<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کتاب از تهران تا تیرانا</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%a7/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-از-تهران-تا-تیرانا</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 24 May 2026 10:19:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>کتاب از تهران تا تیرانا</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/tag/کتاب-از-تهران-تا-تیرانا</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>از نهان‌خانۀ زعفرانیه‌ تا قرارگاه اشرف</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 May 2026 10:19:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[تصفیه های درون سازمانی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[موسی خیابانی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68652</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; چنین می گوید: بعد از فرار مسعود رجوی از ایران به فرانسه، بازماندگان سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران، سرنوشت غریبی داشتند. شاید عبرت‌انگیزترین سرنوشت متعلق به موسی خیابانی باشد. او به‌همراه عده‌ای دیگر که در میان آنان اشرف ربیعی، همسر اول مسعود رجوی، نیز حضور داشت، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652">از نهان‌خانۀ زعفرانیه‌ تا قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; چنین می گوید:</strong></p>
<p>بعد از فرار مسعود رجوی از ایران به فرانسه، بازماندگان سازمان مجاهدین خلق در داخل ایران، سرنوشت غریبی داشتند. شاید عبرت‌انگیزترین سرنوشت متعلق به موسی خیابانی باشد. او به‌همراه عده‌ای دیگر که در میان آنان اشرف ربیعی، همسر اول مسعود رجوی، نیز حضور داشت، در مخفی‌گاهشان کشته شدند. لورفتن خانۀ زعفرانیه داستانی است که بعد از گذشت چهار دهه هنوز خود مجاهدین خلق هم حاضر به توضیح دربارۀ ابعاد و زوایای آن نیستند و این به ‌شدت شبهه ‌ناک است. چرا؟‌</p>
<p>کمی به عقب برگردیم. تحلیل سازمان بعد از شکست کودتای ۳۰ خرداد سال 60 و بعد، فرار رجوی و به‌خصوص ترورهای پشت‌سرهم، این بود که نظام شکننده شده و با چند عملیات (با توجه به جنگ خارجی) سرنگون خواهد شد. این را یک کودک هم می‌فهمد که سرنگونی نظام با عملیات میلیشیا میسر نخواهد شد. بعد از شکست تظاهرات ۵ مهر هم که مردم اعتنایی نکردند و به خیابان نیامدند، باز مسعود از رو نرفت و گفت: &#8220;قصدمان آزمودن جامعه بود!&#8221;‌</p>
<p>سؤال این است که چطور جعفر مشتاق (رشید) یک‌باره دستگیر شد و به‌سرعت همه‌چیز را لو داد؟ او خانه‌هایی از جمله خانۀ زعفرانیه (محل استقرار همسر و فرزند مسعود رجوی) را لو می‌دهد. نیروهای سپاه منتظر می‌مانند تا زمانی که موسی خیابانی هم به آنجا بیاید و سپس حمله به خانۀ زعفرانیه را آغاز می‌کنند. هم‌زمان سه خانه‌تیمی دیگر در تهران مورد حمله سپاه قرار گرفت. مهدی ابریشمچی (که خود مسئول حفاظت خانه ها بود) دقایقی قبل، از یکی از همین خانه‌ها خارج‌ شده بود که زنده بماند!‌</p>
<p>سازمان از اطلاعات رشید آگاهی داشت. می‌دانستند که او دستگیر شده و ممکن است همه‌چیز را لو دهد. سؤال من همیشه این بود که چطور سازمانی مثل مجاهدین خلق روی این مسئله حساس نشد؟ ما در بخش حفاظت، اگر حتی ۵ درصد احتمال لورفتن می‌دادیم، تمام برنامه‌ریزی و تدارکات را عوض می‌کردیم. بعید می‌دانم ابریشمچی (که در رأس حفاظت قرار داشت) بی‌اطلاع بوده و خروجش درست پیش از حمله، اتفاقی بوده باشد.‌</p>
<p>لورفتن خانه زعفرانیه و تصفیه‌های درونی در سازمان،سابقه‌دار است. کسانی که در این مرحله زنده ماندند و فرار کردند، اساساً کسانی بودند که از قبل، سرسپردگی‌شان به رجوی (و درنتیجه اربابان جدیدش) را ثابت کرده بودند.‌</p>
<p>جریانات بعدی، یعنی جایگزینی موسی خیابانی با علی زرکش، آوردن زرکش به فرانسه و خلع رده و جایگزینی وی با مریم رجوی، نشان‌دهندۀ اتفاقی‌نبودن حذف این نفرات است. مسعود رجوی هم‌زمان در خارج هم شروع به حذف رقبای درون‌سازمانی کرد. یکی از راه‌های رجوی برای راحت‌شدن از دست ناراضیان درون‌سازمانی، اعزام آن‌ها به مرز و شلیک از پشت سر بود تا اعلام کند آن‌ها در درگیری‌های مرزی کشته ‌شده‌اند.‌</p>
<p>به‌نظرم، اصلاً مریم و مسعود به این دلیل عنوان &#8220;اشرف&#8221; را برای قرارگاه انتخاب کردند که بگویند ما در قتل این افراد یا لو‌رفتن آن‌ها دخالتی نداشته‌ایم.‌</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652">از نهان‌خانۀ زعفرانیه‌ تا قرارگاه اشرف</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68652/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در خدمت ارباب حلقه‌ها‌</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 May 2026 08:19:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68564</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در مطلبی با عنوان فوق چنین می گوید: مسعود رجوی را اولین بار در پاریس دیدم. ۲۴ سال بیشتر نداشتم. محل استقرار مسعود در پاریس، خانۀ برادرش، صالح بود. همان زمان خانۀ مجاور را خریدند و وی به آنجا منتقل شد. خانه بین مسعود رجوی و بنی‌صدر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564">در خدمت ارباب حلقه‌ها‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در مطلبی با عنوان فوق چنین می گوید:</p>
<p>مسعود رجوی را اولین بار در پاریس دیدم. ۲۴ سال بیشتر نداشتم. محل استقرار مسعود در پاریس، خانۀ برادرش، صالح بود. همان زمان خانۀ مجاور را خریدند و وی به آنجا منتقل شد. خانه بین مسعود رجوی و بنی‌صدر تقسیم شد. بعد از ازدواج رجوی با فیروزه (دختر بنی‌صدر) خانۀ دیگری در مجاورت دو خانۀ اول هم خریداری شد.‌</p>
<p>اولین روزهای حضور در پاریس برایم روزهای عجیبی بود. آنچه ما در خارج تبلیغ می‌کردیم، با آنچه در داخل مجاهدین خلق بود، زمین تا آسمان فرق داشت. ما حتی تا روزها بعد از هفت‌تیر هم عکس‌های آیت‌الله خمینی، ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی را در جلسات یا سر میز کتاب کنار هم می‌گذاشتیم. در پاریس به‌سرعت متوجه شدم نه‌تنها نباید تصویر آیت‌الله خمینی را در کنار عکس مسعود رجوی بگذاریم، که حتی عکس بنی‌صدر هم اضافی بود و فقط باید عکس مسعود باشد.‌</p>
<p>هم‌زمان با شکل‌گیری اتحادیه انجمن های دانشجویان مسلمان در خارج از کشور (هواداران سازمان مجاهدین خلق)، نشریه اتحادیه هم شروع به کار کرد. مسئولش محمدعلی جابرزاده انصاری بود که تازه از تهران رسیده بود. در سازمان «برادر قاسم» صدایش می‌کردیم. یکی‌دو نویسنده و صفحه‌بند و غیره هم بودند که خلاصۀ انتشارات سازمان را جمع‌وجور می‌کردند. یادم هست آن دوران روزی وارد اتاق جابرزاده شدم و دیدم دارد گریه می‌کند. مجاهد خلق و گریه؟! بعداً فهمیدم پسرش آن روز در تهران در درگیری کشته شده است.‌</p>
<p>یادم هست آنجا علی زرکش را هم دیدم. او برای چند روز در آن خانه (خانه نشریه) بود؛ ولی بعداً غیبش زد. ساکت بود، ولی پرمغز. می‌شد حدس زد که استخوان خرد کرده است. می‌دانستم شب‌ها با جابرزاده تا صبح بحث‌وجدل می‌کنند. این‌ها مسائلی بود که به من ربط نداشت. تا جایی که به من برمی‌گشت، مسئلۀ اصلی انتشار هفتگی (و گاه ویژه‌نامه‌های بین هفته) نشریه بود.‌</p>
<p>اما کارم در نشریه خیلی مهم نبود و دیگران هم می‌توانستند آن کار را انجام دهند. دستور آمد که بروم و خودم را به سعید شاهسوندی معرفی کنم. تماس گرفتم. او در آلمان بود و گفت باید هرچه سریع‌تر به آلمان بروم. پاسپورت من ایرانی بود و تاریخش تمام شده و حتی ویزای فرانسه هم باطل شده بود. با این پاسپورت می‌خواستم بدون ویزا از فرانسه به آلمان بروم. مقداری پول به من دادند و دو مسیر هم پیشنهاد کردند که من مرز زاربروخن را انتخاب کردم. آنجا اتوبوس‌های کارگران رفت‌وآمد می‌کردند. قرار بود بروم در بین آن‌ها بنشینم و اعزام شوم. وقتی رسیدم، متوجه شدم کارخانه به‌خاطر کریسمس تعطیل شده است. سوار قطار شدم. دو بار در بین راه، مأموران کنترل مرا بازخواست کردند و به فرانسه دیپورت شدم. بار سوم که در توالت قطار پیدایم کردند، متوجه شدند من اصلاً ویزای فرانسه هم ندارم و پلیس فرانسه از تحویل‌گرفتن من سر باز زد. گفتند پس راهی نیست و تو را برمی‌گردانیم ایران که البته هم آن‌ها و هم من می‌دانستیم کار راحتی نیست؛ به‌خصوص وسط تعطیلات کریسمس. در بازداشتگاه مرزی آلمان نشسته بودم که دیدم مأمور آمد و درب را باز کرد و رفت. هرچه صدایش کردم حتی برنگشت. بیرون رفتم و دیدم درب ساختمان هم وسط شب باز است. کمی دورتر شدم و دیدم اصلاً کسی دنبالم نمی‌آید. درست نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده بود؛ ولی حدس می‌زنم مأمور می‌خواست از شرِ یک ایرانی پاسپورت‌سوخته که حتی ویزا هم ندارد، خلاص شود. شاید هم دستور آمده بود مرا آزاد کنند.‌</p>
