<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انجمن نجات مرکز البرز</title>
	<atom:link href="https://www.nejatngo.org/fa/blog/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%b2/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-البرز</link>
	<description>تلاش برای رهایی از فرقه رجوی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 06 Sep 2026 06:36:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1</generator>

<image>
	<url>https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/./cropped-Nejat-Society-Fav-2-32x32.png</url>
	<title>انجمن نجات مرکز البرز</title>
	<link>https://www.nejatngo.org/fa/blog/انجمن-نجات-مرکز-البرز</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>بازخوانی ترورهای خونین مجاهدین خلق در شهریور ۱۳۶۰</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69519</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69519?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Sep 2026 06:36:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[8 شهریور 1360]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69519</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه تاریخ معاصر ایران، در روزهای پایانی تابستان سال ۱۳۶۰، شاهد یکی از خونین‌ترین مقاطع ترور و بمب‌گذاری بود؛ مقطعی که نام سازمان مجاهدین خلق با سلسله‌ای از عملیات خشونت‌آمیز و انفجارهای مرگبار گره خورد. در بازخوانی این حوادث، گاهی چنان بر کشته‌شدن مسئولان و شخصیت‌های سیاسی تأکید می‌شود که قربانیان دیگر این انفجارها به [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69519">بازخوانی ترورهای خونین مجاهدین خلق در شهریور ۱۳۶۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>مقدمه</h3>
<p>تاریخ معاصر ایران، در روزهای پایانی تابستان سال ۱۳۶۰، شاهد یکی از خونین‌ترین مقاطع ترور و بمب‌گذاری بود؛ مقطعی که نام سازمان مجاهدین خلق با سلسله‌ای از عملیات خشونت‌آمیز و انفجارهای مرگبار گره خورد.<br />
در بازخوانی این حوادث، گاهی چنان بر کشته‌شدن مسئولان و شخصیت‌های سیاسی تأکید می‌شود که قربانیان دیگر این انفجارها به حاشیه می‌روند؛ در حالی که یک واقعیت مهم نباید فراموش شود: بمب، برخلاف گلوله‌ای که می‌تواند مستقیماً یک فرد مشخص را هدف قرار دهد، سلاحی با دامنه تخریب گسترده است و هر فردی را که در محدوده انفجار قرار داشته باشد، در معرض مرگ و جراحت قرار می‌دهد.</p>
<h3>هفتم تیر؛ انفجاری که ده‌ها قربانی گرفت</h3>
<p>در هفتم تیر ۱۳۶۰، انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تهران، بیش از هفتاد نفر را به کام مرگ فرستاد؛ در میان کشته‌شدگان، آیت‌الله محمد بهشتی و شماری از نمایندگان مجلس، اعضای دولت و دیگر مسئولان حضور داشتند.<br />
صرف‌نظر از اختلاف‌نظرهای موجود درباره برخی جزئیات این حادثه، نتیجه روشن بود: یک انفجار در یک محل تجمع، تنها یک فرد را از میان نمی‌برد؛ بلکه می‌تواند در چند ثانیه ده‌ها انسان را قربانی کند.</p>
<h3>هشتم شهریور؛ رجایی و باهنر در میان شعله‌های انفجار</h3>
<p>در ۸ شهریور ۱۳۶۰، دفتر نخست‌وزیری تهران هدف یک انفجار قرار گرفت و محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهور و محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر، جان باختند. در این انفجار چند تن دیگر نیز کشته یا مجروح شدند.<br />
این حادثه از آن جهت اهمیت ویژه دارد که نشان می‌دهد خشونت سیاسی وارد مرحله‌ای شده بود که انفجار در محل حضور مسئولان به یکی از ابزارهای حذف فیزیکی تبدیل شده بود.</p>
<h3>آیا قربانی فقط &#8220;هدف اصلی&#8221; بود؟</h3>
<p>اینجاست که باید یک پرسش اساسی مطرح کرد: اگر هدف یک عملیات صرفاً حذف یک مقام سیاسی باشد، آیا انتخاب یک محل تجمع و استفاده از بمب، منطقی‌ترین روش برای رسیدن به این هدف است؟<br />
بمب‌گذاری، ذاتاً احتمال کشته و زخمی‌شدن افراد غیرهدف را نیز بالا می‌برد. در انفجار دفتر نخست‌وزیری، علاوه بر رجایی و باهنر، افراد دیگری نیز کشته یا مجروح شدند.<br />
بنابراین، حتی اگر هدف اعلام‌شده یا مورد ادعای طراحان یک عملیات، حذف یک یا چند مقام باشد، شیوه اجرای عملیات را نیز باید در ارزیابی ماهیت آن مورد توجه قرار داد.</p>
<h3>خشونت برای ایجاد ناامنی</h3>
<p>ترور زمانی که از یک اقدام محدود و مستقیم فراتر می‌رود و به بمب‌گذاری در محل تجمع انسان‌ها تبدیل می‌شود، پیام دیگری نیز با خود دارد: ایجاد ناامنی و هراس در جامعه.<br />
مردم عادی وقتی بدانند جلسه‌ای در یک ساختمان، محل کار یا مکان عمومی می‌تواند هدف انفجار قرار گیرد، احساس امنیت خود را از دست می‌دهند.<br />
از همین منظر، بررسی عملیات‌های مسلحانه سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۰ فقط نباید به شمارش مقام‌های کشته‌شده محدود شود؛ بلکه باید پرسید: جامعه چه هزینه‌ای برای این شیوه مبارزه پرداخت؟<br />
پاسخ را باید در خانواده‌هایی جست‌وجو کرد که عزیزانشان را از دست دادند؛ در مجروحانی که آثار جسمی و روحی انفجارها را با خود حمل کردند و در نسلی که در فضای پرالتهاب و خشونت‌بار آن سال‌ها زندگی کرد.</p>
<h3>شهریور ۱۳۶۰؛ ماهی که ترور به اوج رسید</h3>
<p>در روزهای شهریور ۱۳۶۰، ترورهای هدفمند نیز ادامه داشت. ترور حسن آیت در تهران و سپس انفجار ۳۰ اوت ۱۹۸۱، برابر با ۸ شهریور، که به مرگ رجایی و باهنر انجامید، در کنار مجموعه‌ای از ترورهای آن دوره قرار دارد. همچنین آیت‌الله اسدالله مدنی در تبریز در ۱۱ سپتامبر ۱۹۸۱ ترور شد.<br />
این توالی حوادث نشان می‌دهد که خشونت سیاسی در آن مقطع، به یک روش مستمر تبدیل شده بود؛ روشی که از ترور افراد مشخص تا بمب‌گذاری‌های مرگبار را دربر می‌گرفت.</p>
<h3>قربانیان را فراموش نکنیم</h3>
<p>امروز، پس از گذشت دهه‌ها، بازخوانی این حوادث نباید صرفاً به رقابت‌های سیاسی و اختلافات آن دوران محدود شود.<br />
پشت هر نام، یک خانواده وجود داشت. پشت هر کشته‌شده، پدر، مادر، همسر یا فرزندی چشم‌انتظار بود. و پشت هر انفجار، انسان‌هایی قرار داشتند که شاید حتی نمی‌دانستند چرا باید قربانی خشونت سیاسی شوند.<br />
مسئولان سیاسی، کارکنان اداری و مردم عادی، همگی انسان بودند و جانشان ارزش داشت.<br />
از این رو، وقتی از ترورهای دهه ۶۰ سخن می‌گوییم، نباید تنها از «هدف» عملیات یاد کنیم؛ باید از قربانیان نیز سخن بگوییم.</p>
<h3>یک پرسش تاریخی همچنان باقی است</h3>
<p>اگر هدف صرفاً حذف چند مقام سیاسی بود، چرا در برخی موارد از شیوه‌هایی استفاده شد که دامنه انفجار و کشتار را به افراد حاضر در محل نیز گسترش می‌داد؟<br />
این پرسش، تنها یک پرسش تاریخی نیست؛ بلکه پرسشی درباره اخلاق مبارزه سیاسی و مرز میان مخالفت سیاسی و تروریسم است.<br />
هیچ آرمان و هدف سیاسی، مجوز تبدیل انسان‌ها به قربانیان بی‌نام یک انفجار را نمی‌دهد.<br />
تجربه تلخ سال‌های ۱۳۶۰ باید به ما یادآوری کند که وقتی خشونت سیاسی جای گفت‌وگو را می‌گیرد، دیر یا زود قربانیان آن از دایره «هدف‌های سیاسی» فراتر می‌روند و جامعه و مردم عادی نیز هزینه آن را می‌پردازند.<br />
امروز وظیفه ما بازخوانی این تاریخ است؛ نه برای زنده نگه‌داشتن کینه، بلکه برای آنکه نسل‌های آینده بدانند خشونت، هرگاه به ابزار حل اختلاف تبدیل شود، می‌تواند قربانیانی بسیار فراتر از هدف اولیه خود بر جای بگذارد.<br />
یاد قربانیان ترور و خشونت سیاسی گرامی باد.</p>
<p>نویسنده: علی محمدی، جداشده از سازمان تروریستی مجاهدین</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69519">بازخوانی ترورهای خونین مجاهدین خلق در شهریور ۱۳۶۰</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69519/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجاهدین خلق از ترور و همدستی با صدام تا اسارت تشکیلاتی اعضا</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69500</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69500?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Sep 2026 05:31:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق؛ گروهی تروریستی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری مجاهدین با صدام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69500</guid>

					<description><![CDATA[<p>۶۱ سال از تأسیس سازمان مجاهدین خلق می‌گذرد. امروز رسانه‌های این سازمان بار دیگر سالگرد تأسیس خود را جشن گرفته و از &#8220;مقاومت&#8221; و &#8220;مبارزه&#8221; سخن می‌گویند؛ گویی قرار است با چند برنامه تبلیغاتی و انبوهی از شعارها، شش دهه گذشته را از حافظه تاریخی جامعه پاک کنند. اما سالگرد تأسیس یک سازمان، پیش از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69500">مجاهدین خلق از ترور و همدستی با صدام تا اسارت تشکیلاتی اعضا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>۶۱ سال از تأسیس سازمان مجاهدین خلق می‌گذرد. امروز رسانه‌های این سازمان بار دیگر سالگرد تأسیس خود را جشن گرفته و از &#8220;مقاومت&#8221; و &#8220;مبارزه&#8221; سخن می‌گویند؛ گویی قرار است با چند برنامه تبلیغاتی و انبوهی از شعارها، شش دهه گذشته را از حافظه تاریخی جامعه پاک کنند.</p>
<p>اما سالگرد تأسیس یک سازمان، پیش از آنکه جشن باشد، فرصتی برای حسابرسی از کارنامه آن است. و کارنامه سازمان مجاهدین خلق، پرسش‌های ساده‌ای دارد که هیچ تبلیغاتی نمی‌تواند آنها را برای همیشه پنهان کند:<br />
از ترور و بمب‌گذاری تا همکاری با صدام حسین؛ از عملیات مسلحانه تا مناسبات بسته تشکیلاتی؛ و از ادعای آزادی برای مردم تا محروم کردن اعضا از ابتدایی‌ترین آزادی‌های فردی.</p>
<h3>وقتی &#8220;مقاومت&#8221; با گذشته خود روبه‌رو می‌شود</h3>
<p>سازمان مجاهدین خلق امروز تلاش می‌کند گذشته خود را در قالبی تازه بازسازی کند؛ اما تاریخ را نمی‌توان با تغییر ادبیات تبلیغاتی تغییر داد.<br />
این سازمان در دوره‌هایی از فعالیت خود به مبارزه مسلحانه، ترور و بمب‌گذاری روی آورد و پس از خروج از ایران، در خاک عراق مستقر شد و در دوران جنگ ایران و عراق با حکومت صدام حسین همکاری کرد.</p>
<p>همین گذشته کافی است تا یک سؤال اساسی مطرح شود:</p>
<p>چگونه سازمانی که در مقطعی در کنار صدام حسین قرار گرفت، امروز خود را مدافع مردم ایران معرفی می‌کند؟</p>
