &#8230; به هرحال برای رفع ابهام اجتماعی می پذیرند این دیدار صورت پذیرد . نهایتا به این دو اعلام می کنند. برای اثبات در حرف هایتان سلاح های غارت شده در روز پیروزی انقلاب را که از پادگانها غارت کرده اید را تحویل مسئولین نظام دهید تا مراحل بعدی استماع صحبت های شما محقق شود .</p>
<p>بعداز این ملاقات رسما سازمان این خواسته رهبر انقلاب را نمی پذیرد و رسما در 30 خرداد سال 1360 فاز نظامی اقدامات خود را شروع می کنند . و بصورت وسیع و جنایتکارانه کسبه محل ، دانشجو ، بقال محل ، افراد حزب اللهی و&#8230;. را ترور و بشهادت می رسانند . در دو سال 1360 و 1361 مجموعا سازمان 17000 نفر از این افراد را بشهادت می رساند . که در بین این افراد کودک ، زن و&#8230; بودند برای مثال نارنجک به حیات خانه پرتاب می کنند که چون سوژه موردنظر آنها تصادفا در خانه حضور نداشت خانم و بچه های خانه به جهت حضور در حیاط منزل بشهادت می رسند .</p>
<p>در مرداد سال 1360 مسعود رجوی و بنی صدر از ایران فرار می کنند و به اصطلاح تحت عنوان جبهه ای واحد شورای ملی مقاومت را تشکیل می دهند . که متعاقبا در روز سیاه 20 شهریور 60 حضرت ایت الله مدنی را ترور و به شهادت می رسانند. که عامل انتحاری مجید محمدعلیزاده نیکو بود .. البته پنج نفر از امام جمعه های کشورمان در همان سال بدست سازمان تروریستی مجاهدین بشهادت رسیده اند . سالهای بعد سازمان اعضای باقیمانده خود را به نوار مرزی منتقل می کند و متعاقبا به واسطه دیدار مسعود رجوی با طارق عزیز نخست وزیر عراق در سفارت آن کشور در فرانسه موافقت می شود افراد حاضر در نوار مرزی به داخل خاک عراق منتقل شوند و صدام حسین یک پایگاه نیروی هوایی عراق را در اختیار آنان می گذارد . که بعدها همان قرارگاه اشرف در استان دیالی و نزدیک شهر بعقوبه نامیده می شود . سازمان از همین قرارگاه یا بعضی قرارگاههای نزدیک مرز مثلا در مرز نزدیک پیرانشهر عملیاتی را علیه کشورمان انجام می داد . که هیچ دستاوردی برای آنها نداشت.</p>
<p>در تمامی این عملیات های سازمان تروریستی مجاهدین، استخبارات ارتش عراق در کنار اینها حضور داشته و انتقال آنها به نقطه مرزی و سپس مراجعت شان به قرارگاههای مورد اشاره را تدارک می دیدند . در سال 1367 که عراق و ایران آتش بس را می پذیرند سازمان به این نتیجه میرسد که این موقعیت می تواند آخرین نقطه امید برایشان باشد تا به خیانت به کشورشان بپردازند چرا که می دانستند بعد از آتش بس در کشور عراق اخته و فریزر خواهند شد . لذا با هماهنگی دولت صدام حسین عملیاتی با نام فروغ جاویدان (عملیات مرصاد) را انجام می دهند . خودشان بعدها اعلام می کنند تعداد 1500 نفرشان به هلاکت رسیده است . ولی از منظر جمهوری اسلامی نزدیک به 4000 نفر اعضای حاضر در عملیات سازمان به هلاکت میرسند.</p>
<p>بعد از بازگشت باقیمانده اعضا از عملیات مسعود رجوی که فردی خودشیفته و پیچیده و فریبکار بود نشستی را در سالن اجتماعات قرارگاه اشرف با عنوان &#8220;تنگه و توحید&#8221; برگزار می کند و خطاب به حاضرین اعلام می کند علت شکست شما به این لحاظ بود که همه شما حواس تان به زن و بچه های خودتان بود و باید همسرانتان را طلاق بدهید. وی دستور می دهد کاسه استیل فلزی را روی سن قرار می دهند و خانم و اقایان حاضر در نشست که در هریک از طرفین سال به صف وادار شده اند با فرمان چوب اشاره در دست مسعود رجوی مکلف می شوند حلقه ازدواج خود را درآورده ودر کاسه قراردهند . به واسطه به اصطلاح این انقلاب ایدئولوژیک درون سازمانی تعداد زیادی از نفرات ریزش می کنند . سازمان مجبور می شود برای مقابله با حجم نارضایتی ها و تقابل ها واحدهای زندان با نام خروجی و قرنطینه درست کند . تعدادی از این نفرات را زندان می کند تعدادی را به دولت عراق تحویل می دهد . و عراق نیز این افراد را به زندان مخوف ابوغریب منتقل می کند تعدادی از این افراد بعد از سالها، گاها 12 سال بعد سرنگونی صدام حسین از زندان فوق خلاصی پیدا می کنند.</p>
<p>نهایتا دولت صدام حسین سرنگون می شود و بعدها قرارگاه اشرف نیز بسته می شود . از سال 1395 اینها با حمایت بعضی کشورهای عربی منطقه و آمریکا و اروپا بخاک کشور آلبانی منتقل می شوند . که اکنون تعداد آنها دو هزار نفر بوده که 85 درصد آنها نیز بالای شصت سال سن دارند . که هم اکنون نیز اهم کارشان جاسوسی در خصوص فعالیتهای هسته ایران بوده که اطلاعات در اختیار گذاشته شده سرویس موساد را در رسانه ها نشخوار می کنند . همچنین مبادرت به تخلیه تلفنی از شهروندان کشور می کنند همان کارهایی که در اغتشاشات سالهای 96 و 98 و 1401 انجام داده اند.</p>
<p>بعبارتی سازمانی که زمانی ادعای مبارزه با امریکا را داشت الان هنر این سازمان جمع آوری اطلاعات برای سرویسهای امنیتی بیگانه و دشمن شده است . اینها هیچ عاقبت بخیری را طی سالها برای خودشان نداشتند و خودشان را بسیار منفور در عرصه افکار عمومی یافتند . برای مثال موسسه تحقیقات حقوق بشری رند در امریکا در سال 1384 با انتشار گزارشی سازمان تروریستی مجاهدین را بعنوان تشکیلاتی که در مناسبات داخلی خود افراد خود را سرکوب و حقوق اولیه آنها را پایمال نموده و انها را اذیت کرده و گاها مبادرت بقتل آنها نموده است محکوم می کند . امروز نقطه مختصات سازمان در عرصه سیاسی شامل فریب مردم و خیانت به کشور و استمرار تخلیه تلفنی افراد است لذا خانواده های عزیز بیشتر مراقب نوجوانان و جوانان خود باشند تا در معرض این فریب در شبکه های اجتماعی قرار نگیرند.</p>
<p>مسعود تقی پوریان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66746">سخنرانی مسعود تقی پوریان در افتتاحیه تئاتر جمعه ای که تعطیل نبود</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66746/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نیم قرن خیانت&#124; دستاورد مسعود رجوی در رهبری مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66454</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66454?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Sep 2025 11:59:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مسعود رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[وطن فروشی مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66454</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین در 60 سالگی در گرماگرم سرکوب‌های دهه 70، مسعود رجوی ادعا کرد که سازمان مجاهدین هر ده‌ سال یک بحران را پشت سرگذاشته و با عبور درست از آن، دچار جهش کیفی شده است. 30 سال پس از آن سخنان، هفته قبل سازمان مجاهدین 60 سالگی خود را پشت سر گذاشت و مریم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66454">نیم قرن خیانت| دستاورد مسعود رجوی در رهبری مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>سازمان مجاهدین در 60 سالگی</h3>
<p>در گرماگرم سرکوب‌های دهه 70، مسعود رجوی ادعا کرد که سازمان مجاهدین هر ده‌ سال یک بحران را پشت سرگذاشته و با عبور درست از آن، دچار جهش کیفی شده است. 30 سال پس از آن سخنان، هفته قبل سازمان مجاهدین 60 سالگی خود را پشت سر گذاشت و مریم قجرعضدانلو مثل همیشه به تعریف و تمجید از دستاوردها و مبارزات سازمان پرداخت و از دول اروپایی خواست تا از راه‌حل سوم او (آشوب، ترور و جنگ داخلی = استفاده غربی‌ها از مجاهدین برای سوریه‌سازیِ در ایران با الگوی گروهک تحریرالشام و تروریست الجولانی) حمایت کنند. با توجه به آنچه در منطقه رخ می‌دهد، برای نسل‌های جدید و کسانی که اطلاعی از گذشته مجاهدین ندارند، باید به بخشی از دستاوردها و افتخارات مورد ادعای مریم اشاره نمود و بر آن اساس دید که آیا آنچه زوج رجوی پیش برده‌اند یک افتخار بوده و یا مجموعه‌ای از خیانت و جنایت که هرکدام مستحق محاکمه‌ای جداگانه است؟</p>