<p>کمی رفتم تا یک تلفن عمومی پیدا کردم. زنگ زدم به سعید شاهسوندی و با او قرار گذاشتم روز بعد در مونیخ، یک جایی وسط شهر همدیگر را ببینیم. حالا دیگر احساس می‌کردم واقعاً یک «مجاهد خلق» شده‌ام.‌ روز بعد رسیدم به مونیخ و برای اولین بار با سعید شاهسوندی، که تصویرش را در نشریات به‌عنوان کاندیدای مجاهدین خلق از شیراز دیده بودم، ملاقات کردم. مأموریت جدیدم همراه با سعید، انتقال فرستندۀ رادیویی از آلمان و تجهیز و راه‌اندازی رادیو مجاهد در عراق بود.‌</p>
<p>تهیه و تنظیم: عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564">در خدمت ارباب حلقه‌ها‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68564/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بانک خون‌</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 May 2026 08:48:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68414</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از تئوری‌های مسعود رجوی این است که کسانی که برای عملیات نظامی می روند نباید زنده برگردند. همچنین در این تفکر، توابین در زندان و آزادشدگان نیز جایگاهی ندارند. اساساً آن‌ها نباید زنده می‌ماندند. شروع فعالیت انجمن نجات در ایران هم از همین نقطه بود که مشخص شد رجوی نفرات را می‌فرستد که کشته [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414">بانک خون‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از تئوری‌های مسعود رجوی این است که کسانی که برای عملیات نظامی می روند نباید زنده برگردند. همچنین در این تفکر، توابین در زندان و آزادشدگان نیز جایگاهی ندارند. اساساً آن‌ها نباید زنده می‌ماندند. شروع فعالیت انجمن نجات در ایران هم از همین نقطه بود که مشخص شد رجوی نفرات را می‌فرستد که کشته شوند، نه اینکه بکشند.</p>
<p>سال‌های 1996 و 1997، انبوهی از افراد را به ایران می‌فرستادند تا عمل تروریستی انجام دهند. این افراد باید مثلاً در سطل زباله بمب بگذارند، رهگذران را ترور کنند، خمپاره بزنند و آن‌قدر ادامه دهند تا کشته شوند. تعلیم هم این بود که پیش از دستگیری نارنجک بکشید یا سیانور بجوید. سیستم‌های امنیتی ایران متوجه این مسئله شدند و با هزار زحمت (و به‌خطرانداختن جان خودشان) توانستند تعدادی از این‌ها را پیش از خودکشی زنده دستگیر کنند. اولین گروه از این دستگیرشدگان دو مرد و دو زن بودند که متوجه شدند چه کلاهی سرشان رفته و رجوی به دنبال کشته‌شدن آن‌ها بوده است تا تنور داخل سازمان را گرم نگه دارد و طبق معمول چیزی برای عرضه به ولی‌نعمتان داشته باشد. این‌ها بعدها پس از گذراندن دورۀ زندان پایه‌گذاران انجمن نجات شدند. الان دو نفرشان در هلند، یکی در چین و دیگری در ایران زندگی می‌کنند.‌</p>
<p>سازمان وقتی به خود مسعود رجوی می‌رسد، هزار دلیل می‌آورد که چرا در زمان شاه همه اعدام شدند، ولی او اعدام نشد، و تمام شواهد و دلایل علیه رجوی را دروغ می‌داند. ولی وقتی به نفرات دیگر برمی‌گردد، اساساً زندانی اعدام نشده یا آزادشده را قبول ندارد. زندانی آزادشده، طبعا تمام بافته‌های سازمان دربارۀ زندان‌های ایران را پنبه می کند. از سوی دیگر، افرادی که شرایط را می‌دیدند و درمی‌یافتند که آنچه در قرارگاه مجاهدین خلق به خوردشان داده‌اند دروغ است، گرفتار تناقض می‌شدند و این زهری کشنده برای سازمان رجوی تلقی می‌شد.‌</p>
<p>دلیل عدم اعتماد رجوی به زندانی آزادشده این است که اساساً قرار نیست زندانی آزاد شود. اصلاً قرار نبود زندانی شود. قرار بود که سیانور بخورد، شهید شود و نامش در &#8220;بانک خون&#8221; آقا و خانم رجوی ثبت گردد. در قوانین سازمان رجوی، زندانی‌شدن و بعد هم آزاد‌شدن عین نقض دستور است. از نظر مرکزیت سازمان، چشم و گوش کسی که زندان رفته باشد، بازتر از آن است که بشود به او اعتماد کرد. به‌اعتقاد سازمان، نفر زندان‌رفته و نفر عملیات‌رفته (دور شدن از خانه) دیگر در خانه جایی ندارد و باید استفاده شود تا شهید شود و نامش در فهرست شهدا وارد گردد.‌</p>
<p>اما این فهرست چه کارکردی برای رجوی دارد؟ این فهرست کارکرد شگرفی برای مسعود رجوی دارد. هم دستش در مقابل ولی‌نعمتان پر است و هم تنور داخل تشکیلات را گرم نگه می‌دارد. البته تعدادی از اعضای مسئله‌دار نیز می‌توانند در این فهرست جا بگیرند.‌</p>
<p>دربارۀ اعدام‌های سال ۱۳۶۷، مسعود رجوی در آغاز مدعی شد که تعداد آن، شش‌ هزار و چهار صد نفر است؛ اما کم‌کم این آمار را تغییر داد. از این ‌رو، در مرحلۀ بعد ادعا کرد این تعداد دوازده‌ هزار نفر بوده و بعد مدعی شد که بیست ‌تا‌ سی ‌هزار نفر از اعضای سازمان توسط جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند. او حتی در این راستا کتابی هم منتشر کرد تا عدد سی‌ هزار نفر اعدامی را ثبت کند. رجوی تلاش می‌کرد با کمک این فهرست، در مجامع جهانی علیه جمهوری اسلامی اقامۀ دعوی کند.‌</p>
<p>از این ‌رو، فهرست ارسالی به سازمان ملل متحد همراه با انبوهی از اسامی تنظیم شد و گروهی نیز به‌عنوان شهود ادعا کردند که آن فهرست صحت دارد؛ اما چندی ‌بعد، تعدادی از افراد که بعدها از سازمان جدا شدند، شهادت دادند که حرف‌هایشان دربارۀ اعدام‌ها دروغ بوده است.</p>
<p>دربارۀ فهرست تنظیم‌شده از سوی سازمان امروز می‌توان ادعا کرد بسیاری از اسامی مندرج در آن اصلاً وجود خارجی نداشتند؛ برخی از اسامی کسانی بودند که در سال‌های پیش به‌دنبال جرم‌هایی مانند قتل یا قاچاق عمده مواد مخدر اعدام شده بودند و هیچ ارتباطی با سازمان نداشتند؛ تعدادی نیز در این فهرست بودند که گواهی فوت آن‌ها نشان می‌داد بر اثر تصادف مرده‌اند و تعدادی نیز در درگیری‌های مسلحانۀ سازمان کشته شده بودند. حتی سازمان اسامی تعداد درخور توجهی از کشته‌شدگانِ عملیات موسوم به فروغ جاویدان (مرصاد) را هم به این فهرست اعدامی ها اضافه کرد.‌</p>
<p>این فهرست‌سازی اولاً، به‌خاطر پشتیبانی سازمان‌های اطلاعاتی ضدایرانی از مجاهدین خلق (به‌طور مشخص سازمان سیا که رابط آن زمانش سید محمد سیدالمحدثین بود) موفق بود. سندسازی‌ها، شهادت‌های دروغین و ارقام‌ و اعداد با روش‌های اطلاعات‌شویی در نشریات به‌اصطلاح معتبر و مراکزی که تحت تأثیر بودند &#8211; مثلاً کتابخانه کنگره آمریکا که این روزها دیگر هر چیزی را تحت نام سند منتشر می‌کند و استقلالی برایش باقی نمانده &#8211; توانست به این شکل مورد استفاده دوایر ضدایرانی قرار گیرد؛ ثانیاً، نه اولین مورد کشته‌سازی بود و نه آخرین آن.‌</p>
<p>اولین نمونۀ کشته‌سازی در همان سال نخستی بود که مجاهدین خلق به عراق رفته بودند؛ حسن جزایری آن زمان محصل در لندن بود که بیماری قلبی داشت. وی برای تعلیمات به‌همراه عده‌ای به عراق اعزام شد (سازمان این افراد را تحت عنوان عضو به عراق می‌برد و سپس شروع به فهرست‌سازی می‌کرد چون به‌ازای تعداد اعضا از صدام سرانه می‌گرفت) و چندی بعد در زمین تمرین «کفری» به‌دلیل آفتاب‌زدگی و اهمال در رسیدگی و تشدید بیماری قلبی فوت کرد. (بعد از اینکه جزایری در آن گرما غش کرد، او را در خودرو رهایش کردند و بعد از تمرینات متوجه شدند که مرده است) جالب است که همسرش لیلا جزایری (نام اصلی‌اش اعظم ملاحسنی کهنه است که به‌سبب خلاف‌های متعدد مالی مجبور شد نامش را عوض کند) و پسرش (محمدحنیف جزایری) از آن زمان تا به ‌حال در نشریات و مقالات مدعی شده‌اند که حسن در ایران اعدام شده است.‌</p>
<p>از این قبیل موارد بسیار زیاد است؛ مثلاً تا زمان عملیات فروغ جاویدان، سازمان خیلی از کسانی که در درگیری‌های مسلحانه کشته می‌شدند، فهرست می‌کرد و از آن بهره‌برداری تبلیغاتی می‌نمود. مسعود رجوی نام این کار را «بانک خون» گذاشته بود و اسمی را که بعداً به فهرست اضافه می‌شد «بهرۀ بانک خون» می‌نامید.‌</p>
<p>بعد از عملیات فروغ جاویدان، سازمان پی برد که ایجاد فهرست‌های ساختگی، بازدهی چشمگیری، به‌ویژه در مجامع بین‌المللی، برای مجاهدین خلق دارد؛ از این ‌رو از آن زمان، این روند تشدید شد و این کار سیستماتیک ادامه پیدا کرد تا جایی که «کشته‌سازی» جایگاه بالاتری از «تروریسم» گرفت.‌</p>
<p>برداشت از کتاب: تهران تا تیرانا ‌</p>
<p>(خاطرات مسعود خدابنده؛ عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت از مسعود رجوی‌)</p>
<p>نگارش: محمد جعفربگلو‌</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414">بانک خون‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68414/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>در بارگه خدایگان‌</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Feb 2026 09:50:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج مسعود و مریم رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود و مریم رجوی و رهبری فرقه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67990</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب تهران تا تیرانا اشاره می نماید: من مریم رجوی را اولین بار در اورسورواز در حومه پاریس دیدم. آن موقع او مسئولیت دفتر مسعود رجوی و خانه‌داری وی را برعهده داشت. آن زمان من به تیم حفاظت مخصوص او وارد شده بودم تا زن رسمی آن زمان مسعود، یعنی فیروزه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990">در بارگه خدایگان‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب تهران تا تیرانا اشاره می نماید:</p>
