<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>عملکرد</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%d8%b9%d9%85%d9%84%da%a9%d8%b1%d8%af/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/عملکرد</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 08 Mar 2021 08:34:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>عملکرد</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/عملکرد</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>شارلاتانیسم رسانه ای</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37126</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37126?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Dec 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37126</guid>

					<description><![CDATA[<p>«شارلاتانیسم رسانه ای»مهدی عسگری، کانون هابیلیان، مشهد، بیست و سوم نوامبر 2006ادبیات گفتاری جراید و رسانه های دیداری و شنیداری در تبادل اطلاعات و شیوه های اطلاع رسانی روز دنیا به گونه ای است که رعایت ادب در گفتار ،اخبار و تحلیل ها نشانه حرفه ای بودن آن رسانه است.تا جایی که ممکن است یک [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37126">شارلاتانیسم رسانه ای</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>«شارلاتانیسم رسانه ای»</B><br />مهدی عسگری، کانون هابیلیان، مشهد، بیست و سوم نوامبر 2006<br />ادبیات گفتاری جراید و رسانه های دیداری و شنیداری در تبادل اطلاعات و شیوه های اطلاع رسانی روز دنیا به گونه ای است که رعایت ادب در گفتار ،اخبار و تحلیل ها نشانه حرفه ای بودن آن رسانه است.<br />تا جایی که ممکن است یک رسانه اطلاعاتی در مواضع گوناگون با مفعولًُ بهِ خبر، سایش ها و تفاوت های گوناگونی داشته باشد ، اما رعایت حریم حرفه ای باعث نمی شود که نظرات ، آراء و تحلیل های آن رسانه در قالب هجمه زبانی بیان شود.<br />بلکه پردازش حرفه ای خبر حکم می کند تا تمام الفاظی که قرار است جریان مخالف به وسیله آن مورد هجوم واقع شوند اصطلاحاً به عنوان  فحش های لای زر ورق  تقدیم طرف مقابل شود تا هم فاکتورهای تقابل رسانه ای رعایت شود و هم از اعتبار حرفه ای آن رسانه کاسته نشود.<br />در برخورد با یک رسانه همیشه تکذیب خبر یا اطلاعات آن رسانه که اشتباه _ سهواً یا عمداً _ بیان شده امری عادی و جزء اصول متداول و رایج چارچوب حرفه ای رسانه است ، همچنین دسته بندی رسانه ها و مطبوعات به عنوان الگوهای طرفدار اندیشه و ایدئولوژی خاص و یا وابسته به جریانی خاص ( فرضاً چپ یا راست ) امری غیر عادی نیست.<br />در این بین سوگیری های سیاسی و مذهبی نیز بعضاً باعث وابستگی های خاص شده و می شود ، اما اصلی که به شدت و به طور قوی از طرف تمام این گونه های حرفه ای و فکری در بُعد رسانه ای دنبال می شود رعایت شدید ادبیات گفتاری در مباحث انتقادی و نقادی است.<br />به گونه ای که کاربرد الفاظ رکیک دور از شأن و سخیف جای خود را به نقد عملکرد و تحلیل های کارشناسی شده می دهد که طبعاً از لحاظ ماندگاری و تأثیر گذاری نیز موفق تر است. ضمن این که در کالبد شکافی ، آستانه تحریک یک رسانه معمولاً با بخش های خبری و تحلیل های آن سنجیده می شود.<br />در این خصوص و در بحث اخلاق رسانه ای موارد استثناء و نادری نیز وجود دارد و از آن جمله می توان به رسانه های سازمان مجاهدین اشاره نمود که غالباً با تحلیل های قشری و شدیداً ایدئولوژیک با تمام مسائل موجود برخورد می کنند.<br />رسانه های این گروه به دلیل عدم تعامل و ارتباط گیری واقعی و مناسب با جامعه و به واسطه ترد شدن از جامعه ایرانیان ، هیچگاه مطابق واقعیات و وقایع اتفاق افتاده تحلیل و تفسیری ارائه نمی دهند و مشخص است به خاطر عدم اطلاع درست از شرایط و ضعف تحلیل در بررسی مسائل داخل ایران و جهان ،به زعم خود بار تأثیر گذاری خبری را بر روی کلماتی دور از ادب و اخلاق قرار داده اند که صرفاً جنبه عقده گشایی دارد.<br />عصبیت ، تند مزاجی ، کاربرد کلمات سخیف و پیش پا افتاده ، الفاظ رکیک ، دروغ پردازی و ارائه تحلیل ها و آمار ساختگی و کاربرد کلیات مفهومی ، همانند مردم ، ملت ایران ، آحاد مردم و&#8230; به جای اشاره دقیق به جزئیات رویدادها ، باعث شده گفته ها و نوشته های این گروه مورد توجه نباشد و تحلیل ها و اخبار رسانه ای این گروه از سنخ تحلیل مستند اجتماعی خارج شده و حداکثر چند ده نفر هوادار این سازمان در خارج از کشور ایران چشم و گوش بسته همه گفته ها را قبول کنند.<br />در بررسی سیستم کار کردی این رسانه ها باید گفت بدون استثناء در تمام بخش های خبری تلویزیون مجاهدین کلیشه الفاظ خاصی به صورت نواری تکراری بر زبان گویندگان خبر این تلویزیون جاری می شود.<br />در نگاهی دقیق تر جزئیات این لفظ پردازی ها را می توان به سه دسته تقسیم کرد : <br />1. ادبیات لمپنیسم : این گویش تقریباً ویژه دولتمردان و نیروهای درون نظام جمهوری اسلامی است که در فواصل گوناگون از زبان گویندگان تلویزیون و نویسندگان نشریات مجاهدین بیان می شود.<br />الفاظی همچون به قلم به دست مزدور ، مزدور اجاره ای ، نوچه سیاسی ، مهره های استعمار ، مأمور ساواک آخوندی ، جاسوس بچه شناخته شده اجنبی ، سیاه قلب ، فرصت طلب ، موج سوار ، مجلس ارتجاع ، ولی فقیه ارتجاع ، معلوم الحال ، رژیم غاصب و&#8230;.. غالب الفاظ این بند در گزارشات و خبرهای سازمان وجود دارد ، چنانچه در شرح یک رویداد ملی یا اعلام خبر فلان سخنران یا اظهار نظر مسئول دولتی از آن استفاد می شود.<br /> علاء الدین بروجردی نماینده مجلس ارتجاع آخوندی از عدم استقبال عمومی نسبت به انتخابات سخن گفت. ،  پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور ولی فقیه ارتجاع از تصمیم دولت ارتجاع برای ادامه فعالیت های هسته ای خبر داد. ،  پاسداران معلوم الحال سپاه ارتجاع آخوندی در درگیری با دانشجویان دو تن را مضروب ساختند. <br />بیشترین حجم نوشته ها و گفته های سازمان در بحث سخن پراکنی مربوط به این دسته است که بیش از 70% کل اخبار تلویزیون سازمان را شامل می شود.<br />2. ادبیات خشم و غضب که در ابتدا و بیشتر ویژه منتقدان به مجاهدین و جدا شدگان از سازمان است ، اما بنابر شرایط رویداد یا موضوعی خاص به نیروهای حکومتی و دولتی داخل کشور نیز اطلاق می شود ، اشاراتی همچون : میانه باز ، مزدور خبرچین ، بی ناموس ، آدم فروش ، جاسوس ، مزدور ، خالی بند ، میمون ، فریبکار شیاد ، پیشانی سفید ، خرفت سرمست ، وابسته خود فروخته ، بریده مزدور و جاسوس وزارت اطلاعات آخوندی و&#8230; <br />این دسته الفاظ که بیشتر به واسطه ترس از بر ملا شدن تاریکخانه اسرار سازمان توسط جدا شدگان بیان می شود با غیظ و خشم بیشتری عنوان می شود و البته برای فرار از تبعات انتشار رسانه ای از تلویزیون سازمان بسیار کم تر پخش می شود و بیشتر ویژه نشریه مجاهد ، کتب و جزوات منتشر شده توسط سازمان می باشد.<br />تفاوت دیگر این بند با بند اول این است که نویسندگان سازمان از این الفاظ بیشتر در تحلیل های خود سود می جویند تا در خبرها و ارائه نظر ها ، بدین صورت که برای بیان باصطلاح موفقیت های سازمان و تداوم حرکت های رو به جلو!! اشاره ای نیز به برخی جدا شدگان می شود و افراد بریده از سازمان را با الفاظ فوق مستفیظ می سازند!<br />دامنه کاربرد الفاظ این قسمت همانگونه که گفته شد بسیار کمتر از الفاظ بخش اول است.<br />3. ادبیات شبه ادیبانه (رمانتیک) ، توأم با گلایه و اعتراضات ملایم و مبهم که بیشتر جنبه بین المللی دارد و مربوط به سران دول خارجی ، گروه های سیاسی خارجی ، برخی مسئولین از کار افتاده و یا نمایندگان باز نشسته فلان کشور می شود.<br />مورد دیگر استفاده از اینگونه ادبیات، که غالباً در تحلیل ها و گزارشات سازمان درج می شود مخصوص افراد و گروه هایی است که در اعلام رسمی مواضع خود نسبت به مجاهدین در برزخ قرار دارند و سازمان امیدوار است که بتواند در آینده آنها را در جبهه حامیان و یا موافقان خود قرار دهد که مصداق بارز آن نیروهای ائتلاف آمریکا و انگلیس و مقامات سیاسی دو کشور است.<br />در این قسمت می توان به دیدارها و سفرهای مریم رجوی اشاره کرد که با لحنی شکوه گر و البته بدون اطلاق الفاظ مورد اشاره ، صرفاً گلایه های ملایمی بیان می شود و پس از ارائه لیست خودساخته از مسائل مبتلابه در ایران خواستار حمایت و مساعدت طرف مقابل می شوند. <br />این بخش معمولاً با حذف جملات گلایه آمیز آن همیشه از تلویزیون اشرف پخش می شود و بیشتر از آن که به محتویات گلایه آمیز رد و بدل شده اشاره ای شود ، سعی در با اهمیت جلوه دادن دیدار و تبعات بعدی آن می شود.<br />در این بخش با امید به آینده و نزدیکی بیشتر به طرف مقابل از کاربرد الفاظ بندهای اول و دوم پرهیز می شود ، هر چند که در پاره ای موارد با روشن شدن مواضع ضد سازمانی طرف یا طرفین مورد بحث ، پرونده مذکور به بندهای یک و دو منتقل می شود که از مصداق های بارز آن می توان به نوری مالکی اشاره کرد که پس از اظهار نظرهای صریح در خصوص سازمان مجاهدین ، تحلیلگران سازمان پروسه تخریب شخصیت مالکی را آغاز و سعی در وابسته جلوه دادن وی به ایران و بی کفایت بودن وی دارند.<br />4. در بُعدی دیگر سازمان مجاهدین برای افزایش تأثیر گذاری کلام بی منطق خود ،با استفاده گسترده از ابزارها و اشارات تصویری ، به شیوه کاملاً کودکانه به دستکاری تصاویر مقامات و افراد حکومتی و مخالفان مشی خود دست می زند.<br />در این مورد با استفاده از فتوشاپ و ایجاد تغییر در تصاویر و عکس ها، بیننده را به یاد کودکان دبستانی می اندازد. زمانی که شخص مورد غضب خود را در تنهایی به شکلی سیاه و غیر واقعی ترسیم می کردند.<br />این روش در تمام تصاویری که از نیروهای حکومتی و مخالف سازمان در سایت های سازمان منعکس می شود ، به کار می رود و البته تداوم استفاده از این روش مترود و قدیمی تا کنون نتوانسته از بی محتوایی نوشته های آنان بکاهد.<br />5. یکی دیگر از روش های بسیار مورد استفاده توسط سازمان تهیه تصاویری است که ادعای می شود  گزارشات و عکس های ارسالی مردمی توسط هموطنان مان  می باشد و اتفاقاً یکی از خنده دارترین قسمت های این بخش نیز می باشد.<br />این قسمت البته بیشتر ویژه شروع یا پایان مناسبتی خاص در کشور است ،که با عناوینی همچون  تحریم انتخابات ، اعتراضات مردمی نسبت به سیاست های رژیم و&#8230; از جمله این موارد می باشد.<br />در این گونه گزارشات ،(برفرض صحت، چرا که می تواند در جایی دیگر، مثلاً در اردوگاه اشرف نیز چنین گزارشی تهیه کرد) حقوق بگیران سازمان که ترس معرفی خود به مردم را دارند، گزارشات تصویری خود را به گونه ای به تصویر می کشند که به عنوان مثال تصاویر مریم رجوی یا اعلامیه تحریم انتخابات را بر روی صندوق کمیته امداد یا برگ های درختی در پارک یا نزدیک لوله اگزوز یک ماشین و یا بر روی پل هوایی _ در زمانی که عبور عابری به صورت نمی گیرد _ نصب نموده و چند ثانیه از آن فیلمبرداری می کنند.<br />در گزارشات تصویری  ارسالی توسط هموطنان مان  مصاحبه با مردم ، آن هم مردمی که همیشه مشتاق صحبت و مصاحبه هستند ، اصلاً وجود ندارد و تصویر برداری ها نیز یا به همان شیوه مذکور است و یا از ترس رسوایی از فاصله بسیار دور صورت می گیرد.<br />در عکس های ارسالی اوضاع خنده دارتر است ، زمانی که عنوان می شود تصویری مربوط به اعلام مخالفت های گسترده مردمی با رژیم در تظاهرات 13 آبان سال جاری است و با کمی دقت متوجه می شوی این عکس یا عکس های مشابه را در سال گذشته نیز دیده ای و جالب این که مشاهده می کنی بر روی یک پلاکارد شعاری بر ضد مسئولین نظام نوشته شده و چند نفری دور و بر پلاکارد هستند ، اما دوباره که دقت می کنی می بینی این عکس بر روی یک تپه یا کوه گرفته شده است و آنجاست که مرغ پخته به رفتارهای ناشیانه سازمان می خندد ، زیرا همه می دانند که فرضاً مسیر راهپیمایی های مناسبتی همیشه مشخص است و هیچگاه نه از مبداء کوه و تپه بوده و نه به آن ختم می شود.<br />آنچه مسلم است تکرار و تداوم این روش های کاملاً آماتور و پای فشاری بر تئوری احمق فرض نمودن مخاطب باعث شده تلویزیون گروه تروریستی مجاهدین و رسانه های آنان در ارزیابی های عمومی و اصول حرفه ای همیشه مردود باشند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37126">شارلاتانیسم رسانه ای</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37126/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مریم رجوی در صدد صدور تروریسم به کشور نروژ</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37103</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37103?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37103</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم رجوی در صدد صدور تروریسم به کشور نروژنامه ای به نخست وزیر نروژمسعود خدابنده، بیست و هشتم نوامبر 2006آقای استالتنبرگ عزیز، بر اساس گزارش سایت عرب زبان النهرین نت (گزارش کامل آن ضمیمه است) مریم رجوی لیست دستچین شده ای از اعضای سازمان مجاهدین خلق محصور در کمپ اشرف عراق را به یکی از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37103">مریم رجوی در صدد صدور تروریسم به کشور نروژ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>مریم رجوی در صدد صدور تروریسم به کشور نروژ<br />نامه ای به نخست وزیر نروژ</B><br />مسعود خدابنده، بیست و هشتم نوامبر 2006<br />آقای استالتنبرگ عزیز، <br />بر اساس گزارش سایت عرب زبان النهرین نت (گزارش کامل آن ضمیمه است) مریم رجوی لیست دستچین شده ای از اعضای سازمان مجاهدین خلق محصور در کمپ اشرف عراق را به یکی از نمایندگان مجلس نروژ تسلیم نموده است. وی خواستار اقدام هایی در جهت دریافت پناهندگی سیاسی برای این لیست دستچین شده است.<br />بسیار جالب است که هر چه مریم رجوی از مقر اصلی اش در شهرک اور در فرانسه بیشتر فاصله می گیرد، دچار اشتباهات بزرگ تری می شود و هر قدر ملاقات های بیشتری با سیاستمداران و مطبوعات انجام می دهد دستش بیشتر رو می شود. و طبعا به همین دلیل است که ما صمیمانه از هر گونه ملاقات و دیدار افراد مختلف با وی استقبال می کنیم.