<p>در <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66330">مقاله پیشین</a> نگاهی به گردهمایی حامیان بچه شاه در مونیخ (که بخاطر رسوایی زیاد مورد تمسخر ایرانیان قرار گرفت) و گردهمایی مجاهدین در بروکسل داشتم که چطور در رقابت با یکدیگر، به خوشرقصی در برابر صهیونیست‌ها می‌پردازند و وطنفروشی می‌کنند.</p>
<p>نکته قابل توجه در گردهمایی مونیخ، استفاده سلطنت طلبان از چند سلبریتی وارفته و فراری برای مجیزگویی از رضا پهلوی، و در گردهمایی بروکسل، استفاده مجاهدین از چند شخصیت غربی برای تمجید از مریم رجوی بود. این قضیه نشان می‌دهد که جریان‌های برانداز خارجه نشین، بدلیل نداشتن پایگاه اجتماعی در بین ایرانیان خارج و داخل، نیاز شدیدی برای بالابردن اعتبار خود از طریق این نمایش‌ها (بکارگیری سلبریتی‌ها و مقامات غربی) دارند و سرمایه‌گذاری چندین ساله‌ ی موساد/سیا روی این اسب‌های بازنده به شکست انجامیده است. در واقع، گردهمایی مونیخ پایانی بر ادعاهای رضا پهلوی برای داشتن اعتبار در بین ایرانیان پس از حمایت آشکار وی از تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران بود که از همان ابتدا مورد انزجار و نفرت ایرانیان آزاده قرار گرفت. اما گردهمایی مریم (با وجود تعداد قابل توجهی از آوارگان اوکراینی، تروریست‌های سوری و همچین گروهک‌های تجزیه طلب) از منظر دیگری مورد توجه قرار گرفت، بویژه که مجاهدین با دعوت از «مایک پنس» و چند چهره دیگر غربی تلاش داشتند مریم را دارای اعتبار ویژه معرفی کنند، اما آمار شرکت کنندگان نشان داد که مجاهدین توان بسیج گسترده را از دست داده‌اند و قابل قیاس با زمانی که مسعود در عراق رجزخوانی می‌کرد نیستند.</p>
<p>از آنجا که مریم تلاش کرد با ذکر فعالیت‌های گذشته سازمان مجاهدین از خیانت‌های مسعود دستاوردسازی کند، ضروری است که جوانان نگاهی گذرا و محوری بر نیم قرن دستاوردهای مورد ادعای مریم بیندازند تا مشخص شود منظور وی چه نوع افتخاراتی بوده است:</p>
<p>1344: سازمان مجاهدین بدست «محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن، علی‌اصغر بدیع‌زادگان» و همچنین «عبدالرضا نیک‌بین» که بعداً کناره گرفت تأسیس شد. آنها با کمک یاران خود طی 6 سال به کارهای تشکیلاتی، اجتماعی، تبیینی و ایدئولوژیک پرداختند. در سال 50 تشکیلات سازمان لو رفت و تمامی بنیانگذاران و کادرهای مرکزی زندانی و اکثراً اعدام شدند (طبق اسناد بدست آمده از ساواک و اعتراف «پرویز ثابتی»، مسعود رجوی در لو دادن بنیانگذاران دخیل بوده است).</p>
<p style="text-align: center;"><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-23106 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bonyangozaran.jpg" alt="بنیانگذاران مجاهدین" width="317" height="159" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bonyangozaran.jpg 317w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Bonyangozaran-300x150.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 317px) 100vw, 317px" /></p>
<p>مسعود در سال 1347 (20 سالگی) به سازمان مجاهدین پیوسته بود، اما بعدها مدعی شد که به همراه شهید «محمد حنیف‌نژاد» در کار تدوین ایدئولوژی سازمان بوده است. مریم حتی ادعا کرد که کار اصلی تدوین ایدئولوژی بر دوش مسعود بوده و حنیف‌نژاد کار خاصی انجام نداده است. این درحالی‌ست که مسعود -به گفته‌ی خودش- در آن زمان حال و هوای پرواز و چتربازی داشته و هنگامی‌که از طرف تشکیلات موظف می‌شود برای خودسازی به کوره‌پزخانه برود، بیشتر از 3 روز دوام نیاورده و کارگران او را به خاطر سوسول بودن تمسخر می‌کرده‌اند و به همین خاطر آنجا را رها می‌کند. در چنین شرایطی، چگونه ممکن است که بنیانگذاران سازمان مهمترین موضوع کاری تشکیلات خود را به او بسپارند؟ ضمن اینکه مسعود در همان سالیان به فلسطین هم اعزام می‌شود تا آموزش ببیند و فرصتی نداشته که در یک مدت کوتاه چندین کار مهم را به انجام برساند.</p>
<p>مسعود بعدها خود را فارغ‌التحصیل رشته حقوق معرفی کرد که اینهم شبهه برانگیز است چون بین گرفتن دیپلم و وصل به سازمان 2 سال بیشتر فرصت نداشت و در این مدت چطور هم رشته حقوق را به پایان برده و هم در هوانیروز به کار چتربازی پرداخته است؟ واقعیت این است که 50 سال عملکرد مسعود، نشان نمی‌دهد که به قانون و حقوق بشر پایبندی داشته باشد. درهر صورت، سیاه‌ترین کارنامه مسعود در آن دوران، لو دادن بنیانگذاران به ساواک بوده است.</p>
<p>1354: سازمان مجاهدین که بنیانگذاران و تمامی کادرهای مرکزی آن اعدام شده بودند، زیر چتر رهبری ناخواسته مسعود رجوی (که در سن 20 سالگی به سازمان پیوسته و در 24 سالگی عملاً رهبری تشکیلات را در نبود مسئولین اصلی بدست گرفته بود) گرفتار ضربه ایدئولوژیک، قتل‌های درونی و انشعاب شد و از درون آن یک تشکل مارکسیستی بیرون زد که مسعود از آنان با عنوان «اپورتونیست‌های چپنما» یاد کرد. این رخدادها باعث شد که انرژی سازمان بجای مبارزه با شاه، صرف درگیری با دیگر جریان‌های انقلابی شود که با شاه مبارزه می‌کردند.</p>
<p>پس از انقلاب 22 بهمن، مسعود ادعای رهبری کرد و با جذب صدها هزار دانش‌آموز و دانشجو، کشور را به سمت درگیری‌های خیابانی کشانید و پس از شروع جنگ ایران و عراق نیز، درگیری‌ها را به اقدامات تروریستی ارتقاء داد که نتیجه آن کشته شدن هزاران میلیشیا و همچنین هزاران جوان ایرانی دیگر به جرم دگراندیشی و حمایت از جمهوری اسلامی (در بحبوحه جنگ‌های خارجی و داخلی) بود.<br />
نتایج رهبری مسعود رجوی بر سازمان مجاهدین از سال 1354 تا 1364 را می‌توان به‌صورت محوری، اینگونه شرح داد:</p>
<p>قبل از انقلاب:<br />
الف- زمینه‌سازی یک ضربه ایدئولوژیک بر پیکره سازمان مجاهدین و انشعاب درونی!<br />
ب- منحرف شدن مسیر مبارزه با شاه و امپریالیسم به‌سمت درگیری جریان‌های انقلابی با یکدیگر!</p>
<p>بعد از انقلاب:<br />
الف- مغزشویی جوانان و نوجوانان با شعارهای آزادی و عدالت، و کشانیدن آنان به درگیری‌های داخلی<br />
ب- ایجاد تفرقه بین گروه‌ها و جریان‌های انقلابی و کمک به جنگ داخلی و زمینه‌سازی برای جنگ خارجی<br />
ج- کلید زدن عملیات تروریستی در میانه‌ی جنگ خارجی و به کشتن دادن هزاران جوان و نوجوان ایرانی</p>
<p>1364: تشکیلات مجاهدین پس از شکست در اقدامات تروریستی که با هدف براندازی نظام آغاز شده بود، و پس از کشته شدن بسیاری از کادرها و فرماندهان رده بالا، وارد بحران درونی شد و مسعود برای کنار زدن مخالفان و رقیبان خود، تشکیلات بازمانده مجاهدین را به خاک عراق منتقل کرد و با برنامه‌ریزی ازدواج با مریم قجرعضدانلو (همسر مهدی ابریشمچی)، آنرا یک انقلاب ایدئولوژیک خواند و ادعای «رهبری عقیدتی» کرد. با این حرکت، سازمان مجاهدین وارد فاز فرقه‌گرایی شد. در این دوران، پاکسازی درونی کلید خورد و بسیاری از معترضین اخراج و یا مخفیانه به قتل رسیدند. در ادامه این حرکت، همکاری کامل با ارتش صدام رقم خورد و مسعود با تأسیس ارتش آزادیبخش، حمله به نیروهای ایرانی را با کمک ارتش صدام کلید زد و هزاران سرباز ایرانی را به شهادت رسانید. با شروع آتش‌بس نیز مجاهدین را به سمت ایران گسیل کرد و بسیاری از آنان را به کشتن داد و تمامیت کشور را وارد یک بحران چندین روزه کرد. در ادامه نیز اعضای سازمان را مقصر شکست قلمداد کرد و آنان را به طلاق اجباری و جدایی از همسر و فرزند کشانید و در نهایت بزرگترین سرکوب درونی را آغاز کرد.</p>