<p>من مریم رجوی را اولین بار در اورسورواز در حومه پاریس دیدم. آن موقع او مسئولیت دفتر مسعود رجوی و خانه‌داری وی را برعهده داشت. آن زمان من به تیم حفاظت مخصوص او وارد شده بودم تا زن رسمی آن زمان مسعود، یعنی فیروزه بنی‌صدر، را تعقیب کنم. از همان روزهای اول مشخص بود مریم کسی نیست که خط قرمزی برای خودش داشته باشد و روشن بود که تصمیمش را گرفته تا هر طور شده، از طریق مسعود خودش را در سازمان بالا بکشد.</p>
<p>بعد از طلاق مسعود از فیروزه، کمی مسائل برایم روشن‌تر شد و دقیقاً دریافتم که چرا فیروزه نتوانست تحمل کند و فرار کرد. مریم در ظاهر جاروکشی خانۀ رجوی را می‌کرد؛ ولی بلایی بر سر فیروزه آورد که او تصمیم به جدایی گرفت. مریم به‌اصطلاح قاپ مسعود را دزدیده بود و البته به نقاط ضعف مسعود هم به‌خوبی واقف بود. بدتر از همه اینکه مریم حاضر بود برای رسیدن به هدف هر کاری بکند.</p>
<p>آن روزها مریم که هنوز به‌طور رسمی زن مهدی ابریشمچی بود، ۹۰ درصد وقتش را در کنار و واضح‌تر بگویم در اتاق مسعود می‌گذراند. من به خاطر کارم که حفاظت بود، نمی‌توانستم متوجه این موضوع نشوم! مریم ماه‌ها به خانۀ خودش نرفت و کمی بعد، متوجه شدم او حامله شده است. یک روز اطلاع دادند که مریم باید به بیمارستان برود و دو ماشین (بدون حفاظت و پروتکل بالا) آماده کردم و مریم را به بیمارستان بردم. آنجا دکتر صالح رجوی (برادر مسعود رجوی) منتظر بود و مریم را برای عمل منتقل کردند که البته قرار نبود من سؤالی بپرسم و نپرسیدم؛ ولی طولی نکشید که از اتاق عمل خارج شدند. مریم حال خوشی نداشت. آن روز مریم برای کورتاژ و سقط‌ جنینی که مشخص بود از آن مسعود رجوی بود، به بیمارستان مراجعه کرده بود.</p>
<p>زمان شروع انقلاب ایدئولوژیک و بعد از ارتباط علنی مریم با مسعود، بیشتر به آن‌ها نزدیک شدم و به‌قولی مریم روی من حساب می‌کرد. یعنی هر دو، من را به‌صورتی دوست خصوصی خودشان حساب می‌کردند. بخشی از کار من شد کارهایی که نمی‌توانستند به اعضای سازمان (بالا یا پایین) بدهند. از بردن مریم برای خرید لباس تا پیداکردن لیموشیرین (که در فرانسه خیلی قابل‌دسترس نیست) برای مسعود! از پیداکردن ویلا و انتقال مخفیانۀ مریم برای تعطیلات به جنوب فرانسه و جنوب اسپانیا، تا پیدا‌کردن سوزن برای سلاح کمری مسعود رجوی.<br />
مریم هیچ‌وقت در جریان طلاق‌ها از مسعود جدا نشد و البته طبق آن تئوری نباید هم می‌شد. یعنی همۀ زنان از شوهرانشان طلاق گرفته بودند تا زن مسعود باشند. من در جلسات زنان با مسعود حضور نداشتم؛ ولی وجود این جلسات بالطبع از چشمم مخفی نمی‌ماند. در این جلسات مریم هم همیشه حاضر بود. یادم هست در سال ۲۰۰۸ وقتی در عراق اولین بار این بحث را از یکی از زنان جداشده که به من اعتماد داشت شنیدم، خیلی برایم شوکه‌کننده نبود. بعدها از چند زن دیگر هم شنیدم که البته اکثراً با صحبت عمومی دربارۀ آن موضوع مشکل داشتند و خصوصی می‌گفتند.</p>
<p>سال‌ها بعد، بالأخره بعد از دو سال جروبحث با نفرات باقی‌ماندۀ شورای ملی مقاومت، قبول کردند مریم را به‌عنوان رئیس‌جمهور معرفی کنند. رجوی می‌گفت بعد از جنگ اول خلیج‌فارس و ضدیت غرب با صدام حسین، مجاهدین خلق باید کاری کنند که رابطه با غرب حفظ شود و لازمۀ آن ریاست‌جمهوری مریم و انتقالش به فرانسه است. بله! زمانی که مریم رجوی را به فرانسه بردم، دلیل اصلی‌اش این بود که در خارج جای پایی برای مسعود باز کند که در عراق گیر کرده بود و فهمیده بود ‌ماندن پای صدام حسین خطا بود. قبل از آن، دو سال طول کشید تا به باقی‌مانده‌های شورای ملی مقاومت قبولاند که مریم رئیس‌جمهور شود. یادم هست آقای متین‌دفتری و آقای هزارخانی قبول نمی کردند و در نهایت هم با اکراه، کوتاه آمدند.</p>
<p>وقتی به پاریس رسیدیم، مریم شروع به میهمانی و سورچرانی کرد. به فمینیست‌های آمریکایی و سوئدی پول می‌داد تا بیایند بنشینند و مریم برایشان سخنرانی کند که «راه فمینیسم از درک مسعود و انقلاب می‌گذرد.» آن‌ها هم می‌خوردند و سهمشان را می‌گرفتند و به ریشمان می‌خندیدند و می‌رفتند.</p>
<p>مریم رجوی زنی است که شاخصۀ حسادت را بارز و عیان دارد. فردی که حتی به یک دختر جوان و زیبا یا زنی با موهای لخت حسادت می‌کند. از همان روز اول به‌شدت وابسته به قرص و داروی اعصاب بود و این اواخر که هنوز از سازمان جدا نشده بودم، در عمل هر دو ساعتی که در بیرون فعالیت داشت، حتی مصاحبه یا جلسۀ کوچک، سه روز روی تخت می‌افتاد و نای بلند‌شدن نداشت. البته از همان تخت هم گاهی روحیۀ عصبی و وضعیت آشفته‌اش را می‌شد فهمید.</p>
<p>مسعود رجوی سه بار ازدواج کرد. بعد از خروج از زندان به‌فاصلۀ چند هفته با اشرف ربیعی ازدواج کرد. بعد از کشته‌شدن اشرف، به‌فاصلۀ کوتاهی در پاریس با فیروزه بنی‌صدر ازدواج کرد و بعد از طلاق فیروزه، تقریباً بدون فاصله، با مریم، زن مهدی ابریشمچی، ازدواج کرد. البته ارتباط مسعود با مریم در خلال ازدواج با فیروزه برقرار بود و بعداً هم کمی قبل از انقلاب ایدئولوژیک، مریم برای کورتاژ به بیمارستان رفت. این نطفه نمی‌توانست مربوط به ابریشمچی باشد؛ چون مریم اساساً ماه‌ها بود که شب‌ها به خانه نمی‌رفت و در خانۀ مسعود می‌ماند. می‌خواهم بگویم مسعود رجوی همیشه یک شخصیت غیرمعمولی داشت و آن ضعف در برابر زن ها بود. بعدها هم که این خصوصیت به اوج رسید و به طلاق‌های جمعی و ازدواج همۀ زنان با او و ماجرای &#8220;رقص رهایی&#8221; انجامید.‌</p>
<p>تنظیم از عاطفه نادعلیان</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990">در بارگه خدایگان‌</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67990/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عملیات مهندسی مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67946</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67946?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Feb 2026 10:41:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[استراتژی خشونت طلبانه]]></category>
		<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67946</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب تهران تا تیرانا در خصوص سابقه سازمان مجاهدین خلق در جریان جنایات انجام شده تحت عنوان عملیات مهندسی چنین می گوید: کمیتۀ انقلاب اسلامی شبکه‌ای ضدتروریستی داشت که در بین مجاهدین خلق با اسم رمز &#8220;عبدالله پیام&#8221; شناخته می‌شد. این شبکه با تعقیب و مراقبت و شنود، با تروریسم و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67946">عملیات مهندسی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مهندس مسعود خدابنده در کتاب تهران تا تیرانا در خصوص سابقه سازمان مجاهدین خلق در جریان جنایات انجام شده تحت عنوان عملیات مهندسی چنین می گوید:</p>
<p>کمیتۀ انقلاب اسلامی شبکه‌ای ضدتروریستی داشت که در بین مجاهدین خلق با اسم رمز &#8220;عبدالله پیام&#8221; شناخته می‌شد. این شبکه با تعقیب و مراقبت و شنود، با تروریسم و گروه‌های مسلح مقابله می‌کرد. در مقابل آن تیم، ابراهیم ذاکری یک شبکۀ اطلاعاتی تشکیل داد. (این شبکه، با شبکه‌ای که به‌سرپرستی هادی روشن‌روان مسئول کسب اطلاعات از مقامات ایران بود فرق می‌کرد. شبکۀ اخباری در زمینۀ تخلیۀ تلفنی بسیار پیشرفت کرد و الان هم فعال است). این گروه موفقیتشان در این بود که توانستند با اضافه‌کردن خازن به مدار موج‌یاب رادیوهای معمولی، پیغام‌های محرمانۀ کمیته و اصطلاحاً «عبدالله پیام» را شنود کنند. البته بعدها وقتی کمیته از این موضوع آگاه شد، به‌راحتی با دادن اطلاعات اشتباه، مجاهدین خلق را به دام انداخت.</p>
<p>به‌هرحال، ضربه‌خوردن‌های مکرر مجاهدین خلق از تعقیب و مراقبت‌ها و شبکۀ عبدالله پیام و اینکه نمی‌دانستند از کجا ضربه می‌خورند، آن‌ها را به سمت عملیات مهندسی سوق داد. یعنی خط داده شد که هرکس را که مشکوک به مراقبت از خانه‌های تیمی یا جمع‌آوری اطلاعات است، بدزدند، به خانه‌تیمی ببرند، شکنجه کنند (یا به‌قول خودشان مهندسی کنتد) و اطلاعات کسب نمایند. طبیعی است که بعد از این کار دیگر نمی‌توانستند فرد را زنده بگذارند. بنابراین، اولاً فجیع‌ترین شکنجه‌ها مجاز بود (چون بعد باید او را می‌کشتند) و ثانیاً دستگاهی باید ایجاد می‌شد که از این مسئله برای ایجاد رعب و وحشت دیگران استفاده کنند.</p>
<p>از نظر من، نقطۀ شروع عملیات مهندسی در سازمان، قتل مجید شریف واقفی بود که قبح این کارها را در سازمان از بین برد؛ ولی به اینجا خاتمه پیدا نکرد. بعدها در عراق همین نوع حرکات این بار نه علیه دشمن که علیه دوست شدت گرفت و برخی را که مشکوک به نفوذی‌بودن می‌دانستند، زیر شدیدترین شکنجه‌ها، به قتل می‌رساندند. البته این موضوع وسیله‌ای شد تا کسانی که در عراق زیر بار دستورات رجوی نمی‌رفتند، تحت عنوان «تعیین تکلیف» زندان و شکنجه شوند تا وادار به تسلیم گردند.<br />