<br />این بار و در این پرونده مشخص، در ترددی که به دعوت شخصی برخی از اعضای پارلمان به نروژ داشت، خانم رجوی لیستی از افراد دستچین شده ای که در حال حاضر در کمپ اشرف هستند را حد اقل به یکی از نمایندگان پارلمان ارائه کرده است. <br />با توجه به اشراف ایشان به این مسئله که انحلال نهایی و قریب الوقوع پایگاه تروریستی اشرف در عراق اگر در هفته های آینده نباشد قطعا در ماه های آینده خواهد بود، اکنون سعی وی بر آن است تا هر تعداد از سران حلقه بگوش تر و مفید تر خود را که بتواند، با آوردن به کشورهای غربی حفظ نماید. وی در همین رابطه برخی از نمایندگان شناخته شده پارلمان نروژ را مامور کرده است تا با سوء استفده از سیستم و قوانین مهاجرت نروژ وارد عمل شده و با وارد کردن گروهی تروریست به کشور نروژ اقدام به تهیه مدارک پناهندگی برای آنان کنند.<br />واضح است که لیستی که مریم رجوی بعنوان لیست اعضای با ارزش خود ارائه نماید قطعا لیستی است که شامل خطرناکترین افرادی خواهد بود که طبعا باید تحت تعقیب کشورهای غربی قرار گیرند. دقیقا مثل این می ماند که مثلا نماینده حزب التحریر لیستی از مورد اعتماد تری فرماندهان اسامه بن لادن را فرضا به دولت بریتانیا داده و خواستار دریافت مدارک پناهندگی برای آنان گردد. <br />بنظر می رسد اولین اقدامی که از نماینده محترم پارلمان، دریافت کننده لیست تروریستی از مریم رجوی، توقع می رود این باشد که این لیست را نه به اداره مهاجرت نروژ که هر چه سریع تر به دفاتر پلیس بین الملل در نروژ تحویل بدهد تا این افراد که اکنون توسط خود مریم رجوی شناسایی شده اند به لیست سران فرقه که بخاطر جنایات جنگی و جرایم ضد بشری تحت تعقیب هستند اضافه گردند.<br />نمایندگان پارلمان نروژ باید از مریم رجوی سوال کنند که چرا فقط خواستار این افراد دستچین شده است و نه بقیه افرادی که وی در سال دوهزار وسه به همراه حدود سیصد نفر دیگر به قصد نابود شدن در عراق رها کرد و به غرب فرار نمود؟<br />البته اگر کمی صداقت به خرج داده شود جواب به این سوال پیچیده نبوده و مشخص است که این افراد ارزشمندی که رجوی اکنون به فکر خارج ساختنشان از عراق افتاده کسانی بجز همان معدود ماموران بی رحم و سرکوبگر وی در کمپ اشرف نیستند. افرادی که در طی سه سال و نیم گذشته با استفاده از انواع روش های فشار روانی، محدودیت اطلاع رسانی، بمباران دروغ و به همراه انواع تنبیهات و ضرب و شتم ها، افراد مستقر در کمپ را در شرایط برده داری، بدور از جهان خارج نگه داشته و سرکوب کرده اند.<br />آیا واقعا غرب خواستار اعطای پناهندگی سیاسی به چنین افرادی است؟<br />با تشکر<br />مسعود خدابنده<br />رونوشت به: <br />&#8211; اداره مهاجرت نروژ <br />&#8211; دفتر مرکزی پلیس بین الملل.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37103">مریم رجوی در صدد صدور تروریسم به کشور نروژ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37103/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برنامه‎ ی هم‎یاری و طرح‎های جدید فرقه‎ ی مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37112</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37112?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37112</guid>

					<description><![CDATA[<p>برنامه‎ ی هم‎یاری و طرح‎های جدید فرقه‎ ی مجاهدینایران‎دیدبانبا توجه به جدی شدن موضوع اخراج قریب‎الوقوع مجاهدین از عراق، باند ورشکسته‎ی رجوی تصمیم به دایر نمودن تأسیسات ارگان ماهواره‎ای خود در یک کشور اروپایی گرفته است.در پی ابلاغ حکم اخراج مجاهدین از عراق توسط مسؤولین عراقی و نیروهای ائتلاف، و ممنوعیت هرگونه فعالیت تبلیغی و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37112">برنامه‎ ی هم‎یاری و طرح‎های جدید فرقه‎ ی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>برنامه‎ ی هم‎یاری و طرح‎های جدید فرقه‎ ی مجاهدین</B><br />ایران‎دیدبان<br />با توجه به جدی شدن موضوع اخراج قریب‎الوقوع مجاهدین از عراق، باند ورشکسته‎ی رجوی تصمیم به دایر نمودن تأسیسات ارگان ماهواره‎ای خود در یک کشور اروپایی گرفته است.<br />در پی ابلاغ حکم اخراج مجاهدین از عراق توسط مسؤولین عراقی و نیروهای ائتلاف، و ممنوعیت هرگونه فعالیت تبلیغی و سیاسی آنان در عراق، ادامه‎ی کار استودیوهای برنامه‎سازی تلویزیون ماهواره‎ای فرقه در قلعه‎ی اشرف غیرممکن گردیده و به‎زودی (همزمان با پاک‎سازی اشرف از وجود عناصر تروریست) تجهیزات و تأسیسات تلویزیونی آنان توسط دولت عراق مصادره خواهد شد، لذا گردانندگان باند رجوی طرح راه‎اندازی تأسیسات و تجهیزات استودیویی در یکی از کشورهای اسکاندیناوی را در دستور کار خود قرار داده‎اند.<br />برخی منابع نزدیک به باند رجوی از تلاش‎های چند ماه گذشته‎ی دست‎اندرکاران امور تبلیغی این گروه برای راه‎اندازی این شبکه در کشورهای فرانسه، سوئد و نروژ خبر داده‎اند که در هر کدام از این کشورها با مخالفت جدی نهادهای امنیتی و پلیس آن کشورها روبه‎رو گردیده‎اند. به‎خصوص در فرانسه، وزارت کشور به‎طور جدی با این امر مخالفت نموده و یکی از شرکت‎های خصوصی را از این امر برحذر داشته است.<br />ناظران اعتقاد دارند با توجه به وجود پایگاه‎های بسیار حساس و فوق سری این گروه تروریستی در کشور سوییس و اقداماتی که تاکنون صورت گرفته است، احتمالاً استودیوهای مزبور در این کشور مستقر خواهند شد.<br />بدیهی است که ایجاد تأسیسات و تجهیزات مزبور هزینه‎ی فوق‎العاده سنگین و فراتر از هزینه‎های جاری برنامه‎سازی ارگان ماهواره‎ای را بر فرقه‎ی تروریست مجاهدین تحمیل خواهد کرد، و به‎همین دلیل مجاهدین برای خریداری دستگاه‎های جدید و تأمین هزینه‎های ایجاد استودیوهای مذکور، برنامه‎ی هم‎یاری را به‎راه انداخته‎اند.<br />شایان یادآوری است که دولت عراق کلیه‎ی اموال و املاکی که از سوی صدام در اختیار این گروه قرار گرفته است را اموال مردم عراق اعلام کرده و دستور تحویل آنها به خزانه‎ی این کشور را صادر کرده است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37112">برنامه‎ ی هم‎یاری و طرح‎های جدید فرقه‎ ی مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37112/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام رندانه خانم رجوی به خانم سگولن</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37091</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37091?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37091</guid>

					<description><![CDATA[<p>پیام رندانه خانم رجوی به خانم سگولنادوارد ترمادو، بیست و چهارم نوامبر 2006در انتخابات درونی اخیر درفرانسه خانم سگولن رویال ازحزب سوسیالیست فرانسه به پیروزی رسید، خانم سگولن کاندیدای ریاست جمهوری ازسوی حزب سوسیالیست در انتخابات آینده ریاست جمهوری در فرانسه می باشد.خانم مریم رجوی اما پیام رندانه ای بمناسبت پیروزی خانم سگولن به ایشان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37091">پیام رندانه خانم رجوی به خانم سگولن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>پیام رندانه خانم رجوی به خانم سگولن</B><br />ادوارد ترمادو، بیست و چهارم نوامبر 2006<br />در انتخابات درونی اخیر درفرانسه خانم سگولن رویال ازحزب سوسیالیست فرانسه به پیروزی رسید، خانم سگولن کاندیدای ریاست جمهوری ازسوی حزب سوسیالیست در انتخابات آینده ریاست جمهوری در فرانسه می باشد.<br />خانم مریم رجوی اما پیام رندانه ای بمناسبت پیروزی خانم سگولن به ایشان فرستاد تا از این طریق جای پای خود را در فرانسه محکم کند،خانم رجوی دراین پیام تلاش نموده تا قبل ازبه قدرت رسیدن خانم سگولن دل او را بدست بیاورد تا شاید در آینده و در دوران حکومت ایشان بتواند درفرانسه با حمایت حزب سوسیالیست که حزب حاکم خواهد شد و در رآس آن رئیس جمهور فرانسه موقعیت سازمان مجاهدین را در فرانسه تعقییر دهد، درضمن خانم رجوی درپیام خود برای رئیس جمهورآینده فرانسه خط وخطوط هم مشخص کرده.<br />دورانی که حزب سوسیالیست در فرانسه حاکم بود وسازمان مجاهدین هم درفرانسه ازموقعیت نسبتآ خوبی برخورداربود زمانی بود که برای فرانسه چهره واقعی سازمان زیر ماسک دمکراسی پنهان بود و سازمان نیز با هر دوز وکلکی بود در فرانسه خود را سرپا نگه می داشت اما پس ازاینکه نه تنها برای فرانسه بلکه برای تمام کشورهای اروپائی پرده ها کناررفت وچهره واقعی سازمان شناخته شد سازمان مجاهدین به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شد ونام سازمان درلیست سازمانهای تروریستی ثبت شد وبه همین دلیل هم تلاش های خانم رجوی برای بدست آوردن دل خانم سگولن بی فایده است ودردی از دردهای سازمان را دوا نخواهد کرد( آن صبو بشکست وآن پیمانه ریخت).<br />خانم رجوی،اگرانتخاب خانم سگولن یک برابری واقعی است فراموش نکنید که این برابری در فرانسه اتفاق افتاده نه در قرارگاه اشرف و توصیه من به شما این است که ازاین برابری درس بگیرید ودست ازاستثمارزنان ومردان درمناسبات سازمانی خود بردارید. <br />اگر برابری زن و مرد ازاولویتها در سازمان شما محسوب می شود پس چرا در سازمان شما روسری را به عنوان فرم نظامی به زنان دردرون سازمان تحمیل می کنید واجازه نمی دهید هرفرد بطورآزادانه داشتن یا نداشتن روسری را خود انتخاب کند مگر نه اینکه این زنان بقول شما آزاداندیش ترین وانقلابی ترین زنان درجهان هستند پس چرا درمناسبات سازمانی اجازه تصمیم گیری ندارند؟<br />اگردرسازمان شما برابری وجود داشت پس چرا به افرادی که از اردوگاه های اسیران جنگی درعراق به ارتش شما پیوسته بودیم اردوگاهی خطاب می کردید وبین ما بقول شما اردوگاهی ها وکادرهای خود تفاوت قائل می شدید در حالیکه ما اسیران جنگی ایرانی در برابر دشمن خارجی یعنی صدام جنایتکار از آب وخاک وناموس ایران وایرانی دفاع کرده بودیم و9 سال هم با عزت وافتخار اسارت را تحمل کرده بودیم وهرگزدستمان را همراه صدام به خون ایرانی آلوده نکرده بودیم شاید ازنظرشماجرم ماهمین بودکه چرا در برابر صدام حامی وپدر خوانده شما ایستادگی کرده ایم؟<br />خانم رجوی،لطفآ نگاهی به لباسهای پرزرق وبرق وگرانقیمت خود بیاندازید وسپس نیم نگاهی هم به لباس زنانی که درکنارشما وتحت سلطه شما هستند ویا به آرایش صورت خود کمی دقت کنید وبعد به صورت همان تحت سلطه های خود که حتی از ابتدائی ترین آرایش هم ممنوع شده اند بنگرید آنوقت برابری را خود درخواهید یافت یا نکند شما برابری را در این می بینید که چون مردان آرایش نمی کنند پس لازم نیست که زنان هم آرایش کنند؟در ضمن خانم سگولن ازافراد مسخ شده سازمان شما نیست که به اوخط وخطوط بدهید وامرونهی کنید که فلان کاررا انجام بدهد یا انجام ندهد،ایشان به اندازه ای سیاسی و کارکشته است که ازسوی حزب سوسیالیست فرانسه کاندید ریاست جمهوری آینده کشوری مثل فرانسه شده شما لطفآ خط وخطوط خود را بگذارید برای آن دسته از افرادی که آنان را دردستگاه عقب افتاده فرقه ای خود با سشتشوی مغزی مسخ کرده اید.<br />البته پیام خانم رجوی به خانم سگولن ازسرناراحتی هم می تواند باشد چون وقتی که خانم رجوی با خود حساب می کند درمی یابد که ازغافله خیلی عقب است زیرا ایشان درسال 1372 مقام ریاست جمهوری را از دست حضرت مسعود(رهبر بی بدیل) دریافت کرد وقرار بود تا6 ماه بعد از آن هم در تهران باشد اما تا کنون در جا می زند اما خانم سگولن نه رهبری بی بدیل داشته نه انقلاب آنجنانی ولی دارد بی دردسر رئیس جمهور می شود خوب ناراحتی هم دارد. ندارد؟</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37091">پیام رندانه خانم رجوی به خانم سگولن</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37091/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حرف دل همه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37087</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37087?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37087</guid>

					<description><![CDATA[<p>حرف دل همهمهدوی، پرونده سیاه، بیست و یکم نوامبر 2006اعضای مجاهدین چه ناراضیان وچه موافقان صوری با استراتژی های رهبری طی سه دهه هر وقت خواسته اند به عملکرد رهبری وتشکیلات او انتقادی بکنند بطور غیر مستقیم از زبان دشمنان خود ومخالفان وجدا شدگان از خود این کار را می کنند ، البته از آن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37087">حرف دل همه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>حرف دل همه</B><br />مهدوی، پرونده سیاه، بیست و یکم نوامبر 2006<br />اعضای مجاهدین چه ناراضیان وچه موافقان صوری با استراتژی های رهبری طی سه دهه هر وقت خواسته اند به عملکرد رهبری وتشکیلات او انتقادی بکنند بطور غیر مستقیم از زبان دشمنان خود ومخالفان وجدا شدگان از خود این کار را می کنند ، البته از آن جای که آزادی ودموکراسی وحق انتقاد وانتخاب در فرقه رجوی ها اکیدا جای ندارد و در نازل ترین شق حق حرف زدن وفکر کردن به هر گونه انتقادی غیر از تعریف وتمجید های بی محتوا در مجاهدین رسم نیست حتی خود رهبری هم وقتی می خواهد به عملکرد منفی و تروریستی خود اشاره ای کند او هم از طرف مخالفان خود آنرا افشا واعتراف می کند ، در نتیجه برای اشراف ورسیدن به حرف دل همه ی مجاهدین باید به انکارات و هیستریک شدن های آنان به عنوان حرف واقعی نگریست.<br />آقای رجوی در نشستی موسوم به حوض در سال 74 در جمع مرکز 12 ارتش خود عکس روباهی را در دست داشت که بسیار شبیه به خودش نقاشی شده بود ودر حال گول زدن تعدادی مرغ ساده بود او می گفت که اضداد او را به روباهی مکار تشبیه کرده اند و او را متهم به فریب کاری ونقض حقوق می کنند.<br />قبل از این نشست واعتراف رهبری فرقه دیدبان حقوق بشر و جدا شدگان او را شکنجه گر وتروریست وناقض حقوق انسانها معرفی کرده بودند لذا این رهبری قبل از هر گونه انعکاس مریدان اسیر خود این گونه به ماهیت خود اعتراف می نمود.<br />آقای کامبیز خان ا ز اعضای اسیر در فرقه رجوی که او هم مبتلا به عارضه ی اعتراف غیر مستقیم برای تخلیه خود شده مدعی است در سال های اخیر به رجوی پیوسته و اعترافاتی به شرح زیر از خود بروز داده ، نقل به مظمون( <br />با توجه به اینکه من در سالهای اخیر به سازمان مجاهدین پیوسته ام, می خواستم مختصری برای هموطنانم توضیح دهم که واقعیت چیست؟ <br />سایتهای وزارت اطلاعات در بوق و کرنا می کنند که&#8221;مجاهدین را به زور در اشرف نگه داشته اند&#8221;,&#8221;اگر پای صلیب سرخ به اشرف برسد 80 درصد مجاهدین که ناراضی! هستند اشرف را به سوی اروپا و … ترک می کنند&#8221;, و یا&#8221;در جشن ها با اجبار شادمانی میکنند!&#8221; و از زبان خانواده های مجاهدین با نامه نگاری به ارگانهای بین المللی نامه می دهند که&#8221;بچه! ما را در اشرف به زور نگه داشته اند&#8221; و&#8221;سازمان مجاهدین نفرات خود را به هزار بهانه و آرزو نگه داشته است&#8221;&#8230;<br />میگویند سازمان با گفتن نقطه مثبت افراد یا شرکت دادن آنها درگروه های هنری و موسیقی, می خواهد نیروهای خود را سرگرم کند!<br />راستی اگر کسی صرفاً به دنبال موسیقی و فعالیتهای هنری باشد, مگر بیکار است که در بیابان های عراق, آن هم با هزار و یک مشکل امنیتی و این وضعیت آب و هوا و محدودیتها به این کار مبادرت کند؟ میتواند در هزارجای دیگر که مطلقاً خبری از این تهدیدها هم نیست به کار هنری بپردازد<br />ما با توجه به تجارب خود که روزگاری قربانی همین فرقه بودیم وخواسته وحرف دل خود را به همین شیوه ی کامبیز بروز می دادیم از گزارش این عضو فرقه که نمونه خروار است به پیامی حاوی چند نکته رسیدیم.<br />اولا به طور غیر مستقیم اعلام کرده بزور در فرقه قفل شده واز صلیب سرخ خواهان شده به داد شان برسد نکته دوم اینکه او گفته آنها را به زور وادار به ارائه ماهیت وفضای موافق با فرقه می کنند واز خانواده های خود استمداد کرده ، در آخر هم به بلاتکلیفی وگرفتاری گریبانگیر خود وبن بست ونداشتن چاره برای رهایی خود اشاره کرده.<br />ما این گزارش را نوعی پیام از زبان عضوی گرفتار به مثابه شاخص همه ی اسیران در چنگ فرقه به مجامع بشر دوست می بینیم ووظیفه خود وهمه ی تشکل های انسان دوست وخانواده این قربانیان می دانیم که هر کاری برای رهایی آنان از چنگ فرقه تروریست انجام دهیم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37087">حرف دل همه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37087/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا مجاهدین بازنده هستند؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37077</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37077?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37077</guid>