<p>نتایج رهبری مسعود رجوی طی سال‌های 1364 تا 1374 را می‌توان اینگونه خلاصه کرد:</p>
<p>پیش از جنگ کویت:</p>
<p>الف- رفتن به عراق و تشکیل یک ارتش وابسته و شعله‌ور ساختن صدها جنگ علیه سربازان ایرانی<br />
ب- ازدواج غیرمتعارف با مریم قجرعضدانلو (همسر مهدی ابریشمچی) و ایجاد مناسبات فرقه‌ای<br />
ج- به کشتن دادن 1200 تن از مجاهدین در عملیات فروغ جاویدان و جنگ افروزی و کشتار تا تنگه چارزبر<br />
د- اجرای ازدواج‌های تشکیلاتی پس از شکست در عملیات فروغ و آنگاه اجرای طلاق‌های اجباری برای تمامی اعضای سازمان</p>
<p>پس از جنگ کویت:</p>
<p>د- متلاشی کردن خانواده‌ها، ایجاد نفرت بین زن و شوهرها، جداسازی کودکان و تحویل آنان به افراد ناشایست در کشورهای غربی<br />
د- سرکوب معترضین و ایجاد استبداد مطلقه و تأسیس زندان و شکنجه‌گاه<br />
ه- شکنجه و قتل مخالفین انقلاب مریم به بهانه نفوذی بودن و زندانی کردن برخی از منتقدانِ حضور در خاک عراق</p>
<p>1374: مسعود رجوی با ممنوع کردن جدایی از سازمان، بزرگترین سرکوب داخلی را کلید زد و منتقدین را به 2 سال زندان در قرارگاه اشرف و 8 سال زندانی شدن در ابوغریب و آنگاه مبادله به‌عنوان اسیرجنگی تهدید کرد. این سرکوب‌ها تا سقوط صدام به صورت افزاینده ادامه داشت و در سال 1380 به اوج رسید. به موازات سرکوب داخلی، صدها عملیات تروریستی در داخل ایران را نیز طراحی و به اجرا درآورد که شامل خمپاره زدن به شهرها و مناطق مسکونی نیز می‌شد. البته مناسبات درونی مجاهدین نیز خالی از کشتار نماند و در این مدت، دهها نفر بدلیل فشارهای روحی و تشکیلاتی اقدام به خودکشی کردند و یا دچار ایست قلبی شدند.</p>
<p>محصول رهبری مسعود رجوی طی سال‌های 1374 تا 1384 در محورهای زیر خلاصه می‌شود:</p>
<p>قبل از سقوط صدام:</p>
<p>الف- برگزاری جلسه سرکوب همگانی با عنوان «نشست حوض» و محاکمه برخی از مخالفین<br />
ب- پایه‌ریزی نشست های دائمی «عملیات جاری، دیگ، دیگچه» برای جاری کردن سرکوب در مناسبات به صورت دائم<br />
ج- راه‌اندازی سلسله عملیات‌های تروریستی «سحر» و خمپاره باران شهرها و ساختمان‌های خدماتی<br />
د- طراحی ترور سرلشگر صیاد شیرازی و اسدالله لاجوردی در تهران<br />
ه- عقد کردن صدها زن شورای رهبری و ایجاد حرمسرا و تهدید زنان به قتل در صورت فرار یا درخواست جدایی<br />
و- عقیم کردن بیش از 100 زن مجاهد و برداشتن رحم آنان به بهانه سرطان، در راستای از دست دادن امید و عواطف و عدم جدایی از سازمان<br />
ز- برگزاری بزرگترین جلسات سرکوب همگانی طی 4 ماه و تهدید به قتل بسیاری از معترضین و افراد خواهان جدایی<br />
ح- پایه‌ریزی نشست تفتیش عقاید با عنوان «غسل هفتگی» برای سرکوب نیازهای عاطفی افراد و اجبار آنان برای خواندن فکت‌های جنسی<br />
ط- افشای پروژه‌های هسته‌ای ایران با همکاری موساد و ایجاد بحران برای مردم ایران</p>
<p>بعد از سقوط صدام:</p>
<p>الف- به کشتن دادن بسیاری از نیروها زیر بمباران هواپیماهای آمریکایی و درگیری با نیروهای کرد عراقی<br />
ب- اعلام همکاری با ارتش آمریکا برای حمله به ایران پس از سقوط صدام<br />
ج- لو دادن نیروهای مقاومت مردمی عراق به ارتش آمریکا جهت بازداشت و شکنجه آنان<br />
د- تشدید دوباره سرکوب با برگزاری چندین نشست با عناوین « شرم، تناقضات سیاسی و بند صاد» و ایجاد تفرقه و نفرت بین نیروها<br />
ه- فریب دادن اعضای سازمان و اعمال فشار بر آنان جهت جلوگیری از فرار و یا گفتگو با کارمندان صلیب سرخ و سازمان ملل<br />
و- تشویق افسران آمریکایی به ایجاد فشار روحی و جسمی بر روی نیروهای جداشده و ساکن در کمپ «تیف»<br />
ز- جلوگیری از ملاقات خانواده‌های سفر کرده به عراق با وجود دهها سال دوری از عزیزانشان و کتک زدن آنها با سنگ و چوب</p>
<p>1384: مسعود رجوی، افراد جداشده که به کمپ آمریکایی‌ها فرار کرده بودند را «اپورتونیست» لقب داد و اعضای مجاهدین را وادار کرد تا با نوشتن یک تعهدنامه، دوسال دیگر در قرارگاه اشرف باقی بمانند و همزمان با فریب دادن افسران آمریکایی، جداشدگان را افرادی معرفی کرد که سازمان را بخاطر رابطه دوستانه با آمریکا ترک کرده‌اند، تا از این طریق فشار بر جداشدگان را بیشتر کند. این اقدام خائنانه، از یکسو جداشدگان را با فشارهای روحی بیشتر و کمبود امکانات مواجه می‌کرد، و از سوی دیگر، زمینه‌ساز ترس در بقیه مجاهدین می‌شد که دست به فرار نزنند و بدانند که وضعیت کمپ جداشدگان بسیار سخت و دشوار است. فشارهای روحی اعضای مجاهدین در قرارگاه اشرف به‌حدی افزایش یافته بود که تعدادی از جوانان اقدام به خودکشی کردند که فجیع‌ترین آن، خودسوزی یاسر اکبری‌نسب به‌دلیل فشارهای روحی بود.</p>
<p>در این دوران، مسعود برای حفظ جان خودش از احتمال بازداشت و یا استرداد به ایران، تمام تلاش خود را بکار برد تا اعضای مجاهدین را با فریب در قرارگاه اشرف حفظ کند تا اطراف وی خالی نشود و با ایجاد تنش بین مجاهدین و دولت عراق، زمینه را برای رخدادهای خونین آماده ساخت و چندین درگیری گسترده با پلیس عراق بوجود آورد که هرکدام دهها تا صدها کشته و مجروح برجای گذاشت. شعار «اشرف، حفظ شرف» و «چو اشرف نباشد تن من مباد» از زمره شعارهای فریبنده‌ای بود که مسعود و مریم رجوی بین اعضا ترویج می‌کردند تا کسی به فکر خروج از عراق نباشد. درگیری‌های خونین «مرداد 88، فروردین 91، و در نهایت شهریور 92» محصول این سیاست ضدانسانی بود که صدها نفر را به کشتن داد تا کشورهای غربی و سازمان ملل ناچار به ورود شود و خروج مسعود رجوی از عراق تضمین شود. پس از این تضمین، تمام شعارهای پیشین از یاد رفت و رهبری سازمان بدون هیچ تناقض یا مخالفتی اجازه داد تا مجاهدین عراق را به‌سمت آلبانی ترک کنند.</p>
<p>محصول ریاست مسعود بر سازمان مجاهدین از سال 1384 تا 1394 به شرح زیر است:</p>
<p>الف- تشدید فشارهای روحی بر اعضا و جداشدگان تا حد اقدام به خودسوزی و خودکشی نفرات جوان<br />
ب- ایجاد نفرت بین مجاهدین و دولت قانونی عراق و زمینه‌سازی برای درگیری‌های خونین.<br />
ج- تشکیل یک گروه متشکل از دهها جوان عراقی (گردان 300) و آموزش آنان برای دخالت در امور داخلی عراق و ایجاد آشوب<br />
د- همکاری با گروه‌های تروریستی در عراق برای اقدامات تروریستی و تحریک آنان علیه دولت قانونی عراق<br />
ه- پافشاری بر ماندن در عراق، و به کشتن دادن صدها نفر بخاطر حفظ جان مسعود رجوی و انتقال امن او از عراق<br />
و- پافشاری بر حفظ قرارگاه اشرف پس از انتقال نفرات به کمپ لیبرتی و به کشتن دادن 52 تن از فرماندهان و کادرها</p>
<p>1394: پس از یک دهه به کشتن دادن صدها تن از نیروها، هنگامی حفظ امنیت مسعود رجوی برای خروج از عراق تأمین شد و نهاد‌های بین‌المللی زوج رجوی را وادار به تسلیم برای خروج از عراق کردند، آخرین دسته از مجاهدین در سال 1395 عراق را به سمت آلبانی ترک کردند. اما در آنجا نیز پس از مدت کوتاهی که سازمان مجدداً کنترل نیروهای از عراق رسته را بدست گرفت، موج سرکوب‌ها به شکل جدیدی رقم خورد و اعضای مجاهدین نسبت به خانواده‌های خود بی‌خبر ماندند و طلاق اجباری همچنان ادامه یافت.<br />