یادم هست علی قشقاوی، یکی از این افراد، می‌گفت: «من را سه روز زندان و شکنجه کردند که باید زنت را طلاق بدهی.» می‌گفت: «روز چهارم دستم زیر شکنجه شکست. نه‌تنها مرا به دکتر نبردند، که اتفاقاً فشار را روی همان دست شکسته متمرکز کردند. تازه متوجه شدم اگر کوتاه نیایم، واقعا جانم در خطر است. »</p>
<p>البته جداشدگان از این نوع خاطرات زیاد دارند. یکی از دوستان که خوش‌مشرب است و در سازمان هم برنامه‌های لطیفه و طنز درست می‌کرد، می‌گفت: «من را بردند زندان و کتک زدند و فحش دادند که باید امضا کنی نفوذی هستی. یکی از شکنجه‌گران من حسن نظام‌الملکی بود (که آدم کثیفی است و در سازمان به نام حسن نظام معروف است). بعد از مدتی دیگر بریدم و صدا زدم که غلط کردم و تسلیمم. »</p>
<p>بله! داستان عملیات مهندسی که به شرکت‌کنندگان در آن گفته می‌شد هزار بار ایدئولوژیک‌تر از کسانی هستید که در عملیات نظامی شرکت می‌کنند، نه شروع انحراف بود و نه خاتمۀ آن؛ ولی به‌وضوح یکی از بخش‌های تاریخچۀ سازمان است که هم مدارک و اسناد بسیاری از آن به جا مانده و هم چهرۀ واقعی سازمان را ورای تعریف و تمجیدهای از خود و سفسطه‌ها و مغلطه‌ها نشان می‌دهد. البته این سازمانی است که همین اعضایش در کشورهای غربی شاهدان نقض حقوق بشر در ایران و فعالان دمکراسی‌طلب معرفی می‌شوند تا بتوانند سر میز مذاکرات از آن‌ها به‌عنوان پول خرد استفاده کنند.</p>
<h3>اعزام تیم های ترور:</h3>
<p>نقشۀ ترور آیت‌‌الله خامنه‌‌ای‌ یکی از برنامه‌های سازمان از سال ۶۰ بود که عملیات ۷ تیر و ۸ شهریور و دیگر عملیات‌ه تروریستی علیه مسئولان نظام در همین راستا بود. در اواخر دهه ۶۰، سازمان مجاهدین خلق تصمیم گرفت آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، را ترور کند.<br />
یکی از اعضای سازمان که الان در انگلستان است، مسئول آموزش و انتقال تیم‌های ترور از مرز پاکستان به داخل ایران بود. او می‌گفت: «روزی به من اطلاع دادند که این بار خودت باید بروی. من هم تا حدودی خوشحال شدم؛ چون خیلی‌ها با آموزش من رفته و کشته شده بودند و خوب بود که نوبت خودم باشد. نفر همراه انتخاب کردم و از مرز عبور کردیم و در مسافرخانه‌ای خوابیدیم. صبح بیدار شدم و دیدم نفر همراه من، با بیست‌هزار دلاری که با خود آورده بودیم فرار کرده است. من دَه‌هزار دلار داشتم و قرار بود روز بعد برویم زاهدان سر قرار که سلاح و موتور تحویل بگیریم. زنگ زدم به سرپل که قضیه این‌طوری است. جواب دادند که برو و خودت تنهایی عملیات را انجام بده.</p>
<p>من یک روز تمام نقشه و برنامه را بالا و پایین کردم که چطور یک نفره کار را انجام بدهم. شروع می‌کردم از بالا و وقتی به آخرش می‌رسیدم، می‌دیدم من کشته خواهم شد و سوژه زنده می‌ماند. سوژه آیت‌الله خامنه‌ای بود. این موضوع مربوط می‌شود به سال‌های ۱۹۸۸ یا ۱۹۸۹. رفتم سر قرار. قاچاقچی را دیدم. آشنا درآمد. دَه‌هزار دلار را دادم به او که من را به طریقی از ایران خارج کند و این قاچاقچی توانست من را به انگلستان برساند. »</p>
<p>این شخص الان سال‌هاست به‌عنوان فرد پاکستانی و با نام مستعار کار و زندگی می‌کند. من با او حدود سال ۱۹۹۵ آشنا شدم. البته او پنج‌ شش سال پیش از آن، دنبال این کار بوده و بعد از فرار مدتی مخفیانه در بین جامعۀ پاکستانی کار می‌کرد تا قانع شد خودش را معرفی کند. البته از گذشته هم ‌صحبتی نمی‌کند. در سازمان در رده‌های بالاتر به‌اسم رئوف پاکستان شناخته می‌شد و سرپل اعزام و رابط رابطی در پاکستان بود؛ یعنی مسئولیت آخرین آموزش‌ها و توجیه و اعزام تیم‌های ترور از مرز پاکستان را داشت.‌</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67946">عملیات مهندسی مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67946/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خاطراتی خواندنی از سرتیم حفاظت مسعود رجوی</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 Aug 2025 07:36:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات اعضا جدا شده سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=66224</guid>

					<description><![CDATA[<p>چاپ چهارم کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221;؛ خاطرات مسعود خدابنده از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت مسعود و مریم رجوی، با تدوین محمدجعفر بگلو، توسط انتشارات شهید کاظمی راهی بازار نشر شد. سازمان مجاهدین خلق ایران که امروزه با عنوان &#8220;منافقین&#8221; شناخته می‌شود، در حافظه تاریخی ایرانیان یادآور جنایت، ترور، خیانت و وطن‌فروشی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224">خاطراتی خواندنی از سرتیم حفاظت مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چاپ چهارم کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221;؛ خاطرات مسعود خدابنده از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت مسعود و مریم رجوی، با تدوین محمدجعفر بگلو، توسط انتشارات شهید کاظمی راهی بازار نشر شد.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق ایران که امروزه با عنوان &#8220;منافقین&#8221; شناخته می‌شود، در حافظه تاریخی ایرانیان یادآور جنایت، ترور، خیانت و وطن‌فروشی است؛ البته تاریخچه مجاهدین خلق حاوی ابعاد گسترده‌تری است. این سازمان از بدو تأسیس در میانه دهه 40 تا به امروز که در گوشه‌ای از خاک آلبانی و تحت حمایت آمریکا ادامه حیات می‌دهد، منشأ تحولاتی بوده است؛ ترور مستشاران آمریکایی در سال 54، تغییر ایدئولوژی سازمان از اسلام به مارکسیست، تکاپوهای سازمان در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب، فعالیت‌های مجاهدین خلق بعد از سقوط شاه، اعلان جنگ مسلحانه علیه نظام، روی آوردن به ترور مسئولین نظام، ترورهای کور و جنایت علیه مردم ایران، همراهی با صدام و دشمن متجاوز بعثی، راه‌اندازی عملیات فروغ جاویدان علیه جمهوری اسلامی، خیانت‌های متعدد سیاسی، جاسوسی و… تنها بخشی از کارنامه سازمان مجاهدین خلق است که هنوز بعد از گذشت شش دهه از تأسیس، ناگفته‌های بسیاری پیرامون آن وجود دارد.</p>
<p>بدون تردید، روایت و واگویه‌های تاریخی از سوی اعضای سازمان می‌تواند گره‌های تاریخی متعددی را بگشاید. مسعود خدابنده یکی از همین شخصیت‌هاست. او که از پیش از پیروزی انقلاب، سمپات مجاهدین خلق بود، تا سال 1375 که از سازمان برید، تمام رده‌های سازمانی را طی کرد و به نزدیک‌ترین عنصر به مسعود و مریم رجوی تبدیل شد. وی دو دهه سابقه عضویت در سازمان را در کارنامه دارد.</p>
<p>مسعود خدابنده که با نام مستعار &#8220;رسول&#8221; در سازمان فعالیت می‌کرد، در تابستان 1360 مسئول مستقیم انتقال محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری (عاملین انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری و دفتر نخست‌وزیری) بود. وی در بخشی از این کتاب، درباره انتقال کلاهی و کشمیری از ایران می‌گوید: &#8220;هم‌زمان با ورود مسعود رجوی و ابوالحسن بنی‌صدر به فرانسه (مرداد 1360)، من از لندن به پاریس اعزام شدم و سپس همراه سعید شاهسوندی برای انتقال یک فرستنده رادیویی 10 کیلوواتی و سایر وسایل ارتباطی از مونیخ به بغداد و ازآنجا به مرز کردستان ایران و از طریق کوهستان به دره زیر سردشت منتقل شدم.</p>
<p>مدتی از حضور در کردستان نگذشته بود که این مقر تبدیل به محل وصل نفرات داخل کشور به فرانسه شد. بسیاری از اعضا در آن سال‌ها به‌ویژه بعد از شکست 30 خرداد 60 از طریق مقر ما که آن زمان هم‌جوار مقر حزب دموکرات بود، به دفتر بغداد و از طریق اردن به فرانسه منتقل شدند. ازجمله این‌ها مهدی ابریشمچی و جلال گنجه‌ای بودند که همه آن‌ها را خودم از مرز تحویل گرفتم. محمدرضا کلاهی (عامل انفجار دفتر حزب جمهوری) و مسعود کشمیری (عمل انفجار 8 شهریور) هم در همین زمان و البته با فاصله زمانی کمی به مقر ما منتقل شدند.</p>
<p>مشخص بود که هیچ‌کدام را به خاطر سابقه نمی‌توانستیم به اروپا بفرستیم و دستور، نگه‌داشتن و مراقبت از آن‌ها بود. کلاهی (با نام سازمانی کریم رادیو) را که به لحاظ فنی در ایستگاه رادیو قابل‌استفاده بود در کردستان نگه داشتیم و مسعود کشمیری (با نام سازمانی باقر روابط) را که عربی بلد بود به دفتر بغداد فرستادیم…&#8221;. خدابنده اطلاعات و تحلیل‌های جالبی درباره حیات یا ممات کشمیری و کلاهی دارد.</p>
<p>وی در جای دیگری از خاطراتش می‌گوید: &#8220;در مورد انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی (7 تیر 1360) و دفتر نخست‌وزیری (8 شهریور 1360)، فکر نمی‌کنم کسی در اعضا، هواداران، اعضای شورا و یا جداشدگان باشد که نداند این دو عملیات کار سازمان بوده است. رجوی بارها در جلسات خصوصی، این مسئولیت را گردن گرفت. او علناً مسئولیت این دو عملیات را می‌پذیرفت و می‌گفت: این خشم خلق قهرمان بود! عامل اصلی دو عملیات 7 تیر و 8 شهریور 1360، دو نفر به نام‌های محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری بودند؛ کسانی که وظیفه انتقال آن‌ها از ایران، بر عهده من گذاشته شد.&#8221;</p>