<p>این پرسش نه متعلق به امروز است و نه ساخته مخالفان سازمان؛ بخشی از همان تاریخ پرفراز و نشیبی است که مجاهدین خلق ترجیح می‌دهد نسل جدید کمتر درباره آن بداند.</p>
<h3>اما تلخ‌ترین فصل، سرنوشت اعضاست</h3>
<p>برای من و بسیاری از جداشدگان، مسئله فقط تاریخ عملیات و تحولات سیاسی نیست.</p>
<p>پشت دیوارهای تشکیلات، انسان‌هایی زندگی کرده‌اند که سال‌ها از خانواده، جامعه و زندگی عادی فاصله گرفته‌اند.</p>
<p>ارتباط با دنیای بیرون محدود شد؛ تماس با خانواده به امری دشوار تبدیل شد؛ دسترسی آزادانه به رسانه‌ها و اطلاعات بیرونی محدود گردید و برای بسیاری، جدایی از تشکیلات به مسیری بسیار سخت تبدیل شد.</p>
<p>این چه نوع مقاومتی است که عضو آن حق ندارد آزادانه تصمیم بگیرد که بماند یا برود؟</p>
<p>اگر آزادی ارزش است، چرا آزادی اعضا نباید محترم شمرده شود؟</p>
<p>اگر انتخاب اصل است، چرا انتخاب مخالفان و جداشدگان پذیرفته نمی‌شود؟</p>
<p>و اگر سازمان خود را مدافع حقوق انسان‌ها می‌داند، چرا صدای خانواده‌هایی که سال‌ها در انتظار یک تماس تلفنی هستند، نباید شنیده شود؟</p>
<h3>خانواده‌ها؛ قربانیان خاموش یک تشکیلات بسته</h3>
<p>در سالگرد تأسیس سازمان، صدای یک گروه نباید فراموش شود: خانواده‌ها.</p>
<p>مادرانی که سال‌ها چشم‌انتظار یک تماس مانده‌اند؛ پدرانی که بدون شنیدن صدای فرزندشان پیر شده‌اند؛ همسرانی که سال‌ها در انتظار خبری از عزیز خود بوده‌اند و فرزندانی که ممکن است سال‌ها از دیدن پدر یا مادرشان محروم مانده باشند.</p>
<p>آیا این خانواده‌ها حق ندارند بپرسند:</p>
<p>چرا عزیز ما نمی‌تواند آزادانه با ما تماس بگیرد؟<br />
این پرسش، سیاسی نیست؛ انسانی است.<br />
جشن سالگرد، بدون پاسخ به این پرسش‌ها؟</p>
<p>امروز رسانه‌های سازمان از &#8220;۶۱ سال مبارزه&#8221; سخن می‌گویند.</p>
<p>اما اگر قرار است از ۶۱ سال سخن گفته شود، باید همه ۶۱ سال دیده شود؛ نه فقط بخش‌هایی که برای تبلیغات امروز مناسب است.</p>
<p>باید از ترورها سخن گفت.<br />
از بمب‌گذاری‌ها سخن گفت.<br />
از همکاری با صدام حسین سخن گفت.<br />
از مناسبات درون تشکیلات سخن گفت.<br />
از محدودیت ارتباط اعضا با خانواده سخن گفت.<br />
از محرومیت اعضا از دسترسی آزاد به دنیای بیرون سخن گفت.</p>
<p>و از جداشدگانی سخن گفت که پس از سال‌ها حضور در سازمان، روایت‌هایی متفاوت از تصویر رسمی آن ارائه کرده‌اند.<br />
تاریخ را نمی‌توان سانسور کرد؛ می‌توان مدتی روایت آن را کنترل کرد، اما نمی‌توان حقیقت را برای همیشه دفن کرد.</p>
<h3>یک پیشنهاد ساده برای سازمان</h3>
<p>اگر مجاهدین خلق واقعاً به آنچه امروز درباره آزادی و حقوق انسان‌ها می‌گویند باور دارند، یک راه ساده برای اثبات آن وجود دارد:<br />
به اعضای خود اجازه دهند آزادانه با خانواده‌هایشان تماس بگیرند.<br />
به آنها اجازه دهند آزادانه رسانه‌های مختلف را ببینند و بشنوند.<br />
به آنها اجازه دهند بدون فشار و تهدید، درباره ماندن یا جدا شدن تصمیم بگیرند.<br />
و به جداشدگان اجازه دهند بدون تخریب شخصیت و اتهام‌زنی، روایت خود را بیان کنند.<br />
در چنین شرایطی، دیگر نیازی به صدها ساعت تبلیغات نخواهد بود؛ خود انسان‌ها قضاوت خواهند کرد.</p>
<h3>۶۱ سال گذشت؛ اما پرسش‌ها باقی است</h3>
<p>سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق را می‌توان جشن گرفت؛ اما نمی‌توان گذشته را جشن گرفت و از پاسخگویی درباره آن فرار کرد.<br />
امروز پس از ۶۱ سال، مسئله اصلی دیگر این نیست که سازمان چه عنوانی برای خود انتخاب می‌کند.<br />
مسئله این است که عملکرد آن با ادعاهایش تا چه اندازه همخوانی دارد؟<br />
سازمانی که از آزادی سخن می‌گوید، باید آزادی را از اعضای خودش آغاز کند.<br />
سازمانی که از حقوق بشر سخن می‌گوید، باید حقوق اعضای خودش را محترم بشمارد.<br />
و سازمانی که خود را مدافع مردم معرفی می‌کند، باید ابتدا پاسخ خانواده‌هایی را بدهد که سال‌هاست چشم‌انتظار عزیزانشان هستند.<br />
۶۱ سال بعد، دیگر زمان شعار دادن نیست؛ زمان پاسخ دادن است.<br />
این سالگرد می‌تواند یک جشن تبلیغاتی دیگر باشد؛ یا فرصتی برای مواجهه صادقانه با گذشته.<br />
انتخاب با آنهاست.</p>
<p>اما یک حقیقت تغییر نخواهد کرد:</p>
<p>هیچ نامی، هیچ شعاری و هیچ برنامه تبلیغاتی نمی‌تواند جای کارنامه یک سازمان را بگیرد.</p>
<p>فریدون ابراهیمی جداشده از سازمان مجاهدین خلق</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69500">مجاهدین خلق از ترور و همدستی با صدام تا اسارت تشکیلاتی اعضا</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69500/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرداد؛ ماهی با ردپای خشونت و شکست در کارنامه سازمان مجاهدین خلق</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69402</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69402?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Aug 2026 06:11:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[فروغ جاویدان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69402</guid>

					<description><![CDATA[<p>مردادماه در تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین خلق با چند رویداد مهم گره خورده است؛ رویدادهایی که از تشدید فعالیت‌های مسلحانه در دهه ۶۰ تا عملیات نظامی این سازمان از خاک عراق علیه ایران و سال‌ها بعد، حوادث خونین قرارگاه اشرف را دربرمی‌گیرد. مرور این وقایع، تصویری روشن‌تر از مسیری به دست می‌دهد که سازمان مجاهدین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69402">مرداد؛ ماهی با ردپای خشونت و شکست در کارنامه سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مردادماه در تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین خلق با چند رویداد مهم گره خورده است؛ رویدادهایی که از تشدید فعالیت‌های مسلحانه در دهه ۶۰ تا عملیات نظامی این سازمان از خاک عراق علیه ایران و سال‌ها بعد، حوادث خونین قرارگاه اشرف را دربرمی‌گیرد.<br />
مرور این وقایع، تصویری روشن‌تر از مسیری به دست می‌دهد که سازمان مجاهدین خلق طی کرد؛ مسیری که سرانجام آن، فاصله گرفتن هرچه بیشتر از جامعه ایران و وابستگی به عوامل خارجی بود.</p>
<h3>سوم مرداد ۱۳۶۷؛ آغاز فروغ جاویدان</h3>
<p>بی‌تردید مهم‌ترین رویداد مردادماه در کارنامه سازمان، آغاز عملیات موسوم به &#8220;فروغ جاویدان&#8221; در سوم مرداد ۱۳۶۷ است.<br />
در این عملیات، نیروهای سازمان که در عراق مستقر بودند، از مرزهای غربی وارد خاک ایران شدند. هدف اعلام‌شده، پیشروی در داخل ایران و حرکت به سمت کرمانشاه و سپس تهران بود. سازمان در روایت‌های خود نیز از پیشروی نیروهایش تا منطقه کرمانشاه سخن گفته است.<br />
اما این عملیات برخلاف محاسبات سرکردگان سازمان، به نتیجه مورد انتظار آنان نرسید.</p>
<h3>مرداد ۱۳۶۷؛ فروغ جاویدان و شکست در مرصاد</h3>
<p>در ادامه پیشروی نیروهای سازمان، نبرد در منطقه چهارزبر و مسیر کرمانشاه شدت گرفت و عملیات &#8220;مرصاد&#8221; در برابر نیروهای مهاجم شکل گرفت.<br />
عملیات فروغ جاویدان که سوم مرداد آغاز شده بود، در هفتم مرداد پایان یافت.<br />
شکست این عملیات را می‌توان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ سازمان مجاهدین خلق دانست؛ زیرا پس از آن، سازمان دیگر نتوانست پروژه مشابهی را در قالب یک تهاجم گسترده نظامی به داخل ایران تکرار کند.<br />
اهمیت این واقعه فقط در نتیجه نظامی آن نیست. سازمانی که مدعی مبارزه برای مردم ایران بود، در این مقطع با نیرویی سازمان‌یافته از خاک عراق وارد ایران شد؛ موضوعی که یکی از مهم‌ترین پرسش‌های تاریخی درباره مسیر سیاسی و نظامی فرقه رجوی را شکل می‌دهد:</p>
<p>چگونه جریانی که خود را مدافع مردم ایران معرفی می‌کرد، برای تحقق اهداف سیاسی و نظامی خود به خاک عراق و امکانات حکومت صدام حسین متکی شد؟<br />
پاسخ به این پرسش، بخش مهمی از تاریخ تحولات سازمان مجاهدین خلق را روشن می‌کند.</p>
<h3>مرداد ۱۳۶۰؛ آغاز فصل تازه‌ای در زندگی سیاسی رجوی</h3>
<p>مردادماه سال ۱۳۶۰ نیز با تحولاتی مهم در مسیر سازمان همراه بود. از جمله، خروج مسعود رجوی از ایران و رفتن او به فرانسه که آغاز مرحله تازه‌ای در فعالیت سیاسی سازمان در خارج از کشور بود.<br />
این دوره را باید در کنار گسترش فعالیت‌های مسلحانه سازمان در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰ بررسی کرد؛ دوره‌ای که سازمان به‌تدریج از فعالیت سیاسی فاصله گرفت و وارد مرحله‌ای خشن و مسلحانه شد.</p>
<h3>۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸؛ حادثه اشرف</h3>
<p>دو دهه بعد، مردادماه بار دیگر شاهد یکی از وقایع مهم مرتبط با سازمان مجاهدین خلق بود.<br />
در روزهای ششم و هفتم مرداد ۱۳۸۸، نیروهای عراقی با اعضای سازمان در قرارگاه اشرف درگیر شدند. سازمان این حادثه را حمله نیروهای عراقی به اشرف روایت کرد و از کشته و مجروح شدن شماری از اعضای خود سخن گفت.<br />
فارغ از اختلاف روایت‌ها درباره جزئیات این حادثه، اهمیت تاریخی آن در این است که نشان داد پس از سقوط صدام حسین نیز حضور سازمان در عراق با بحران‌های جدی همراه بود.<br />
اشرف که سال‌ها یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های سازمان در عراق بود، سرانجام به یکی از نمادهای دوره طولانی حضور تشکیلات مجاهدین خلق در این کشور تبدیل شد.</p>
<h3>مرداد؛ ماهی برای بازخوانی یک مسیر</h3>
<p>اگر وقایع مردادماه را کنار یکدیگر قرار دهیم، با چند نقطه عطف مهم مواجه می‌شویم:<br />
مرداد ۱۳۶۰: آغاز مرحله‌ای تازه در فعالیت سازمان و خروج مسعود رجوی از ایران.<br />
مرداد ۱۳۶۷: ورود نیروهای سازمان از خاک عراق به ایران در عملیات فروغ جاویدان و شکست آن در نبرد مرصاد.<br />
مرداد ۱۳۸۸: درگیری در قرارگاه اشرف و ادامه بحران سازمان در عراق.<br />
این رخدادها را نمی‌توان صرفاً حوادث پراکنده تاریخی دانست. آنها بخش‌هایی از مسیری هستند که سازمان مجاهدین خلق طی چند دهه پیمود؛ مسیری از فعالیت سیاسی و مسلحانه در داخل ایران تا استقرار در عراق و انجام عملیات نظامی علیه کشور، و سپس گرفتار شدن در بحران‌های متعدد در خارج از ایران.</p>
<h3>سخن پایانی</h3>
<p>بازخوانی این وقایع برای خانواده‌هایی که سال‌هاست از ارتباط آزادانه با عزیزان خود در سازمان محروم بوده‌اند، تنها مرور چند تاریخ در تقویم نیست.<br />