نیروهای سازمان در این دوره به فعالیت‌های سایبری سازمانیافته علیه جمهوری اسلامی مشغول شدند و جنگ نظامی را به جنگ سایبری و امنیتی مبدل نمودند. و این موضوع در نهایت زمینه‌ساز مسائل امنیتی در ایران و ایجاد اختلاف بین دولت آلبانی و جمهوری اسلامی شد. در این دوران پادگان اشرف3 در تیرانا، مبدل به یک پایگاه امنیتی و جاسوسی شده بود. به این ترتیب، مریم رجوی زمینه‌ساز حمله پلیس آلبانی به مقر مجاهدین شد و طی آن بسیاری از افراد زخمی و یکی از بالاترین فرماندهان نیز کشته شد. به این ترتیب، زوج رجوی در آلبانی هم مسبب درگیری‌های خونین و اختلاف با نهادهای نظامی و انتظامی آلبانی شدند. همزمان با این مسائل امنیتی، تشکیل تیم‌های تروریستی و تخریبی در داخلی ایران نیز کلید خورد و تحت رهبری مسعود و مریم، دهها تیم جاسوسی و تروریستی برای بحران آفرینی در ایران آموزش دیدند که عمده آنها برای کار خود دستمزد می‌گیرند.</p>
<p>نتایج حضور مسعود و مریم رجوی بر جایگاه رهبری مجاهدین، طی سال‌های 1394 تا 1404 در محورهای زیر خلاصه می‌شود:<br />
الف- در اسارت قرار دادن دوباره اعضای مجاهدین در یک مقر بسته در دل اروپا و بسته نگه داشتن راه ارتباطی آنها با خانواده<br />
ب- تشکیل گردان سایبری برای جاسوسی و اقدامات امنیتی از طریق شبکه‌های اجتماعی با کاربران فیک و ترول (اوباش مجازی)<br />
ج- تبدیل کمپ تیرانا در آلبانی به پایگاه فرماندهی و طراحی عملیات‌های تروریستی در ایران<br />
د- جلوگیری از کنترل دولت آلبانی بر کمپ مجاهدین و ایجاد درگیری بین مجاهدین و پلیس این کشور (مشابه عراق) و به کشتن دادن نیروها<br />
ه- اقدامات خصمانه علیه جداشدگان و توطئه برای بازداشت آنها در آلبانی به‌جرم افشای مفاسد و جنایات رجوی<br />
و- توطئه علیه ایرانیان وطنپرست در اروپا و ایجاد ترورهای ساختگی و نسبت دادن آن به جمهوری اسلامی<br />
ز- همکاری اطلاعاتی و امنیتی با موساد/سیا و تلاش برای لیست‌گذاری سپاه، تشدید تحریم‌ها و برپایی جنگ علیه ملت ایران</p>
<h3>تجربه‌ای خونین برای آگاهی جوانان</h3>
<p>پروسه‌ی رهبری مسعود و مریم، آشکارا بیش از نیم قرن خیانت و جنایت آنان را به نمایش می‌گذارد که می‌بایست جوانان و نوجوانان ایرانی را از آن آگاه کرد. البته خیانت‌های زوج رجوی فقط شامل حال اعضای مجاهدین و یا ملت ایران نمی‌شد، بلکه مردم عراق، سوریه، فلسطین، لبنان و یمن نیز از آن بی‌نصیب نماندند. همکاری مریم و مسعود با گروه‌های تروریستی وابسته به نهادهای امنیتی بیگانه، و فروش اطلاعات نیروهای مقاومت در کشورهای منطقه به موساد و سیا، زمینه‌ساز کشتار بسیاری از مردم منطقه شد. بیخود نبود که مردم عراق از حضور مجاهدین در کشور خودشان ناراضی و معترض بودند، چون مجاهدین در همکاری با صدام، نه فقط علیه مردم ایران جنگیدند، بلکه در سرکوب مردم معترض عراق نیز نقش داشتند. همانطور که بعدها نیز در همکاری با گروهک‌های تروریستی در سوریه و لبنان و همراهی با جریانات وابسته به سعودی در خاک یمن، زمینه را برای کشتار مردم این کشورها فراهم کردند. نباید فراموش کرد که مریم چندین ملاقات با محمود عباس (همکار موساد) داشت و علیه مقاومت مردم غزه، با آنها همکاری می‌کرد.<br />
در نتیجه، این تشکل مافیایی نیز همچون بازماندگان رژیم پهلوی، نقش کلیدی در خیانت علیه مردم منطقه و مقاومت آنها در برابر صهیونیسم و امپریالیسم دارند. شناخت کامل این دو جریان خارجه‌نشین، می‌تواند نقش جدی در شناخت جوانان نسبت به سایر جریان‌های ضدانقلاب و ضدایرانی که پشت نقاب‌های دیگری مشغول دسیسه در داخل هستند، داشته باشد و آنان را هوشیار کند.</p>
<p>حامد صرافپور</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66454">نیم قرن خیانت| دستاورد مسعود رجوی در رهبری مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66454/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق؛از  شکل گیری تا افول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66440</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66440?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Sep 2025 10:21:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66440</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی ازپیچیده ترین جریانهای سیاسی معاصر ایران، مسیری پرتحول از مبارزه ظاهری علیه رژیم پهلوی تا همکاری با دشمنان جمهوری اسلامی را طی کرده است. این مقاله با استناد به اسناد تاریخی، به واکاوی شکل گیری، انحرافات ایدئولوژیک، همکاری با ساواك، اقدامات تروریستی، وابستگی به قدرتهای خارجی و دلایل افول [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66440">مجاهدین خلق؛از  شکل گیری تا افول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق به عنوان یکی ازپیچیده ترین جریانهای سیاسی معاصر ایران، مسیری پرتحول از مبارزه ظاهری علیه رژیم پهلوی تا همکاری با دشمنان جمهوری اسلامی را طی کرده است. این مقاله با استناد به اسناد تاریخی، به واکاوی شکل گیری، انحرافات ایدئولوژیک، همکاری با ساواك، اقدامات تروریستی، وابستگی به قدرتهای خارجی و دلایل افول نفوذش در میان جوانان میپردازد.</p>
<p>١.  شــکل گیری وایدئولوژی اولیــه؛ فرزندان نهضت آزادی</p>
<p>ســازمان مجاهدیــن خلق در ســال 1344 توســط &#8220;محمد حنیف نژاد&#8221;، &#8220;سعید محســن&#8221; و &#8220;عبدالرضا نیک بین&#8221; (اعضای سابق نهضت آزادی) تأسیس شد. این افراد پس از قیام 15 خرداد 1342  به این نتیجه رسیدند که مبارزه مسالمت آمیز جبهه ملی و نهضت آزادی ناکارآمد است و باید با تشکیل سازمانی مخفی و مسلح، رژیم پهلوی را سرنگون کرد.  مجاهدین خلق در ابتدا خــود را &#8220;اسلامی&#8221; معــرفی میکردند و با اســتفاده از مفاهیم شیعی (مانند شــهادت امام حسین (ع)) و شبکه ای از مســاجد (همچون مسجد هدایت و حسینیه ارشاد)، جذب نیروهای مذهبی راهدف قرار  میدادند. &#8220;آیت االله طالقانی&#8221; و &#8220;مهندس بازرگان&#8221; حامیان اولیه آنها بودند، اما به تدریج به دلیل مشی مسلحانه و التقاط فکری، از روحانیت فاصله گرفتند</p>
<p>٢. انحــراف ایدئولوژیــک: ازاسلام انقلابــی تــا مارکسیسم</p>
<p>از میانــه دهــه ،1350 ســازمان به طور رســمی به ســمت &#8220;مارکسیسم لنینیسم&#8221; گرایش یافت:</p>
<p>تغییرنمادها: نماد ســازمان ترکیــبی از داس و چکش (نماد کمونیســم) و آیه فضل الله المجاهدین بود که نشاندهنده التقاط فکری بود.</p>
<p>حذف نیروهای مذهبی: در ســال 1354 با غلبه گرایشهای مارکسیستی در رهبری،  نیروهای  مذهبی مانند &#8220;مجید شریف واقفی&#8221; (از بنیانگــذاران) حــذف فیزیکی شــدند. این اقدام، شــکاف درون سازمانی را آشکار کرد.</p>
<p>ارتباط با شــوروی: اســناد همکاری مجاهدین خلق با &#8220;کا.گ.ب&#8221; (سرویس جاسوسی شــوروی) و دریافت وام 300 میلیون دلاری از &#8220;مســکو&#8221;، نشان دهنده وابستگی آنها به بلوك شرق بود. امام خمینی در تحلیل این گروه تأکید داشتند: &#8220;بعضی افراد بسیار اســم اسلام را میبرند، اما اگر دلســوزی کنند برای اسلام خودشان؛ نه برای اسلام ما &#8221;</p>
<p>3. همکاری با ســاواک: نجات &#8220;رجوی&#8221; به بهای لودادن همرزمان &#8220;مسعود رجوی&#8221; در شهریور 1350 دستگیر و به اعدام محکوم شد، اما با وساطت &#8220;کاظم رجوی&#8221; (برادرش که جاسوس ساواك در ســوئیس بود) و &#8220;پرویز ثابتی&#8221; (مقام ارشد ساواك)، حکم او تخفیف یافت. &#8220;کاظم رجوی&#8221; ماهانه 10 هزار فرانک از ســاواك حقوق میگرفت. او با ارائه گزارشی مبنی بر &#8220;همکاری مسعود با ســاواك در بازجویی ها&#8221;، حکم اعدام را به حبس ابد تبدیل کرد. &#8220;ثابتی&#8221; در خاطراتش تصریح کرد: &#8220;خبر تخفیف حکم رجوی را به رســانه ها دادیم تا بگوییم به دلیل همکاری با ما از اعدام نجات یافته است&#8221;. اســناد بازجوییها نشان میدهد &#8220;مســعود رجوی&#8221; جزئیات فعالیت اعضا، خانه های تیمی و نقشــه های عملیاتی را فاش کرد. این اطلاعات منجر به اعدام 10 نفراز کادرهای سازمان و تضعیف مبارزات انقلابیون شد</p>