<p>روایت‌های او از جلسات داخلی سازمان، بدیع و جالب است. مثلاً او ذیل مبحثی با عنوان &#8220;نشست معاصی&#8221; می‌گوید: &#8220;من جزو اولین کسانی بودم که در نشست‌های طلاق مریم عضدانلو از مهدی ابریشمچی و ازدواجش با مسعود رجوی شرکت کردم. آن زمان، این جلسات به‌عنوان &#8220;نشست معاصی&#8221; مشهور بود. جوان‌ترین اعضای حاضر در آن جلسات من بودم و لذا بیشتر ناظر بودم تا فعال. جوهره این نشست‌ها این بود که مسعود با همسر دوستش یعنی مهدی رابطه جنسی برقرار کرده ولی این معصیت و گناه نیست. چون مسعود رهبر است. بعد هم تئوری‌هایی به دنبال این اصل آمد که مثلاً معصوم بودن امامان به این نیست که کاری نکرده‌اند، بلکه بدین خاطر است که بالاتر قرار دارند و آنچه برای مردم معصیت است، نه‌تنها برای آنان معصیت نیست بلکه عین ثواب است!&#8221;</p>
<p>روابط سازمان مجاهدین خلق با شخصیت‌هایی چون بازرگان، بنی‌صدر، منتظری و… از جمله فصول مهم خاطرات خدابنده است. خدابنده همچنین اطلاعات بسیار جالبی درباره شخصیت مسعود و مریم رجوی دارد که بیانگر روحیات، اخلاق، سبک زندگی آنان است.</p>
<p>از دیگر فصول مهم و جالب توجه &#8220;تهران تا تیرانا&#8221;، افشای تلاشی است که سازمان مجاهدین خلق در سال 1367 برای ترور آیت‌الله خامنه‌ای -رئیس جمهور وقت – صورت داد. خدابنده که رابط اصلی این عملیات را می‌شناخت، بعدها جزئیات آن طرح را از وی شنید.</p>
<p>&#8220;تهران تا تیرانا&#8221; همچنین حاوی رازهایی از پادگان اشرف است. راوی به خوبی فضای داخلی این اردوگاه را ترسیم می‌کند و می‌گوید که چگونه عده‌ای از اعضای سازمان در این کمپ، قربانی زیاده‌خواهی و کینه سرکرده سازمان شدند. خدابنده همچنین در خاطراتش از طرح‌ها و نقشه‌های سازمان برای جذب خوانندگان، هنرمندان و افراد مشهور از جمله خدیجه اشرف‌السادات مرتضایی (مرضیه) سخن می‌گوید.<br />
چاپ چهارم کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221;؛ خاطرات مسعود خدابنده از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت مسعود و مریم رجوی، با تدوین محمدجعفر بگلو در 160 صفحه قطع رقعی با شمارگان هزار نسخه و با قیمت 120 هزار تومان توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار نشر شد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224">خاطراتی خواندنی از سرتیم حفاظت مسعود رجوی</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/66224/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات بادیگارد رجوی به چاپ چهارم رسید</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Feb 2025 09:08:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=64164</guid>

					<description><![CDATA[<p>کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات مسعود خدابنده در سازمان مجاهدین خلق به چاپ چهارم رسید. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات مسعود خدابنده از ۲۰ سال حضور در سازمان مجاهدین خلق به چاپ چهارم رسید. خدابنده که در طول دو دهه عضویت در سازمان مجاهدین خلق توانست تا مرکزیت سازمان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164">کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات بادیگارد رجوی به چاپ چهارم رسید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات مسعود خدابنده در سازمان مجاهدین خلق به چاپ چهارم رسید.</p>
<p>به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات مسعود خدابنده از ۲۰ سال حضور در سازمان مجاهدین خلق به چاپ چهارم رسید. خدابنده که در طول دو دهه عضویت در سازمان مجاهدین خلق توانست تا مرکزیت سازمان پیش برود، خاطرات جالبی از دوران حضور در جمع مجاهدین خلق دارد.</p>
<p>دیده‌های خدابنده به عنوان سرتیم حفاظت از مسعود و مریم رجوی، اطلاعات او درباره شخصیت سرکرده سازمان مجاهدین خلق، سرنوشت مسعود رجوی، عملیات‌های سازمان و تشکیلات مجاهدین خلق در نوع خود جالب توجه است. او همچنین اطلاعات تازه‌ای درباره برخی شخصیت‌های مطرح مجاهدین خلق مثل کلاهی و کشمیری ارائه داده و ناگفته‌هایی از کمپ رازآلود اشرف روایت کرده است.</p>
<p>بعد از عملیات تروریستی ۷ تیر ۱۳۶۰، محمدرضا کلاهی (عامل بمب‌گذاری در حزب جمهوری) توسط خدابنده از ایران به عراق منتقل شد. دو ماه بعد از این ماجرا، عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری (مسعود کشمیری) نیز توسط او از مرز غربی ایران به عراق انتقال پیدا کرد. خدابنده در خاطراتش به چند نقشه تروریستی ناموفق مجاهدین خلق در دهه ۶۰ اشاره کرده است.</p>
<p>این عضو جدا شده مجاهدین خلق در خاطراتش اطلاعاتی درباره عملیات سایبری مجاهدین خلق ارائه داده است. او همچنین به طرح و برنامه مجاهدین خلق در دهه شصت پرداخته و از طرح &#8220;بانک خون&#8221; در سازمان پرده برداشته است. طرح‌های عملیاتی دیگری مثل طرح &#8220;هفت هفتم&#8221; و &#8220;زدن سرانگشتان رژیم&#8221; از دیگر مواردی است که در خاطرات عضو جداشده مجاهدین خلق موشکافی شده است.</p>
<p>&#8220;تهران تا تیرانا&#8221;؛ خاطرات مسعود خدابنده با پژوهش و مصاحبه محمد جعفربگلو تدوین و در انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.</p>
<p>خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164">کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات بادیگارد رجوی به چاپ چهارم رسید</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/64164/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب &#124; ۳ کتاب در یک نگاه</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60147</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60147?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 May 2024 04:58:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب تسخیرشدگان]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب میلیشیا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=60147</guid>

					<description><![CDATA[<p>به گزارش همشهری آنلاین، در حوزه دفاع مقدس و جنگ تحمیلی کتاب های زیادی نوشته شده است، در این مطلب سه عنوان کتاب به شما معرفی شده که در دهه های مختلف و زاویه دید متفاوتی از زندگی شهدا و خانواده های ‌آن پرداخته شده است. میلیشیا داستان یک سقوط میلیشیا عنوان کتابی است که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60147">معرفی کتاب | ۳ کتاب در یک نگاه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به گزارش همشهری آنلاین، در حوزه دفاع مقدس و جنگ تحمیلی کتاب های زیادی نوشته شده است، در این مطلب سه عنوان کتاب به شما معرفی شده که در دهه های مختلف و زاویه دید متفاوتی از زندگی شهدا و خانواده های ‌آن پرداخته شده است.</p>
<h3>میلیشیا</h3>
<p>داستان یک سقوط</p>
<p>میلیشیا عنوان کتابی است که مریم رمضانی نوشته و به ماجرای جذب نیرو توسط گروه‌ مجاهدین و باورها و شیوه مدیریت آنها پرداخته است. عنوان کتاب به‌معنای نیروی شبه‌نظامی است و رمضانی خواننده کتابش را به سال‌های دهه ۸۰ می‌برد؛ وقتی که کامران برای خلق اثرش به خانه‌باغی خلوت در بیرون شهر مشهد رفته و اتفاقی با مردی به‌نام فیروز آشنا می‌شود. فیروز از کامران درخواست می‌کند داستان زندگی او را بنویسد. رمضانی در قالب مرور خاطرات، سعی در روانکاوی شخصیت‌ها داشته است و دلیل رفتار امروز آنها را در مسائل و مشکلاتشان در گذشته جست‌وجو می‌کند. مناسبات درون‌سازمانی مجاهدین خلق و واقعه ترور شهید ‌هاشمی‌نژاد از روحانیون مهم و تأثیرگذار مشهد، از پیرنگ‌های فرعی این اثر محسوب می‌شود.</p>
<div id="attachment_53047" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-53047" class="size-full wp-image-53047" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Milishia-book-2.jpg" alt="کتاب میلیشیا" width="700" height="400" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Milishia-book-2.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Milishia-book-2-300x171.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-53047" class="wp-caption-text">کتاب میلیشیا</p></div>