پشت این تاریخ‌ها، زندگی انسان‌هایی قرار دارد که بسیاری از آنان سال‌ها در ساختاری بسته و جدا از خانواده و جامعه زندگی کرده‌اند.<br />
از همین رو، بررسی تاریخ سازمان مجاهدین خلق باید بر پایه اسناد، خاطرات اعضای جداشده و روایت خانواده‌ها صورت گیرد؛ نه صرفاً تبلیغات و روایت‌هایی که توسط سرکردگان سازمان ارائه می‌شود.<br />
مردادماه، با مرور این وقایع، یادآور فرازهایی از تاریخ سازمانی است که از رؤیای فتح تهران در سال ۱۳۶۷ به شکست نظامی در مرصاد رسید و سال‌ها بعد نیز در بحران اشرف و سپس خروج از عراق، بخش دیگری از مسیر پرپیچ‌وخم خود را پشت سر گذاشت.<br />
بازخوانی این گذشته، فرصتی است برای شناخت واقعیت‌های پنهان‌مانده از افکار عمومی و شنیدن صدای خانواده‌ها و اعضای جداشده‌ای که روایت دیگری از درون این تشکیلات دارند.</p>
<p>فریدون ابراهیمی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69402">مرداد؛ ماهی با ردپای خشونت و شکست در کارنامه سازمان مجاهدین خلق</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69402/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جوانانی که قرار بود به اروپا بروند، واقعیت ایران را به اشرف آوردند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69351</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69351?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 06:23:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69351</guid>

					<description><![CDATA[<p>گاهی یک تشکیلات، بیش از آنکه از دشمن بیرونی ضربه بخورد، از حقیقتی ضربه می‌خورد که سال‌ها تلاش کرده آن را از اعضایش پنهان کند. برای من و بسیاری از جداشدگان سازمان تروریستی مجاهدین خلق، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این واقعیت، ماجرای ورود نسل جدیدی از نوجوانان و جوانان به قرارگاه اشرف در اواخر دهه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69351">جوانانی که قرار بود به اروپا بروند، واقعیت ایران را به اشرف آوردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی یک تشکیلات، بیش از آنکه از دشمن بیرونی ضربه بخورد، از حقیقتی ضربه می‌خورد که سال‌ها تلاش کرده آن را از اعضایش پنهان کند.<br />
برای من و بسیاری از جداشدگان سازمان تروریستی مجاهدین خلق، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این واقعیت، ماجرای ورود نسل جدیدی از نوجوانان و جوانان به قرارگاه اشرف در اواخر دهه ۱۳۷۰ و سال‌های پس از آن است؛ نسلی که بسیاری از آنان با رؤیای تحصیل، کار و رسیدن به اروپا راهی عراق شدند، اما سر از قرارگاهی درآوردند که با آنچه در ذهنشان ساخته شده بود، فاصله‌ای عمیق داشت.<br />
قرار بود عراق فقط یک &#8220;ایستگاه&#8221; باشد؛ اما برای بسیاری، اشرف به مقصدی ناخواسته تبدیل شد.</p>
<h3>وعده‌ای به نام اروپا</h3>
<p>در آن سال‌ها، بنا بر روایت‌های جداشدگان، یکی از شیوه‌های جذب نیرو، استفاده از وعده‌هایی مانند تحصیل، کار و انتقال به کشورهای اروپایی بود. برخی جوانان تصور می‌کردند عراق تنها یک کشور ثالث و پلی برای رسیدن به اروپا است.<br />
اما ورود به اشرف، آغاز واقعیتی کاملاً متفاوت بود.<br />
جوانی که با تصور آینده‌ای بهتر وارد یک محیط شده بود، ناگهان خود را در فضایی تشکیلاتی می‌دید که مناسبات آن هیچ شباهتی به زندگی عادی اجتماعی نداشت.<br />
این همان نقطه‌ای بود که تناقض‌ها آغاز می‌شد.</p>
<h3>جوانانی که یک &#8220;مشکل&#8221; غیرمنتظره برای تشکیلات شدند</h3>
<p>سرکردگان سازمان شاید تصور می‌کردند ورود جوانان ایرانی به اشرف، به معنای ورود نیروی تازه‌نفس و افزایش توان تشکیلات است؛ اما اتفاق دیگری در حال شکل‌گیری بود.<br />
این جوانان، برخلاف بسیاری از اعضای قدیمی، از جامعه ایران آمده بودند و تجربه مستقیم زندگی در آن جامعه را با خود به اشرف آورده بودند.<br />
آنها مدرسه و دانشگاه دیده بودند، با دوستان و خانواده ارتباط داشتند، در خیابان و جامعه زندگی کرده بودند و تجربه‌های روزمره‌ای داشتند که با تصویری که سال‌ها در نشست‌های تشکیلاتی از جامعه ایران برای برخی اعضای قدیمی ساخته شده بود، تفاوت داشت.<br />
و این تفاوت، به‌تدریج سؤال ایجاد می‌کرد.</p>
<h3>وقتی روایت‌های قدیمی با واقعیت روبه‌رو شد</h3>
<p>یکی از موضوعاتی که جداشدگان بارها درباره آن صحبت کرده‌اند، تصویری بسیار بسته و اغراق‌آمیز بود که از وضعیت اجتماعی ایران برای اعضا ترسیم می‌شد.<br />
به برخی اعضای قدیمی گفته می‌شد جوانان در ایران از ابتدایی‌ترین آزادی‌های اجتماعی محروم هستند؛ درباره پوشش، ظاهر افراد، روابط اجتماعی و سبک زندگی، روایت‌هایی مطرح می‌شد که با تجربه واقعی جوانانی که از ایران وارد اشرف می‌شدند، همخوانی نداشت.</p>
<p>حالا تصور کنید عضوی را که سال‌ها این حرف‌ها را شنیده بود، در مقابل جوانی قرار دهیم که تازه از ایران آمده است.<br />
او از زندگی واقعی خود می‌گفت؛ از مدرسه و دانشگاه، از دوستانش، از خانواده‌اش و از خیابان و جامعه.<br />
همین گفت‌وگوهای ساده می‌توانست برای یک عضو قدیمی به یک شوک فکری تبدیل شود.<br />
&#8220;اگر آنچه سال‌ها درباره ایران شنیده بودم درست بود، پس این جوانی که مستقیماً از ایران آمده، چرا چیز دیگری می‌گوید؟&#8221;<br />
این سؤال، شاید کوچک به نظر برسد؛ اما در یک تشکیلات بسته می‌تواند آغاز یک فروپاشی ذهنی باشد.</p>
<h3>دیوار اطلاعاتی، با یک خاطره ترک برداشت</h3>
<p>به نظر من، اهمیت این نسل دقیقاً در همین‌جا بود.<br />
سال‌ها فاصله گرفتن از جامعه، محدودیت ارتباط با خانواده و کنترل شدید اطلاعات، باعث شده بود برخی اعضای قدیمی تصویری از دنیای بیرون داشته باشند که عمدتاً از مجرای تشکیلات به آنان منتقل می‌شد.<br />
اما جوانان تازه‌وارد، خود &#8220;واقعیت بیرون&#8221; بودند.<br />
آنها برای سازمان یک تناقض زنده محسوب می‌شدند.<br />
هر خاطره‌ای که از ایران تعریف می‌کردند، هر تجربه‌ای که از زندگی اجتماعی خود بیان می‌کردند و هر مقایسه‌ای که میان زندگی گذشته و شرایط اشرف انجام می‌دادند، می‌توانست بخشی از دیوار تبلیغاتی را ترک دهد.<br />
به همین دلیل است که معتقدم پروژه‌ای که قرار بود برای سازمان نیروی تازه تولید کند، در مواردی نتیجه‌ای معکوس به همراه آورد.</p>
<h3>از سؤال تا بیداری</h3>
<p>البته همه اعضای قدیمی یکسان واکنش نشان ندادند.<br />
برخی همچنان به تشکیلات وفادار ماندند، برخی تلاش کردند تناقض‌ها را نادیده بگیرند و برخی دیگر آرام‌آرام وارد مرحله پرسشگری شدند.<br />
اما پرسش وقتی شکل گرفت، دیگر به آسانی قابل خاموش کردن نبود.<br />
چرا آنچه درباره جامعه ایران گفته می‌شد با آنچه جوانان تازه‌وارد روایت می‌کردند تفاوت داشت؟<br />
چرا وعده اروپا به ماندن در اشرف تبدیل شده بود؟<br />
چرا فردی که می‌خواست آینده‌اش را خودش انتخاب کند، برای خروج از تشکیلات با مانع روبه‌رو می‌شد؟<br />
چرا ارتباط آزاد با خانواده و دنیای بیرون چنین مسئله‌ای بود؟<br />
این پرسش‌ها برای برخی، در نهایت به تصمیم برای جدایی منجر شد.</p>
<h3>ضربه‌ای که از درون آمد</h3>
<p>اگر بخواهم تجربه آن سال‌ها را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم:<br />
&#8220;اشتباه بزرگ این بود که تصور کردند می‌توانند جوانی را از ایران به اشرف بیاورند، اما خاطرات، تجربه‌ها و واقعیت‌هایی را که آن جوان با خود آورده است، نمی‌توانند از ذهن او جدا کنند.&#8221;<br />
جوانان جذب‌شده، فقط نیروی انسانی جدید نبودند؛ آنها حامل تجربه جامعه‌ای بودند که سازمان تلاش می‌کرد تصویر دیگری از آن به اعضای قدیمی ارائه کند.<br />
و همین موضوع، برای بخشی از اعضای قدیمی تبدیل به فرصتی برای مقایسه شد؛ مقایسه میان آنچه سال‌ها شنیده بودند و آنچه از زبان نسل تازه می‌شنیدند.</p>
<h3>نسلی که به جای اروپا، راه نجات را پیدا کرد</h3>
<p>بسیاری از جوانانی که با رؤیای آینده‌ای متفاوت به عراق رفتند، بعدها دریافتند که مسئله اصلی دیگر رسیدن به اروپا نیست؛ مسئله، بازپس‌گرفتن حق انتخاب و زندگی شخصی است.<br />
برخی توانستند از تشکیلات جدا شوند و مسیر زندگی خود را از نو آغاز کنند.<br />
برای من، خاطرات این نسل فقط خاطرات چند جوان گرفتار در اشرف نیست؛ آنها بخشی از یک تجربه تاریخی‌اند.<br />
تجربه نسلی که با وعده آینده بهتر وارد شد، اما با واقعیتی متفاوت روبه‌رو گردید؛ نسلی که حضورش ناخواسته بخشی از تناقض‌های درونی سازمان را آشکار کرد و به برخی اعضای قدیمی فرصت داد تا درباره آنچه سال‌ها شنیده بودند، دوباره فکر کنند.<br />
امروز وقتی به آن سال‌ها نگاه می‌کنم، یک حقیقت برایم روشن‌تر از همیشه است:</p>
<p>&#8220;هیچ دیوار و حصاری نمی‌تواند برای همیشه جلوی ورود حقیقت را بگیرد.&#8221;</p>
<p>گاهی حقیقت با یک نامه از بیرون می‌آید؛ گاهی با صدای یک مادر پشت حصار اشرف؛ و گاهی با یک جوان که تازه از ایران وارد شده و فقط از زندگی‌ای که خودش دیده و تجربه کرده سخن می‌گوید.<br />
و شاید همین روایت ساده، برای کسی که سال‌ها در حصار تبلیغات زندگی کرده، کافی باشد تا اولین سؤال را از خود بپرسد:<br />
&#8220;اگر این‌همه چیز آن‌طور که به ما گفته‌اند نیست، پس واقعاً چرا اینجا هستم؟&#8221;</p>
<p>آن سؤال می‌تواند آغاز بیداری باشد.</p>
<p>عباس جعفری</p>
<p>از جداشدگان سازمان تروریستی مجاهدین خلق</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69351">جوانانی که قرار بود به اروپا بروند، واقعیت ایران را به اشرف آوردند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69351/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انزوای اجباری؛ ابزار فرقه رجوی برای کنترل ذهن و پنهان کردن واقعیت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Aug 2026 06:04:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69274</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های فرقه‌ها، قطع ارتباط اعضا با دنیای خارج و ایجاد انزوای مطلق برای کنترل ذهن و اراده آنان است. سازمان تروریستی مجاهدین خلق نیز طی سالیان طولانی با اعمال محدودیت‌های گسترده، اعضای خود را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم کرده و با ایجاد فضایی بسته، آنان را در چرخه‌ای از وابستگی تشکیلاتی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274">انزوای اجباری؛ ابزار فرقه رجوی برای کنترل ذهن و پنهان کردن واقعیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های فرقه‌ها، قطع ارتباط اعضا با دنیای خارج و ایجاد انزوای مطلق برای کنترل ذهن و اراده آنان است. سازمان تروریستی مجاهدین خلق نیز طی سالیان طولانی با اعمال محدودیت‌های گسترده، اعضای خود را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم کرده و با ایجاد فضایی بسته، آنان را در چرخه‌ای از وابستگی تشکیلاتی نگه داشته است.<br />