<p>4.ترورهای سیستماتیک:  ۸۴۱شهید در یکسال! پس از انقلاب، مجاهدین خلق با تغییر اســتراتژی به مبارزه مسلحانه علیــه جمهــوری اسلامی روی آوردند. اوج خشــونتهای آنها در ســال 1360 رخ داد. بنیاد &#8220;هابیلیان&#8221; در ســال 1404 برای نخستین بار آمار شهدای ترورهای سال 1360 را منتشر کرد که طبق آن در مجموع 1969 نفر به شهادت رسیدند:</p>
<div id="attachment_66443" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-66443" class="size-full wp-image-66443" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sarbaz-3.jpg" alt="نشریه سرباز" width="500" height="192" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sarbaz-3.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sarbaz-3-300x115.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-66443" class="wp-caption-text">نشریه سرباز</p></div>
<p>٥ . وابستگی به دشمنان: از صدام تا غرب</p>
<p>در سال،1365 &#8220;مسعود رجوی&#8221; به عراق رفت و با حمایت &#8220;صدام حسین&#8221;، &#8220;ارتش آزادیبخش&#8221; را تشــکیل داد. این گروه در عملیات &#8220;مرصاد&#8221; (1367) همراه ارتش عراق به ایران حمله کرد، اما شکست خورد. پس از سقوط &#8220;صدام&#8221;، مجاهدین خلق به آلبانی نقل مکان کردند و توسط  نهادهای غربی مانند سازمان &#8220;سیا&#8221; (از طریق &#8220;رادیو فردا&#8221;) و وزارت خارجه آمریکا (حمایت از &#8220;محسن سازگارا&#8221;) تأمین مالی شدند. ابتکاراتی مانند تارنمای &#8220;60 میلیون دات کام&#8221; (برای فراخوان حمله نظامی به ایران) جزء چندین پروژه شکست خورده بود که به دلیل بی اعتمادی مردم با استقبال کمتراز 100 نفرمواجه شد. حمایت کشورهای اروپایی و دفاتر فعال کشورهای غربی با وجود ثبت مجاهدین خلق در فهرست تروریستی (تا 2012)، به آنها پناهندگی سیاسی و امکانات لجستیکی دادند.<br />
آلبانی (پایگاه اصلی):  دفتــر مرکزی در &#8220;تیرانا&#8221; با 3,000 عضو / دریافت 24 میلیون یورو کمک سالانه از اتحادیه اروپا تحت عنوان &#8220;حمایت از پناهندگان&#8221;</p>
<p>فرانسه: مرکز رســانه ای در &#8220;اوور ســور اواز&#8221; با مدیریت &#8220;مریم رجوی&#8221; / برگزاری گردهمایی های سالانه با هزینه دولت محلی</p>
<p>سایرکشورها:</p>
<div id="attachment_66444" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-66444" class="size-full wp-image-66444" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sarbaz-4.jpg" alt="نشریه سرباز" width="500" height="165" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sarbaz-4.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sarbaz-4-300x99.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-66444" class="wp-caption-text">نشریه سرباز</p></div>
<h3>فساد مالی و پولشویی در اروپا</h3>
<p>مجاهدین خلق با سوءاســتفاده از قوانین غرب، شبکه ای از کلاهبرداری مالی ایجاد کرده اند. تعدادی از مکانیسمهای پولشویی آنان به شرح زیراست:</p>
<p>1.ثبت NGOهای صوری (مانند &#8220;انجمن زنان برای دموکراسی&#8221; درپاریس)</p>
<p>2.انتقال پول از طریق حوالههای تقلبی به حسابهای لبنان و امارات</p>
<p>3.خرید املاك در بالکان با پول نقد</p>
<p>پرونده های قضایی &#8211;</p>
<p>آلبانی (2021): دادگاه &#8220;تیرانا&#8221;، 11 عضو ارشد را به دلیل کلاهبرداری 4.2 میلیون یورویی از بانکهای محلی محکوم کرد.</p>
<p>فرانسه (2019): پلیس پاریس از کشف 400,000 یورو پول نقد در دفتر &#8220;مریم رجوی&#8221; خبر دادکه منشأ آن نامشخص بود.</p>
<p>بلژیک (2020): اتهام فرار مالیاتی به مبلغ 1.7 میلیون یورو به &#8220;بنیاد آزادی ایران&#8221;</p>
<p>چرا جوانان ازمجاهدین خلق فاصله گرفتند؟</p>
<p>الف) در اوایل انقلاب: انحراف از اسلام و تغییر ایدئولوژی به مارکسیسم باعث شد نیروهای مذهبی مانند طالبانی و بنابی از سازمان جدا شوند. همچنین رهبران مجاهدین خلق (از جمله &#8220;رجــوی&#8221;) تا آخرین ماههای حکومت پهلوی در زندان بودند و هیچ مدیریت میدانی در انقلاب نداشــتند. حتی امام خمینی درهیچ مرحلهای آنها را تأیید نکردند</p>
<p>ب) در دوره معاصر:</p>
<p>فرقه گرایی: تبدیل سازمان به فرقه ای حول محور &#8220;رجوی&#8221; با ایدئولوژیهای عجیب (مانند انقلاب ایدئولوژیــک و ازدواجهای اجباری) باعث بی اعتباری آن شد.</p>
<p>وابســتگی آشکار به دشــمن: همکاری با رژیم صهیونیستی و عربستان در پروژههای ضدایرانی (مانند کمپینهای رســانهای) موجب نفرت عمومی شده است.</p>
<p>فقدان پایگاه اجتماعی: آخرین نظرسنجیهای مستقل نشان میدهد کمتر از ٪1 جوانان ایران این گروه را &#8220;آلترناتیو&#8221; مشروع میدانند. پروژه &#8220;جوانان محلات&#8221; آنها برای جذب نیرو نیز شکست خورده است.</p>
<p>آمار بی اعتمادی جوانان؛ تحلیل کمی</p>
<p>اوایل انقلاب (1358-1360): سازمان با شعار &#8220;اسلام رهایی بخش&#8221; حدود 12,000 عضو جذب کرد، اما پس از افشای همکاری با ســاواك و تغییر ایدئولوژی، ٪80 نیروهای جوان (به ویژه دانشجویان) جدا شدند.</p>
<p>وضعیت کنونی (1404):</p>
<div id="attachment_66445" style="width: 510px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-66445" class="size-full wp-image-66445" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sarbaz-2.jpg" alt="نشریه سرباز" width="500" height="230" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sarbaz-2.jpg 500w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Sarbaz-2-300x138.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><p id="caption-attachment-66445" class="wp-caption-text">نشریه سرباز</p></div>
<h3>نتیجه گیری: درسهایی برای تاریخ</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق با تقلب در ایدئولوژی (پوشش اسلامی برای اهداف مارکسیســتی)، خیانت به مبارزان (همکاری با ساواك)، و هم پیمانی با دشــمنان (از شوروی تا صدام و آمریکا)، نه تنها نقــش مثبتی در انقلاب اسلامی نداشــت، بلکه به عاملی برای سرکوب انقلابیون و تضعیف امنیت ملی تبدیل شد. افول آنها نتیجه مســتقیم دورویی در عمل و فقدان مشــروعیت مردمی به ابزار &#8220;پروپاگاندای&#8221;اســت. امروز بقایای این گروه، صرفا (جوســازی سیاسی) دشمنان ایران تبدیل شــده اند و جوانان ایــران با آگاهی از ایــن تاریخچه، هرگز فریــب چهره به ظاهر انقلابی آنها را نخواهند خورد. این زنجیره، علت اصلی بی اعتمادی نســل جوان ایران است؛ نســلی که تقلب ایدئولوژیک، خیانت میهنی و فســاد مالی را نه میبخشــد، نه فراموش میکنــد. همانطور که ضرب المثل تاریــخی میگوید: &#8220;منافق را نشــاید ز درویش شــمار؛ که در انبانش افعی است نه مار! &#8221;</p>
<p>مهدی روزبهانی – کارشناس امور ارتباطات اجتماعی</p>