					<description><![CDATA[<p>چرا مجاهدین بازنده هستند؟ایران‎دیدبان سرمقاله نویس نشریه‎ی مجاهد، از تعبیر نسبت داده شده به گروه تروریستی مجاهدین، که آن را بازنده‎ی انتخابات امریکا معرفی کردیم تعجب نموده و سؤال می‎کند که مگر مجاهدین چه وزن و اندازه‎ای در مناسبات بین‎المللی دارند که باید بازنده‎ی این انتخابات باشند؟!این‎که مجاهدین وزن و اعتباری در مناسبات بین‎المللی و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37077">چرا مجاهدین بازنده هستند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>چرا مجاهدین بازنده هستند؟</B><br />ایران‎دیدبان <br />سرمقاله نویس نشریه‎ی مجاهد، از تعبیر نسبت داده شده به گروه تروریستی مجاهدین، که آن را بازنده‎ی انتخابات امریکا معرفی کردیم تعجب نموده و سؤال می‎کند که مگر مجاهدین چه وزن و اندازه‎ای در مناسبات بین‎المللی دارند که باید بازنده‎ی این انتخابات باشند؟!<br />این‎که مجاهدین وزن و اعتباری در مناسبات بین‎المللی و غیربین‎المللی و سایر عرصه‎های دیگر ندارند، البته واقعیت پنهان و پوشیده‎ای نیست، تا آنجا که حتی سخن‎گویان مجاهدین نیز به آن معترف هستند و از این حیث باید گفت اشکال به کسانی برمی‎گردد که دقیقاً برای آقایان مشخص نکرده‎اند که منظور از بازندگی بقایای رجوی در کدام معادله است و نتایج انتخابات امریکا از چه نظر آن را تسریع می‎کند.<br />البته تا آنجا که به ایران‎دیدبان مربوط می‎شود، به‎صراحت تمام روشن ساخته بود که باند رجوی دیگر نباید هیچ امیدی به بهره‎برداری جنگ‎طلبان پنتاگونیست، به‎خصوص پس از برکناری رامسفلد (که آن را استعفاء نامیدند) از گروه خود داشته باشند!<br />اگر این دلیل برای بازنده بودن کافی نیست، دلایل دیگر نیز افاقه نخواهد کرد و مغز وارونه‎نگر و چشم وارونه‎بین، بنا به حکم صغر و مهجور و مجنون، صلاح و مصلحت خویش را نمی‎داند. از این رو است که باید دلایلی دیگر را هم برشمرد تا بلکه لااقل آقایان و ایضاً خانم‎ها فکری به حال مردم جهان کرده و آنان را از داشتن اپوزیسیونی این‎چنین محروم نسازند.<br />مگر نه این‎که اکنون ماندن مجاهدین در عراق جز در سایه‎ی حمایت اشغال‎گران ممکن نیست؟<br />مگر نه این‎که سه سال است که نیروها را به این امید که امریکایی‎ها از مجاهدین در جنگی علیه ایران بهره‎برداری خواهند کرد به ماندن در اردوگاه اشرف مجبور داشته و مهار کرده‎اید؟<br />مگر نه این‎که بی‎پرده تنها عامل ممکن برای این‎که مجاهدین از بن‎بست‎های کنونی خلاص شوند را فشارهای بین‎المللی بر روی ایران می‎دانید و عملاً ناتوانی خود را جار می‎زنید و مگر نه این‎که پیروزی دموکرات‎ها، نشانه‎ای بر شکست سیاست‎های بنیادگرایانه‎ی جنگ‎طلبان که شما نیز جزیی از آن بودید می‎باشد؟<br />مجاهدین بازنده‎اند، چرا که خبرها حاکی است که بقایای رجوی هم‎چنان از سرگیجه‎ی ناشی از این شکست خلاص نشده‎اند و شکاف مورد دلخواه آنان در مناسبات جهانی ایجاد نشده است تا چند روزی بیشتر بتوانند به عمر فرقه ادامه دهند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37077">چرا مجاهدین بازنده هستند؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37077/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک راه بیشتر وجود ندارد!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37081</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37081?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37081</guid>

					<description><![CDATA[<p>یک راه بیشتر وجود ندارد!ایران‎دیدبانرهبران گروه تروریستی مجاهدین قصد دارند با انواع شیوه‎های تبلیغاتی و شانتاژگرانه، توجه مجامع بین‎المللی و کشورهای غربی را به‎منظور جلوگیری از فروپاشی کامل فرقه‎شان، نسبت به خود جلب نمایند.یکی از تاکتیک‎های شکست خورده‎ی باند رجوی، قرار دادن خود در پشت اشغال‎گران عراق به بهانه‎ی کنوانسیون چهارم ژنو بود. شکست این [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37081">یک راه بیشتر وجود ندارد!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>یک راه بیشتر وجود ندارد!</B><br />ایران‎دیدبان<br />رهبران گروه تروریستی مجاهدین قصد دارند با انواع شیوه‎های تبلیغاتی و شانتاژگرانه، توجه مجامع بین‎المللی و کشورهای غربی را به‎منظور جلوگیری از فروپاشی کامل فرقه‎شان، نسبت به خود جلب نمایند.<br />یکی از تاکتیک‎های شکست خورده‎ی باند رجوی، قرار دادن خود در پشت اشغال‎گران عراق به بهانه‎ی کنوانسیون چهارم ژنو بود. شکست این تاکتیک از همان اول محرز بود، چرا که اولاً در نهایت و بر اساس همان قوانین بین‎المللی که مورد سوءاستفاده‎ی آنان قرار گرفته بود، تصمیم‎گیری در مورد وضعیت این گروه با دولت عراق است و هیچ قدرتی حق دخالت در آن را ندارد، ثانیاًً به خوبی می‎شد تشخیص داد که سیاست پنتاگونیست‎ها برای بهره‎برداری از مجاهدین، کارآیی لازم را نداشته و مخالفین زیادی دارد. حساب کردن بر روی آن‎ها تنها یک امید عبث بود که رهبران مجاهدین، صرفاً با توسل به حربه‎ی از این ستون تا آن ستون فرج است، به آن آویختند که البته فرجی هم برای آنها حاصل نشد.<br />از دیگر تشبثات باند وابسته‎ی رجوی این است که دولت عراق را متهم به وابستگی به ایران کرده و خواست به‎حق این کشور برای اخراج این گروه تروریستی را نتیجه‎ی فشار ایران می‎دانند! <br />تمام کسانی که اوضاع عراق را از زمان صدام تاکنون دنبال کرده‎اند، اطلاع دارند که معارضین صدام، به‎درستی مجاهدین را بخشی از حکومت دیکتاتور سابق عراق دانسته و هیچ‎گاه حاضر به پذیرش آنها نبوده و نیستند. بنابراین، انتساب خواست آنها به یک منشاء خارجی، نه‎تنها کاملاً غیرواقعی است، بلکه دردی را نیز از آنان دوا نخواهد کرد.<br />اخیراً و در پی شکست مذاکرات حامیان انگلیسی مجاهدین با نماینده‎ی صلیب سرخ جهانی و کمیساریای عالی پناهندگی برای به‎رسمیت شناختن پناهندگی مجاهدین در عراق، و پاسخ منفی این دو نهاد، محدثین، سخنگوی مجاهدین در اروپا اظهار داشت که اگر آنها به ایران استرداد شوند، اعدام خواهند شد. این در حالی است که مجاهدین با این بهانه نیز نخواهند توانست از فروپاشی حتمی بگریزند، چرا که سال‎ها است ایران اعضای این گروه که به کشورشان بازگشته یا استرداد شده‎اند را پذیرا شده و مورد عفو قرار داده است. <br />تاکنون هیچ‎یک از این اقدامات و تاکتیک‎ها نتیجه‎ای در بر نداشته، بلکه بالعکس وضعیت این گروه را روز به روز بحرانی‎تر نموده است.<br />مقصود مجاهدین از ماندن در عراق این بود که با حفظ موجودیت نظامی خود به‎عنوان مقاومت سازمان‎یافته! دست بالا را در رقابتی که بر سر به‎دست آوردن حمایت امریکا، با سلطنت‎طلب‎ها دارند، داشته باشند، اما به‎نظر می‎رسد که اگر از روز اول نصایح امریکایی‎ها! را برای دست برداشتن از روش‎های تروریستی پذیرفته بودند، شاید اکنون حال و روز بهتر از این می‎داشتند. حال و روزی که سخنران تجمعی که خود در ژنو برپا کرده‎اند، صراحتاً به آنها توصیه کند که تنها راه نجات آنها دست برداشتن از اقدامات، روش‎ها و ایده‎های تروریستی است.<br />خبرگزاری سوییس گزارش کرد:<br />« لوک بارتاسا نماینده‎ی ژنو در پارلمان فدرال سوییس از حزب دموکرات مسیحی، همبستگی خود را با مخالفین ایرانی بیان کرد. او آنها را فراخواند که با مبارزه‎ی مسالمت‎آمیز برای حقوق دموکراتیک در ایران، و نه راه‎های تروریستی، حمایت بین‎المللی از خود را گسترش دهند. »<br />بدین‎ترتیب همانگونه که از پس از سقوط صدام بارها گفته‎ایم، دست و پا زدن‎های بقایای رجوی هیچ سودی نخواهد داشت و تنها را ممکن برای گریز از مرگی که در تعقیب آنان است، اعلام داوطلبانه‎ی انحلال گروه تروریستی رجوی می‎باشد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37081">یک راه بیشتر وجود ندارد!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37081/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نامه محمد حسین سبحانی به آقای مهدی خوشحال</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37042</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37042?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی ابریشمچی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37042</guid>

					<description><![CDATA[<p>نامه محمد حسین سبحانی به آقای مهدی خوشحالبا سلاممطلب بسیار پر محتوی و آمیخته با مهر و محبتت را در مورد قلم خواندم. چندین بار ، لطف کرده و در نوشته ات از من یاد کرده بودی، همچنین مطلبی را به نقل از خاطرات من از تاریکخانه بغداد، از موضع فروتنی، ناقص نوشته بودی، که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37042">نامه محمد حسین سبحانی به آقای مهدی خوشحال</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>نامه محمد حسین سبحانی به آقای مهدی خوشحال</B><br />با سلام<br />مطلب بسیار پر محتوی و آمیخته با مهر و محبتت را در مورد قلم خواندم. چندین بار ، لطف کرده و در نوشته ات از من یاد کرده بودی، همچنین مطلبی را به نقل از خاطرات من از تاریکخانه بغداد، از موضع فروتنی، ناقص نوشته بودی، که همه اینها سبب شد که برایت نامه ای بنویسم. البته خودت مطلع هستی که چقدر نسبت به تو ارادت دارم و به نوشته هایت دلبندم. اعتقاد دارم که قلم تو سرمایه جاودانی برای همه اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق، از جمله من، می باشد. قلم تو هیچگاه خشن ننوشته، و به همین دلیل، خشونت طلبان از تو کینه و درد بیشتری دارند. قلم تو تاثیر گذارترین وسیله برای شناخت زیر و بم ساختار فرقه های خشونت طلب بوده و خواهد بود. ایده قلم نیز تنها به فرد خاصی تعلق ندارد و تو خودت یکی از کانون های مرکزی آن هستی. تو اولین کسی بودی که از  زندان ابوغریب نوشتی و برای نجات اعضای ناراضی مجاهدین در آن استمداد طلبیدی. اگر چه در حال حاضر بحث فرقه بودن مجاهدین در نزد کارشناسان اهمیت بیشتری پیدا کرده ، اما باز تو نخستین کسی بودی که از سال ها قبل به یاری هادی و کریم در نشریه پیوند از فرقه بودن مجاهدین سخن گفتی و مطلب نوشتی. هیچوقت در نوشته هایت تندی و بد دهنی ندیده ام. سایت قلم این هفته برای تقویت فرهنگ پرهیز از خشونت، پرسشی را مطرح کرده است:<br />چرا بعضی قلم را بر سر سلاح می گذارند و می نویسند؟<br />به نظر من فرهنگ خشونت فقط اختصاص به کانون مرکزی آن ندارد، من و هر کس دیگر نیز که از کانون مرکز خشونت گریخته ایم، می توانیم به آن آغشته باشیم، که متاسفانه در بعضی مطالب دیده می شود. اما صادقانه می گویم که همیشه تو در نوشته هایت از ادبیات و فرهنگ خشونت پرهیز کرده ای و به همین دلیل می دانی که همیشه در صحبتهای خصوصی ، به تو و عزیزان دیگر گفته ام که باید برای کسانی که از سال های دور در مسیر افشای راه و فرهنگ خشونت، نقش کلیدی داشته اند، جایگاه و احترام ویژه ای قائل بود و بدون تردید تو یکی از آن، حداکثر 3 ـ 4 نفر طلایه دار مبارزه با فرهنگ واستراتژی حاکم بر فرقه سازمان مجاهدین خلق هستی. اما مهدی جان در نوشته ات از موضع فروتنی، خاطره من از تاریکخانه بغداد را ناقص نوشته بودی. اجازه بده که کامل آن را برای خوانندگان این مطلب تعریف کنم تا بیشتر بر ارزش کارت واقف شوند.<br />یکی از روزهایی که در زندان انفرادی مجاهدین در قرارگاه اشرف بودم، سادات دربندی که زندانبان من بود، درب سلول را باز کرد و گفت می خواهند با تو صحبت کنند. سادات دربندی یک شلوار و پیراهن آورده بود و گفت نیم ساعت دیگر می آیم. اما من به عنوان اعتراض با همان لباس زندان منتظر ماندم تا اینکه با چشم بسته من را به منطقه ای دیگر در همان اطراف بردند. وقتی من را داخل اتاق بردند دیدم که مهدی ابریشمچی و فرهاد الفت نشسته اند. آنها از جای خود بلند شدند و سلام کردند، من نیز پاسخ سردی به سلام آنها دادم. مهدی ابریشمچی بعد از صحبتهای فراوان در قریب الوقوع بودن سرنگونی رژیم خمینی ، پاسخ همیشگی من را شنید. به او گفتم که رژیم جمهوری اسلامی از خاک عراق و با خشونت و مبارزه مسلحانه سرنگون نمی شود. آنها در گام بعدی برای شکستن و راضی کردن من، پست فرماندهی لشگر و عضویت در شورای ملی مقاومت و&#8230; را پیشنهاد کردند که باز پاسخ من منفی بود تا اینکه در گام آخر فرهاد الفت کتابی را بیرون کشید و به ابریشمچی داد. ابریشمچی در حالیکه از آن طرف میز کتاب را به من نشان می داد، گفت پس می خواهی بروی جزء اضداد بشوی و سپس نام مهدی خوشحال را با لحنی بد از مهدی ابریشمچی شنیدم و&#8230;<br />با شنیدن اسم مهدی خوشحال، نور امیدی در درونم در زندان شکل گرفت و احساس کردم که در این میدان تنها نیستم و اراده من در سلول انفرادی برای مقاومت در مقابل خشونت بیشتر شد. آینده هم نشان داد که تنها نیستم و دوستان دیگری، از جمله دوست بسیار عزیزم مهدی خوشحال، مشعل بدست ایستاده اند و زوایای پنهان تاریکخانه را نشان می دهند.<br />با آرزوی موفقیت برای تو<br />محمد حسین سبحانی<br />12.11.200</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37042">نامه محمد حسین سبحانی به آقای مهدی خوشحال</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37042/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>توضیحی کوتاه در مورد نامه هایی با درد مشترک</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37037</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37037?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37037</guid>