اعضای گرفتار در اردوگاه‌های این سازمان نه تنها از دیدار و تماس با خانواده‌های خود محروم هستند، بلکه هیچ‌گونه دسترسی مستقلی به تلفن همراه، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، رادیو یا سایر رسانه‌های آزاد ندارند.<br />
حتی برقراری یک گفت‌وگوی ساده میان دو یا سه نفر نیز در این تشکیلات ممنوع است و با عنوان &#8220;محفل&#8221; از آن یاد می‌شود و اعضا تنها در نشست‌های گروهی اجازه سخن گفتن دارند.<br />
بسیاری از اعضا سالخورده شده‌اند و بنا بر روایت جداشدگان، پیش از حضور در برنامه‌های تبلیغاتی از آنان خواسته می‌شود موهای خود را رنگ کنند تا چهره‌ای جوان‌تر از واقعیت به نمایش گذاشته شود.<br />
ارتباط آزاد با خانواده، دسترسی به اطلاعات و امکان گفت‌وگوی خصوصی از حقوق بنیادین هر انسان است و تجربه اعضای جداشده نشان می‌دهد بازگشت به خانواده نخستین گام برای بازیابی استقلال فکری و زندگی عادی است.</p>
<p>فریدون ابراهیمی، جداشده از سازمان تروریستی مجاهدین خلق</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274">انزوای اجباری؛ ابزار فرقه رجوی برای کنترل ذهن و پنهان کردن واقعیت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69274/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا راهبرد چند دهه‌ای سازمان مجاهدین خلق به بن‌بست رسیده است؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69112</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69112?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 Jul 2026 05:41:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[دیپلماسی مجاهدین در آویختن به بیگانگان]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=69112</guid>

					<description><![CDATA[<p>در چهار دهه گذشته، سازمان مجاهدین خلق بخش مهمی از راهبرد سیاسی خود را بر جلب حمایت برخی چهره‌های با نفوذ در ایالات متحده و اروپا بنا کرده است. حضور شخصیت‌های سیاسی آمریکایی در گردهمایی‌های این سازمان و حمایت‌های رسانه‌ای و سیاسی آنان، سال‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای تبلیغاتی این سازمان معرفی می‌شد. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69112">آیا راهبرد چند دهه‌ای سازمان مجاهدین خلق به بن‌بست رسیده است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در چهار دهه گذشته، سازمان مجاهدین خلق بخش مهمی از راهبرد سیاسی خود را بر جلب حمایت برخی چهره‌های با نفوذ در ایالات متحده و اروپا بنا کرده است. حضور شخصیت‌های سیاسی آمریکایی در گردهمایی‌های این سازمان و حمایت‌های رسانه‌ای و سیاسی آنان، سال‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای تبلیغاتی این سازمان معرفی می‌شد.</p>
<p>اکنون، با درگذشت برخی از این چهره‌ها، از جمله جان مک‌کین و بنا بر گزارش‌های منتشرشده، لیندسی گراهام، و همچنین کنار رفتن افرادی مانند جان بولتون و مایک پمپئو از جایگاه‌های کلیدی دولت آمریکا، این پرسش بیش از گذشته مطرح می‌شود که آیا سازمانی که بخش مهمی از سرمایه سیاسی خود را بر حمایت خارجی بنا کرده است، با کاهش این پشتوانه‌ها وارد مرحله‌ای تازه از چالش‌های راهبردی شده است؟</p>
<h3>سیاستی که بر حمایت خارجی بنا شد</h3>
<p>پس از خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق و انتقال اعضای آن به آلبانی، فعالیت‌های این سازمان بیش از گذشته بر عرصه تبلیغات و لابی‌گری در کشورهای غربی متمرکز شد. گردهمایی‌های سالانه، نشست‌های بین‌المللی و دعوت از سیاستمداران سابق آمریکایی و اروپایی، به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تبلیغاتی این تشکیلات تبدیل شد.<br />
رسانه‌های وابسته به سازمان، حضور این افراد را نشانه‌ای از حمایت گسترده غرب از خود معرفی می‌کردند؛ در حالی که بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند این حمایت‌ها بیشتر در چارچوب رقابت‌های ژئوپلیتیکی و سیاست فشار بر جمهوری اسلامی ایران قابل ارزیابی است.</p>
<h3>افول نسل نخست حامیان</h3>
<p>در سال‌های گذشته، نام‌هایی همچون جان مک‌کین، جان بولتون، مایک پمپئو، رودی جولیانی و لیندسی گراهام بارها در ارتباط با گردهمایی‌ها یا مواضع حمایتی نسبت به این سازمان مطرح شده است.<br />
اکنون بخشی از این چهره‌ها دیگر در قید حیات نیستند و بخشی نیز از ساختار تصمیم‌گیری آمریکا کنار رفته‌اند. این تحول، نمادی از تغییر نسل تصمیم‌سازان آمریکاست.</p>
<h3>سرمایه‌ای که هرگز جایگزین مردم نشد</h3>
<p>اگر یک جریان سیاسی از پشتوانه اجتماعی گسترده برخوردار باشد، مهم‌ترین سرمایه خود را مردم می‌داند، نه حمایت چهره‌های سیاسی خارج از کشور. حضور یا عدم حضور سیاستمداران خارجی شاید در کوتاه‌مدت ارزش تبلیغاتی ایجاد کند، اما نمی‌تواند خلأ سرمایه اجتماعی را جبران کند.</p>
<h3>اعضایی که از جهان امروز دور ماندند</h3>
<p>بر اساس روایت‌های متعدد اعضای جداشده، بسیاری از اعضاء سال‌ها از ارتباط آزاد با خانواده، استفاده از تلفن همراه، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های مستقل محروم بوده‌اند. منتقدان سازمان معتقدند محدود بودن دسترسی اعضا به منابع مستقل اطلاعاتی، امکان قضاوت و تصمیم‌گیری آزاد را کاهش می‌دهد.</p>
<h3>وعده آزادی یا آغاز یک انزوا؟</h3>
<p>بر اساس روایت شماری از اعضای جداشده، بخشی از نیروهای سازمان از میان اسیران جنگ ایران و عراق، مهاجران، پناهجویان و ایرانیان مقیم خارج جذب شدند و بعدها روایت‌هایی از محدودیت‌های شدید ارتباطی و دشواری خروج از تشکیلات منتشر شد.</p>
<h3>آینده‌ای وابسته به دیگران؟</h3>
<p>تجربه تاریخ نشان داده است که هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند آینده خود را بر پایه حمایت شخصیت‌های خارجی بنا کند. آنچه باقی می‌ماند، میزان اعتماد مردم، شفافیت عملکرد و احترام به حقوق اعضاست.</p>
<h3>جمع‌بندی</h3>
<p>تحولات اخیر در میان حامیان آمریکایی سازمان مجاهدین خلق، این واقعیت را یادآوری می‌کند که اتکا به حمایت خارجی، جایگزین مشروعیت اجتماعی نیست. تاریخ نشان داده است که مشروعیت پایدار در اعتماد مردم، احترام به حقوق اعضا و پذیرش نقد شکل می‌گیرد.</p>
<p>عباس جعفری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/69112">آیا راهبرد چند دهه‌ای سازمان مجاهدین خلق به بن‌بست رسیده است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/69112/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سالخوردگانی که همچنان از حق زندگی آزاد محروم مانده‌اند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68992</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68992?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Jun 2026 08:04:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نقض حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68992</guid>

					<description><![CDATA[<p>بیش از چهار دهه از زمانی می‌گذرد که سازمان مجاهدین خلق افراد بسیاری را از مسیرهای مختلف، از جمله برخی اسرای جنگ ایران و عراق، شماری از مهاجران ایرانی مقیم اروپا و نیروهای جذب‌شده در مقاطع مختلف، وارد تشکیلات خود کرد. امروز بخش بزرگی از همان افراد به سالمندانی بیمار و فرسوده تبدیل شده‌اند که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68992">سالخوردگانی که همچنان از حق زندگی آزاد محروم مانده‌اند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بیش از چهار دهه از زمانی می‌گذرد که سازمان مجاهدین خلق افراد بسیاری را از مسیرهای مختلف، از جمله برخی اسرای جنگ ایران و عراق، شماری از مهاجران ایرانی مقیم اروپا و نیروهای جذب‌شده در مقاطع مختلف، وارد تشکیلات خود کرد. امروز بخش بزرگی از همان افراد به سالمندانی بیمار و فرسوده تبدیل شده‌اند که سال‌های پایانی عمر خود را در اردوگاه موسوم به اشرف ۳ در مانز آلبانی سپری می‌کنند. پرسشی که سال‌هاست خانواده‌ها، جداشدگان و بسیاری از ناظران مطرح می‌کنند این است که این افراد سالخورده چه تهدیدی برای سرکرده تشکیلات مجاهدین دارند که حتی اجازه انتخاب آزادانه برای ادامه زندگی نیز از آنان دریغ می‌شود؟</p>
<h3>اعضایی که دیگر نیروی عملیاتی نیستند</h3>
<p>اکنون بیشتر اعضای قدیمی سازمان، از مرز شصت و هفتاد سالگی گذشته‌اند. بسیاری با بیماری‌های ناشی از افزایش سن دست‌وپنجه نرم می‌کنند و طبیعتاً دیگر توان انجام فعالیت‌های سخت تشکیلاتی یا نظامی را ندارند. با این حال، خروج آنان همچنان با موانع جدی روبه‌روست.<br />
اگر این افراد دیگر نقشی در آینده تشکیلات ندارند، چرا سرکرده تشکیلات مجاهدین اجازه نمی‌دهد سال‌های باقی‌مانده عمر خود را در کنار خانواده یا در جامعه‌ای آزاد سپری کنند؟ پاسخ این پرسش را باید در منافع تشکیلاتی جست‌وجو کرد.</p>
<h3>حفظ آمار؛ حفظ ظاهر تشکیلات</h3>
<p>یکی از مهم‌ترین دلایل، حفظ تعداد اعضاست. هر سازمان سیاسی برای اثبات موجودیت خود به نیروی انسانی نیاز دارد. در شرایطی که سال‌هاست جذب نیروی جدید تقریباً متوقف شده، خروج هر عضو به معنای آشکارتر شدن روند ریزش نیروهاست.</p>
<p>به همین دلیل، حتی اعضای سالخورده نیز برای تشکیلات اهمیت پیدا می‌کنند؛ نه به دلیل توانایی‌شان، بلکه به دلیل آنکه حضورشان تصویری از تداوم و انسجام سازمان ارائه می‌دهد. از نگاه بسیاری از منتقدان، این افراد بیش از آنکه عضو فعال باشند، به بخشی از آمار و سرمایه تبلیغاتی تشکیلات تبدیل شده‌اند.</p>
<h3>بزرگ‌ترین نگرانی؛ افشاگری جداشدگان</h3>
<p>تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بسیاری از واقعیت‌های درون تشکیلات توسط کسانی منتشر شده که موفق به جدایی شده‌اند. هر عضو جداشده، شاهد سال‌ها زندگی در فضای بسته سازمان است و می‌تواند روایت خود را از مناسبات داخلی، محدودیت‌ها و شیوه اداره تشکیلات بیان کند.</p>