<p>نشریه سرباز &#8211; نشریه ارتش جمهوری اسلامی ایران</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66440">مجاهدین خلق؛از  شکل گیری تا افول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66440/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی به سازمان موسوم به مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66305</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66305?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Sep 2025 09:51:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66305</guid>

					<description><![CDATA[<p>سلام به همراهان عزیز، پیرامون شصتمین سالگرد تأسیس سازمانی سخن می‌گوییم که روزی با شعار مبارزه با دیکتاتوری شاه آغاز شد، اما خیلی زود به یکی از بدنام‌ترین و منفورترین گروه‌های تاریخ معاصر ایران تبدیل شد: سازمان موسوم به مجاهدین خلق یا همان تشکیلات تروریستی رجوی. این سازمان نه‌ تنها هرگز در مسیر آزادی و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66305">نگاهی به سازمان موسوم به مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به همراهان عزیز،<br />
پیرامون شصتمین سالگرد تأسیس سازمانی سخن می‌گوییم که روزی با شعار مبارزه با دیکتاتوری شاه آغاز شد، اما خیلی زود به یکی از بدنام‌ترین و منفورترین گروه‌های تاریخ معاصر ایران تبدیل شد: سازمان موسوم به مجاهدین خلق یا همان تشکیلات تروریستی رجوی.</p>
<p>این سازمان نه‌ تنها هرگز در مسیر آزادی و استقلال ایران حرکت نکرد، بلکه کارنامه‌ای پر از ترور، خشونت، خیانت و مزدوری برجای گذاشت. بیایید با هم مرور کنیم که چگونه یک گروه مدعی انقلابی‌گری، به ابزاری در دست دشمنان ایران بدل شد.</p>
<h3>بخش اول: تاریخچه‌ای از انحراف</h3>
<p>مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ پایه‌گذاری شد. اما خیلی زود اختلافات ایدئولوژیک، انشعاب‌های داخلی و سرکوب ساواک، آن را به گروهی پراکنده و سردرگم بدل کرد.</p>
<p>پس از انقلاب ۵۷، این سازمان در تلاش برای سهم‌خواهی از قدرت ناکام ماند و به‌سرعت به رویارویی مسلحانه با جمهوری اسلامی روی آورد.</p>
<p>و بعد از سرنگونی دیکتاتوری پهلوی، تمرکز این تشکیلات تروریستی روی جمع آوری و دپو سلاح و مهمات و مواد منفجره، غارت بانکها و دزدی پول و هم چنین نیرو گیری و نفوذ دادن افراد با سابقه تشکیلاتی در ساختار حکومت نوپا اعم از نظامی و امنیتی تا سیاسی و غیره بوده است.</p>
<h3>بخش دوم: سال‌های سیاه تروریسم</h3>
<p>دهه ۶۰، نقطه اوج جنایات تشکیلات نفاق:</p>
<p>انفجار حزب جمهوری و دفتر نخست وزیری و &#8230;..</p>
<p>بمب‌گذاری‌های کور در معابر و اتوبوس‌ها</p>
<p>حملات مرزی کشتار مرزبانان و ترور مردم عادی</p>
<p>اما اوج خیانت، همکاری مستقیم با صدام حسین در طول جنگ تحمیلی بود؛ جایی که مجاهدین، در سرکوب کردها و شیعیان عراق هم نقش ایفا کردند.</p>
<h3>بخش سوم: عملیات موسوم به فروغ جاویدان (مرصاد)</h3>
<p>در سال ۱۳۶۷، مسعود رجوی با اتکای کامل به ارتش صدام، خیال فتح چند روزه تهران را داشت. اما این عملیات با مقاومت مردمی و نیروهای نظامی ایران درهم شکست.</p>
<p>چندین هزار نفر از اعضای فریب‌خورده سازمان کشته شدند و رؤیای بازگشت نظامی مجاهدین برای همیشه پایان یافت. و سازمان استراتژی در عراق به طور مطلق شکست خورد.</p>
<h3>بخش چهارم: فرقه‌گرایی و استبداد درونی</h3>
<p>پشت ظاهر «اپوزیسیون سیاسی»، یک تشکیلات مافیایی وبسته و سرکوبگر پنهان شده است:</p>
<p>رهبری مادام‌العمر مسعود و مریم قجر عضدانلو</p>
<p>ممنوعیت ازدواج و جداسازی خانواده‌ها</p>
<p>انتقال اجباری کودکان به کشورهای مختلف</p>
<p>شکنجه و سرکوب اعضای منتقد</p>
<p>اوج آن در سال 1373 در پادگان اشرف در عراق بوده است.</p>
<p>نشست‌های شست‌وشوی مغزی برای حفظ وفاداری و اعمال دیکتاتوری وحشتناک در تشکیلات و بردین نفس همه تا جایی که برادر به خواهر و خانواده ها و صمیمی ترین دوستان به هم اعتماد نداشتند .</p>
<p>این ساختار فرقه‌ای بارها توسط اعضای جداشده و نهادهای حقوق بشری افشا شده است.</p>
<h3>بخش پنجم: مزدوری و وطن‌فروشی</h3>
<p>بعد از سقوط صدام، سازمان پایگاه خود را از دست داد و برای بقا به لابی‌گری و مزدوری برای بیگانگان روی آورد:<br />
همکاری اطلاعاتی با موساد<br />
حمایت‌های مالی عربستان<br />
حضور در پروژه‌های آمریکا و اسرائیل علیه ایران<br />
اجاره سیاستمداران بازنشسته‌ای مانند مایک پنس . جان بولتون رودی جولیانی پاتریک کندی .موکیزی .ویدال کووادراس وووو دهها لابی پولی دیگر، با هزینه‌های گزاف</p>
<h3>بخش ششم: نمایش رسوای بروکسل</h3>
<p>در 15شهریور ، در بروکسل شاهد یک نمایش تکراری از تشکیلات تروریستی رجوی بودیم.<br />
برای این نمایش بی محتوا در خیابان ، پناهجویان کمپ‌های اروپا را با وعده تور یک‌روزه، ساندویچ و پول توجیبی به محل کشاندند.<br />
در کنار این سیاهی‌لشکر اجاره‌ای، چند چهره بازنشسته و از کارافتاده سیاسی مثل مایک پنس با دریافت هزینه‌های نجومی به صحنه آورده شدند تا چند جمله آماده‌شده علیه ایران بخوانند.<br />
این نمایش نه‌تنها هیچ بازتاب مثبتی نداشت، بلکه بار دیگر ورشکستگی سیاسی و اجتماعی سازمان را به نمایش گذاشت. ترکیبی مضحک از پناهجویان بی‌خبر و لابی‌های پولی، به‌خوبی نشان می‌دهد که این تشکیلات مافیایی و جاسوس هیچ پایگاه مردمی ندارد و تنها با دلارهای خون‌آلود زنده نگه داشته شده است.</p>
<h3>نتیجه‌گیری</h3>
<p>۶۰ سال گذشت، و حاصل آن چیزی جز ترور، خشونت، خیانت و استبداد درونی نبود.<br />
امروز نه مردم ایران این فرقه را آلترناتیو می‌دانند، نه حتی بخش عمده‌ای از اپوزیسیون خارج از کشور.<br />
آنچه باقی مانده، یک سازمان ورشکسته و منزوی، اجاره‌ای و بی‌آینده است که فقط با پول قدرت‌های خارجی دوام آورده.</p>
<p>وقت آن رسیده که پرونده این سازمان بسته شود و صدای قربانیانش، چه در ایران و چه در درون همین تشکیلات، بلندتر شنیده شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66305">نگاهی به سازمان موسوم به مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66305/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>داستان آشنایی و جدایی من از مجاهدین خلق &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66294</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66294?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Sep 2025 05:57:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[علی اکرامی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66294</guid>

					<description><![CDATA[<p>تاریخ، آینه عبرت هاست و در خلال درس آموزی از این عبرت ها است که انسان می تواند مسیر درست زندگی برای نیل به پیشرفت و شکوفایی و افتخار را طی کند. پندها و عبرت ها می توانند چراغ راه نسلی باشند که با گذر از کوران حوادث و بکارگیری تجارب نسل پیشین ولو تلخ، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66294">داستان آشنایی و جدایی من از مجاهدین خلق &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تاریخ، آینه عبرت هاست و در خلال درس آموزی از این عبرت ها است که انسان می تواند مسیر درست زندگی برای نیل به پیشرفت و شکوفایی و افتخار را طی کند. پندها و عبرت ها می توانند چراغ راه نسلی باشند که با گذر از کوران حوادث و بکارگیری تجارب نسل پیشین ولو تلخ، آینده پرافتخاری را برای خود تضمین نماید. انسانها هرگز نمی توانند به عقب برگردند، بلکه آنها تلاش می کنند از گذشته پلی برای موفقیت به سوی آینده بسازند. من بعنوان نسل جوان در دهه 58 که تحت تاثیر فضای ملتهب و جوشان بر آمده از انقلاب و شکستن طلسم اختناق دیکتاتوری شاه فرصت کردم تا به عرصه اجتماعی و سیاسی پا بگذارم، بدلیل شور و نشاط ناشی از اقتضای سن و جوانی و صرفا با اتکا بر احساس و شناخت سطحی سازمان مجاهدین خلق را انتخاب کردم. و گذر عمر و ایام جوانی ام را به پای آن ریختم.</p>
