مردم عادی بیشترین هزینه جنایات سازمان مجاهدین را پرداخت کردند

پشت هر عملیات تروریستی مجاهدین خلق، انسان‌هایی هستند که انتخابی در جنگ نداشتند. در بررسی تاریخ فعالیت‌های مسلحانه سازمان مجاهدین خلق، معمولاً توجه افکار عمومی به نام‌های سیاسی، مقامات یا درگیری‌های میان گروه‌های سیاسی و حکومت‌ها جلب می‌شود؛ اما در پشت این حوادث، واقعیتی کمتر دیده‌شده وجود دارد: بخش مهمی از آسیب‌های انسانی این اقدامات […]

پشت هر عملیات تروریستی مجاهدین خلق، انسان‌هایی هستند که انتخابی در جنگ نداشتند.

در بررسی تاریخ فعالیت‌های مسلحانه سازمان مجاهدین خلق، معمولاً توجه افکار عمومی به نام‌های سیاسی، مقامات یا درگیری‌های میان گروه‌های سیاسی و حکومت‌ها جلب می‌شود؛ اما در پشت این حوادث، واقعیتی کمتر دیده‌شده وجود دارد: بخش مهمی از آسیب‌های انسانی این اقدامات متوجه مردم عادی، خانواده‌ها و شهروندانی شد که هیچ نقشی در منازعات سیاسی نداشتند.

تروریسم مجاهدین خلق زمانی که از مسیر سیاسی خارج شده و به خشونت مسلحانه شهری روی می‌آورد، دیگر میان افراد درگیر و مردم بی‌طرف تفاوتی قائل نشد. انفجار در شهر، عملیات مسلحانه در خیابان، حمله در مناطق مسکونی یا کشاندن جنگ به محیط زندگی مردم، نتیجه‌ای جز قربانی شدن انسان‌هایی که نه در تصمیم‌گیری‌ها نقشی داشته‌اند و نه در جنگ قدرت میان گروه‌ها، ندارد.

نمونه های از جنایات مجاهدین خلق که مردم عادی هزینه آن را بیش از نقطه اهداف این جنایتکاران پرداختند.

۱. تبدیل شهرها به میدان خشونت؛ نخستین قربانی، امنیت مردم بود

در سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۶۰، سازمان مجاهدین خلق وارد مرحله‌ای از فعالیت مسلحانه شد. بخش زیادی از عملیات‌های این دوره در محیط‌های شهری انجام گرفت؛ محیط‌هایی که محل زندگی روزمره مردم بودند.
خیابان، بازار، محل کار، ساختمان‌های عمومی و مناطق پرتردد، مکان‌هایی هستند که انسان‌های عادی در آن حضور دارند. وقتی بمب‌گذاری یا عملیات مسلحانه در چنین فضاهایی رخ می‌دهد، حتی اگر هدف اعلام‌شده یک فرد یا نهاد خاص باشد، نتیجه آن ایجاد ناامنی برای همه شهروندان است.
مردمی که برای خرید، کار، رفت‌وآمد یا انجام امور روزمره از خانه خارج شده بودند، ناگهان در معرض خشونتی قرار گرفتند که هیچ ارتباطی با تصمیم‌های سیاسی نداشتند.

۲. انفجارها؛ سلاحی که مرز میان هدف و بی‌گناه را از بین برد

یکی از ویژگی‌های عملیات‌های تروریستی، استفاده از روش‌هایی است که کنترل میزان آسیب آن دشوار است.
انفجارهای شهری نمونه‌ای از این مسئله هستند. یک بمب تنها یک هدف مشخص را تهدید نمی‌کند؛ بلکه هر فردی که در اطراف محل انفجار حضور داشته باشد، ممکن است قربانی شود.
در حوادثی مانند انفجارهای سال ۱۳۶۰، علاوه بر افرادی که سازمان مجاهدین خلق آن‌ها را اهداف سیاسی معرفی می‌کرد، افراد حاضر در محل، کارکنان، مراجعه‌کنندگان و خانواده‌هایی که پس از آن حادثه با فقدان عزیزان خود روبه‌رو شدند نیز آسیب دیدند.
قربانی تروریسم فقط کسی نیست که نامش در فهرست سیاسی یک گروه قرار دارد؛ قربانی واقعی، انسانی است که ناگهان زندگی‌اش با خشونت نابود می‌شود.