<p>به همین دلیل، منتقدان معتقدند سرکرده تشکیلات مجاهدین بیش از آنکه نگران از دست دادن یک عضو سالخورده باشد، از آنچه او پس از جدایی خواهد گفت، هراس دارد. افزایش تعداد جداشدگان، به معنای افزایش روایت‌هایی است که می‌تواند تصویر دیگری از درون تشکیلات در برابر افکار عمومی قرار دهد.</p>
<h3>خانواده؛ حلقه‌ای که تشکیلات از آن واهمه دارد</h3>
<p>یکی از مشترک‌ترین روایت‌های جداشدگان، محدودیت ارتباط با خانواده است. خانواده برای هر انسان، مهم‌ترین تکیه‌گاه عاطفی است و می‌تواند انگیزه بازگشت به زندگی عادی را زنده کند.</p>
<p>به همین دلیل، منتقدان معتقدند محدودیت در تماس تلفنی، استفاده از اینترنت، دیدار حضوری و ارتباط آزاد با بستگان، صرفاً یک اقدام امنیتی نیست، بلکه بخشی از سازوکار حفظ وابستگی اعضا به تشکیلات است. هرچه ارتباط با خانواده کمتر باشد، امکان تصمیم‌گیری مستقل نیز دشوارتر خواهد شد.</p>
<h3>سالمندانی که حق انتخاب از آنان گرفته شده است</h3>
<p>دردناک‌ترین بخش ماجرا، وضعیت کسانی است که تمام جوانی و میانسالی خود را در تشکیلات سپری کرده‌اند و امروز نیز دوران سالمندی را در همان فضای بسته می‌گذرانند.</p>
<p>برخی جداشدگان از افزایش شمار درگذشت اعضای سالخورده بر اثر بیماری و کهولت سن سخن گفته و از آن با عنوان &#8220;قطار مرگ&#8221; یاد کرده‌اند.</p>
<h3>جمع‌بندی</h3>
<p>امروز مهم‌ترین مطالبه خانواده‌ها و جداشدگان، مطالبه‌ای انسانی است&#8230;</p>
<p>فریدون ابراهیمی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68992">سالخوردگانی که همچنان از حق زندگی آزاد محروم مانده‌اند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68992/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تروری که نتوانست ایران را به زانو درآورد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68968</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68968?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jun 2026 06:59:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[تروریسم فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[7 تیرماه 1360]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت های تروریستی مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68968</guid>

					<description><![CDATA[<p>هفتم تیر؛ نقطه عطف تروریسم سازمان‌یافته ماه تیر در حافظه تاریخی ملت ایران، یادآور روزهایی تلخ و خونبار است. هفتم و هشتم تیر ۱۳۶۰ از مهم‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران به شمار می‌روند؛ روزهایی که سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف سیاسی خود، مسیر خشونت، ترور و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68968">تروری که نتوانست ایران را به زانو درآورد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>هفتم تیر؛ نقطه عطف تروریسم سازمان‌یافته</h3>
<p>ماه تیر در حافظه تاریخی ملت ایران، یادآور روزهایی تلخ و خونبار است. هفتم و هشتم تیر ۱۳۶۰ از مهم‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران به شمار می‌روند؛ روزهایی که سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف سیاسی خود، مسیر خشونت، ترور و حذف فیزیکی مخالفان را با شدت بیشتری در پیش گرفت.</p>
<p>در شامگاه هفتم تیر ۱۳۶۰، انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت آیت‌الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی و ده‌ها تن از مسئولان کشور انجامید. این عملیات تروریستی توسط محمدرضا کلاهی صمدی، عضو نفوذی سازمان مجاهدین در حزب جمهوری اسلامی، اجرا شد. کلاهی پس از انجام این جنایت از محل حادثه گریخت و سال‌ها بعد با هویتی جعلی در خارج از کشور زندگی کرد. این اقدام بخشی از راهبرد خشونت‌آمیز سازمان مجاهدین به رهبری مسعود رجوی بود که با هدف ایجاد آشوب، ترور مسئولان و براندازی نظام جمهوری اسلامی دنبال می‌شد.</p>
<h3>هشتم تیر؛ روز آشکار شدن ابعاد فاجعه</h3>
<p>هشتم تیر، ملت ایران در سوگ این فاجعه بزرگ نشست. شناسایی شهدا، برگزاری مراسم تشییع و انعکاس گسترده این حادثه، ابعاد جنایت را بیش از پیش آشکار کرد. این رویداد نقطه عطفی در شناخت افکار عمومی از ماهیت خشونت‌طلبانه سازمان مجاهدین بود.</p>
<h3>راهبرد رجوی؛ از ترور تا خیانت</h3>
<p>مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین که از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۱۳۸۲ از انظار عمومی ناپدید شده و سرنوشت او همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، سال‌ها سیاست مبارزه مسلحانه، ترور و خشونت را بر سازمان تحمیل کرد. نتیجه این سیاست، کشته شدن هزاران ایرانی از اقشار مختلف جامعه، از مسئولان عالی‌رتبه گرفته تا نیروهای نظامی و مردم عادی بود.<br />
رجوی گمان می‌کرد با بمب‌گذاری، ترور و ایجاد رعب و وحشت می‌تواند مردم ایران را از نظام جمهوری اسلامی جدا کرده و زمینه سقوط آن را فراهم سازد، اما گذر زمان نشان داد که این محاسبه کاملاً اشتباه بود.</p>
<h3>خشونت، شکست و انزوای مجاهدین</h3>
<p>سازمان مجاهدین نه توانست حتی وجبی از خاک ایران را به تصرف درآورد، نه موفق شد پایگاهی در میان مردم ایران کسب کند و نه به اهداف سیاسی مورد ادعای خود دست یافت. در ادامه نیز با همکاری آشکار با رژیم صدام حسین در دوران جنگ تحمیلی، بیش از گذشته از ملت ایران فاصله گرفت و سرمایه اجتماعی خود را به طور کامل از دست داد.<br />
کارنامه مسعود رجوی و سازمان تحت رهبری او نشان می‌دهد که ترور، خشونت و خیانت به وطن، هرگز جایگزین مشروعیت مردمی نمی‌شود.</p>
<h3>درس ماندگار هفتم و هشتم تیر</h3>
<p>امروز، بازخوانی حوادث هفتم و هشتم تیر تنها مرور یک واقعه تاریخی نیست، بلکه یادآوری این حقیقت است که خشونت و ترور، هرچند می‌تواند جان انسان‌های بی‌گناه را بگیرد، هرگز قادر نیست اراده یک ملت را در هم بشکند.<br />
چهار دهه پس از آن جنایت، سازمان مجاهدین نه تنها به هیچ‌یک از اهداف خود دست نیافته، بلکه بیش از هر زمان دیگری با انزوای سیاسی و اجتماعی روبه‌رو است. آنچه از این سازمان در حافظه تاریخی ملت ایران باقی مانده، نه ادعاهای سیاسی، بلکه کارنامه‌ای آکنده از ترور، خشونت، خیانت و جنایت است؛ کارنامه‌ای که هرگز از یاد مردم ایران نخواهد رفت.</p>
<p>عباس جعفری، جداشده از سازمان رجوی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68968">تروری که نتوانست ایران را به زانو درآورد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68968/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی خانواده اعضاء مجاهدین قربانی می‌شوند</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68898</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68898?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Jun 2026 07:22:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68898</guid>

					<description><![CDATA[<p>هنگامی که سخن از نقض حقوق اعضای سازمان مجاهدین خلق به میان می‌آید، اغلب ذهن‌ها به سمت محدودیت‌های فردی سوق پیدا می‌کند؛ محدودیت‌هایی همچون قطع ارتباط با خانواده، محرومیت از دسترسی آزاد به اطلاعات، ممنوعیت ازدواج و تشکیل خانواده، کنترل شدید زندگی شخصی و وابسته کردن کامل افراد به تشکیلات. اما واقعیت آن است که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68898">وقتی خانواده اعضاء مجاهدین قربانی می‌شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هنگامی که سخن از نقض حقوق اعضای سازمان مجاهدین خلق به میان می‌آید، اغلب ذهن‌ها به سمت محدودیت‌های فردی سوق پیدا می‌کند؛ محدودیت‌هایی همچون قطع ارتباط با خانواده، محرومیت از دسترسی آزاد به اطلاعات، ممنوعیت ازدواج و تشکیل خانواده، کنترل شدید زندگی شخصی و وابسته کردن کامل افراد به تشکیلات. اما واقعیت آن است که آسیب‌های ناشی از این مناسبات تنها متوجه افراد حاضر در تشکیلات نبوده، بلکه دامان خانواده‌های آنان را نیز گرفته است.</p>
<p>اگر محروم کردن یک عضو از حقوق اولیه انسانی را بتوان نوعی اسارت فردی نامید، متلاشی کردن خانواده‌ها پدیده‌ای به مراتب دردناک‌تر و گسترده‌تر است. در اینجا تنها یک نفر قربانی نمی‌شود، بلکه همسر، فرزندان، والدین و بستگان نیز در چرخه‌ای از رنج و محرومیت گرفتار می‌شوند.</p>
<p>در طول دهه‌های گذشته، خانواده‌های بسیاری گرفتار این سرنوشت تلخ شده‌اند. خانواده‌هایی که روزی در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند، اما در نتیجه مناسبات حاکم بر تشکیلات، از هم جدا شدند و هر یک به سویی رانده شدند. برخی از اعضا سالیان طولانی در اردوگاه‌های سازمان باقی ماندند، برخی دیگر پس از جدایی راهی کشورهای اروپایی شدند و بسیاری از خانواده‌ها هرگز نتوانستند انسجام و آرامش گذشته خود را بازیابند.</p>
<p>در چنین شرایطی، آسیب تنها متوجه فردی نیست که در تشکیلات حضور دارد. همسر از زندگی مشترک محروم می‌شود، فرزندان از حضور پدر یا مادر بی‌بهره می‌مانند و والدین سالخورده سال‌ها در انتظار دیدار فرزندان خود روزگار سپری می‌کنند. به همین دلیل، مسئله صرفاً محدودیت یک عضو نیست، بلکه فروپاشی تدریجی یک خانواده کامل است.</p>
<p>بسیاری از جداشدگان روایت کرده‌اند که سال‌ها از تماس آزاد با خانواده، دسترسی به تلفن، اینترنت، رسانه‌های مستقل و ارتباط طبیعی با جامعه محروم بوده‌اند. اما این تنها بخشی از واقعیت است. در سوی دیگر، خانواده‌هایی قرار دارند که سال‌ها از شنیدن صدای عزیزان خود محروم مانده‌اند و حتی از وضعیت سلامتی و سرنوشت آنان نیز اطلاعی نداشته‌اند.</p>
<p>اسارت فردی ممکن است روزی با خروج از تشکیلات پایان یابد، اما پیامدهای فروپاشی خانواده به سادگی قابل جبران نیست. کودکانی که بدون حضور والدین بزرگ شدند، جوانانی که بهترین سال‌های عمر خود را در غربت و بی‌پناهی سپری کردند، مادرانی که با حسرت دیدار فرزند پیر شدند و پدرانی که چشم انتظار عزیزانشان از دنیا رفتند، همگی بخشی از واقعیتی هستند که آثار آن برای سالیان طولانی باقی می‌ماند.</p>
<p>افزون بر این، سرنوشت بسیاری از اعضا پس از جدایی نیز به آرامش ختم نشد. برخی پس از سال‌ها حضور در تشکیلات، ناگهان خود را در کشورهای بیگانه و دور از خانواده یافتند؛ بدون پشتوانه اجتماعی، بدون تجربه زندگی مستقل و با انبوهی از مشکلات روحی و عاطفی که حاصل سال‌ها انزوا و کنترل تشکیلاتی بود. آنان ناچار شدند زندگی خود را از نو و از نقطه صفر آغاز کنند.</p>