<p>سالها بعد و بخصوص با حضور در تشکیلات آنها در اشرف به تجربه دریافتم که رهبران این جریان جز خیانت به مردم و میهن و حرکت در مسیر منافع بیگانگان و دشمنان متجاوز به این آب و خاک اهداف دیگری را دنبال نمی کنند. آری با انتخاب مجاهدین خلق به سراب رسیدم. آنها از صداقت و جسارت و اعتماد من و نسل همانند من بیشترین سو استفاده ها را کردند. در اینجا لازم می دانم در شصتمین سالگرد تاسیس این جریان، مروری گذرا به تاریخچه و چگونگی شکل گیری آن و همچنین پیامی به نسل جوان میهنم و اعضایی که همچنان در اسارت این جریان فریبکار و ضد ملی گرفتار هستند، داشته باشم.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق به رهبری محمد حنیف نژاد در سال 1344 بعد از جدایی وی از نهضت آزادی تاسیس و فعالیت خود را آغاز کرد و تا سال 1355 تمامی بنیان گذاران و کادرهای اولیه و اصلی بجز مسعود رجوی دستگیر و اعدام شدند. مسعود رجوی بواسطه ارتباط برادرش با ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) و همکاری در جریان بازجویی، مشمول عفو و تخفیف شاه قرار گرفت و به حبس ابد محکوم گردید. رجوی در زندان رژیم شاه با قرار گرفتن در راس تشکیلات، این سازمان را از اهداف اولیه منحرف و به سمت تمایلات جاه طلبانه و کیش شخصیت خود کشاند. در سال 1354 در ادامه همان انحرافات ایدئولوژی مارکسیستی بر سازمان حاکم گردید و تعدادی از کادرهای رهبری که بر پایبندی خود بر اسلام تاکید و اصرار ورزیده بودند ترور شدند. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 رجوی بهمراه کادرهای باقیمانده از زندان آزاد و با صدور اطلاعیه ای، جنبش ملی مجاهدین خلق که شاخه سیاسی این سازمان تلقی می گردید را اعلام و شروع به عضو گیری نمودند.</p>
<p>رجوی علیرغم اینکه هیچ اعتقادی به مبانی رهبری امام خمینی نداشت و اعتقاد داشت که انقلاب توسط روحانیت به سرقت رفته است و خود را رهبر انقلاب می دانست، مدتی با رهبری انقلاب اسلامی بصورت تاکتیکی همراه شد، اما این روند ادامه پیدا نکرد و در مقابل انقلاب قرار گرفت. سازمان رجوی در پی حرکت های خونین و انفجارات مهیب و اقدامات تروریستی در سی خرداد سال 60 پایان مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی را اعلام و به مبارزه خشونت آمیز مسلحانه روی آورد.</p>
<p>جنگ مسلحانه در شرایطی در مقابل نظام نو پای جمهوری اسلامی شکل گرفت که اکثریت مردم ایران از آن حمایت می کردند. در چنین شرایطی من با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری آزادی های سیاسی در معرض انتخاب گروه های سیاسی مختلفی که در عرصه اجتماعی جامعه اعلام موجودیت کرده و وارد فعالیت سیاسی شده بودند، مجاهدین خلق را که با ظاهر مذهبی فعالیت می کردند انتخاب کردم. از سال 56 در کنار آشنا شدن با افکار و اندیشه های دکتر شریعتی، زندگی نامه های بنیان گذاران و دفاعیات مهدی رضایی و فاطمه امینی تاثیر زیادی بر من گذاشته بود.</p>
<p>ادامه دارد</p>
<p>علی اکرامی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66294">داستان آشنایی و جدایی من از مجاهدین خلق &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66294/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسعود رجوی مجاهدین خلق را به قهقرا برد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66291</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66291?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Sep 2025 05:50:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66291</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ شمسی (۵ یا ۶ سپتامبر ۱۹۶۵ میلادی) توسط محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان بنیان گذاشته شد و هر ساله سران گروه در 15 شهریور ماه، بزرگداشتی به مناسبت بنیانگذاری سازمان برگزار می کنند. سازمان مجاهدین خلق در ابتدا به عنوان یک گروه چپ‌گرای اسلامی برای مخالفت با رژیم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66291">مسعود رجوی مجاهدین خلق را به قهقرا برد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ شمسی (۵ یا ۶ سپتامبر ۱۹۶۵ میلادی) توسط محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان بنیان گذاشته شد و هر ساله سران گروه در 15 شهریور ماه، بزرگداشتی به مناسبت بنیانگذاری سازمان برگزار می کنند.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق در ابتدا به عنوان یک گروه چپ‌گرای اسلامی برای مخالفت با رژیم شاهنشاهی پهلوی تأسیس شد. بنیان‌گذاران آن، که از دانشجویان چپ‌گرا بودند، ایدئولوژی ترکیبی از اسلام و مارکسیسم را پیش می‌بردند و در دهه ۱۹۷۰ به عملیات مسلحانه علیه رژیم شاه روی آوردند، از جمله ترور مقامات آمریکایی و ایرانی. پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران، ابتدا با جمهوری اسلامی همکاری کرد، اما به مخالفت پرداخت و در سال ۱۹۸۱، اعتراضات گسترده‌ای را سازماندهی کرد که به سرکوب شدید منجر شد.</p>
<p>در واقع سازمان مجاهدین خلق تحولات گوناگونی را از زمان تأسیس تا دوران پس از انقلاب اسلامی تجربه کرد. این سازمان که در ابتدا با اهدافی انقلابی و مبارزه علیه رژیم پهلوی شکل گرفت، در طول زمان دچار تغییرات ایدئولوژیکی و ساختاری شد که سرنوشت آن را به سمت مسیری متفاوت سوق داد.</p>
<h3>تاریخچه‌ای از خیانت و تحولات ایدئولوژیک</h3>
<p>نقاط تاریک فراوانی از زمان سکانداری مسعود رجوی در مجاهدین خلق، در تاریخچه این گروه ثبت و ضبط شد. با این حال، نقطه عطف تاریک تاریخ این گروه، همکاری با رژیم صدام حسین در جنگ ایران &#8211; عراق بود. گروه به سرکردگی مسعود رجوی به عراق پناه برد و در کمپ اشرف مستقر شد، جایی که در عملیات نظامی علیه نیروهای ایرانی شرکت کرد و هزاران ایرانی را کشت. این خیانت میهنی، مجاهدین خلق را در چشم مردم ایران به عنوان &#8220;منافقین&#8221; تثبیت کرد. پس از سقوط صدام، گروه به آلبانی منتقل شد و اکنون تحت رهبری مریم رجوی، به لابی‌گری در غرب برای تغییر رژیم ایران می‌پردازد، در حالی که از سوی بسیاری به عنوان یک فرقه تروریستی شناخته می‌شود.</p>
<h3>جنایات ضد انسانی: از شکنجه تا زندان و انزوای اجباری</h3>
<p>مجاهدین خلق نه تنها علیه دشمنان خارجی، بلکه علیه اعضای خود نیز جنایات هولناکی مرتکب شده است. گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری مانند Human Rights Watch (HRW) در سال ۲۰۰۵، از سوءاستفاده‌های سیستماتیک در کمپ‌های مجاهدین خلق حکایت دارد: زندان‌های انفرادی طولانی‌مدت، شکنجه فیزیکی و روانی، جدایی اجباری خانواده‌ها، ممنوعیت ازدواج و بچه‌دار شدن، و حتی جداسازی اجباری زنان برای حفظ &#8220;تمرکز بر مبارزه&#8221;. اعضای سابق که فرار کرده‌اند، از کنترل فرقه‌ای شدید، شستشوی مغزی و اعدام‌های داخلی گزارش داده‌اند.</p>
<p>این گروه، که تا سال ۲۰۱۲ در لیست تروریستی آمریکا و اروپا قرار داشت، مسئول ترور هزاران نفر، از جمله مقامات ایرانی و غیرنظامیان است. همکاری با صدام در کشتار کردها و شیعیان عراقی، و حملات تروریستی در ایران، مجاهدین خلق را به یکی از بدنام‌ترین گروه‌های مخالف تبدیل کرده است. حتی وزارت خارجه آمریکا در زمان حذف از لیست تروریستی، نگرانی‌های جدی در مورد سوءاستفاده‌های داخلی این گروه ابراز کرد.</p>