					<description><![CDATA[<p>توضیحی کوتاه در مورد نامه هایی با درد مشترکمسعود خدابنده، دهم نوامبر 2006با سلام خدمت دوستان و مراجعه کنندگان به سایت. چند هفته ای از شروع بحث تبادل نظرات از دو سوی طیف گسترده قربانیان فرقه رجوی دور شده ایم. بحثی که با نوشتن نامه ای از این سوی اقیانوس به آن سوی آن شروع [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37037">توضیحی کوتاه در مورد نامه هایی با درد مشترک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>توضیحی کوتاه در مورد نامه هایی با درد مشترک</B><br />مسعود خدابنده، دهم نوامبر 2006<br />با سلام خدمت دوستان و مراجعه کنندگان به سایت. <br />چند هفته ای از شروع بحث تبادل نظرات از دو سوی طیف گسترده قربانیان فرقه رجوی دور شده ایم. بحثی که با نوشتن نامه ای از این سوی اقیانوس به آن سوی آن شروع و تداوم آن را مدیون پاسخ آقای هاشمی نژاد از کانون هابیلیان از داخل کشور هستیم. <br />در هفته های اخیر طبعا دوستان دیگری نیز در بحث وارد شده و من سعی کرده ام تا حد امکان مستقیما تشکر خودم از ورود این دوستان را بصورت کتبی روی سایت بیاورم. متاسفانه برخی نیز بخاطر کارهای روزمره مان از دستم در رفته که همینجا از دوستانی همچون آقای آرش صامتی پور از انجمن نجات و آقای سعید سلطانپور از کانون اندیشه تورنتو که نظراتی را بیان نموده اند و بخصوص آقای مهدی عسگری از کانون هابیلیان که با توجه به تعلقشان به نسل جدید ایران و ایرانی مطلب ارسالی شان از داخل کشور بشدت تحت تاثیرم قرار داده و از تاخیر در پاسخ شرمنده شان هستم و ایضا دوستانی که خصوصی تر مبادلاتی داشته اند. مطلبی از آقای توکلی امروز دریافت کردم که روی سایت است و خطابش به آقای هاشمی نژاد است. ایشان هم گله داشتند از این که سوال و جواب و بحث و گفتگو مستقیم نبوده است. طبعا قصد صحبت از طرف کسی را ندارم ولی می توانم شلوغی سر آقای هاشمی نژاد را هم از طرف دیگر احساس کنم. <br />فکر می کنم مهم بیان مطالب است. طبعا شروع بحث بین بنده و آقای هاشمی نژاد به بهانه نامه ای که ارسال شد و نامه ای که در پاسخ آمد بود. بحث نه خانواده و دوستان شخص من و نه خانواده و دوستان آقای هاشمی نژد (یا هر فرد دیگری) است. بحثمان مسئله عامی است و بحثمان دردی مشترک است. <br />در فرصتی مناسب سعی خواهیم کرد تا بخشی مجزا در سایت جهت درج پشت سر هم این نامه نگاری ها ایجاد کنیم که از یک طرف سررشته شروع بحث ها و مطالب مربوطه در لابلای سخنان دیگر گم نشود و از طرف دیگر مباحث و کارهای اصلی مان روزانه تحت الشعاع این بحث قرار نگیرند. فکر می کنم بحثی که شروع شده اگر هم بخواهد به سرمنزل مقصود برسد نیاز به صبر و حوصله ای فرا تر از کارهای روزانه مان داشته باشد. فکر می کنم این بحث حتی بعد از انحلال کامل فرقه هنوز جای خود را داشته باشد. به هر حال <br />اگر دوستان اجازه بدهند در بالای سمت راست صفحه اول سایت محلی برای ورود به بحث درد مشترک ایجاد کرده و مطالب مربوطه را که دریافت کنیم در این قسمت قرار بدهیم. کلمه درد مشترک انتخاب موقت بنده است ولی طبعا مثل بقیه محتویات سایت ایران اینترلینک آماده تغییر با پیشنهاداتی است که بیشترین حمایت خوانندگان سایت را داشته باشد. <br />بنظرم هر چه بیشتر به محتوای اصلی بحث نزدیک تر شده و مسائل فردی را دور بزنیم راهمان هموار تر شود. البته نظرم فردی است و طبعا الزامی برای نویسندگان نمی آورد. انعکاس همه نظرات تا جایی که رعایت مینیمم های اخلاقی شده باشد طبعا نه تنها آزاد که مورد استقبال است. و باز بنظرم هر چه بیشتر سعی کنیم تا در بحث خود را در جای طرف مقابل هم بگذاریم (رعایت انصاف) باز راهگشا تر خواهد بود. <br />به هر حال با آرزوی موفقیت همه دوستان و با امید به قدم ها و قلم های دوستانی تا که تا بحال هم چیز از ما دریغ نورزیده اند.<br />مسعود خدابنده<br />دهم نوامبر 2006<br />&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37037">توضیحی کوتاه در مورد نامه هایی با درد مشترک</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37037/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نکته بعدی! از هزاران</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37038</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37038?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37038</guid>

					<description><![CDATA[<p>نکته بعدی! از هزاراناحسان توکلی، لندن، دهم نوامبر 2006 آقای هاشمی نژاد سلام مرا بپذیرید.مطالبی را که در نامه هایتان می نویسید دنبال میکنم. بویژه اشاره شما به کشیدن دیوار توسط فرقه برای جداکردن نیروها و ممانعت آنان از ورود به بحثها و دنیای آزاد بسیار جالب بود. در نامه ای که برای آقای مسعود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37038">نکته بعدی! از هزاران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>نکته بعدی! از هزاران</B><br />احسان توکلی، لندن، دهم نوامبر 2006 <br />آقای هاشمی نژاد سلام مرا بپذیرید.<br />مطالبی را که در نامه هایتان می نویسید دنبال میکنم. بویژه اشاره شما به کشیدن دیوار توسط فرقه برای جداکردن نیروها و ممانعت آنان از ورود به بحثها و دنیای آزاد بسیار جالب بود. <br />در نامه ای که برای آقای مسعود خدابنده در تاریخ بیست و پنجم اکتبر با عنوان  یک نکته از هزاران  نوشته بودید، اشاره ای هم به نامه من داشتید که از چند جهت با شما هم عقیده نیستم.<br />اول اینکه مایل بودم که با شما مستقیما وارد یک دیالوگ و گفتگو گردم تا شاید بتوانم از آن طریق به تعدادی از سئوالات ذهنیم پاسخ گویم. <br />تمایل من برای دیالوگ با شما، بیشتر به این خاطر بود که شما مسائل را از زاویه دیگری مینگرید.( نگرشی جدا از اپوزیسیون معمول)<br />این نوع نگرش می توانست مرا در جهت شناختن موارد سیاسی درگیر! بیشتر کمک کند. متاسفانه در این مرحله شانس با من یار نبود و گویا شما بیشتر ترجیح می دهید که بجای پاسخگوئی به سئوالاتی که مخاطبینتان از شما می نمایند، نظرات ویژه خود را در موارد گوناگون مطرح کنید وفقط به سئوالات مشخصی پاسخ گوئید.<br />امیدوارم که حدسم درست نباشد زیرا به نظر من عدم پاسخگوئی به سئوالات با هر توجیهی که باشد راه را برای دیالوگ و گفتگو و تبادل نظر می بندد و بیشتر ذهن ما را بدان مشغول میکند که:<br />چه کسی و با چه منظوری و با چه انگیزه و خط سیاسی این سئوال را مطرح کرده است ؟<br />آنگاه برای جواب به این سئوال می بایست در درجه اول فرد مذکور را بشناسیم و منظور او را دریابیم و&#8230; بعد هم پاسخی به او بدهیم که در شکل خوشبینانه آن ،بیشتر در جهت متقاعد کردن او بکار میرود و نه در جهت روشن کردن و آگاهی بخشی و بیان واقعیات.<br />دوست گرامی <br />حتما مطلع هستید که هیچ سازمان سیاسی با شعار خشونت و ترور، خیانت،مزدوری و&#8230; فعالیتهایش را آغاز نمی نماید.سازمانهای خشونت طلب و تروریست در بستر و زمینه مناسبی که برایشان بوجود می آید ( خشونت های چماقداری و مظلوم نمائی مجاهدین رشد مینمایند و برای عملیاتشان مشروعیت و یا بهتر بگویم توجیه کسب مینمایند.<br />آقای هاشمی نژاد اگر شما فقط خشونت و ترور را به عنوان بالاترین جرم فرقه میدانید ، باید بگویم که اینجانب زخم های عمیقتری از این سازمان تروریستی برداشته ام که بنظرم در بعد اجتماعی آن بسیار دردناک می باشد..<br />خیانت به اعتماد جوانان پاک و معصومی که تمامی دار و ندار خود را در طبق اخلاص نهادند و با پای سر در خدمت فرقه در آمدند ، بسیار شکننده تر و وحشتناکتر از هر ضربه دیگری بر روح و روان بازماندگان و خانواده های مجاهدین اعدام شده سنگینی می کند.<br />ولی با شما در مورد آنچه که از انسان به عنوان نتیجه اعمالش می ماند کاملا هم عقیده هستم. برای تجدید نظر دوباره به مطالب خودتان بر می گردم. <br />اما آن چه باعث می شود تا برخی ماهیت تروریستی این گونه اعمال را نبینند و آن را تلاش برای آزادی و عدالت اجتماعی بنامند!! ،اگر بر اساس غرض ورزیهای خاص نباشد ، یقیناً به دلیل تعلقات عاطفی به افراد و همچنین به سابقه ای است که خود در سازمان داشته اند ، با این توهم که گویی انحرافات سازمان از زمانی آغاز شده است که آنها از آن جدا شده اند.<br />این همه به این معنی نیست که اعتقاد داشته باشیم مطلقاً صداقتی در میان اعضای مجاهدین و یا کسانی که اعدام شده اند وجود نداشته است ، اما آنچه از انسان باقی می ماند نتیجه عملش است و مگر غیر از این است که نتیجه اعمال آن قربانیان، با کارنامه سراسر خشونت گروه رجوی پیوند خورده است؟<br />در همین زمینه حرفهایی است که می دانم برای وابستگان و خانواده این افراد ممکن است دردناک و غیرقابل تحمل باشد، که آن را می گذارم و می گذرم.<br />از دو خط پائین مطالبتان که توجه به دردناک بودن و غیرتحمل بودن موضوع کرده اید سپاسگذارم. <br />در دنباله مطالبتان به این موضوع اشاره کرده اید که:<br />&#8221; اگرچه پدر من به دست منافقین به شهادت رسید ، اما تعدادی از اقوام و دوستان بسیار نزدیک من نیز پس از این حوادث به دلیل جرائم تروریستی مجازات و اعدام شدند، از جمله  امیر(محمد رضا) شریف رازی – پسرخاله ام- که از فعالین زمان شاه و افراد مؤثر گروه بود ، همچنین نزدیکان من در تشکیلات بودند که رهبران سازمان به خوبی از آن مطلع هستند و بنا بر این ، از دور دستی بر آتش نداشته و برخی از اظهارات و سخنان که در این رابطه می شود، برای من قابل درک و فهم است.<br />آقای هاشمی نژاد<br />متاسفانه شما هم از نزدیک با این فاجعه سیاسی درگیر بوده اید و با خانواده هائی که خود عزیزی را از دست داده اند از نزدیک برخورد داشته اید.<br />می توانید بطور مثال بفرمائید که اگر خانواده قاتل پدرتان ( هادی علویان) به شما مراجعه می کرد و طلب بخشش از شما می نمود و شما بر فرض می توانستید در آن زمان برای نجات قاتل پدرتان نقشی داشته باشید، چه عکس العملی نشان میدادید?<br />دوست گرامی <br />مسئله اعتمادهای غارت شده توسط فرقه ای است که از خون جوانان ما مانند خفاش تغذیه مینماید تا چند صباحی زنده بماند.<br />مسئله آرزوهای پرپرشده جوانانی است که با عشق به مردم در دل خروارها خاک آرمیده اند و اگر امروز می بودند با مردم و در خدمت مردم قرار می گرفتند.<br />دیوارها برداشته خواهدشد.رابطه ها که تنها راه رسیدن به واقعیت و رسیدن به جامعه ای مدنیست، با ما و حتی بدون ماهم، برقرار خواهدشد.<br />آنچه که میماند نقش من و شما در ایجاد این روابط انسانی بدور از کینه و عداوت در ایرانی برای همه، با همان معیار آزادی و عدالت اجتماعی خواهد بود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37038">نکته بعدی! از هزاران</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37038/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پاسخی به نامه آقای توکلی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37041</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37041?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Nov 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/37041</guid>

					<description><![CDATA[<p>پاسخی به نامه آقای توکلیکانون هابیلیان، دهم نوامبر 2006«نکته بعدی! از هزاران»آقای توکلی ، سلام اجازه بدهید که خوشحالی خودم را از جدایی شما از گروه رجوی اعلام کنم. این که بدانیم چه کسی با چه انگیزه ای سئوالی را مطرح می کند و اساساً کیست که چنین سئوالی را مطرح می کند ، فی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37041">پاسخی به نامه آقای توکلی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>پاسخی به نامه آقای توکلی</B><br />کانون هابیلیان، دهم نوامبر 2006<br />«نکته بعدی! از هزاران»<br />آقای توکلی ، سلام <br />اجازه بدهید که خوشحالی خودم را از جدایی شما از گروه رجوی اعلام کنم. <br />این که بدانیم چه کسی با چه انگیزه ای سئوالی را مطرح می کند و اساساً کیست که چنین سئوالی را مطرح می کند ، فی نفسه مذموم نیست ، مگر این که به محدودیت در بیان دیدگاهها بیانجامد که در این صورت مسلماً کار درستی نیست. <br />در متن قبلی که به من نوشته بودید سئوال خاصی را مطرح نکرده بودید و صرفاً بیان یک دیدگاه بود و تا آنجا که تشخیص دادم اصلی ترین مسئله شما را در پاسخ به نامه آقای خدابنده نوشتم که خوشبختانه مورد توجه شما قرار گرفته است. <br />فرموده بودید اکنون که قدرت و توان حکومتی در اختیار دارم! خیر اشتباه می فرمائید ، بنده قدرتی در اختیار ندارم و مسئولیت حکومتی نیز ندارم. <br />اما این را نیز نمی گویم که نسبتی با تفکر و باورها و عملکرد حاکمیت ندارم و از آن دفاع نمی کنم ، اما این به منزله آن نیست که بنده در مقام پاسخگویی و سخنگویی رسمی حکومت دارم این مکاتبات را ادامه می دهم. <br />اتفاقاً درست تشخیص داده بودید که مطلقاً به بیان نظراتم پرداخته ام و پاسخگویی نمی کنم ، اما این هم به این معنی نیست که پس این کار فایده ای ندارد ، بلکه به اعتقاد بنده بسیار هم مؤثر و مفید است. <br />یک اشتباه هم در نامه اخیرتان وجود دارد و آن این که قاتل پدر بنده مجازات نشد ، بلکه ایشان ،با انجام عمل انتخاری هم زمان خود نیز قربانی شد. <br />اما در مورد این که آیا با خانواده های وابستگان به گروه رجوی ارتباط دارم یا خیر ، در آینده اگر لازم شد جزئیاتی از ارتباطی که مبتنی بر همدردی با آنان می باشد را ذکر خواهم کرد. <br />موفق و مؤید باشید<br />خدواند نگهدارتان<br />سید جواد هاشمی نژاد</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/37041">پاسخی به نامه آقای توکلی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/37041/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>«یک نکته از هزاران »</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36981</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36981?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Oct 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/36981</guid>