<p>از همین رو، بسیاری از جداشدگان بر این باورند که یکی از سنگین‌ترین خسارت‌های ناشی از مناسبات فرقه‌ای، نابودی بنیان خانواده است. محروم کردن اعضا از ارتباط با نزدیکانشان یک نقض آشکار حقوق انسانی محسوب می‌شود، اما از هم پاشیدن خانواده‌ها و محروم ساختن نسل‌ها از محبت، امنیت و حمایت خانوادگی، زخمی عمیق‌تر و ماندگارتر بر پیکر جامعه بر جای می‌گذارد.</p>
<p>امروز پس از گذشت دهه‌ها، هنوز خانواده‌های بسیاری وجود دارند که آثار این جدایی‌های تحمیلی را با خود حمل می‌کنند. آنان شاهدان زنده واقعیتی هستند که نشان می‌دهد پشت شعارهای سیاسی و ادعاهای آرمان‌گرایانه، انسان‌هایی قرار داشته‌اند که زندگی، جوانی، خانواده و آرامش خود را از دست داده‌اند.</p>
<p>تاریخ درباره سازمان‌ها و رهبران سیاسی تنها بر اساس شعارها قضاوت نخواهد کرد؛ بلکه سرنوشت انسان‌ها، خانواده‌های از هم گسیخته و نسل‌هایی که قربانی این مناسبات شده‌اند، معیار اصلی این داوری خواهد بود.</p>
<p>ولی غفاری، جداشده از سازمان رجوی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68898">وقتی خانواده اعضاء مجاهدین قربانی می‌شوند</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68898/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا دیپلماسی بزرگ‌ترین کابوس مریم رجوی است؟</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68874</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68874?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 04:07:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین؛ جنگ افروز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68874</guid>

					<description><![CDATA[<p>در عرصه سیاست بین‌الملل، همواره گروه‌ها و جریان‌هایی وجود داشته‌اند که حیات سیاسی خود را نه در بستر تعامل و گفت‌وگو، بلکه در سایه بحران، تنش و درگیری جست‌وجو کرده‌اند. هرگاه آتش اختلافات شعله‌ور شده، آنان نیز فرصت عرض اندام یافته‌اند و هر زمان که دیپلماسی و مذاکره جایگزین تقابل شده است، به حاشیه رانده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68874">چرا دیپلماسی بزرگ‌ترین کابوس مریم رجوی است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در عرصه سیاست بین‌الملل، همواره گروه‌ها و جریان‌هایی وجود داشته‌اند که حیات سیاسی خود را نه در بستر تعامل و گفت‌وگو، بلکه در سایه بحران، تنش و درگیری جست‌وجو کرده‌اند. هرگاه آتش اختلافات شعله‌ور شده، آنان نیز فرصت عرض اندام یافته‌اند و هر زمان که دیپلماسی و مذاکره جایگزین تقابل شده است، به حاشیه رانده شده‌اند.</p>
<p>در میان این جریان‌ها، مجاهدین خلق به سرکردگی مریم رجوی نمونه‌ای قابل تأمل هستند. سازمانی که طی چهار دهه گذشته، بخش مهمی از راهبرد سیاسی و تبلیغاتی خود را بر تشدید فشارهای خارجی علیه ایران و تقابل میان ایران و آمریکا بنا کرده است.</p>
<p>مجاهدین همواره از هرگونه تنش سیاسی، اقتصادی و امنیتی استقبال کرده‌اند و تلاش داشته‌اند بحران‌ها را فرصتی برای تحقق اهداف سیاسی خود معرفی کنند. سال‌هاست که هر تحول منطقه‌ای در تبلیغات این سازمان به عنوان مقدمه‌ای برای تحقق آرزوهای دیرینه آن‌ها تصویر می‌شود، اما نتیجه چیزی جز شکست‌های پیاپی نبوده است.</p>
<p>دیپلماسی و گفت‌وگو بزرگ‌ترین چالش برای راهبرد این سازمان محسوب می‌شود؛ زیرا هرچه تنش‌ها کاهش یابد، روایت‌های مبتنی بر جنگ و تقابل اعتبار خود را از دست می‌دهد. دولت‌ها در نهایت بر اساس منافع ملی خود تصمیم می‌گیرند و نه بر اساس خواسته‌های گروه‌هایی که از متن جامعه فاصله گرفته‌اند.</p>
<p>در کنار این مسائل، خانواده‌های بسیاری همچنان خواهان ارتباط آزادانه با عزیزان خود هستند. این مطالبه‌ای انسانی است که سال‌ها از سوی خانواده‌های چشم‌انتظار مطرح شده و همچنان ادامه دارد.</p>
<p>واقعیت این است که هر حرکت به سمت گفت‌وگو، تفاهم و ثبات منطقه‌ای، بیش از هر چیز ضعف راهبرد جریان‌هایی را آشکار می‌کند که موجودیت خود را بر بحران بنا کرده‌اند. از این منظر، دیپلماسی را می‌توان شکستی دیگر برای راهبرد مبتنی بر تقابل دانست.</p>
<p>عباس جعفری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68874">چرا دیپلماسی بزرگ‌ترین کابوس مریم رجوی است؟</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68874/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بار دیگر فرو ریختن رؤیای بازگشت مجاهدین به قدرت</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68724</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68724?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 May 2026 06:06:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[وضعیت فرقه مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین در مسیر نابودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68724</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق به سرکردگی مسعود و مریم رجوی طی دهه‌های گذشته همواره تلاش کرده است با ترسیم چشم‌اندازهای غیرواقعی، نیروهای گرفتار در تشکیلات خود را به ماندن در این تشکیلات ترغیب کند. وعده‌هایی که از سال‌های حضور در عراق تا امروز بارها تکرار شده‌اند؛ وعده‌هایی مبنی بر نزدیک بودن سقوط حکومت ایران و بازگشت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68724">بار دیگر فرو ریختن رؤیای بازگشت مجاهدین به قدرت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان مجاهدین خلق به سرکردگی مسعود و مریم رجوی طی دهه‌های گذشته همواره تلاش کرده است با ترسیم چشم‌اندازهای غیرواقعی، نیروهای گرفتار در تشکیلات خود را به ماندن در این تشکیلات ترغیب کند. وعده‌هایی که از سال‌های حضور در عراق تا امروز بارها تکرار شده‌اند؛ وعده‌هایی مبنی بر نزدیک بودن سقوط حکومت ایران و بازگشت قریب‌الوقوع این سازمان به قدرت.</p>
<p>بسیاری از اعضای گرفتار در تشکیلات مجاهدین سال‌ها و حتی دهه‌ها از عمر خود را با همین وعده‌ها سپری کرده‌اند. افرادی که برخی از آنان در دوران جنگ، برخی در اردوگاه‌های اسارت رژیم بعث عراق و برخی دیگر از طریق فریب‌های تبلیغاتی جذب این سازمان شدند و سپس در ساختاری بسته و فرقه‌ای قرار گرفتند.</p>
<p>امروز اما تحولات سیاسی و دیپلماتیک منطقه بار دیگر پرسش‌های جدی را در برابر سرکردگان این سازمان قرار داده است. در شرایطی که سخن از کاهش تنش‌ها، مذاکرات و راه‌حل‌های سیاسی برای حل اختلافات مطرح می‌شود، ادعای چندین دهه‌ای مجاهدین خلق مبنی بر اینکه تنها &#8220;آلترناتیو&#8221; موجود برای آینده ایران هستند، بیش از گذشته با واقعیت‌های سیاسی فاصله پیدا کرده است.</p>
<p>سرکردگان سازمان سال‌ها تلاش کردند به نیروهای گرفتار در اردوگاه‌های خود القا کنند که دولت ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد و با هر تحول منطقه‌ای، زمان بازگشت آنان به تهران فرا رسیده است. اما گذر زمان نشان داده است که این پیش‌بینی‌ها یکی پس از دیگری محقق نشده‌اند.</p>
<p>در این میان، بزرگ‌ترین قربانیان این سیاست‌ها خانواده‌هایی هستند که سال‌ها از دیدار فرزندان خود محروم مانده‌اند. پدران و مادرانی که عمر خود را در انتظار یک تماس تلفنی یا دیدار با عزیزانشان سپری کرده‌اند.</p>
<p>تحولات امروز بار دیگر نشان می‌دهد که ادعاهای سرکردگان مجاهدین درباره آلترناتیو بودن، نزدیک بودن سرنگونی و بازگشت به قدرت، بیش از آنکه بر واقعیت‌های سیاسی استوار باشد، ابزاری برای حفظ انسجام تشکیلاتی و جلوگیری از ریزش نیروها بوده است.</p>
<p>خانواده‌های چشم‌انتظار همچنان یک خواسته ساده و انسانی دارند؛ پایان دادن به حصارهای تشکیلاتی و فراهم شدن امکان ارتباط آزاد اعضا با دنیای خارج. خواسته‌ای که حقی انسانی و طبیعی برای هر فرد به شمار می‌رود.</p>
<p>فریدون ابراهیمی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68724">بار دیگر فرو ریختن رؤیای بازگشت مجاهدین به قدرت</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68724/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>به مناسبت درگذشت پدر داوود حیدریان</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68184</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68184?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Feb 2026 06:35:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[داوود حیدریان]]></category>
		<category><![CDATA[پیام تسلیت انجمن نجات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=68184</guid>

					<description><![CDATA[<p>درگذشت مرحوم حاج حسن حیدریان، پدر چشم‌انتظار یکی از اعضای گرفتار در تشکیلات سازمان تروریستی مجاهدین خلق، داوود حیدریان، بار دیگر زخم کهنه‌ای را تازه کرد؛ زخمی به نام “محرومیت از ارتباط”. پدری که بنا بر روایت خانواده، بیش از ۴۵ سال در حسرت شنیدن صدای فرزندش و دیداری کوتاه روزگار گذراند و بارها تنها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68184">به مناسبت درگذشت پدر داوود حیدریان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>درگذشت مرحوم حاج حسن حیدریان، پدر چشم‌انتظار یکی از اعضای گرفتار در تشکیلات سازمان تروریستی مجاهدین خلق، داوود حیدریان، بار دیگر زخم کهنه‌ای را تازه کرد؛ زخمی به نام “محرومیت از ارتباط”. پدری که بنا بر روایت خانواده، بیش از ۴۵ سال در حسرت شنیدن صدای فرزندش و دیداری کوتاه روزگار گذراند و بارها تنها خواسته‌اش را تکرار کرد: “یک تماس تلفنی، یک دیدار کوتاه”. اما این خواسته حداقلی، با بی‌پاسخی و انسداد کامل از سوی این سازمان روبه‌رو شد؛ سازمانی که سال‌هاست با بی‌اعتنایی آشکار به ابتدایی‌ترین حقوق انسانی، خانواده‌ها را در بلاتکلیفی و رنج نگه داشته است.</p>
<p>چهار ماه پیش نیز مادر این خانواده با اندوه فراق، چشم از جهان فروبست. اکنون پدر نیز در حالی دار فانی را وداع گفت که حسرت ارتباطی ساده بر دلش ماند. این دو فقدان، صرفاً رویدادهایی شخصی نیستند؛ بلکه نتیجه مستقیم سیاست‌های ضدانسانی تشکیلاتی هستند که پیوند خانواده را تهدید می‌داند و عاطفه را مانع بقای خود تلقی می‌کند.</p>