<h3>مقایسه با جنایتکاران تاریخ: سفید کردن روی ضحاک و داعش</h3>
<p>اگر لشکریان اسکندر مقدونی با فتح و غارت، تمدن‌ها را نابود کردند، مجاهدین خلق با خیانت به میهن خود در جنگ ایران-عراق، هزاران ایرانی را به کام مرگ فرستاد و حتی از اسکندر هم فراتر رفت، زیرا اسکندر حداقل به عنوان فاتح خارجی عمل می‌کرد، نه خائن داخلی. ضحاک ماربه‌دوش اساطیری، نماد استبداد و خوردن مغز جوانان، در مقایسه با مجاهدین خلق که اعضای خود را با شستشوی مغزی و شکنجه به بردگی می‌کشد، کم‌رنگ می‌شود. مجاهدین خلق نه تنها مغزها را می‌خورد، بلکه خانواده‌ها را نابود و زنان را عقیم می‌کند.</p>
<p>مغول‌های چنگیزخان با کشتارهای جمعی شهرها را ویران کردند، اما مجاهدین خلق در همکاری با صدام، به کشتار هموطنان خود کمک کرد و کمپ‌هایش را به زندان‌های قرون‌وسطایی تبدیل نمود. محمود افغان چپاولگر و یاغیان بین‌راهی، نماد غارت و بی‌قانونی بودند، اما مجاهدین خلق با لابی‌گری‌های مالی در غرب و جمع‌آوری کمک‌های مشکوک، غارت ایدئولوژیک و مالی را به سطح جدیدی رسانده است. داعشیان عصر حاضر با ایدئولوژی افراطی و خشونت، جهان را شوکه کردند، اما مجاهدین خلق ، که خود را &#8220;مبارز برای دموکراسی&#8221; می‌نامد، در عمل مانند یک فرقه داعش‌وار عمل می‌کند: کنترل مطلق، خشونت داخلی و ایدئولوژی ترکیبی که حقوق بشر را زیر پا می‌گذارد.</p>
<p>در تمامی صفات ضد انسانی از شکنجه و ترور تا خیانت میهنی، مجاهدین خلق نه تنها با این جنایتکاران هم‌ردیف است، بلکه با ترکیب ایدئولوژی قرون‌وسطایی و تاکتیک‌های مدرن، آن‌ها را رو سفید کرده است. این گروه، که حمایت بسیار بسیارکمی در داخل ایران دارد، بیشتر به عنوان ابزاری برای قدرت‌های خارجی عمل می‌کند تا یک جنبش واقعی.</p>
<h3>نتیجه‌گیری: میراثی از تاریکی</h3>
<p>به هر ترتیب مسعود رجوی با جنایاتش، نشان می‌دهد که چگونه ایدئولوژی‌های افراطی می‌توانند به استبدادهای مدرن تبدیل شوند. تا زمانی که این گروه وجود دارد، یادآوری جنایاتش ضروری است تا تاریخ تکرار نشود. مردم ایران، که از این &#8220;منافقین&#8221; بیزارند، آینده‌ای بدون چنین گروه‌هایی را می‌جویند.</p>
<p>سالاری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66291">مسعود رجوی مجاهدین خلق را به قهقرا برد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66291/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شصت سال خیانت، شصت سال رذالت &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66060</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66060?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Aug 2025 09:10:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[شکل گیری مجاهدین خلق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66060</guid>

					<description><![CDATA[<p>اصولا ایستادگی و ماندگاری یک جریان، لزوما دلیل حقانیت آن جریان نیست، در تاریخ چه بسیار از جریانات انحرافی که بر مبنای استبداد و دیکتاتوری بنا شدند و سالها نیز در قید حیات بودند، اما این حیات چقدر حقانیت و مشروعیت داشته و یا چقدر باطل و نامشروع بوده است؟ را باید از خلال تاریخ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66060">شصت سال خیانت، شصت سال رذالت &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اصولا ایستادگی و ماندگاری یک جریان، لزوما دلیل حقانیت آن جریان نیست، در تاریخ چه بسیار از جریانات انحرافی که بر مبنای استبداد و دیکتاتوری بنا شدند و سالها نیز در قید حیات بودند، اما این حیات چقدر حقانیت و مشروعیت داشته و یا چقدر باطل و نامشروع بوده است؟ را باید از خلال تاریخ و تاریخچه آن جریان مورد بررسی و کنکاش قرار داد.</p>
<p>پانزدهم شهریورماه 1404 که چند روزی با آن فاصله داریم، شصتمین سالگرد حیات ننگین و خائنانه فرقه ای نامشروع و دیکتاتور است که همگان بر خائن به وطن بودن آن جریان اجماع نظر دارند و تاریخ روی این جریان فرقه ای خط بطلان کشیده است. در مورد سازمان ضدمردمی مجاهدین خلق ، سخن ها بسیار است، مستندات فراوان است، این سازمان از همان فردای تشکیل و بنیانگذاری توسط محمد حنیف نژاد و یارانش، در تضادی آشتی ناپذیر با اسلام و مردم حیات خود را شروع کرد، اوج این تضاد در خلال سالهای 1354 با نمود جریان اپورتونیستی و انشعاب در رهبری، به منصه ظهور رسید.</p>
<p>التقاط در راس این سازمان، به مرور در اذهان مذهبیون و عامه مردم، رنگی از مارکسیسم را در آن نمایان کرد و این جریان به مارکسیست – اسلامی ها، مشهور شد. مردم آگاه از همان ابتدا خط خود از این سازمان را جدا کردند و آنها را &#8221; منادیان دروغین آزادی &#8221; نام نهادند.</p>
<p>به مرور و در ادامه ، پیمان نامشروع &#8220;صلح&#8221; با دشمن در حال جنگ با مردم ایران ، صدام حسین و عراق ، سازمان را کاملا از ورطه سیاسی حذف و در ردیف دشمنان قسم خورده مردم ایران قرار داد.</p>
<p>این سازمان در خلال این شصت سال، مسیری بی وقفه از خیانت و مزدوری را طی کرده است، آتش گشودن روی مردم بی دفاع در شهرها و خیابان ها ، تا شکنجه و زندانی کردن اعضای خود سازمان در زندانهای درونی سازمان، تصویری خیانت بار و سرکوبگر را از این سازمان جهنمی در ویترین های این سازمان نشان داده است.</p>
<p>محمد حیاتی، از جنایتکاران و مزدوران فرقه رجوی، در مطلبی سراسر دروغ و تملق، سعی در تطهیر و سفیدسازی از این پروسه 60 ساله نموده است، گویا او آگاهانه و عامدانه چشمان خود را بر خیانت های سالهای سازمان بسته است و به مجیزگویی از این سازمان پرداخته است، او که خود را از سیاسیون زمان شاه هم می داند، بارها و بارها برای ما در نشست های باصطلاح سیاسی سازمان ، ساعت ها و روزها ، سفسطه بازی کرده است، من و البته تمام صدها و هزاران جداشده از این سازمان حاضریم بصورت تکی و نه جمعی ، در یک ملاقات رو در رو و ساده و با حفظ احترام و ادب با ایشان که خود را یک مبارز انقلابی آنچنانی چند ده ساله می داند، مصاحبه و مباحثه کنیم، اگر ذره ای صداقت در وجود او باشد ، اگر توانست به تک تک سئوالات ما پاسخ صحیح بدهد ، ما حاضریم در بحث مستمعی خوب برای او باشیم .</p>
<p>او که خود را نماینده سازمانی معرفی می کند که 60 سال به گفته خودش ، مسیر مبارزه بی وقفه ای را پیموده است و همواره بهای آن را با جان و رنج هزاران عضو و هوادار پرداخته است، من به عنوان عضوی ساده از این سازمان که 10 سال از بهترین روزهای عمرم را صادقانه در درون مناسبات و تشکیلات این سازمان در اقامتی اجباری گذراندم ، چند سئوال ساده از ایشان و هر کس که مدعی آلترناتیو بودن این سازمان و اقتدار 60 ساله این سازمان هستند ، دارم:</p>
<p>1- آیا در خلال پروسه 60 ساله ی این سازمان، این جمله صحیح است که بیش از 70 درصد اعضای تمام وقت سازمان، در پادگان اشرف و سایر پایگاههای آن در عراق، در زندان های سازمان زندانی و شکنجه شده اند، تا مجبور به ماندن در این سازمان پرافتخار! شوند؟ و سئوال اساسی تر ، آیا در این سازمان ، محلی بعنوان زندان برای مخالفان و منتقدان درونی سازمان وجود داشته است؟</p>
<p>ادامه دارد . . .</p>
<p>محمد رضا مبین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66060">شصت سال خیانت، شصت سال رذالت &#8211; قسمت اول</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66060/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