<p>بخش قابل توجهی از اعضا و سمپات‌ها یا همان هواداران مجاهدین در دهه ۶۰ را جوانان و نوجوانان ناآگاه و بی‌تجربه تشکیل می‌دادند اما جذب شدن شخصیت اول داستان به سازمان همان‌قدر خام و ناپخته است که ادامه مسیر دادنش. رمضانی این نکته را به‌خوبی در رمانش به مخاطب منتقل کرده است. با این‌همه میلیشیا کتابی جذاب، پرکشش و خوشخوان است که می‌تواند مخاطب را برای خواندن مطالبی مستندتر درخصوص ماجراهای آن ترغیب و تشویق کند. این کتاب سال ۱۴۰۰ در ۲۳۶ صفحه توسط نشر ستاره‌ها به چاپ رسیده است. در بخشی از این اثر جدید نشر ستاره‌ها می‌خوانیم: «من نویسنده‌ام. نه کور می‌کنم، نه شفا می‌دم. کارم قضاوت کردن و نمره‌دادن به آدم‌ها نیست. قصه تو هر چی می‌خواد باشه، باشه. من به چشم کار بهش نگاه می‌کنم. هنرمند اثرش رو خلق می‌کنه و به آزمایش می‌ذاره&#8230;»</p>
<h3>تسخیرشدگان</h3>
<p><strong>جای جلاد و شهید عوض نمی‌شود</strong></p>
<p>کتاب تسخیرشدگان، نوشته مینا شائیلوزاده، نمونه‌ای از داستان زندگی افرادی است که در دهه ۶۰ عضو سازمان مجاهدین شده‌اند؛ داستان عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی‌ای که از خود هیچ اراده‌ای ندارند. این کتاب، ماجرای دختری نوجوان است که در دهه ۶۰ و بحبوحه حملات تروریستی سازمان مجاهدین زندگی می‌کند. این اثر با نگاهی داستانی و با زبانی ساده و روان، به حقایقی در رابطه با آن سازمان می‌پردازد. نویسنده در خلال داستان، تلاش کرده است تا با ارائه اطلاعاتی درباره چند و چون این سازمان، اهداف و کارکرد واقعی آن را به نسل جوان و نوجوان امروز که به‌نظر می‌رسد اطلاعات مبهم و ناقصی از این سازمان دارد، نشان دهد. ماجرای اصلی &#8220;تسخیرشدگان&#8221; از آنجایی شروع می‌شود که بهار، شخصیت اصلی این داستان، به‌واسطه نامه‌ای متوجه می‌شود که برادرش عضو سازمان مجاهدین شده است و برای نجات زندگی برادرش دست به اقداماتی می‌زند که باعث به خطر افتادن جان خودش می‌شود. موازی با این اتفاقات، به شبهات و تردیدهایی که درباره انقلاب و سازمان مجاهدین در ذهن بهار شکل گرفته است، طی داستان پاسخ داده می‌شود.</p>
<div id="attachment_39354" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-39354" class="wp-image-39354 size-full" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Taskhirshodegan.jpg" alt="" width="600" height="400" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Taskhirshodegan.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Taskhirshodegan-300x200.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Taskhirshodegan-150x100.jpg 150w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-39354" class="wp-caption-text">کتاب تسخیرشدگان</p></div>
<p>هرچند که مخاطب اصلی رمان نوجوانانند، اما جنس دغدغه شخصیت اول داستان و ماجراهایی که طی آن اتفاق می‌افتد، طیف مخاطبان را گسترش می‌دهد. به‌گفته نویسنده رمان تسخیرشدگان قطعا جنایاتی که مجاهدین خلق مرتکب شدند نباید فراموش شود و عدم‌آگاهی نسل نوجوان امروز نسبت به این مسئله خطرات زیادی را درپی دارد. کتاب &#8220;تسخیرشدگان&#8221; سال ۹۸ با تیراژ هزار نسخه و از سوی نشر معارف عرضه شده است.</p>
<h3>تهران تا تیرانا</h3>
<p>کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221;، خاطرات مسعود خدابنده، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت از مسعود رجوی است؛ کتابی که حاصل گفت‌وگوی محمد جعفربگلو با خدابنده است. جعفربگلو درباره اینکه چطور شد این کتاب را نوشت، می‌گوید: &#8220;دی‌ماه ۱۳۹۸ بود که با مسعود خدابنده، عضو سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق، عضو شورای ملی مقاومت و مسئول مستقیم تیم حفاظت از مسعود و مریم رجوی ارتباط برقرار کردم. اول‌بار قرار بر یک گفت‌وگوی &#8220;اسکایپی&#8221; بود. همان ابتدا متوجه شدم او اطلاعاتی دقیق، ناگفته‌ها و ناشنیده‌های بسیاری درباره سازمان مجاهدین خلق دارد. حضور بیش از ۲ دهه‌ای در سازمان مجاهدین خلق و ارتباط نزدیک با سران سازمان، او را به‌ جعبه‌سیاه مجاهدین خلق تبدیل کرده است. خدابنده به‌دلیل مسئولیتش در سازمان (سرتیم حفاظت از رجوی، عضو شورای مرکزی و فرمانده ارتش آزادی‌بخش) اطلاعات بدیعی از درون سازمان مجاهدین خلق دارد. در همان سال ۹۸، انتشار مصاحبه مذکور در پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، با استقبال درخور توجهی مواجه شد. مباحث طرح‌شده توسط خدابنده، نقل محافل رسانه‌ای شد. از همانجا بود که به جمع‌آوری یادمانده‌های پراکنده این عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق مبادرت کردم.&#8221;</p>
<div id="attachment_52686" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-52686" class="size-full wp-image-52686" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Tirana-1.jpg" alt="کتاب تهران تا تیرانا" width="700" height="400" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Tirana-1.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Tirana-1-300x171.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-52686" class="wp-caption-text">کتاب تهران تا تیرانا</p></div>
<p>سازمان مجاهدین خلق از اواخر دهه ۵۰ برای وابسته کردن سازمانی اعضای خود و جدا افتادن از خانواده‌هایشان، برنامه‌های مختلفی می‌ریزد و خدابنده در این کتاب در مورد خودش و این وابستگی می‌گوید: &#8220;ما عضو تمام‌وقت محسوب می‌شدیم و کاری نبود که رده‌های بالاتر دستور دهند و ما از انجام آن شانه خالی کنیم. آن سال‌ها خودم را عضو کوچکی از خانواده سازمان می‌دیدم و به آن می‌بالیدم. در واقع ما را به یک خانواده تبدیل کرده و ارتباطمان را با خانواده حقیقی‌مان به کلی قطع کرده بودند. اصلا یکی از عمده‌ترین کارهایی که برای چیره شدن بر فرد در سازمان انجام می‌گرفت و بعدها من نیز به‌عنوان یکی از ارکان رده بالای سازمان خودآگاه و ناخودآگاه این تئوری را روی بقیه اعضا پیاده کردم، قطع رابطه با بیرون، از بین بردن استقلال مالی و وابسته‌کردن فرد به تشکیلات، قطع رابطه با دوست و آشنا و مادر و پدر، ازدواج تشکیلاتی و در یک کلمه غرق کردن کامل انسان در گرداب تشکیلات بود. پایان دادن به این نوع از وابستگی واقعا مشکل است. شما اگر به ساحل دسترسی نداشته باشید، هیچ‌گاه قایق را ترک نمی‌کنید؛ مشکلی که همین الان هم نفرات سازمان با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند و توانایی ترک تشکیلات را ندارند.&#8221;</p>
<p>همشهری آنلاین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/60147">معرفی کتاب | ۳ کتاب در یک نگاه</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/60147/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق به دنبال تحریف تاریخ هستند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57870</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57870?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Dec 2023 05:09:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=57870</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمدجعفر بگلو نویسنده کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان موضوع لزوم پرداختن به کتاب‌هایی که در مورد جنایت‌های مجاهدین خلق منتشر شده است را مورد ارزیابی قرارداد و اظهار کرد: کتاب‌های خوبی درباره سازمان مجاهدین خلق نوشته‌شده است و برخی از اعضای مجاهدین خلق که از این سازمان جنایتکار جدا شده‌اند شروع [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57870">مجاهدین خلق به دنبال تحریف تاریخ هستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمدجعفر بگلو نویسنده کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان موضوع لزوم پرداختن به کتاب‌هایی که در مورد جنایت‌های مجاهدین خلق منتشر شده است را مورد ارزیابی قرارداد و اظهار کرد: کتاب‌های خوبی درباره سازمان مجاهدین خلق نوشته‌شده است و برخی از اعضای مجاهدین خلق که از این سازمان جنایتکار جدا شده‌اند شروع به روایت خاطرات خودشان کرده‌اند.<br />
وی افزود: تاکنون چندین کتاب اسنادی و پژوهشی خوب هم درباره مجاهدین خلق به رشته تحریر درآمده است، اما کماکان شبهات زیادی درباره این سازمان وجود دارد و سوالات زیادی درباره چگونگی جنایات آن‌ها بدون پاسخ مانده است.</p>
<p>بگلو ادامه داد: هنوز هم خیلی از مردم به‌خوبی این سازمان را نمی‌شناسند. خیلی از جنایت‌های مجاهدین خلق هنوز برای مردم بیان نشده است. مجاهدین خلق در دهه ۶۰ نه تنها مسئولان بلکه مردم عادی را هم ترور می‌کردند. نمونه‌های زیادی از ترورهای کور سازمان مجاهدین خلق وجود دارد و تعداد زیادی از مردم بی‌گناه و بی‌دفاع توسط این گروه شیاد به شهادت رسیده‌اند. این تنها گوشه‌ای از جنایت‌های مجاهدین خلق است که باید بیان شود.</p>
<p>وی افزود: سازمان مجاهدین خلق در این سال‌ها با راه‌اندازی سایت، نشریه و فعالیت در فضای سایبری به دنبال تحریف تاریخ است. آن‌ها می‌خواهند واقعیت را وارونه جلوه کرده و روایت خودشان را بر افکار عمومی غالب کنند. قطعا انتشار اسناد و نگارش کتاب‌های جدید درباره ماهیت سازمان مجاهدین خلق می‌تواند توطئه آن‌ها را خنثی کرده و واقعیت را برای مردم آشکار کند.</p>