<div id="attachment_68185" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-68185" class="size-full wp-image-68185" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Heidarian-Dad-Tasliat.jpg" alt="درگذشت مرحوم حاج حسن حیدریان" width="700" height="437" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Heidarian-Dad-Tasliat.jpg 700w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Heidarian-Dad-Tasliat-300x187.jpg 300w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-68185" class="wp-caption-text">درگذشت مرحوم حاج حسن حیدریان</p></div>
<h3>مسئولیت مستقیم سازمان در انسداد ارتباط</h3>
<p>در هر ساختار و گروهی، فارغ از گرایش‌های سیاسی و ایدئولوژیک، حق ارتباط خانواده‌ها با یکدیگر از بدیهی‌ترین حقوق انسانی است. با این حال، سازمان تروریستی مجاهدین خلق سال‌هاست با اعمال محدودیت‌های شدید، قطع ارتباطات، و جلوگیری از تماس و دیدار، عملاً خانواده‌ها را مجازات می‌کند. وقتی پدری بیش از چهار دهه برای شنیدن صدای فرزندش التماس می‌کند و حتی یک تماس تلفنی ساده نیز از او دریغ می‌شود، این دیگر “اختلاف سیاسی” نیست؛ این نقض آشکار حقوق انسانی است.<br />
انسداد ارتباط، محدود کردن تماس و جلوگیری از دیدار، نه‌تنها به تعمیق شکاف عاطفی می‌انجامد، بلکه آثار سنگینی بر سلامت روان و جسم خانواده‌ها بر جای می‌گذارد. سال‌ها انتظار، اضطراب، بی‌خبری و بی‌پاسخی، فشارهایی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. وقتی پدر و مادری در حسرت دیدار از دنیا می‌روند، نمی‌توان مسئولیت را به گردن “شرایط” یا “ملاحظات تشکیلاتی” انداخت؛ این پیامد مستقیم سیاست‌های آگاهانه و بی‌رحمانه‌ای است که توسط رهبری این سازمان اعمال شده است.</p>
<h3>سیاستی که خانواده را دشمن می‌بیند</h3>
<p>تجربه‌های متعدد نشان می‌دهد که در منطق این تشکیلات، خانواده نه یک پشتوانه عاطفی، بلکه “مانع” تلقی می‌شود. همین نگاه بیمارگونه سبب شده است که سال‌ها ارتباط اعضا با پدران و مادرانشان قطع یا به‌شدت کنترل شود. نتیجه چنین سیاستی چیزی جز فروپاشی عاطفی خانواده‌ها و مرگ در حسرت دیدار نبوده است.<br />
پرونده مرحوم حاج حسن حیدریان یک نمونه دردناک از ده‌ها و صدها مورد مشابه است. هر بار که پدر یا مادری چشم از جهان می‌بندد، پرسشی جدی و بی‌پاسخ باقی می‌ماند: چرا یک تماس ساده باید به ابزاری برای فشار و کنترل تبدیل شود؟ چه منطقی، چه اخلاقی، و چه معیاری می‌تواند توجیه‌گر چنین بی‌رحمی‌ای باشد؟</p>
<h3>تسلیت خانواده بزرگ انجمن نجات</h3>
<p>خانواده بزرگ انجمن نجات ضمن ابراز همدردی عمیق با خانواده محترم حیدریان، درگذشت این پدر رنج‌دیده و نیز مادر فقیدشان را صمیمانه تسلیت عرض می‌کند. بی‌تردید یاد و نام همه پدران و مادران چشم‌انتظاری که قربانی سیاست‌های ضدخانواده این سازمان شدند، در حافظه جمعی خانواده‌ها باقی خواهد ماند.<br />
امید است روزی هیچ پدر و مادری به‌دلیل انسداد عامدانه ارتباط، در حسرت شنیدن صدای فرزندش چشم از جهان فرو نبندد و عاملان این محرومیت‌های طولانی، در برابر وجدان عمومی و افکار عمومی پاسخگو باشند.<br />
یادشان گرامی و راه مطالبه حق خانواده‌ها پایدار.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/68184">به مناسبت درگذشت پدر داوود حیدریان</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/68184/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بهره‌برداری مجاهدین خلق از مرگ افراد</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67962</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67962?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Feb 2026 07:29:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[عملکرد سازمان مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[اصرار مجاهدین بر استراتژی خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین و وارونه نمایی حقایق]]></category>
		<category><![CDATA[نفی حقوق فردی در فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67962</guid>

					<description><![CDATA[<p>سازمان تروریستی مجاهدین خلق طی دهه‌ها فعالیت، نه‌تنها کارنامه‌ای مملو از خشونت، ترور و همکاری با دشمنان ملت ایران از خود بر جای گذاشته، بلکه در درون تشکیلات بسته و مخوف خود نیز به نقض سیستماتیک و سازمان‌یافته حقوق اولیه اعضا دست زده است؛ نقض‌هایی که در موارد متعدد به مرگ‌های مشکوک و حذف فیزیکی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67962">بهره‌برداری مجاهدین خلق از مرگ افراد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان تروریستی مجاهدین خلق طی دهه‌ها فعالیت، نه‌تنها کارنامه‌ای مملو از خشونت، ترور و همکاری با دشمنان ملت ایران از خود بر جای گذاشته، بلکه در درون تشکیلات بسته و مخوف خود نیز به نقض سیستماتیک و سازمان‌یافته حقوق اولیه اعضا دست زده است؛ نقض‌هایی که در موارد متعدد به مرگ‌های مشکوک و حذف فیزیکی معترضین انجامیده است.</p>
<h3>تشکیلاتی بسته، انسان‌هایی محبوس</h3>
<p>بر اساس شهادت ده‌ها عضو جداشده و فراری از این سازمان، مجاهدین خلق سال‌هاست اعضای خود را در محیطی ایزوله و کاملاً کنترل‌شده نگه می‌دارند. محرومیت از ارتباط با خانواده، ممنوعیت استفاده از تلفن، اینترنت و رسانه‌های آزاد، جلوگیری از هرگونه تماس با دنیای بیرون و اعمال فشارهای شدید روانی، تنها بخشی از ساز و کارهای کنترل فرقه‌ای این تشکیلات است.<br />
در این ساختار، اعتراض مساوی است با مجازات و بیماری، نه یک مسئله انسانی، بلکه ابزاری برای تنبیه و حذف.</p>
<h3>اصغر باباعلی؛ نمونه‌ای روشن از یک قتل تشکیلاتی</h3>
<p>اصغر باباعلی یکی از اعضای معترض این سازمان بود که بنا بر گزارش‌های موثق شاهدان عینی و افراد جداشده از تشکیلات، به بیماری مبتلا شده بود. با این حال، مسئولان سازمان عامدانه از درمان وی جلوگیری کردند. نه ‌تنها به بیمارستان‌های کشور آلبانی منتقل نشد، بلکه حتی پزشک داخلی تشکیلات نیز او را ویزیت نکرد. این محرومیت درمانی، تصمیمی آگاهانه و هدفمند بود، نه یک قصور اتفاقی.<br />
اصغر باباعلی در ۱۹ بهمن ۱۴۰۲ جان باخت؛ مرگی که با توجه به شواهد موجود، نمی‌توان آن را طبیعی دانست. این مرگ، در واقع ادامه همان زنجیره‌ای است که سال‌هاست با عنوان &#8220;قتل‌های مشکوک&#8221; درون سازمان شناخته می‌شود. حذف آرام، بی‌صدا و بدون پاسخگویی.</p>
<div id="attachment_58713" style="width: 710px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-58713" class="wp-image-58713" src="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Babaali-Asghar-2.jpg" alt="اصغر باباعلی" width="700" height="394" srcset="https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Babaali-Asghar-2.jpg 800w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Babaali-Asghar-2-300x169.jpg 300w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Babaali-Asghar-2-768x432.jpg 768w, https://www.nejatngo.org/fa/wp-content/uploads/Babaali-Asghar-2-390x220.jpg 390w" sizes="(max-width: 700px) 100vw, 700px" /><p id="caption-attachment-58713" class="wp-caption-text">اصغر باباعلی</p></div>
<h3>قتل، سپس تقدیس؛ شگرد همیشگی مجاهدین</h3>
<p>نکته هولناک‌تر، سوء‌استفاده ایدئولوژیک سازمان از مرگ اعضاست. سازمانی که افراد را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم می‌کند، پس از مرگ آنان می‌کوشد با الصاق عناوینی چون &#8220;شهید&#8221;، مسئولیت خود را پنهان و واقعیت را تحریف کند.<br />
در همین راستا، سازمان تروریستی مجاهدین خلق امروز را به بهانه مرگ موسی خیابانی &#8220;عاشورای حسینی&#8221; می‌نامد؛ اقدامی که نه‌تنها تحریف آشکار مفاهیم دینی است، بلکه توهینی مستقیم به فرهنگ عاشورا، مفهوم شهادت و آگاهی تاریخی ملت ایران محسوب می‌شود.<br />
عاشورا نماد انتخاب آگاهانه، آزادی و ایستادگی در برابر ظلم است؛ در حالی که در تشکیلات مجاهدین:<br />
&#8211; انتخاب آزاد وجود ندارد.<br />
&#8211; خروج ممنوع است.<br />
&#8211; اعتراض سرکوب می‌شود.<br />
و مرگ معترض، ابزار تبلیغاتی می‌گردد.<br />
این مقایسه، بیش از هر چیز ماهیت فرقه‌ای و تمامیت‌خواه این سازمان را عیان می‌کند.</p>
<h3>سکوت مدعیان حقوق بشر</h3>
<p>سؤال اساسی اینجاست: چگونه سازمانی با چنین کارنامه‌ای، همچنان از حمایت رسانه‌ای و سیاسی برخی محافل غربی برخوردار است؟<br />
چرا نهادهای مدعی حقوق بشر، در برابر محرومیت درمانی، زندان تشکیلاتی و قتل‌های مشکوک درون این گروه، سکوت اختیار کرده‌اند؟<br />
پرونده اصغر باباعلی و ده‌ها نمونه مشابه، اسنادی زنده از جنایات خاموش یک تشکیلات سیاسی–امنیتی است که بیش از هر چیز، قربانیانش اعضای خودش هستند.</p>
<h3>سخن پایانی</h3>
<p>افشای این واقعیت‌ها، نه از سر کینه، بلکه یک وظیفه انسانی و اخلاقی است. تا زمانی که حقیقت گفته نشود، قربانیانی دوباره قربانی می‌شوند؛ این بار در سکوت و فراموشی.<br />
یاد اصغر باباعلی، یادآور این حقیقت تلخ است که در تشکیلات مجاهدین خلق، مرگ هم ابزار است؛ ابزاری برای سرکوب، تحریف و بقا.</p>
<p>عباس جعفری</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67962">بهره‌برداری مجاهدین خلق از مرگ افراد</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67962/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>عکسی بر دیوار و عکسی در آغوش پدر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67707</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67707?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Dec 2025 06:00:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده ها]]></category>
		<category><![CDATA[مجتبی علیمردانی]]></category>
		<category><![CDATA[نفی روابط خانوادگی در مناسبات فرقه رجوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67707</guid>