					<description><![CDATA[<p>«یک نکته از هزاران »کانون هابیلیان، بیست و پنجم اکتبر 2006 به نام خدا جناب آقای مسعود خدابنده ،مسئول انجمن ایران اینترلینکبا سلام ؛همانطور که اشاره داشتید ، مسائلی که در این مکاتبات مطرح می شود ،موضوعات مبتلابه سایر کسانی است که در این سو در ایران و یا آن سو در غرب زندگی می [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36981">«یک نکته از هزاران »</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>«یک نکته از هزاران »<br /></B><br />کانون هابیلیان، بیست و پنجم اکتبر 2006<br /> به نام خدا <br />جناب آقای مسعود خدابنده ،مسئول انجمن ایران اینترلینک<br />با سلام ؛<br />همانطور که اشاره داشتید ، مسائلی که در این مکاتبات مطرح می شود ،موضوعات مبتلابه سایر کسانی است که در این سو در ایران و یا آن سو در غرب زندگی می کنند و به نحوی قربانی و یا زیان دیده از ناحیه تروریسم هستند.<br />بعضی از مسائل نیز همانگونه که گفته اید هنوز محل مناقشه و اختلاف است و وجوه تفاوتهای فکری و سیاسی ما را می سازد.<br />این قبیل مسائل بر دوگونه اند:<br />یا در حوزه فکر و نظر و آنچه می اندیشیم قرار دارد و طبعاً از مبانی و منطق متفاوت در جهان بینی سرچشمه می گیرد و همانهایی است که می توان با وجود آنها و تکیه برمشترکات در مسیر مبارزه با تروریسم و فرهنگ خشونت گام برداشت و اکنون نیز قصد ورود به آن را ندارم.<br />یا مربوط به رویدادهای تاریخی و یا به عبارت درست تر برداشت ما از تاریخ است که احتمالاً برخی کدورتها را بیش ازآنچه لازم است ،پررنگ نموده و می بایستی توضیحی مناسب در مورد آن داده شود ، مثل این که شما گفته بودید که مسئولیت جذب اولیه نیروهای سازمان پس از انقلاب را بر دوش نظام جمهوری اسلامی می دانید که از زوایای گوناگون نیاز به روشنگری دارد که حقیقتاً آنچه شما فکر می کنید منطبق بر واقعیت است یا استنباط شخصی شما است و یا این که آیا باید دیدگاه شما را در چارچوب یک رویکرد تحلیلی –سیاسی دید و یا براساس حقوق اساسی حاکمیت، مورد ارزیابی قرار گیرد و یا این که برخواسته ازیک ایده آل عاطفی است و&#8230;<br />مایلم به موضوع برخورد حاکمیت با نیروها و اعضای سازمان مجاهدین،پس از آغاز فاز عملیاتهای تروریستی ، به عنوان یکی از موضوعات مطروحه درمکاتبات پیشین بپردازام و توضیحاتی که به نظرم می رسد ارائه کنم.لیکن قبل از آن لازم می دانم دونکته کاملاً روشن باشد:<br />&#8211; بنده هیچگاه ، هیچ مسئولیت و منصب دولتی نداشته ام و هم اکنون نیز ندارم و صرفاً بیان توضیحاتی از منظر یک شهروند ایرانی است.<br />&#8211; اگرچه پدر من به دست منافقین به شهادت رسید ، اما تعدادی از اقوام و دوستان بسیار نزدیک من نیز پس از این حوادث به دلیل جرائم تروریستی مجازات و اعدام شدند، از جمله  امیر(محمد رضا) شریف رازی  – پسرخاله ام- که از فعالین زمان شاه و افراد مؤثر گروه بود ، همچنین نزدیکان من در تشکیلات بودند که رهبران سازمان به خوبی از آن مطلع هستند و بنا بر این ، از دور دستی بر آتش نداشته و برخی از اظهارات و سخنان که در این رابطه می شود، برای من قابل درک و فهم است.<br />آقای خدابنده ؛<br />یک واقعیت مسلم تاریخی &#8211; که اکنون به سبب انتشار بسیاری از خاطرات و ناگفته های دوران 58 تا 60 ، غیرقابل انکار و تحریف گردیده است- در رابطه با نحوه رفتار حاکمیت با مجاهدین وجود دارد که عبارت از عدم سرکوب سیستماتیک و برنامه ریزی شده این گروه از جانب حکومت می باشد!<br />این حرف به معنای این نیست که احتمالاً کسانی از دست اندرکاران اجرایی مخالف فعالیت سازمان بوده اند ، اما آنچه تعیین کننده است مشی حاکمیت با آنها بوده است که هیچگاه بر اساس نابود سازی آنها نبوده است.<br />اگر چه در برخی درگیرهای خیابانی تعدادی از آنها بازداشت شده پس از یک یا دو روز آزاد می شدند و یا چندتن از آنان در درگیری با مخالفینشان کشته شدند ، اما هیچگاه حکومت اقدام کننده علیه آنها نبود و حتی در همان دوران بنا به خواست و جنجالهایی که سازمان براه انداخته بود ، هیئت بررسی شکنجه و یا بررسی مسئله چماقداری از طرف امام(ره) و قوه قضائیه تشکیل شد و کوششهای فراوانی از جانب رؤسای قوای مقننه و قضائی برای پایان بخشیدن به خشونتها صورت گرفت که تفصیل آن را می توان در جراید آن زمان و کتبی که در آن ارتباط به چاپ رسیده است ملاحظه نمود.<br />در حالی که می دانید که دلائل کافی برای برخورد با این گروه وجود داشت ؛ همان زمان که در سال 1358 انبار اسلحه گاراژ بخارایی در نارمک توسط کمیته کشف شد و سازمان رسماً مالکیت 200 قبضه سلاح کشف شده را پذیرفت و یا به عنوان یک گروه شبه نظامی که علناً خلع سلاح را نمی پذیرفت و به بهانه مبارزه ضد امپریالیستی داشتن آن را برای خود مجاز می شمرد و دهها مورد دیگر از این دست ، حاکمیت می توانست بنا بر حقوق و اختیارات خود ،رهبران این گروه را بازداشت و دستور انحلال آنها را صادر نماید ،اما فصل الخطاب در تمام این موارد فرمان امام (ره ) بود که تا زمانی که دست به اسلحه برده نشده است با هیچ گروهی برخورد نشود.<br />آقای خدابنده ،<br />سازمان بهانه نظامی گری و خشونت خود را ، سرکوب تظاهرات 30 خرداد اعلام می کند!<br />گمان می کنم برای فرماندهان و کادرهای این سازمان که اکنون جداشده اند ، نیازی به توضیح نباشد که آن تظاهرات غیرمسالمت آمیز از اول به چه نیتی براه انداخته شد و سازماندهی آن از ابتدا به چه نحو بوده است.تظاهراتی که ، بدون تحلیل برنامه های سازمان در جذب بنی صدر و توطئه چینی برای به دست آوردن قدرت ، نمی توان ماهیت آن را به درستی درک کرد.<br />بعد از آن هم که دیگر بر ما و شما معلوم است ، اما همین واقعیت معلوم نیاز به بازخوانی دارد؟<br />سئوال این است که آیا حرکت سازمان در براه انداختن عملیاتهای تروریستی درست بوده است یا خیر؟<br />شما و بسیاری از جداشدگان و کسانی که تعلقی به گروه رجوی داشته اند و اکنون به نقد گذشته خود نشسته اند ، اعتقاد دارند که آن حرکت اشتباه بود.شجاعانه ترین اظهار نظر را اخیراً در نوشته های آقای مسعود بنی صدر دیدم که خطاب به یکی از هواداران سازمان نوشته اند:<br /> با افتخار میگویم که من به این رسیده ام که مبارزه مسلحانه بر علیه حکومت حاضر صددرصد غلط بود و دهها سال مبارزات مردم ما برای رسیدن به دموکراسی و آزادی را بعقب انداخت و منجر به کشته شدن تعداد بسیاری از هموطنان ما از دو طرف شد. ما اگر ذره ای به دموکراسی بعنوان حق اکثریت، و احترام به انتخاب آنها علیرغم مخالف بودن، اعتقاد داشتیم میبایست به ساختار انقلاب بهمن ماه و رهبری آن، به آنگونه که مردم آنرا (بدرست و یا بغلط) انتخاب کرده بودند احترام میگذاشتیم و با فهم و تحلیل مشخص از شرایط مشخص و اینکه جامعه هنوز در مرحله کنش و واکنشهای انقلابی است و از مرحله دموکراسی و آزادی نوع غربی فرسنگها بدور است، سیاستهای مناسب با آن مرحله را اتخاذ میکردیم. میبایست اولویت خود را بجای مبارزه برای قدرت و تکیه رهبری مجاهدین بر جایگاه رهبری انقلاب، بدنبال سازندگی و رشد اقتصادی و فرهنگی مردم و آماده کردن آنان برای فهم آزادی و دموکراسی رفته و قدمهای بعدی را در فضای مسالمت آمیز طی میکردیم.<br />این اشتباه بزرگ و غیرقابل جبران رهبری سازمان ،از دو جنبه قابل بررسی است :<br />از نظر سیاست و عقلانیت ، ممکن است کسانی که منتقد رفتار حاکمیت هستند بگویند ، کدام حکومت و نظامی در جهان وجود دارد که یک جریان مسلح را &#8211; آن هم در شرایطی که مملکت درگیر یک جنگ خارجی است- که اقدام به شورش نموده و در تقلای سرنگون نمودن حکومت می باشد را با ناز و نوازش منصرف کند و از لطمات و صدمات ناشی از این حرکت به هر طریق ممکن جلوگیری نکند؟!<br />در ضمن این نیز ناگفته نماند که هر حاکمیتی بر اساس قوانین بین المللی و منشور ملل متحد و تمام قوانینی که آن را محدود و مجبور به رعایت حقوق شهروندان و دادن اجازه فعالیت سیاسی به گروهها می کند ،موظف و ملزم به برخورد با کسانی است که می خواهند با تروریسم و خشونت به اهداف خود برسند و حتی این قوانین ، اختیارات بیشتری به دولتها در زمان جنگ خارجی و هنگامی که کشورش در اشغال دشمن خارجی قرار دارد می دهد!<br />لابد می دانید که معنی این اختیار چیست ؟یعنی این که هر حرکتهای شورشگرانه در زمان جنگ خارجی ، اتحاد عملی است با دشمنی که خارج از مرزها تمامیت یک ملت و مملکت را هداف قرار داده است.<br />از نظر ارزشی نیز می توان آن حوادث را مرور کرد ،می دانید آقای خدابنده من گاهی به این می اندیشم که عمق خیانتهایی که سازمان در حق اعضای خود روا داشته است بسا فراتر از آن چیزی است که در مورد آن گفته می شود.<br />من سئوال می کنم که وقتی جریانی به دست یک جوان پرشور اسلحه می دهد ، آیا باید این را هم به او گوشزد نماید که نتیجه این سلاح به دست گرفتن احتمالاً مرگ و نابودی خود تو خواهد بود ؟ <br />اما رهبران مجاهدین با شعله ور کردن حس ماجراجویی به کاربردن اسلحه را در خیابانها ، همان عامل پیروزی و رسیدن به حکومت معرفی می کردند و تازه خیلی ها بعد از این دستشان به جنایت آغشته شد تازه از خواب بیدار شدند ، آن هم بیدار شدنی که عملاً نفعی به حال آنها نداشت.<br />سرتاسر شهریور 1360 و روزهای منتهی به 5 مهر که همین امسال هم سازمان آن را گرامی داشت ، روزهای بود که اعضای سازمان در دسته جات چند ده نفره ، تظاهرات مسلحانه می کردند و برروی هر معترضی آتش می گشودند!<br />اما آن چه باعث می شود تا برخی ماهیت تروریستی این گونه اعمال را نبینند و آن را تلاش برای آزادی و عدالت اجتماعی بنامند!! ،اگر بر اساس غرض ورزیهای خاص نباشد ، یقیناً به دلیل تعلقات عاطفی به افراد و همچنین به سابقه ای است که خود در سازمان داشته اند ، با این توهم که گویی انحرافات سازمان از زمانی آغاز شده است که آنها از آن جدا شده اند.<br />این همه به این معنی نیست که اعتقاد داشته باشیم مطلقاً صداقتی در میان اعضای مجاهدین و یا کسانی که اعدام شده اند وجود نداشته است ، اما آنچه از انسان باقی می ماند نتیجه عملش است و مگر غیر از این است که نتیجه اعمال آن قربانیان، با کارنامه سراسر خشونت گروه رجوی پیوند خورده است؟<br />در همین زمینه حرفهایی است که می دانم برای وابستگان و خانواده این افراد ممکن است دردناک و غیرقابل تحمل باشد، که آن را می گذارم و می گذرم.شما می دانید که در طول تاریخ و بخصوص تاریخ اسلام ، نحله ها و دسته های زیادی بودند که با استفاده از افراد خام و سوء استفاده از حسن نیت آنان ، عاقبت کار ، آنان را به ناکجا آباد کشیده اند ، که سرنوشت عبرت آموز آنها در تاریخ ، در دسترس همگان قرار دارد.<br />البته من به نوبه خودم از مرگ هیچکس خوشحال نیستم و تا آنجا که مطلعم هیچکس در ایران از مرگ این افراد خوشحال نیست ،اما همانگونه که شما در مطلب اخیرتان نوشته اید: فرقه نشینان در بدر بدنبال خون (دوست و دشمنش هم فرق ندارد) و خونریزی و سوار شدن بر آنند.نباید گذاشت این سیر قهقرایی و این دایره بسته خونریزی و آدم کشی بین ما ایرانیان (خارج و داخلش اگر چه بر خلاف منافع خیلی ها باشد ولی در بنیاد فرقی نمی کند) ادامه پیدا کند. نباید گذاشت تاریخ ایران و ایرانی بیش از این شاهد چنین خونریزی های درونی ای باشد و نباید گذاشت نوکران بیگانه (فرق هم نمی کند نوکر صدام باشد یا نوکر راست ترین جناح های اسرائیل یا&#8230;) بعد از ربع قرن هنوز بر جنازه ایران و ایرانی جشن خونریزی و خونخواری بگیرند. و باید قدم به قدم (اگر چه با حوصله و آرام آرام و با مشاهده تمامی کمین هایی که ناراضیان دیالوگ ایرانی با ایرانی در مسیر پهن کرده و می کنند و خواهند کرد) دوران جدیدی را در چشم انداز گرفت و برای ورود به آن حاضر شد و حاضر کرد.<br />دلیل آمار و ارقام ده برابری که رهبران مجاهدین در مورد اعدامها و ترورها نیز تاکنون ارائه کرده اند (جهت اطلاع عرض کنم که آمار سازمان در مورد افراد ترور شده بالغ بر 200 هزار تن می شود!! در حالی که اسناد 12000 تن را نشان می دهد و نیز با آمار و ارقام این گروه در مورد معدومین آشنا هستید) ، همین نیازی است که آنان به خون و خونریزی در خود احساس می کنند ، گویی کشت و کشتار آدمها هنر است که این چنین به آن غره هستند و با خرسندی از آن یاد می کنند.<br />حرفهای ناگفته دیگری هم در این زمینه وجود دارد که انشاء الله در اولین فرصت به آن خواهم پرداخت.<br />سید جواد هاشمی نژاد<br />مشهد مقدس<br />سوم آبان 1385</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36981">«یک نکته از هزاران »</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36981/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کار جنون ما به تماشا کشیده است!</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36982</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36982?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Oct 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/36982</guid>