<p>بگلو درباره موضوع کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; بیان کرد: کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; خاطرات مسعود خدابنده عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق است. خدابنده از سال ۱۳۵۶ به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمد و تا سال ۱۳۷۵ عضو سازمان بود. او در این سال‌ها عضو شورای ملی مقاومت، مسئول مستقیم تیم حفاظت از مسعود و مریم رجوی، عضو شورای مرکزی و فرمانده ارتش آزادی‌بخش مجاهدین خلق بوده است.</p>
<p>وی اظهار کرد: من حدود سال ۱۳۹۸ در فرایند یک مصاحبه درباره سازمان مجاهدین خلق، با آقای خدابنده آشنا شدم و فهمیدم که اطلاعات بسیار نابی درباره سازمان دارد لذا تصمیم گرفتم خاطرات پراکنده او را جمع‌آوری کرده و به کتاب تبدیل کنم. خدابنده، مسئول انتقال بسیاری از اعضای شناخته‌شده مجاهدین خلق از جمله مهدی ابریشمچی، محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری از ایران بود. او در جریان عملیات موسوم به فروغ جاویدان نیز حضور داشته و در مقر مسعود رجوی بوده است.</p>
<p>این نویسنده دلایل پرداختن به جنایات مجاهدین خلق در کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; را موردبررسی قرارداد و تاکید کرد: به این دلیل که اطلاعات زیادی درباره جنایت‌های گروه مجاهدین خلق گفته نشده و باقی‌مانده بود تصمیم به تنظیم این خاطرات و نگارش کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; گرفتم و اطمینان دارم که روایت این قبیل خاطرات به روشن شدن حقایق کمک بسیاری می‌کند.</p>
<p>بگلو درباره علت نام‌گذاری کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; بیان کرد: کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; شامل خاطرات مسعود خدابنده از عضویت او در سازمان مجاهدین خلق و روند جدایی او از سازمان و تحلیل‌های وی درباره مجاهدین خلق است. از آنجایی که بازه زمانی این کتاب از سال ۵۶ تا سال‌های اخیر را روایت می‌کند و در این سال‌ها مجاهدین خلق از لحاظ جغرافیایی از تهران به عراق و از عراق به کمپ آلبانی (تیرانا) رفته‌اند، لذا عنوان کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; نامگذاری شد.</p>
<p>وی به بخشی از جنایات مجاهدین خلق که در کتاب «تهران تا تیرانا» به آن پرداخته شده است اشاره کرد و افزود: کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; اطلاعات جالبی درباره مجاهدین خلق و مسعود رجوی به مخاطب می‌دهد که برای خود من هم خیلی از این مطالب جالب و آموزنده و تامل برانگیز بوده است. به عنوان مثال خدابنده در بخشی از کتاب به خاطره اولین روز جدایی‌اش از سازمان مجاهدین خلق اشاره می‌کند و می‌گوید؛ فردای روز جدایی از سازمان، حتی برای خرید صبحانه قدرت انتخاب نداشته و این به خاطر آموزش‌ها و شستشوهای مغزی بوده است که اعضا در سازمان به آن گرفتار می‌شوند. مجاهدین خلق حتی کوچک‌ترین اختیاری به اعضای خود نمی‌دادند.</p>
<p>بگلو ادامه داد: مطلب دیگر درباره عملیاتی موسوم به &#8220;بانک خون&#8221; است. این عنوانی است که خدابنده از خود مسعود رجوی وام گرفته است. رجوی اعتقاد داشت اعضای مجاهدین که به عملیات می‌روند نباید زنده برگردند. او اسامی کشته شده‌های سازمان را داخل یک لیست دسته‌بندی می‌کرد و این لیست را بانک خون نامیده بود. این فهرست به عمد و با اطلاعات اشتباه پرشده است و نام بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین خلق که به مرگ طبیعی مرده‌اند هم در این لیست گنجانده شده است.</p>
<p>این نویسنده در مورد نوع نگارش کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; تصریح کرد: کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; در سه گفتار تنظیم‌شده است؛ گفتار اول، دربردارنده خاطرات مسعود خدابنده از سال‌های پیش از عضویت در سازمان مجاهدین خلق است. گفتار دوم خاطرات راوی از سال‌های حضور در جمع این گروه جنایتکار را در برمی‌گیرد و گفتار سوم به روند جدایی خدابنده از سازمان مجاهیدن خلق اختصاص دارد. هرچند شیوه ما در ثبت و ضبط خاطرات، به صورت پرسش و پاسخ بود، اما در فرایند تدوین، متن را از حالت پرسش و پاسخ خارج کرده و آن را به صورت روایی درآورده‌ایم تا مطالعه آن برای خواننده خسته‌کننده نباشد.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/57870">مجاهدین خلق به دنبال تحریف تاریخ هستند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/57870/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نقد کتاب از تهران تا تیرانا در رادیو فرهنگ</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53152</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53152?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Feb 2023 11:34:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=53152</guid>

					<description><![CDATA[<p>کتاب &#8220;از تهران تا تیرانا&#8221; در برنامه &#8220;سیم و زر&#8221; از شبکه رادیویی فرهنگ مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در این برنامه کارشناس و منتقد کتاب امین خرمی با نویسنده کتاب محمد جعفربگلو به گفتگو پرداخت و نیز بخش‌هایی از متن کتاب توسط مجری خوانده شد. &#8220;از تهران تا تیرانا، خاطرات مسعود خدابنده عضو [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53152">نقد کتاب از تهران تا تیرانا در رادیو فرهنگ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب &#8220;از تهران تا تیرانا&#8221; در برنامه &#8220;سیم و زر&#8221; از شبکه رادیویی فرهنگ مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در این برنامه کارشناس و منتقد کتاب امین خرمی با نویسنده کتاب محمد جعفربگلو به گفتگو پرداخت و نیز بخش‌هایی از متن کتاب توسط مجری خوانده شد.</p>
<p>&#8220;از تهران تا تیرانا، خاطرات مسعود خدابنده عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظتی مسعود رجوی&#8221;، کتابی است که محمد جعفربگلو به رشته تحریر درآورده است. او متولد 1368 و دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ و مولف چند کتاب زندگی‌نامه دیگر و مقالاتی در حوزه تاریخ است.</p>
<div style="width: 640px;" class="wp-video"><video class="wp-video-shortcode" id="video-53152-1" width="640" height="360" poster="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Tirana-1.jpg" preload="metadata" controls="controls"><source type="video/mp4" src="https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/radio-farhang-202302.mp4?_=1" /><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/radio-farhang-202302.mp4">https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/radio-farhang-202302.mp4</a></video></div>
<p><a href="https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/radio-farhang-202302.mp4">برای دانلود اینجا را کلیک کنید.</a></p>
<p>جعفربگلو در این گفتگو تاکید کرد که اگر چه دوران فعالیت‌های تروریست مجاهدین در دهه شصت گذشته است، این سازمان کماکان به شیوه‌های مختلف علیه ملت ایران فعالیت می‌کند. او که از سال 1398 به مدت دو سال با مسعود خدابنده گفتگو می‌کرده است، روایتی به نقل از مسعود خدابنده که در کتاب نیامده است را برای شنوندگان بازگو می‌کند که نشان دهنده ماهیت تروریستی شخص مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق است.</p>
<p>امین خرمی کارشناس برنامه معتقد است که متن کتاب در عین اینکه برای عموم جامعه خواندنی و ساده است، می‌تواند منبع مناسبی برای پژوهشگران و منتقدان باشد. او مسعود خدابنده را جعبه سیاه مجاهدین خلق می‌داند که خاطراتش می‌تواند روشنگر مسائل بسیاری درباره خیانت‌ها و جنایت‌های مجاهدین خلق در گذشته و امروز باشد.</p>
<p>جعفر بگلو اذعان می‌کند که برای نگارش کتاب از تهران تا تیرانا تلاش کرده است که مطالبی درباره تجربه زیستن در مجاهدین خلق را عنوان کند که در منابع دیگر نیامده است و راوی داستان به چشم خود آن‌ها را دیده است. او بر این باور است که در حوزه تاریخ معاصر ایران ناگفته‌های بسیاری وجود دارد که گفتگو با افردی چون مسعود خدابنده زوایایی از آن را روشن می‌کند.</p>
<p>در طول برنامه، دو بخش از کتاب خوانده شد که اولی به ماجرای تحویل گرفتن محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری عاملان انفجار دفتر حزب جمهوری، توسط مسعود خدابنده می‌پردازد و دومی به عملیات‌های تروریستی مجاهدین خلق در خاک ایران که موجب دستگیری عوامل انفجارهای کور و گاهی کشته شدن آن‌ها می‌شد. بر اساس این بخش از روایت مسعود خدابنده، پایه گذاران اولیه انجمن نجات از میان همین عوامل بودند که پس از گذران دوران مجازات خود، این انجمن را تشکیل دادند.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/53152">نقد کتاب از تهران تا تیرانا در رادیو فرهنگ</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/53152/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		<enclosure url="https://dla.nejatngo.org/Media/Interview/radio-farhang-202302.mp4" length="14783140" type="video/mp4" />

