مردادماه در تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین خلق با چند رویداد مهم گره خورده است؛ رویدادهایی که از تشدید فعالیتهای مسلحانه در دهه ۶۰ تا عملیات نظامی این سازمان از خاک عراق علیه ایران و سالها بعد، حوادث خونین قرارگاه اشرف را دربرمیگیرد. مرور این وقایع، تصویری روشنتر از مسیری به دست میدهد که سازمان مجاهدین […]
مردادماه در تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین خلق با چند رویداد مهم گره خورده است؛ رویدادهایی که از تشدید فعالیتهای مسلحانه در دهه ۶۰ تا عملیات نظامی این سازمان از خاک عراق علیه ایران و سالها بعد، حوادث خونین قرارگاه اشرف را دربرمیگیرد.
مرور این وقایع، تصویری روشنتر از مسیری به دست میدهد که سازمان مجاهدین خلق طی کرد؛ مسیری که سرانجام آن، فاصله گرفتن هرچه بیشتر از جامعه ایران و وابستگی به عوامل خارجی بود.
سوم مرداد ۱۳۶۷؛ آغاز فروغ جاویدان
بیتردید مهمترین رویداد مردادماه در کارنامه سازمان، آغاز عملیات موسوم به “فروغ جاویدان” در سوم مرداد ۱۳۶۷ است.
در این عملیات، نیروهای سازمان که در عراق مستقر بودند، از مرزهای غربی وارد خاک ایران شدند. هدف اعلامشده، پیشروی در داخل ایران و حرکت به سمت کرمانشاه و سپس تهران بود. سازمان در روایتهای خود نیز از پیشروی نیروهایش تا منطقه کرمانشاه سخن گفته است.
اما این عملیات برخلاف محاسبات سرکردگان سازمان، به نتیجه مورد انتظار آنان نرسید.
مرداد ۱۳۶۷؛ فروغ جاویدان و شکست در مرصاد
در ادامه پیشروی نیروهای سازمان، نبرد در منطقه چهارزبر و مسیر کرمانشاه شدت گرفت و عملیات “مرصاد” در برابر نیروهای مهاجم شکل گرفت.
عملیات فروغ جاویدان که سوم مرداد آغاز شده بود، در هفتم مرداد پایان یافت.
شکست این عملیات را میتوان یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ سازمان مجاهدین خلق دانست؛ زیرا پس از آن، سازمان دیگر نتوانست پروژه مشابهی را در قالب یک تهاجم گسترده نظامی به داخل ایران تکرار کند.
اهمیت این واقعه فقط در نتیجه نظامی آن نیست. سازمانی که مدعی مبارزه برای مردم ایران بود، در این مقطع با نیرویی سازمانیافته از خاک عراق وارد ایران شد؛ موضوعی که یکی از مهمترین پرسشهای تاریخی درباره مسیر سیاسی و نظامی فرقه رجوی را شکل میدهد:
چگونه جریانی که خود را مدافع مردم ایران معرفی میکرد، برای تحقق اهداف سیاسی و نظامی خود به خاک عراق و امکانات حکومت صدام حسین متکی شد؟
پاسخ به این پرسش، بخش مهمی از تاریخ تحولات سازمان مجاهدین خلق را روشن میکند.
مرداد ۱۳۶۰؛ آغاز فصل تازهای در زندگی سیاسی رجوی
مردادماه سال ۱۳۶۰ نیز با تحولاتی مهم در مسیر سازمان همراه بود. از جمله، خروج مسعود رجوی از ایران و رفتن او به فرانسه که آغاز مرحله تازهای در فعالیت سیاسی سازمان در خارج از کشور بود.
این دوره را باید در کنار گسترش فعالیتهای مسلحانه سازمان در سالهای ابتدایی دهه ۶۰ بررسی کرد؛ دورهای که سازمان بهتدریج از فعالیت سیاسی فاصله گرفت و وارد مرحلهای خشن و مسلحانه شد.
۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸؛ حادثه اشرف
دو دهه بعد، مردادماه بار دیگر شاهد یکی از وقایع مهم مرتبط با سازمان مجاهدین خلق بود.
در روزهای ششم و هفتم مرداد ۱۳۸۸، نیروهای عراقی با اعضای سازمان در قرارگاه اشرف درگیر شدند. سازمان این حادثه را حمله نیروهای عراقی به اشرف روایت کرد و از کشته و مجروح شدن شماری از اعضای خود سخن گفت.
فارغ از اختلاف روایتها درباره جزئیات این حادثه، اهمیت تاریخی آن در این است که نشان داد پس از سقوط صدام حسین نیز حضور سازمان در عراق با بحرانهای جدی همراه بود.
اشرف که سالها یکی از مهمترین پایگاههای سازمان در عراق بود، سرانجام به یکی از نمادهای دوره طولانی حضور تشکیلات مجاهدین خلق در این کشور تبدیل شد.
مرداد؛ ماهی برای بازخوانی یک مسیر
اگر وقایع مردادماه را کنار یکدیگر قرار دهیم، با چند نقطه عطف مهم مواجه میشویم:
مرداد ۱۳۶۰: آغاز مرحلهای تازه در فعالیت سازمان و خروج مسعود رجوی از ایران.
مرداد ۱۳۶۷: ورود نیروهای سازمان از خاک عراق به ایران در عملیات فروغ جاویدان و شکست آن در نبرد مرصاد.
مرداد ۱۳۸۸: درگیری در قرارگاه اشرف و ادامه بحران سازمان در عراق.
این رخدادها را نمیتوان صرفاً حوادث پراکنده تاریخی دانست. آنها بخشهایی از مسیری هستند که سازمان مجاهدین خلق طی چند دهه پیمود؛ مسیری از فعالیت سیاسی و مسلحانه در داخل ایران تا استقرار در عراق و انجام عملیات نظامی علیه کشور، و سپس گرفتار شدن در بحرانهای متعدد در خارج از ایران.
سخن پایانی
بازخوانی این وقایع برای خانوادههایی که سالهاست از ارتباط آزادانه با عزیزان خود در سازمان محروم بودهاند، تنها مرور چند تاریخ در تقویم نیست.
پشت این تاریخها، زندگی انسانهایی قرار دارد که بسیاری از آنان سالها در ساختاری بسته و جدا از خانواده و جامعه زندگی کردهاند.
از همین رو، بررسی تاریخ سازمان مجاهدین خلق باید بر پایه اسناد، خاطرات اعضای جداشده و روایت خانوادهها صورت گیرد؛ نه صرفاً تبلیغات و روایتهایی که توسط سرکردگان سازمان ارائه میشود.
مردادماه، با مرور این وقایع، یادآور فرازهایی از تاریخ سازمانی است که از رؤیای فتح تهران در سال ۱۳۶۷ به شکست نظامی در مرصاد رسید و سالها بعد نیز در بحران اشرف و سپس خروج از عراق، بخش دیگری از مسیر پرپیچوخم خود را پشت سر گذاشت.
بازخوانی این گذشته، فرصتی است برای شناخت واقعیتهای پنهانمانده از افکار عمومی و شنیدن صدای خانوادهها و اعضای جداشدهای که روایت دیگری از درون این تشکیلات دارند.
فریدون ابراهیمی