					<description><![CDATA[<p>کار جنون ما به تماشا کشیده است!« آبدار چی » در فرهنگ فرقه ییاین هم تازه ترین شکل و شمایل ملکه در خواب و رئیس جمهور در خیال و قدیس در توهم، برای نقاشی لبخندی تلخ برلب بیننده!همان طوری که از فرط تکرار خوب دستگیرمان شده ماه رمضان بود و میهمان بازی های افراطی در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36982">کار جنون ما به تماشا کشیده است!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>کار جنون ما به تماشا کشیده است!<br />« آبدار چی » در فرهنگ فرقه یی</B><br />این هم تازه ترین شکل و شمایل ملکه در خواب و رئیس جمهور در خیال و قدیس در توهم، برای نقاشی لبخندی تلخ برلب بیننده!<br />همان طوری که از فرط تکرار خوب دستگیرمان شده ماه رمضان بود و میهمان بازی های افراطی در کرانه رودخانه « اوآز ». برده های بخت برگشته تمام مدت، با دهان روزه جان کندند تا سفره ی رنگینی برای کاسه لیسان معلوم الحال پهن کنند و « مرسی » اش را سرکرده شان تحویل بگیرد. <br />ادا و اطوارهای معمول طرف، توخالی ترین ادعای مسلمانی را نمایندگی می کند، از آن حجاب مسخره و بی معنی، ( مثل لطیفه یی که در مورد رعایت حجاب ساخه اند، وقتی کسی از ترس نامحرم دامن بروی موهایش می کشد، در این مورد خاص ما نمی دانیم اثر و برق موهای زنی که پنجاه سالگی را پشت سر گذاشته، چرا الکتریسته اش! بیشتر از نقاشی افراطی صورت و لبخند های آنچنانی خود اوست؟ ). تا با لباس میرغضب ( به شوخی و یا جدی لیستی به عنوان 10 نفر بدلباس همه ساله در جایی منتشر می شود، طرف قابل بحث نیست، وگرنه دیگر به کسی اجازه ی خودنمایی در لیست مذکور نمی داد) و هفتاد من سرخاب و سرمه وسفیداب برای عرض تسلیت به همرزمی از « استان دیاله » ظاهر شدن! حال استان دیاله را چه ربطی به مقاومت ایران، برجای خود! مگر از فرط استیصال چنگ زدن به هر خس و خاشاکی! و فحاشی مستقیم به ملت ایران، که نخ دموکراسی شان در دست بادیه نشینان دیاله متصور شده است!<br />عرض تسلیت هم پشتوانه اش محکم تر از سرو وضع موجود مورد بحث نبود. عمل منافقانه یی برای شوراندن جمعی عراقی که مشکلات و دردهای خود را دارند، برعلیه دشمن خویشتن، به هم ریختن، در شهوت سودبردن. ( کاری که از تجربه فراوان بصورت خصلتی، بر وی غالب گشته است).<br />ضمنا این روزها جیغ بنفش اسمرالدای عصرحاضر ( سردسته گدایان پاریسی در کتاب « گوژپشت نتردام »، بر علیه بانوی پایدار « آن سینگلتون » صورت گوینده اش را کبود کرده،. متورم از بغض و درد، ایشان را به صورت لطیفه یی خنک و بی مزه، « آبدارچی » نامیده اند. مثل همه ی لغات و کلمات هذیانی فرهنگ رجوی، وجه تسمیه و معنای آن برای خارج از آن دایره ی جنون مفهوم نیست. اما ما شاهد آبدارچی های رجوی بوده ایم. زنان تو سری خورده یی که در اوج اعتلای انقلاب ایده ئولوژیک شان، تازه آبدارچی رجوی و زنش می شدند وسخیف و سربزیر سینی چای و شیرینی و خرما بدست، به روی صحنه گردهمایی های جمعی، چون فراشه های عصر قاجار در رفت و آمد بودند و در غیبت رهبری و فرار ضعیفه اش به پاریس، وظایف مربوطه را برای دسته دسته همسایه بادیه نشینان عراقی بجا می آورند که مگر مریم گرفتار را از حومه ی پاریس، به تهران برسانند.<br />البته درفرهنگ ما رسته گان از ضلالت، نوشتن واژه ی آبدارچی، جهت توهین و بازی با شخصیت زحمت کشانی که در ادارات و موسسات ایرانی، کناره مسئولیت شاق مستخدمی، چای هم دم می کنند، نیست. اما آبدارچی رجوی ها بودن، از دست دادن هرچه اعتبار و آبروست. نشانه ی بندگی و سلب شخصیت، شرم آور است. که خانم « سینگلتون» علیرغم رها کردن زندگی شخصی و قصد خدمت به یک سازمان انقلابی – سیاسی،( که گمان می برد) در تعقیب عقاید انسانی و تحقق آمال جهان وطنی خویش که نشان دهنده شخصیت فوق العاده ایشان است، بدام آن نیفتاد. <br />« آن » نه قصد بندگی، بلکه کمک به رهایی انسان ها داشته، هنوز هم در اندیشه کمترین و درعین حال مهمترین وظیفه ی انسانی، آگاه کردن افکار عمومی است. حضور ایشان درمحافل علمی، چون بلند کردن چوب، گربه دزده را به سینه چاک دادن واداشته است. چه باک که دعای خلقی، تلخکامی نوجوانانی که تحت تجاوز قرارگرفتند، کودکانی که از والدین ربوده گشتند، ناراضیانی که سخت ترین حملات تا قتل گریبانگیرشان شد، شخصیت زن ایرانی که به بازی گرفته شده، مردان بلند همتی که عاق اجنه شده اند، بدنبال او و هرکدام از ماست که در برابر مظالم منافقین به قصد رونمایی حقیقت، برخاسته ایم.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36982">کار جنون ما به تماشا کشیده است!</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36982/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فرقه رجوی نه مسئله ای سیاسی که تهدیدی جدی برای سلامت جامعه است</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36984</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36984?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Oct 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/36984</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرقه رجوی نه مسئله ای سیاسی که تهدیدی جدی برای سلامت جامعه استمسعود خدابنده، بیست و هشتم اکتبر 2006آقای هاشمی نژاد، با سلام.نمی دانم اخیرا وقتی برای ملاحظه واکنش های مریم رجوی داشته اید یا نه. هر چه هست آثاری از عدم باور و غافلگیری و در نتیجه دستپاچگی و وحشت دارد. شخصا جالب ترین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36984">فرقه رجوی نه مسئله ای سیاسی که تهدیدی جدی برای سلامت جامعه است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>فرقه رجوی نه مسئله ای سیاسی که تهدیدی جدی برای سلامت جامعه است</B><br />مسعود خدابنده، بیست و هشتم اکتبر 2006<br />آقای هاشمی نژاد، با سلام.<br />نمی دانم اخیرا وقتی برای ملاحظه واکنش های مریم رجوی داشته اید یا نه. هر چه هست آثاری از عدم باور و غافلگیری و در نتیجه دستپاچگی و وحشت دارد. شخصا جالب ترین قسمت واکنش های مریم رجوی انتخاب جملاتی از مکاتبات بنده و شما است که از یک طرف نتوانسته به آنها اشاره نکرده و سوزشش را در درون خاموش کند و از طرف دیگر نمی توانسته همین چند جمله را هم بصورت کامل منتقل کند. و باز در همین جملات جالب ترینش همان عذر تقصیر بنده از شما بخاطر حضور چند ساله ام در فرقه ضد بشری و تروریستی ای است که باعث قتل هزاران ایرانی و خارجی و از جمله افراد خانواده شما شده است. مریم رجوی نه می تواند وحشتش از این عذر تقصیر و تاثیرات احتمالی اش را فراموش کند و نه می تواند علت این عذر تقصیر را در نوشته اش بیاورد که مشکلش را دو چندان خواهد کرد. بی جهت نیست که همین چند جمله انتخابی اش هم نقطه چین هایش بیشتر از کلماتش است. بگذریم<br />قبل از هر چیز اجازه بدهید در مورد فوت پسرخاله جنابعالی آقای امیر(محمد رضا) شریف رازی نیز به شما و خانواده گرامیتان تسلیت بگویم که طبعا ایشان را نیز جز یکی دیگر از قربانیان این فرقه نمی دانم. در ادامه عرض خواهم کرد و فکر می کنم شما نیز قبول داشته باشید که وی اگر الان حی و حاضر می شد مسلما نه تنها تاییدیه ای بر حرکات فرقه امروزی نمی بود که احتمالا از آنچه در حال حاضر در فرقه جریان دارد وحشت می کرد. <br />در همینجا اجازه بدهید یک نکته دیگر را هم روشن کنم. به نامه قبلی بنده اشاره فرموده اید که مسئولیت ادامه داشتن منحنی سینوسی و البته رو به افول و پر از افت و خیز سازمان مجاهدین را بر عهده حکومت گذاشته ام و توضیحاتی در مورد روش های مورد استفاده رجوی و چگونگی برخورد حکومت در آن زمان داده اید. در مثال هایی که آورده اید نه تنها حرفی نیست که خود مثال های متنابهی از آنها دارم. منظور بنده این نیست که مسئولیت قضایی اعدام آقای امیر شریف رازی و دیگران رجوی و سیستم تروریستی وی نبوده یا نیست. منظورم این است که از فرقه رجوی یک توقعی است (و یا بهتر بگویم نیست) و از حکومتی که با رای گیری سرکار آمده توقعی دیگر. در نهایت هم منظورم نقش سازنده در زمینه اجتماعی است و نه حتی مسائل سیاسی و الا که در این صورت ورود به سیاست بقول معروف گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هر آنکه هست گیرند. اصولا و آنطور که تا کنون فهمیده ام در سیاست اساسا و معمولا انتخاب بین گزینه ای بد یا بد تر است والا که کار در شرایطی که گزینه ای مثبت هم داشته باشد معمولا در سطوح دیگر حل می شود و بحثی نیست. با همین مضمون است که مسئولیت جان افراد گرفتار در کمپ اشرف (چه تحت سلطه مستقیم فرقه و چه در کمپ جنبی آن) را مستقیما متوجه نیروهای ائتلاف و بطور مشخص ارتش امریکا می بینم و نه سازمان مجاهدین. راه دیگری نیست و وقتی فرقه ای مثل گروه رجوی را در اقصی نقاط عالم گروه تروریستی اعلام می کنیم دیگر مسئولیت خواستن از چنین گروهی نمی تواند جایز و یا حتی عقلانی باشد.<br />مثالی اجتماعی تر خدمتتان بزنم. <br />زمانی پیش در گرماگرم درگیری های افغانستان، نیروهای انگلیس یک فرد انگلیسی (سفید پوست) را در درگیری با نیروهای طالبان دستگیر کردند. نام او با تیتر طالبان انگلیسی به روزنامه ها کشیده شد. جوانی انگلیسی که در کنار طالبان با سربازان هموطن خودش می جنگید!!. به خاطر دارم که هیجان زیادی در دو طرف بحث چه باید کرد بوجود آمده بود. آقای جان پرسکات معاون نخست وزیر کنونی که شخصا با برخی از عملکردهایش مخالفم چنین استدلال نمود که مسئولیت حضور این جوان انگلیسی در میان طالبان نه به گردن این فرد جوان که به گردن من (معاون نخست وزیر) است و توضیح داد که اگر این جوان را در مدرسه شناسایی کرده و انرژی او را در جای مناسبی همچون ارتش انگلستان بکار برده بودم طالبان نمی توانست به افغانستان و اردوگاه آموزشی القاعده ببردش. منظورم نوع نگرش است و منظورم میزان مسئولیت پذیری است و نه این که چه کسی را الان و اینجا باید محاکمه کنیم یا نکنیم چرا که باز تاکید می کنم که اگر این گفت و شنود کارآیی ای داشته باشد در زمینه اجتماعی و جوامع مدنی و خلاصه غیردولتی است. مخاطبم را علاقه مندان به مسئله در جامعه می دانم و راه حل و عمل را هم از آنها خواهم خواست. ریشه این گره نه در پوزیسیون و آپوزیسیون که در دست پرتوان جامعه مدنی، موسسات غیر دولتی و خلاصه جامعه و مردم است. اگر امیدی داشته باشم به دانشگاه ها، مدارس، موسسات تحقیقاتی، خیریه ها و سازمان های غیردولتی ذیربط و موسسات حقوق بشری و حتی مساجد و تکایا است بعنوان رابطه غیر دولتی و غیر سیاسی با جامعه مان. خدا را چه دیدید شاید در آینده شاهد مراکز ضد فرقه و محافظان بهداشت روان نیز بودیم. به هر حال زیاده روی نکنم منظورم بنظر مشخص باشد.<br />شما به کشف انباراسلحه گاراژ بخارایی در نارمک در سال 1358 اشاره کردید و خاطرات بنده را نیز زنده کردید. منابع داخل کشور زیاد در اختیارم نیست ولی خوشبختانه و با وجود مراحل مختلفی از برنامه های کتاب سوزانی رجوی که مدتی قبل از جریان طلاق های اجباری و جدا کردن بچه ها از مادران در راستای پاکسازی مدارک تاریخی سازمان شروع کرد، عده ای توانستند مدارک و کتب آن زمان را جمع آوری کنند و شاید یکی از منابع اینترنتی غنی در این رابطه سایت نگاه نو باشد که از جمله برخی از نشریات اولیه سازمان مجاهدین را روی سایت گذاشته. به نشریه شماره پنج صفحات یک و دو اگر مراجعه کنید همین مطلبی که ذکر کرده اید را ولی از زبان سازمان تحت عنوان اطلاعیه سازمان مجاهدین در باره حمله به انبار اسلحه مجاهدین خواهید یافت. در شماره یازده هم باز مطلبی در مورد حاضر نبودن به تحویل تسلیحات درج شده است که از هر طرف که بنگریم حداقلش این است که سازمان مجاهدین از روز اول بر داشتن انبار سلاح و گروه های شبه نظامی مستقل خود تاکید داشته که طبعا منتج از همان اعتقاد به مبارزه مسلحانه بعنوان استراتژی غیر قابل تغییر در هر زمان و هر مکان و هر شرایطی است. بنابراین برسر شروع خشونت از طرف مجاهدین و حتی اصرار بر سر شروع خونریزی از آن طرف به گفته نشریه خودشان حرفی نمی ماند. اگر چه در نقاط دیگر مخالف استراتژی اعلام شده خودشان بگویند که آنها شروع کننده نبوده اند. البته می دانید که همین الان هم مریم رجوی بر اساس اصل فرقه ای دروغ مالیات ندارد یک روز در میان مبارزه مسلحانه را رد و تثبیت می کند. <br />http://www.negaheno.net/mojahedin/Nashrie%20Mojahed/Mojahed%20005/Mojahed05S01.pdf <br />ولی آنچه در این مراجعه بیشتر ذهنم را گرفت نه مسئله شروع مبارزه مسلحانه توسط سازمان مجاهدین که تقریبا الان زیاد سر آن بحثی وجود ندارد (میدانید که در خارج و بخصوص در محافل متخصصین ایران و خاورمیانه، به پشتوانه مدارک تاریخی آن زمان، در نظر و در عمل از سی خرداد شصت بعنوان کودتایی شکست خورده از طرف رجوی یاد می گردد) بلکه مروری کوتاه بر نوع نگرش رجوی به مسائل از همان آغاز خروج از زندان تا همین امروز است. کافی است در همین سایت نگاه نو به یکی دو نمونه از صفحات اول نشریات مجاهد مراجعه کنید تا مطالبی همچون دستچین شده های زیر نظرتان را جلب کند.<br />نشریه پیام خلق شماره یک در صفحه اول خود می نویسد:<br />تبریک مجاهدین خلق به رهبر انقلاب و ملت ایران<br />&#8230; لذا اکنون جای آن دارد که در آستانه اسقرار جمهوری اسلامی مقام خطیر رهبری را به مثابه شاهد و سمبل شرف ملی و اسلامی مردم خونین این میهن با جسارتی که از خود ایشان آموخته ایم مخاطب قرار داده و در نهایت فروتنی بعرض برسانیم که:<br />بی تردید ما به گور سپردن لاشه متعفن سلطنت پرنکبت دوهزار و پانصد ساله را مدیون مبارزات پیگیر و خونبار توده های مستضعف مردم یعنی ستمدیده ترین طبقات مردممان و رهبری سازش ناپذیر آن قائد بزرگیم و بی تردید عظیم ترین بخش آرا نیز متعلق به همین رنجدیدگان است. بعبارت دیگر نه تنها افسانه جاودانگی رژیم سلطنتی و قدرت و اقتدار شاه خائن در مواجهه با دست خالی و سینه سپر کرده این محرومان دروغ از آب در آمد بلکه ارتش میلیون ها پابرهنه و بی سلاح و مستضعف&#8230; جمهوری اسلامی را انتخاب کرد تا بر ویرانه های نظام طاغوتی شاهنشاهی نظامی نوین و حکومتی فارغ از وابستگی های استعماری&#8230; مستقر گردد&#8230;<br />http://www.negaheno.net/mojahedin/Nashrie%20Mojahed/Payam%20Khalgh%2006/PayamKhalgh06S01.pdf <br />نشریه فوق العاده شماره دو مجاهد در صفحه اول می نویسد:<br />سلام بر خلق &#8211; سلام بر خمینی<br />شکرگزاری مجاهدین خلق ایران بمناسبت فرمان بسیج سیاسی نظامی امام خمینی <br />(بعد از پنج شش پاراگراف کد های مستقیم از سخنان آیت الله خمینی اضافه می کند)<br />&#8230; مجاهدین خلق ایران به شکرانه این موهبت عظیم خدایی و خلقی یعنی همان رمزهای مکتبی و مردمی پیروزی و وحدت که امام خمینیبه مردم و به جوانانش هدیه کرده است خاضعانه ترین تهنیت ها و&#8230; خود را به امام و مردم تقدیم می کند&#8230; <br />http://www.negaheno.net/mojahedin/Nashrie%20Mojahed/Mojahed%20Fogeladeh%2002/Foghladeh_02S01.pdf <br />نشریه شماره ده در صفحه اول خود تلگراف مجاهدین خلق به امام خمینی را درج کرده که می نویسد:<br />قم- محضر مبارک حضر آیت الله العظمی امام خمینی <br />بسم الله الرحمن الرحیم<br />پدر گرامیمان،<br />اکنون که انقلاب رهایی بخش اسلامی و ضدامپریالیستی ایران در مسیر حقیقی مردمی خو مجددا اوج گرفته و بر آنات تا ریشه های استعماری و امریکایی شاه خائن را از بن برانداخته و راه هر گونه بازگشت را بر آنها سد کند،<br />فرزندان مجاهد شما که اکیدا خواستار ادامه رسالت ضد استثماری شما هستند جنهای ناچیز خود را که کمترین فدیه رهایی این میهن و این خلق و مکتب است بر کف گرفته و آمادگی نثار کردن آنها را با همه توانایی های ناچیز سیاسی و نظامی شان اعلام می دارند<br />به انتظار فرمان قاطع امام در ریشه کنی همه بنیاد های امپریالیستی و صهیونیستی<br />مجاهدین خلق ایران<br />چهاردهم آبان پنجاه و هشت<br />http://www.negaheno.net/mojahedin/Nashrie%20Mojahed/Mojahed%20010/Mojahed10S12.pdf <br />در همین شماره ده که مصادف است با اشغال سفارت امریکا با تیتر بزرگ می نویسد:<br />شور ضد امپریالیستی خلق قهرمان ایران خروشان باد<br />چگونگی تصرف مقر سیا در ایران<br />تفنگداران و مزدوران امریکایی ساعتها با پرتاب گاز اشک آور در مقابل دانشجویان مقاومت کردند تا اسناد جنایاتشان را نابود کنند&#8230;.