			</item>
		<item>
		<title>کتاب تهران تا تیرانا روانه بازار شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52227</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52227?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Nov 2022 10:42:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اعضاء جداشده از فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52227</guid>

					<description><![CDATA[<p>کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; که خاطرات مسعود خدابنده را روایت می کند روانه بازار شد. مسعود خدابنده که با نام مستعار &#8220;رسول&#8221; در سازمان مجاهدین خلق فعالیت می‌کرد، در تابستان 1360 مسئول مستقیم انتقال محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری (عاملین انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری و دفتر نخست‌وزیری) بود. اطلاعات او از پیشینه سازمان، روابط [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52227">کتاب تهران تا تیرانا روانه بازار شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب &#8220;تهران تا تیرانا&#8221; که خاطرات مسعود خدابنده را روایت می کند روانه بازار شد. مسعود خدابنده که با نام مستعار &#8220;رسول&#8221; در سازمان مجاهدین خلق فعالیت می‌کرد، در تابستان 1360 مسئول مستقیم انتقال محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری (عاملین انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری و دفتر نخست‌وزیری) بود. اطلاعات او از پیشینه سازمان، روابط تشکیلاتی، طرح‌های عملیاتی گوناگون، کمپ اشرف، منابع مالی سازمان مجاهدین خلق و پشت‌پرده روابط مسعود رجوی با افراد و گروه‌های مختلف، خواندنی و جالب است.</p>
<p>به باور خدابنده که در سال 1375 از سازمان جدا شد و امروز خارج از ایران به سر می‌برد، سنوات حضورش در فرقه رجوی، سیاه‌ترین سال‌های عمرش بوده است. ازاین‌رو امروز بنا را بر افشاگری و واگویی ناگفته‌ها گذاشته است.</p>
<p>قدرت تحلیل بالای مسعود خدابنده و اینکه وی به عنوان محافظ مخصوص مسعود رجوی، اطلاعات و خاطرات زیادی از سرکرده فرقه مجاهدین دارد نیز، خاطرات خدابنده را جذاب‌تر کرده است. بی‌گمان خواننده با مطالعه هر بند از این خاطرات، آگاهی تازه‌ای درباره سازمان مجاهدین خلق به دست خواهد آورد.</p>
<p>در برشی از کتاب می‌خوانیم: امروز بعد از گذشت سال‌ها، سازمانی که تئوری ضدآمریکایی باعث شکوفایی‌اش بود، مواجب‌بگیر آمریکا شده است. مصرف مجاهدین خلق این روز‌ها برای آمریکا، &#8220;تولید تنفر&#8221; است؛ به امید این‌که این تنفر، تنش‌ها را افزایش دهد. نگهداری مجاهدین خلق در آلبانی، استفاده عمدی از چنین افرادی در دادگاهی که به‌اصطلاح می‌خواهد &#8220;حقوق بشر&#8221; را ارج بنهد، و استفاده از این اوباش مجازی برای انعکاس هرچه بیشتر دروغ‌های تخریبی، در همین مسیر تعریف می‌شود. آمریکایی‌ها می‌خواهند به ایرانیان اعلام کنند: ما آن‌قدر از شما متنفریم که قاتلین هفده هزار نفر از هم‌وطنانتان را حمایت و تغذیه می‌کنیم.</p>
<p>این کتاب توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده  است.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52227">کتاب تهران تا تیرانا روانه بازار شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52227/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کتاب خاطرات مسعود خدابنده با عنوان تهران تا تیرانا منتشر شد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52006</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52006?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Nov 2022 12:13:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود خدابنده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب از تهران تا تیرانا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=52006</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود خدابنده عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت از مسعود رجوی، در پست فیس بوکی خود از انتشار کتاب خاطراتش به زبان فارسی خبر داد. کتاب تهران تا تیرانا شرح دو دهه حضور مسعود خدابنده در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق است. در توضیحات کتاب می خوانیم: &#8220;مسعود خدابنده که با نام مستعار &#8220;رسول&#8221; [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52006">کتاب خاطرات مسعود خدابنده با عنوان تهران تا تیرانا منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مسعود خدابنده عضو سابق سازمان مجاهدین خلق و سرتیم حفاظت از مسعود رجوی، در پست فیس بوکی خود از انتشار کتاب خاطراتش به زبان فارسی خبر داد. کتاب تهران تا تیرانا شرح دو دهه حضور مسعود خدابنده در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق است. در توضیحات کتاب می خوانیم:</p>
<p>&#8220;مسعود خدابنده که با نام مستعار &#8220;رسول&#8221; در سازمان مجاهدین خلق فعالیت می‌کرد، در تابستان 1360 مسئول مستقیم انتقال محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری (عاملین انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری و دفتر نخست‌وزیری) بود. اطلاعات او از پیشینه سازمان، روابط تشکیلاتی، طرح‌های عملیاتی گوناگون، کمپ اشرف، منابع مالی سازمان مجاهدین خلق و پشت‌پرده روابط مسعود رجوی با افراد و گروه‌های مختلف، خواندنی و جالب است. به باور خدابنده که در سال 1375 از سازمان جدا شد و امروز خارج از ایران به سر می‌برد، سنوات حضورش در فرقه رجوی، سیاه‌ترین سال‌های عمرش بوده است. ازاین‌رو امروز بنا را بر افشاگری و واگویی ناگفته‌ها گذاشته است. اتفاقاً فرقه رجویه هم دل‌خوشی از او ندارند؛ در رسانه‌های سازمان از او به‌عنوان “شیطان بنده” یاد می‌شود و این، عمق کینه منافقین از مسعود خدابنده را نمایان می‌کند. حافظه مثال‌زدنی و قدرت تحلیل بالای مسعود خدابنده و همچنین این‌که وی به‌عنوان نزدیک‌ترین فرد به مسعود و مریم رجوی، اطلاعات ذی‌قیمتی از سرکرده فرقه دارد نیز، خاطرات خدابنده را جذاب‌تر کرده است. بی‌گمان خواننده با مطالعه هر بند از این خاطرات، آگاهی تازه‌ای درباره سازمان مجاهدین خلق به دست خواهد آورد. &#8221;</p>
<div id="attachment_52007" style="width: 610px" class="wp-caption aligncenter"><img loading="lazy" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-52007" class="size-full wp-image-52007" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Tirana.jpg" alt="کتاب تهران تا تیرانا " width="600" height="340" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Tirana.jpg 600w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Tirana-300x170.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Tehran-Tirana-390x220.jpg 390w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-52007" class="wp-caption-text">کتاب تهران تا تیرانا</p></div>
<p>کتاب شرح خاطرات خدابنده توسط محمد جعفربگلو جمع آوری و تدوین شده است.<br />
جعفربگلو در گفتگو با خبرگزاری آنا، درباره ویژگی های کتاب خاطرات مسعود خدابنده می گوید: به نظر من، دو ویژگی مهم مسعود خدابنده در روایت خاطراتش، اول حافظه مثال‌زدنی و دوم قدرت تحلیل بالاست که همین دو عامل خاطرات او را خواندنی‌تر کرده است. به گفته جعفربگلو این کتاب در سه گفتار تنظیم شده است؛ گفتار اول، در بردارنده خاطرات مسعود خدابنده از سال‌های پیش از عضویت در سازمان است. گفتار دوم خاطرات راوی از سال‌های حضور در جمع مجاهدین خلق را دربرمی‌گیرد و گفتار سوم به روند جدایی خدابنده از سازمان اختصاص دارد.</p>
<p>روابط سازمان مجاهدین خلق با شخصیت‌هایی، چون بازرگان، بنی‌صدر، منتظری و &#8230; از جمله فصول مهم خاطرات خدابنده است. توضیحات خواندنی درباره عملیات مهندسی و دیگر جنایات سازمان بر علیه مردم ایران و همچنین نکاتی درباره شخصیت مریم و مسعود رجوی و بازنگری روحیات، اخلاق و سبک زندگی رهبران سازمان مجاهدین خلق از دیگر مطالب خواندنی کتاب به شمار می روند.</p>
<p>کتاب تهران تا تیرانا در 160 صفحه و توسط انتشارات شهید کاظمی به زودی روانه بازار می شود.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/52006">کتاب خاطرات مسعود خدابنده با عنوان تهران تا تیرانا منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/52006/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