۳. ترورهای خیابانی؛ وقتی شهروندان عادی در فضای ناامنی گرفتار شدند

یکی دیگر از شیوه‌های فعالیت مسلحانه سازمان مجاهدین خلق، عملیات‌های مخفیانه و ترورهای شهری بود.
در چنین شرایطی، حتی اگر یک فرد مشخص هدف عملیات باشد، فضای اجرای عملیات در محیط عمومی انجام می‌شود؛ جایی که رهگذران، کسبه، خانواده‌ها و افراد بی‌ارتباط با درگیری‌های سیاسی حضور دارند.
نتیجه چنین اقداماتی، ایجاد ترس عمومی در جامعه است؛ ترسی که فقط به یک فرد یا یک نهاد محدود نمی‌شود، بلکه زندگی روزمره میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
وقتی صدای گلوله و انفجار وارد زندگی مردم عادی می‌شود، اولین چیزی که قربانی می‌شود، احساس امنیت اجتماعی است.

۴. همکاری با حکومت صدام؛ انتقال خشونت به خاک ایران

پس از خروج رهبران سازمان مجاهدین خلق از ایران و استقرار آن‌ها در عراق، این سازمان وارد همکاری نظامی با حکومت صدام حسین شد.
این همکاری باعث شد سازمان در قالب یک نیروی نظامی در کنار ارتش عراق قرار گیرد؛ کشوری که در حال جنگ با ایران بود.
اوج این همکاری در عملیات “فروغ جاویدان” در سال ۱۳۶۷ مشاهده شد. این عملیات که از خاک عراق آغاز شد، مناطق غربی ایران را درگیر کرد.
در چنین شرایطی، مردم شهرها و روستاهای مسیر درگیری نیز با پیامدهای جنگ مواجه شدند؛ مردمی که تصمیم آغاز عملیات نظامی را نگرفته بودند اما مجبور بودند هزینه آن را با امنیت و جان خود پرداخت کنند.

۵. مردم؛ قربانیانی فراتر از اختلافات سیاسی

یکی از مهم‌ترین نکات در بررسی کارنامه گروه‌های مسلح این است که نباید قربانیان را فقط در چارچوب رقابت‌های سیاسی دید.
یک کارمند، یک راننده، یک فروشنده، یک دانش‌آموز، یک خانواده یا یک رهگذر، ممکن است هیچ ارتباطی با حکومت، حزب یا گروه سیاسی نداشته باشد؛ اما در اثر یک اقدام خشونت‌آمیز، زندگی او برای همیشه تغییر کند.
تروریسم دقیقاً از همین نقطه خطرناک می‌شود؛ زیرا انسان‌های بی‌طرف را وارد جنگی می‌کند که خودشان انتخاب نکرده‌اند.

۶. خانواده‌ها؛ قربانیانی که پس از حادثه باقی می‌مانند

هر عملیات تروریستی فقط در لحظه انفجار یا حمله پایان پیدا نمی‌کند.
پشت هر قربانی، خانواده‌ای وجود دارد که سال‌ها با پیامدهای آن حادثه زندگی می‌کند.
کودکانی که پدر یا مادر خود را از دست می‌دهند، والدینی که داغ فرزند می‌بینند، همسرانی که زندگی‌شان ناگهان تغییر می‌کند؛ این‌ها بخش پنهان هزینه‌ای هستند که جامعه در نتیجه خشونت مسلحانه پرداخت می‌کند.

جمع‌بندی؛ قربانی اصلی تروریسم، جامعه است

بررسی اقدامات سازمان مجاهدین خلق نشان می‌دهد که خشونت مسلحانه این سازمان فقط در چارچوب درگیری با حکومت‌ها قابل بررسی نیست؛ زیرا پیامدهای آن بارها به سطح جامعه و زندگی مردم عادی کشیده شد.
از انفجارهای شهری گرفته تا عملیات‌های مسلحانه و درگیری‌های نظامی، همیشه گروهی از مردم وجود داشتند که بدون آنکه نقشی در تصمیم‌ها داشته باشند، هزینه خشونت را پرداخت کردند.
تاریخ تروریسم فقط تاریخ عملیات‌ها و نام فرماندهان نیست؛ تاریخ خانواده‌هایی است که عزیزانشان را از دست دادند، شهروندانی که امنیتشان را از دست دادند و مردمی که قربانی تصمیم‌هایی شدند که هرگز در آن‌ها سهمی نداشتند.
قربانیان واقعی خشونت سیاسی سازمان تروریستی مجاهدین خلق، اغلب مردمی هستند که در میدان تصمیم‌گیری حضور نداشتند.

سالاری