<br />و بعد خواسته هایش را از زبان مردم می آورد. توجه کنید:<br />1- استرداد شاه خائن به عنوان مقدمه ای برای قطع کامل نفوذ اقتصادی و اجتماعی و نظامی و سیاسی امریکا در از ایران.<br />2- قطع رابطه با امپریالیسم امریکا<br />3- قطع صدور نفت به امریکا<br />4- افشا و لغو کلیه قراردادهای سیاسی &#8211; اقتصادی و نظامی با امریکا<br />5- افشای شبکه های جاسوسی سیا و ساواک در ایران که اسناد آن نزد مقامات مملکتی می باشد<br />6- ضرورت قید صریح محور ضد استبدادی و ضد امپریالیستی و ضد استثماری اسلام در قانون اساسی<br />7- مصادره ثروتهای وابسته به امپریالیسم در ایران که چیزی جز حاصل خون و عرق زحمتکشان ما نیست<br />&#8230;<br />http://www.negaheno.net/mojahedin/Nashrie%20Mojahed/Mojahed%20010/Mojahed10S05.pdf <br />عجب!!! لغو کلیه قراردادها، قید صریح ضد استثماری بودن اسلام، قطع صدور نفت، مصادره ثروت های امپریالیست ها،&#8230; عجب&#8230;<br />(آقای هاشمی نژاد نگفتم اگر آقای شریف رازی در قید حیات بود الان شوکه می شد؟)<br />به هر حال برگردم سر اصل مطلب. زمانی می گذرد و به زمان کودتای رجوی نزدیک تر می شویم. در شماره بیست و سه صفحه چهار می خوانیم:<br />قابل توجه آقای بنی صدر در رابطه با کردستان<br />درگیری ها و خونریزی های اخیر کردستان از کجا سرچشمه می گیرند؟<br />در هفته گذشته باز هم تعدادی از برادران پاسدار و هم چنین تعدادی از مردم شریف کردستان به خاک و خون غلطیدند. مطلبی که یقینا نه خوش آیند&#8230;.<br />&#8230; از این پیشتر هم بیاد درایم که آقای بهادران هم از مسلح کردن فئودالها و اوباش ضد انقلابی محلی توسط دکتر چمران صحبت کرده بود&#8230;|<br />تحقیقاتی که ما تاکنون انجام داده ایم مبین دخالت همان دست های جنگ افروز کهنه کاریست که از آغاز نیز خواستار حل نظامی مساله کردستان بوده اند&#8230; در همین رابطه از برخی تماسهای مشکوک و ارتباطات توطئه گرانه ای در تهران و کرج ما بین دست اندرکاران و نمایندگان مرتجعین محلی مطلع شدیم. حتی شنیدیم که می خواهند چانه رئیس جمهور جدید را بلافاصله بعد از انتخابات در کردستان به گل بنشانند (قابل توجه آقای بنی صدر). ترتیب توزیع اسلحه و پول کافی نیز به همین منظور گویا از مدتها پیش داده شده و باز هم داده می شود و به قرار معلوم پس از شکست جنگ افروزی بصورت در مقابل هم قرار دادن فارس و کرد اینک تلاش می شود تا بدستیاری فئودالها و عناصر مرتجع کرد، مردم کردستان را مورد تهاجم قرار دهند&#8230;<br />&#8230; آخر گره ای که نیروهای آگاه و انقلابی به سادگی می توانند با دست باز کنند تا کجا و تا کی و تا چند بایستی با چنگ و دندان باتکای فئودالها و مزدوران محلی باز نمود؟ و تا کی بایستی هر روز شاهد به خاک و خون غلطیدن مردممان در کردستان و برادران پاسدار باشین؟<br />http://www.negaheno.net/mojahedin/Nashrie%20Mojahed/Mojahed%20022/Mojahed22S04.pdf <br />(نیرواهای آگاه! و انقلابی! ای که گره به سادگی به دستیش باز می شود هم که معرف حضور هستند)<br />تشابه نوع نوشتار با نوشتارهای کنونی در کشف و اکتشافاتشان دو سه ساله اخیر فرقه غیرقابل گذشت است. از نخود هر آش شدن رجوی که بگذریم، انگار نویسنده از بیست و پنج سال پیش تا کنون کارش همین بوده و عملش همین. مخاطبین هر چند سال به چند سال عوض شده اند ولی متکلم وحده همان است که بوده. راستی چرا در آن زمان به آقای بنی صدر می نوشتند؟ منظور چه بود؟ مسئله جدا مشکل کردستان بود؟ الان چه می نویسند؟ به کی می نویسند؟ منظورشان چیست؟<br />جالب است در نشریه شماره شانزده در صفحه اول مطلبی دارد با تیتر مار در آستین انقلاب و البته این بار خاصه خرجی به خرج امیرانتظام است. توجه کنید:<br />بالاخره سر و کله آقای امیرانتظام هم پیدا شد، <br />به حقایقی که در میان مردم شایع است بی اعتنا نباشید، <br />تعهد نسبت به خدا و خلق ایجاب می کند که هر چه بیشتر در افشای عناصر سازشکار و خائنن بکوشیم، <br />آیا می توان مطمئن بود که دیگر افراد خود فروخته ای همچون امیرانتظام در دولت وجود ندارند؟ ، <br />ضرورت و معیار تصفیه در ارتش، برای انقلاب زودرس ما مجال جدا شدن سره از ناسره فراهم نشده است، <br />و&#8230; و&#8230; <br />http://www.negaheno.net/mojahedin/Nashrie%20Mojahed/Mojahed%20016/Mojahed16S01.pdf <br />(باور می کنید این کلمات از جملات قصار کسی است که بیست و اندی سال تحت الامر صدام با ایران جنگیده و اکنون هم تنها افتخار سالهای گذشته اش بقول خودش فاحشگی سیاسی در دوایر اطلاعانی وابسته با اسرائیل و نومحافظه کاران جنگ طلب بر علیه ایران است؟)<br />این ها همه فقط در نصف صفحه اول یک نشریه آمده است. عجب!! الان شعارها چیست؟ کی را از چی می ترسانند؟ چه کسانی را علم می کنند و به چه مقاصدی؟ آیا تغییری جدی در نوع برخورد با مسائل بوجود آمده؟ مخاطبین عوض شده اند ولی آیا متکل الوحده، خط دهنده فرقه، خط فرقه و روشش برای رسیدن به گندم ری فرقی کرده؟<br />بد نیست نگاهی به مسئله از دید خود آقای بنی صدر هم بیندازیم. از کتاب فراز و فرود شورای ملی مقاومت بخوانیم:<br />آقای بنی صدر، لطفا بفرمایید دلایل تشکیل شورای ملی مقاومت از نظر شما چه بود؟<br />&#8230; با ورود به تهرا خطر فاشیسم مذهبی به رهبران سازمان ها و گروه های سیاسی خاطرنشان شد، اما در آنها آمادگی وجود نداشت. کوشش شد جبهه وسیعی با عنوان جبهه اسلامی بوجود آید. حزب جمهوری اسلامی با عضویت سازمان مجاهدین خلق در آن مخالفتی نداشت اما با عضویت حزب ملت ایران مخالفت کرد.<br />قرار بر انتشار فراخوانی با امضای آقایان طالقانی و منتظری و اینجانب شد. آقای منتظری امضای خود را مشروط کرد به تعهد حزب جمهوری اسلامی. می گفت: اگراین حزب موافقت نکند، مانع کار خواهد شد. در دوران ریاست جمهوری قرار بر تشکیل شورای وسیع شد. آقای خمینی مانع شد.<br />ماهی پیش از کودتای خرداد 1360 آیت الله زنجانی نزد اینجانب آمد و گفت: هفت یا هشت سازمان به این نتیجه رسیده اند که اصرار مداوم شما بر تشکیل یک جبهه سیاسی برحق بوده است. اینک می خواهند این جبهه را تشکیل بدهند. می پرسید موافقت می کنم یا حمایت می کنم؟ پاسخ دادم: می کنم.<br />تا آنجا که به یاد دارم سازمانها عبارت بودند از:<br />جبهه ملی<br />نهضت آزادی<br />حزب ملت ایران<br />سازمان مجاهدین خلق ایران<br />جاما<br />رنجبران<br />فدائیان خلق<br />دو سه روزی بعد از آن آقایان سنجابی و دکتر آذر نزد اینجانب آمدند و پرسیدند<br />گفتم&#8230; شما با قبول میثاق می پذیرید که مرام مخالف با آزادی و استقلال و عدم هژمونی از درجه اعتبار ساقط است. بنابراین اگر میثاق نقض کنید هم بطلان مرام خود را امضا کرده اید و هم با نقض میثاق قدرت پرستی مطلق خویش را بر همگان آشکار کرده اید و چون استقامت بر پایه اصول راهنمای انقلاب آغاز می شود جمعه موجه می شود که اصول راهنمای انقبال ایان حق است. زورپرستان از راه قدرت پرستی منکر آم می شوند&#8230;<br />آقای رجوی و گروه او شورای ملی مقاومت را از سازمانهایی که قرار بود تشکیل ندادند. در پاریس او گفت به آنها مرجعه کرده و آنها حاضر به شرکت در آن نشده اند. بعدها که امکان تماس بدست آمد معلوم شد راست نگفته است.<br />هر سه اصل میثاق را نقض کرد با آنکه در میثاق تصریح شده است که هر کس و هر سازمان و با هر روش حق دارد مبارزه کند و اگر هم عض شورا نباشد، شورا به او به دیده همراه می نگرد. روش خود را تنها راه مبارزه گرداند و همه آنها را هم که تن به هژمونی مطلق این گروه ندادند اخراج کرد. هدف را که آزادی بود با تحصیل قدرت به هر قیمن جانشین کرد&#8230; امروز دیگر هیچ ارزش و حقوق جهان شمولی نمانده است که زیر پا نگذاشته و نقض نکرده باشد. نقض اصل استقلال با رفتن به عراق و بخدمت جنایت کارترین و فاسد ترین رژیمها در آمدن، در جامعه ایران، این گروه را ضد ایرانیت، ضد انسانیت، ضد عاطفه ملی گردانده و محکوم به انزوا کرده است.<br />http://www.negaheno.net/nashrie%20negahe%20no/nashrie%20negahe%20no%20index.htm <br />و بعد از این را دیگر شاید حافظه مان بیشتر یاری کند و نیاز زیادی به کد آوردن از نشریات خود سازمان در مورد همکاری هایش با صدام حسین در حین جنگ، سرکوب شیعیان و اکراد عراق و&#8230;. نباشد. در آن زمان هم اگر درست به خاطر داشته باشم تمام مسئله رجوی دو به هم زنی بین ژنرال های صدام بود و باز مشاوره دادن هایش به اصرار و نظرهای عجیب و غریبش که چگونه باید عراق را اداره کنند یا چگونه باید بر ایرانیان پیروز!! گردند. <br />نمی توانم از ذکر این نکته بگذرم که در نوارهای رو شده از رجوی و حبوش مشخصا رجوی از حبوش گله مند است که چرا اجازه ملاقات با صدام به او داده نمی شود و گله مند است که چرا در جشن!! سالروز جنگ ایران و عراق برای مراسم دعوت نشده است. نمی دانم شما در جریان هستید یا خیر ولی هر سال صدام در زیر مجسمه ای از دو شمشیر که طرح خودش بود و کف خیابان آن با کلاه خود های سربازان شهید ایرانی سنگ فرش شده بود با اسب رژه می رفت و بدنبالش بقیه اسب سواران بر روی کلاه خود های سربازان شهید ایرانی رد می شدند. هنوز بعد از این مدت نمی توانم این را بفهمم. ببینید درست می فهمم!! رجوی به حبوش مستقیما گله و شکایت می کند که چرا صدام در این مراسم از او دعوت به عمل نیاورده بود؟!. میدانید که صدام هیچ گاه پنهان نمی کرد که معتقد به از بین بردن نسل یهود و پارسی است. ولی همین صدام خجالت کشیده بود که رجوی را در جشن ضد ایرانی اش دعوت کند و در مقابلش روی کلاه خود های سربازان و شهدای ایرانی اسب بدواند. و حالا رجوی مدعی شده که چرا دعوت نشده؟!!<br />الان هم که باز وضعیت و اعمالش مشخص است و اخبار روزانه بیانگر خطوطی است که دنبال می کند (اگر بتوان این ها را خط و خطوط دانست). <br />از زمان بیرون آمدن از زندان تا به امروز فکر نمی کنم لحظه ای جز در فکر باز کردن شکاف ها و زیستی ذلیلانه در میان آن ها داشته و اکنون نیز می بینیم که چینین تلاشی و چنین زیستی دارد.<br />ولی بقول معروف چاه کن همیشه در ته چاه است و عاقبت وی نیز مشخص. و البته سوال از کسانی که خود را نزدیک به وی میدانند جز این نیست که ربع قرن است دستور هر کس را اجرا کردید. ربع قرن است که رهبرتان بعنوان مشاور هر کس و ناکسی که با هر کس دیگری دعوایی داشته وارد شده و سعی بر نشستن بر مسند مشاورت هر کس که قدرتی داشته نموده. طی بیست و پنج سال گذشته بقول خودتان نیم میلیون نفر هوادار را به سه هزار مرد و زن علیل و روانی در زندانی در عراق تبدیل کرده اید، از زن و بچه و پیر و مریض هم نگذشتید. بقول آقای بنی صدر هیچ ارزش و حقوق جهان شمولی نمانده که نقض نکرده باشید. یک روز نعره ضد امپریالیستی کشیدید و بر علیه اسرائیل قلم فرسودید و یک روز در تظاهرات صهیونیست ها بر علیه تیم فوتبال ایران خواستار اخراج آنها شدید. الان هم که تک به تک شلوار بر سر کشیده ایدئولوژی، استراژی و تاکتیکتان جز خروج از لیست تروریست های همین دشمنان سابقتان نیست و بخاطرش هم سازی نبوده که به آن نرقصیده باشید. آقایان و خانم ها. چه می کنید؟ خارج از مشاوره دادن به عالم و آدم که چطور با ایران وارد جنگ شوند و خارج از خواسته تان مبنی بر فراموشی گذشته کریهتان و بکار گرفتن مجددتان، خودتان چه می کنید؟ خودتان چه برنامه ای دارید؟ خودتان حرفتان چیست؟ برنامه برای مردمپیش کشتان بجز مشاوره دادن به لابی اسرائیل و ادای جاسوسی در آوردن در واشنگتن و لندن بعنوان یک نیروی سیاسی چه می کنید؟ حتی بعنوان یک فرقه مذهبی اگر با تعامل قبولتان کنیم برای خودتان چه می کنید؟ آیا جوابی هست یا اینکه باز شیر خفته؟ نکند منظورتان از خفتن غش کردن توی بغل سربازان بقول خودتان امپریالیست است. زنش را و مهدی ابریشمچی و دو و بری هایش را که در زمان دو سه روز بازداشت دیدیم. رنگ های عین ماست سرهایی که جرئت نمی کردند روبرویشان را نگاه کنند و&#8230; بماند. بی جهت نبود که چه در قربانگاه فروغتان و چه همین بار با وقاحت تمام بچه های مردم را رها کردید و فرار را بر قرار ترجیح دادید. بزدل ها صد رحمت به دزد و قاچاقچی. بگذریم.<br />آقای هاشمی نژاد، <br />یک انبار تسلیحات گفتید و چانه ما گرم شد و سخن به درازا کشید. کوتاه کنم و اگر کسی خواستار تحقیق و یا صحبت بیشتر بشود، بماند برای زمانی دیگر.<br />در تلویزیون پیوند در دو هفته گذشته مصاحبه خانم مرجان ملک را مشاهده کردم. هر بار که می شنوم برایم جدیدتر است. هر بار که می شنوم بیشتر به این نتیجه می رسم که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که با هزار ترفند (که انشاالله استفاده از این شیوه ها یک روز در کل جهان ممنوع گردد) اسلحه بدست گرفتند، قرص سیانور زیر زبان گذاشتند و کشتند و کشته شدند نه تنها رهروان یک مکتب مشخص، عقیده، استراتژی و&#8230; نبوده اند که با از کار انداختن تفکر انتقادی شان توسط سران فرقه ابزاری بوده اند که به درجه مختلف حتی قادر به درک عمل و عملکرد روزمره خود هم نبوده اند. <br />اولیه دلیلم هم همین است که مکتبی، عقیده ای، استراتژی ای و&#8230; در کار نبوده. اگر بوده یکی پیدا شود و بگوید چه بوده؟ ضد امپریالیست بوده؟ کمونیست بوده؟ مسلمان بوده؟ کاپیتالیست بوده؟ صهیونیست بوده؟ یا&#8230; چند بار عوض شده؟ از چی به چی؟ چرا و چگونه. یا کسی پیدا شود و اصلا همین الان بگوید مکتب یا عقیده یا استراتژی و&#8230; فرقه چیست؟ <br />آیا کسانی که در اوایل انقلاب بخاطر مجاهدین کشته شدند و کسانی که سالها بعد در کنار صدام جان خود را از دست دادند و یا کسانی که اکنون خود را در قرارگاه اشرف می سوزانند خواسته های مشابه ای را دنبال می کرده اند؟ گمان نکنم. <br />آیا خواستگاه و آرمان علیرضا جعفرزاده با محمد حنیف نژاد یکی است؟ آیا رضا رضایی در خیالاتی ترین کابوس هایش هم می دید که در قرارگاه اشرف در عراق بعد از بیست سال جنگ بر علیه مملکت خودش تسلیم نیروهای آمریکایی شود؟ گمان نکنم. <br />و آیا کسانی که در پایگاههای ارتش آزادیبخش فلسطین مشق نظامی کردند و آب و نانشان را خوردند قبول می کنند که با کسانی که از پاچه مامورین لابی اسرائیل در امریکا آویزان شده اند یکی هستند؟ گمان نکنم.