					<description><![CDATA[<p>گاهی یک تصویر، رساتر از هزاران گزارش و افشاگرانه‌تر از ده‌ها بیانیه، حقیقتی تلخ را فریاد می‌زند. عکسی که بر دیوار خانه‌ای ساده نصب شده و همان عکس که در آغوش پدری سالخورده آرام گرفته است، روایت سال‌های طولانی چشم‌انتظاری، فراق و رنج خانواده‌هایی است که قربانی سیاست‌های ضدانسانی سازمان تروریستی مجاهدین به سرکردگی مسعود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67707">عکسی بر دیوار و عکسی در آغوش پدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی یک تصویر، رساتر از هزاران گزارش و افشاگرانه‌تر از ده‌ها بیانیه، حقیقتی تلخ را فریاد می‌زند. عکسی که بر دیوار خانه‌ای ساده نصب شده و همان عکس که در آغوش پدری سالخورده آرام گرفته است، روایت سال‌های طولانی چشم‌انتظاری، فراق و رنج خانواده‌هایی است که قربانی سیاست‌های ضدانسانی سازمان تروریستی مجاهدین به سرکردگی مسعود و مریم رجوی شده‌اند.</p>
<p>در این تصویر، جانعلی علیمردانی، پدری سالخورده را می‌بینیم که سال‌هاست زمان بر چهره‌اش رد انداخته؛ موهایی سپید، دستانی چروکیده و نگاهی که هنوز به در دوخته شده است. در آغوش او قاب عکسی قرار دارد از فرزندش مجتبی علیمردانی؛ جوانی که روزگاری پرشور و امیدوار بوده و امروز سال‌هاست در قرارگاه رجوی، در اسارت ذهنی و عینی، از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم مانده است.</p>
<p>سازمان مجاهدین خلق طی دهه‌ها، با ایجاد ساختاری فرقه‌ای و سرکوبگر، هزاران نفر را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم کرده است؛ حق ارتباط با خانواده، حق دسترسی آزاد به اطلاعات، حق انتخاب مسیر زندگی و حتی حق اندیشیدن مستقل. قطع کامل ارتباط اعضا با دنیای بیرون، یکی از ستون‌های اصلی بقای این فرقه بوده است؛ چرا که خانواده، نخستین و جدی‌ترین تهدید برای ذهن‌های به بند کشیده‌شده در اردوگاه‌های رجوی است.</p>
<p>این پدر، نماینده هزاران پدر و مادری است که سال‌های جوانی خود را در انتظار یک تماس، یک خبر یا حتی نشانی از زنده بودن فرزندشان سپری کردند. برخی از آنان هرگز صدای فرزندشان را نشنیدند و تنها با یک خبر کوتاه و مبهم از سوی سازمان مواجه شدند: &#8220;درگذشت در حین انجام وظیفه. نه پیکری تحویل داده شد، نه قبری نشان داده شد و نه اجازه‌ای برای سوگواری واقعی.</p>
<p>عکسی که بر دیوار آویخته شده، یادگاری از زمانی است که امید هنوز زنده بود. اما همان عکس وقتی در آغوش پدر قرار می‌گیرد، به سندی از یک جنایت خاموش بدل می‌شود؛ جنایتی که نه با گلوله، بلکه با شست‌وشوی مغزی، انزوای مطلق و نابودی پیوندهای عاطفی انجام شده است. این تصویر، گواهی زنده بر سیاست «طلاق از خانواده» و «قطع عواطف» است که سال‌ها در قرارگاه‌های رجوی اجرا شده است.</p>
<p>انجمن نجات و خانواده‌های دردمند، سال‌هاست که تلاش می‌کنند صدای این پدران و مادران باشند؛ صدایی که سازمان مجاهدین با تمام توان کوشیده آن را خاموش کند. اما حقیقت، هرچند دیر، خود را نشان می‌دهد. امروز دیگر روشن است که آنچه در قرارگاه‌های این سازمان جریان داشته و دارد، نه مبارزه سیاسی، بلکه اسارت فکری و نقض سیستماتیک حقوق بشر است.</p>
<p>این عکس‌ها ما را به یاد مسئولیت جمعی‌مان می‌اندازد؛ مسئولیتی برای روایت حقیقت، برای دفاع از حق خانواده‌ها و برای مطالبه پاسخگویی از سران تشکیلاتی که هنوز هم مانع ارتباط آزاد اعضا با عزیزانشان می‌شوند. تا زمانی که حتی یک پدر، عکسی را به جای فرزندش در آغوش می‌فشارد، این پرونده بسته نخواهد شد.</p>
<p>عکسی بر دیوار و عکسی در آغوش پدر، تنها یک تصویر نیست؛ فریادی است علیه فراموشی، سندی از یک عمر انتظار و نشانه‌ای از عشقی که هیچ دیواری، هیچ حصاری و هیچ گروهی قادر به نابودی آن نیست.</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67707">عکسی بر دیوار و عکسی در آغوش پدر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67707/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سارق روح؛ بازنمایی رسانه‌ای فرقه‌ها و مهندسی ذهن در جامعه معاصر</title>
		<link>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67681</link>
					<comments>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67681?noamp=mobile#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[انجمن نجات]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 08:21:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فرقه گرایی مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[روش های فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت فرقه ای مجاهدین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://www.nejatngo.org/fa/?p=67681</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه در سال‌های اخیر، موضوع فرقه‌ها همچون سازمان تروریستی مجاهدین خلق از جمله جریان‌های مخرب بر ذهن و رفتار افراد با تبلیغات دروغین، نفوذ آرام، پنهان و تدریجی این گروه‌ها در لایه‌های مختلف جامعه، به‌ ویژه در میان جوانان و افراد جویای معنا، خطری است که تنها با برخورد امنیتی قابل مهار نیست، بلکه نیازمند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67681">سارق روح؛ بازنمایی رسانه‌ای فرقه‌ها و مهندسی ذهن در جامعه معاصر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>مقدمه</h3>
<p>در سال‌های اخیر، موضوع فرقه‌ها همچون سازمان تروریستی مجاهدین خلق از جمله جریان‌های مخرب بر ذهن و رفتار افراد با تبلیغات دروغین، نفوذ آرام، پنهان و تدریجی این گروه‌ها در لایه‌های مختلف جامعه، به‌ ویژه در میان جوانان و افراد جویای معنا، خطری است که تنها با برخورد امنیتی قابل مهار نیست، بلکه نیازمند آگاهی‌بخشی، تحلیل علمی و روشنگری فرهنگی است.</p>
<p>در این میان، سریال تلویزیونی &#8220;سارق روح&#8221; به‌ عنوان یکی از معدود آثار نمایشی ایرانی که مستقیماً به این موضوع پرداخته، قابل توجه و بررسی است. این مجموعه تلاش می‌کند با زبان داستان و در قالب یک روایت معمایی–امنیتی، مخاطب را با ساز و کارهای جذب و کنترل ذهن در گروه‌های فرقه‌گون آشنا کند؛ موضوعی که سال‌ها پیش توسط پژوهشگران برجسته‌ای همچون مارگارت تالر سینگر در کتاب مشهور &#8220;فرقه‌ها در میان ما&#8221; به‌صورت علمی بررسی شده است.</p>
<h3>&#8220;سارق روح&#8221; درباره چیست؟</h3>
<p>&#8220;سارق روح&#8221; داستان خود را حول شخصیت نادر عابدی، استاد دانشگاه و کارشناس فرقه های تروریستی خطرناک، شکل می‌دهد. او با نگاهی پژوهش‌محور و تحلیلی، وارد پرونده‌هایی می‌شود که ظاهر آن‌ها فرهنگی و اجتماعی است، اما در عمق خود به شبکه‌هایی سازمان‌یافته با ساختاری فرقه‌ای ختم می‌شوند.</p>
<p>سریال به‌جای تمرکز صرف بر تعقیب و گریز، تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه ذهن انسان‌ها هدف قرار می‌گیرد؛ چگونه افرادی تحصیل‌کرده، سالم و حتی مذهبی، به‌تدریج در دام گروه‌هایی می‌افتند که هویت فردی، اراده و استقلال فکری آن‌ها را سلب می‌کنند.</p>
<h3>فرقه‌ها؛ همان‌طور که هستند، نه آن‌طور که تصور می‌شوند</h3>
<p>یکی از نقاط قوت &#8220;سارق روح&#8221; این است که فرقه‌ها را نه به‌صورت گروه‌هایی عجیب و دور از دسترس، بلکه به‌ عنوان پدیده‌ای مدرن، روزمره و نزدیک به زندگی عادی به تصویر می‌کشد. این دقیقاً همان نکته‌ای است که مارگارت تالر سینگر در کتاب &#8220;فرقه‌ها در میان ما&#8221; بر آن تأکید می‌کند.</p>
<p>سینگر معتقد است :<br />
&#8220;فرقه‌ها در حاشیه جامعه زندگی نمی‌کنند؛ آن‌ها در میان ما هستند.&#8221;</p>
<p>بر اساس تحلیل‌های او، فرقه‌ها معمولاً:<br />
با وعده معنا، آرامش، رشد معنوی یا نجات فردی شروع می‌شوند.<br />
از بحران‌های هویتی، عاطفی یا اجتماعی افراد بهره می‌برند.<br />
به‌ تدریج با تکنیک‌های روان‌شناختی، تفکر انتقادی فرد را تضعیف می‌کنند.<br />
و در نهایت، فرد را به وابستگی کامل ذهنی و عاطفی به رهبر یا گروه می‌کشانند.<br />
این الگوها به‌ روشنی در روایت &#8220;سارق روح&#8221; قابل مشاهده است.</p>
<h3>مهندسی ذهن؛ سرقتی بی‌صدا اما عمیق</h3>
<p>عنوان سریال، &#8220;سارق روح&#8221;، به‌خوبی به هسته اصلی مسئله اشاره دارد. در فرقه‌ها و سازمان های تروریستی فرقه گرا همچون سازمان تروریستی رجوی، آنچه به سرقت می‌رود پول یا دارایی مادی نیست؛ بلکه اراده، هویت و قدرت انتخاب انسان است.<br />
در کتاب &#8220;فرقه‌ها در میان ما&#8221;، سینگر توضیح می‌دهد که بسیاری از اعضای فرقه‌ها حتی متوجه نمی‌شوند چه زمانی کنترل ذهن آن‌ها آغاز شده است. این فرآیند معمولاً شامل:</p>
<p>القای احساس خاص بودن<br />
ایجاد ترس از دنیای بیرون<br />
قطع تدریجی ارتباط با خانواده و دوستان<br />
و تعریف یک حقیقت مطلق که تنها از مسیر رهبر یا گروه قابل دستیابی است.</p>
<p>سریال &#8220;سارق روح&#8221; با نمایش تدریجی این مراحل، به مخاطب نشان می‌دهد که خطر فرقه‌ها ناگهانی نیست، بلکه آرام و خزنده است.</p>
<h3>نقش آگاهی؛ نقطه اشتراک سریال و پژوهش علمی</h3>
<p>هم در روایت سریال و هم در نگاه سینگر، آگاهی مهم‌ترین ابزار پیشگیری است. شخصیت اصلی سریال به‌جای برخورد سطحی یا شعاری، بر شناخت دقیق ساختار، زبان، نمادها و روش‌های جذب این گروه‌ها تأکید دارد.<br />
مارگارت تالر سینگر نیز در کتاب خود بارها هشدار می‌دهد که:</p>
<p>ناآگاهی، افراد را آسیب‌پذیر می‌کند.<br />
ساده‌انگاری درباره فرقه‌ها، آن‌ها را قدرتمندتر می‌سازد.<br />
و سکوت اجتماعی، بهترین بستر برای رشد این جریان‌هاست.<br />
از این منظر، &#8220;سارق روح&#8221; را می‌توان اثری هشدار دهنده دانست که تلاش می‌کند حساسیت اجتماعی نسبت به این پدیده را افزایش دهد.</p>
<h3>چرا پرداخت رسانه‌ای به فرقه‌ها مهم است؟</h3>
<p>یکی از خلأهای جدی در فضای فرهنگی ما، کمبود گفت‌وگوی عمومی درباره فرقه‌ها و تکنیک‌های کنترل ذهن است. بسیاری از خانواده‌ها زمانی متوجه خطر می‌شوند که کار از کار گذشته است.<br />
آثاری مانند &#8220;سارق روح&#8221; می‌توانند:<br />
آغازگر گفت‌وگو در خانواده‌ها باشند.<br />
نگاه جامعه را از &#8220;قربانی‌مقصر&#8221; به &#8220;قربانی‌آگاه‌نشده&#8221; تغییر دهند و زمینه مراجعه به منابع علمی و نهادهای آگاهی‌بخش، مانند انجمن نجات، را فراهم کنند.</p>
<p>فریدون ابراهیمی رهایافته از فرقه تروریستی رجوی</p>
<p>نوشته <a href="https://www.nejatngo.org/fa/posts/67681">سارق روح؛ بازنمایی رسانه‌ای فرقه‌ها و مهندسی ذهن در جامعه معاصر</a> اولین بار در <a href="https://www.nejatngo.org/fa">انجمن نجات</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://www.nejatngo.org/fa/posts/67681/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