<br />مگر این که حرف خود رجوی را بپذیریم که همه بخاطر او و حق او بعنوان نوک پیکان تکامل و نایب امام زمان و رهبر ایدئولوژیکی و&#8230; و در عمل خود خدا بوده است که این هم باز چیزی جز تاییدی بر ماهیت خطرناک فرقه نخواهد بود. <br />آقای هاشمی نژاد،<br />نامه ای از خانم حاجی داشتم که محبت کرده بودند و ابراز لطفی و چون باز ارسال شده بود در سایت ها هم آمد. درد دلی کردم با ایشان و در جواب نامه نوشتم که مسئله من از بنیانش سیاسی نیست و مسئله مجاهدین را هم سالها است که سیاسی نمی دانم. <br />همین دیروز هم باز در لندن گفتم که بنظر من واکنش دستگاههای دولتی ایران به سفر مریم رجوی به ساختمان سنای بلژیک (که طبعا میدانید هر شهروندی میتواند آزادانه برود و با نمایندگان جلسه بگذارد و نمایندگان کم مطرح تر هم معمولا این کارها را بعنوان موضوعی برای مطرح شدن نظر گرفته و می کنند. درست مثل معروف شدن نویسنده کتاب آیه های شیطانی یا معروفیت کسی که کاریکاتورهایی در مخالفت با پیامبر اسلام کشید) نه بخاطر مشکل سیاسی و یا ترسی از این گروه باشد که بخاطر سابقه کشتارها و جرائمی است که گروه داشته. <br />بنابراین اگر مشکلی هست و راه حلی میجوییم جز در قالب حقوق بشر و در قالب اجتماعی و مدنی نه بوده و نه می تواند باشد. این که حکومت ها و یا دادگاه ها با مسئله فرقه چه برخوردی دارند اگر چه مهم ولی ریشه و تمام قضیه نیست. گرفتاری در فرقه و چند و چونش باید در اجتماع بعنوان یک معضل فهم و درک گردد. این جامعه است که باید با روند از کار افتادن تفکر انتقادی در یک فرد تئوریک هم که شده آشنا شود و بعدا بتواند آن را با چیزی مشابه از کار افتادن توان حرکت دست یا پا مقایسه کند. بوجود آمدن متخصصین در این رابطه برای جامعه الزامی است (بحثم هم فقط در مورد ایران نیست) و الا که مسئله برای جامعه قابل درک نخواهد بود راه حلی هم متصور نخواهد شد. <br />منظورم اصلا و اساسا نفی مسئولیت های فردی نیست که در جای خود کاملا بجاست ولی الان تهدید نا آگاهی جوامع (چه در ایران و چه در خارج از ایران) نسبت به مسئولیت های فردی نیست. ناآگاهی نسبت به روش هایی است که تفکر انتقادی را از کار می اندازد. ناآگاهی نسبت به شستشوی مغزی و اثرات مخرب آن است. ناآگاهی نسبت به چگونگی تبدیل خانم مرجان ملک به بمبی است که دوست و دشمن نمی شناسد و ناآگاهی نسبت به چگونگی برخورد درست با بازماندگان و قرانیان و حتی اسرای فرقه است. مسئولیت فردی کم رنگ کردنی نیست ولی بنظرم هنوز نقش و کارکرد روش های شستشوی مغزی فرقه ها و بطور مشخص فرقه رجوی بسا جای شناختن و شناساندن داشته باشد. وقتی من بعد از بیست و پنج سال از جهنم رجوی به خانواده ام باز می گردم خانواده من نیاز به راهنمایی دارد تا چه بکند و چه نکند. همسایه من نیاز به توضیح دارد، پاسبان سر محل باید در مورد من توجیح شود، فامیل و دوست و دشمن سوال خواهند داشت و کسانی که عزیزانی را در جنگ ایران و عراق از دست داده اند، معلولین جنگ و&#8230; <br />این کار دولت نیست. این کار من و شما و ما و شمایان است. این کار جامعه در سطحی وسیع تر از ادارات و محکمه ها و.. است. <br />آقای هاشمی نژاد، تایید می کنم که النهایه در مقابل کسی که با نارنجک و خمپاره و گلوله برای کشتن و کشته شدن اعزام شده مسئولتی وجود دارد و این مسئولیت را هم احتمالا نمی توان وسط خیابان و حین شلیک با پند و اندرز قاطی کرد. تایید می کنم که کسی را که سلاح کشیده لاجرم با سلاح پاسخ می دهند اگر چه بقول شما هیچ کس از مرگ انسانی دیگر خوشحال نشده و نخواهد شد. ولی شاید این زیاد به ما مربوط نشود که در بحثی اجتماعی بیشتر بدنبال آنچه هستیم که کسی را و عقیده و نگرش و سیستمی را که سلاح در دست این قربانی می گذارد تا قربانی دیگری را همراه خود به خاک و خون بکشد مشخص کرده در قرنطینه بگذاریم. هر چه باشد هیچ کس از شکم مادر تروریست به دنیا نیامده. در بحثی اجتماعی اگر هنری باشد افشا، انگشت نما کردن و خشکاندن دست هایی است که از همین خانواده خود شما یک پدر و یک پسر خاله را در دو طرف طیف وسیع قربانیان تروریسم به خاک و خون کشیده. اگر هنری باشد واکسینه کردن جامعه جوان است. <br />حرف آخر این که امیدوارم روزی فرا برسد که خانواده های قربانیان فرقه از دو طرف طیف را در کنار همدیگر ببینیم. همان چیزی که فکر می کنم بزرگترین کابوس رجوی و رجوی ها و کسانی است که جز کشتار دوست و دشمن راهی برای رسیدن و ارضای شهوت قدرت خود نمی یابند. <br />از برنامه تلویزیون پیوند و مصاحبه خانم مرجان ملک گفتم. در تمام مدت مصاحبه ایشان جای خالی خانمی که در اثر ترکش خمپاره های اهدایی صدام به رجوی در همین عمل زخمی شده بود خودنمایی می کرد.<br />موفق باشید<br />مسعود خدابنده<br />لیدز انگلستان<br />بیست و هشتم اکتبر 2006</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36984">فرقه رجوی نه مسئله ای سیاسی که تهدیدی جدی برای سلامت جامعه است</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36984/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مروری برنهادینه کردن دیکتاتوری در مجاهدین</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36956</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36956?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Oct 2006 20:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/posts/36956</guid>

					<description><![CDATA[<p>مروری برنهادینه کردن دیکتاتوری در مجاهدین (بمناسبت سالروز معرفی مریم رجوی به عنوان رییس جمهور مادام العمر )بخش اول –بررسی حوادث 1360-1375پس از شروع مبارزه مسلحانه وایجاد یک طغیان اجتماعی در سال 1360 و شکست تمام عیار آن در مرداد 1361و فرار آخرین بازماندگان مسئولین وفرماندهان عملیاتی مجاهدین از تهران به عراق و سپس فرانسه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36956">مروری برنهادینه کردن دیکتاتوری در مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><b>مروری برنهادینه کردن دیکتاتوری در مجاهدین <br />(بمناسبت سالروز معرفی مریم رجوی به عنوان رییس جمهور مادام العمر )</B><br />بخش اول –بررسی حوادث 1360-1375<br />پس از شروع مبارزه مسلحانه وایجاد یک طغیان اجتماعی در سال 1360 و شکست تمام عیار آن در مرداد 1361و فرار آخرین بازماندگان مسئولین وفرماندهان عملیاتی مجاهدین از تهران به عراق و سپس فرانسه ،<br />اندیشه ایجاد مبارزه توده ای به همت سلاح و تفنگ در تمامیت خود شکست خورده و بحران تشکیلاتی دامنه دار تا پاییز 1363 تمامی رهبری مجاهدین را در نوردیده بود و اولین قربانی آن علی زرکش جانشین سابق مسعود رجوی بود که پس از خلع رده سازمانی به پایین ترین سطح تشکیلاتی نزول پیدا کرد و 4 سال بعد به شکل مجهول و نامعلومی در عملیات موسوم به فروغ جاویدان کشته شد.<br />مسعود رجوی برای خروج از این بن بست نظامی وجلوگیری از ضربات سیاسی و تشکیلاتی با کنار گذاشتن تمامی<br />اعضای دفتر سیاسی آن زمان وانتصاب مریم رجوی به عنوان جانشین خود ، سازمان مجاهدین را از یک جریان سیاسی که در شعار به سانترالیزم دمکراتیک معتقد بود ، وارد اصلی ترین فرقه مذهبی با گرایشات قدرت پرستانه تاریخ معاصر ایران کرد و با علم کردن  رهبری عقیدتی  به روشن ترین بیان آشکار ساخت که با اصل ولایت فقیه عملا مخالفتی ندارد ولی با شخص ولایت فقیه  که میخواست خودش باشد به مخالفت با حکومت ایران برخواسته است و با این ترتیب پرده از اسرار مگو برداشت و نیتی را که خود و سازمان اش برای جامعه فردای ایران در ذهن داشتند عیان نمود.<br />هدف من از این یادآوری این زمینه قبلی بدان خاطر بود که اشاره کنم چگونه سازمان مجاهدین پس از سال 1364 با عملکردهایش رسما وارد جرگه فرقه های مذهبی در تاریخ ایران شد و در ادامه اشاره خواهم کرد که نقش مریم رجوی در پدید آمدن این سیر قهقرایی تا چه حد تعیین کننده بود.<br />*****<br />بهمن 1363:<br />مریم رجوی در بهمن 1363 به عنوان همردیف ایدئولوژیکی رهبر فرقه مجاهدین شناخته شد و در همین زمان بود که عضویت تمامی اعضای دفتر سیاسی ملغی گردید.<br />از این پس تمامی تصمیم گیری ها توسط مسعود رجوی گرفته شده و توسط همسرش به اجرا در می آمد ودر اولین اقدام سیاسی وارد خاک عراق که همان زمان در جنگ با مردم ایران بود گردید و اینگونه دیکتاتوری نوین سازمانی به نام پیروی از رهبری عقیدتی پایه ریزی شد.<br />با حضور مریم رجوی در راس این فرقه مذهبی پس تصفیه سراسری در سطوح بالای سازمان ،گسستن ازدواج های رسمی وقانونی در دستور کار قرار گرفت و التزام عملی به جدایی مادالعمر از همسران اولین گام مهم در مسیر مغزشویی های بی مانند در بدنه تشکیلاتی این فرقه مذهبی &#8211; تروریستی ارزیابی میشود.<br />سازمان مجاهدین دقیقا از همین نقطه که ظرفیت افراد در پذیرش این میزان از کنترل و تبعیت که نام  خودسپاری  به آن داده بود را در افراد ش محک میزد.<br />دیکتاتوری رجوی ها هر لحظه گام های بلندتری به جلو برمیداشت و بعد از حمله اول آمریکا به عراق در سال 1991 مسعود ومریم رجوی با تردستی سیاسی کودکان بازمانده از زوج های مجاهدین را نیزاز آنان جدا کردند و راهی اروپا نمود ند و آخرین قطرات عاطفه ها در گردابی مهیب محو کردند که دراعماق جز فساد وتباهی فکری و فلسفی چیزی نبود واین چنین غنچه های نو شکفته بهارکودکان نیز در زیر پای رهبری نوین مجاهدین پرپر شد.<br />مطالعات دقیق روی تاریخچه سازمان مجاهدین نشان میدهد پس از گذشت بیش از 20 سال ازانقلاب ایدئولوژیک آنان رواج وحشت آور تجاوزهای جنسی و همینطورهم جنس بازی مردان و زنان به شکل گسترده خبر از آن دارد که انقلاب جنسی هرگز مساله ای از زنان و نه از مردان این سازمان حل نکرده است، بلکه آنرا تشدید کرده است.<br />تئوری جدا سازی فیزیکی مردان از زنان و بالعکس در تمامیت خود در لوله آزمایشگاه مجاهدین شکست خورده است وتاریخ دو دهه گذشته نشان میدهد که این تنها حربه ای بوده است که افراد در کنترل هر چه بیشتر قرار گیرند و عجبا که به نام رهایی افراد در ذهن ودرعین به شدید ترین شکل قابل تصور به بند و استثمارکشیده شده اند و از دنیای واقعی بسا فرسنگ ها فاصله گرفته اند. <br />شهریور 1372:<br />در 6 شهریور 1372 در پی سر باز کردن بن بست های سیاسی مسعود رجوی بدنبال راه چاره ای است بخصوص که مدت ها بود که قادر نبودند عمیات گسترده نظامی داشته باشند و به منظور پیش دستی و فرار از واقعیت وی تلاش میکند یکبار دیگر شانس به قدرت رسیدن خود را در پیشگاه غربیان بویژه آمریکا به آزمایش بگذارد واز این رو مریم رجوی را به عنوان رییس جمهور شورای دست ساز خودش معرفی و سپس برای ذوب کردن یخ ها!! در اروپا و آمریکا که سراسر وجود ایرانیان را به زعم رهبری بیمار این سازمان فرا گرفته بود راهی پاریس میکند تا ایرانیان را به حمایت از مریم رجوی فرا خوانند.<br />اما دریغ از هر چه کشتند ذره ای برداشت نکردند چرا که مردم ایران تکلیف خودشان را با مجاهدین مدت ها بود که روشن کرده بودند ولی این مجاهدین بودند که نمی خواستند آنرا بپذیرند.<br />اگر چه بر همه آگاهان به مسایل مجاهدین روشن است که شخص مسعود رجوی درگیر یک عقده تاریخی و نرسیدن به قدرت سیاسی در ایران به چنین نمایشات مسخره ای دست میزند تا آرزوهای وخواب های دیرینه خود را اینگونه تعبیر کند.<br />سالهای 1363-1372 :<br />طی سالهای 1363 تا1372 به مدت یک دهه بلا وقفه تمامی مسئولیت های کلیدی از اعضای پرسابقه و فعال در زمان شاه گرفته شد تا نتوانند هیچ عرض اندامی در صحنه تشکیلات مجاهدین کنند وبا تبلیغات گسترده مدعی فرماندهی نظامی زنانی شدند که عملا قادر به خشونت و خونریزی نبودند. <br />سازمان مجاهدین میخواست ازآنان فرماندهانی کور و بی عاطفه نظامی بسازد که در این کشاکش مریم رجوی مدعی شود که حضور وی آنان را به این نقطه رسانده است حال آنکه قابلیت و کارآیی زنان ایرانی هم اکنون در صحنه های متفاوت از کسب جایزه نوبل ( شیرین عبادی) گرفته تا رفتن به فضا (انوشه انصاری ) بر کسی پوشیده نیست و این قطعا هیچ ربطی به مریم رجوی نداشته و ندارد و نخواهد داشت.<br />این فرمالیسم مشمئزکننده در بالا بشکل افزون تری در مناسبات به غایت بی محتوادر پایین تشکیلات مجاهدین راه برد و این فرقه را مجبور میکرد که هر 6 ماه تا یک سال یک بند جدید برای انقلاب ایدئولوژیک دست ساز خودش فراهم آورد تا مردان را به تبعیت از این فرمالیسم و زن گرایی که بیشتر شبیه کاریکاتور بود تا واقعیت ، وادار کنند.<br />اما در پهنه سیاسی مریم رجوی که به فرانسه آمده بود با بی اعتنایی تمامی ایرانیان بخصوص گروههای سیاسی روبرو شد و درکمتر از 3 سال افسرده و سرخورده بدون هیچ دستاورد جدی با انبوهی خرج و مخارج به عراق وطن اصلی مجاهدین بازگشت و جالب اینجاست که فرقه رجوی ها باز هم این حرکت را پیروزی فراگیر اعلام نمود.<br />غرب و بخصوص آمریکا که این تحرکات برای آنان طراحی و اجرا شده بود پاسخ مشخص خودش را مبنی بر تروریست بودن سازمان مجاهدین در سال 1994 جامعه قانونی پوشاند و کشورهای اروپایی هیچ حمایت رسمی وحتی غیر علنی از این سازمان به عمل نیاوردند.<br />مریم رجوی در سال 1375 به عراق بازگشت<br />با بازگشت مریم رجوی فشارهای تشکیلاتی سیر صعودی تری به خود گرفت. نشست ها و تفتیش عقاید با اسم نشستهای به اصطلاح انتقادی که بازتاب شکست های پی در پی سیاسی و نمود اوج تازه تری از تضادهای تشکیلاتی بود مجددا بر پا گردید و همه اینها نماد بحران و طوفانی بود که در راه بود.<br />نقش مریم رجوی در ایجاد و گسترش این نشست ها وجایگاه وی به عنوان اصلی ترین عامل سرکوب تشکیلاتی بر هیچیک از اعضا پوشیده نیست. تشکیل نشست های معروف به دیگ که به ابتکار شخص مریم رجوی برپا شد ،<br />از نمونه کارهای وی در این دوران است و این لفظ دیگ تمثیلی برگرفته از دیگ پراز آبجوشی بود که افراد را در داخل آن انداخته و فشار فوق العاده دهشتناکی را تشکیلاتا بر آنان وارد میکردند وافراد را تا مرز خودکشی جلو میراندند.<br />همه اینها نشانه های بارزی از خشونتی بود که به درون سازمان برای مهار افراد راه پیدا کرده بود وپیش قراول وبنیانگذار چنین خشونتی مریم رجوی بود و در ناباوری همگان اعضای سازمان اولین قربانیان خط وخطوطی بودند که به نتیجه دلخواه رجوی نرسیده بود ولی تقاص آن از افراد پایین گرفته میشد و باز هم رجوی رهبر خطا ناپذیر اعلام وترویج میشد. سازمان مجاهدین بجای پذیرش خطا ها و اشتباهات اش این راه را برای نجات خود برگزیده بود&#8230;&#8230;( ادامه دارد)<br />میلاد آریایی<br />26-10-2006</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/36956">مروری برنهادینه کردن دیکتاتوری در مجاهدین</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/36956/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
